اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

جنگِ بی پایانِ سرمایه: شباهنگ راد

قدرت مداران بین المللی، چهرۀ جهان را اینگونه ترسیم نموده اند و بر خلاف ادعاهای شان، هدف، ناامنی جوامع سرشار از منابع غنی ست؛ هدف، کوتاه کردن دستان جناح های رقیب از نعمات و امکانات جوامع زیردست است؛ هدف، پاسخگوئی به بحران دائم التزاید سرمایه است و هدف، رونق بخشیدن هر چه بیشتر کارخانجات نظامیِ سرمایه داران بزرگ است…چرخش بی وقفۀ کارخانجات تسلیحاتی امپریالیست ها، این روزها، به یکی از پُر درآمدترین و سودآورترین صنعت تبدیل گردیده است. فروش چند میلیارد دلاری سلاح به عربستان سعودی، قطر، عراق، لیبی، سوریه و غیره از جانب دولت مردان امریکا، انگلیس، فرانسه و تسلیح نیروها و دسته جات مسلح و ارتجاعی ای همچون الحوثی، داعش، القاعده، النصر، انصارالله و غیره، چیزی جز رونق بخشیدن به اقتصاد فرتوت امپریالیستی نیست. بر این اساس و در این دُوران، قدرت مداران بزرگ بین المللی و بویژه دولت مردان امریکا، فرضیه و سیاست را بر این پایه بنا نهاده اند، که جنگ بی پایان است و می بایست با تولید و باز تولید عناصر و نیروهای وابسته، دامنۀ جنگ ها را افزون و افزونتر نمود و سلاح های تازه را، به جان مردم بی دفاع انداختمنطقۀ خاورمیانه، چشم براه جنگی گسترده تر، طولانی تر و مخرب تر، از جانب قدرت مداران بین المللی ست و بر خلاف بعضاً نظرات ارائه شده، نه سیاستهر که هر که، بر این جهان حاکم استُ، نه امپریالیست ها و بویژه امپریالیسم امریکاندانستهو با خام اندیشی، به عراق و سوریه ورود نموده اند، و نه ثمرۀ جنگ های تاکنونی را، می توان به حساب شکستراه اندازان آن نوشت. چرا که انگیزه و اهدافِ، صحنه گردانان و بازیگران آن، من حیث المجموع بدرست چیده شده است و دارد مسیر سیاسی اقتصادی سناریو نویسان آنرا پی می گیردفارغ از منفعت اقتصادی، راه اندازی جنگ های ارتجاعی در عرصۀ سیاسی هم برای دولت مردان بزرگ، سودهای چندگانه داشته است. تنگ تر نمودن فضای سیاسی جامعه و جایگزینی آن، به فضای جنگ های قومی قبیله ای و فله ای، آواره گی میلیونی توده های محروم و تکه و پاره نمودن کشورها تحت عنوان خاورمیانۀ بزرگ، انحراف مسیر اصلی مبارزۀ توده ای و غیره را می توان از زمره ثمره های سیاسی ای دانست که این روزها تجلی آنرا داریم، در منطقۀ خاورمیانه به عینه مشاهده می کنیم. چنین سیاستی از یک سو در انطباق با منفعت اقتصادی امپریالیست هاست و از سوی دیگر، دارد از وقوع و بروز انقلابات حقیقی کارگران و زحمت کشان ممانعت بعمل می آورد. چرا که جانیان بشریت کاملاً بر این امر واقف اند، انقلاب، نیازمندِ حضور مردمی در جوامع خودی ست؛ می دانند که جامعۀ بدون حضور گستردۀ مردمی، جامعۀ غیر عادی ست و بی دلیل هم نیست، که دارند، با ایجاد رعب و وحشت و با کوچاندن مردم و تقسیم کشورها بر شعله های جنگ می افزایندجنگ آنان، دنباله گیری سیاست های امپریالیستی، یعنی طولانی تر نمودن جنگ های ارتجاعی در منطقه است؛ سیاستی که استراتژی نظامی امپریالیسم امریکا در منطقۀ خاورمیانه را تشکیل می دهد و بی دلیل هم نبوده و نیست که «مارتین دمپسی» رئیس کمیته مشترک نیروهای مسلح امریکا به پنتاگون دستور داده است که: “برای جنگ طولانی آماده شوید“. چرا که چنین جنگ هایی، تضمین کنندۀ منفعت درازمدت تر طبقۀ سرمایه داری و بویژه دولت امریکاستُ، تردیدی در آن نیست، که تنها راهِ در رو، و یا به بیانی روشن تر، تنها راه رهائی و ختم آن، بازی و حرکتِ با برنامه و سازمانیافتۀ کمونیستی، در میادین انتخابی بانیان و مدافعین جنگ های ارتجاعی ست. به تجربه دریافته شده است که جنگ ارتجاعی را تنها با جنگ انقلابی می توان از بین بُردُ، همچنین قواعد جنگ مردمی حکم می کند که تضمین و نابودی جنگ های ارتجاعی و امپریالیستی در گرو جنگ های انقلابی ست. متأسفانه و این روزها، جنبش های اعتراضی مردمی، در حسرت برخوردِ مقابله ای و اثرگذار مدافعین حقیقی خود و آنهم در برابر دولت ها و دسته جات مسلح وابسته به سرمایه های امپریالیستی ست و پُر واضح است، تا زمانی که جامعه و توده های محروم منطقه، فاقد سازمانِ رزمنده و کمونیستی می باشند، اوضاع منطقه و بویژه زندگی کارگران و زحمت کشان وخیم تر و بر میزان تخریبی، و همچنین بر کُشت و کُشتار و بی خانمانی ها افزوده تر خواهد گردید.


us war without end
usa,war lies

جنگِ بی پایانِ سرمایه

شباهنگ راد

پانزده سالِ ابتدائی قرن بیست و یک، آغاز تنش و آغاز راه اندازی جنگ های ارتجاعی گسترده، علیۀ بشریت و زیر ساخت های جوامع متفاوت از جانب سرمایه داران بین المللی بوده است.جنگ هایی که عواقب و ثمرۀ بس وخیمی را برای میلیون ها انسان دردمند ببار آورده است.محروم ترین و بی دفاع ترین اقشار جامعه را، به کام مرگ کشانده اندُ، میلیون ها کودک را آواره، و میلیون ها خانه را با خاک یکسان نموده اند تا مناسبات گندیدۀ حاکم بر جامعه پا بر بماند. به جرأت می توان گفت که اندر فوائد و مزایا این دست جنگ ها، برای سرمایه داران بین المللی، فراوان و چند گانه است. نمایش و تحمیل قدرت به رقبا، لگدمال نمودن پایه ای ترین نیازهای کارگران و زحمت کشان، غارت اموال عمومی، تخطئۀ جنبش های اعتراضی رادیکال، فروش تسلیحاتِ مدرن و را می توان از مجموعه دلائلی بر شمرد، که این روزها، بر جهانِ تحت سیطرۀ سرمایه سایه انداخته است.

بر مبنای چنین منفعت و به تبع از آن و همچنین از ظواهر و در حقیقت از باطن امر پیداست که تصوری بر پایانی آن نیست. قدرت مداران بین المللی با خود عهد بسته اند که هیچگونه محدودیت جغرافیائی ای در شعله ور نمودن جنگ های مخرب و ویران کننده نخواهند داشت. در دُوران بحران و رکود اقتصادی، در دُوران ناتوانی تهیۀ مایحتاج اولیۀ زندگی از جانب محرومان و در دُوران خروج از بحران سرمایه، نیاز به چرخش و سودآوری بیشتر، نیاز به تولید فزونتر سلاح و همچنین نیاز به تولید و بازتولید دشمنان فرضی بمنظور پیشبُرد بهتر سیاست های امپریالیستی در سطح بین المللی ست.

گفته اند که توافقو همکاریبا دولت های هار و شرور، بر دامنۀ تنش منطقه خواهد کاست و زمینه های صلح و امنیتانسانی را فراهم خواهد نمود؛ گفته اند که سیمای سیاسی در هم پاشیدۀ جهان و بویژه منطقۀ خاورمیانه تغییر و جامعه، به مسیر سازنده گی باز گردانده خواهد شد!! امّا و در عمل، توافقات امپریالیستیِ از نوع وین, پیام آور تعرض گسترده تر به مال کارگران و زحمت کشان، اموال عمومی جامعه و همچنین خرید فزونتر تسلیحات نظامی و آنهم بمنظور تشدید جنگُ، خون و خونریزی محرومان است. البته این دست وعده وعیدها، سیاست ها و عملکردها را می بایست به حساب دروغگوئی های سرمایه داران بین المللی و دست بوسان شان، و همچنین به رذالت دولتِ تغییراوباما گذاشت؛ دولتی که بنای اش، بر فروش تسلیحات نظامی به کشورهای زیردست، پای ریخته شده استُ، دولتِ تغییری که، بنابه گزارشات منتشره، طی ۵ سالۀ اوّل زمامداری اش، با فروش ۱۶۹ میلیارد دلار سلاح، یعنی ۳۰ میلیارد دلار بیشتر، از کل دُوره جرج بوش، رکوردار میزان فروش سلاح توسط دولت، از پایان جنگ جهانی دوّم می باشد“.

دهه هاست که جنگ و مسابقۀ تسلیحاتی در منطقۀ خاورمیانه براه افتاده است و هر یک از دولت های بزرگ، در حال پیشی گرفتن از یکدیگرند که در این میان، امریکا با ۳۱ درصد سهم و روسیه با ۲۷ درصد، مقام اوّل و دوّم را از آن خود نموده اند. بزعم حاکمان، همۀ این داد و ستدهای نظامی، در خدمت به برقراری صلح و امنیت، و در خدمت به آسایش زندگی مردم است!! براستی که مرزی برای ریاکاری سرمایه داران وجود ندارد و زیاده خواهی ها و دروغگوئی های شان، قابل توضیح و اندازه گیری نیست. پُر واضح است که همۀ تلاش قدرت مداران بین المللی، رفع نگرانی های دولت های وابسته ای همچون عربستان، قطر، بحرین، امارت متحده عربی و غیره و به تبع آن، سرکوب گسترده تر اعتراضات مردمیِ بعد از توافق وینمی باشد.بطور مثل و بعد از توافق وین، دولت امریکا ۶۰۰ فروند موشک های رهگیر پاتریوت «پی ای سی – ۳» به ارزش ۵٫۴ میلیارد دلار به عربستان سعودی فروخته است و همچنین این کشور در صدد انعقاد قراردادِ ۱ میلیارد و ۹۰۰ میلیون دلاری برای خرید ۱۰ واحد هلیکوپتر سیکورسکی، رادار و لوازم یدکی مربوط به آن و همچنین در قرارداد دیگری به مبلغ ۱ میلیارد و ۷۵۰ میلیون دلار برای خرید ۲۰۲ موشک لاک هید و تجهیزات مربوط به آن می باشد. در ادامه و اخیراً، قطر هم در ازای ۲۴ فروند جنگندۀ رافائل، قراردادی به ارزش ۷ میلیارد دلار با فرانسه منقعد نموده است.قرار است این سلاح ها در مخالفت با یکه تازی های دولت های شرورو دیکتاتورها مورد استفاده قرار گیرد؛ قرار است در جهت امنیت بیشتر کودکان و آنهم بمنظور فراگیری علم و دانش بهتر باشد و بالاخره قرار است، دستان دراز فاسدان را کوتاه نماید!! امّا و در عوض این دست سلاح ها، هدفمندی و کارکردهای دیگری خواهند داشت و دارند به بهانۀ برکناری دولت هایخودسرو دیکتاتورها، دولت ها و دیکتاتورهای دیگری را به جامعه و به مردم تحمیل می کنندُ، دارند مدارس و بیمارستان ها را بمباران و زنان را به بنده گی و اسارت هر چه بیشتر می کشانند. در حقیقتُ اینها گوشه هایی هر چند کوچک و جزئی، از سیمای سیاسی دنیایی ست که در مقابل آزادیخواهان و مدافعین میلیون ها کارگر و زحمتکش قرار گرفته است.

آری، قدرت مداران بین المللی، چهرۀ جهان را اینگونه ترسیم نموده اند و بر خلاف ادعاهای شان، هدف، ناامنی جوامع سرشار از منابع غنی ست؛ هدف، کوتاه کردن دستان جناح های رقیب از نعمات و امکانات جوامع زیردست است؛ هدف، پاسخگوئی به بحران دائم التزاید سرمایه است و هدف، رونق بخشیدن هر چه بیشتر کارخانجات نظامیِ سرمایه داران بزرگ است، و بیهوده نیست که شبکۀ خبری «بلومبرگ» در گزارش ششم اکتبر دارد بر افزایش بی سابقه ارزش سهام لاکهید مارتین بزرگ ترین شرکت تولید سلاح ایالات متحده اشاره می کند و دلیل آنرا گسترش فزایندۀ درگیری ها در سراسر جهانبر می شمارد.

حقیقتاً که چرخش بی وقفۀ کارخانجات تسلیحاتی امپریالیست ها، این روزها، به یکی از پُر درآمدترین و سودآورترین صنعت تبدیل گردیده است. فروش چند میلیارد دلاری سلاح به عربستان سعودی، قطر، عراق، لیبی، سوریه و غیره از جانب دولت مردان امریکا، انگلیس، فرانسه و تسلیح نیروها و دسته جات مسلح و ارتجاعی ای همچون الحوثی، داعش، القاعده، النصر، انصارالله و غیره، چیزی جز رونق بخشیدن به اقتصاد فرتوت امپریالیستی نیست. بر این اساس و در این دُوران، قدرت مداران بزرگ بین المللی و بویژه دولت مردان امریکا، فرضیه و سیاست را بر این پایه بنا نهاده اند، که جنگ بی پایان است و می بایست با تولید و باز تولید عناصر و نیروهای وابسته، دامنۀ جنگ ها را افزون و افزونتر نمود و سلاح های تازه را، به جان مردم بی دفاع انداخت. بدون کمترین شک و تردیدی، ردِ پای عملی چنین سیاستی را می توان، در اکثر گوشۀ جهان به عینه مشاهده نمود. هجوم و لشکرکشی به مناطق محروم و حمایت بیدریغ و تسلیح دسته جات ارتجاعی به سلاح های مدرن و آنهم بمنظور پیگیری سیاستِ بی پایان جنگ، چهرۀ دنیا را زیر و رو نموده است. به نام مبارزه با تروریسم، در پی حمله به محروم ترین اقشار جامعه اند؛ به نام دفاع از آزادی و دمکراسی، در پی اسارت و بنده گی هر چه بیشتر جامعه، کارگران و زحمت کشان اند؛ به بهانۀ دفاع از زنان، دارند زنجیره های تحجر و بی حرمتی را سفت تر می کنندُ، دهه های زیادی ست که عملیات و کُشت و کُشتار ستم دیده گان، فرا منطقه ای شده است و ساختارهای سیاسی حکومتی دنیا و بویژه منطقۀ خاورمیانه و افریقا هم، شکل و شمایل دیگری بخود گرفته است.

چنانچه روز و روزگاری، بحران سرمایه داری، منجر به جنگ های جهانی گردیده است، این روزها، پاسخگوئی و فرار از بحران کنونی، پرهیز از درگیری های مستقیم و رو در رو، و انتقال آن، به میادین و فضای جوامع وابسته و به جان هم انداختن مردم محروم منطقه و آنهم با مستمسک جنگ های قومی مذهبی است. نیاز آنی قدرت مداران بین المللی، در آن است تا دامنۀ آشوب و بلبشو را گسترده تر نمایند و در آینده، شکل و شمایل کشورهایی همچون ترکیه، پاکستان، عربستان، ایران و …. را با شکل و شمایلِ، کشورهای عراق، افغانستان، لیبی، یمن، سوریه، و غیره منطبق سازند. در حقیقت منطقۀ خاورمیانه، چشم براه جنگی گسترده تر، طولانی تر و مخرب تر، از جانب قدرت مداران بین المللی ست و بر خلاف بعضاً نظرات ارائه شده، نه سیاستهر که هر که، بر این جهان حاکم استُ، نه امپریالیست ها و بویژه امپریالیسم امریکاندانستهو با خام اندیشی، به عراق و سوریه ورود نموده اند، و نه ثمرۀ جنگ های تاکنونی را، می توان به حساب شکستراه اندازان آن نوشت. چرا که انگیزه و اهدافِ، صحنه گردانان و بازیگران آن، من حیث المجموع بدرست چیده شده است و دارد مسیر سیاسی اقتصادی سناریو نویسان آنرا پی می گیرد.

به آمار و ارقامِ ناقص، و دست دُم بُریدۀ بلندگوهای امپریالیستی، مبنی بر ازیاد سرمایۀ، سرمایه داران و همچنین به تباهی و به نداری افزونتر میلیون ها انسان محروم جهان، نگاهی بی اندازیم، تا بهتر به این موضوع پی ببریم که چگونه سیاست کنونی امپریالیست ها، یعنی راه اندازی آشوب و جنگ، به مدد آنان آمدُ، ثروتمندان، ثروثمندتر، و فقرا، فقیرتر شده اند. بنابه گزارشات منتشره ارزش خالص ثروت ۴۰۰ نفر از ثروتمندترین امریکایی ها در سال ۲۰۱۴ به ۲۲۰ تربلیون دلار رسید، تقریباً ۲ برابر آنچه در سال ۲۰۰۹ بود، و همچنین و از سال ۲۰۱۰ متوسط درآمد خانوار در ایالات متحده ۵ درصد کاهش یافته است“.

بر مبنای چنین حقایق روشن و آشکاری آیا می توان همچنان بر این ایده اصرار ورزید که جنگ های براه افتادۀ تاکنونی، در خلاف منفعت سرمایه داران بوده است و سرمایه داران، قادر به عبور از باتلاقو سیاست های انتخابی خود نمی باشند؟ افزایشِ ثروت و سودآوری غیر قابل تصور کارخانجات تسلیحاتی امپریالیست ها و آنهم در مدت زمان کوتاه، بسیار گویاتر از هر گونه اظهار نظری ست و همچنین کتمانی در این حقیقت نیست، که جیب ثروتمندان، پُرتر، و کیسۀ میلیون ها انسان محروم، خالی تر شده است.

فارغ از منفعت اقتصادی، راه اندازی جنگ های ارتجاعی در عرصۀ سیاسی هم برای دولت مردان بزرگ، سودهای چندگانه داشته است. تنگ تر نمودن فضای سیاسی جامعه و جایگزینی آن، به فضای جنگ های قومی قبیله ای و فله ای، آواره گی میلیونی توده های محروم و تکه و پاره نمودن کشورها تحت عنوان خاورمیانۀ بزرگ، انحراف مسیر اصلی مبارزۀ توده ای و غیره را می توان از زمره ثمره های سیاسی ای دانست که این روزها تجلی آنرا داریم، در منطقۀ خاورمیانه به عینه مشاهده می کنیم. چنین سیاستی از یک سو در انطباق با منفعت اقتصادی امپریالیست هاست و از سوی دیگر، دارد از وقوع و بروز انقلابات حقیقی کارگران و زحمت کشان ممانعت بعمل می آورد. چرا که جانیان بشریت کاملاً بر این امر واقف اند، انقلاب، نیازمندِ حضور مردمی در جوامع خودی ست؛ می دانند که جامعۀ بدون حضور گستردۀ مردمی، جامعۀ غیر عادی ست و بی دلیل هم نیست، که دارند، با ایجاد رعب و وحشت و با کوچاندن مردم و تقسیم کشورها بر شعله های جنگ می افزایند.

بنابراین، جنگ آنان، دنباله گیری سیاست های امپریالیستی، یعنی طولانی تر نمودن جنگ های ارتجاعی در منطقه است؛ سیاستی که استراتژی نظامی امپریالیسم امریکا در منطقۀ خاورمیانه را تشکیل می دهد و بی دلیل هم نبوده و نیست که «مارتین دمپسی» رئیس کمیته مشترک نیروهای مسلح امریکا به پنتاگون دستور داده است که: “برای جنگ طولانی آماده شوید“. چرا که چنین جنگ هایی، تضمین کنندۀ منفعت درازمدت تر طبقۀ سرمایه داری و بویژه دولت امریکاستُ، تردیدی در آن نیست، که تنها راهِ در رو، و یا به بیانی روشن تر، تنها راه رهائی و ختم آن، بازی و حرکتِ با برنامه و سازمانیافتۀ کمونیستی، در میادین انتخابی بانیان و مدافعین جنگ های ارتجاعی ست. به تجربه دریافته شده است که جنگ ارتجاعی را تنها با جنگ انقلابی می توان از بین بُردُ، همچنین قواعد جنگ مردمی حکم می کند که تضمین و نابودی جنگ های ارتجاعی و امپریالیستی در گرو جنگ های انقلابی ست. متأسفانه و این روزها، جنبش های اعتراضی مردمی، در حسرت برخوردِ مقابله ای و اثرگذار مدافعین حقیقی خود و آنهم در برابر دولت ها و دسته جات مسلح وابسته به سرمایه های امپریالیستی ست و پُر واضح است، تا زمانی که جامعه و توده های محروم منطقه، فاقد سازمانِ رزمنده و کمونیستی می باشند، اوضاع منطقه و بویژه زندگی کارگران و زحمت کشان وخیم تر و بر میزان تخریبی، و همچنین بر کُشت و کُشتار و بی خانمانی ها افزوده تر خواهد گردید.

۲۹ آگوست ۲۰۱۵

۶ شهریور ۱۳۹۴

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

اطلاعات

این ویودی در 31 اوت 2015 بدست در اشتراک - eshtrak فرستاده شده و با , , برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: