اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

تاریخچه مختصری از «تروریسم» مدرن: سبیل استالین، و انگشت اشاره شاخص تروریسم به سوی حمله آمریکا به عراق: ایسنا- تارنگاشت عدالت

در واقع، یک مشخصه برجسته جنبش کمونیستی این است که از «ترور» به مثابه یک تاکتیک انقلابی اجتناب کرده است، زیرا آن را دارای نتایج مخرب می‌بیند.

 

با توجه به همه گزافه‌گویی‌ها پیرامون حملات اخیر در پاریس، یادآوری تاریخ مدرن «تروریسم» ممکن است سودمند باشد. تروریسم در قرن شانزدهم شیوه مطلوب گروه‌های رادیکال «آنابابتیست» بود. وهله دوم با ظهور عناصر آنارشیست در قرن نوزدهم و اوايل قرن بیستم همراه بود. وهله سوم در اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بیستم در روسیه ظهور کرد. وهله چهارم ادامه راه «ناردونایا ولیا» از سوی «انقلابیون سوسیالیست» (اس. آرها) بود.
terror
edam

 تاریخچه مختصری از «تروریسم» مدرن

تارنگاشت عدالت
 
منبع: سبیل استالین
۲۰ نوامبر ۲۰۱۵
با توجه به همه گزافه‌گویی‌ها پیرامون حملات اخیر در پاریس، یادآوری تاریخ مدرن «تروریسم» ممکن است سودمند باشد. تروریسم در قرن شانزدهم شیوه مطلوب گروه‌های رادیکال «آنابابتیست» بود. پس از «انقلاب مونستر» ۳۵-۱۵۳۴، شمال هلند، به ویژه مناطق «فریسلاند» و «گرونینگن»، رادیکال‌ترین بخش اروپا در آن زمان بود. در آنجا گروه‌های چند صد نفری در «تروریسم» سیستماتیک، از جمله ایجاد حریق، تخریب، کشتار گسترده «کارفران» و غیره، درگیر بودند. رهبران آن‌ها گروه رنگارنگی متشکل از افرادی مانند یان فان باتنبرگ، کورنلیس آپلمن، و یوهان ویلمسز بودند. به طور سرنوشت‌ساز، این موجب رشد مسیحیت در شمال رادیکال شد. به زودی، منطقه به محل کالونیست‌های دوآتشه مبدل شد.
وهله دوم با ظهور عناصر آنارشیست در قرن نوزدهم و اوايل قرن بیستم همراه بود. آن‌ها درصدد تأثیرگذاری و گسترش بی‌ثباتی در ميان دولت‌ها و شرکت‌ها بودند. در اروپای غربی و آمریکای شمالی، آن‌ها توانستند در سال ۱۸۹۳ در ساختمان اوپرا در بارسلون، در سال ۱۸۹۳ در پارلمان فرانسه، در سال ۱۸۹۴ در کافه ترمینوس در پاریس بمب‌گذاری کنند، در سال ۱۸۹۴ ماری فرانسوا سدی کارنو [پنجمین] ريیس‌جمهور فرانسه را ترور کردند، در سال ۱۸۹۴ در رصدخانه گرینویچ در لندن بمب گذاشتند، در سال ۱۹۰۱ ویلیام مک‌کینلی [بیست‌وپنجمین] ريیس‌جمهور آمریکا را ترور کردند، در سال ۱۹۰۶ در مراسم ازدواج شاه آلفونسو هشتم و ویکتوریا یوجین در بارسلون، و در سال ۱۹۲۰ در وال‌‌استریت بمب گذاشتند.

وهله سوم در اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بیستم در روسیه ظهور کرد. «نارودنایا ولیا» (اراده خلق)، به ویژه جناح رزمنده آن، در بمب‌گذاری‌ها، ترورها و غیره درگیر بود. آن‌ها توانستند در سال ۱۸۸۱ (پس از چندین تلاش) تزار الکساندر دوم را ترور کنند. نکته جالب این‌که الکساندر یولیانف، برادر لنین در آن ترور درگیر بود. وی در سال ۱۸۸۷ به خاطر شرکت در تلاش برای ترور تزار بعدی دستگیر و اعدام شد.

وهله چهارم ادامه راه «ناردونایا ولیا» از سوی «انقلابیون سوسیالیست» (اس. آرها) بود. آن‌ها نیروی چشم‌یگری در چپ روسیه بودند، که از تروریسم به مثابه یک تاکتیک استفاده می‌کردند، تا جایی که حتا در زمانی که بلشویک‌ها در قدرت بودند، در نقشه ترور لنین درگیر شدند.

در واقع، یک مشخصه برجسته جنبش کمونیستی این است که از «ترور» به مثابه یک تاکتیک انقلابی اجتناب کرده است، زیرا آن را دارای نتایج مخرب می‌بیند.

http://stalinsmoustache.org

  *****************

براساس شاخص تروریسم جهانی در سال ٢٠١۵ که از سوی سازمان اقتصاد و صلح منتشر شد، کاتالیزور این افزایش قربانی، تجاوز تحت رهبری آمریکا به عراق بوده است. گزارش GTI نشان می‌دهد که در کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD) عوامل اجتماعی ‌اقتصادی ارتباطی زیر تاثیرگذاری با شاخص تروریسم‌ دارند: برداشت منفی از مهاجرت، کارآمدی پایین دولت، نظامی شدن بالا، دسترسی به سلاح‌های کوچک، اعتماد کم به رسانه‌ها، بیکاری جوانان، اطلاعات بالا از جنایت‌ها، گسترش شهرنشینی، اختلاف درآمدی بالا، کاهش اعتماد به دموکراسی، همبستگی پایین اجتماعی، افزایش جرایم مرتبط با مواد مخدر. این عوامل نشان می‌دهند که محرومیت‌های اجتماعی علتی کلیدی در فعالیت‌های تروریستی هستند.
thumb mark 
                                  انگشت اشاره شاخص تروریسم به سوی حمله آمریکا به عراق
                                                                           ايسنا
از آغاز قرن ٢١ تعداد قربانیان اقدامات تروریستی تقریبا ۹ برابر شده و از ٣٣٢۹ تن در سال ٢٠٠٠ به ٣٢۶۵۸ تن در سال ٢٠١۴ رسیده است.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، به نقل از خبرگزاری اسپوتنیک، براساس شاخص تروریسم جهانی در سال ٢٠١۵ که از سوی سازمان اقتصاد و صلح منتشر شد، کاتالیزور این افزایش قربانی، تجاوز تحت رهبری آمریکا به عراق بوده است.

شاخص تروریسم جهانی (GTI) در سال ٢٠١۵ می‌گوید، عراق اولین کشوری است که از تروریسم به صورت سالانه از سال ٢٠٠۴ بیشترین ضربه را خورده است.

این در حالی است که از سال ١۹۹۸ تا ٢٠٠٢ تنها ۶۵ نفر بر اثر تروریسم در عراق کشته شدند. با آغاز جنگ عراق تنها تعداد کشته‌شدگان در سال اول پنج برابر بیشتر از سال‌های گذشته بود. ورود تروریسم به عراق را با این حال می‌توان به دو دوره متمایز تقسیم کرد. دوره اول در سال ٢٠٠۷ و با ورود موج عظیم نیروهای آمریکایی و گزارش ۶١٠٠ کشته و افزایش ٣۹ درصدی نسبت به سال قبلش معرفی می‌شود. از تاثیرات غیر مستقیم جنگ در عراق می‌توان به نوسان فعالیت‌های تروریستی در افغانستان و پاکستان اشاره کرد.

دوره دوم فعالیت‌های تروریستی در عراق در سال ٢٠١٣ آغاز شد و تاکنون ادامه دارد. در این دوره افزایش خشونت‌های قومی و فعالیت‌های داعش به مقوله تروریسم در عراق دامن زد.

در سال ٢٠١۴، GTI می‌گوید، ۹۹٢۹ کشته بالاترین میزان کشتار در یک کشور طی یک سال به عراق تعلق گرفت. رقمی که نشان می‌داد کشتار در عراق در مقایسه با سال ٢٠١٣، ۵۵ درصد افزایش یافته است. می‌توان این چنین گفت که کشتارهای عراق در سال ٢٠١۴ سه برابر بیشتر از تعداد کل کشتارهای جهان در سال ٢٠٠٠ بوده است.

افغانستان، عراق و پاکستان هر سه در بین ١٠ کشور اول از نظر تعداد کشته‌شدگان تروریستی در هر سال هستند. این نشان می‌دهد که تروریسم از سال ٢٠٠٣ تاکنون هنوز هم مساله‌ای مهم در این کشور است.

استیو کیللا مدیر اجرایی سابق GTI موسسه صلح و اقتصاد، از این آمارها نتیجه می‌گیرد: GTI نشان می‌دهد که بسیاری از این کشورها که اکثرا از تروریسم رنج می‌برند از دخالت نظامی خارجی نیز در امان نبوده‌اند. حتی اگر هدف از این ورودی‌های نظامی «مسئولیت برای حفاظت» بوده باشد برای جلوگیری از نتایج غیر دلخواه باید جانب احتیاط را رعایت کرد. من از سیاست‌گذاران می‌خواهم تا از نتایج این گزارش برای کمک به بازتعریف استراتژی‌های مقابله با تروریسم و کمک به تغییر تمرکزها به صلح استفاده کنند.

در این میان سوریه نیز کشوری است که جنگ داخلی آن را در بر گرفته است و فعالیت‌های تروریستی در آن را تشدید می‌کند. دو سال پیش از شروع جنگ داخلی سوریه در سال ٢٠١١ در سوریه حتی نشانه‌ای از یک حادثه‌ای تروریستی وجود نداشت. در سال اولی که جنگ داخلی در این کشور آغاز شد ١٣۶ تن بر اثر تروریسم کشته شدند. تعداد کشته‌شدگان سوریه تقریبا سالانه ۵٠٠ تن افزایش یافته و از آغاز جنگ تا سال ٢٠١۴ به ١۶۹۸ تن رسیده است. تروریسم در سوریه اکثرا بمباران غیرنظامیان از سوی داعش و جبهه النصره در نظر گرفته می‌شود.

تخمین زده می‌شود که طی جنگ داخلی سوریه بیش از ٢٠٠ هزار تن کشته شده باشند. اکثر این افراد در نتیجه جنگ عقیدتی کشته شده‌اند تا اقدامات تروریستی. اما به هر حال تروریسم از سوی برخی گروه‌های شورشی برای دستیابی به اهداف سیاسی، اقتصادی، مذهبی یا اجتماعی به عنوان یک تاکتیک استفاده شده است.

آمارها درباره لیبی نیز تکان دهنده است. تعداد قربانیان تروریستی در لیبی طی سال ٢٠١۴ در مقایسه با سال‌های پیش از آن ٢۵۵ درصد افزایش داشته است. تروریسم در لیبی ارتباط نزدیکی با بحران لیبی دارد که در سال ٢٠١١ و پس از بهار عربی و درگیری مسلحانه برای سرنگونی معمر قذافی رهبر این کشور آغاز شد. تا سال ٢٠١٢ و کشتار ۵١ تن در حملات جداگانه هیچ کشتار تروریستی در لیبی گزارش نشده بود. در سال ٢٠١٣ این رقم چهار برابر شد و به ١٢١ تن رسید.

از نظرجهانی، از سال ٢٠١٣ تا ٢٠١۴ تعداد قربانیان تروریسم به ١۴۵۷۴ تن رسیده است؛ رقمی که افزایش ۸٠ درصدی را نشان می‌دهد.

تعریف تروریسم، تعریفی صریح و روشن نیست. هیچ تعریف یگانه‌ای در جهان وجود ندارد که بتواند اقدام تروریستی را توصیف کند. شاخص GTI نیز گفته می‌شود براساس تاثیرات مستقیم و غیر مستقیم تروریسم در ١۶٢ کشور و ویژگی‌های آن در تاثیرگذاری بر کشته شدگان، زخمی‌ها، خسارات مالی و مشکلات روانی پس از آن تعیین شده است. از این رو GTI تروریسم را این چنین تعریف می‌کند: استفاده تهدیدآمیز یا واقعی از نیروهای غیر قانونی خشونت از سوی عاملی غیر دولتی برای دستیابی به اهداف سیاسی، اقتصادی، مذهبی یا اجتماعی از طریق ارعاب، تهدید و اجبار. این تعریف نشان می‌دهد که تروریسم تنها یک اقدام فیزیکی در انجام یک حمله نیست بلکه تاثیرات روانی را که چنین حمله‌ای برای سال‌ها بر جامعه‌ای خواهد گذاشت، در بر می‌گیرد.

تاثیر دیگری که این حملات بر کشورهایی گذاشته‌اند که حتی به صورت مستقیم درگیر نزاع‌های داخلی نیستند افزایش «گردشگری ترور» بوده است. موج گسترده‌ سفر مهاجمان خارجی به عراق و سوریه در سال ٢٠١۴ و ٢٠١۵ ادامه یافت. بین ٢۵ هزار تا ٣٠ هزار مهاجم خارجی از سال ٢٠١١ به عراق و سوریه رفته‌اند، هفت هزار تن از آنها تنها طی شش ماه اول سال ٢٠١۵ وارد این کشورها شده‌اند، به غیر از ترکیه ٢١ درصد تمام این مهاجمان خارجی اروپایی بوده‌اند.

بیشترین تعداد این مهاجمان خارجی فرانسوی، آلمانی، انگلیسی و بلژیکی هستند با وجود اینکه گزارش مذکور کاملا سال ٢٠١۵ را در بر نمی‌گیرد. اما نتایج آن درباره منشأ افراط گرایان غربی با مجموعه حملات اخیر پاریس که افراط گرایان داخلی عامل آن بوده‌اند تایید شده است.

بنابراین چه چیزی غربی‌ها را به آغوش داعش و گروه‌های مشابه می‌کشاند؟ گزارش GTI نشان می‌دهد که در کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD) عوامل اجتماعی ‌اقتصادی ارتباطی زیر تاثیرگذاری با شاخص تروریسم‌ دارند:

– برداشت منفی از مهاجرت

– کارآمدی پایین دولت

– نظامی شدن بالا

– دسترسی به سلاح‌های کوچک

– اعتماد کم به رسانه‌ها

– بیکاری جوانان

– اطلاعات بالا از جنایت‌ها

– گسترش شهرنشینی

– اختلاف درآمدی بالا

– کاهش اعتماد به دموکراسی

– همبستگی پایین اجتماعی

– افزایش جرایم مرتبط با مواد مخدر

این عوامل نشان می‌دهند که محرومیت‌های اجتماعی علتی کلیدی در فعالیت‌های تروریستی هستند. این بیانگر این است که بیش از ۷٠ درصد کشتارهای تروریستی در کشورهای OECD بین سال‌های ٢٠٠۶ تا ٢٠١۴ توسط تروریست‌های منفرد و بدون دستورات مستقیم یا حمایت‌های یک گروه تروریستی سازمان یافته انجام شده است. با این حال به نظر می‌رسد با توجه به حملات اخیر پاریس، گزارش این موسسه در پایان ٢٠١۵ رویکردی متفاوت نسبت به این مسائل ارائه دهد.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: