اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

توضیح واضحات: علی ناظر

چندان برایم مهم نیست که کسی مرا همسوی مجاهد و یا جمهوری اسلامی، چپ و یا راست، و یا حتی راسیست و پان فارس بخواند. اینها همه برچسب و عناوینی هستند که به مرور زمان رنگ می بازند، اما آنچه که رنگ نمی بازد ویرانی ایران است. تمام ایران از کردستان تا بلوچستان، از خرمشهر تا گنبدقابوس و از آذربایجان تا بندرعباس و سه جزیره در خلیج همیشه فارس؛ و من با قلم بی بضاعتی که دارم، علیه جنگ کلاسیک که به ویرانی ایران منجر شود، می نویسم… جنگ کلاسیک در معنا و مفهوم و در عمل یک تعریف دارد. دو ارتش تا به دندان مسلح با سلاح های سنگین زرهی و اگر در توانشان باشد با حملات و بمباران های هوایی، شهر و ده و جاده و پل و سد و فرودگاه و بیمارستان و کودکستان را به آتش می کشند تا بتوانند به پیشروی نظامی ادامه دهند. در جنگ کلاسیک «انسان» است که کشته می شود. کُرد و فارس و عرب و ترک و ترکمن و بلوچ هم نمی شناسد. زن و مرد و کودک و بیمار و زن باردار هم نمی شناسد. در جنگ کلاسیک «آدم» کشته می شود. آجر و سیمان و دیوار بر سر «آدم» خراب می شود. جنگ کلاسیک «آدم» می کُشد. نه یکی، دو تا و صد تا و هزار تا، بلکه ده ها و صدها هزار «آدم» کشته می شوند. «انسان» و «انسانیت» است که ذبح می شود، تا سیاستبازان به قدرت برسند، و جهانخواران به یغما ببرند… ارمغان جنگ کلاسیک، میلیون ها «انسان» در به در، میلیون ها بیمار، ده ها و صدها هزار بیمار روانی، سرزمینی آلوده به مواد آکتیو و بیماریزا، سرزمینی بدون زیرساختار است؛ و در این دوران و پس از این دوران، میلیونها گرسنه و بی خانمان و مجروح به دنبال کار و مسکن و نان، روز را به شب می گذرانند…سرنگونی جمهوری اسلامی یک پُز سیاسی توخالی است، اگر نان، کار و مسکن را در دستورکار خود قرار ندهد. درد مشترک ملت ستمدیده ایران، نبود این سه بایست است. و این سه، با جنگ کلاسیک تضمین نمی شود. با وابستگی و ارسال درخواست نامه به راسیست های آمریکایی تضمین نمی شود. ارباب بی مروت همیشه بی مروت بوده، است و خواهد بود…هرشخصیت و نهادی را که موافق حمله نظامی بیگانه به ایران باشد و یا درصاف کردن جاده نقش ایفا کند را خائن می شناسم. یک نفر بیشتر نیستم، اما به اندازه یکنفر، و به همان اندازه که یکنفر حق ابراز عقیده دارد، بر این نکته مصّرم که تنها راهکار برای سرنگونی، و آشیل جمهوری اسلامی، تکیه بر ملت شریف ایران، و همبستگی ملی است.

توضیح واضحات

ali-nazer

علی ناظر

به امید اینکه سال جدید میلادی برای ایران و ایرانی شادی و پیروزی به همراه داشته باشد، به چند نکته اشاره می کنم، هرچند که توضیح واضحات هستند.

مطلبی نوشتم «نه جنگ» یا «جنگ نه» و سپس نقدی بر آن را در دیدگاه منتشر کردم.

نمی دانم به چه زبان و جمله بندی و لحنی بنویسم که باعث کج فهمی خواننده نشوم. بدین خاطر به کوتاه نوشتن بسنده می کنم.
در کنار آنچه در این چند سال نوشته ام، و شاید بخاطر آنها، چندان برایم مهم نیست که کسی مرا همسوی مجاهد و یا جمهوری اسلامی، چپ و یا راست، و یا حتی راسیست و پان فارس بخواند. اینها همه برچسب و عناوینی هستند که به مرور زمان رنگ می بازند، اما آنچه که رنگ نمی بازد ویرانی ایران است. تمام ایران از کردستان تا بلوچستان، از خرمشهر تا گنبدقابوس و از آذربایجان تا بندرعباس و سه جزیره در خلیج همیشه فارس؛ و من با قلم بی بضاعتی که دارم، علیه جنگ کلاسیک که به ویرانی ایران منجر شود، می نویسم.

برای اینکه از دوباره گویی و کج فهمی پرهیز شود، خواننده با حوصله را به «اشتباه محاسبه»، «جبهه وسیع»، «تروریستها بیکار ننشسته اند، خاک ایران، آخرین خاکریز»، «خشنودی رژیم اسلامی، خشنودی آمریکا»، «ناتوانی اپوزیسیون: «راه حل پيشگيرانه يا دگرديسي» » و دیگر سری مقالاتم ارجاع می دهم.

حال به اصل مطلب بپردازیم:

  • جنگ کلاسیک در معنا و مفهوم و در عمل یک تعریف دارد. دو ارتش تا به دندان مسلح با سلاح های سنگین زرهی و اگر در توانشان باشد با حملات و بمباران های هوایی، شهر و ده و جاده و پل و سد و فرودگاه و بیمارستان و کودکستان را به آتش می کشند تا بتوانند به پیشروی نظامی ادامه دهند. در جنگ کلاسیک «انسان» است که کشته می شود. کُرد و فارس و عرب و ترک و ترکمن و بلوچ هم نمی شناسد. زن و مرد و کودک و بیمار و زن باردار هم نمی شناسد. در جنگ کلاسیک «آدم» کشته می شود. آجر و سیمان و دیوار بر سر «آدم» خراب می شود. جنگ کلاسیک «آدم» می کُشد. نه یکی، دو تا و صد تا و هزار تا، بلکه ده ها و صدها هزار «آدم» کشته می شوند. «انسان» و «انسانیت» است که ذبح می شود، تا سیاستبازان به قدرت برسند، و جهانخواران به یغما ببرند.
  • در جنگ کلاسیک، هیچموقع یک طرف علیه دیگری پیروز نشده است. همیشه و پس از قتل هزاران و میلیون ها «آدم»، دو طرف پشت یک میز درب و داغان می نشینند و با هم «مذاکره» می کنند؛ و چون به توافق نمی رسند، «آدمکشی» دوباره آغاز می شود، تا بالاخره یک روز، یک شب، در یک ساعتی، دو طرف یک ورقه کاغذ را امضا کنند، و یکی از دو طرف شکست را بپذیرد. طرف پیروز، قرار است که برآن آن خرابه حاکم شود؛ و همه آنچه که بوده را بسازد. دیر یا زود، می سازد؛ اما آن هزاران هزار و شاید میلیون ها «آدم» که کشته شده اند را نمی تواند باز گرداند. برای درک بهتر خوبست به متن توافق اخیر ترکیه و روسیه توجه شود. پس از اینهمه آدمکشی و جنایت از هر دو سو، قرار است که بر سر یک میز بنشینند، و حرفی هم از حذف اسد به میان نیاورند.
  • ارمغان جنگ کلاسیک، میلیون ها «انسان» در به در، میلیون ها بیمار، ده ها و صدها هزار بیمار روانی، سرزمینی آلوده به مواد آکتیو و بیماریزا، سرزمینی بدون زیرساختار است؛ و در این دوران و پس از این دوران، میلیونها گرسنه و بی خانمان و مجروح به دنبال کار و مسکن و نان، روز را به شب می گذرانند.
  • امروز، بخشی از جامعه، بخاطر جنایات و خیانتهای خمینی و جمهوری اسلامی، غبطه دوران شاه را می خورند. پس از آغاز و در ادامه جنگ کلاسیک، بخشی از جامعه، بخاطر ظلم و آسیبهای جنگ، غبطه دوران جمهوری اسلامی را خواهند خورد.
  • پس از جنگ کلاسیک، طرف پیروز بر ویرانه ای بنام ایران حاکم است. ایرانی که تمام ثروتش را به جهانخواران «آدم»خوار داده تا به او گلوله و بمب بفروشند.
  • پس از جنگ کلاسیک، ایران مأوای ملتی است که دیگر توان مبارزه برای دموکراسی و آزادی را نخواهد داشت. از مبارزه مأیوس شده، و به هر ننگ و قراردادی تن خواهد داد.
  • پس از جنگ کلاسیک، جهانخواران و «آدم»کشان و غارتگران ثروت ملی ملت شریف ایران، بر روند سیاست و فرهنگ سیاسی جامعه حاکم می شوند و مترسک خود و دولتی خودفروخته را بر ملتی ستمدیده تحمیل می کنند. من به این دلایل علیه جنگ کلاسیک هستم.

برای درک بهتر به لیبی و آنچه در چند سال اخیر بر آن کشور گذشته دقت شود. برای درک درست از تبعات و آسیبهای جنگ کلاسیک، به سوریه و حلب و ادلب و دمشق دقت شود. برای فهمیدن بهتر به یمن دقت شود. و اگر بازهم نفهمیدیم و اگر بازهم بر جنگ کلاسیک پای فشردیم به عراق و افغانستان توجه شود، و بپرسیم برنده واقعی جنگ کلاسیک در منطقه در 25 سال گذشته کیست؟ مردم، یا مرتجعین و جهانخواران آدمکش و غارتگر؟ اگر پاسخ خواننده این سطور «مردم» است، مرا با شما کاری نیست. ولی اگر به این درک و فهم رسیدیم که برندهء همیشگی جنگ کلاسیک، همان «دشمن اصلی» است، پس راهی دگر بجوییم و اینقدر بی مهابا و کودکانه بر طبل جنگ کلاسیک نکوبیم، چرا که در پس و حین جنگ کلاسیک، وابستگی نهفته است. وابستگی تا مرز وطن فروشی.

با مثالی دیگر منظورم را ادا می کنم. در جنگ حلب، بخش بزرگی از حلب در دست مخالفین اسد بود. اما و سرانجام اسد پیروز شد. بپرسیم چرا؟ آیا فقط به دلیل بمباران جت های روسیه و شرکت فعال پاسداران بود، و یا اینکه بخاطر عدم حضور فعال «مردم» به معنی اخص کلمه، بمثابه فاکتور تعیین کننده در این جنگ بوده است؟ به هنگام خروج نیروهای مسلح مخالف، و نقل و انتقال آنها به ادلب، فقط چند هزار که شامل خانواده هم می شد، خارج شدند. بدون شک، بخشی از کُل جمعیت به مخالفان مسلح پیوستند، اما در عمل ثابت شد که آن تعداد، رقمی قابل توجه نیست و می شود آن تعداد را شکست داد. به زبانی دیگر و در عمل، ثابت شد که استراتژی ارتش آزاد و جنگ کلاسیک و شهر به شهر، شکست می خورد. ثابت شد که نظام و رژیم جنایتکار آماده است تا تمام شهر را با خاک یکسان کند اما پیروز شود. حاضر است بمب بشکه ای بر سر شهروند بی سلاح بریزد اما پیروز شود. آیا این پیروزی و آن شکست بخاطر ددمنشی اسد و روسیه و پاسداران است؟ بدون شک. آیا در فروپاشی «خط» حلب، تعداد کثیری شهروند غیر نظامی به قتل رسیدند؟ بطورحتم. آیا آنچه اسد و روسیه و پاسداران کردند و می کنند، «جنایت جنگی» است؟ حتما است. اما آنچه در «نه جنگ» یا «جنگ نه» و در این مقاله می گویم این نکات نیست؛ چرا که این واقعیتها هیچکدام بر درستی جنگ کلاسیک تأکید ندارد، بلکه دال بر اینست که در جنگ کلاسیک «جنایت جنگی» امریست واقعی و روزمره. حال اگر کسی به دنبال این است که جمهوری اسلامی را با این روش سرنگون کند، من مخالفم. برایم مهم نیست که چه برچسبی به من زده می شود. مهم اینست که وقتی یک «خط» غلط است باید آن را گفت. باید آن را جار زد.

اما راهکار، همان است که بارها و سالها تکرار کرده ام. خیزش اجتماعی زیر پوشش و چتر حفاظتی نیروی مسلح رادیکال.

به خیزش اجتماعی 1388 دقت شود. رهبری علیه ساختار شکنی بود، اما شرکت کنندگان خواهان حذف اصل ولایت فقیه. عملا تجربه ثابت کرد که خیزش اجتماعی، در زمانیکه همه نیروها و سازمانهای رادیکال و آزادیخواه «هم جبهه» نباشند، بازده نخواهد داشت. به همین منظور به «جبهه وسیع آزادیخواهان» باور دارم. اما این فقط یک اسم است. آن را اگر اصرار داریم، جبهه همبستگی ملی بنامیم، اما برای شکل گیری آن به جد فعال شویم. آن را جبهه خلق بنامیم اما برای آن از خودپسندی و خودمحوری دست برداریم و هم سو شویم. مشکل اسم و رسم نیست، مشکل این نیست که چه کسی آن را پیشنهاد کرده است، مشکل، جدی نبودن سازمانها و نیروهای آزادیخواه برای تشکیل جبهه و همپیمان شدن است.

من با راه حل سوم، و یا با همبستگی ملی هیچ مشکلی ندارم، اما بر این باورم که برای رسیدن به همبستگی ملی، باید از برچسب زدن به مخالف و منتقد و دیگر آزادیخواهان دست برداریم. من سرنگونی را بخاطر سرنگونی جمهوری اسلامی، اگر نخواهد به آزادی اندیشه و بیان و مطبوعات منجر شود، نمی خواهم، چرا که فرقی نیست بین جمهوری اسلامی و جایگزین آن، اگر آلترناتیو جمهوری اسلامی به مفاد بیانیه حقوق بشر پایبند نباشد. برای من، سرنگونی جمهوری اسلامی دوپول نمی ارزد، اگر قانون اساسی بر سکولاریسم، آزادی ادیان و اقوام ساکن در داخل مرزهای ایران مصّر نباشد. سرنگونی جمهوری اسلامی یک پُز سیاسی توخالی است، اگر نان، کار و مسکن را در دستورکار خود قرار ندهد. درد مشترک ملت ستمدیده ایران، نبود این سه بایست است. و این سه، با جنگ کلاسیک تضمین نمی شود. با وابستگی و ارسال درخواست نامه به راسیست های آمریکایی تضمین نمی شود. ارباب بی مروت همیشه بی مروت بوده، است و خواهد بود.

چگونه می شود جمهوری اسلامی را از طریق جنگ کلاسیک و ارتش آزادیبخش سرنگون کرد، و در عین حال نان، کار و مسکن را بر خرابه های خود ویران کرده، تضمین کرد؟ خود را گول نزنیم. جنگ کلاسیک بالنفسه ضد کار، نان و مسکن است. بالنفسه عامل فساد و تن فروشی و بیماری و وابستگی است. حال آنکه، همبستگی ملی، و یا جبهه وسیع آزادیخواهان، تضمین کننده راهکاریست که از همان ابتدا بر تعقل، کثرتگرایی و رهبری جمعی استوار بوده، و نوید دهنده آینده ای روشن است. فقط یک هدف دارد «سعادت ملت شریف ایران». ملت شریف و ستمدیده ایران به دنبال چنین همپیمانی بین تمام نیروهای سرنگونی طلب و آزادیخواه است، و نه در انتظار تانک های اهدایی راسیستهای آمریکایی و بمب های چند تُنی صهیونیستها و سعودیها.

اگر آنچه نوشتم را درک نمی کنید، تقصیر را به گردن ضعف قلمم بگذارید، اما می توانید به آمار دقت کنید. امروز دیگر دیر است که حلب را به روز اول خود بازگردانیم. دیر است که یمن و لیبی و عراق و افغانستان و سودان و …. را به روز اول بازگردانیم. نگذاریم فردا همین جملات را در باره تهران و تبریز و زاهدان و اهواز و …. بگوییم. سرنگونی جمهوری اسلامی را بدون ویرانی ایران رقم بزنیم. گام اول برای پیمودن «راه حل سوم»، محکوم کردن استراتژی جنگ کلاسیک است.

خلاصه بنویسم تا روشن حرفم را زده باشم. بر این باور بوده ام که جمهوری اسلامی همیشه «جنگ طلب» بوده است؛ و هرگز هم کتمان نکرده که «جنگ نعمت الهی است». اما در میان «اپوزیسیون» هستند کسانیکه بر طبل جنگ می کوبند، و تصاحب قدرت را تنها از طریق ویرانی ایران و جنگی ویرانگر می بینند. من هرشخصیت و نهادی را که موافق حمله نظامی بیگانه به ایران باشد و یا درصاف کردن جاده نقش ایفا کند را خائن می شناسم. یک نفر بیشتر نیستم، اما به اندازه یکنفر، و به همان اندازه که یکنفر حق ابراز عقیده دارد، بر این نکته مصّرم که تنها راهکار برای سرنگونی، و آشیل جمهوری اسلامی، تکیه بر ملت شریف ایران، و همبستگی ملی است.
اگر آزادیخواهیم و اگر به رهایی ایران از ظلم جمهوری اسلامی دل بسته ایم، دیگران را از خود دور نکنیم! به دنبال بیشماران باشیم. راه و روش سخن گفتن و رهنمود دادن به غیرخودی را درک کنیم و به زبانی سخن بگوییم که دیگران به ما بپیوندند. همبستگی یعنی پیوستن.

شاد باشید

علی ناظر
9 دی 1395
29 دسامبر 2016

منبع: سايت ديدگاه


نسخه‌ی چاپی
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از علی ناظر:

Advertisements

2 دیدگاه برای “توضیح واضحات: علی ناظر

  1. Khaghan dorodchi
    1 ژانویه 2017

    آقای علی ناظر یا به هر نام هنری و سیاسی که در بارگاه مسعود و مریم خدمتکار بودید، باید بگویم همه را گفتید و گمان کردید که الان صدای دست زدن می شنوید اما نه. شما نخست باید سازمان خود را که سینه چاکش بودی نقد کنید. سازمانی که بهترین فرزندان ایران را از دو طرف نابود کرد. امروز حنای شعار دیگر رنگ ندارد. هنوز هم خیانت سازمانی که تا دیروز در خدمتش کودکان و نوجوانان ایران را نابود کردید دنبال دسیسه است . سازمانی که به خونخوارترین دشمنان ملت ایران صدام و آل صعود پیشتر دست داده و حال نیز مریم خانم پا می دهد. صادقانه آن است تا دیر نشده سازمان جوانان کش خود را محکوم کنید بعد وارد کارزار شوید. مردم ایران را نادان نینگارید.

    • Khaghan dorodchi
      1 ژانویه 2017

      آل سعود = آل صعود از بی شرمی و پا گذاشتن بر شانه رنجدیده ترین کارگران و زحمتکشان خاورمیانه

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این ویودی در 30 دسامبر 2016 بدست در اشتراک - eshtrak فرستاده شده و با , برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: