اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

مختصری در باره معرفی کتاب » حلقه گمشده: سیروس نهاوندی»!: برهان عظیمی

دریافتی:

برای کمک به نسل جوان کمونیست در جمعبندی از پدیده ی نفوذ پلیس سیاسی نظام شاه و همچنین سازمان اطلاعات و امنیت نظام سرمایه داری جمهوری اسلامی در سازمان ها و احزاب کمونیست خوب است… معتقدم لازم است هر چند کافی نیست…اما باید از آن کتاب و کوشش باقر مرتضوی در همین حد حمایت کرد…کومله زحمتکشان کردستان ایران( رضا کعبی) و بمب گذاری در مقر حزب کومله کردستان ایران( به رهبری عبدالله مهتدی) صحیحا و صریحا می گوید تا زمانیکه مبارزه طبقاتی برای سرنگونی سرمایه داری و طبقات ارتجاعی نظام شاه و جمهوری اسلامی از طرف انقلابیون کمونیست ادامه دارد مسئله جذب افراد عضو احزاب، سازمان ها و گروه های مختلف از طرف سازمان اطلاعات و امنیت شان نیز ادامه خواهد داشت و به انقلابیون و کمونیستها هشدار می دهد که هیچگاه نباید خوش باور بود و لحظه ای نباید شم انقلابی مان را در مبارزه با نفوذ سازمان اطلاعات و امنیت دشمن از دست دهیم…ضربه هایی که نهاوندی به جنبش وارد کرد در مقابل در خدمت جمهوری اسلامی قرار گرفتن حزب رنجبران که تکامل سازمان انقلابی بود، ناچیز نمی باشد. اگر فرد مزدوری از قبیل سیروس نهاوندی در خدمت رژیم شاه قرار گرفت و بسیاری را لو داد، ولی حزب رنجبران در کلیت اگر نه بیشتر اما بطور یکسان مانند نهاوندی به جنبش کمونیستی و کادرهایش ضربه زده است. سوال اساسی این که براستی چرا این افراد از این جنایت و خیانت بزرگ هیچ تحلیلی نمیکنند و آن را «فراموش» کرده اند؟ پاسخ روشن است،‌‌‌ زیرا همان سیاست -خط سیاسی- را دارند ادامه می دهند!

 

syrus nahavandi.halgheye gomshodeh

مختصری در باره معرفی کتاب » حلقه گمشده: سیروس نهاوندی»!

برهان عظیمی

لینک زیر مربوط است به مصاحبه با نویسنده کتاب «حلقه گمشده » باقر مرتضوی از فعالین سابق سازمان انقلابی حزب توده و محسن رضوانی ار بنیانگذاران سازمان انقلابی حزب توده و در ادامه  حزب رنجبران

https://www.youtube.com/watch?v=BFE9WgY1RvE

موضوع برنامه : بحث و گفتگو پیرامون انتشار کتاب حلقه ی گمشده – سیروس نهاوندی

در سخن (مصاحبه تلویزیونی با برنامه کلانال چشم انداز) بالا نویسنده کتاب «حلقه ی گمشده «که باقر مرتضوی هست، توضیح می دهد که چرا رهبری سازمان انقلابی حزب توده در سال 51 زمانیکه سیروس نهاوندی توسط ساواک شاه از زندان برای به دام انداختن اعضا آن سازمان در داخل کشور فرار داده شد، هشیاری انقلابی خود را از دست داد و نتوانست به سیروس نهاوندی مشکوک شود. و اینکه چگونه سیروس نهاوندی از زندان «می گریزد» و «سازمان آزادیبخش خلق های ایران» را با همکاری ساواک بوجود می آورد و با وجود آنکه برخی از رفقای سازمان انقلابی حزب توده در داخل ایران معتقد بودند که فرار سیروس نهاوندی مشکوک است اما به این نظریه از طرف رهبری توجه ای نشد…. و همین کوتاهی باعث شد که اکثر رفقای سازمان انقلابی که از خارج به داخل ایران رفته بودند در تور ساواک شاه ( «سازمان آزادیبخش خلق های ایران») بیفتند و دستگیر شوند.

بعد از روشن شدن اینکه سیروس نهاوندی برای دستگیری سایر اعضا سازمان انقلابی با ساواک همکاری نموده است جنبش کمونیستی ایران به درک عمیقتری از مخفی کاری رسید و در اصول مخفی کاری (پنهانکاری) در مبارزه با نفوذ پلیس سیاسی در سازمانها و گروه های دهه ی 50 شمسی از واژه «کبوتر بال شکسته» همچون سیروس نهاوندی ها که توسط ساواک از زندان فرار داده شده اند ولی کماکان در چنگ ساواک شاه بودند و آزادانه تحت کنترل ساواک برای ضربه زدن به سازمان های کمونیستی بودند، جمعبندی صحیحی را ارائه داد.

نویسنده با مصاحبه هایی که با اعضا دستگیر شده سازمان انقلابی حزب توده که توسط چنان تور ساواک در آنزمان ( سال های 51 به بعد که نهاوندی به عنوان «کبوتر بال شکسته» ساواک در دستگیری و اعدام کمونیست ها فعالیت داشت) توسط سیروس نهاوندی دستگیر شدند به این نتیجه می رسد که هم ساواک شاه و هم سازمان اطلاعات و امنیت جمهوری اسلامی همواره برای نفوذ در احزاب و سازمان های انقلابی یک یا چند عضو همان احزاب و سازمان ها را به عنوان «کبوتر بال شکسته» برای جاسوسی به همکاری با خود می کشاند و یا چگونه از طریق پروژه ی «تواب سازی» عضو و یا اعضا سازمان ها و احزاب دیروز همان سازمان ها را برای در هم شکستن، شناسایی و شکار انقلابیون کمونیست و غیر کمونیست به خود حلب می کند.

باقر مرتضوی (نویسنده ) با اشاره از تجربه ناخوشایند سیروس نهاوندی و نیز با اشاره به ترور ناموفق اخیر معاون دبیر کل حزب کومله زحمتکشان کردستان ایران( رضا کعبی) و بمب گذاری در مقر حزب کومله کردستان ایران( به رهبری عبدالله مهتدی) صحیحا و صریحا می گوید تا زمانیکه مبارزه طبقاتی برای سرنگونی سرمایه داری و طبقات ارتجاعی نظام شاه و جمهوری اسلامی از طرف انقلابیون کمونیست ادامه دارد مسئله جذب افراد عضو احزاب، سازمان ها و گروه های مختلف از طرف سازمان اطلاعات و امنیت شان نیز ادامه خواهد داشت و به انقلابیون و کمونیستها هشدار می دهد که هیچگاه نباید خوش باور بود و لحظه ای نباید شم انقلابی مان را در مبارزه با نفوذ سازمان اطلاعات و امنیت دشمن از دست دهیم…

تاملی بر این مصاحبه و نکات تاریخی در مورد سازمان انقلابی حزب توده:

طبق محتوی سخنان ذکر شده در این مصاحبه و طی گوش دادن به سخنان باقر و محسن من معتقدم در کتابی که باقر نوشته است فقط جنبه هایی از کل حقیقت پدیده سیروس نهاوندی نوشته شده است . و این برای کمک به نسل جوان کمونیست در جمعبندی از پدیده ی نفوذ پلیس سیاسی نظام شاه و همچنین سازمان اطلاعات و امنیت نظام سرمایه داری جمهوری اسلامی در سازمان ها و احزاب کمونیست خوب است… معتقدم لازم است هر چند کافی نیست…اما باید از آن کتاب و کوشش باقر مرتضوی در همین حد حمایت کرد… هرچند نویسنده(باقر مرتضوی) در هین مصاحبه می گوید که مسئله اش برخورد به سازمان انقلابی حزب توده و نقد خط سیاسی آن نیست بلکه برخورد به پدیده ی سیروس نهاوندی است که عضوی از آن سازمان بود، می باشد!

جالب این جاست که هم باقر مرتضوی و هم محسن رضوانی به جای برخورد به خط سیاست های فرصت طلبانه رهبران سازمان انقلابی که در میان آنها محسن رضوانی سرکرده بدون رقیب سازمان بود و همین سیاست فرصت طلبانه و تاکتیک های ناصحیح غیر کمونیستی که امثال نهاوندی را تربیت کرده است، به مسایل تکنیکی از قبیل چرا نهاوندی از تلفن و آدرس افراد باخبر بود و …، می پردازند. در آنزمان جنبش کمونیستی و از جمله گروه کادرها ( با تمام محدودیت های نظری شان) ماهیت واقعی سیاست و عملکرد سازمان انقلابی و رهبریش از جمله محسن رضوانی را افشاء و از آن گسست نمودند و جدا شد. فراموش نکنیم که در آن زمان تئوی رویزیونیستی سه جهان تن سیائو پینگ اساس سیاست سازمان انقلابی را تشکیل می داد و می رفتند تا «حاکمیت ملی» شاه را تایید کنند و همین مساله باعث طرد آنها از کنفدراسیون جهانی دانشجویان ایران در خارج کشور شد.

از این ها گذشته ضربه هایی که نهاوندی به جنبش وارد کرد در مقابل در خدمت جمهوری اسلامی قرار گرفتن حزب رنجبران که تکامل سازمان انقلابی بود، ناچیز نمی باشد. اگر فرد مزدوری از قبیل سیروس نهاوندی در خدمت رژیم شاه قرار گرفت و بسیاری را لو داد، ولی حزب رنجبران در کلیت اگر نه بیشتر اما بطور یکسان مانند نهاوندی به جنبش کمونیستی و کادرهایش ضربه زده است.
سوال اساسی این که براستی چرا این افراد از این جنایت و خیانت بزرگ هیچ تحلیلی نمیکنند و آن را «فراموش» کرده اند؟ پاسخ روشن است،‌‌‌ زیرا همان سیاست -خط سیاسی- را دارند ادامه می دهند!

نظری گذارا به نوشته های برخی از جمله پارسا بناب روشن می کند که هنوز هم کم و بیش به تئوری ارتجاعی سه جهان کذایی معتقدند و تحلیل هایشان بر همان مبنا و سیاق انجام می شود.

برهان عظیمی

پنجم شهريور ۱۳۹۴ برابر با بيست و هفتم اوت ۲۰۱۵

— 

برهان عظیمی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

اطلاعات

این ویودی در 31 اوت 2015 بدست در اشتراک - eshtrak فرستاده شده و با , برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: