اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

آموزش نیروی سرکوب برای مقابله با خیزش های کارگری!، در باره رفيق شهید هاشم باباعلی، و ماهنامه کارگری شماره ۳۵

یکی از واقعیات انکارناپذیر جامعه سرمایه داری ، تضاد دائمی و مبارزه توقف ناپذیر کارگران با سرمایه داران می باشد. مبارزه ای که گر چه «گاه نهان و گاه آشکار» است ، اما در همه جوامع سرمایه داری جاری بوده و بورژوازی ستمگر هم در همه جا ماشین سرکوب خود را علیه آن حاضر یراق کرده است. اما به رغم این واقعیت ، تاکنون در کمتر کشوری دیده شده است که یک رژیم حامی بورژوازی به گونه ای که جمهوری اسلامی در رزمایش های گوناگون خود نشان می دهد چنین بیشرمانه کارگران را علنا به عنوان دشمنانی که باید آماج سرکوب نیروهای انتظامی آن ها قرار بگیرند ، اعلام کند. وقتی سرکوبگران جمهوری اسلامی در تمرینات خود علنا نه این یا آن کارگر ، بلکه همه کارگران را به عنوان دشمنی که باید سرکوب شوند به نمایش می گذارند، این واقعیت حاوی پیام مهمی برای کارگران ما می باشد. کارگران ما باید علیرغم همه تبلیغات گمراه کننده جاری در رژیم جمهوری اسلامی این درس را همواره مد نظر خود داشته باشند که نه تنها کارفرما و یا شرکت پیمانکار مشخصی که حق شان را پایمال آزمندی خود می نمایند ، دشمن آن هاست، بلکه همه سرمایه داران و به واقع کل طبقه سرمایه دار و دولت حامی آن دشمنان قسم خورده می باشند و هیچ جناحی از حکومت و هیچ دار و دسته ای که این یا آن جناح حکومت را پشتیبانی می کنند نیز از این امر مبرا نیست. نکته مهم دیگر این است که همان طور که سردمداران جمهوری اسلامی «مدافعان حریم ولایت» را آموزش می دهند تا با قلع و قمع کارگران، سلطه سرمایه داران و دولت حامی آن ها را پاس دارند، طبقه کارگر قهرمان ما هم باید نیروهای خود را در جریان تجمعات و مبارزاتش و در جریان اعتصابات شان که در واقع «مدرسه جنگ» آن هاست ، آبدیده کرده و آن ها را برای نبردهای اجتناب ناپذیر در پیش رو، آماده سازد.

iran,manuver2

iran, manuver0

iran, manuverآموزش نیروی سرکوب برای مقابله با خیزش های کارگری!

به نقل از : ماهنامه کارگری ، ارگان کارگری چریکهای فدایی خلق ایران شماره 35 ، پانزدهم آذر ماه 1395

در پانزدهم آبان ماه امسال (1395) رسانه های رژیم سرکوبگر جمهوری اسلامی خبر دادند که در تاکستان – در استان قزوین-  یک مانور نظامی تحت نام رزمایش «مدافعان حریم ولایت» برگزار شد. با توجه به کثرت رزمایش های نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی در چهار گوشه کشور، بی شک چنین خبری در نگاه اول نظر کسی را به خود جلب نمی کند. اما آن چه به این خبر برجستگی می دهد این واقعیت است که این رزمایش به طور رسمی و علنی جهت آمادگی نیروهای رژیم در تاکستان – که دومین شهر مهم صنعتی استان قزوین محسوب می‌گردد – برای سرکوب اعتراضات کارگری سازمان داده شده بود. در عکس هائی که خبرگزاری های جمهوری اسلامی از این رزمایش منتشر نمودند ، کسانی که قرار بود در جریان این تمرین به وسیله «مدافعان حریم ولایت» سرکوب شوند کاغذ نوشته هائی در دست داشتند که رویشان نوشته شده بود: «کار برای زندگی، نه زندگی برای کار» يا «حقوق کارگری کجاست؟» و … واقعیتی که نشان می دهد مسئولین جمهوری اسلامی با چه بیشرمی و وقاحتی ، کارگرانی که برای طبیعی ترین مطالبات خود به اعتراض برخاسته اند را به مثابه دشمن کل جامعه اعلام نموده و نیروی انتظامی خود را برای مقابله و سرکوب آن ها تمرین می دهند.

در گذشته، زمانی که رژیم جمهوری اسلامی تازه بر قدرت تکیه زده بود، يکی از تم های تبلیغاتی آن مستضعف پناهی بود. در آن سال های اولیه، سردمداران این رژیم برای فریب کارگران و زحمتکشان که درست به خاطر تحقق خواست های انقلابی خود به پا خاسته و دست به انقلاب زده بودند، هر یک به طریقی می کوشیدند خود را مدافع کارگران و زحمتکشان جلوه دهند تا با خام کردن توده ها، فرصت سازماندهی نیروهای مرتجع خود و تحکیم پایه های رژیم وابسته به امپریالیسم خود را بیابند. در این دوره خود خمینی فریبکارانه برای تقدیس مقام کارگر اعلام کرد که «خدا هم کارگر است». اما امروز که آن روزهای موج سواری سپری شده، در شرایطی که چهره فریبکار و ضدخلقی جمهوری اسلامی بر همگان آشکار گشته و شدیدا مورد تنفر کارگران و زحمتکشان قرار دارد، سردمداران این رژیم خود را مجبور می بینند دشمنی همیشگی خود با کارگران را علنی کنند. یکی از جلوه های این واقعیت همانا مانور نظامی رزمایش «مدافعان حریم ولایت» است که طی آن کارگران به عنوان نیروی خطرناکی که سلطه جابرانه رژیم وابسته به امپریالیسم جمهوری اسلامی را تهدید می کند، نشان داده شدند.

اما این واقعیت که جمهوری اسلامی مجبور شده است رسما و علنا کارگران را به عنوان دشمنی که باید سرکوب شوند به عنوان هدف سرکوبگری «مدافعان حریم ولایت» اعلام کند، خود بیانگر آشکار شدن هر چه بیشتر شدت تضاد بین کارگران و رژیم مدافع سیستم سرمایه داری وابسته حاکم بر کشور می باشد، امری که امروز نمود آن به طور برجسته در حد رشد و گسترش مبارزات کارگری و وحشت سردمداران رژیم از این مبارزات قابل مشاهده است. امروز رشد روزافزون اعتصابات و تجمعات کارگری يکی از واقعیت هایی است که سیمای سیاسی جامعه ما را شکل می دهد. جدا از آمار رو به رشد تعداد اعتراضات روزانه کارگران به خصوص در ماه های اخیر، هشدارهای دائمی برخی از عناصر رژیم و از جمله نمایندگان جمهوری اسلامی در مجلس شورای اسلامی مبنی بر احتمال «شورش گرسنگان» و ضرورت جلوگیری از آن برای حکومت، همه گواه بر ترس و واهمه رژیم از کارگران مبارز ایران بوده و توضیح گر این امر است که چرا جمهوری اسلامی علنا کارگران را به عنوان دشمنان و اغتشاش گران علیه «حریم ولایت» اعلام کرده و مزدوران خود به عنوان مدافعان این حریم چپاول و فساد و ارتشاء را برای سرکوب آن ها تمرین می دهند. اگر بر این واقعیت تأکید کنیم که سرکوب مبارزات کارگران و خفه کردن اعتراضات آنان در محیط کار (واقعیتی که کمتر کارگری پیدا می شود که آن را در جریان زندگی خود تجربه نکرده باشد) یکی از اصلی ترین وظایف ماشین سرکوب «ولایت مطلقه فقیه» از همان روز اول روی کار آمدن جمهوری اسلامی را تشکیل داده است، آن گاه بهتر می توانیم درک کنیم که امروز نمایش رسمی و علنی این سرکوب جز به دلیل وحشت شدید سرمایه داران و مدافعین شان از طبقه کارگر انقلابی ایران نیست.

یکی از واقعیات انکارناپذیر جامعه سرمایه داری ، تضاد دائمی و مبارزه توقف ناپذیر کارگران با سرمایه داران می باشد. مبارزه ای که گر چه «گاه نهان و گاه آشکار» است ، اما در همه جوامع سرمایه داری جاری بوده و بورژوازی ستمگر هم در همه جا ماشین سرکوب خود را علیه آن حاضر یراق کرده است. اما به رغم این واقعیت ، تاکنون در کمتر کشوری دیده شده است که یک رژیم حامی بورژوازی به گونه ای که جمهوری اسلامی در رزمایش های گوناگون خود نشان می دهد چنین بیشرمانه کارگران را علنا به عنوان دشمنانی که باید آماج سرکوب نیروهای انتظامی آن ها قرار بگیرند ، اعلام کند.

وقتی سرکوبگران جمهوری اسلامی در تمرینات خود علنا نه این یا آن کارگر ، بلکه همه کارگران را به عنوان دشمنی که باید سرکوب شوند به نمایش می گذارند، این واقعیت حاوی پیام مهمی برای کارگران ما می باشد. کارگران ما باید علیرغم همه تبلیغات گمراه کننده جاری در رژیم جمهوری اسلامی این درس را همواره مد نظر خود داشته باشند که نه تنها کارفرما و یا شرکت پیمانکار مشخصی که حق شان را پایمال آزمندی خود می نمایند ، دشمن آن هاست، بلکه همه سرمایه داران و به واقع کل طبقه سرمایه دار و دولت حامی آن دشمنان قسم خورده می باشند و هیچ جناحی از حکومت و هیچ دار و دسته ای که این یا آن جناح حکومت را پشتیبانی می کنند نیز از این امر مبرا نیست. نکته مهم دیگر این است که همان طور که سردمداران جمهوری اسلامی «مدافعان حریم ولایت» را آموزش می دهند تا با قلع و قمع کارگران، سلطه سرمایه داران و دولت حامی آن ها را پاس دارند، طبقه کارگر قهرمان ما هم باید نیروهای خود را در جریان تجمعات و مبارزاتش و در جریان اعتصابات شان که در واقع «مدرسه جنگ» آن هاست ، آبدیده کرده و آن ها را برای نبردهای اجتناب ناپذیر در پیش رو، آماده سازد.

باید از دشمن درس گرفت و بدون هرگونه شک و شبهه ای خود را برای مقابله آماده نمود. تجربه ۳۸ سال سرکوبگری جمهوری اسلامی و مبارزات بی وقفه طبقه کارگر نشان داده که بدون نابودی جمهوری اسلامی، این حامی سفاک نظام سرمایه داری وابسته ایران، کارگران هرگز به آزادی و رهائی دست نخواهند یافت. تنها با سرنگونی این رژیم ددمنش و نابودی نظام سرمایه داری وابسته حاکم است که کارگران می توانند شرایط را برای ایجاد جامعه ای فارغ از ظلم و ستم مهیا سازند. اما این امر وابسته است به این واقعیت که کارگران خود را برای مقابله با اعمال قهر ضدانقلابی بورژوازی حاکم آماده ساخته و بدون تردید برای اعمال قهر انقلابی خود تدارک ببینند.

***

«من اگر روزى زنده دست آن ها بيفتم ، آن قدر به اعليحضرت شان فحش خواهم داد تا در حالت عصبانيت مرا بكشند».

hashem-baba-alicherikha-logo

در باره رفيق شهید هاشم باباعلی

 ماهنامه کارگری ، ارگان کارگری چریکهای فدایی خلق ایران شماره 35 ، پانزدهم آذر ماه 1395

چريک فدائی خلق رفیق شهید هاشم باباعلی در سال 1324 در بخش صِیمَرِه در یکی از مناطق غربی لُرستان در یک خانواده دهقانی چشم به جهان گشود. با توجه به شرایط خانواده، رفیق هاشم در میان زحمتکشان و ستمدیدگان روستا زیست و همواره با آن ها در تماس مستقیم قرار داشت. این موقعیت باعث آن بود که وی شناخت درست و عینی از مسایل جامعه پیدا کند. از جمله وی به طور عینی مشاهده کرد که اصلاحات ارضی ادعائی شاه دردی از درد های بيشمار دهقانان و رنجبران روستا دوا نکرده و از آن ها نکاسته است و دریافت که همه تبليغات دستگاه در اين زمينه دروغی بيش نيست.

 

رفیق هاشم که دوره دبستان را در ده زادگاه خود گذرانده بود برای ادامه تحصیل به خرم آباد رفت و در دبیرستان بهار این شهر به تحصيل پرداخت و دوران دبيرستان را با اخذ دیپلم به پايان رساند. او سپس موفق شد که وارد دانشکده ادبيات دانشگاه مشهد گشته و در رشته تاريخ تا گرفتن ليسانس تحصيلاتش را ادامه دهد. رفيق هاشم در حين تحصيل ، کتابدار کتابخانه دانشکده ادبيات هم بود. محیط دانشگاه و شرکت در اعتصابات دانشجوئی از یک طرف و آشنائی با کمونيست هائی همچون رفقا بهمن آژنگ، غلام رضا گلوی و حمید توکلی که از مسئولين شاخه مشهد گروه رفيق احمدزاده (و بعد چریکهای فدائی خلق) بودند ، از طرف دیگر چنان شرایط مناسبی برای وی به وجود آورد که طی آن هم آگاهی انقلابی رفیق هاشم ارتقا یافت و هم روحیه مبارزاتیش هر چه بیشتر بالا رفت. رفیق هاشم بابا علی در ارتباط با رفقای کمونیست مشهد که بعدا به ستونی از چریکهای فدائی خلق در مشهد تبدیل شدند به مارکسیسم – لنینیسم دست یافت. او که سال ها در میان زحمتکشان بی چیز زیسته بود و مظالم ذاتی نظم طبقاتی را به عينه ديده بود با پذيرش مارکسيسم – لنينيسم  هدف نهائی خود را رهائی همه کارگران و رنجبران از قید و بندهای ستم طبقاتی و برقراری سوسياليسم قرار داد.

 

با این که رفيق هاشم در دورانی که در دانشگاه مشهد تحصیل می کرد با رفيق بهمن اژنگ در تماس مستقیم بود اما با توجه به مقاومت رفیق ارژنگ و دیگر رفقای مشهد در زیر شکنحه ، این ارتباط در جريان ضربات ساواک به چريکهای فدائی در سال 50 از چشم دشمن دور ماند. خشم و کینه او نسبت به دشمن هنگامی که در اسفند سال 50  رژيم وابسته به امپرياليسم شاه رفیق بهمن آژنگ را همراه با تعداد دیگری از چریکهای فدائی  تیرباران نمود ، هر چه فزونتر شد. رفیق هاشم که به درستی مشی مسلحانه پی برده و در تجربه آموخته بود تنها راه رهایی توده‌های در بند ، مبارزه مسلحانه است حال در شرایطی که یارانش مبارزه مسلحانه را آغاز کرده بودند عملا ارتباطش با آن ها قطع شد. او که همانند خیلی از رفقای دهه چهل تاریخ معاصر ایران را مطالعه کرده و در این زمینه به تحقیق پرداخته بود حاصل تحقیقاتش را در جزوه ای به نام «از مشروطه تا سیاهکل» به رشته تحریر در آورد. این جزوه بنا به گواه کسانی که رفیق هاشم را از نزدیک می شناختند بعدا به دست سازمان چریکهای فدائی خلق رسید ، ولی متأسفانه در جریان یورش ساواک به پایگاه های سازمان جزوه مزبور به دست دشمن افتاد و هرگز انتشار وسیع بیرونی نیافت.

 

رفیق هاشم باباعلی در همان سال 50 ، در شرایطی که ساواک وسیعاً نیروهای انقلابی را مورد یورش خود قرار داده بود در ارتباط با يک محفل مطالعاتی دستگير و به سه سال زندان محكوم شد. اما زندان برای رفيق مبارزی که با همه وجود به دشمن و نظم ظالمانه اش نفرت داشت و خواهان نابودی اين نظام استثمارگرانه بود در واقع آموزشگاهی بود که هم دانش و تجربه انقلابی وی را فزونی بخشيد و هم وی را با انقلابيون زيادی آشنا نمود که هر يک منبع تجربياتی انکار ناپذيری بودند. يکی از اين انقلابيون رفيق مصطفی حسن پور اصيل شیرجوپشتی (برادر انقلابی رفیق غفور حسن پور مؤسس اصلی گروه جنگل) بود.  این رفیق پس از آزادی رفيق هاشم از زندان جهت وصل ارتباط او با سازمان چريکهای فدائی خلق با وی تماس گرفت. رفیق هاشم چه به خاطر ارتباطات قبلی و چه به خاطر تجربیاتی که در زندان کسب کرده بود همواره بر این باور بود که تنها راه رسيدن به آرمانهای کارگران و ستمکشان ، فعالیت در چهارچوب چريکهای فدائی خلق می باشد. از این رو وی لحظه ای در پیوستن به چریکهای فدائی تردید نکرد و با همه وجود به اين تماس پاسخ مثبت داد و در ارتباط با سازمان چریکهای فدائی خلق قرار گرفت.  او در سازمان به عنوان یک انقلابی حرفه ای زندگی مخفی را در پيش گرفت. اما در 6 شهريور سال 54 ، خانه اش مورد يورش ساواک قرار گرفت و رفيق هاشم برای حفظ اسرار خلق و برای اينکه زنده به دست دشمن نيفتد با خوردن سيانورش ، دشمن جنايتکار را از زنده دستگير کردن خود نا اميد ساخت. پس از قيام بهمن عکسی از زمان دستگيری رفیق هاشم باباعلی به دست سازمان چريکهای فدائی خلق افتاد که نشان می داد که مزدوران ساواک دهان اين کمونيست فراموش نشدنی را با سبعیت هرچه تمام تر جر داده بودند تا بتوانند سيانور وی را از دهانش خارج سازند ، در حالی که او با مرگ سرخ خود ساواکی ها را ناکام گذاشته بود. این رفیق به واقع به اين سخن خود عمل کرده بود که در زندان به رفقایش می گفت: «من اگر روزى زنده دست آن ها بيفتم ، آن قدر به اعليحضرت شان فحش خواهم داد تا در حالت عصبانيت مرا بكشند».

 

ياد رفيق شهید هاشم باباعلی گرامی و راهش پر رهرو باد !

***

cherikha ba naghshehye iran

ماهنامه کارگری شماره ۳۵

mahnameh-kargari-35

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این ویودی در 30 دسامبر 2016 بدست در اشتراک - eshtrak فرستاده شده و با , , برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: