اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

روزی را که غرب با رغبت فراموش می‌کند: مایکل جابرا کارلی٬ ولترنت – تارنگاشت عدالت

ناتو تاریخ را مورد تجدیدنظر قرار می‌دهد. جنگ جهانی دوم نتیجه تضادهای درونی سرمایه‌داری نبود، بلکه مبارزه باشکوه دمکراسی علیه ناسیونال‌سوسیالیسم بود. بر آن اساس، اتحاد جماهیر شوروی نقش تعیین کننده‌ای در این مصاف نداشت. حتا برعکس، رژیم این کشور از مدت‌ها پیش با ابلیس پیمان مشترک بسته بود. این نوع تبلیغات و پروپاگاند مطابق با حقیقت نیست.
 .. امروز همه‌چیز رنگ عوض کرده ولی هیچ‌چیز تغییر نکرده است. بین دو جنگ جهانی فاشیسم برای خبرگان سرمایه‌داری به دلیل ترس از سوسیالیسم و اتحاد جماهیر شوروی، جالب به نظر می‌رسید. بعد از جنگ دوم جهانی فاشیسم برای خبرگان «لیبرال» غربی مجدداً جالب توجه شد. در ابتدا مخفیانه و اکنون کاملاً آشکار. اتحادیه اروپايی با ادا و اطوارهای ضدروسی خود «انجام تظاهرات علنی را که در ستایش گذشته نازی و یا استالینیستی باشد»، محکوم می‌کند ولی ظاهراً همیشه چشم راست آن‌ها کور است. ناتو تاریخ را مورد تجدیدنظر قرار می‌دهد. جنگ جهانی دوم نتیجه تضادهای درونی سرمایه‌داری نبود، بلکه مبارزه باشکوه دمکراسی علیه ناسیونال‌سوسیالیسم بود. بر آن اساس، اتحاد جماهیر شوروی نقش تعیین کننده‌ای در این مصاف نداشت. حتا برعکس، رژیم این کشور از مدت‌ها پیش با ابلیس پیمان مشترک بسته بود. این نوع تبلیغات و پروپاگاند مطابق با حقیقت نیست.
 fascist! no!., ukrain fascists 1942, killing women & children

 روزی را که غرب با رغبت فراموش می‌کند

تارنگاشت عدالت
منبع: ولترنت
نويسنده: مایکل جابرا کارلی

ناتو تاریخ را مورد تجدیدنظر قرار می‌دهد. جنگ جهانی دوم نتیجه تضادهای درونی سرمایه‌داری نبود، بلکه مبارزه باشکوه دمکراسی علیه ناسیونال‌سوسیالیسم بود. بر آن اساس، اتحاد جماهیر شوروی نقش تعیین کننده‌ای در این مصاف نداشت. حتا برعکس، رژیم این کشور از مدت‌ها پیش با ابلیس پیمان مشترک بسته بود. این نوع تبلیغات و پروپاگاند مطابق با حقیقت نیست.

روز ۶ دسامبر ۱۹۳۸ وزیرامورخارجه رایش «یوآخیم ریبن‌تروپ» بیانه دوستی فرانسه و آلمان را به اتفاق همکار فرانسوی خود «ژرژ بونه» امضا می‌کند.
شما تا به حال چند بار خبر قرارداد عدم تجاوز بین آلمان و اتحاد شوروی را که روز ۲۳ اوت ۱۹۳۹ به امضا رسید، شنیده اید؟ در این روز آدولف هیتلر و ژوزف استالین که بنابر رسانه‌های تعیین‌کننده غربی هر دو از یک قماش بودند، اروپای شرقی را از دریای بالتیک تا دریای سیاه «تکه‌تکه» کردند. دروازه‌های جنگ جهانی دوم گشوده شده بود. استالین به انگلیس و فرانسه (به اصطلاح دمکراسی‌های غربی و در عمل بزرگ‌ترین امپراتوری‌های استعماری) از پشت خنجر زد.

برای آن که آن‌ها مطمئن باشند که شما این تاریخ را فراموش نخواهید کرد، علاوه بر اشارات مکرر رسانه‌ها، روز ۲۳ اوت امروز «روز یادبود اروپايی برای قربانیان نازیسم و استالینیسم» نامیده شده است. در سال ۲۰۰۸ پارلمان اروپا به این ایده ناب رسید تا «درسطح اروپا یک روز به یاد قربانیان همه رژیم‌های توتالیتر و اوتوریتر تعیين کند تا این بادبود با عزت و احترام و در کمال بی‌طرفی، همه جا بزرگ داشته شود.» از سال ۲۰۰۹ به بعد این روز همیشه جشن گرفته شده است. این ایده توسط گروه‌های مختلف سیاسی مرکز- راست پارلمان اروپا همراه با مجمع پارلمانی ناتو (یعنی آمریکا) پیشنهاد شد و یا مورد پشتیبانی قرار گرفت. البته اتفاقی نبود که در سال ۲۰۰۹ سازمان امنیت و همکاری در اروپا OSCE در همایش خود در لیتوانی به همین صورت قطع‌نامه‌ای را تصویب کرد که نقش اتحاد جماهیر شوروی در آغاز جنگ دوم جهانی را با آلمان نازی یکی اعلام کرد.» قطع‌نامه سازمان امنیت و همکاری در اروپا با آنچه که واقعاً در دهه ۱۹۳۰ رخ داد، اصلاً هیچ رابطه‌ای ندارد. این تنها «کوششی برای بازنویسی تاریخ» است. تمام این تبلیغات ضداستالینی و ضدشوروی روس‌هراسان غربی برای رسیدن به هدف دیگری است: حمله به فدراسیون روسیه و به ویژه حمله به ولادیمیر پوتین.

اگر اروپا واقعاً قصد داشت یادآوری کند که جنگ جهانی دوم چگونه آغاز شد، تاریخ دیگری وجود داشت که به مراتب برای روز یادبود مناسبت‌تر بود. من روز ۳۰ سپتامبر ۱۹۳۸ را پیشنهاد می‌کنم. در این روز نخست‌وزیر انگلیس «نویل چمبرلن» و نخست‌وزیر فرانسه «ادوارد دالادیر» با هیتلر و نوچه‌اش، فاشیست ایتالیايی «بنیتو موسولینی» در مونیخ ملاقات کردند تا چکسلواکی را تقسیم کنند. در این جلسه نه دیپلمات‌های اتحاد جماهیر شوروی و نه نمایندگان چکسلواکی حضور داشتند. هیتلر علاقه‌ای نداشت که آن‌ها شرکت داشته باشند. هیتلر خواستار مناطق سودتنلاند بود، که شهروندان آن اکثراً آلمانی‌تبار بودند. حق تعیین سرنوشت بهانه‌ای برای رسیدن به هدف اصلی آن‌ها یعنی نابودی چکسلواکی بود. چکسلواکی هم‌پیمان اتحاد جماهیر شوروی و مانعی برای سیادت آلمان در اروپا بود. با نابودی چکسلواکی اتحاد شوروی نیز منزوی می‌گردید.

روز ۳۰ سپتامبر ۱۹۳۸ نویل چمبرلن (پادشاهی متحده)، ادوارد دالادیر (فرانسه)، آدولف هیتلر (آلمان) و بنیتو موسولینی (ایتالیا) قرارداد مونیخ را به امضاء رساندند. آن‌ها بدون حضور نماینده چکسلواکی این کشور را منحل کردند.
در واقع اتحاد شوروی به هر اقدام منطقی دست زد تا امنیت جمعی اروپا و جنبش مقاومت چکسلواکی علیه تهاجم نازی‌ها را مورد پشتیبانی قرار دهد. این فرانسوی‌ها و به ویژه انگلیس‌ها بودند که از مبارزه شانه خالی می‌کردند. فرانسوی‌ها ترسو بودند. وزیر امور خارجه فرانسه «ژرژ بونه» فکر می‌کرد که فرانسه قادر به مبارزه نیست و اگر بخواهد مبارزه کند به شدت شکست خواهد خورد و بعد از آن با یک انقلاب کمونیستی روبه‌رو خواهد شد. دشمن کینه‌تور استالین، لئو‌ د. تروتسکی می‌گفت که جنگ مادر انقلاب بود و بونه و همکاران فرانسویش نیز همین‌طور فکر می‌کردند.

چمبرلن کم‌تر می‌ترسید و مصمم‌تر عمل می‌کرد. او نمی‌خواست به خاطر کشوری که محکوم به فنا بود، وارد جنگ شود. به گفته بونه برای انگلیس‌ها چکسلواکی «به دنبال قرارداد ورسای یک لحاف چهل تکه شده بود … و هیچ کس نباید برای حفظ آن جان خود را هدر دهد.» چمبرلن فکر می‌کرد که می‌تواند با هیتلر به توافق برسد و بخشیدن چکسلواکی به هیتلر برای رسیدن به توافق قیمت ناچیزی بود. چمبرلن به رهبر اپوزیسیون در خانه نمایندگان گفت هیتلر یک «فرد قابل احترام» است که اگر منطقه سودتنلند را به دست آورد، به صلح پایبند خواهد بود. وقتی که رهبر اپوزیسیون تردید خود را در این مورد ابراز کرد، چمبرلند با تغییر گفت: «من با هیتلر ملاقات کردم… من به او اعتقاد دارم.» این‌طور که بعداً معلوم شد این حرف پاسخ مضحکی بود، زیرا پس از چند ماه یعنی در مارس ۱۹۳۹ باقی‌ماندۀ چکسلواکی نیز ناپدید شد.

چمبرلن پیمان با اتحاد شوروی علیه نازی‌ها را آخرین گزینه تعبیر می‌کرد و آن را اصلاً راه‌حلی نمی‌دانست. معاهده با هیتلر به مراتب جالب‌تر به نظر می‌رسید. پیمان با اتحاد شوروی علیه آلمان نازی به معنی آغاز جنگ بود. بونه جبون که آرامش خود را در بحران مونیخ از دست داد، آن را «جنگ پیشگیرانه» می‌نامید.

در سال ۱۹۳۳ پادشاه آینده انگلیس ادوارد هشتم به ملکه آینده انگلیس الیزابت دوم سلام نازی‌ها را آموزش می‌داد. ادوارد هشتم مجبور شد در سال ۱۹۳۶ از سلطنت کناره‌گیری کند ولی الیزابت دوم با پرنس فیلیپ ازدواج کرد که گرایشاتش به نازی‌ها در جوانی شهره آفاق بود. در سال ۲۰۰۵ پرنس ویلیام در روز هولوکاست در لباس یک افسر نازی در جشن بالماسکه شرکت کرد.
تنها انتقاد محافظه‌کاران این بود که «آن‌ها خواستار جنگند!» و دست راستی‌های اروپايی علیه هر کس که سعی به ایجاد مقاومت در مقابل حملات نازی‌ها را داشت، به عربده‌کشی مشغول بودند. استالین دست آن‌ها را خواند. وقتی‌که در سال ۱۹۳۹ فرانسوی‌ها و انگلیس‌ها هنوز در  ایجاد مقاومتی مشترک علیه نازی‌های آلمانی تردید نشان می‌دادند، استالین با هیتلر قرارداد بست. مونیخ کاسه صبر دولت شوروی را لبریز کرد و باعث امضاء قرارداد عدم تجاوز بین دول شوروی و نازی شد. قرارداد مونیخ و قرارداد عدم تجاوز دو روی یک سکه بود. در  این زمان غربی‌ها بسیار ناراحت بودند چون استالین توانسته بود اقدامی را عملی کند، که آن‌ها در سال پیش از آن در مونیخ قادر به انجامش نشدند. البته این قرارداد تنها فرجه کوتاهی بود و نه یک اقدام استراتژیک درازمدت. (…)

بسیاری از تاریخ‌شناسان کوشش می‌کنند تا فروش چکسلواکی توسط چمبرلن را توجیه کنند به این بهانه که بریتانیای کبیر برای جنگ آمادگی نداشت و منتظر لحظه مناسب بود. حق را باید ادا کرد! تاریخ‌شناسان مدافع چمبرلن تحقیقات گسترده‌ای انجام دادند و جوهر زیادی مصرف کاغذ کردند تا آبروی رفته‌اش را بازگردانند. ولی فکر نمی‌کنم که آن‌ها در این کار موفق شدند. حق با منتقدین وی در این دوران بود. گاردین منچستر در بهار ۱۹۳۹ نوشت: «سیاست مماشت انگلیس «نقشه خردمندانه‌ای بود که دوستان خود را فروخت تا سبیل دشمنان خود را چرب کند.»»

اگر کشوری مستحق اتهام به خرابکاری امنیت جمعی در دهه ۱۹۳۰ باشد، این کشور انگلیس است و نه اتحاد جماهیر شوروی. انگلیس‌ها کراراً پیشنهادات پیمان ضدنازی شوروی را رد کردند و یا از بهبود روابط بین فرانسه و مسکو جلوگیری به عمل آوردند. و شما خوب می‌دانید که فرانسه همیشه مانند یکی از اقمار آنگلوساکسنی رفتار می‌کرد که در آن زمان انگلیس بود و امروز آمریکاست.

تظاهرات مشعل به دستان در خیابان‌های کیف. این تظاهرات به افتخار «استفان باندرا» از طرف «پراوی سکتور» و «سووبودا» (سازمان‌های فاشیستی اوکرائینی) سازماندهی شده بود.

امروز همه‌چیز رنگ عوض کرده ولی هیچ‌چیز تغییر نکرده است. بین دو جنگ جهانی فاشیسم برای خبرگان سرمایه‌داری به دلیل ترس از سوسیالیسم و اتحاد جماهیر شوروی، جالب به نظر می‌رسید. بعد از جنگ دوم جهانی فاشیسم برای خبرگان «لیبرال» غربی مجدداً جالب توجه شد. در ابتدا مخفیانه و اکنون کاملاً آشکار. اتحادیه اروپايی با ادا و اطوارهای ضدروسی خود «انجام تظاهرات علنی را که در ستایش گذشته نازی و یا استالینیستی باشد»، محکوم می‌کند ولی ظاهراً همیشه چشم راست آن‌ها کور است. در کشورهای بالتیک تظاهراتی صورت می‌گیرد که در آن سربازان اس- اس که همراه با آلمان‌های نازی علیه ارتش سرخ می‌جنگیدند، مورد ستایش قرار می‌گیرند. و در مورد اوکرائین چه می‌توان گفت؟ استفان باندرا همکار و همدست نازی‌ها و هیتلر بدون هیچ شرم و حیايی مورد تقدیر قرار می‌گیرد. قهوه‌ای پوشان «بخش راست» طلایه‌داران خونتای کیف هستند که دولت منتخبه اوکرائین را طی کودتايی که از طرف غرب مورد پشتیبانی قرار گرفت، سرنگون ساختند. اوکرائین امروز از هر نظر یک کشور فاشیستی است. اتحادیه اروپايی و ایالات متحده امریکا منکر این واقعیت اند. به نظر آن‌ها تنها «چند سیب گندیده» قاطی «جنبش» شده، ولی طبیعتاً هیچ‌کس کور نیست، مگر آن‌هايی که نمی‌خواهند واقعیت را بپذیرند.

اگر من یک نماینده مجلس بودم به پارلمان اروپا پیشنهاد می‌کردم ۳۰ سپتامبر ۱۹۳۸ را جشن بگیریم. روزی که غرب چکسلواکی را فروخت و امنیت جمعی اروپا علیه آلمان نازی را ناممکن کرد. مقصر اصلی این عمل ننگین انگلیس بود و نه اتحاد شوروی. امروز با این واقعیت زندگی کردن بسیار سخت است و لذا در این مورد در رسانه‌های معتبر سرمایه‌داری چیزی نمی‌توان یافت.

چکسلواکی حداقل دارای یک دمکراسی فعال بود، یعنی تنها دمکراسی در بخش میانه و شرق اروپا. کشورهای بالتیک و لهستان پر از هواداران فاشیسم، فاشیست و ضدسامی بود. پس «ارزش‌«های غربی کجا رفت؟ طبیعی است که «ارزش»ها حقه‌بازی و فریب است، مگر این که منظورتان دورويی، بداخلاقی و رفتار روس‌ستیز باشد. طبیعی است که اگر من یک نماینده مجلس بودم آن‌ها مرا دیوانه و یا جاسوس پوتین معرفی می‌کردند. به عنوان تاریخ‌شناس نیز سرنوشت بهتری در انتظارم نخواهد بود، ولی این ریسکی است که حاضرم آن‌را تقبل کنم.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

اطلاعات

این ویودی در 30 سپتامبر 2015 بدست در اشتراک - eshtrak فرستاده شده و با , برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: