اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

مصاحبه بشار الاسد با روزنامه‌نگاران کوبایی: مارکسیسم-لنینیسم امروز، دستاوردها و بازتاب‌های همکاری نظامی ایران و روسیه در مبارزه با تروریسم‌: تسنيم، برد رسانه‌ای مسکو از پالمیرا تا نوژه؛ شریک راهبردی تهران در همدان چه می‌کند؟: ایلنا/تارنگاشت عدالت

صحبت از سازمان ملل متحد یا شورای امنیت می‌تواند فریب دهنده باشد، زیرا در واقع سازمان ملل متحد یک بازوی آمریکایی است، که آن‌ها می‌توانند هر طور که می‌خواهند آن‌را به کار گیرند، آن‌ها می‌توانند معیارهای دوگانه خود را به جای منشور تحمیل کنند. آن‌ها می‌توانند آن‌را مانند هر مؤسسه دیگر در درون دولت آمریکا به کار گیرند. بدون برخی موضع‌گیری‌های روسیه و چین در موضوعات مشخص، سازمان ملل متحد یک مؤسسه آمریکایی خواهد بود. نتیجتاً، نقش روسیه و چین قدری توازن، عمدتاً در ارتباط با مسأله سوریه طی پنح سال گذشته، در این مؤسسات قدری توازن به وجود آورده است. اما اگر بخواهید درباره نقش آن‌ها از طريق میانجی‌ها یا فرستاده‌هایشان مانند دِ میستورا در این اواحر، و کوفی عنان قبل از آن، و برایهمی در بین این دو صحبت شود، باید گفت که این میانجی‌ها مستقل نیستند؛ آن‌ها یا فشار از طرف کشورهای غربی را منعکس می‌کنند، یا برخی اوقات گفت‌وگوی بین قدرت‌های اصلی-عمدتاً روسیه و ایالات متحده را. نتیجتاً، آن‌ها مستقل نیستند، لذا شما نمی‌توانید درباره نقش سازمان ملل متحد صحبت کنید؛ این بازتابی از آن توازن است. به این دلیل است که تاکنون سازمان ملل متحد هیچ نقشی در درگیری سوریه نداشته است؛ فقط گفت‌وگوی روسیه و آمریکا وجود دارد، و ما می‌دانیم که روس‌ها به طور جدی و صادقانه برای شکست دادن تروریست‌ها کار می‌کنند، در حالی‌که آمریکایی‌ها برای استفاده از تروریست‌ها، نه شکست‌دادن آن‌ها همیشه بازی درمی‌آورند.

cuba & syrian flags

syria,assadbadguy

مصاحبه بشار الاسد با روزنامه‌نگاران کوبایی

تارنگاشت عدالت 

منبع: مارکسیسم-لنینیسم امروز
۲۲ ژوئیه ۲۰۱۶

assad2

دمشق، سانا – رییس‌جمهور اسد با پرنسا لاتینا، خبرگزاری رسمی کوبا مصاحبه کرد و گفت ترک‌ها، قطری‌ها و سعودی‌ها اکثر کارت‌های خود را در میدان‌های نبرد در سوریه باخته اند و نبرد حلب آخرین کارت آن‌هاست، و تأکید کرد که همسانی نیرومندی بین سوریه و آمریکای لاتین، به ویژه کوبا، در سطوح سیاسی و تاریخی وجود دارد، و این‌که برای نیرو دادن به بخش‌های گوناگون این رابطه باید سخت کار کرد.

متن کامل مصاحبه به شرح زیر است:

پرسش ۱: آقای رییس‌جمهور تشکر از این‌که این فرصت تاریخی را برای انتقال نقطه‌نظر خود درباره واقعیت در سوریه به باقی جهان به پرنسا لاتینا دادید، زیرا همان‌طور که می‌دانید درباره کشور شما، درباره تجاوز خارجی که علیه این کشور زیبا در جریان است، اطلاعات زیادی وجود دارد. آقای رییس‌جمهور، وضعیت نظامی کنونی تجاوز خارجی علیه سوریه را چگونه ارزیابی می‌کنید، و چالش‌های اصلی نیروهای سوری در صحنه در جنگ با گروه‌های ضددولتی کدامند؟ اگر ممکن است، مایلیم نظر شما را درباره نبردها یا رزم‌ها در حلب و حمص بدانیم.
رییس‌جمهور اسد: البته، از سراسر جهان حمایت زیادی از تروریست‌ها وجود دارد. ما با حمایت کشورهای مشخصی مانند عربستان سعودی و قطر با پول و ترکیه با حمایت لجستیک، و البته با تأیید و سرپرستی کشورهای غربی، عمدتاً ایالات متحده، فرانسه و بریتانیا و برخی از متحدین آن‌ها بیش از یک‌صد ملیت شرکت‌کننده در تجاوز علیه سوریه داریم‌. اما از زمانی‌که روسیه تصمیم گرفت در نبرد با تروریست‌ها در سوریه، عمدتاً النصره و داعش و دیگر گروه‌های وابسته به آن‌ها، به طور قانونی در حمایت از ارتش سوریه مداخله کند، توازن علیه تروریست‌ها تغییر کرده، و ارتش سوریه در مناطق گوناگون در سوریه  پیشرفت‌های بسیاری داشته است. و ما هنوز پیش می‌رویم، و ارتش سوریه مصمم است تروریست‌ها را شکست دهد و نابود سازد. شما به حمص و حلب اشاره کردید. البته، وضعیت در حمص، پس از آن‌که تروریست‌ها بیش از دو سال پیش حمص را ترک کردند، خیلی خیلی بهتر شده، با ثبات‌تر شده است. و شما بعضی حومه‌های شهر را دارید که تروریست‌ها در آن رسوخ کرده اند. اکنون در این مناطق روند آشتی وجود دارد که در جریان آن یا تروریست‌های اسلحه خود را زمین می‌گذارند و با عفو از جانب دولت به زندگی عادی خود باز‌می‌گردند، یا آن‌ها حمص را ترک کرده به جای دیگری در سوریه می‌روند، شبیه چیزی که یک سال پیش در مرکز شهر صورت پذیرفت.

برای حلب وضعیت متفاوتی وجود دارد، زیرا ترک‌ها و متحدین آن‌ها مانند سعودی‌ها و قطری‌ها همه کارت‌های خود را در میدان‌های نبرد در سوریه باخته اند، نتیجتاً حلب تنها کارت برای آن‌ها، به ویژه برای اردوغان است. به این دلیل است که او با سعودی‌ها سخت کار کرد تا آنجا که می‌توانند تروریست به حلب بفرستند-تخمین بیش از ۵ هزار تروریست است.

syria, assad, u cn't be with & against terrorism
پرسش ۲: از طريق مرزهای ترکیه؟
رییس‌جمهور اسد: بله، از ترکیه به حلب، طی دو ماه گذشته، برای تصرف مجدد شهر، و آن کار نکرد. در واقع، ارتش ما در حلب و حومه‌های حلب برای محاصره کردن تروریست‌ها پیشروی داشته است، برای این‌که آن‌‌ها به مثابه بخشی از آشتی برای بازگشت به زندگی عادی مذاکره کنند، یا تروریست‌ها شهر حلب را ترک کنند، یک شکست داده شوند. راه‌حل دیگری وجود ندارد.

پرسش ۳: متشکریم، بسیار متشکریم. آقای رییس‌جمهور اولویت‌های ارتش سوریه در مقابله با گروه‌های تروریستی چیست؟ و ما به ویژه علاقمند هستیم، زیرا کوبا در گذشته چیزی شبیه این، در نقش گروه‌های دفاع مردمی داشته است؛ نقشی که گروه‌های دفاع مردمی در صحنه عملیات بازی ‌می‌کنند چیست؟
رییس‌جمهور اسد: اولویت ارتش سوریه، قبل از هر چیز، نبرد با داعش و النصره و احرار الشام و جیش الاسلام است. این چهار سازمان مستقیماً از طريق ایدئولوژی در پیوند با القاعده قرار دارند؛ آن‌ها ایدئولوژی واحدی دارند، آن‌ها گروه‌های اسلامی افراطی هستند که می‌خواهند هر کس را که شبیه آن‌ها به نظر نمی‌رسد، شبیه آن‌ها احساس و رفتار نمی‌کند، بکشند. اما در ارتباط با چیزی که گروه‌های میلیشیای مردمی نامیدید، در واقع در آغاز جنگ تروریست‌ها یک جنگ غیرمتعارف را علیه ارتش ما شروع کردند، و ارتش ما یک ارتش متعارف است، شبیه هر ارتش دیگر در جهان، لذا آن گروه‌های دفاع مردمی برای شکست دادن تروریست‌ها به یک شیوه غیرمتعارف بسیار مهم بودند. آن به ارتش ما بسیار کمک کرد، زیرا آن رزمندگان، آن رزمندگان ملی، آن‌ها در مناطق خود، در شهرهای خود، در روستاهای خود می‌جنگند، لذا بخش را خوب می‌شناسند، منطقه را خوب می‌شناسند، منظورم  این است که راه‌ها، زمین را خیلی خوب می‌شناسند. لذا، آن‌ها می‌توانند دارایی بسیار عظیمی برای ارتش سوریه باشند. نقش آن‌ها این است.

پرسش ۴: آقای رییس‌جمهور، مقاومت مردم سوریه در جبهه اقتصادی در برایر تجاوز خارچی چگونه صورت می‌گیرد، منظور من اقتصاد است، و لطفاً نظر شما درباره بخش‌های اقتصاد سوریه که علی‌رغم جنگ، محاصره اقتصادی، غارت و غیره فعال باقی مانده چیست؟
رییس‌جمهور اسد: در واقع، جنگ سوریه یک جنگ تمام عیار است؛ جنگ فقط از تروریست‌های حمایت نمی‌کند. آن‌ها از تروریست‌های حمایت می‌کنند، و هم‌زمان با آن در سطح بین‌المللی علیه سوریه جنگ سیاسی به راه انداختند، و جبهه سوم جبهه اقتصادی بود، که آن‌ها به تروریست‌های خود، به مزدوران خود فرمان دادند نابود کردن زیرساخت در سوریه را که به اقتصاد و نیازهای روزانه شهروندان سوریه کمک می‌کرد، آغاز کنند.

هم‌زمان، آن‌ها مستقیماً در مرزهای سوریه از طريق تروریست‌ها و در خارج از طريق نظام بانکی در سراسر جهان محاصره اقتصادی سوریه را آغاز کردند. علی‌رغم آن، مردم سوریه مصمم بودند تا جایی که می‌توانند به زندگی عادی ادامه بدهند. آن باعث شد بسیاری از فعالین اقتصادی یا صاحبان صنایع سوریه، که عمدتاً صنعت متوسط و کوچک است، در جهت بقاء و فعال نگاه داشتن اقتصاد و تأمین نیازهای مردم سوریه،  از مناطق درگیری و بی‌ثبات به سمت مناطق با‌ثبات‌تر منتقل شوند. در نتیجه، در این مورد اکثر بخش‌ها هنوز کار می‌کنند.

به عنوان مثال، بخش داروسازی هنوز با بیش از ۶۰ درصد ظرفیت خود کار می‌کند، که در این شرایط برای اقتصاد ما بسیار مهم، مفید و حمایت کننده است. و من فکر می‌کنم ما اکنون بیش‌ترین سعی خود را به خرج می‌دهیم تا علی‌رغم وضعیت پایه اقتصاد را گسترش دهیم، به ویژه ارتش سوریه در عرصه‌های گوناگون پیشرفت‌های بسیاری داشته است.

پرسش ۵: آقای رییس‌جمهور، اجازه بدهید کمی درباره محیط بین‌المللی صحبت کنیم، لطفاً نظر خود را درباره نقش سازمان ملل متحد در درگیری سوریه، تلاش‌های واشنگتن و متحدین آن برای تحمیل اراده خود بر شورای امنیت و بر مذاکرات صلح ژنو بیان نمایید.
رییس‌جمهور اسد: صحبت از سازمان ملل متحد یا شورای امنیت می‌تواند فریب دهنده باشد، زیرا در واقع سازمان ملل متحد یک بازوی آمریکایی است، که آن‌ها می‌توانند هر طور که می‌خواهند آن‌را به کار گیرند، آن‌ها می‌توانند معیارهای دوگانه خود را به جای منشور تحمیل کنند. آن‌ها می‌توانند آن‌را مانند هر مؤسسه دیگر در درون دولت آمریکا به کار گیرند. بدون برخی موضع‌گیری‌های روسیه و چین در موضوعات مشخص، سازمان ملل متحد یک مؤسسه آمریکایی خواهد بود. نتیجتاً، نقش روسیه و چین قدری توازن، عمدتاً در ارتباط با مسأله سوریه طی پنح سال گذشته، در این مؤسسات قدری توازن به وجود آورده است. اما اگر بخواهید درباره نقش آن‌ها از طريق میانجی‌ها یا فرستاده‌هایشان مانند دِ میستورا در این اواحر، و کوفی عنان قبل از آن، و برایهمی در بین این دو صحبت شود، باید گفت که این میانجی‌ها مستقل نیستند؛ آن‌ها یا فشار از طرف کشورهای غربی را منعکس می‌کنند، یا برخی اوقات گفت‌وگوی بین قدرت‌های اصلی-عمدتاً روسیه و ایالات متحده را. نتیجتاً، آن‌ها مستقل نیستند، لذا شما نمی‌توانید درباره نقش سازمان ملل متحد صحبت کنید؛ این بازتابی از آن توازن است. به این دلیل است که تاکنون سازمان ملل متحد هیچ نقشی در درگیری سوریه نداشته است؛ فقط گفت‌وگوی روسیه و آمریکا وجود دارد، و ما می‌دانیم که روس‌ها به طور جدی و صادقانه برای شکست دادن تروریست‌ها کار می‌کنند، در حالی‌که آمریکایی‌ها برای استفاده از تروریست‌ها، نه شکست‌دادن آن‌ها همیشه بازی درمی‌آورند.

پرسش ۶: آقای رییس‌جمهور، در حال حاضر هم‌زیستی میان گروه‌های قومی و مذهبی سوریه علیه مداخله خارجی را چگونه می‌بینید؟ آن‌ها در این مورد چگونه کمک می‌کنند یا نمی‌کنند؟
رییس‌جمهور اسد: مهم‌ترین چیز درباره یکدلی بین طیف‌های گوناگون بافت سوریه این است که اصیل است، زیرا در طول تاریخ، طی قرن‌ها ساخته شده است، لذا درگیری مانند این نمی‌تواند بافت اجتماعی را نابود کند. از این‌رو اگر شما به اطراف بروید و از مناطق کوناگون تحت کنترل دولت بازدید کنید، خواهید دید که همه رنگ‌های جامعه سوریه با همدیگر زندگی می‌کنند.

خبرنگار: من این‌را در دمشق دیدم.
رییس‌جمهور اسد: دقیقاً. و من می‌خواهم به این اضافه کنم که در جریان درگیری، این همدلی بسیار بهتر و نیرومندتر شده است، و این حرافی نیست؛ حقیقتاً، این واقعیت است، به دلايل گوناگون، زیرا این درگیری یک درس است. این تنوع که شما می‌بینید، یا برای کشور ما یک ثروت است، یا یک مشکل. چیزی در مابین وجود ندارد. لذا، مردم آموختند که ما باید بیش‌تر روی این همدلی کار کنیم، زیرا نخستین لفاظی که تروریست‌ها و متحدین آن‌ها در منطقه و در غرب در ارتباط با درگیری سوریه از همان آغاز به کار گرفتند لفاظی سکتاریستی بود. آن‌ها می‌خواستند مردم را تقسیم کنند تا باهم درگیری داشته باشند، تا در درون سوریه آتش را شعله‌ور سازند، و این کار نکرد. و سوری‌ها آموحتند که ما همدلی داریم؛ ما پیش از درگیری، در دوران عادی همدلی داشته ایم، اما ما برای نیرومندتر ساختن آن باید کار کنیم.

لذا، من بدون کم‌ترین اغراقی می‌توانم بگویم که وضعیت در این بخش خوب است. علی‌رغم این، در مناطق تحت کنترل تروریست‌ها- و همان‌طور که می‌دانید آن تروریست‌ها عمدتاً گروهای افراطی وابسته به القاعده هستند- برای مغزشویی نسل جوان با ایدئولوژی تاریک خود سخت کار می‌کنند و آن‌ها در بعضی مناطق، با این ایدئولوژی تاریک با کشتن و سر بریدن و همه این اعمال دهشتناک موفق شدند. به مرور زمان، کنار آمدن با این نسل جدید جوانانی که با دکترین و ایدئولوژی القاعده و وهابی مغز‌شویی شدند، دشوارتر خواهد شد. نتیحتاً، این تنها خطری است که ما در ارتباط با جامعه خود، همدلی و هم‌زیستی که شما به آن اشاره کردید، مواجه خواهیم شد.

پرسش ۷: آقای رییس‌جمهور، مایلم مجدداً به عرصه بین‌المللی بازگردم. نظر شما درباره نقش ائتلاف بین‌الملی به سرکردگی ایالات متحده در ارتباط با گروه‌هایی که در شمال سوریه فعالیت می‌کنند، به ویژه در ارتباط با گروه‌های کرد چیست؟ منظورم بمباران هواپیماهای آمریکایی و ائتلاف در بخش شمالی کشور است. در این مورد چه فکر می‌کنید؟
رییس‌جمهور اسد: شما می‌دانید، دولت‌های آمریکا سنتاً، زمانی‌که با هر گروه یا جماعتی در هر کشور روابط دارند، این برای منافع کشور [آمریکا] است و نه برای منافع مردم؛ این روابط برای برنامه‌ ایالات متحده است. نتیجتاً، ما باید از خود بپرسیم: آمریکایی‌ها چرا از هر گروهی در سوریه حمایت می‌کنند؟ نه برای سوریه. آن‌ها باید برنامه خود را داشته باشند، و برنامه آمریکا همیشه در هر کشور تفرقه افکنانه بوده است. آن‌ها برای متحد ساختن مردم کار نمی‌کنند؛ آن‌ها برای تفرقه انداختن بین انواع گوناگون مردم کار می‌کنند. آن‌ها بعضی اوقات یک گروه فرقه‌ای را انتخاب می‌کنند، آن‌ها بعضی اوقات یک گروه قومی را انتخاب کرده و از آن‌ها علیه اقوام دیگر یا برای سوق دادن آن‌ها به دور از باقی جامعه حمایت می‌کنند. این برنامه آن‌هاست. لذا، بسیار روشن است که این حمایت آمریکایی ربطی به داعش ندارد، این ربطی به النصره ندارد، این ربطی به مبارزه با تروریسم ندارد، زیرا از آغاز مداخله آمریکا، داعش گسترش یافت نه کاهش. داعش فقط  از زمانی کاهش یافت که در سپتامبر گذشته حمایت روسیه از ارتش سوریه صورت گرفت.

پرسش ۸: آقای رییس‌جمهور، نظر شما درباره کودتای اخير در ترکیه، و تأثیر آن بر وضعیت کنونی در آن کشور، و در سطح بین‌المللی، و هم‌چنین بر درگیری سوریه چیست؟
رییس‌جمهور اسد: ما باید به این کودتا به مثابه بازتاب بی‌ثباتی و ناآرامی در داخل ترکیه، عمدتاً در سطح اجتماعی نگاه کنیم. این می‌تواند سیاسی يا هر چیز دیگری باشد، اما زمانی‌که شما بی‌ثباتی دارید جامعه مسأله اصلی است. بدون توجه به این‌که چه کسی بر ترکیه حکومت خواهد کرد، چه کسی رییس‌جمهور خواهد بود، چه کسی رهبر ترکیه خواهد بود؛ این یک موضوع داخلی است. ما مداخله نمی‌کنیم، ما این اشتباه را نمی‌کنیم که بگوییم اردوغان باید برود با بماند. این یک مسأله ترکیه است، و مردم ترکیه باید تصمیم بگیرند.

اما چیز مهم‌تر از خود کودتا، ما باید به رویه‌ها و گام‌هایی که توسط اردوغان و محفل او اخیراً طی چند روز گذشته برداشته شد، زمانی‌که آن‌ها حمله به قضات را شروع کردند، نگاه کنیم؛ آن‌ها بیش از ۲۷۰۰‌ قاضی، بیش از ۱۵۰۰ استاد دانشگاه، بیش از ۱۵۰۰۰ کارمند در بخش آموزش را از مقام خود برکنار کردند. دانشگاه‌ها و قضات و جامعه مدنی چه ارتباطی با کودتا دارند؟ نتیجتاً، این نیات بد اردوغان و سوءاستفاده او از مقام و نیات واقعی او را نسبت به چیزی که اتفاق افتاد، منعکس می‌نماید، زیرا تحقیق هنوز نهایی نشده است. آن‌ها تصمیم به برکناری همه این‌ها را چگونه گرفتند؟ نتیجتاً، او از کودتا برای به اجرا گذاشتن برنامه خود، برنامه اخوان‌المسلمین در درون ترکیه استفاده کرد، و این برای ترکیه و برای کشورهای همسایه، از جمله سوریه، خطرناک است.

پرسش ۹: آقای رییس‌جمهور، روابط دولت سوریه با اپوزیسیون داخل سوریه را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ تفاوت این سازمان‌های اپوزیسیون با آن‌هایی که در خارج از سوریه قرار دارند، چیست؟
رییس‌جمهور اسد: ما روابط خوبی با اپوزیسیون در داخل سوریه بر اساس اصول ملی داریم. البته، آن‌ها برنامه سیاسی خود و اعتقادات خود را دارند، و ما برنامه خود و اعتقادات خود را داریم، و ما می‌توانیم یا مستقیماً یا از طريق صندوق‌های رأی گفت‌وگو کنیم؛ این یک راه متفاوت گفت‌وگو خواهد بود، وضعیتی که در همه کشورها وجود دارد. اما ما نمی‌توانیم آن‌ها را با دیگر اپوزیسیون در خارج از سوریه مقایسه کنیم، زیرا کلمه «اپوزیسیون» به معنی توسل به ابزار مسالمت‌آمیز است، نه حمایت از تروریست‌ها، و نه سازماندهی در خارج از کشور، بلکه به معنی داشتن پایگاه متشکل از مردم سوریه می‌باشد. پایگاه شما نمی‌تواند در وزارت امور خارجه بریتانیا، فرانسه یا در دستگاه اطلاعاتی قطر و عربستان سعودی و ایالات متحده باشد. این اپوزیسیون نیست، این چیزی است که شما خیانتکار می‌نامید. خوب، آن‌ها این‌ها را اپوزیسیون می‌نامند، ما آن‌ها را خیانتکار می‌نامیم. اپوزیسیون واقعی آن است که برای مردم سوریه کار می‌کند، در سوریه مستقر است و چشم‌انداز برنامه آن از مردم سوریه و منافع سوریه سرچشمه می‌گیرد.

پرسش ۱۰: آقای رییس‌جمهور، پافشاری ایالات متحده و متحدین آن بر این‌که شما از قدرت کناره‌گیری کنید و هم‌چنین کارزار آن‌ها برای تخریب سیمای دولت شما را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ منظورم در محیط خارجی است. شما پافشاری آن‌ها بر کناره‌ا گیری خود چگونه می‌بینید؟
رییس‌جمهور اسد: درباره آرزوی آن‌ها برای این‌که من از قدرت کناره‌گیری کنم، آن‌ها طی پنج سال گذشته حرف زده اند، و ما هرگز حتا با یک بیانیه پاسخ نداده ایم. ما به آن‌ها اهمیت نمی‌دهیم. در واقع، این موضوع سوری است؛ فقط مردم سوریه می‌توانند بگویند چه کسی باید بیاید و برود، چه کسی باید در مقام خود بماند، چه کسی باید برود، و غرب موضع ما را در این مورد خوب می‌داند. لذا، ما اهمیت نمی‌دهیم و مجبور نیستیم وقت خود را با لفاظی‌های آن‌ها تلف کنیم. من به علت حمایت مردم سوریه در اینجا هستم. بدون آن من در اینجا نخواهم بود. این خیلی ساده است.

درباره این‌که آن‌ها چگونه رییس‌جمهور‌های مشخصی را بدنام می‌کنند، یا سعی می‌کنند از آن‌ها دیو بسازند، این سبک آمریکایی است، حداقل از جنگ جهانی دوم، از زمانی‌که آن‌ها جای استعمار انگلیس را در این منطقه و حتا در جهان گرفتند، دولت‌های آمریکایی و سیاستمداران آمریکایی یک کلمه صادقانه در هیچ مورد به زنان نیاورده اند. آن‌ها همیشه دروغ می‌گویند. و به مرور زمان، آن‌ها دروغ‌گویان سابقه‌دارتری می‌شوند، نتیجتاً، این بخشی از سیاست‌های آن‌هاست. لذا، دیوسازی از من شبیه سعی آن‌ها در دیوسازی از رییس‌جمهور پوتین طی دو سال گذشته است و آن‌ها همین کار را با رهبر کاسترو طی پنج یا شش دهه گذشته انجام داده اند. این سبک آن‌هاست. نتیجتاً، ما باید بدانیم که این سبک آمریکایی است. ما لازم نیست درباره آن نگران شویم. مهم‌ترین چیز این است که در میان مردم خود حسن شهرت داشته باشید. این چیزی است که باید درباره آن نگران باشیم.

پرسش ۱۱: آقای رییس‌جمهور، نظر شما درباره رابطه سوریه با آمریکای لاتین، به ویژه پیوندهای تاریخی با کوبا چیست؟
رییس‌جمهور اسد: علی‌رغم فاصله طولانی بین سوریه و آمریکای لاتین، ما همیشه از آن‌چه که مردم در آمریکای لاتین، نه فقط سیاستمداران، درباره این منطقه می‌دانند، متعجب بوده ایم. من فکر می‌کنم این دلايل زیادی دارد. اما یکی از آن دلايل شباهت‌ها و اشتراکات بین مناطق ما، بین سوریه و آمریکای لاتین است. آمریکای لاتین برای مدت طولانی تحت اشغال بود اما پس از آن تحت اشغال شرکت‌های آمریکایی، و کودتاها آمریکایی و مداخلات آمریکایی قرار داشت.

خبرنگار: بله بسیاری از آن‌ها.
رییس‌جمهور اسد: لذا، آن‌ها می‌دانند مستقل بودن با مستقل نبودن چه معنی می‌دهد. آن‌ها می‌دانند که جنگ در سوریه درباره استقلال است. اما مهم‌ترین چیز نقش کوباست. کوبا پیشگام جنبش استقلال در درون آمریکای لاتین بود و در این مورد فیدل کاسترو چهره نمادین است. نتیجتاً، در سطح سیاسی و در سطح آگاهی، یک همدلی نیرومند بین سوریه و آمریکای لاتین، به ویژه کوبا، وجود دارد. اما فکر می‌کنم ما برای توسعه بخش دیگر رابطه، برای هم‌سطح شدن عمدتاً در سطح آموزشی و اقتصادی به اندازه کافی کار نمی‌کنیم. این پیش از بحران بلندپروازی من بود و به همین دلیل بود که من از آمریکای لاتین، کوبا، ونزوئلا، آرژانتین و برزیل برای گسترش این رابطه دیدن کردم. بعداً، این درگیری شروع شد و مانع بزرگی برای انجام هر چیزی در این مورد شد، اما من فکر می‌کنم که نباید رابطه را به سطوح تاریخی و سیاسی محدود نگه داریم. این کافی نیست. شما بخش‌های بسیار دیگری را دارید، مردم باید درباره هم بیش‌تر بدانند. فاصله طولانی می‌تواند یک مانع باشد، اما نباید باشد، زیرا ما روابط محکمی با باقی جهان، شرق و غرب داریم. نتیجتاً، در این زمان این یک مانع نیست. لذا، من فکر می‌کنم پس از پشت سر نهادن این بحران و این جنگ، ما باید برای احیای بخش‌های گوناگون این رابطه با آمریکای لاتین و به ویژه کوبا سخت‌تر کار کنیم.

پرسش ۱۲: آقای رییس‌جمهور، آیا شما انتظار دارید که… منظورم این است که آیا ممکن است نظر خود را درباره روند انتخاباتی در ایالات متحده عمدتاً برای ریاست جمهوری بیان کنید؟ اکنون، ما دو نامزد داریم؛ نامزد جمهوری‌خواه آقای دونالد ترامپ است و نامزد دمکرات خانم هیلری کلینتون؛ و ما او را خوب می‌شناسیم، اما نظر شما درباره این روند، درباره نتیحه این روند و این‌که چگونه می‌تواند بر درگیری در اینجا، در جنگ سوریه تأثیر بگذارد، چیست؟
رییس‌جمهور اسد: ما در سال ۱۹۷۴ رابطه خود را با ایالات متحده از سر گرفتیم. اکنون، ۴۲ سال از آن زمان گدشته است و رییس‌جمهورهای آمریکايی بسیاری را در وضعیت‌های گوناگون دیده ایم و درسی که گرفته ایم این است که هیچ کسی نباید روی هیچ رییس‌جمهور آمریکایی شرط‌بندی کند، این مهم‌ترین چیز است. نتیجتاً، اسم موضوع نیست. آن‌ها مؤسسات خود را دارند، آن‌ها برنامه خود را دارند و هر رییس‌جمهوری که بیاید باید آن برنامه را به سبک خود اجرا کند، اما نهایتاً او مجبور است آن برنامه را اجرا کند.

همه آن‌ها برنامه‌های میلیتاریستی دارند، و تنها تفاوت سبک است. یکی مثل بوش ارتش خود را می‌فرستد و دیگری مانند اوباما مزدوران و نمایندگان خود را می‌فرستد، اما همه آن‌ها مجبورند این برنامه را اجرا کنند. لذا، من فکر نمی‌کنم که در ایالات متحده رییس‌جمهور مجاز باشد باورهای سیاسی خود را کاملاً به اجرا بگذارد، او باید از مؤسسات و لابی‌ها اطاعت کند، و لابی‌ها تغییر نکرده اند و برنامه مؤسسات تغییر نکرده است. لذا، هیچ رییس‌جمهوری در آینده نزدیک نخواهد آمد تا یک تغییر جدی و چشم‌گير در سیاست‌های ایالات متحده به وجود آورد.

پرسش ۱۳: آقای رییس‌جمهور، پرسش آخر: مایلید با استفاده از این مصاحبه با پرسنا لاتینا چه پیامی را برای دولت‌های آمریکای لاتین، کارائیب و هم‌چنین برای مردم آمریکا درباره اهمیت حمایت از سوریه علیه تروریسم بفرستید؟
رییس‌جمهور اسد: در این مورد که مردم و دولت‌هایشان استقلال خود را به دست آورند آمریکای لاتین یک سرمشق خیلی خوب و مهم در جهان است. ایالات متحده آن‌ها را حیاط خلوت خود می‌بیند، اما این حیاط خلوت توسط ایالات متحده برای انجام بازی‌های خود، برای اجرای برنامه‌های خود مورد استفاده قرار گرفت و مردم آمریکای لاتین برای کسب استقلال خود فداکاری‌های زیادی کردند و همه این را می‌دانند.

پس از آن‌که آن‌ها استقلال خود را به دست آوردند، آن کشورها از کشورهای در حال توسعه، يا در مواقعی از کشورهای توسعه نیافته به کشورهای توسعه یافته تغییر کردند. نتیجتاً، استقلال چیز بسیار مهمی است و برای هر شهروند آمریکای لاتین عزیز است. ما فکر می‌کنیم آن‌ها باید این استقلال را حفظ کنند، زیرا ایالات متحده از سرنگون کردن هر دولت مستقل، هر دولت مستقلی که اکثریت وسیع مردم در هر کشور آمریکای لاتین را منعکس می‌کند، دست برنخواهد داشت.

و باز، کوبا این را خوب می‌داند، بیش از هر کشور دیگری در جهان می‌داند من درباره چه صحبت می‌کنم؛ شما بیش از هر کس دیگری از تلاش‌های آمریکایی رنج برده اید و طی شصت سال یا بیش‌تر در ایستادگی در برابر همه این تلاش‌ها موفق بوده اید، زیرا دولت کوبا مردم را منعکس می‌کند.

لذا، من فکر می‌کنم نگه داشتن محکم استقلال یک چیز حیاتی، مهم‌ترین چیز برای آینده آمریکای لاتین است. در مورد سوریه، ما می‌توانیم بگوییم که سوریه بهای استقلال خود را می‌پردازد، زیرا ما هرگز علیه ایالات متحده کار نکردیم؛ ما هرگز علیه فرانسه یا بریتانیا کار نکردیم. ما همیشه سعی کردیم روابط خوبی با غرب داشته باشیم.

اما مشکل آن‌ها این است که هیچ کشور مستقلی را نمی‌پذیرند و من فکر می‌کنم این در مورد کوبا هم صدق می‌کند. شما هرگز در صدد برنیامدید به مردم آمریکا آسیب برسانید اما آن‌ها شما را به مثابه یک کشور مستقل نمی‌پذیرند. این در مورد دیگر کشورها در آمریکای لاتین صدق می‌کند و به این دلیل است که شما عمدتاً بین دهه ۶۰ و دهه ۷۰ همیشه کودتا داشتید.

لذا، من فکر می‌کنم حفظ استقلال یک کشور مشخص صرفاً یک مورد پراکنده نیست؛ من اگر می‌خواهم مستقل باشم، باید از استقلال در باقی جهان دفاع کنم. نتیجتاً، استقلال در هر کجای جهان، از جمله در آمریکای لاتین، از استقلال من حمایت خواهد کرد. من اگر تنها باشم، ضعیف خواهم شد. حمایت از سوریه عمدتاً در عرصه بین‌المللی خواهد بود. سازمان‌های بین‌المللی بسیاری وجود دارند-عمدتاً سازمان ملل متحد، علی‌رغم ناتوانی آن- که در نهایت حمایت آن‌ها می‌تواند نقش حیاتی در حمایت از سوریه داشته باشد، و البته شورای امنیت؛ این به این بستگی دارد که چه کسی عضو موقت شورای امنیت خواهد بود، و دیگر سازمان‌هایی که از سوریه حمایت می‌کنند بسیار مهم خواهند بود.

پرسش ۱۴: آقای رییس‌جمهور، می‌دانم که شما شخص بسیار گرفتاری هستید، از این‌رو در این لحظه، از وقتی که به مصاحبه با پرنسا لاتینا اختصاص دادید بسیار تشکر می‌کنم. امیدوارم این آخرین مصاحبه ما با شما نباشد.
رییس‌جمهور اسد: بسیار خوش آمدید.

* برگرفته از: سانا (خبرگزاری عربی سوریه)

 

http://mltoday.com/article/2507-assad-interviewed-by-cuban-news-gency-la-prensa/90-frontpage-stories

 

*******

بحران‌آفرینی در سوریه با استفاده از این گروه‌های تروریستی، با هدف تغییر در ترتیبات منطقه‌ای و شکل‌دهی به خاورمیانه بزرگ و هموار کردن مسیر برای گسترش ناتو به شرق انجام گرفت. کشوری که توانست در سوریه برای مقابله با این تهدید مشترک برای بسیاری از کشورها و ملت‌ها در منطقه، ائتلاف واقعی مبارزه با تروریسم به‌وجود بیاورد، ایران بود. اگر کمک‌های مستشاری ایران نبود، به اعتراف خود سوری‌ها، حکومت سوریه سقوط می‌کرد. همین اتفاق در عراق برای دولت این کشور رخ می‌داد. ایران در سوریه موفق شد محور ائتلاف مبارزه با تروریسم شود. ورود روس‌ها به این ائتلاف، به پیشنهاد ایران بود. روس‌ها هم برای دفع یک خطر قطعی که امنیت ملی آن‌ها را نشانه رفته بود، وارد این ائتلاف شدند. ارائه تسهیلات و خدمات پروازی به چند فروند جنگنده روس برای مبارزه با داعش در پایگاه نوژه همدان از چنین منطقی برخوردار است.
russian bear,isis...

دستاوردها و بازتاب‌های همکاری نظامی ایران و روسیه در مبارزه با تروریسم‌
تسنيم

همکاری نظامی ایران و روسیه در نبرد با تروریست‌ها، یک نقطه عطف بسیار مهم تلقی شده است. این موضوع آنقدر آمریکایی‌ها را نگران کرد که معاون سابق سازمان سیاگفت که ماموران مخفی سیا در سوریه باید هر شهروند ایرانی و روس را در سوریه به قتل برسانند!!!

به گزارش خبرگزاری تسنیم، در هفته اخیر، خبرها و تصاویری از حضور جنگنده‌ها و بمب‌افکن‌های روسی در پایگاه هوایی شهید نوژه همدان در رسانه‌های داخلی و خارجی منتشر شد که بازتاب گسترده‌ای پیدا کرد. ۲۷ مردادماه بود که وزارت دفاع روسیه خبر داد، بمب‌افکن‌های توپولوف و بمب‌افکن‌های سوخو از پایگاه نیروی هوایی ایران برای دومین‌بار از همدان برخاستند و مواضع تروریست‌ها را بمباران کردند.

طبق توافق روسیه و ایران، استفاده از پایگاه نوژه به‌منظور عملیات در سوریه، ضمن کاهش زمان پرواز جنگنده‌ها و بمب‌افکن‌های این کشور، ۶۰ درصد از هزینه حملات ضد داعش را کاسته و بر دقت حملات افزوده است. بر اساس این، فاصله پروازی از فرودگاه نظامی «مُدزُک» در جنوب روسیه تا شهر «تدمر» در سوریه حدود ۲۱۵۰ کیلومتر است که این فاصله از پایگاه نوژه به ۹۰۰ کیومتر کاهش می‌یابد.

چرا روسیه از پایگاه‌های هوایی داخل سوریه برای این عملیات‌ها استفاده نکردند؟ با توجه به این‌که بمب‌افکن‌های توپولوف یکی از بزرگ‌ترین هواپیماهای جنگی در نوع خودش است، پایگاه هوایی «حمیمیم» در «لاذقیه» برای فرود چنین بمب‌افکن‌هایی به‌منظور تجهیز و سوخت‌گیری نامناسب است.

بازتاب این همکاری نظامی میان ایران و روسیه و علت مخالفت آمریکایی‌ها و برخی کشورهای عربی
همکاری نظامی ایران و روسیه در نبرد با تروریست‌ها، یک نقطه عطف بسیار مهم تلقی شده است. این موضوع آنقدر آمریکایی‌ها را نگران کرد که معاون سابق سازمان سیا – مایکل مورل – گفت ماموران مخفی سیا در سوریه باید هر شهروند ایرانی و روس را در سوریه به قتل برسانند؛ و نیز برای رژیم صهیونیستی آنقدر خطرناک بود که از آن به «تحولی بسیار مهم»، «آغاز تغییرات ریشه‌ای» و «آغازی بر ساختار جدید در خاورمیانه» یاد کند.

نگرانی آمریکا از همکاری نظامی ایران و روسیه یک دلیل روشن دارد و آن افزایش بازیگری و تعیین‌کنندگی ایران و روسیه در غرب آسیا و در مقابل کم شدن حوزه نفوذ آمریکا در این منطقه است. کارشناسان، حضور جنگنده‌های روسی در ایران را یک همکاری نظامی استراتژیک می‌دانند.

باید گفت همکاری نظامی اخیر ایران و روسیه که در مرحله اول حل بحران سوریه و سپس عراق را مد نظر دارد، به‌معنای تقویت ائتلاف نظامی ایران، روسیه، سوریه و عراق است و این موضوع برای آمریکائی‌ها بسیار سنگین خواهد بود، چراکه تاکنون آمریکائی‌ها تنها دارنده ائتلاف نظامی در غرب آسیا بودند و در مقابل آنان ائتلاف رقیبی شکل نگرفته بود، همکاری نظامی تهران، مسکو، بغداد و دمشق، یکه‌تازی آمریکا در تشکیل ائتلاف‌های نظامی در غرب آسیا را با چالش جدی مواجه می‌کند. این مسأله زمانی بیشتر روشن می‌شود که دریابیم ائتلاف نظامی آمریکا در منطقه بیشتر متکی به توان نیروهای غیرمنطقه‌ای و ناتو است و کشورهای منطقه نظیر عربستان که در ائتلاف‌های آمریکا حضور دارند، ارتش‌های قابلی نداشته و نیروهای آنان بیشتر مزدوران اجاره‌ای هستند. در مقابل همکاری نظامی ایران، روسیه، سوریه و عراق مبتنی بر ارتش‌ها و نیروهای نظامی قدرتمند بومی است که طی سال‌های اخیر توان خود را در مقابله با تهدیدات تروریستی منطقه نشان داده‌اند.

هم‌چنین مخالفت آمریکا با همکاری نظامی ایران و روسیه، پیام ضمنی مهمی هم دارد و آن درک آمریکا از ناتوانی نظامی خود در غرب آسیاست. دولت اوباما ماه‌های آخر خود را می‌گذراند و پرونده‌های نظامی ایالات متحده در غرب آسیا بدون نتیجه و با هزینه‌های زیاد برای کاخ سفید گشوده مانده است. اوباما طی سال‌های قبل، نظامیان آمریکا را تا حد زیادی از عراق خارج کرد، اما در مقابل توسعه نفوذ ایران و روسیه در منطقه، مجبور شد دست به ائتلاف نظامی نمایشی با ادعای مبارزه با داعش بزند، در حالی‌که رسما اوباما و هم‌حزبی‌اش، یعنی هیلاری کلینتون در تشکیل داعش متهم شناخته می‌شوند. در افغانستان اقدامات نظامی آمریکا که بیش از یک دهه است، نتیجه‌ای در بر نداشته و کاخ سفید نمی‌داند با پرونده افغانستان و طالبان چه باید بکند؟ آمریکا در خلیج فارس و در پایگاه‌های نظامی وابستگانش همچون بحرین و قطر، منزوی شده است و تنها با تکیه بر گروه‌های تروریستی، حضورش را در غرب آسیا پیش می‌برد و به شکل فریبکارانه‌ای با ادعای مبارزه با همین گروه‌ها، حضورش را توجیه می‌کند.

همه این مسائل در حالی است که اوباما قدرت را یا باید به فردی ناشی همچون ترامپ واگذار کند که نهادهای آمریکایی و حتی جمهوری‌خواهان او را بی‌تدبیر و خطرناک می‌دانند و یا آن‌را به هیلاری کلینتون بسپارد که به‌مراتب بسیار ضعیف تر از اوباماست. بنابراین بخش زیادی از مخالفت آمریکا با همکاری نظامی تهران – مسکو، فریادی از سر ضعف است.

کما این‌که سعودی‌ها و دولت‌های عرب وابسته به آن، این اقدام را «چالشی بزرگ برای آمریکا و عربستان»، «نقطه عطف‌ بی‌سابقه»، «پیام سیاسی صریح به آمریکا»، «اقدامی استراتژیک از درون یک ائتلاف واحد» و «برهم‌زننده» تعادل در منطقه یاد کردند.

علنی شدن استقرار چند فروند جنگنده روسی در پایگاه هوایی شهید نوژه همدان، بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های جهان و برخی از رسانه‌های داخلی داشت. در میان این بازتاب‌ها، جریانی به‌صورت فعال مشاهده شد که قصد داشت با بهره‌گیری از این موضوع، القا نماید که جمهوری اسلامی برخلاف اصول نه شرقی نه غربی و قانون اساسی، پایگاه نظامی در اختیار خارجی‌ها قرار داده است. با توجه به این‌که سیاست نه شرقی نه غربی از سیاست‌های ثابت نظام اسلامی بوده و این نوع شبهه‌افکنی‌ها می‌تواند در صورت پاسخ ندادن، پیامدهای منفی روی آحادی از جامعه داشته باشد، ذکر نکاتی در این‌خصوص ضروری است:

۱- به‌طور قطع جمهوری اسلامی، هرگز در اختیار هیچ قدرت خارجی، پایگاه نظامی (آن‌گونه که در کشورهای تحت سلطه مشاهده می‌شود) قرار نخواهد داد. اکنون برخی از کشورهای قدرتمند جهان که دارای سابقه استعمارگری هستند، در گوشه و کنار جهان، پایگاه نظامی ایجاد نموده‌اند و از طریق این پایگاه‌ها، سیاست‌ها، اهداف و برنامه‌های خود را به پیش می‌برند. هم‌اکنون آمریکایی‌ها، انگلیسی‌ها و فرانسوی‌ها، در چندین کشور منطقه مانند عربستان، امارات، اردن و قطر دارای چنین پایگاه‌هایی هستند.

در ایران قبل از انقلاب، آمریکایی‌ها پایگاه‌هایی را در داخل خاک ایران در اختیار داشتند. این نوع پایگاه‌ها، معمولاً نه تنها هیچ نوع ارتباطی با منافع و امنیت کشورهایی که در آن‌ قدرت‌ها پایگاه زده‌اند ندارد، بلکه در تعارض با منافع آن کشورها بوده، صرفاً تأمین‌کننده قدرت‌های خارجی خواهد بود.طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی، دولت ایران مجاز به در اختیار قرار دادن چنین پایگاه‌هایی به قدرت‌های خارجی نیست‌.

۲- استقرار چند فروند هواپیمای جنگنده روسی در پایگاه هوایی نوژه، در چارچوب یک همکاری مشترک و براساس توافق و در راستای مبارزه با گروهک تروریستی داعش انجام گرفته است. تفاوت اساسی و ماهوی بین قرار دادن پایگاه نظامی در اختیار قدرت خارجی و همکاری‌های مشترک که به‌صورت مقطعی بین دو یا چند کشور برای دفع یک تهدید و خطر انجام می‌شود، وجود دارد.

۳- خطر داعش، یک خطر جدی برای امنیت جهان اسلام و تمامی کشورهای آسیایی به‌حساب می‌آید. گروهک‌های تروریستی و ازجمله داعش، به‌صورت حساب‌شده از سوی کشورهای غربی با محوریت آمریکا در منطقه غرب آسیا و به‌ویژه کشورهای سوریه و عراق، با اهداف خاص شکل گرفتند. بدیهی است که تمامی کشورهای در معرض این خطر، با یکدیگر جهت دفع این خطر همکاری مشترک داشته باشند.

جمهوری اسلامی با این منطق به کمک مستشاری در سوریه و عراق روی آورد که اگر با تروریسم در این دو کشور مبارزه نکند، روزی در داخل ایران باید با همین تروریست‌های ساخته و پرداخته غرب و ازجمله داعش مبارزه کند. همین نوع خطر را روس‌ها احساس می‌کنند. روس‌ها به این جمع‌بندی رسیده‌اند که اگر تروریست‌ها را داخل سوریه و عراق دفن نکنند، به‌زودی باید با آن‌ها در حوزه امنیت ملی خود و در کشورهایی چون تاجیکستان، ازبکستان، قرقیزستان، چچن و حتی داخل مسکو مبارزه نمایند.

۴- کسانی‌که این روزها تصور می‌کنند جمهوری اسلامی از اصل نه شرقی نه غربی عدول کرده و پایگاه نظامی در اختیار روس‌ها قرار داده، گویا در این سال‌ها خواب بوده‌اند و هیچ درک درستی از تحولات منطقه و جهان در سال‌های اخیر ندارند. بر این اساس به ایران و روس، با همان نگاه سابق می‌نگرند.

واقعیت این است که اکنون جمهوری اسلامی به یک قدرت واقعی، برتر و تعیین‌کننده در منطقه تبدیل شده و در آستانه تبدیل شدن به یک قدرت مؤثر بین‌المللی قرار دارد. یکی از مهم‌ترین و قاطع‌ترین دلایل برای این نوع نگاه به جمهوری اسلامی، قدرت ائتلاف‌سازی ایران در منطقه برای مقابله با تهدیدات منطقه‌ای است. همان‌طور که اشاره شد، گروهک‌های تروریستی در منطقه و به‌ویژه در کشور عراق و سوریه، از سوی شبکه استکبار به سرکردگی آمریکا و شبکه صهیونیسم به سرکردگی رژیم صهیونیستی با کمک متحدین منطقه‌ای آنان به‌وجود آمدند.

بحران‌آفرینی در سوریه با استفاده از این گروه‌های تروریستی، با هدف تغییر در ترتیبات منطقه‌ای و شکل‌دهی به خاورمیانه بزرگ و هموار کردن مسیر برای گسترش ناتو به شرق انجام گرفت. کشوری که توانست در سوریه برای مقابله با این تهدید مشترک برای بسیاری از کشورها و ملت‌ها در منطقه، ائتلاف واقعی مبارزه با تروریسم به‌وجود بیاورد، ایران بود.

اگر کمک‌های مستشاری ایران نبود، به اعتراف خود سوری‌ها، حکومت سوریه سقوط می‌کرد. همین اتفاق در عراق برای دولت این کشور رخ می‌داد. ایران در سوریه موفق شد محور ائتلاف مبارزه با تروریسم شود. حزب‌الله لبنان، دولت عراق، مبارزان افغانی در قالب لشکر فاطمیون و عشایر عراق، همگی با محوریت ایران در کنار ملت، دولت و ارتش سوریه قرار گرفتند و عرصه را برای تروریست‌ها تنگ ساختند. ورود روس‌ها به این ائتلاف، به پیشنهاد ایران بود. روس‌ها هم برای دفع یک خطر قطعی که امنیت ملی آن‌ها را نشانه رفته بود، وارد این ائتلاف شدند. ارائه تسهیلات و خدمات پروازی به چند فروند جنگنده روس برای مبارزه با داعش در پایگاه نوژه همدان از چنین منطقی برخوردار است.

********

برد رسانه‌ای مسکو از پالمیرا تا نوژه؛ شریک راهبردی تهران در همدان چه می‌کند؟

ایلنا
پس از پایان حمله جنگنده‌های روس به داعش که از همدان، ابتدا چند خبر توسط اسپوتنیک منتشر شد تا افکار عمومی ما را بسنجند. زمانی که واکنش ما تنها انتشار و ترجمه همان اخبار اسپوتنیک، راشاتودی، ایتارتاس و سایر سایت‌ها و خبرگزاری‌های روس بود، وزارت دفاع روسیه به یکباره کارت نهایی خود یعنی تاییدیه آخر را رو کرد و در آنجا بود که از بهارستان تا همدان در سکوتی عجیب فرو رفتند.

به گزارش خبرنگار سیاسی ایلنا، فروردین ماه سال جاری، روسیه به یک‌باره گام بلندی را در عرصه مبارزه با تروریسم و نبرد با داعش در سوریه برداشت و شهر باستانی «پالمیرا» در استان حمص را در لیست عملکرد ضرب‌الاجلی خود قرار داد.

در گام اول نبرد با داعش صورت گرفت و در گام دوم یگان مین‌روب نیروی زمینی روسیه متشکل از سگ‌های مین‌یاب، ربات‌ها و اکیپ چک و خنثی‌سازی به پالمیرا اعزام شدند که نهایتاً چیزی در حدود ۲۵۰۰ تا ۳۰۰۰ مین خنثی یا منهدم شد.

تا به اینجا، سناریوی روس‌ها یک منحنی منطقی با چاشنی نظامی و تاکتیکی بود. اما موضوع از زمانی تعجب رسانه‌ها و افکار عمومی دنیا را به خود جلب کرد که «ارکستر مارینسکی» سن‌پترزبورگ به رهبری یکی از مشهورترین رهبران ارکستر جهان یعنی «والری گرگیف» به آمفی‌تئاتر پالمیرا پا گذاشت و قطعه «شاکن» اثر «یوهان سباستین باخ» را جایی که قبل از آن داعش خون چندین هزار نفر را در همان نقطه به زمین ریخته بود، اجرا کرد.

حضور بیش از صد خبرنگار که به دعوت وزارت دفاع روسیه به پالمیرا آمده بودند، تنها یک معنی کلان و مهم دارد و آنهم مخابره این سیگنال است که مسکو می‌تواند در عرض چند هفته علاوه بر مبارزه با داعش، پاکسازی و تثبیت هر نقطه را عملیاتی کند.

اما اینکه در میان خاک‌های آغشته به خون و آلوده به مین، کنسرتی توسط یکی از بهترین ارکسترهای روسیه برگزار می‌شود، علاوه بر نشان دادن قدرت نظامی روس‌ها و سرعت آنها در انجام عملیات و به رخ کشیدن تجهیزات خود این معنا را به یکباره متبادر می‌کند که روس‌ها چگونه از عنصر هنر برای برجسته کردن نام و عملکرد خود آنهم در اوج درگیری با داعش استفاده می‌کنند که شاید این فکر به ذهن هیچ دولت دیگری خطور نمی‌کرد.

سناریوی پالمیرا بدون شک برد رسانه‌ای بسیار موثری برای روس‌ها داشت. ماندگاری این موضوع در عرصه رسانه‌ای برای مسکو اهمیت خاصی ندارد؛ آنچه مدّ نظر تیم رسانه‌ای کرملین و شخص پوتین بود، وسعت مخابره و بُرد بلند عملکرد روسیه در سوریه و در پلانی وسیع‌تر، خاورمیانه و عرصه بین‌المللی است.

سناریوی دوم؛ نوژه همدان
هفته گذشته شاهدِ نمایشنامه‌ای همانند پالمیرا در ورود جنگنده‌‌ها و بمب‌افکن‌های روسیه به پایگاه هوایی نوژه واقع در همدان بودیم. روس‌ها بدون تردید می‌دانستند که چگونه باید زلزله‌ای رسانه‌ای در سطح جهان ایجاد کنند. تمامی اخبار خود را یکی پس از دیگری حاضر و آماده کرده بودند و به ترتیب اولویت مخابره شدند. گویی توپخانه رسانه‌ای سرزمین تزارها در انتظار بُرد دیگری بود که تا به این لحظه به نیل اهداف خود دست پیدا کرد.

در برابر این رویکرد روسیه، رسانه‌های داخلی در بی‌اطلاعی محض به سر می‌بردند و هیچ مسئولی اطلاعی از این اقدام نمی‌داد و رسانه‌ای خارجی نبض اخبار بین‌المللی را که ایران هم جزیی از آن بود، در دست گرفتند و مسئولان ایرانی تنها به بیان عبارت «مسکو شریک راهبردی تهران است!» بسنده کردند.

در مجلس، به رغم درخواست بیست نماینده برای توضیح این مسئله، علی لاریجانی در پاسخ به تذکری درباره ورود جنگنده‌ها به ایران، موضوع را از اساس تکذیب کرد و گفت هیچ پایگاهی به خارجی‌ها داده نشده است؛ پاسخی که بعدها گفته شد پاسخ دیپلماتیک بوده و منظور لاریجانی از استقرار چیز دیگری بوده است!
هنوز صحبت‌های لاریجانی تمام نشده بود که وزارت دفاع روسیه در بیانیه‌ای این موضوع را تصدیق کرد و نوشت که بمب‌افکن‌های این کشور از پایگاه هوایی همدان علیه مراکز متعلق به داعش در سوریه حمله‌هایی را انجام داده‌اند.

در دولت نیز وزیر دفاع ابتدا گفت موضوع تصمیم نظام بوده؛ سپس گفته شد آنچه که امروز در پذیرش هواپیماهای روسی در همدان انجام می‌شود در راستای همکاری های متقابل ایران و روسیه جهت مورد هدف قرار دادن تجهیزات و تجمعات در جریان‌های تروریستی است و این موضوع نیز بنا بر درخواست سوریه انجام می‌شود.

در شورای عالی امنیت ملی نیز به این گفته بسنده شد که «ما با روسیه همکاری راهبردی داریم» تا بی‌خبری رسانه‌های داخلی تکمیل شود و اخبار داخلی توسط رسانه‌های خارجی به دست ایرانیان برسد! و در نهایت وزیر دفاع اذعان کند که روسیه خودنمایی و بی‌معرفتی کرد.

در دستگاه دیپلماسی هم سخنگوی وزارت امور خارجه به ایلنا گفت که ما توافقنامه‌ای با روسیه در این‌باره نداریم. تهران و مسکو در برخی زمینه‌ها دارای مناسبات و روابط راهبردی هستند. روابط دو کشور در سال‌های اخیر نیز توسعه بسیاری یافته است؛ ضمن اینکه البته قصد پنهان‌کاری هم در میان نبوده است.

درست است که ورود روس‌ها به همدان به بحث سیاست خارجی کشور باز می‌گردد، اما باید در نظر داشت که بازخورد آن در رسانه‌های جهان امری بین‌المللی خواهد بود. خبرها از طریق روس‌ها مخابره شد و مجدداً خبرگزاری‌های کشورمان همان اخباری را که می‌توانستیم در بزنگاه به نفع خودمان بدان جهت بدهیم را ترجمه، سپس منتشر کردند! بدین ترتیب روس‌ها همانند پالمیرا سهم رسانه‌ای خود را از قضیه همدان اخذ کردند.

بازی رسانه‌ای روسیه چگونه آغاز شد؟
پس از پایان حمله جنگنده‌های روس به داعش که از همدان انجام شد، ابتدا چند خبر توسط اسپوتنیک منتشر شد تا افکار عمومی ما را بسنجند ولی زمانی که واکنش ما تنها انتشار و ترجمه همان اخبار اسپوتنیک، راشاتودی، ایتارتاس و سایر سایت‌ها و خبرگزاری‌های روس بود، وزارت دفاع روسیه به یکباره کارت نهایی خود یعنی تاییدیه آخر را رو کرد و در آنجا بود که از بهارستان تا همدان در سکوتی عجیب فرو رفتند.

تشریح اصول قانون اساسی در خانه ملت در برداشت متفاوت از واژه «استقرار» هم نتوانست برد رسانه‌ای برای ما داشته باشد تا در نهایت صَرف میلیون‌ها تُن کاغذ در روزنامه‌ها و میلیاردها تومان هزینه در خبرگزاری‌های داخلی، در چنین مقطعی نتواند کوچک‌ترین تاثیری در افکار عمومی داشته باشد و روس‌ها بسیار حساب شده از ماجرای همدان بهره‌برداری کردند و در داخل مسئولان هم توپ را به زمین یکدیگر انداختند و از بی‌معرفتی روسیه گفتند و پالمیرایی دیگر برای مسکو دست و پا کردند؛ انگار مسائل سیاست خارجی و منافع کشورها بر اساس معرفت درجه‌بندی می‌شود!

 
Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

اطلاعات

این ویودی در 31 اوت 2016 بدست در اشتراک - eshtrak فرستاده شده و با , , , , برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: