اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

تاملی روی پدیده فرقه گرائی در جنبش کارگری! ک.ابراهیم

آینه تمام نمای مبارزه طبقاتی چهره کریه فرقه گرائی درجنبش کارگری را نشان داده و وقت آن رسیده است که نیروهای چپ عمله و اکره شیوه تفکر خرده بورژوازی نشده و بانفی فرقه گرائی و تلاش برای ایجاد حزب واحد کمونیست کاری کارستان را در تاریخ صدساله مبارزات کارگری ایران انجام داده و به پیاده کردن آموزشهای کمونیسم علمی بپردازند و نه آنکه فراگرفته های عاریتی اتاقهای فکری امپریالیستی، بورژوائی و خرده بورژوائی را درعمل پیاده کنند!… بنابراین برای کارگران آگاه ضروری است تا پرچم مبارزه با فرقه گرائی را هرچه بیشتردرایران به اهتزاز درآورده و نگذارند مبارزه کارگران ایران به علت وجود این مرض عمده فرقه گرائی خرده بورژوائی، ضربات پی درپی و روزانه دیده وبه تحقق دیدگاههای انقلابی و علمی خود نایل نشده و خون کارگران و دیگر انقلابیون در این عرصه مرتبا و بدون نتیجه ریخته شود. 

logo ranjbaran

تاملی روی پدیده فرقه گرائی در جنبش کارگری!

ک.ابراهیم

شاهرخ زمانی در آخر فروردین ماه امسال درنقد برخی عمل کردها دردرون جنبش کارگری از زندان گوهردشت ازجمله درخطاب به سندیکای کارگران نقاش استان البرز فریاد ضرورت وحدت کارگران را سرداده و هشدارداد که :

«سلام و درود ما فعالین زندانی را از کشتار گاه های جهنمی جمهوری اسلامی بپذیرید.

من شاهرخ زمانی کارگر نقاش عضو هیات بازگشایی سندیکای کارگران نقاش و تزئینات تهران و عضو شورای نمایندگان کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری، به عضویت افتخاری در سندیکای شما افتخار می کنم، و به عنوان قطره ای کوچکی از ارتش ۵۰ میلیونی کارگران ایران برای شما آرزوی مبارزات منسجم و با برنامه جهت مقابله با بهره کشی دولت و طبقه سرمایه داری می کنم.

از قدرت برنامه ریزی و سازماندهی تشکل سراسری معلمان درس بگیریم !!! »

دراین خطابیه به سندیکای کارگران نقاش استان البرز تاکید نمود ”تا کی فرقه گرای، تا کی تفرقه؟” و یا:

«هم زنجیران :

سرنوشت ما کارگران زندانی در نظر مولتی میلیادر های جانی ضد کارگر قرار گرفته است، تلاش ما برای دفاع از حق مشروع و قانونی آزادی اعتصاب و تشکل، ایجاد سندیکا و اتحادیه بعنوان پایه اساسی سازماندهی یکپارچه مبارزات طبقه ۱۴ میلیونی کارگران در مقابله با تشدید استثمار و غارت ثروت های ملی و جهت رسیدن به مطالبات و حق حیات برای ۵۰ میلیون خانوار کارگری می باشد ،اگر تشکل های کارگری سراسری هم چون تشکل معلمان وجود داشت ، دولت اسلامی – سرمایه داری نمی توانست یک چهارم خط فقر را به عنوان حداقل دستمزد تصویب و به کارگران تحمیل کند ، اشتغال دائم را نابود کند ، بیمه های درمانی ، بازنشستگی ، بیکاری را از بین ببرد ، تحصیل ، درمان ، آب و برق و گاز ، تلفن و … را که طبق قانون رایگان است به حیات خلوت تشدید بهره کشی مافیای ثروت و قدرت تبدیل نماید. و دست آخر این که در شرایط اوج اعتصابات با میانگین روزانه ده اعتصاب، ولی پراکنده و بی برنامه که اگر در این رابطه نیز تشکل سراسری وجود داشت می توانست این جویبار های کوچک را به رودخانه ای عظیم علیه بیکاری میلیونی و اخراج های دسته جمعی ، علیه فقر و نداری تبدیل کند. »

تفرقه نه تنها در جنبش سندیکائی طبقه کارگر، بلکه درجنبش چپ مدافع کارگران بیداد می کند و بیان یک واقعیت تلخ در جنبش کارگری می باشد. اما مسئله برسراین است که چرا تفرقه آن هم درصفوف طبقه ای که پیشروترین طبقه درجهان کنونی است، تداوم می یابد؟

از دو دیدگاه مادی و نظری می توان به بررسی پرداخت. جواب به این سئوال ازاین نظر بررسی لازم دارد که درمناسبات طبقه کارگر درتولید اساسا هیچ زمینه ای برای فرقه گرائی موجودنیست. بدون هم کاری و عمل هماهنگ مشترک کارگران دریک کارخانه، امکان تولید ساده ترین کالاهم درهرج و مرج قابل درک نمی باشد و چون کارگران از الزامات تولیدی ملزومات متحدعمل کردن را فرامی گیرند لذا با گذشت زمان درذهنشان اندیشه ی منم منم و فرقه گرائی خطور نمی کند و باید این عنصرمخرب ذهنی را در شیوه تفکر دیگر طبقات و اقشاراجتماعی جُست که در صندوقچه دید گاههای خود جایگاهی را ولو کوچک برای نفع شخصی داشته و برای جواب دادن به آن در عمل اقدام به فردگرائی و یا فرقه گرائی می کنند.

ازنظر مادی بی کاری و فقر مادی به خصوص درشرایط فقدان تشکل سندیکائی و سیاسی قوی کارگری و درنتیجه به تلاش بی ثمری ازجانب کارگران برای حفظ و یا دست یافتن به شغل را به هرقیمتی دست یازیده می شود که بایددرنظرگرفت. وقتی که خانواده کارگران درفقر و گرسنه گی وحشتناکی دست به گریبانند، رقابت جهت یافتن و حفظ کار امری عادی می شود.

اما درزمینه ی ذهنی مبارزه برای ازبین بردن فقر جنبه ی غالب پیداکرده و به طورطبیعی کارگران را برای رهائی ازفقر دریک صف قرارمی دهد که نمونه اش درایران حداقل انجام ۲ تا ۳ اعتصاب در روز می باشد. که نشان می دهد طبقه کارگر درجریان تولید و مبارزه برای کسب حقوق خویش بیگانه از فرقه گرائی است.

اگر چنین رفتاری اساسا متوجه طبقات دیگراست، پس به جُست و جوی آنها بپردازیم:

۱ـ در ۴۰ سال اخیر جمعیت ایران دوبرابرشده، جمعیت دهات ایران به بیش از نصف تقلیل یافته و باورود نیروی کارعلاوه بر خرده بورژوازی ورشکسته شهرها از روستاها به شهرها درپشت قلعه های بلند سرمایه داری مانده و تمامی شهرهای بزرگ ایران که قدرت جذب نیروی کار را داشتند ازانبوه زاغه نشینان روستائی که به امید یافتن کار دراطراف شهرها دربیغوله ها اتراق کرده اند پرشده است. این انبوه انسانهای بی کار که دراندیشه ی یافتن هرکاری جهت پرکردن شکم خود و خانواده شان می باشند، تلاشی مرگ و زنده گی را برای کسب درآمد به آنان تحمیل کرده و این جماعت دهها میلیونی فرصتی درزنده گی شان نداشته اند تا درجریان شرکت درتولید انبوه حس همکاری و همدردی را عمیقا فراگرفته و انسانهای تک رو نباشند. بدین ترتیب اولین زمینه برای وجود فرقه گرائی وجود افرادی که عمده تا از اقشارفقیر خرده بورژوازی درده می باشند را تشکیل می دهند که با امید به کسب و اندوختن پول و نهایتا دست یابی به حداقل سرمایه جهت به راه انداختن کسب و کاری زیر نظرخود به شدت تلاش می کنند و دراین رهگذر طبیعتا خود را می خواهند نجات دهند و به سطح ضرورت داشتن وحدت عمل پرولتری دراین راه هنوز نرسیده اند.

۲ـ عنصرمخرب دیگر دربروز فرقه گرائی دامن زدن حاکمان سرمایه دار به آن است تا بتوانند از آشفته بازاری که به وجود می آورند از فروشنده گان نیروی کار به ارزانترین شکل ممکن هرچه بیشتر استفاده کرده و بدین ترتیب برای استثمارشدید نیروی کار و بالابردن ارزش اضافی زمینه مساعدی فراهم نمایند. ایجاد رقابت بین کارگران در یافتن شغل به حدی درایران رواج دارد که درراه پیمائی اول ماه مه تشکلهای زرد وابسته به رژیم تبلور آن را در شعارهای ضدکارگری کارگرانی که همراه این جماعت بودند، دیدیم. همه می دانند که درشرایط فقدان شغل کافی درحالی که کارگران ایران حاضر به قبول شرایط ضد بشری کارفرماها نیستند، کارگران افغانی که درعسرت بی نظیری بسر می برند درمقابل تعرضات سرمایه داران سرخم کرده و با پذیرش خواست آنها ازجمله درکارساختمانی کاربه کارگران ایرانی نرسیده و بدین ترتیب زمینه همدردی بین کارگران درمبارزه علیه سرمایه داران کمترشده و رشدفرقه گرائی را سبب می شوند!

۳ـ عامل دیگر درتداوم فرقه گرائی درجه ی آگاهی کارگران است. برخی به درستی از بالارفتن سطح آموزشی کارگران و داشتن مدرک دیپلوم و حتا بالاتر صحبت به میان می آورند. طبعا این امر مثبتی است. ولی خواندن و نوشتن ضرورتا آگاهی طبقاتی ایجاد نمی کند هرچند که لازمه مناسبی برای آموختن علم انقلاب می باشد. این امر ایجاب می کند که توجه ویژه ای به بالابردن درک کارگران از مبارزه طبقاتی و کلا علم انقلاب نمود که سازمان یابی در تجمعات نوع سندیکائی اولین فرصت را برای انجام آموزش اولیه برای بالابردن درک کارگران فراهم می کند.

۴ـ زمینه نامناسب دیگر وجود تولید خورد درکارگاهها که هرکدام دربرگیرنده کارگران اندکی بوده که ضمن این که از ۵ تا ۱۰ نفر تجاوز نمی کنند، درعین حال اکثر کارگران ایران را تشکیل می دهند. این امر نه به تشکل یابی سندیکائی آنان کمک می کند و نه دست یابی به آگاهی طبقاتی. درچنین وضعیتی کار مستمر وطولانی ای توسط کارگران آگاه لازم است تا بتوانند حرکت تشکل یابی معیشتی و سیاسی را درکارگاههای کوچک فراهم نمایند.

۵ـ از تمام این عوامل مهم تر فقدان حزب سیاسی پیشرو طبقه کارگرـ حزب کمونیست ـ است که بتواند با صدائی رسا کارگران را به متحدشدن زیر پرچم انقلابی اش فرا خواند. وجود و تداوم وقیحانه ی تشتت نظری و سازمانی کوچک ترین کمکی را به مبارزه با فرقه گرائی فراهم نکرده و برعکس تداوم و ازدیاد فرقه ها را جار می زند. این امر تا بدان جا اخلال دروحدت طبقه کارگر ایران به وجود آورده که تشکلهای چپ موجود که سنگ دفاع از طبقه کارگر را به عاریت به سینه می زنند به طور لاابالی گرایانه ای به اصول کمونیسم علمی ازپشت خنجرزده و درتفرقه اندازی عامل مهمی شده اند. آیا ماحق داریم باردیگر این نظر مارکس و انگلس را به یا د بیاوریم که گفتند: فرقه های چپ تا زمانی حق وجود دارند که هنوز ضرورت ایجاد حزب طبقه کارگر درجامعه به وجودنیامده باشد. ولی به محض به وجودآمدن چنین ضرورتی تداوم یابی وجود فرقه ها ارتجاعی می شود. (نقل به معنا) . اگر نیروهای چپ امروز به این ضرورت پی برده اند که حتا خود را حزب کمونیست می نامند و می بینند که نتوانسته اند اعتماد طبقه کارگر را به خود جلب کنند و از سوی دیگر هر روز می شنوند که پیشروان کارگری از زندانهای رژیم فریاد ضرورت ایجاد حزب را بیان داشته و احزاب موجود را نپذیرفته اند، آن گاه می بینیم که ضرر فرقه گرائیها به تمامی ادعای مارکس و انگلس را به واقعیت تمام عیاری درایران تبدیل کرده است.

آینه تمام نمای مبارزه طبقاتی چهره کریه فرقه گرائی درجنبش کارگری را نشان داده و وقت آن رسیده است که نیروهای چپ عمله و اکره شیوه تفکر خرده بورژوازی نشده و بانفی فرقه گرائی و تلاش برای ایجاد حزب واحد کمونیست کاری کارستان را در تاریخ صدساله مبارزات کارگری ایران انجام داده و به پیاده کردن آموزشهای کمونیسم علمی بپردازند و نه آنکه فراگرفته های عاریتی اتاقهای فکری امپریالیستی، بورژوائی و خرده بورژوائی را درعمل پیاده کنند!

بنابراین برای کارگران آگاه ضروری است تا پرچم مبارزه با فرقه گرائی را هرچه بیشتردرایران به اهتزاز درآورده و نگذارند مبارزه کارگران ایران به علت وجود این مرض عمده فرقه گرائی خرده بورژوائی، ضربات پی درپی و روزانه دیده وبه تحقق دیدگاههای انقلابی و علمی خود نایل نشده و خون کارگران و دیگر انقلابیون در این عرصه مرتبا و بدون نتیجه ریخته شود. به امید رسیدن به این آگاهی. ما ازکلیه نیروهای چپ می خواهیم تا توطئه سکوت را دراین مورد شکسته و نظرخود را دراین باره به طور رسائی ابراز دارند.

ک.ابراهیم ـ ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۴

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

اطلاعات

این ویودی در 31 مه 2015 بدست در اشتراک - eshtrak فرستاده شده و با , , برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: