اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

اخبار و گزارشات کارگری 8 مرداد۱۳۹۴ ٬ و اخبار تکمیلی 8 مرداد

اخبار و گزارشات کارگری 8 مرداد۱۳۹۴

 kargari, akhbar va gozareshat

گزارش اتحاد بین المللیوضعیت کارگران و مبارزات کارگری در چهار ماه اول سال ۱۳۹۴

– اطلاعیه شماره 51 کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد

– اعتصاب سراسری دستیاران تخصصی رادیولوژی کشور

– اعتصاب کارکنان بیمارستان پنج آذر گرگان به طرح قاصدک یا همان طرح مبتنی بر عملکرد

– بیگاری کارگران در مرز پرویزخان

– بیکارشدن کارگران سفال مساک درپی تعطیلی کارخانه

– ساعت‌های کاری طولانی‌تر چگونه راندمان را کاهش می‌دهد؟

– كارت تحصيل كودكان افغان ‌ در مدارس دولتي همچنان قرمز است

– مرگ یک کارگر جوان بوفه ساحلی در سلمان‌شهر براثر برق‌گرفتگی

اعتصاب کارگران در هند

 

گزارش اتحاد بین المللی: وضعیت کارگران و مبارزات کارگری در چهار ماه اول سال ۱۳۹۴

الف :  مبارزه و اعتراض کارگران در واحد های تولیدی و خدماتی

طی چهارماهه اول سال ۱۳۹۴ شاهد  افزایش و تشدید اعتراضات، تجمعات و اعتصابات کارگران در واحدهای تولیدی و خدماتی بودیم. طبق اخبار و گزارش های موجود- که با توجه به کنترل و سانسور در برگیرنده تمامی اعتراضات در ایران نیست-  در این مدت حداقل در ۱۴۹ واحد تولیدی وخدماتی اعتراضات در اشکال متنوع صورت گرفته است که درمقایسه با اعتراضات سال گذشته نشان از رشد  قابل توجه ای دارد. بعلاوه کارگران درسال جاری عزم راسخ خود را برای دست یابی به مطالبات شان دربرخی از واحدها با اعتراضات مکرر بنمایش گذاشتند.

گفتنی است که طی این مدت شاهد اعتصاب های طولانی مدت نیز بودیم که از جمله میتوان به موارد زیر اشاره کرد: اعتصاب ۲ماهه کارگران پروژه پل غیرهمسطح بجنورد، اعتصاب ۴۵ روزه کارگران کارخانه ایران برک، اعتصاب ۳۵ روزه کارگران لوله ونورد صفا، اعتصاب ۲۲ روزه کارگران قطارشهری اهواز، اعتصاب ۲ هفته ای کارگران کارخانه سیمان کارون؛ اعتصاب بیش از یک هفته ای کارگران پیمانکاری فازهای ۱۵ و ۱۶ عسلویه.

دراین دوره کارگران برای انعکاس صدای اعتراض شان در جامعه در مواردی در خیابان ها به بست نشستند و از تردد وسایل نقلیه جلوگیری کردند. دو مورد برجسته آن مربوط بود به اعتراضات کارگران معدنجو زرند و کارگران کارخانه ذوب آهن اردبیل. همچنین شاهد  خسارت رساندن به دفاتر و تاسیسات شرکت های دولتی و خصوصی توسط کارگران معترض  نیز بودیم.  برای نمونه در پالایشگاه خلیج فارس بندرعباس، کارگران به برخی ازتاسیسات پالایشگاه از جمله آتش نشانی خسارت زدند که علت آن بی اعتنایی مسئولان به اعتراضات کارگران وبهره گیری ازماشین های آتش نشانی با فشار آب بالا برای برهم زدن تجمع اعتراضی ومتفرق کردن کارگران بود. حمله به دفتر مدیرکارخانه گندله سازی اردکان و شکستن شیشه های ساختمان توسط کارگران و حمله متقاضیان کار در منطقه ویژه اقتصادی پارس دشت و شکستن شیشه ساختمان مدیریت کار و خدمات اشتغال منطقه، دو نمونه دیگر از متوسل شدن کارگران به چنین اقداماتی بود

  دلایل اعتراضات کارگران:  دلایل عمده اعتراضات کارگری در این دوره را می توان این گونه  خلاصه کرد: عدم پرداخت بموقع دستمزدها، مطالبات وحق بیمه، اخراج به بهانه اتمام قرارداد، تعطیلی واحدها و بیکارسازی ها؛ اعتراض به خصوصی سازی ها، خواست افزایش دستمزد، عدم امنیت شغلی، حمایت از کارگران معترض اخراجی، و اعتراض به تداوم قراردادهای موقت.

در باره مورد آخر یعنی تداوم قرارداد های موقت، لازم است گفته شود که حدود ۹۰ درصد از کارگران با قرارداد های موقت به کار مشغولند. در این دوره، قرار داد های سفید امضا نه تنها تداوم و گسترش داشته بلکه گرفتن چک و سفته از کارگران هنگام قرارداد نیز به آن افزوده شده است.  همچنین طی این مدت شاهد هرچه کوتاه تر شدن دوره قراردادهای موقت بودیم که در مواردی مدت قراردادها به  یک هفته کاهش یافته است.  قراردادهای شفاهی نیز گسترش پیدا کرده است. بعلاوه کار بدون قرارداد حتی در واحدهای شناخته شده و بزرگ رواج  یافته است؛ به گونه ای که کارگرانی که قبلا در این واحد ها با قرارداد کار می کردند بعد از اتمام قراردشان بدون انعقاد قرارداد جدید به کار ادامه می دهند. به این گونه، علاوه بر حدود ۷ تا ۸ میلیون کارگری که با دستمزد پایین تر از حداقل رسمی دستمزد وبدون داشتن شناسنامه کارگری و برخورداری از حق بیمه و حمایت قانونی کارمی کنند، شاهد گسترش کار بی قرارداد از جمله در واحد های بزرگ نیز بوده ایم.

یکی دیگر از معضلات هلاکت باری که کارگران در این دوره نیز همچنان با آن مواجه بوده اند، مسئله ناایمنی محیط کار و حوداث کار است؛  حوادث کاربطور مرتب  کارگران بیشتری را به مرگ می کشد. آمار رسمی و منتشر شده درسال جاری نشان می دهد که حوادث کار در ايران، چهار برابر کشورهای توسعه يافته بوده است. و این در حالی است که ۹۰ درصد قربانیان حوادث کار مشمول بيمه سازمان تامين اجتماعی نیستند.

واکنش رژیم سرمایه داری به اعتراضات کارگری: همزمان باروند گسترش اعتراضات کارگری، رژیم جمهوری اسلامی با تشدید ابعاد سرکوب به این اعتراضات واکنش نشان داد. به بیان دیگر، فشار و سرکوب علیه  فعالین کارگری وهمچنین کارگران معترض وسازماندهندگان اعتراضات کارگری، در این مدت بیش از پیش افزایش یافت.  شیوه ها و ابزارهایی که رژیم برای سرکوب و یا کنترل اعتراض های کارگری به آن متوسل شد عبارت اند از: 1-  یورش نیروهای امنیتی -انتظامی به کارگران معترض؛ ۲- دخالت قوه قضاییه در اعتراضات کارگری؛ ۳- دخالت نیروهای امنیتی؛  ۴-  اخراج کارگران معترض .  به اختصار به  نمونه هایی از کاربرد هر کدام از این شیوه ها می پردازیم

۱یورش نیروهای امنیتی -انتظامی به کارگران معترض.  به چند مورد از این یورش ها  اشاره می کنیم: – نیروی های انتظامی به تجمع اعتراضی کارگران بیکارشده معدنجو زرند که در جاده منتهی به معدن دست به تجمع زده بودند، هجوم بردند و  به سوی آنان گاز اشک آور  شیلک کردند؛ در نتیجه این اقدام  یکی از کارگران معترض با  کامیون در حال تردد  تصادف کرد و جانش را از دست داد؛

-حمله نیرو های یگان ویژه به کارگران بیکارشده کارخانه ذوب آهن اردبیل که  درمقابل استانداری تجمع کرده بودند باعث مجروح شدن چند کارگر گردید؛

نیروهای انتظامی به اجتماع اعتراضی کارکنان بیکارشده موسسه مالی میزان درمشهد حمله ور شدند و  چند نفر ازکارکنان را بازداشت کردند؛

یورش یگان ویژه و لباس شخصی ها به کارگران معترض کارخانه لوله سازی خوزستان موجب آسیب دیدگی یکی از کارگران  شد؛

در جریان اعتصاب کارگران کارخانه برک، نیروهای انتظامی در کارخانه حضور یافتند و همانجا مستقر شدند؛

–  بهره گیری ازماشین های آتش نشانی با فشار آب بالا برای برهم زدن تجمع اعتراضی و متفرق کردن کارگران یکی دیگر از ابزارهای نیروهای انتظامی علیه کارگران در این دوره بود.

۲دخالت قوه قضاییه در اعتراضات کارگری:  چندین نمونه از این دخالت گریها و نتایج آن  در زیر بر می شمریم:

دادگستری اردکان درهمدستی با کارفرما، ۵ کارگر معدن چادرملو را به اتهام «اخلال در نظم و جلوگیری از احقاق حق دیگران» به یک سال حبس تعزیری و شلاق محکوم کرد. طبق اطلاعات موجود از آنجا که این کارگران فاقد سابقه ی محکومیت کیفری بودند و با توجه به سن و سوابق کاری آنان، حکم شلاق به پرداخت سه میلیون ریال جریمه  نقدی بدل  شد و حکم یک سال حبس تعزیری به 5 سال حبس تعلیقی تغییر یافت.

یدالله  صمدی و اقبال شبانی (عمر)، که به ترتیب دبیر و بازرس انجمن صنفی کارگران خبازی‌های سنندج و حومه هستند، در ابتدای بهمن سال گذشته به اتهام «اخلال در نظم» در دادگاه انقلاب و جزایی سنندج محاکمه و به تحمل ۵ ماه حبس تعزیری و ۳۰ ضربه شلاق محکوم شدند. محکومیت این دو فعال کارگری سپس  به ۵ سال حبس تعلیقی تغییر یافت.

–  موارد دیگر از چگونگی و نتایج دخالت قوه قضایه علیه کارگران عبارت بودند از: بازداشت و اخراج از کار دو کارگر معترض معدن چشمه پودنه؛ معرفی ۸ کارگر معترض سیمان سپاهان به نهادهای قضایی بدنبال شکایت کارفرما؛ معرفی ۹ کارگر معترض کارخانه لوله سازی خوزستان به مقامات قضایی؛ احضار ۲ کارگر معترض لوله و نورد صفا از طرف دادستان ساوه؛ احضار ۱۸ کارگر معترض کارخانه ایران برک از طرف دادسرای گیلان؛ احضار کارگران پیمانی عسلویه به دلیل حضور در اجتماع اعتراضی جوانان متقاضی کار؛  اخراج از کار ۲۶  کارگر معترض معدن طلای آق دره  پس از مقصر شناخته شدن توسط نهادهای قضایی و احضار ۱۲ کارگر معترض دیگر این معدن به دادگاه.

۳دخالت نیروهای امنیتی: نمونه هایی از چگونگی دخالت نیروهای امنیتی برای سرکوب کارگران معترض را بر می شماریم: امنیتی کردن فضای کاری درمنطقه عملیاتی پارسیان وتعلیق وتهدید کارگران معترض توسط این نیروها؛ احضار تعدادی از کارگران اعتصابی نورد ولوله صفا توسط نهادهای امنیتی؛ احضارتعداد زیادی از معلمان معترض وتهدید آنها از سوی نهادهای امنیتی؛ صدور فرمان سکوت خبری از طرف نهادهای امنیتی پس از مرگ یک کارگر معترض معدنجو با هدف سرپوش گذاشتن برعلت مرگ این کارگر ولاپوشانی کردن جنایت.  پس از صدور این دستور، شاهد اخراج چند تن از خبرنگاران بخش کارگری ایلنا توسط خانه کارگر جمهوری اسلامی بودیم.

۴–  اخراج کارگران معترض:  اخراج از کار کارگران معترض طی این دوره بیش از پیش و بطور گسترده جریان داشت. تا کنون گزارش اخراج  ۱۱۶۷ کارگر معترض در ۲۳ کارخانه بدست ما رسیده است. درهمین رابطه اخراج فله ای یا دسته جمعی کارگران معترض از  مسایل کارگری درسال جاری بوده است که موارد زیر نمونه هایی از آن است: اخراج جمعی ۱۷۰ کارگر معترض کارخانه کنتورسازی ایران؛ اخراج ۶۰ کارگر معترض قطار شهری اهواز (شرکت کیسون) و به مرخصی اجباری فرستادن ۴۰ کارگر معترض دیگر؛ اخراج ۱۵۰ کارگر معترض شرکت های چهارگانه سبز مهاباد؛ اخراج ۷۰ کارگر معترض کارخانه ایران برک (۲۰ کارگر زن در فروردین ماه و ۵۰ کارگر دیگر در تیرماه)؛ اخراج ۳۰۰ کارگرمعترض کاشی کویر یزد، اخراج ۱۲۰ کارگر شاکی از اداره کار در رابطه با حقوق معوقه توسط شرکت پیماب (پیمانکارپروژه سدتنگ سرخ شیراز)؛  ممانعت از بازگشت بکار ۸۰ کارگرفصلی معدن طلای آق در زمانی که فصل کار معدن آغاز شد؛ این کارگران  در تجمع اعتراضی سال گذشته شرکت داشتند.  

ب : مبارزه  و تجمع های اعتراضی معلمان

اعتراضات معلمان از اواخر دی ماه سال ۱۳۹۳ به سرعت گسترده شد و در اسفند ماه، تجمع  اعتراضی  معلمان که از طریق تماس های اینترنتی و ارتباطات شخصی سازماندهی شده بود بطور همزمان در برابر اداره های آموزش وپروش تعداد زیادی از شهرستان ها  بر پا گردید. معلمان در فروردین ماه ۱۳۹۴ دومین تجمع  سراسری و هماهنگ خود را در اعتراض به عدم رسیدگی به مطالباتشان برگزار کردند.  سومین تجمع اعتراضی و سراسری معلمان که از سوی کانون صنفی معلمان فرا خوانده شده بود در روز  ۱۷ اردیبهشت به وقوع پیوست. در این تجمع  تعداد بیشتری از معلمان شرکت کردند و تجمع در ابعاد گسترده تری بر پا شد.  تجمع های  معلمان که  تا آن زمان با سکوت برگزار می شد این بار سکوت اش شکسته شد؛  در مشهد،  تجمع معلمان با فریادهای معلم زندانی آزاد باید گردد و خواندن قطعنامه مطالباتی معلمان به پایان رسید.

مهم ترین خواسته ها و مطالباتی که معلمان برای تحقق آن  دست به اعتراض زده اند، عبارتند از: افزایش سطح حقوق ها، پرداخت مطالبات معوقه، رایگان بودن آموزش، پایان دادن به خصوصی سازی آموزش، حق ایجاد تشکل مستقل و برگزاری مجامع عمومی معلمان،  تبدیل وضعیت مربیان پیش دبستانی، معلمان پیمانی و حق التدریسی به استخدام رسمی، رفع تبعیض حقوقی بین معلمان و سایر کارمندان دولتی، بهبود وضعیت بازنشستگان فرهنگی و حق  مشارکت معلمان در تدوین متون آموزشی.

به رغم  بر پا کردن سه تجمع اعتراضی و سراسری توسط معلمان و  طرح خواسته های مشخص از سوی آنان ، جمهوری اسلامی  نه تنها به هیچ یک از این مطالبات پاسخ مثبتی نداد، بلکه در عوض کوشید با جاسوسی در بین معلمان و احضار و تهدید معلمان فعال، مانع تدوام اعترض ها شود و در نهایت حرکت معلمان را منکوب کند.  در همین رابطه علیرضا هاشمی دبیر کل سازمان معلمان در ۳۰ فروردین ماه ۱۳۹۴ دستگیر شد و سپس  در ۴ خردادماه ۱۳۹۴ علی اکبر باغانی نایب رییس هیات مدیره کانون صنفی معلمان ایران پس ازحضور در دادسرای زندان اوین، برای اجرای حکم به زندان رجایی شهرمنتقل گردید.  همچنین  پس از برپایی سومین تجمع  سراسری معلمان در ۱۷ اردیبهشت،  اسماعیل عبدی دبیر کل کانون صنفی معلمان ایران– تهران  را که قصد داشت به دعوت فدراسیون «آموزش  بین الملل»  در کنگره  این فدارسیون در کانادا  شرکت کند، در ۶ تیر ماه دستگیر و در اوین زندانی کردند. بعلاوه همکار ایشان  پیمان نودینیان که او نیز به این کنگره دعوت شده بود ممنوع خروج اعلام  گردید.

دستگیری و حبس اسماعیل عبدی و ممنوع خروج کردن پیمان نودینیان،  آنهم  زمانی که  آنان قصد داشتند در کنگره «آموزش بین الملل»  شرکت کنند، بطور گسترده توسط  فدراسیون «آموزش بین الملل»، اتحادیه های معلمان و دیگر اتحادیه کارگری در  کشور های مختلف از جمله  اتحادیه های کارگری در کانادا، انگلستان و فرانسه  محکوم گردید.  این اتحادیه ها ضمن همبستگی با مبارزات معلمان ایران و حمایت از خواسته های آنان از رژیم جمهوری اسلامی خواستند  که معلمان زندانی را آزاد کند و  حقوق پایه ای معلمان از جمله حق آزادی بیان و حق ایجاد تشکل های مستقل ازسوی آنان را به رسمیت بشناسد

به دنبال دستگیری اسماعیل عبدی،  «شورای مرکزی تشکل های صنفی فرهنگیان سراسر کشور» طی فراخوانانی از همه معلمان در خواست کرد که  که روز ۳۱ تیر ماه با تجمع در مقابل مجلس نسبت به دستگیری  و زندانی کردن معلمان اعتراض کنند. خواست اصلی این تجمع آزادی معلمان زندانی،  اسماعیل عبدی، علی اکبر باغانی، رسول بداقی، محمود باقری، علیرضا هاشمی و عبدالرضا قنبری بود. اما صبح روز چهارشنبه ۳۱ تیر ماه معلمانی که از اقصی نقاط  کشور از جمله  کرج، شیراز، اصفهان، قزوین، مشهد و استانهای خوزستان، کردستان و کرمانشاه خود را به اطراف مجلس و میدان بهارستان رسانده بودند تا به همراه معلمان تهران در یک تجمع مسالمت آمیز به دستگیری و زندانی کردن معلمان اعتراض کنند، با تعداد زیادی از نیروهای انتظامی و لباس شخصی روبرو شدند که خود را از قبل برای رویارویی با معلمان آماده کرده بودند. نیروهای سرکوب گر رژیم  هر جمع  بیش از سه نفر را  که به سمت میدان بهارستان و مجلس حرکت می کردند را متفرق و در صورت مقاومت،  آنان را با خشونت و زور سوار مینی بوس های از پیش آماده شده می کردند و با خود به بازداشتگاه می بردند.  به گزارش «شورای مرکزی تشکل های صنفی فرهنگیان سراسر کشور»   بیش از ۱۳۰ نفر از معلمان به این گونه دستگیر شدند.  طبق گزارشات رسیده همه دستگیر شدگان همان روز آزاد شدند. بنا به گزارش های موثق تعداد زیادی از معلمان دستگیر شده را مجبور کردند که با امضای برگه ای متعهد شوند که از آن به بعد در این گونه تجمع ها شرکت نکنند. در همین ارتباط علی پیروز احمدی عضو کانون معلمان کرج که قبل ازتجمعات ۳۱ تیرماه به پلیس امنیت استان البرز فراخوانده شده بود  در روز شنبه ۳مرداد ماه توسط پلیس امنیت کرج بازداشت شد. ایشان در روز ۵ مرداد ماه با قرار کفالت آزاد شدند.

 در  رابطه با سرکوب معلمان در ایران، کنگره جهانی آموزش بین الملل (فدراسیون جهانی تشکل ها و اتحادیه های معلمان و کارکنان آموزش و پرورش) که  در ماه  ژوئیه  در شهر اتاوا در کانادا با شرکت نمایندگان تشکل های معلمان از ۱۷۰ کشور جهان بر گزار شد،  در آخرین روز  خود در ۲۶ جولای ۲۰۱۵ ، موقعیت معلمان در ایران و مبارزات و مصافهای آنان را در دو قطعنامه فوری به بحث گذاشت.  طی این بحث، تداوم اذیت و آزار معلمان و دستگیری و حبس فعالین فرهنگی از جمله آقایان اسماعیل عبدی، رسول بداقی، محمود باقری، علیرضا هاشمی، اکبر باغانی و عبدالرضا قنبری  مورد بررسی قرار گرفت، و سپس با حمایت قاطع نمایندگان حاضر در کنگره، قطعنامه های اضطراری به تصویب رسید. مفاد قطعنامه ها، ضمن تاکید بر تعهد الزام آور به ادامه کمپین های جهانی «آموزش بین الملل» و تشکلات وابسته به آن برای آزادی معلمان زندانی در ایران، از «آموزش بین الملل» و تشکلات وابسته می خواهد که همچنان به حمایت خود از فعالیت های اتحادیه های مستقل معلمان، و  پشتیبانی از تلاش های «شورای مرکزی تشکل های صنفی فرهنگیان سراسر کشور» به عنوان تشکل عضو «آموزش بین الملل»  که از حقوق معلمان دفاع می کند، ادامه دهند، و ضمن اعتراض به سرکوب حقوق معلمان، از حکومت ایران بخواهند که استانداردهای بین المللی کارگری را بطور کامل به رسمیت بشناسد و به آن احترام بگذارد. قطعنامه ها همچنین  فدراسیون «آموزش بین الملل» را ملزم می کند که  امکان اعزام  یک هیئت بین المللی به ایران را برای بررسی مسائل و معضلات معلمان فراهم نماید.  

پ-اعتراض پرستاران  

مبارزه  و تجمع اعتراضی  پرستاران  نیز در  این دوره توجه عمومی را  بر انگیخت و نشان دهنده آن بود که لایه های هر چه بیشتری از مزد بگیران نسبت به  شرایط کار و حقوق خود معترض اند و برای بهبود وضعیت خود دست به مبارزه می زنند.  از جمله خواست اصلی پرستاران افزایش دستمزد هاست که در اعتراض به اجرای طرح مبتنی بر عملکرد وعدم اجرای قانون تعرفه ‌گذاری خدمات پرستاری، بیان شده  است. به رغم اعتراض ها و تجمع و گرد همایی های متعدد پرستاران، رژیم اسلامی  در  این عرصه نیز به جای رسیدگی به خواسته های پرستاران با سلاح سرکوب و تهدید  به انان پاسخ داد. اخراج دو پرستار معترض بیمارستان امام خمینی نمونه ای از واکنش رژیم نسب به مطالبات پرستاران بود

———

همان گونه که در اطلاعیه های پیشین گزارش داده ایم، همزمان با سرکوب اعتراضات کارگری، اذیت و آزار و بازداشت فعالین تشکلات و نهادهای مستقل کارگری  نیز توسط مقامات و مامورین جمهوری اسلامی ایران با شدت ادامه داشته است. در ماهای اخیر چندین کارزار بین المللی از جمله برای آزادی فعالین سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، کانون صنفی معلمان ایران،  کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری، اتحادیه آزاد کارگران و دیگر فعالین کارگری مستقل در جریان بوده است.  اگر چه تعدادی از این فعالین کارگری عمدتا با قید ضمانت آزاد شده اند اما عده دیگری درماههای اخیر دوباره تحت تعقیب قرار گرفته و حتی در مواردی احکام سنگین تری علیه آنان صادر شده است.

در  ماه های نخست سال ۱۳۹۴ همچون سالهای قبل، جمهوری اسلامی برای جلو گیری از برگزاری مراسم  روز جهانی کارگر توسط کارگران و تشکل های مستقل کارگری بر شدت اختناق و سرکوب افزود.  در روز جهانی کارگر امسال، رژیم ماهیت ضد کارگری خود را هر چه آشکارتر به نمایش گذاشت؛ شعارهای نژادپرستانه و فاشیستی علیه کارگران افغان توسط مزدوران خانه کارگری و شوراهای اسلامی در تظاهرات دولتی روز کارگر نشان دهنده تلاش رژیم برای معرفی کردن کارگران افغان به عنوان عامل بیکاری بود.  این سیاست نژادپرستانه  که هدف اش تفرقه افکنی در بین کارگران  است نه تنها علیه کارگران افغان بلکه علیه  کل طبقه کارگر است. کارگران افغان که در بدترین شرایط و با انجام سخت ترین کارها دستمزد های بسیار نازل دریافت می کنند و به شدت استثمار می شوند بخش جدایی ناپذیر از طبقه کارگر ایران هستند و هر حمله به انان مسقیما حمله ای به منافع کل طبقه کارگر در ایران است.

 در گذشته بارها گفته ایم، اما لازم می دانیم که بار دیگر تاکید  کنیم که کلیت حکومت سرمایه داری جمهوری اسلامی ایران، از جمله دولت روحانی، در دشمنی با طبقه کارگر و تحمیل فقر و فلاکت و بی حقوقی به کارگران، زحمتکشان و مردم محروم حد و مرزی  نمی شناسد. خارج از هر تبیین و تحلیلی که در مورد «توافق هسته ای» بین رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی و دول قدرتمند سرمایه داری جهانی وجود داشته باشد، روشن است که طبقه کارگر ایران مصافهای سهمگینی پیش روی دارد؛ و در این راه لازم است که کارگران بیش از پیش بر ضرورت استقلال طبقاتی خود، بر ضرورت ایجاد تشکلات مستقل کارگری و مبارزه علیه  کلیت نظام سرمایه داری و علیه کلیه جناحهای حکومتی و «نسخه های» سرمایه داری جهانی تاکید کنند. اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران به سهم و با توجه به توان خود همچنان در حمایت از مبارزات کارگری و برای حفظ استقلال طبقاتی کارگران خواهد کوشید.

اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران

۳۰ جولای ۲۰۱۵

info@workers-iran.org

www.workers-iran.org/

 www.etehadbinalmelali

اطلاعیه شماره 51 کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد

کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد ضمن تبریک آزادی این فعال کارگری به کارگران و خانواده ریبوار، خواستار آزادی بدون قید و شرط همه کارگران و فعالین کارگری در بند می باشد.

کارگران، تشکل های کارگری و انسانهای شریف و آزاده!

ریبوار عبدالهی فعال کارگری روز سه شنبه مورخ ششم مرداد 94 پس از گذراندن سه ماه و نیم حبس از زندان مرکزی شهر سنندج آزاد شد.

لازم به ذکر است که ریبوار عبدالهی در تاریخ 19 آذر 93 بازداشت و مدت 20 روز را در بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج سپری کرد وی در روز چهارشنبه 15/11/93 محاکمه و به یکسال حبس محکوم گردید.

کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد ضمن تبریک آزادی این فعال کارگری به کارگران و خانواده ریبوار، خواستار آزادی بدون قید و شرط همه کارگران و فعالین کارگری در بند می باشد.

کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد

شماره تماس با سخنگوی کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد، عثمان اسماعیلی

09182842451

komitedefaa@gmail.com

komitedefaa.blogspot.com

اعتصاب سراسری دستیاران تخصصی رادیولوژی کشور

دستیاران رشته تخصصی رادیولوژی اکثر شهرهای کشور در اعتراض به افزایش غیر کارشناسی ظرفیت این در امتحان دستیاری ، اعتصاب کردند.

این دستیاران که امروز باید در امتحان سالانه ی ارتقاء دستیاری شرکت می کردند با عدم شرکت خود در امتحان مذکور ، اعتراض خود را به سیاست های آموزشی وزارت بهداشت اعلام کردند.

به گزارش8مردادسلامت نیوز،یکی از دستیاران دانشگاه علوم پزشکی اصفهان گفت: وزارت بهداشت بدون ایجاد زیر ساخت مناسب و در نظر گرفتن نیاز جامعه اقدام به افزایش ظرفیت کرده است. وی افزود : در حالی که برای افزایش یک نفر به ظرفیت پذیرش و تربیت دستیار باید تمهیدات زیادی اندیشیده شود اما وزارت بهداشت با همان امکانات و شرایط قبلی آموزشی در سال 94 بیش از 54 درصد به ظرفیت پذیرش دستیار در رشته تخصصی رادیولوژی اقدام کرده است که این اقدام با هیچ منطقی سازگار نیست.

یکی از دستیاران دانشگاه علوم پزشکی تهران نیز می گوید: متاسفانه در وزارت بهداشت شاهد هستیم که به جای تصمیمات کارشناسی ، این وزارتخانه از حربه افزایش ظرفیت جهت تنبیه متخصصان یک رشته ی خاص استفاده می کند. وی می افزاید: متاسفانه همانگونه که وزارت بهداشت در پاسخ به اعتراضات همکاران پرستاری به جای رسیدگی از حربه ی استخدام و تربیت بهیار به جای پرستار استفاده می کند ، در رشته های تخصصی دستیاری نیز از این شیوه غیر قانونی و غیر منطقی استفاده می کند.

دستیار رادیولوژی دانشگاه علوم پزشکی شیراز می گوید : در حال حاضر طوری شده است که وزیر بهداشت به جای تصمیم گیری بر اساس کار کارشناسی ، در هر سفر استانی فی البداهه و بدون درنظر گرفتن عواقب تصمیمات خود، برای کسب محبوبیت دستور افزایش ظرفیت را صادر می کند. وی می افزاید: ما از دولت انتظار داریم به بدنه ی کارشناسی وزارت بهداشت توجه بیشتری کند.

اعتصاب کارکنان بیمارستان پنج آذر گرگان به طرح قاصدک یا همان طرح مبتنی بر عملکرد

صبح امروز حدود 40 نفر از پرسنل بیمارستان پنج آذر گرگان به اجرای طرح پرداخت مبتنی بر عملکرد(طرح قاصدک) اعتراض کرده و با معلق کردن کار در محوطه بیمارستان تجمع کردند.

به گزارش 8مرداد سلام دانشجو،صبح امروز حدود 40 نفر از پرسنل بیمارستان پنج آذر گرگان به اجرای طرح پرداخت مبتنی بر عملکرد(طرح قاصدک) اعتراض کرده و با معلق کردن کار در محوطه بیمارستان تجمع کردند که در گفتگو با چند نفر از پرسنل بیمارستان علت را جویا شدیم.

بنده را 500 هزار تومان بدهکار بیمارستان کرده اند

یکی از کارکنان بخش خدمات با گلایه شدید از مسئولین گفت: با اجرای طرح مبتنی بر عملکرد نه تنها حقوق و مزایای قبلی ما داده نمی شود بلکه بنده را بدون هیچ گونه دلیلی 500 هزار تومان به بیمارستان بدهکار کرده اند در حالی که حقوق و مزایای باید بر اساس عملکرد من باشد که بیشتر از حقوقی است که قبل از اجرای طرح می گرفتم نه این که اکنون بدهکار هم شوم این منصفانه نیست و بی عدالتی است .

پرستاری دیگر گفت: بر اساس طرح قاصدک حقوق و مزایای پرسنل بیمارستان کاهش یافته است حتی حقوق قبل از اجرای طرح مبتنی بر عملکرد را هم دریافت نمی کنیم بنده تیر ماه حدود 150 ساعت اضافه کاری داشتم که خیلی کمتر از آنچه قبلا دریافت می کردم به من تعلق گرفته است و امروز نگهبان، پرستار و بخش خدمات همه باهم در اعتراض به این طرح تجمع کرده ایم با مسئولین ذیربط پاسخگوی ما باشند و حقوق واقعی خود را دریافت نماییم.

این طرح از همان ابتدا تبعیض آمیز و غیر عادلانه بوده است

پرستاری دیگر نیز افزود: ما به نظام سلامت معترض هستیم چرا که در قالب نظام سلامت حقوق پزشکان دو برابر شده اما پرستاران از حقوق و مزایایی در قالب این طرح برخوردار نیستند و متاسفانه اين طرح بسيار ناعادلانه و غير منصفانه است، زيرا به گفته وزارت بهداشت پرداخت به پرستاران بر اساس ميزان و نحوه عملکرد صورت مي‌گيرد در حالي که امروز شاهد این بی عدالتی هستیم که عده ای با عملکرد کمتر حقوق بیشتری دریافت می کنند و عده ای با عملکرد بالاتر بدهکار بیمارستان هم می شوند.

بیگاری کارگران در مرز پرویزخان

هم اکنون نزدیک به یک هزار و 200 کارگر در بخش تخلیه و بارگیری در مرز رسمی پرویزخان قصرشیرین فعالیت دارند که این افراد به صورت روزمزد و با کمترین میزان دستمزد دریافتی مشغول به فعالیت هستند.

این کارگران به ناچار سخت ترین شرایط را در تابستان گرم و طولانی و زیر آفتاب داغ و سوزان شهرستان مرزی و گرمسیری قصرشیرین تحمل می کنند که شاید بتوانند در نتیجه خالی کردن بار یک کامیون آن هم اگر قرعه به نامشان بیفتد بتوانند 6 یا هفت هزار تومان دستمزد باری را که تخلیه کرده اند دریافت کنند تازه آن هم بعد از چند روز!

کارگران شاغل در بخش تخلیه و بارگیری کالا در مرز رسمی پرویزخان قصرشیرین با کمترین دستمزد و در سخت ترین شرایط برای بردن لقمه نانی بر سر سفره های خانواده اشان تلاش می کنند.

** بیگاری از بیکاری بهتر است

در مثل آمده است که ‹بیگاری بهتر از بیکاری است› و این شرح حال این روزهای کارگران تخلیه و بارگیری مرز رسمی پرویزخان در قصرشیرین است، مرزی که 54 درصد صادرات غیرنفتی کشورمان به عراق را به خود اختصاص داده است.

مرز رسمی پرویزخان به عنوان شاهراه بزرگ اقتصادی کشور از سال 76 در زمینی به مساحت 30 هکتار راه اندازی شد ولی با گذشت 18 سال از این زمان هنوز امکانات رفاهی، خدماتی و زیرساخت های این مرز تا رسیدن به نقطه مطلوب فاصله زیادی دارد.

البته هنوز هم بخش عظمی از این مرز رسمی آسفالت نیست و خدا می داند در روزهای گرم و داغ تابستان با گرمای 46 تا 50 درجه و غبارآلود قصرشیرین کارگران و فعالان مرز رسمی پرویزخان چه می کشند.

گرد و خاک ناشی از تردد کامیون ها و خودروها که فضای محوطه اصلی تخلیه و بارگیری و پارکینگ ها را فرا می گیرد با غبار و ریزگردهای آسمان و آفتاب سوزان تهدید بزرگی برای سلامت کارگرانی است که عرق ریزان به امید خالی کردن باری در گوشه ای نشسته اند و یا اینکه مشغول خالی کردن باری هستند که آن روزشان را شرمنده زن و بچه هایشان نشوند که بتوانند حداقل به امید پاداشی که راننده برای محافظت از بارهایش به کارگران می پردازد شادمان به منزلشان برگردند.

** پرداخت دستمزد با تاخیر چند روز

کارگران بخش تخلیه و بارگیری مرزرسمی پرویزخان دستمزد روزانه شان را پس از چند روز دریافت می کنند در حالیکه بیمه این کارگران نیز به ازای باری است که خالی می کنند و روزهایی که حضور دارند و این امنیت شغلی این کارگران را به مخاطره می اندازد.

شاید کارگری چند روزی را بیمار باشد و یا اینکه به هر دلیلی نتواند چند روز برای خالی کردن بار به مرز مراجعه کند و یا اینکه مرز بسته شود و صادرات به هر دلیلی متوقف شود و در این صورت است که فقط خدا می داند که کارگران و خانواده هایشان گذران زندگیشان چگونه خواهد بود چرا که نداشتن امنیت شغلی بزرگترین درد این کارگران با داشتن درآمد ناچیز است.

** امکانات ایجاد شده برای کارگران جوابگو نیست

کمبود امکانات رفاهی و خدماتی به ویژه نبود زیرساخت هایی همانند توقفگاه خودرو، سرویس های بهداشتی، نمازخانه و محل استقرار و استراحت رانندگان، کارگران و مسافران از مهمترین مشکلات مرز رسمی پرویزخان است.

هم اینک سوله ای برای استراحتگاه کارگران در نظر گرفته شده که این سوله دارای سامانه سرمایشی است و سرویس های بهداشتی نیز برای کارگران ایجاد شده ولی این امکانات جوابگوی آن ها نیست و می طلبد مسوولان امر نسبت به ساماندهی این بخش فعال و زحمت کش که با داشتن حداقل دستمزد روزگار می گذرانند چاره ای بیندیشند.

کارگران بخش تخلیه و بارگیری مرز پرویزخان هنوز در گرمای طاقت فرسای تابستان زیر نور آفتاب می ایستند و برای نوشیدن آب با توجه به کافی نبودن آب سرد کن بخش کارگری مرز مجبور به خرید بطری های آب معدنی هستند، گرد و غبار را به ریه های خود فرو می برند و خستگی شان را بر روی کارتن مقوایی میان خاک و غبار و سر و صدا از تن خارج می کنند.

آیا گرمای 50 درجه و بیشتر قصرشیرین در اواخر بهار و ایام تابستان و گرد و غبار ناشی از تردد کامیون ها در محوطه های مرزی، رمقی برای کارکردن این گروه باقی خواهد گذاشت.

البته کمبود سرویس های بهداشتی مناسب، آبخوری و آبسردکن در این محوطه (تخلیه و بارگیری) باعث شده کارگران و رانندگان کامیون ها هر روز مشکلات بسیاری را پیش روی خود داشته باشند.

البته شرکت های خدماتی در مرز رسمی پرویزخان با برگزاری مناقصه در این مرز مشغول بکار می شوند که این شرکت ها نیز شرایط مندرج در مناقصه را می پذیرند که یکی از این شرکت ها مربوط به تخلیه و بارگیری است که متولی کارگران است و این شرکت بنا به شرایط مناقصه به جامعه کارگری خدمات ارایه می دهد ولی می طلبد که مسوولان طوری برنامه ریزی کنند که شرایط کارگران بهتر شود و امکانات رفاهی بیشتری برای آنها فراهم شود.

کارگران مرز رسمی پرویزخان لباس فرم و کلاه و وسایل ایمنی ندارند و یا اگر هم برای آنها خریداری شده نظارت ها و آموزش های لازم بر این امر کافی نبوده بگونه ای که آنها نسبت به سلامت خود برای استفاده از این تجهیزات آگاهی ندارند و بدون کلاه و یا آشنایی با اصول تخلیه و بارگیری نسبت به این امر اقدام می کنند.

** مشکلات جامعه کارگری شاغل در محل بازارچه پرویزخان

یکی از کارگران شاغل در امر تخلیه و بارگیری کالا در مرز رسمی پرویزخان نبود امنیت شغلی را مهمترین دغدغه فراروی کارگران ذکر کرد و گفت: تنها چند روز در ماه حق بیمه ما واریز می شود و این در حالیست که دستمزد ما بسیار ناچیز است.

م – ح افزود: گرد و غبار موجود در فضا، گرمای بیش از حد هوا در تابستان و سرما و گل و لای در فصل زمستان و نبود جایگاه مناسب برای استراحت کارگران از دیگر مشکلات کارگران شاغل در بازارچه پرویزخان قصرشیرین است.

وی اظهار داشت: گاهی اوقات که بنا به دلایلی صادرات متوقف می شود آن روز را بیکار هستیم و تنها درآمد ما از محل تخلیه و بارگیری کالاست که آن هم با توجه به کم شدن میوه و تره بار در فصل تابستان مشکلاتی را برای ما ایجاد کرده است و در برخی روزها نیز حتی یک بار هم نصیب ما نمی شود.

ب – احمدی دیگر کارگر شاغل در بازارچه پرویزخان گفت: برخی تجار کارگران انحصاری خود را دارند و همین موضوع باعث شده که برخی بارها فقط توسط آن کارگران خالی شود و این امر برای ما که در صف می ایستیم تا بتوانیم باری خالی کنیم و دستمزد ناچیزی دریافت کنیم مشکلاتی را ایجاد کرده است.

وی گفت: چندین سال است که در مرز رسمی پرویزخان به کارگری مشغولم اما وضعیت کارگران طی این مدت هیچ تغییری نکرده و دستمزدی که ما دریافت می کنیم بسیار ناچیز است و همین امر باعث شده تا از نظر معیشتی با مشکلات زیادی مواجه شویم.

دیگر کارگری که از ذکر نامش خودداری کرد افزود: از مسوولان درخواست داریم که وضع کارگران مرز رسمی پرویزخان را ساماندهی کنند چرا که فعالیت در بخش کارگری این مرز ابتدا حق مردم بومی شهرستان است ولی متاسفانه هر روز افرادی جدید از شهرستان های دیگر برای کار در بخش تخلیه و کارگری کالا معرفی می شوند.

این کارگر بیان کرد: این امر باعث شده هم اکنون یک هزار و 500 کارگر در بخش تخلیه و بارگیری کالا در مرز رسمی پرویزخان فعالیت داشته باشند در حالیکه برخی روزها تنها 700 تا 800 کامیون بار وارد مرز می شود که برخی کارگران بومی نمی توانند حتی یک بار هم خالی کنند.

شهرستان مرزی قصرشیرین در غرب استان کرمانشاه 186 کیلومتر با کشور عراق مرز مشترک دارد که در امتداد این مرز دو معبر رسمی پرویزخان و خسروی قرار دارد که مبادلات اقتصادی و تجاری و صادرات کالا به اقلیم کردستان و حکومت مرکزی عراق از این دو مرز انجام می شود.

مرز رسمی پرویزخان نیز هم اکنون روزانه شاهد حجم بالایی از تزانزیت کالا های صادراتی و تانکرهای سوختی و تردد مسافران و گردشگران به اقلیم کردستان عراق است.

بیشترین حجم مبادلات اقتصادی به کشور عراق معادل 54 درصد کالاهای صادراتی کشورمان ( یک هزار و 500 کامیون صادراتی و ترانزیتی) از مرز رسمی پرویزخان به عراق صادر می شود ضمن اینکه این مرز بعنوان فعالترین بازارچه مرزی کشور نیز شناخته شده است.

بخش هایی ازیک گزارش ایرنا بتاریخ8مرداد

بیکارشدن کارگران سفال مساک درپی تعطیلی کارخانه

عدم حمایت دولت وبی توجهی مسئولین کارخانه ۵۰ ساله سفال را به تعطیلی کشاند

کارخانه با تعطیلی ۹۰ درصدی روبه رو شد و بجز ۲۰ نفر بقیه کارگران اخراج  شدند، گروهی از بیمه بیکاری استفاده می کنند ، گروهی باز نشسته شدند وتمام نیروهای غیرمستقیمی که به صورت اجاره ای با این کارخانه قرارداد داشتند ، آزاد شدند .

اما ماه گذشته دوباره هزینه کوره وسوخت بالا رفت و افزایش فشار های مالیاتی مجبور شدیم همان ۱۰درصد رو هم به صفر رسانده و عملا کارخانه را تعطیل کردیم.

به گزارش7مرداد کارگران کرمان،رضا شیرانی فر در رابطه با تعطیلی بزرگترین کارخانه سفال مساک گفت : امروز بزرگترین و قدیمی ترین کارخانه استان کرمان را به دلیل عدم حمایت مسئولین ودولت تعطیل کردیم.

مدیر عامل مساک در ادامه افزود : این کارخانه از سال ۱۳۴۸ آغاز به ساخت کرده و درسال ۱۳۵۳ به بهره برداری رسیده است .

وی با اشاره به اینکه اولین وبزرگترین کارخانه سفال سازی در جنوب شرق بودیم اذعان کرد :در ابتدا با ۴۰۰ نفرکارگربه صورت مستقیم وحدود ۵۰۰ نفر به صورت غیر مستقیم آغاز به تولید کردیم .شیرانی با بیان اینکه با بروز انقلاب اسلامی در ایران بین تولیدمان فاصله افتاد، ابراز کرد : بعد از این وقفه چند ساله ، با قدرت شروع به کار نموده وتا قبل از حذف یارانه ها با ۶۰ نفر نیروی مستقیم و۱۵۰ نفر غیر مستقیم به فعالیت خود ادامه می دادیم .

مدیر عامل کارخانه مساک با اشاره به حذف یارانه ها افزود :سال ۸۹ که حذف یارانه ها به صورت رسمی اجرا شد طی جلسه ای که با حضوراستاندار ومعاون وی در استانداری گذاشته شد کامیاب گفت، شما در یک دوره کوتاه مدت سه ماهه با تحمل سختی ها ناشی از حذف یارانه ، قیمت سفال را ثابت نگه دارید ،دولت یارانه سوخت به شما پرداخت خواهد کرد .

وی در خصوص یارانه سوخت ، گفت : خطوط تولید این کارخانه با نفت وگاز به حرکت در می آید لذا قیمت این سوخت از۹۰ ریال به ۲۰۰ تومان افزایش یافت که با رشد ۲۷ برابری این سوخت مواجه شدیم.

شیرانی با بیان اینکه کامیاب قول پرداخت یارانه سوخت را به ما داده بود ، قیمت ها را ثابت نگه داشتیم ، اذعان کرد : سال ۹۰ یارانه تولید تنها دریک دوره سه ماه از سوی خانه صنعت ، معدن وتجارت به ما پرداخت شد وبرای پرداخت های بعدی ، این مطلب عنوان شد که دولت یارانه تولید را حذف نموده لذا پرداختی به تولیدگران نخواهیم داشت.

مدیر عامل مساک افزود : دومین موردی که باعث تعطیلی کارخانه شد احداث خط لوله گاز مجزا برای کارخانه بود ، شرکت گاز هم اعلام کرد برای تامین سوخت کارخانه باید لوله اختصاصی بیاورید که عملا مقدور نبود .

وی با بیان اینکه پرداخت هزینه نصب خط لوله مجزا برای گاز از وظایف دولت است ،ابراز کرد :در شرایطی که از سوی شرکت گاز اعلام شده بود که باید سه سال در نوبت گاز رسانی بمانیم ، اگر درخواست تسهیلات نموده وهزینه نصب خط گاز این کارخانه را هم خودمان پرداخت می کردیم با شرایط سختی مواجه می شدیم لذا اقدامی نکردیم.

شیرانی در ادمه افزود : باعدم اقدام ما وحمایت دولت در سال ۹۲، کارخانه با تعطیلی ۹۰ درصدی روبه رو شد و بجز ۲۰ نفر بقیه کارگران تعدیل شدند، گروهی از بیمه بیکاری استفاده می کنند ، گروهی باز نشسته شدند وتمام نیروهای غیرمستقیمی که به صورت اجاره ای با این کارخانه قرارداد داشتند ، آزاد شدند .

مدیر کارخانه مساک با بیان اینکه با ۱۰ درصد ازظرفیت کل کارخانه به تولید ادامه دادیم، اظهار کرد : به این امید که بتوانیم از وعده هایی که دولت به ما می داد استفاده کنیم ، کارخانه را سر پا نگه داشتیم اما ماه گذشته دوباره هزینه کوره وسوخت بالا رفت و افزایش فشار های مالیاتی مجبور شدیم همان ۱۰درصد رو هم به صفر رسانده و عملا کارخانه را تعطیل کردیم.

وی با بیان اینکه اگر امروز خط گاز برای کارخانه نصب شود از فردا آغاز به تولید خواهیم کرد، گفت : شرکت گاز استان کرمان تا به حال هیچ گونه همکاری با این واحد تولیدی نداشته است .

وی در پایان با بیان اینکه شرکت گاز هیچ گونه توجهی به ما نداشته است خاطر نشان کرد : بعد ازدیداربا آستانه و با گذشت ۳ ماه از درخواست کارخانه مساک به شرکت گاز هنوز از سوی این شرکت خبری مبنی بر حل مشکل ما نشده است .

ساعت‌های کاری طولانی‌تر چگونه راندمان را کاهش می‌دهد؟

نتایج مطالعات متعدد نشان می‌دهد افزایش ساعات کاری نه‌تنها به افزایش راندمان کاری کمک نمی‌کند، بلکه نوعی اتلاف وقت محسوب می‌شود.

به‌گزارش8مرداد اقتصادنیوز، طبق اصل «پارِتو»، که به قانون 20-80 نیز معروف است، 80 درصد از نتایجی که در روز عاید ما می‌شود، تنها در گروی 20 درصد از فعالیت‌های روزانه ما است. اصل پارتو یک قاعده سرانگشتی رایج در تجارت است؛ برای مثال «80 درصد فروش‌ها مربوط به 20 درصد مشتریان است.» از لحاظ ریاضی اصل 20-80 از توزیع قانون توان با مجموعه پارامترهای ویژه پیروی می‌کند (این اصل همچنین با نام توزیع پارتو نیز شناخته می‌شود) و بسیاری از پدیده‌های طبیعی از این توزیع پیروی می‌کنند.

به‌گزارش پایگاه اینترنتی چیت‌شیت، با درنظر داشتن این اصل در ذهن، این امید وجود دارد که بتوان ساعات کاری اضافی روزانه را حذف کرد و با کمترین ساعت کاری، بیشترین راندمان را به دست آورد. این درواقع همان موضوع چالش برانگیزی است که «تیموتی فریس»، در کتاب خود با عنوان «4 ساعت کار در هفته»، مطرح کرده است. اگر شما هم جزو آن دسته از افرادی هستید که دارای شغلی با ساعات کاری تمام‌وقت و مرسوم هستید، قطعا کاهش ساعات کاری از 40 ساعت در هفته به تنها 4 ساعت، به مذاق رییس‌تان خوش نخواهد آمد. اما اگر ساعات کاری شما در هفته از 40 ساعت بیشتر است، شواهد مختلفی نشان می‌دهد که این ساعات کاری بیشتر الزاما به‌منزله راندمان و موفقیت بالا نیست.

این مساله به‌خصوص با درنظر گرفتن این حقیقت که ساعت‌های کاری طولانی در روز یا هفته بدون استراحت کافی شما را از پا در می‌آورد، اهمیت و معنای بیشتری پیدا می‌کند. با این وجود، فرهنگ کار طولانی در آمریکا و بسیاری از کشورها همچنان جاری و ساری است. در واقع این فرهنگ با پیشرفت تکنولوژی حتی تقویت هم شده؛ چراکه بسیاری از مردم کار خود را به خانه می‌برند و حتی ساعات استراحت و خواب خود را قربانی می‌کنند تا بیشتر کار کنند. طبق نظرسنجی‌های سال 2014 موسسه گالوپ، کارگران و کارمندان آمریکایی در هفته به طور میانگین 47 ساعت کار می‌کنند. 21 درصد از افرادی که از آنها نظرسنجی به‌عمل آمده، در هفته 50 تا 59 ساعت و 18 درصد آنها نیز بیش از 60 ساعت در هفته کار می‌کنند.

داده‌های دریافتی از سازمان همکاری‌های توسعه و اقتصادی (OECD) در سال 2013، نشان می‌دهد، رویه‌ای که درحال فراگیری در سطح جهان است این است که برای داشتن نیروهای کاری دارای بازدهی بیشتر، باید ساعات کاری را کاهش داد. مجله معتبر اکونومیست با انتشار نمودار ذیل به نقل از OECD، رابطه میان تولید ناخالص داخلی و ساعات کاری سالانه را نشان می‌دهد.

همچنین، مطالعه‌ای که «جان پنکاول» در سال 2014 انجام داده با قطعیت نشان می‌دهد که کاهش ساعات کاری می‌تواند به بازدهی بالاتر بینجامد. نکته جالب توجه و جذاب در مطالعه پنکاول این است که اطلاعات او داده‌های زمان جنگ جهانی اول را نیز دربر می‌گیرد. وی در مطالعه خود، اطلاعات مربوط به محققان کمیته سلامت کارگران انبارهای مهمات بریتانیا (HMWC) را بررسی کرده و تاثیر ساعات کاری هفتگی را بر میزان راندمان کاری مورد تحلیل قرار داده‌است.

كارت تحصيل كودكان افغان ‌ در مدارس دولتي همچنان قرمز است

گفت‌وگو با تعدادي از كودكان افغان و خانوادهاي‌شان نشان مي‌دهد كه همچنان مدارس از ثبت نام كودكان افغان سر باز مي‌زنند. فصل ثبت نام در مدارس آغاز شده و كودكان افغانستاني با اميدي چند برابر به اين مدارس مراجعه مي‌كنند اما تاكنون خبري از ثبت نام در مدارس دولتي براي افغانستاني‌هاي بدون كارت اقامت نيست.

فاطمه موسوي نوجوان افغان ١٥ ساله است و تا الان در مدرسه خودگردان

ناصر‌خسرو درس مي‌خوانده است و امسال بايد به كلاس هشتم برود، اما هنوز هيچ مدرسه‌اي حاضر به ثبت نام او نشده است. او با لباس‌هاي ساده‌اي كه شايد بيش از ديگر هم‌سن و سالانش، قيافه‌اش را شبيه دختران نوجوان مدرسه‌اي كرده است، مي‌گويد: حاضر است هر نوع امتحاني بدهد و تحت هر شرايطي شده است، به مدرسه برود تا بتواند به تحصيلات دانشگاهي برسد: «مي‌خواهم مترجمي زبان يا پزشكي بخوانم و برگردم افغانستان و به كشور خودم خدمت كنم

فاطمه كلاس هفتم را با معدل ١٩ به اتمام رسانده است و اگرچه تا كلاس ٥ را در افغانستان گذرانده كه «سيستم آموزشي بسيار ضعيفي دارد» اما خودش را به مدارس ايراني رسانده است: «من خيلي قدر درس خواندن را مي‌دانم اما حالا مدرك نداشتن باعث شده نتوانم درسم را ادامه بدهم.» مي‌گويد به مدرسه‌اي در جنوب شهر براي ثبت نام رفته است اما با «برخورد بسيار بدي» به او گفتند كه بدون مدارك ثبت‌نامش نمي‌كنند.

فاطمه تند تند پايش را تكان مي‌دهد و شال مشكي‌اش را جلو مي‌كشد و هر چند لحظه يك بار لبخند مي‌زند و در جواب دوستش كه مي‌گويد: «الان گريه‌ات ميگيره» محكم مي‌كوبد به بازويش. او مي‌گويد براي ثبت نام همه تلاشش را مي‌كند كه امسال بتواند در يك مدرسه دولتي كه مدرك معتبري دارد، ثبت نام كند.

بچه‌ها كه متوجه شده‌اند، كسي به مدرسه خودگردان آمده تا در مورد تجربيات‌شان از ثبت نام در مدارس دولتي بپرسد، همگي به كتابخانه مدرسه مي‌آيند و مي‌نشينند دور ميز تا هر كدام داستان‌شان را بگويند.

ويس الدين هم شرايطي مانند فاطمه داشته است اما مثل فاطمه غمگين و عصبي نيست. نه خبري از بغ كردن است و نه چمباتمه زدن گوشه حياط مدرسه در زير آفتاب. ويس‌الدين مي‌گويد: «پارسال نتوانستم به مدرسه دولتي بروم و يك سال از درس خواندن جا ماندم و حالا ديگر سنم بالاتر رفته و حتي اگر مدارك هم داشته باشم شايد نتوانم در مدرسه دولتي ثبت نام كنم. اما من خود مي‌دانم كه كارم خيلي درست است» و بعد از اتمام حرفش سر به سر بقيه مي‌گذارد و با بقيه بچه‌ها مي‌خندد.

ويس‌الدين سال ٩٠ درس خواندن را در همين مدرسه خودگردان ناصرخسرو شروع كرده است و توانسته هر سال دو كلاس درس بخواند و حالا كلاس هفتم است. وقتي از او پرسيده مي‌شود به چي مي‌خندي، كمي از خنده‌هاي شيطنت‌آميزش مي‌كاهد و مي‌گويد: «نمي‌دانم به چه كسي بايد خواهش كنم تا بگذارند من تا كلاس ١٢ بخوانم. بعد مي‌روم افغانستان و معلم مي‌شوم و نمي‌گذارم هيچ بچه‌اي دور و برم از درس خواندن بماند (محروم شود) . اما وقتي كسي نيست از او خواهش كنم، خب مي‌خندم ديگر، چه كار كنم، خودم را بكشم؟» ويس‌الدين كه خودش را با زماني كه بيسواد بود، مقايسه مي‌كند و خودش را «با شعورتر» از قبلش مي‌داند و مي‌گويد «بقيه هم به من بيشتر احترام مي‌گذارند.» ويس‌الدين در زمان جنگ در افغانستان به دنيا آمده است و «تذكره» افغانستاني هم ندارد و همين باعث ‌شد كه شرايط دريافت پاسپورت سفيد يعني پاسپورت بدون ويزا كه فقط براي تحصيل است را هم نداشته باشد.

او با روحيه بالا و سرخوشانه مي‌گويد: «من الان نه افغانستاني هستم و نه ايراني. در واقع الان هيچي نيستم و مي‌خواهم با درس خواندن براي خودم چيزي شوم.»

جمشيد دانش‌آموز ديگر مدرسه خودگردان تحت نظر انجمن حقوق كودك است. او كه از دو سالگي در ايران بوده است و پنج كلاس در مدرسه ناصرخسرو درس خوانده، اميدوار است بتواند وارد مدارس دولتي شود و «يك مدرك تحصيلي معتبر» دريافت كند: «آبجي و برادر بزرگم هيچ‌كدام در ايران درس نخواندند و هر دو فقط خواندن و نوشتن بلدند

هر دوي آنها دايما در حال پيگيري هستند كه بتوانند جمشيد را در مدرسه ثبت‌نام كنند اما تمام پنج مدرسه‌اي كه در محله آنها حضور دارد تاكنون حاضر به ثبت نام او نشده‌اند.

طبق برآوردهاي موجود بين ١٥٠ تا ٢٥٠ هزار كودك افغانستاني در ايران زندگي مي‌كنند.

بخش هایی ازیک گزارش اعتماد بتاریخ8مرداد

مرگ یک کارگر جوان بوفه ساحلی در سلمان‌شهر براثر برق‌گرفتگی

یک کارگر بوفه ساحلی در پلاژ مرکزی سلمان‌شهر براثر برق‌گرفتگی به کام مرگ رفت.

به گزارش8مرداد فارس از شهرستان عباس‌آباد، جوانی 22 ساله به‌نام میثم اهل گیلان که از چند روز قبل در بوفه پلاژ مرکزی سلمان‌شهر مشغول به کار شده بود، چهارشنبه‌شب حین انجام کار برقی روی تابلوی برق بوفه، با اتصال سر لخت سیمی که یک‌سر آن به برق سه‌فاز متصل بود، ابتدا از ناحیه دست و سپس با اتصال در ناحیه سینه، دچار برق‌گرفتگی شدید و ایست فوری قلبی شد و در دم جان باخت.

اعتصاب کارگران در هند

اعتصاب کارگران تولید برق تامیل نادو:  حدود 13 هزار کارگر شرکت زغال سنگ دولتی Neyveli ( NLC) در ایالت تامیل نادو در هند در عصر روز دوشنبه 20 جولای دست به اعتصاب نامحدود زدند. فراخوان این اعتصاب در حالی اعلام شد که حدود 20 دور مذاکره سه جانبه میان شورای اقدام مشترک (به نمایندگی از 13 اتحادیه کارگری )و مدیران NLC  و دولت بی نتیجه ماند. مطالبه اصلی کارگران در این اعتصاب ، افزایش 30 درصدی دستمزدهایشان ، به جبران عدم افزایش دستمزدها از سال 2007 تا کنون است.

اتحادیه ها ، در مذاکره با مدیران شرکت در 3 جولای ، مطالبه افزایش دستمزدها را از 30 درصد به 24 درصد کاهش دادند و این درحالی است که مدیران شرکت NLC اعلام کرده اند که تنها با افزایش 10 درصدی دستمزدها موافق  هستند.

اعتصاب کارگران ساختمانی در ایالت تامیل نادو:  در 21 جولای کارگران ساختمانی در ایالت تامیل نادو دست به اعتصاب زدند. در جریان این اعتصاب 92 کارگر بازداشت شدند. این کارگران خواهان مستمری 5 هزار روپیه ای ، 60 هزار روپیه مستمری دوران مرخصی زایمان برای زنان کارگر و همچنین 500 هزار روپیه به عنوان حق بیمه ( در صورت مرگ طبیعی ) شدند.

منبع : www.wsws.org

ترجمه : کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری

5 مرداد1394

هشتم مردادماه1394

akhbarkargari2468@gmail.com

**********

 

اخبار تکمیلی 8 مرداد

۱۳۹۴/۰۵/۰۸

تعریف مشخصی از معیشت کارگران وجود ندارد

عضو هیئت مدیره کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار کارخانه‌های مازندران گفت: براساس قانون کار تعیین دستمزدهای سالانه کارگران در کشور باید براساس سبد خانوار کارگران و میزان تورم محاسبه و اجرا شود اما متأسفانه در سطح کشور بطور واحد و مشترک تعریفی از معیشت خانوار کارگری وجود ندارد.

ناصر وفایی‌نژاد درگفت‌وگو با خبرنگارایلنا در ساری با اشاره به اینکه تورم سالانه براساس دستمزدها پایه‌ریزی می‌شود گفت: اختلاف نظر کارشناسان اجتماعی و اقتصادی مشهود است و به تبع آن محاسبات و تعیین دستمزد کارگران از واقعیت‌ها بدور می‌ماند و در نهایت کارگران در امرار معاش و امور زندگی خود با مشکلات عدیده‌ای مواجه می‌شوند و به ناچار برای جبران کمبودها، زمان و وقت بیشتر از حد توان خود صرف کار می‌کنند.

وی افزود: این امر از جهات متفاوت آسیب‌ها و آثار سوئی در خانواده و روابط کار برجای خواهد گذاشت.

رئیس شورای اسلامی کار شهرداری ساری با تاکید بر اینکه بی‌شک عدم امنیت و آرامش شغلی کارگران به سود و نفع کارفرمایان و دولت نیز تمام نخواهد شد اظهار کرد: که با چنین مشکلات معیشتی مواجه باشد راندمان کار خدمات و تولید را نیز باید پایین ببینیم و بدین طریق ضرر و زیان حاصله متوجه اقتصاد کشور خواهد شد.

وفایی‌نژاد تصریح کرد: تشکل‌های کارگری قبل از فرارسیدن جلسات شورای عالی کار برای تعیین دستمزدها در سال جاری باید به فکر برطرف کردن این نقیصه مهم باشند و با همکاری سایر شرکای اجتماعی خود اقداماتی که در این زمینه مؤثر است را بررسی و نهایی کنند.

 

۱۳۹۴/۰۵/۰۸

گزارش های خبرنگار پیام سندیکا:

در تجمع آموزگاران در مقابل مجلس و پراکندن و دستگیری آموزگاران ، رانندگان دو دستگاه اتوبوس های شرکت واحد با سوار نمودن آموزگاران بسیاری از آنان را از دستگیری نجات دادند. این رانندگان با دور زدن بیش از دوبار در اطراف مجلس نه تنها با اعتراض مسافرین روبرو نشدند بلکه با همراهی مسافرین این آموزگاران را از مهلکه نجات دادند. یکی از مسوولین کانون صنفی معلمان ایران ضمن سپاسگزاری از این حرکت سندیکایی از بودن چنین کارگران آگاهی اظهار خشنودی کرده و به سندیکای کارگران اتوبوسرانی شرکت واحد در آموزش چنین کارگرانی خسته نباشید گفت.

روابط عمومی سندیکای کارگران فلزکارمکانیک

 

۱۳۹۴/۰۵/۰۸

تجمع کارگران صنایع آهن و فولاد درخشان

روز سه شنبه ششم مردادماه جمعی از کارگران کارخانه صنایع آهن و فولاد «درخشان» در اراک در اعتراض به عدم پرداخت دستمزدهای معوقه خود دست به تجمع زدند.
کارگران معترض خواستار پرداخت دستمزد و همچنین سایر مطالبات مزدی خود شدند. به گفته آنان، کارفرما بیش از 3 ماه است که حقوق، عیدی و پاداش کارگران را پرداخت نکرده است. گفتنی است کارگران اعلام کرده اند تا رسیدن به خواسته های خود و پرداخت مطالباتشان به اعتراض خود ادامه خواهند داد.

 

۱۳۹۴/۰۵/۰۸

نبود امینت شغلی فعالیت صنفی کارگری را تحلیل داده است

ایلنا: دبیر خانه کارگر مازندران می‌گوید: در واحدهای تولیدی این استان برای کارگرانی که دغدغه پیگیری خواسته‌های صنفی خود همکارانشان را دارند هیچ پشتوانه حمایتی وجود ندارد.

«نصرالـله دریابیگی» با اعلام این خبر به ایلنا گفت: در حال حاضر بیشتر کارگرانی که در واحدهای تولیدی مشغول به کارند یا قراردادی هستند و یا از طریق شرکت‌های تامین خدمات نیروی انسانی استخدام شده‌اند.

وی افزود: این اتفاق در کنار محدویت‌هایی که در مقررات فصل ششم قانون برای تشکیل و فعالیت نهادهای صنفی کارگری وجود دارد باعث شده است تا کارگران نتوانند به مانند سالهای گذشته فعالیت صنفی بکنند.

این فعال صنفی کارگری افزود: دست‌کم تا یک دهه پیش که رویکرد اقتصادی دولت در جهت حمایت از تولیدی صنعتی بود کارگران واحدهای تولیدی می‌توانستند از ظرفیت‌های موجود در فصل ششم قانون کار برای تشکیل شوراهای اسلامی کار استفاده کرده و خواسته‌های صنفی خود را پیگیری کنند.

وی افزود: اما در یک دهه اخیر که به تدریج مرزهای رسمی و غیر رسمی کشور به روی کالاهای وراداتی و قاچاق خارجی باز شد، دیگر کارگران نتوانستند مانند گذشته فعالیت صنفی خود را انجام دهند.

دریابیگی افزود: اگرچه در این سالها در کنار شوراهای اسلامی کار، فعالیت انجمن‌های صنفی کارگری و نمایندگان کارگری نیز رونق گرفته است اما در عمل رویکرد دولت‌ به سویی بوده که در کنار رشد کمی و ظاهری نهادهای صنفی کارگری، استقلال عملکرد این تشکل‌ها محدودتر شده است.

وی افزود: منظور من البته دفاع از یک تشکل خاص نیست، طبق مقررات قانون کار هر نهاد صنفی برای یک محیط صنفی خاص در نظر گرفته شده است و قطعا در همه محیط‌های صنفی کارگران علاقمند به مسائل صنفی وجود دارند اما کافی است که نگاه کنیم که امروز چه برسر کارگرانی در گذشته کار صنفی جدی می‌کردند آماده است.

دریابیگی افزود: امروز هیچ تضمینی برای حمایت از نمایندگان کارگران چه در محیط کار و چه در سطوح بالا و ارشد نهادهای صنفی کارگری وجود ندارد و بسیاری از کارفرمایان به راحتی کنشگران صنفی کارگری به بهانه‌هایی همچون اتمام قرارداد کار اخراج می کنند.

دبیر خانه کارگر مازندران بابیان اینکه این اتفاقات از زمان دولت نهم شروع شد افزود: در چند سال اخیر فشار کارفرمایان برای ساکت کردن نهاد‌های کارگری بیشتر شده ودر اولین فرصت اقدام به تغییر عنوان شغلی ودر ‌‌نهایت اخراج آنان می‌کنند.

او گفت: صرف نظر از جلوگیری از پیگیری مطالبات کارگران، هدف کارفرما در نهایت تسلط بر نمایندگان صنفی است تا در مواقع لزوم برای کنترل فعالیتهای صنفی کارگران از آن استفاده کند.

به گفته وی مجموعه نهادهای صنفی کارگری به دلیل سیاست گذاری‌های غلط دولتهای گذشته، امروزتحلیل رفته اند و آنان با بهانه حمایت ازنیروی کار، در واقع برای تضیف شورا‌ها ی کارگری، نهادهای صنفی دیگری را در موازات وظایف آنان شکل داده‌اند.

این فعال کارگری در بخش دیگری از سخنان خود ادامه روند فعلی را موجب تحلیل رفتن تشکلات واقعی کارگران دانست و گفت: به جهت اینکه قانون از نمایندگان کارگری حمایت ویژه‌ای نمی‌کند آنان نیز در پی گیری مطالبات کارگران درصورتی که نظراتشان خلاف سیاست‌های مدیر عامل کارخانه باشد اخراج یا تهدید به اخراج می‌شوند.

دبیر خانه کارگر مازندران در بخش پایانی سخنان خود با بیان اینکه وزارت کار طبق قانون کار متولی تضمین فعالیت نهادهای صنفی کارگری است، افزود:  اگر وزارت کار به طور جدی با این موضوع برخورد نکند در آینده‌ای نزدیک هیچ تشکل کارگری در واحد‌های مشمول قانون کار وجود نخواهد داشت.

 

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s

این وب‌گاه برای کاهشِ هرزنامه‌ها از Akismet استفاده می‌کند. در موردِ نحوهٔ پردازشِ داده‌هایِ دیدگاهتان بیشتر بدانید.

اطلاعات

این ویودی در 30 ژوئیه 2015 بدست در اشتراک - eshtrak فرستاده شده و با , , برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: