اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

سندروم حلب شرقی: ولتر نت/تارنگاشت عدالت

برای اولین بار ما در سطح یک شهر شاهد پدیده‌ای روانی شناخته شده‌ای در سطح فردی هستیم. برخی از شهروندان حلب شرقی مانند کودک و یا همسر کتک خورده‌ای که گاهی از اوقات از پدر و یا شوهر بی‌رحم خود دفاع می‌کند، گفتمان جهادگرایانی را که آن‌ها را تا لحظه آزادی سرکوب کرده بودند، توجیه می‌کنند…در حالی که قدرت‌های بزرگ که به مشاورت با جهادگرایان در شرق حلب مشغول بودند و این‌طور رفتار می‌کردند که گویا نگران سرنوشت مردم شهر هستند، کوشش می‌کردند تا افسران خود را از شهر خارج کنند. ظاهراً این طور به نظر می‌رسد که هیچ‌کس تراژدی را که مردم سوریه تحمل کرده و تحمل می‌کنند، درک نمی‌کند. برخلاف اظهارات غربی‌ها، آن‌ها زیر بمباران‌ها رنج نبردند، بلکه زیر اشغال شهر توسط جهادگرایان خارجی و زیر سلطه «شریعت» آسیب دیدند. برخی از شهروندان با اختلالات روانی شدید که سندروم حلب شرقی نامیده می‌شود، روبهرو هستند…در سال ۱۹۷۳ یک روانکاو سوئدی به نام «نیلز بجروت» شوکی را که مراجعین یک بانک طی حمله دزدان مسلح تجربه کرده بودند، مورد تحلیل قرار داد. این واقعه مانند یک بختک بود. دو پلیس مجروح شدند، یکی از آن‌ها بسیار سخت. نخست‌وزیر کشور، اولاف پالمه کوشش کرد تا جنایتکاران را که تهدید به قتل گروگان‌ها می‌کردند، آرام کند، ولی موفق نشد. گروگان‌ها که زیر فشار شدیدی قرار داشتند تصمیم گرفتند مقابله نکنند و برای فرار از مرگ زندانبانان خود را به سوی خود جلب کنند. رفته‌رفته آن‌ها نحو کلام زندانبانان خود را پذیرفتند. آن‌ها کوشش کردند پلیس را از حمله به بانک منصرف کنند و یکی از گروگان‌ها حتا عاشق یکی از تبه‌کاران شد. این پدیده به «سندروم استکهلم» شهرت یافت که نام شهری بود که شاهد این واقعه شد.

syria-aleppo

سندروم حلب شرقی

تارنگاشت عدالت

منبع: ولتر نت
۲۰ دسامبر ۲۰۱۶

در حالی که قدرت‌های بزرگ که به مشاورت با جهادگرایان در شرق حلب مشغول بودند و این‌طور رفتار می‌کردند که گویا نگران سرنوشت مردم شهر هستند، کوشش می‌کردند تا افسران خود را از شهر خارج کنند. ظاهراً این طور به نظر می‌رسد که هیچ‌کس تراژدی را که مردم سوریه تحمل کرده و تحمل می‌کنند، درک نمی‌کند. برخلاف اظهارات غربی‌ها، آن‌ها زیر بمباران‌ها رنج نبردند، بلکه زیر اشغال شهر توسط جهادگرایان خارجی و زیر سلطه «شریعت» آسیب دیدند. برخی از شهروندان با اختلالات روانی شدید که سندروم حلب شرقی نامیده می‌شود، روبهرو هستند.

پس از ۴ سال و نیم جنگ،  مردم حلب شرقی توسط ارتش عربی سوریه با کمک حزبﷲ، روسیه و ایران آزاد شدند. این پیروزی با شادی و سرور بخش بزرگی از ۱۲۰ هزار شهروند آزاد شده که توسط دولت ثبت‌نام شده بودند، روبهرو شد. شهروندان مسرور اکثریت مردم را تشکیل می‌دادند، نه همه مردم را.

هرچند که سوریه آن‌ها را تغذیه می‌کند، رسیدگی می‌نماید و سرپناهی در اختیار آن‌ها قرار می‌دهد، عجیب است که برخی از شهروندان شرق حلب «به دولت اعتماد ندارند.» آن‌ها از چه می‌ترسند؟ آن‌ها دستگیر نشدند، بلکه درعوض با آن‌ها مانند فرزندان وطن که مدت طولانی اسیر دشمن بودند، رفتار شد و به آن‌ها خیرمقدم گفته شد.

گويی آزادی را که آن‌ها قبل از «بهار عربی» تجربه کرده بودند، فراموش کرده و گويی درطی  ۴ سال گذشته هیچ اتفاقی نیافتاده، این اقلیت همان سخنانی را تکرار می‌کنند که الجزیره در سال ۲۰۱۱ تبلیغ می‌کرد. آن‌ها اطمینان خاطر می‌دهند که جمهوری هنوز یک دیکتاتوری است که کودکان را شکنجه می‌دهد و شهروندان سنی را به قتل می‌رساند و غیره…

برای اولین بار ما در سطح یک شهر شاهد پدیده‌ای روانی شناخته شده‌ای در سطح فردی هستیم. برخی از شهروندان حلب شرقی مانند کودک و یا همسر کتک خورده‌ای که گاهی از اوقات از پدر و یا شوهر بی‌رحم خود دفاع می‌کند، گفتمان جهادگرایانی را که آن‌ها را تا لحظه آزادی سرکوب کرده بودند، توجیه می‌کنند.

در سال ۱۹۷۳ یک روانکاو سوئدی به نام «نیلز بجروت» شوکی را که مراجعین یک بانک طی حمله دزدان مسلح تجربه کرده بودند، مورد تحلیل قرار داد. این واقعه مانند یک بختک بود. دو پلیس مجروح شدند، یکی از آن‌ها بسیار سخت. نخست‌وزیر کشور، اولاف پالمه کوشش کرد تا جنایتکاران را که تهدید به قتل گروگان‌ها می‌کردند، آرام کند، ولی موفق نشد. گروگان‌ها که زیر فشار شدیدی قرار داشتند تصمیم گرفتند مقابله نکنند و برای فرار از مرگ زندانبانان خود را به سوی خود جلب کنند. رفته‌رفته آن‌ها نحو کلام زندانبانان خود را پذیرفتند. آن‌ها کوشش کردند پلیس را از حمله به بانک منصرف کنند و یکی از گروگان‌ها حتا عاشق یکی از تبه‌کاران شد. این پدیده به «سندروم استکهلم» شهرت یافت که نام شهری بود که شاهد این واقعه شد.

نهایتاً پلیس توانست به کمک گاز تبهکاران را بیهوش ساخته و گروگان‌ها را نجات دهد. با این که این گروگان‌گیری تنها ۶ روز دوام داشت، گروگان‌ها مدت‌های مدیدی با این سندروم دست به گریبان بودند، به طوری که نپذیرفتند تا در روند محاکمه تبه‌کاران به عنوان شاهد شرکت کنند و زن جوان عاشق رابطه خود را با یکی از تبه‌کاران طی دوران زندان وی ادامه داد.

در سال گذشته «ساوریو توماسه‌لا» روانشناس بالینی نشان داد که سندروم استکهلم «نشانه دستبرد شدید به عمق وجود انسان است که به طور مستقیم، درمانده و بی‌دفاع شاهد ربوده شدن هویت ذهنی خود است.» لذا نباید باور کنیم که آن تعداد اندک از سرنشینان حلب که اکنون زیر فشار این سندروم قرار دارند، به زودی به جهان واقعی بازخواهند گشت. با این که در وهله اول باید از سربازان و کلیه کسانی که در مقابل جهادگرایان ایستادگی کردند قدردانی کرد و به آن‌ها کمک نمود، ولی این بخش از مردم غیرنظامی نیز قبل از هر چیز هم‌وطنان ما هستند. باید به آن‌ها امنیت کامل عرضه کرد و بار دیگر ثابت نمود که صبوریم.

برخی از شهروندان حلب شرقی از دریافت کمک‌های دولتی خودداری می‌کنند

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این ویودی در 25 دسامبر 2016 بدست در اشتراک - eshtrak فرستاده شده و با , , برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: