اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

دنیای مجازی و جایگاهِ وظایف کمونیستی: شباهنگ راد/مجله هفته

باید مبلغ این ایده بود که از کانالِ رایانه و دیگر شبکه‏ های ارتباطی، و یا با «اتحاد رسانه‏ ای» نمی‏توان، ارگان‏های سرکوب‏گر نظام‏های امپریالیستی را دُور زد و بر وظایف کمونیستی خویش جامۀ عمل پوشاند. به همین دلیل لازم و بجاست، تا این‏دست ابزارها را در خدمت به ابزار اصلی مبارزه و بسیج کننده قرار داد و جنبش را از حالت سکون و بی اثر، به جنبش سر زنده و اثرگذار تبدیل نمود. در حقیقت تقدم و تأخُر در سیاست و هم‏چنین انتخابِ جایگاهِ مبارزاتیِ توأم با ابزارهای مناسب، کارآمد و امن، از زمره ملزوماتِ اولیۀ کاری هر عنصر آگاه، روشن‏فکر، سازمان و حزب مدعی هدایت کارگران و زحمت‏کشان به حساب آمده و می آید؛ سیاست و ابزاری که متأسفانه دهه‏ هاست، به حایشه رانده شده‏ اند و در عوض، روش‏های فرعی، ناکامل و کشف کننده، بجای آن‏ها نشسته‏ اند… سرکوب و پس زدن ممتد جنبش‏های کارگری توده ‏ای، شناسائی، کشف و دستگیری مخالفین و بگیر و به بندهای فله ‏ای از جانب ارگان‏های مسلح و اطلاعات مخوف سرمایه توسط رایانه‏ ها، مبین این حقیقت است‏ که این‏دست وسائل، نه تنها در خدمت به رشدِ بنیان‏ه ای مبارزاتی آزادی‏خواهان و مدافعین حقیقی توده‏ های ستم‏دیده نیست، بلکه سد و گم‏راه کننده، و هم‏چنین حامل جدائی مابین جنبش‏های اعتراضی با حامیان و نمایندگان سیاسی‏شان می‏باشد. پُر واضح است‏ که سرمایه ابزار خود را دارد و در مقابل، عنصر و نیروی مدافع کارگران و زحمت‏کشان هم، بابد و می‏بایست با ابزارهای منطبق بر قانون‏مندی‏های حاکم بر جامعه، به میدان آیند. به بیانی روشن تر، نمی‏توان در میادین انتخابی سرمایه‏ داران، پرچمِ سازمان و انقلاب را علم نمودُ، سازمان‏های مسلح و درندۀ آنانرا، از جان و مال میلیون‏ها انسان دردمند پس زد. بی گمان پاسخُ سازمانِ وابسته به مردمی، در ارتباط زنده، فعال و در هم‏سوئی و در هم‏یاری عملی با جنبش‏های اعتراضی گرسنگان است. به کُنج خزیدن، خُو گرفتن و وصلت ابدی با جعبه‏ های به اصطلاح انبوهی از«دانش و اطلاعات»، به‏معنای «مبارزۀ» تمام عیار با جانیان بشریت نیستُ، بر خلاف پی‏گیران و باورمندان عملی به روش‏های انتخابی سرمایه، ادامۀ آن، چیزی جر بی‏ وظیفه‏ گی عملی کمونیستی، به انحراف کشاندن و به عقب ‏راندن جنبش و خواسته‏ های پایمال شدۀ کارگران و زحمت‏کشان نیست.

 internet_iran internet-2

دنیای مجازی و جایگاهِ وظایف کمونیستی

شباهنگ راد

karegar_majazi

هم‏زمان با رشد و گستردگی ارتباطات مابین میلیون‏ها انسان در سرتاسر جهان از طریق دنیای مجازی، هم‏زمان با نقش و اهمیت این ابزار در اشاعه و پخش اعتراضات و روی‏دادهای اعتراضی کارگران و زحمت‏کشان، و هم‏زمان با آگاهی و گردآوریِ انبوهی از اطلاعات و دانش، متأسفانه و به‏ موازات آن‏ها، ما شاهد درکِ بنادرستِ جایگاه رایانه پیرامون نقش آفرینی و انجام وظایف کمونیستی از جانب مدعیان راه رهائی از زیر یوغ نظام‏های سرمایه‏ داری می‏باشیم. بدون شک در وصف جایگاهِ پراتیک کمونیستی، و هم‏چنین در وصف استفاده از ابزارهای فرعی مبارزه هم‏چون اینترنت، هزاران مقاله و نوشته وجود داردُ، امّا و به جرأت می‏توان گفت، که هیچ‏یک از آن جمع‏ بندها و راه‏ها، ارتباطی با هم‏دیگر ندارند و در خدمت به رشد و بالندگی مبارزات کارگری توده‏ای نیست. دلیل آن به فهم یکایک‏مان از دنیای مجازی‏ای هم‏چون شبکه‏ های کسب و مبادلۀ اطلاعات، پالتاک، مسنجر و غیره، بر می‏گردد. ابزار و یا وسائلی که، مسلط بر ابزارهای اصلی انقلاب شده ‏اندُ، قدم به‏ قدم، بر جوهره و بر شیرازۀ جنبش‏های کمونیستی، اثر بس مخربی بر جای گذاشته‏ اندبنابه چنین حقایق تأسف‏ باری، نه فقط طبقۀ سرمایه‏ داری و جهانِ ظالمان، از کاربست و از پی‏گیری مخالفین طبقاتی خود، از این‏دست ابزارها، مخالف نیستند، بلکه بسیار هم خشنوداند. چرا که می‏دانند، نه تنها تمرکز دائمی و روزانه بر این نوع وسائل، از سوی عناصر و نیروهای کمونیستی، مشکل ساز، و پُر دردسر نیستند بلکه مفید هم می باشند؛ می‏دانند، که چرخۀ دنیا، در چرخۀ سیاست‏های‏شان، در گشت و گذار است و کم‏ترین تناسب و یا هارمونی‏ای، مابین خواسته‏ ها و آرمانِ بپاخاستگان و حامیان آنان ندارد. آری این درد، کهنه و مزمن شده است و دورنمایی، از جا بجایی آن متصور نیست. در هر صورت سئوال این است‏ که آیا بسنده کردن و یا چسبیدن به جعبه‏ های ابداعی و به باور من جعبه‏ های بی‏ هویت و بدون ارتباطِ زنده با جنبش‏های اعتراضی ، می‏تواند، یگانه ابزار مناسب برای برون‏رفت از اوضاع زندگی درهم ریختۀ دردمندان، درک بنیادی از عاملین و مسببین مصائب اجتماعی و هم‏چنین بسیج میلیون‏ها انسانِ محروم علیۀ حاکمان و استثمارگران باشد؟

البته و بدون کم‏ترین شک و تردیدی، جوابِ سئوالات فوق را به سادگی می‏توان، در تکیۀ مطلق به این‏نوع وسائل، در قد و قوارۀ و مهم‏تر از آن‏ها در میادین انتخابی، و کز کردۀ به اصطلاح مدافعین تغییر زندگانی توده‏ های ستم‏دیده از زیر سلطۀ نظام‏های سرمایه‏ داری یافت. موجود است که «سازمان‏ها» و «احزابِ» مدعی هدایت مبارزات کارگری و توده‏ ای، کوچک و کوچک‏تر، و به دنباله چشم‏ اندازی در قد کشیدن و یا بزرگ شدن‏های‏شان نیست؛ امّا و در عوض، بلندپروازی‏ها، مبالغه‏ گوئی‏ها و منمیت بفور دارد، در پیکر نحیف همه و آن‏هم با هر قد و قواره و جثه‏ ای ، جا باز می‏کند. آشکار است‏ که همه به چنین وضعی راضی‏ اند و همه، افسار «انقلابی» خود را به دست صاحبان جعبه ‏های غیر بسیج و منفعل کننده سپُرده ‏اند؛ آشکار است که «فعالیت» روزانۀ یکایک‏مان، بسته به همت و یا به گشاده‏ روئی قدرت‏مداران و کنترل کنندگان ابزارهای غیر زنده دارد. بطور مثال قطع روزانۀ رایانه و دیگر شبکه ‏های ارتباطی، برابر با خوابیدن و منفعل شدن مخالفین طبقاتی سرمایه‏ داران و استثمارگران است. چرا که میزان، حد و حدودِ و هم‏چنین استفاده از دنیای مجازی، و آن‏هم به‏ عنوان یگانه روش ارتباطی فعالیتی، مبین این واقعیت است‏ که اتخاذ چنین متد و روشی، نه بر گرفته از درک قانون‏مندی‏های حاکم بر جامعه، بل کرنش در برابر وضع موجود و بازی در میادین تعیین شدۀ سرمایه است. در بستر چنین اوضاع تأسف باری‏ست که، ما شاهدِ داد و فغانِ بعضاً مدافعین «پرولتاریا» می‏باشیم مبنی بر این‏که «ادمین«های‏شان، در «اقدامی» به‏ موقع و با «درایت و هوشیاری کمونیستی» – مخالفین خود را بانس می‏نمایند، و از اتاق‏های «سازمانی» و یا «حزبی«شان به بیرون پرتاب می کنند!، بدون این‏که بر این موضوع واقف باشند که پیشاپیش و قبل از بازگشائی درِ اتاق‏ها، توسط «ادمین«ها و یا نمایندگان‏شان، رژیم‏های سرمایه‏ داری و دیگر دم و دستگاه‏های مخوف‏شان، در آن، جا خوش کرده‏اند و در تدارکِ سازمان‏دادن، کنترل و گفت و شنود یکایک آنان می‏باشند.

مسلماً نیازی به بازگوئی و یا ارائۀ تجارب بیش از این، در این عرصه نیست و هر یک، حامل صدها نمونه از قطع و وصل شدن‏ها، یک و دو زدن‏ها، و یا چفت نمودن کامل درِ اتاق‏های‏شان از جانب صاحبان و سازمان‏دهندگان اصلی آن می‏باشند.مگر می‏شود و یا این‏که می‏توان از کانال‏ها و یا از ابزارهای انتخابی و کنترل کنندۀ سرمایه، اعتراض، جنبش و یا انقلابی را سازمان داد و مردم را از این وضعیت بدر آورد؟ به کدامین نمونۀ تاریخی می‏توان استناد نمود که مسیر آلودۀ جامعه، با چنین ابزارهایی تغییر یافته است؟ تا به‏ حال کدام تجمع، سازمان و یا حزب نوینی، با استفاده از چنین ابزارهایی توانسته است، در مقابل سیاست‏های سرکوب کنندۀ سرمایه قد علم کندُ، توجه و نگاهِ هزاران انسان و توده‏ های ستم‏دیده را به سمتِ سیاست‏های مبارزاتی کمونیستی‏ اش جلب نماید؟

سرکوب و پس زدن ممتد جنبش‏های کارگری توده ‏ای، شناسائی، کشف و دستگیری مخالفین و بگیر و به بندهای فله ‏ای از جانب ارگان‏های مسلح و اطلاعات مخوف سرمایه توسط رایانه‏ ها، مبین این حقیقت است‏ که این‏دست وسائل، نه تنها در خدمت به رشدِ بنیان‏ه ای مبارزاتی آزادی‏خواهان و مدافعین حقیقی توده‏ های ستم‏دیده نیست، بلکه سد و گم‏راه کننده، و هم‏چنین حامل جدائی مابین جنبش‏های اعتراضی با حامیان و نمایندگان سیاسی‏شان می‏باشد. پُر واضح است‏ که سرمایه ابزار خود را دارد و در مقابل، عنصر و نیروی مدافع کارگران و زحمت‏کشان هم، بابد و می‏بایست با ابزارهای منطبق بر قانون‏مندی‏های حاکم بر جامعه، به میدان آیند. به بیانی روشن تر، نمی‏توان در میادین انتخابی سرمایه‏ داران، پرچمِ سازمان و انقلاب را علم نمودُ، سازمان‏های مسلح و درندۀ آنانرا، از جان و مال میلیون‏ها انسان دردمند پس زد. بی گمان پاسخُ سازمانِ وابسته به مردمی، در ارتباط زنده، فعال و در هم‏سوئی و در هم‏یاری عملی با جنبش‏های اعتراضی گرسنگان است. به کُنج خزیدن، خُو گرفتن و وصلت ابدی با جعبه‏ های به اصطلاح انبوهی از«دانش و اطلاعات»، به‏معنای «مبارزۀ» تمام عیار با جانیان بشریت نیستُ، بر خلاف پی‏گیران و باورمندان عملی به روش‏های انتخابی سرمایه، ادامۀ آن، چیزی جر بی‏ وظیفه‏ گی عملی کمونیستی، به انحراف کشاندن و به عقب ‏راندن جنبش و خواسته‏ های پایمال شدۀ کارگران و زحمت‏کشان نیست.

خلاصه شناخت از میزانِ هوشیاریِ سرمایه‏ داران و بدنباله انتخاب ابزارهای متضاد با ابزارهای تحمیلی سودجویان، می‏تواند، شرایط و جو کنونی را متغییر سازد و بر پتانسیل و بر بالندگی جنبش‏های اعتراضی بی‏افزاید. باید مبلغ این ایده بود که از کانالِ رایانه و دیگر شبکه‏ های ارتباطی، و یا با «اتحاد رسانه‏ ای» نمی‏توان، ارگان‏های سرکوب‏گر نظام‏های امپریالیستی را دُور زد و بر وظایف کمونیستی خویش جامۀ عمل پوشاند. به همین دلیل لازم و بجاست، تا این‏دست ابزارها را در خدمت به ابزار اصلی مبارزه و بسیج کننده قرار داد و جنبش را از حالت سکون و بی اثر، به جنبش سر زنده و اثرگذار تبدیل نمود. در حقیقت تقدم و تأخُر در سیاست و هم‏چنین انتخابِ جایگاهِ مبارزاتیِ توأم با ابزارهای مناسب، کارآمد و امن، از زمره ملزوماتِ اولیۀ کاری هر عنصر آگاه، روشن‏فکر، سازمان و حزب مدعی هدایت کارگران و زحمت‏کشان به حساب آمده و می آید؛ سیاست و ابزاری که متأسفانه دهه‏ هاست، به حایشه رانده شده‏ اند و در عوض، روش‏های فرعی، ناکامل و کشف کننده، بجای آن‏ها نشسته‏ اند.

21 دسامبر 2016

1 دی 1395

https://mejalehhafteh.com/2016/12/21

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این ویودی در 23 دسامبر 2016 بدست در اشتراک - eshtrak فرستاده شده و با , , , برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: