اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

مناسبات آینده آلمان و امریکا: اسپوتنیک، به یادتوران میرهادی: رضا نافعی، و آنچه از چین امروز نمی گذارند بدانیم: یونگه ولت – ترجمه رضا نافعی

ما با کشوری  سرو کار داریم ، که دست کم باید مردم اروپا را به بفکر وادارد. این باید روشن سازد که در امریکا نیروهائی سکان قدرت را در دست دارند  که حتی پس از انتخاب شدن رئیس جمهور  تازه نیز حاضر نیستند سکان قدرت را رها کنند  و  سیاست خود که برای جهان خطر نابودی در بر  دارد را کنار بگذارند…در واشنگتن گویا یک گروه مقتدر و سازمان یافته جنگ طلب هست که ترکیبی است از جمهوریخواهان و دموکراتها. همین گروه در حال حاضر نهایت تلاش را به خرج می دهد تا  بر دست های رئیس جمهور جدید دستبند سیاسی بزند  و روشن سازد که مشی جنگ طلبانه سالهای اخیر، که در دوران اوباما واقعا شکوفا شد، تغییری نخواهد کرد.

مناسبات آینده آلمان و امریکا

reza-nafaee

اسپوتنیک –  گزینش و ترجمه رضا نافعی

309573697-%d8%a7%d9%88%d8%a8%d8%a7%d9%85%d8%a7-%d9%85%d8%b1%da%a9%d9%84-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%b1%d9%84%db%8c%d9%86-2

این مصاحبه ایست که با «ویلی ویمر» معاون اسبق وزارت دفاع آلمان  و معاون سازمان  امنیت و همکاری اروپا، درجریان سفر اخیر اوباما رئیس جمهور امریکا به آلمان انجام شده است. او در این مصاحبه به نکاتی اشاره می کند که پیامدهای انتخابات اخیر ریاست جمهوری در امریکا و روی کار آمدن «ترامپ» با سیاستی متفاوت در ارتباط  با اتحادیه اروپا و بویژه آلمان است. شاید برخی از نکاتی که او مطرح می کند بیشتر تخیلی و غیر عملی به نظر آید. شاید او به عمد و یا به سهو دلیل چالش های سیاسی در خود آلمان را بر سر سیاست های آلمان بویژه در دوران بوش و اوباما را نادیده گرفته باشد، اما بهرحال آگاه از بودن چنین تفکراتی در میان برخی از مقامات آلمانی دانستنی است زیرا زمینه های تشدید چالش ها در خود آلمان و میان آلمان و امریکا را نشان میدهد.  به همین دلیل ترجمه آن را ضروری تشخیص دادم.

 

اسپوتنیک- اوباما هشت سال پیش  که تازه رئیس جمهور شده بود در سفر خود به برلین  با استقبال صدها هزار نفر روبرو شد. این بار ولی  استقبال از او  گرم نبود.

ویمر- بله درست است، دلیلش هم این است که او بعنوان اولین رئیس جمهور این پرسش را مطرح ساخت که  در آمریکا زمام کار واقعا در دست کیست. اگر هشت سال پیش را بیاد بیاوریم می دانیم که قول بزرگ او به مردم  بستن » «گوانتانامو» بود. ولی او موفق به این کار نشد، بنظر من در حسن نیت او تردیدی نبود، او واقعا می خواست آن کار را بکند. خب، این روشن می سازد که ما با کشوری  سرو کار داریم ، که دست کم باید مردم اروپا را به بفکر وادارد. این باید روشن سازد که در امریکا نیروهائی سکان قدرت را در دست دارند  که حتی پس از انتخاب شدن رئیس جمهور  تازه نیز حاضر نیستند سکان قدرت را رها کنند  و  سیاست خود که برای جهان خطر نابودی در بر  دارد را کنار بگذارند.

اسپوتنیک – اوباما بعنوان رئیس و دوست خوب وارد میدان شد. در همان آغاز هم پیشاپیش به او  دست خوش دادند و جایزه صلح را نصیبش کردند. اصولا بعنوان یک فرد تا چه حد می توان یک نظام را تغییر داد؟ آیا رئیس جمهور مهر خود را بر این مقام می زند یا  این مقام است که مهر خود را بر رئیس جمهور می زند؟

ویمر- بله، در همین روزها شاهد هستیم  و می بینیم  که پس از انتخاب رئیس جمهور تازه آمریکا  «دونالد ترامپ» چه روی می دهد. حالا  آشکار می شود که در واشنگتن گویا یک گروه مقتدر و سازمان یافته جنگ طلب هست که ترکیبی است از جمهوریخواهان و دموکراتها. همین گروه در حال حاضر نهایت تلاش را به خرج می دهد تا  بر دست های رئیس جمهور جدید دستبند سیاسی بزند  و روشن سازد که مشی جنگ طلبانه سالهای اخیر، که در دوران اوباما واقعا شکوفا شد، تغییری نخواهد کرد.

وقتی  سفر اوباما را به برلین مشاهده می کنیم باید دو نکته را بیاد آوریم . یکی این که در زمان این رئیس جمهور بود که ما در ارتباط با سیاستی که در برابر فدراسیون روسیه در پیش گرفته شد، واقعا تا رسیدن به آستانه یک جنگ تازه زیرفشار قرار گرفتیم. سفر کنونی اوباما به برلین یک نشانه است، نشانه ایست زیانبخش برای آلمان، چون ما تا کنون صدراعظمی مانند خانم مرکل نداشته ایم که با همه همسایگان اروپائی اختلاف داشته باشد. این حاصل کودتای پناهندگی در سال کذشته است. ما ناگهان در اروپا منزوی شدیم و حالا که رئیس جمهور آمریکا به اروپا آمده به بروکسل نمی رود، که قاعدتا باید این طور می بود، بلکه به برلن می آید. و با این عمل درست کاری صورت می گیرد که نباید بگیرد.

اسپوتنیک- تحلیل شما از این امر چیست، چرا او به بروکسل نمی رود و به برلین میآید»

ویمر- سیرتکاملی اروپا که دائم در مدح و ثنای آن سخن گفته می شد و مثبت جلوه داده می شد، برای اهداف ایالات متحده آمریکا دیگر مقرون به صرفه نیست. بجای انجام اقدامات مشترک با اروپا ترجیح داده می شود – بر خلاف گذشته- یک کشور اروپائی را در برابر  دیگر کشورهای اروپائی قرار  دهند. این یک نشانه است ، نشانه ای که نباید آن را دست کم گرفت.

اسپوتنیک- مناسبات اوباما و مرکل چگونه است؟

ویمر- بنظر می رسد آنطور باشد که یک پرفسور آمریکائی در روزنامه « زود دویچه سایتونگ» بیان کرده است. پرفسور «داویس» که اگر درست باشد، عضو شورای مشاوران هیلاری کلینتون در عرصه سیاست خارجی بوده است، با وضوح تمام می گوید که حالا وقت آنست که آلمان در سیاست داخلی آمریکا دخالت کند. به خانم مرکل نقشی واگذار می شود، که در روزهای گذشته در روزنامه های بزرگ آمریکا نیز درج شده بود: او « آخرین مبارز مقاوم در برابر دونالد ترامپ، رئیس جمهور تازه منتخب آمریکاست».

«دولت آلمان و صدراعظم مرکل باید مخالفت شدید خود را با رئیس جمهور تازه آمریکا  بیان دارند». این کاری است  درست خلاف آنچه که در عرف دیپلماسی بین المللی میان دول جهان متداول است . این بوضوح نشان می دهد که ما با نوعی از سیاست بین المللی سر و کار داریم  که از سوی گروه و دسته بندی جنگ طلب دموکرات و جمهوریخواه در واشنگتن اعمال می شود. اینجاست که نقش مشخصی هم به خانم مرکل داده می شود. اگر نگاهی به بیانیه یک هفته پیش خانم مرکل برای دونالد ترامپ، رئیس جمهور تازه منتخب، بیفکنیم، مشاهده می کنیم که متن آن مؤید همه جانبۀ همین نقش است.

اسپوتنیک- البته همه مشتاقند بدانند که اوباما در باره دونالد ترامپ چه نظری دارد، چون تا کنون در سطح رهبری اروپا کسی با رئیس جمهور جدید آمریکا تماسی برقرار نکرده است.

ویمر- بله، من طی همکاری 36 ساله ام با دولت آلمان با چنین موردی  روبرو نشده ام.  در واقع   تا کنون رسم بر این بود که احزاب سیاسی و همچنین دولت آلمان با  دو تیم اصلی در مبارزات انتخاباتی که در امریکا در برابر هم قرارداشتند فورا ارتباط برقرار می کردند. این روش معمولِ سیاسیِ احزابی چون دموکرات مسیحی و یا سوسیال دموکرات در دولت آلمان بود. اما آنچه که امروز شاهد آن هستیم، یعنی اطلاعاتی که  در باره رئیس جمهور تازه امریکا داریم به زحمت در این حد است که می دانیم اسم کوچک و بزرگ وی چیست، عیب کار ازدولت و احزاب سیاسی آلمان است. با این روش نمی توان کار سیاسی انجام داد. اما این رفتار در عین حال روشن می سازد که از زمان یکپارچه شدن دوباره آلمان، ما بعنوان یکی از دول اروپائی واقعا  تنزل یافته ایم. جز این چیزی نمی توان گفت.

اسپوتنیک- شما نظرات پرفسوری که در تیم انتخاباتی هیلاری کلینتون بود را مطرح کردید – منظورتان این است که در دیداری که قرار است روز جمعه با حضور چند تن از رهبران کشورهای اروپائی تشکیل شود، در واقع  نقشه محرمانه یک کودتای ترانس اتلانتیکی کشیده خواهد شد؟

ویمر- بی تردید. در این مورد باید  فقط  نگاهی به اظهارات  «فن در لاین» وزیر دفاع آلمان افکند. چه می توان گفت وقتی وزیر دفاع آلمان به رئیس جمهور جدید آمریکا رهنمود می دهد که رفتارش چگونه باید باشد؟

اگر من در واشنگتن بودم، احتمالا فکر می کردم دارند علیه من توطئه می کنند آن هم به زشت  ترین  شکل. و وقتی آقای « سوروس» (متخصص انقلاب های رنگین) و دوستانش  مقادیر عظیم مالی برای خصومت با رئیس جمهور جدید اختصاص می دهند، این برداشت تشدید میشود. این شکلی است از  سیاست «متداول»، که از 1945 به این سو و حتی قبل از آن هم  دیده نشده است. کاملا آشکار است که آلمان در این امر بسیار فعال است، حتی نیویورک تایمز هم  آن را مطرح کرد و نوشت: خانم مرکل در کانون ترامپ ستیزی قرار دارد. کار آلمان به اینجا رسیده است.

اسپوتنیک- فکر می کنید حالا با روی کار آمدن ترامپ رسانه های ما  ضد امریکائی می شوند؟ این دیگر چیز تازه ای خواهد بود.

ویمر- آنچه ما اکنون در این زمینه  ناظر آن هستیم پدیده بسیار جالبی است. رسانه های ما هم اکنون  هم ضد امریکائی هستند، چون نمی خواهند به مردم امریکا حق بدهند آن رئیس جمهوری را انتخاب کنند که می خواهند. ممکن است انتخابات صورت گرفته یک جنگ انتخاباتی بوده باشد که مانندش در اروپا  ممکن نیست، ولی به هر حال در امریکا این طورتصمیم  گرفته شده اما رسانه های مسلط در آلمان با آن موافق نیستند. تا کنون هیچوقت در رسانه های آلمانی چنین پدیده ای دیده نشده بود.

Mehr: https://de.sputniknews.com/politik/20161117313403127-wimmer-obama-besuch/

***

 

index%d8%aa%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%85%db%8c%d8%b1%d9%87%d8%a7%d8%af%db%8c-2به یادتوران میرهادی

 

مردن عاشق نمی میراندش

در چراغ تازه می گیراندش

این وصف حال  همه عاشقان انسانیت است.

» آنقدر زیباست این بی بازگشت کزبرایش می توان از جان گذشت» .

همان کاری که سرگرد جعفر وکیلی و یارانش کردند. هستند انسان هائی که دوست دارند در  زندگی  از خود نشانی برجای نهند.  گاه حتی اگر در حد کاشتن  تازه نهالی به این امید که  روزی بارور و سایه افکن شود.

توران میرهادی از این تبار بود. دستی برای  پرورش نونهالان از آستین همت بیرون آورد تا روح همیاری  و انساندوستی را چون نهالی در جان آنها بنشاند. همان آروزی تابناکی که همسر جان باخته اش داشت.

بیش از نیم قرن  این راه دشوار را پیمود و جنگلی را از خود برجای گذاشت با درختانی از تبار دوستی، آباد گران  دل های سوخته، امید بخش دست های پینه بست. آتش افروزی بود که اجاق های به خاکستر نشسته را دوباره روشن کرد. آموزگاری بود از نیای باستانی ما با گفتار و کرداری نیک تا بدانیم

در شب سیاهای سیاه نیز می توان راه مقصود را یافت.

«پی افکند از عشق کاخی بلند

که از باد و باران نیابد گزند»

توران میرهادی   با چنین میراثی  جهان را برای ما گذاشت و رفت.

چنین کنند بزرگان چو کرد باید کار.

 رضا نافعی

***

چینی ها در پی یافتن علل از پای در آمدن سوسیالیسم در اروپا هستند تا از آن برای حال و آینده خود نتیجه بگیرند. آنها فقط از اشتباهات خود درس نمی گیرند، بلکه از خطاهای دیگران – یعنی ما نیز می آموزند…این یک واقعیت است که سوسیالیسم اروپائی در درجه اول به این دلیل از پای در آمد که نتوانست به تولید ضروری برای غلبه بر سرمایه داری دست یابد. این که امروز چین راه دیگری را در پیش گرفته  ناشی از این ضرورت است که یک پایه نیرومند مادی- فنی برای سوسیالیسم با ویژگی چینی بوجود آورد. در سال 1949 که انقلاب در چین پیروز شد، چین یک کشور نیمه فئودال و نیمه مستعمره بود . تا کنون در هیچ کجای جهان پرش از فئودالیسم به سوسیالیسم با موفقیت روبرو نشده است. کشورهای امپریالیستی که چین را میان خود تقسیم کردند، در آن زمان مانع پیدایش مناسبات سرمایه داری در چین شدند…ما باید جمهوری خلق چین را با توجه به تاریخ آن، با توجه به پیشرفت آن، با توجه به توانائی های آن، با توجه به دستآوردهای آن و خواست های آن بسنجیم… اطلاعاتی که ما از چین داریم اکثرا یک سویه، گاه غلط، و یا دست کم مغرضانه است.

china,CultOfMaoChina

آنچه از چین امروز نمی گذارند بدانیم

reza-nafaee

یونگه ولت – ترجمه رضا نافعی

88646%d8%a2%d9%86%da%86%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%da%86%db%8c%d9%86-%d8%a7%d9%85%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%86%d9%85%db%8c-%da%af%d8%b0%d8%a7%d8%b1%d9%86%d8%af-%d8%a8%d8%af%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%85

حزب کمونیست چین با  تقریبا  85 میلیون عضو خود نه تنها بزرگترین حزب کمونیستبلکه از لحاظ تعداد اعضاء بزرگترین حزب جهان است. در ماه اکتبر ششمین پلنوم این حزب خواستار برپاشدن نوزدهمین کنگره حزب در سال آینده شد تا کنگره وظائف آتی حزب را مشخص سازد. از مشاهدات چنین بر می آید که پکن در همان حال که گامهای راهبردی برمیدارد در عین حال بسیار محتاط نیز هست. از این رو می خواهند مرحله به مرحله پیش بروند. آنها می خواهند تا سال 2021 که مصادف است با یکصدمین سال تاسیس حزب کمونیست چین به جامعه ای «نسبتا مرفه دست یابند». چین در حال حاضر از لحاظ قدرت اقتصادی در جهان در مرتبه دوم قرار دارد.

حزب کمونیست چین در ماه اکتبر از تمام دانشمندان داخلی و خارجی دعوت کرده تا در هفتمین همایش جهانی سوسیالیسم با شعار «مارکسیسم در قرن 21» گرد هم آیند. یکی از نمایندگان آلمان در این همایش که در پکن برپا شد «اگون کرنتس» (آخرین نخست وزیر جمهوری دموکراتیک آلمان بود). برگزار کنندگان همایش موکدا بر این نکته تکیه می کردند که  سوسیالیسم چینی جنبه ملی دارد- و برخلاف سوسیالیسم اروپائی مدلی برای دیگر کشورها نیست. اگون کرنتس در گفتگو با یونگه ولت روشن می سازد که این رویکرد ناشی از کجا ست:

 

یونگه ولت- سفر شما در ماه اکتبر به پکن دومین سفر شما در سال جاری به این کشور بود. انگیزه شما برای سفرهای مکرر به آنجا صرفا ناشی از کنجکاوی است؟

کرنتس: پس از هر سفر بیشتر برای من روشن می شود که اطلاعات ما در اروپا در مورد چین تا چه حد ناچیز است. اطلاعاتی که ما از چین داریم اکثرا یک سویه، گاه غلط، و یا دست کم مغرضانه است. در این مدتی که من آنجا بودم ششمین اجلاس مجمع عمومی کمیته مرکزی حزب کمونیست چین برپا بود. صبح روز افتتاح اجلاس- یعنی در ساعاتی که حتی خود اعضای کمیته مرکزی هم اطلاعات مشخصی از آنچه در پلنوم خواهد گذشت نداشتند، مفسر رادیو آلمان موسوم به «دویچلاند رادیو» که تفسیرش را از طریق اینترنت می شنیدم چنان تفسیر می گفت که گوئی از همه چیز باخبر است، تفسیری مبنی بر: حدسیات، ادعاهای بی اساس، حرف هائی در حد فال قهوه و کف بینی. با این شیوه کار نه برخوردی عادلانه به چین می شود و نه پاسخی عادلانه  به نیاز های اطلاعاتی مردم آلمان داده می شود.

یونگه ولت: اجازه بدهید بگویم: نتیجه برخورد ایدئولوژیک همین است.

کرنتس- این ایدئولوژی نیست، هرچند که کلی افکار ضد سوسیالیستی و فضل فروشی های پرتفرعن هم قاطی آن هست. مسئله این جهان بینی اروپا محور است: همه چیز با ملاک آلمانی سنجیده می شود.

یونگه ولت: بجای آن باید با کدام ملاک سنجید؟

کرنتس- ما باید جمهوری خلق چین را با توجه به تاریخ آن، با توجه به پیشرفت آن، با توجه به توانائی های آن، با توجه به دستآوردهای آن و خواست های آن بسنجیم.

یونگه ولت: شما با این تغییر چشم انداز به چه نتایجی رسیدید؟

کرنتس: آنطور که من می بینم، در این عصر ناامن، در جهانی که چنین در هم ریخته است، تقریبا هیچ کشوری نیست که مانند چین تصوری روشن از چشم انداز سیاسی، اقتصادی و اجتماعی خود داشته باشد. این کشور برای فاصله زمانی امروز تا 2050 برنامه دارد. چین بپاخاسته و این را می توان دید. همکاری تنگاتنگ  آن با روسیه  قابل تحسین است که این برای حفظ صلح نیز حائز اهمیت است. مشخص بگویم: من در همان دو استانی بودم که در سال 1989 همراه با یک هیئت نمایندگی از جمهوری دموکراتیک آلمان از آن دیدار کردیم. این استانها چنان تغییر کرده که به دشواری می توان آن را باز شناخت. از آن زمان تا کنون همه جا دست به عمران زده اند: خانه سازی کرده اند،  موسسات اجتماعی تاسیس کرده اند، خیابان ساخته اند. فقط با حیرت می توان به  این تغییرات چشم دوخت و آفرین گفت.

یونگه ولت- نگاهتان کمی آرمان گرایانه نیست؟ چین هم بهشت روی زمین نیست.

کرنتس- اصلا قصد ندارم چین را چون آرمانشهر جلوه دهم. من ازشکست سوسیالیسم در اروپا این را نیز آموختم که نباید به دیگران و راه های دیگری که برای رسیدن به سوسیالیسم در پیش گرفته می شود بدیده تفرعن نگریست، یا بر این باور بود که ممکن است سوسیالیسمی بی نقصان پدید آید، که  عملکردش بتواند تهی از تضاد ها باشد. کشوری چنین بزرگ با ملیت های فراوان و باقیمانده هائی از  گذشته، پر است از دشواری ها و مسائل سیاسی و اجتماعی. اما آنچه از منظر من عمده است پیشرفتی است که این کشور تا کنون به آن دست یافته است و برنامه های واقع گرایانه ای است که برای آینده دارد. تصور من این است که رهبری چین به بهترین وجه می داند که یک پروژه تاریخی مانند سوسیالیسم با ویژگی های چینی که تا کنون در تاریخ نمونه ای نداشته، با چه دشواری ها و مخاطراتی روبروست.

تا کنون 800 میلیون نفر از فقر نجات داده شده اند. بهبود کیفیت زندگی خلق و ارتقاء سطح آن در کانون توجه قرار دارد. من بارها از رهبران در مدارج متفاوت حزبی پرسیده ام بنظر شما مهمترین وظیفه کدامست. آنچه مرا عمیقا تحت تاثیر قرار داد  پاسخی بود که از اکثر آنها شنیدم: «برای همیشه بر فقر چیره شویم». هیچ سرمایه دار معمولی چنین واکنشی نشان نمی داد.

یونگه ولت: واژه تحریک آمیز سرمایه داری بمیان آمد.

کرنتس: من واژه غرض آلود رسانه های سرمایه داری را در باره چین نمی پذیرم. این یک واقعیت است که سوسیالیسم اروپائی در درجه اول به این دلیل از پای در آمد که نتوانست به تولید ضروری برای غلبه بر سرمایه داری دست یابد. این که امروز چین راه دیگری را در پیش گرفته  ناشی از این ضرورت است که یک پایه نیرومند مادی- فنی برای سوسیالیسم با ویژگی چینی بوجود آورد. در سال 1949 که انقلاب در چین پیروز شد، چین یک کشور نیمه فئودال و نیمه مستعمره بود . تا کنون در هیچ کجای جهان پرش از فئودالیسم به سوسیالیسم با موفقیت روبرو نشده است. کشورهای امپریالیستی که چین را میان خود تقسیم کردند، در آن زمان مانع پیدایش مناسبات سرمایه داری در چین شدند.

یونگه ولت: و حالا بشدت به پیش رانده می شود؟

کرنتس: نه، به این سادگی نیست. من تلاش می کنم درک کنم سوسیالیسم با ویژگی چینی چگونه است. چین چگونه کشوری است؟ «هفتمین اجلاس جهانی سوسیالیسم» که آکادمی علوم اجتماعی ما را نیز به آن دعوت کرده بود، در پی یافتن پاسخی به این پرسش بود.

یونگه ولت: منظورتان از «ما» کیست؟

کرنتس: «رولف برتولد» که در سالهای دهه پنجاه در چین تحصیل می کرد و سالهای درازی سفیر ما در پکن بود و من. ما  را بعنوان شاهدان دوران دعوت کرده بودند.

یونگه ولت: یعنی بیشتر صحبت از گذشته بود تا آینده.

کرنتس: کنفرانسی بود با شرکت 36 کشور- از آلمان هم نمایندگان بنیاد روزا لوکزامبورگ – در آن حضور داشتند- و بیش از 400 دانشمند و فعال حزبی از جمهوری چین. موضوع کنفرانس «مارکسیسم در قرن 21 بود». بنظر من آنچه حائز توجه است این است که حزب کمونیست چین، در دورانی که مارکسیسم منسوخ  دانسته می شود، آن هم نه فقط از سوی ضد کمونیست ها، امروزی  بودن اندیشه های مارکس، انگلس و لنین را  در برنامه روز قرار می دهد. بنا بر این برخلاف حدس شما توجه کنفرانس به گذشته معطوف نبود.

یونگه ولت: پس کنفرانس چه نیازی به شاهدانی چون شما داشت؟

کرنتس: چینی ها در پی یافتن علل از پای در آمدن سوسیالیسم در اروپا هستند تا از آن برای حال و آینده خود نتیجه بگیرند. آنها فقط از اشتباهات خود درس نمی گیرند، بلکه از خطاهای دیگران – یعنی ما نیز می آموزند. معاون آکادمی در سخنانی که بعنوان خیرمقدم به حضار بیان کرد از جمله گفت: اینک هنگام آنست که با جدیت بیشتری در باره  احیاء سوسیالیسم سخن بگوئیم تا در باره گذشته.

یونگه ولت: پس از مائو چه خبر؟

کرنتس: سخن از متفکران مارکسیست داخلی و خارجی می رفت. مائو هم یکی از آنهاست. بطور کلی آنچه چشمگیر بود این بود که حزب کمونیست چین به تاریخ خود توجه خاصی دارد. برغم ضرورت انتقاد از آن دوران تا 1978 نباید فراموش کرد که با وجود انقلاب فرهنگی در این زمان، پایه های پیشرفت های امروزی در آن زمان گذاشته شد. از این رو ضرورت دارد که  نقش مائو مورد بررسی دقیق و ارزشیابی عادلانه قرار گیرد. افزون بر این من «واژه نامه فلسفی مارکسیستی» را  که «آلفرد کوزین» فیلسوف جمهوری دموکراتیک آلمان به بررسی دوباره  آن پرداخته است تقدیم  به فوروم کردم و نشان دادم که دانشمندان جمهوری دموکراتیک آلمان که در سال 1990 از دانشگاه ها، مدارس عالی و آکادمی های جمهوری دموکراتیک آلمان اخراج شدند،  بطور خصوصی کار خود را در عرصه پژوهش های مارکسیستی دنبال کرده اند. این امر مورد توجه ویژه قرار گرفت.

نوزدهمین کنگره حزب کمونیست چین طبق برنامه در پائیز سال آینده، نمی دانم تصادفا یا تعمدا، همزمان با صدمین سال انقلاب کبیر اکتبر، برپا خواهد گشت.

———————————————-

«اگون کرنتس»  در سال 1961 دبیر  سازمان FDJ   (جوانان آزاد آلمان) بود، در 1989 دبیرکل حزب سوسیالیست متحد آلمان دمکراتیک و نخست وزیر آلمان دموکراتیک بود.

او در «فوروم جهانی سوسیالیسم» که اخیرا در پایتخت چین برپا شد کتاب قطور «واژه نامه فلسفی مارکسیستی» اثر «آلفرد کوزینگ» را به فوروم هدیه داد. در سالهای دهه 60 کوزینگ جانشین ارنست بلوخ – رئیس موسسه فلسفی دانشگاه کارل مارکس در شهر لایپزیک شد. او بعدا بیست سال در آکادمی علوم اجتماعی در برلین، کار می کرد، مدتی از آن دوران را رئیس دپارتمان فلسفه  شورای علوم برای فلسفه در جمهوری دموکراتیک آلمان بود!

 

 

http://www.jungewelt.de/2016/11-12/012.php

 

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این ویودی در 20 نوامبر 2016 بدست در اشتراک - eshtrak فرستاده شده و با , , , , , برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: