اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

سیاست ژئوپولیتیکی در پس جنگ یمن (۱): داریوش ناظم‌الرعایا٬ و جنگ یمن٬ نقش‌ ایالات متحده آمریکا و اسرائیل در جنگ علیه یمن(۲): داریوش ناظم‌الرعایا٬ گلوبال ریسرچ- تارنگاشت عدالت

به قدرت رسیدن حوثی‌ها در صنعا در همان زمانی رخ می‌داد که ایران، حزبﷲ، سوریه و بلوک مقاومت که آن‌ها با نیروهای دیگر محلی تشکیل داده‌اند، به موفقیت‌های بیش‌تری دست يافته اند. در سوریه دولت توانسته  موقعیت خود را تثبیت کند، عراق توانسته به کمک نیروهای شبه‌نظامی که توسط تهران پشتیبانی می‌شوند، آدم‌کشان داعش را به عقب براند. تعادل استراتژیک در خاورمیانه تغییر می‌کند، زیرا ایران روزبه‌روز اهمیت بیش‌تری برای ساختار‌های امنیتی و ثبات پیدا می‌کند. به مذاق دربار سعودی و نخست‌وزیر اسرائیل بنیامین نتانیاهو خوش نمی‌آید که در بیروت، دمشق، بغداد و صنعا یعنی در ۴ پایتخت منطقه نفوذ ایران روزبه‌روز بیش‌تر می‌شود.

saudi kings, us stooge

 سیاست ژئوپولیتیکی در پس جنگ یمن

تارنگاشت عدالت
 
منبع: گلوبال ریسرچ
نويسنده: داریوش ناظم‌الرعایا
١۴ آوریل ٢٠١۵
ایالات متحده آمریکا و عربستان سعودی هنگامی‌که جنبش یمنی حوثی (انصارﷲ) در سپتامبر ٢٠١۴ کنترل پایتخت یمن، صنعا را به دست گرفت، بسیار نگران شدند. رييس‌جمهور مطلوب ایالات متحده، عبد ربه منصور هادی مجبور به مصالحه شد و قدرت خود را با حوثی‌ها و ائتلافی از قبایل در شمال کشور که با حوثی‌ها هم‌پیمان بودند، تقسیم کرد. هادی آمادگی خود را برای مذاکرات در مورد دولت واحد ملی در یمن اعلام کرد و پشتیبانان او، ایالات متحده آمریکا و عربستان سعودی در نظر داشتند با استفاده از این گفتمان ملی، حوثی‌ها را در سیستم ذوب کرده و آرام کنند.

حقیقت در جنگ یمن وارونه جلوه داده شد. جنگ و اخراج ريیس‌جمهور در یمن پی‌آمد «کودتای حوثی‌ها» نبود، بلکه برعکس. هادی از کشور رانده شد، زیرا در نظر داشت با کمک ایالات متحده آمریکا و عربستان سعودی قراری را که در مورد تقسیم قدرت گذارده شده بود، زیر پا گذاشته و مجدداً مستبدانه و فردی عمل کند. اخراج هادی توسط حوثی‌ها و هم‌پیمانان سیاسی آن‌ها تنها واکنشی در مقابل استقرار مجدد حکومت مطلقه در یمن بود که مورد پشتیبانی واشنگتن و دربار ریاض قرار داشت.

حوثی‌ها و هم‌پیمانان آنان مبین ساختار اجتماعی و تناسب نیروهای حاکم در جامعه یمن هستند و در پیمان حوثی‌ها علیه هادی که در یمن به وجود آمد، هم مسلمانان شیعه و هم سنی‌ شرکت دارند. ایالات متحده آمریکا و دربار عربستان سعودی اصلاً فکر نمی‌کردند که حوثی‌ها بتوانند هادی را از اریکه قدرت پايین بکشند و البته آن‌ها برای این کار ١٠ سال کوشش کرده بودند. هادی به کمک عربستان سعودی حتا قبل از رسیدن به قدرت علیه حوثی‌ها مبارزه نموده و سعی به تحمیق قبایل یمنی کرده بود. وقتی هادی ريیس‌جمهور شد، اجرای تصمیماتی را که در گفتمان ملی برای یمن پس از سرنگونی علی عبدﷲ صالح در سال ٢٠١١ اتخاذ شده بود، به تعویق افکند.

کودتا و یا ضدکودتا: در یمن چه پیش آمد؟
هنگامی که حوثی‌ها در سال ٢٠١۴ صنعا را تسخیر کردند، پیشنهاد یک تعهدنامه رسمی از طرف هادی در مورد سهیم شدن در قدرت را رد کردند، زیرا ضعف‌های اخلاقی او را که در گذشته وعده تقسیم قدرت سیاسی را داده و آن‌را زیر پا گذارده بود، می‌شناختند. ريیس‌جمهور هادی به علت هم‌دستی با واشنگتن و دربار سعودی در بین اکثریت مردم یمن بسیار مطرود بود. در روز ٨ نوامبر ٢٠١۴ حتا حزب او، «کنگره عمومی خلق»، او را از ریاست حزب برکنار کرد.

روز ٢٠ ژانویه حوثی‌ها قصر ریاست جمهوری و دیگر ساختمان‌های دولتی در یمن را تسخیر و ريیس‌جمهور هادی را دستگیر کردند. آن‌ها به کمک مردم روز ۶ فوریه دولت موقت انتخاب نموده و هادی را مجبور به استعفاء کردند. آن‌ها مردم یمن را مطلع کردند که هادی با کمک ایالات متحده آمریکا و عربستان سعودی در روز ٢۶ فوریه قصد اجرای یک کودتا داشته است.

استعفای هادی ضربه‌ای به سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا بود. به دنبال آن، سیا و پنتاگون مجبور شدند مأمورین و پرسنل نظامی خود را از یمن خارج کنند. روزنامه لوس‌آنجلس تایمز روز ٢۵ مارس با استناد به منابع رسمی ایالات متحده نوشت، هنگامی‌که حوثی‌ها دفتر سازمان جاسوسی یمن را (که با سازمان سیا همکاری بسیار تنگاتنگی داشت) اشغال کردند، تعداد زیادی از اسناد محرمانه در مورد عملیاتی که واشنگتن در یمن انجام داده بود، به دست آن‌ها افتاد.

هادی روز ٢١ فوریه از صنعا به عدن گریخت و روز ٧ مارس عدن را پایتخت موقت کشور اعلام کرد. به دنبال آن ایالات متحده آمریکا، فرانسه، ترکیه و هم‌پیمانان اروپای غربی آن‌ها سفارتخانه‌های خود را در صنعا تعطیل کردند. به زودی و احتمالاً پس از هماهنگی با ایالات متحده، عربستان سعودی، کویت، بحرین، قطر و امارات متحده عربی سفارتخانه‌های خود را به عدن منتقل کردند. هادی استعفای خود را پس گرفت و اعلام کرد که دولت در هجرت تعیین خواهد کرد.

حوثی‌ها و هم‌پیمانان آنان از پذیرفتن خواست‌های عربستان سعودی و ایالات متحده که هادی در عدن اعلام می‌کرد، خودداری کردند. به دنبال آن، وزیر امور خارجه هادی، ریاض یاسین روز ٢٣ مارس از عربستان سعودی و شیخ‌نشینان نفتی عرب درخواست مداخله نظامی کرد تا از کنترل حریم هوايی یمن توسط حوثی‌ها ممانعت به عمل آورند. یاسین از طریق روزنامه عربستانی شرق‌الاوسط، بلندگوی تبلیغاتی خویش بمباران‌های هوايی و ایجاد منطقه پروازممنوع را بر فراز یمن اعلام کرد.

هنگامی‌که حوثی‌ها دریافتند که یک حمله نظامی در پیش است، کوشش کردند به کمک هم‌پیمانان خود در نیروهای نظامی یمن هر چه زودتر فرودگاه‌های کشور از جمله العناد را زیر کنترل خود درآورند. برای خنثا کردن هادی آن‌ها روز ٢۵ مارس عدن را تسخیر نمودند.

هنگامی‌که حوثی‌ها و هم‌پیمانانشان وارد عدن شدند، هادی از این شهر بندری گریخته بود. وقتی که روز ٢۶ مارس بمباران‌ یمن آغاز شد، هادی از عربستان سعودی سر درآورد. از آنجا به مصر پرواز کرد تا در نشست لیگ عرب شرکت کند تا به جنگ علیه یمن مشروعیت بخشد.

یمن و تغییر تعادل استراتژیک در خاورمیانه
به قدرت رسیدن حوثی‌ها در صنعا در همان زمانی رخ می‌داد که ایران، حزبﷲ، سوریه و بلوک مقاومت که آن‌ها با نیروهای دیگر محلی تشکیل داده اند، به موفقیت‌های بیش‌تری دست يافته اند. در سوریه دولت توانسته بود موقعیت خود را تثبیت کند، عراق توانسته بود به کمک نیروهای شبه‌نظامی که توسط تهران پشتیبانی می‌شوند، آدم‌کشان داعش را به عقب براند.

تعادل استراتژیک در خاورمیانه تغییر می‌کند، زیرا ایران روزبه‌روز اهمیت بیش‌تری برای ساختار‌های امنیتی و ثبات پیدا می‌کند. به مذاق دربار سعودی و نخست‌وزیر اسرائیل بنیامین نتانیاهو خوش نمی‌آید که در بیروت، دمشق، بغداد و صنعا یعنی در ۴ پایتخت منطقه نفوذ ایران روزبه‌روز بیش‌تر می‌شود؛ آن‌ها باید دست به کار شوند تا از گسترش نفوذ ایران جلوگیری به عمل آورند. در نتیجه تغییر تعادل استراتژیک اسرائیل و دربار سعودی با هدف استراتژیک مشترک، یعنی مبارزه با ایران و هم‌پیمانان منطقه‌ای‌ آن با یکدیگر متحد شدند. سفیر اسرائیل «رون درمر» روز ۵ مارس در یک مصاحبه تلویزیونی با فاکس نیوز در رابطه با پیمان جدید میان اسرائیل و عربستان سعودی گفت: «اگر اسرائیل با اعراب متحد شود، باید حواس همسایگان جمع شود.»

سازوکار هراس‌افکنی که توسط عربستان سعودی و اسرائیل به راه انداخته شد، ظاهراً تأثیر خود را از دست داده. در نظرسنجی که پس از عربده‌کشی نتانیاهو علیه توافق‌نامه اتمی با ایران در واشنگتن صورت گرفت، تنها ٩ درصد از شهروندان ایالات متحده آمریکا ایران را بزرگ‌ترین دشمن آمریکا می‌دانند.

اهداف استراتژیکی که دولت آمریکا و عربستان سعودی با جنگ در یمن دنبال می‌کنند
در حالی‌که دربار عربستان سعودی همیشه یمن را یک ایالت بی‌اهمیت و بخشی از منطقه زیر نفوذ خود قلمداد می‌کرد، ایالات متحده مایل است کماکان تنگه باب‌المندب، خلیج عدن و جزایر سقطری را کنترل کند. باب‌المندب از نظر استراتژیک تنگه بسیار مهمی برای تجارت جهانی و انتقال نفت از خلیج‌فارس، دریای عرب و دریای سرخ به دریای مدیترانه  است. این تنگه در عین‌حال مانند کانال سوئز برای کشتیرانی و تجارت بین آفریقا، آسیا و اروپا بسیار مهم است.

اسرائیل نیز در این جریان خطراتی احساس می‌کند، زیرا قدرتی که بر یمن حاکم باشد، می‌تواند مانع از این شود که زیردریايی‌های این کشور از طریق دریای سرخ به دریای عرب و از آنجا به خلیج فارس نفوذ کرده و ایران را مورد تهدید قرار دهند. به همین خاطر نتانیاهو هنگامی‌که روز ٣ مارس در کاپیتول هیل در سخنرانی خود خطاب به کنگره در مورد ایران سخن می‌گفت همین‌طور به لزوم کنترل بر یمن اشاره کرد؛ نیویورک‌تایمز تنها روزنامه‌ای بود که در شماره  ۴ مارس خود سخنرانی نتانیاهو را «مجاب کننده» نیافت.

عربستان سعودی نگران است که یمن کاملاً زیر نفوذ ایران قرار گیرد، زیرا در آن صورت ایران می‌تواند در شبه‌جزیره عرب شورش‌هايی علیه دربار سعودی به راه اندازد. ایالات متحده نیز از این موضوع در هراس است و به رقبای جهانی خود می‌اندیشد. آمریکا می‌خواهد مانع از این شود که در کنار ایران، روسیه و چین نیز مواضع استراتژیکی مهمی را در یمن صاحب شوند و از آنجا بتوانند باب‌المندب و خلیج عدن را تحت کنترل خود قرار دهند.

اهمیت استراتژیکی یمن در کنترل راه‌های مهم آبی به علت وجود موشک‌هايی که در اختیار ارتش قرار دارد، بیش‌تر می‌شود. هر موشکی که از یمن پرتاب گردد می‌تواند هر کشتی را در باب‌المندب و یا خلیج عدن نابود سازد. به همین علت حملات عربستان سعودی به انبارهای موشکی یمن در جهت تأمین منافع ایالات متحده آمریکا و اسرائیل است. موشک‌ها نه تنها باید نابود گردد تا نتواند علیه حملات هوايی عربستان سعودی به کار گرفته شود، بلکه به این علت نیز که به دست ایران، روسیه و یا چین نیافتند.

رویکرد دربار عربستان سعودی در یمن به طور کامل در تضاد با سیاست این کشور در قبال سوریه قرار دارد. (در حالی‌که  عربستان در سوریه خواستار سرنگونی اسد است و مخالفین او را تقویت می‌کند)، در یمن حوثی‌ها و هم‌پیمانانشان را تهدید می‌کند، که اگر با هادی به مذاکره ننشینند به حملات نظامی خود علیه این کشور ادامه خواهد داد. در واکنش به تهدیدات عربستان روز ٢۵ مارس در یمن اعتراضات گسترده‌ای علیه دربار سعودی صورت گرفت. چون آمریکا، عربستان سعودی، بحرین، امارات متحده عربی و قطر قصد دارند هادی را مجدداً بر مسند قدرت بنشانند، در خاورمیانه جنگ دیگری را آغاز کردند.

عربستان سعودی در اصل این جنگ را علیه ایران به راه انداخته است
با وجود  همه لفاظی‌ها در مورد عربستان سعودی به عنوان قدرت نظامی منطقه، این کشور برای رودرويی با ایران بسیار ضعیف است. به همین دلیل دربار سعودی کوشش می‌کند یک پیمان منطقه‌ای ایجاد کند که برای مقابله با ایران و هم‌پیمانانش به قدر کافی قدرت داشته باشد. عربستان سعودی قصد دارد با مصر، ترکیه و پاکستان پیمانی که اشتباهاً «محور کشورهای سنی» نام گرفته علیه ایران و هم‌پیمانان منطقه‌ای آن بر پا سازد.

شیخ محمد بن زاید آل‌نهیان، ولیعهد امیرنشین ابوظبی و معاون فرمانده نیروهای نظامی امارات متحده عربی روز ١٧ مارس به مراکش سفر کرد تا در مورد عملیات نظامی مشترک امیرنشین‌های نفتی خلیج، مراکش، اردن و مصر علیه یمن مذاکره کند. روز ٢١ مارس او دیدار و گفت‌وگويی با پادشاه عربستان سلمان بن ‌عبدالعزیز در مورد واکنش نظامی در قبال یمن داشت. هم‌زمان با آن هادی از عربستان سعودی و شورای همکاری کشورهای عرب خلیج تقاضای حمله نظامی به یمن کرد. پس از آن مذاکراتی در مورد پیمان امنیتی جدید کشورهای نفت‌خیز عربی صورت گرفت.

از ۵ کشور عضو شورای همکاری، تنها کشور پادشاهی عمان در این مذاکرات شرکت نکرد. عمان قصد ندارد در جنگ علیه یمن شرکت کند. عمان روابط بسیار دوستانه‌ای با ایران دارد و علاوه برآن، عمان سیاست راهبردی عربستان و شورای همکاری خلیج را که از اختلافات مذهبی برای توجیه رودررويی با ایران و هم‌پیمانانش سوءاستفاده می‌کنند، رد می‌کند. اکثر جمعیت عمان نه سنی و نه شیعه است؛ عمان می‌خواهد به عنوان پیرو اباضیه خود را از «جنگ مذهبی» که دربار عربستان و دیگر شیخ‌نشیان نفتی به راه انداخته اند، دور نگه دارد.

تبلیغات‌چی‌های عربستان با ادعای واهی که ایران قصد محاصره عربستان سعودی را دارد، در تنور جنگ (علیه ایران) می‌دمند. ترکیه نیز مایل است در جنگ علیه یمن شرکت کند. روزی که حملات هوايی آغاز شد، ريیس‌جمهور ترکیه، اردوغان اعلام کرد چون ایران کوشش می‌کند بر تمامی منطقه تفوق پیدا کند، باید ترکیه، عربستان سعودی و کشورهای عضو شورای همکاری مشترکاً علیه آن برپا خیزند.

درست هنگامی که این اتفاقات صورت می‌گرفت ريیس‌جمهور مصر السیسی اعلام کرد که مصر نیز دارای نیازهای امنیتی مشابهی چون عربستان سعودی و شیخ‌نشینان نفتی است. مصر هنوز روز ٢۵ مارس می‌گفت که در جنگ علیه یمن شرکت نخواهد کرد ولی روز بعد از آن ناوها و جنگنده‌های شکاری مصر به یمن حمله بردند.

نخست‌وزیر پاکستان، نواز شریف نیز روز ٢۶ مارس اعلام کرد هر تهدیدی علیه عربستان سعودی با واکنش شدید پاکستان روبه‌رو خواهد شد. این هشدار طبیعتاً در جهت ایران بود.

ادامه دارد …

**************

مسؤول بی‌ثباتی یمن ایران و حوثی‌ها نیستند. این بی‌ثباتی به دنبال دخالت ایالات متحده و عرستان سعودی به وجود آمد و با حمله عربستان در سال ٢٠٠٩ آغاز شد و به دنبال ضربات پهپادی ایالات متحده و پشتیبانی از عربستان سعودی و رژیم استبدادی هادی تاکنون ادامه یافته است. يمن کشوری نبود که در اثر جنگ‌‌های فرقه‌ای تجزیه شده باشد. قبل از پیدایش القاعدۀ آشوبگر که توسط عربستان سعودی و ایالات متحده پشتیبانی می‌شد، هیچ‌نوع درگیری بین هواداران سنی و شیعه در یمن وجود نداشت. برای این‌که مساعی مردم یمن در جهت کسب استقلال خنثا شود، عربستان سعودی و ایالات متحده آمریکا سنی‌ها را علیه شیعیان شوراندند. در دوران جنگ سرد واشنگتن و دربار عربستان سعودی از شیعیان یمنی برای مقابله با جمهوری‌خواهان در شمال و جمهوری دمکراتیک خلق یمن در جنوب استفاده کردند. بعد از این‌که حوثی‌ها از پیروی ریاض و واشنگتن سر باز زدند، به دشمن مبدل شدند.

                                               us,israel,saudi coalition, yemen war     جنگ یمن

                                                                            تارنگاشت عدالت

                                                                                 بخش دوم


     منبع: گلوبال ریسرچ
نويسنده: داریوش ناظم‌الرعایا
نقش‌ ایالات متحده آمریکا و اسرائیل در جنگ علیه یمن

روز ٢٧ مارس در یمن فاش شد که اسرائیل از حمله عربستان به کشور همسایه عربی پشتیبانی می‌کند. «حسن ذید» ريیس حزب یمنی الحق برای اشاره به منافع مشترک بین عربستان سعودی و اسرائیل در پايگاه اینترنتی نوشت: «این اولین بار است، که صهیونیست‌ها در عملیات مشترکی با اعراب همکاری می‌کنند.» ولی پیمان عربستان/اسرائیل علیه یمن پدیده نوینی نیست. اسرائیل در جنگ داخلی شمال یمن در سال ١٩۶٢ دربار سعودی را مورد پشتیبانی قرار داد و برای کمک به سلطنت‌طلبان علیه جمهوری‌خواهان در شمال یمن سلاح در اختیار عربستان سعودی گذارد.

ایالات متحده آمریکا نیز در پس پرده به دخالت مشغول است. از یک طرف با ایران در مورد توافق اتمی به تعامل نشسته ولی از طرف دیگر به عربستان سعودی در طراحی پیمانی علیه ایران کمک می‌رساند. پنتاگون «کمک‌های اطلاعاتی و لجستکی» در اختیار دربار سعودی قرار می‌دهد. جنگ سعودی علیه یمن جنگ واشنگتن نیز هست. شورای همکاری کشورهای عربی حومه خلیج تنها زیر فشار ایالات متحده تن به حمله علیه یمن داد.

گفت‌وگو در مورد ایجاد یک قدرت نظامی پان‌عربی از مدت‌ها پیش وجود داشت ولی رسماً لیگ عرب روز ٩ مارس این تصمیم را اتخاذ کرد. تأسیس قدرت نظامی متحد عربی قبل از هر چیز در جهت تأمین منافع ایالات متحده، عربستان سعودی و اسرائیل است. تأسیس این قدرت نظامی متحده پان‌عربی با روند فراهم آوردن مقدمات حمله به یمن، تسریع یافت. در اینجا مسأله بر سر به قدرت رساندن مجدد هادی نیست، بلکه قبل از هر چیز ایجاد وزنه‌ای در مقابل ایران، سوریه، حزبﷲ و نیروهای مقاومت ناشی از آن‌ها در منطقه است.

روز ۶ مارس سال جاری در مجله «فارین پالیسی» آمریکايی آمده بود: «یمن، فقیرترین کشور در جهان عرب، در حال حاضر مبدل به صحنه کشتار و کشور ساقط شده بعدی در خاورمیانه می‌گردد. اگر جنگ زمینی آغاز شود، که احتمال آن به خاطر زورآزمايی میان عربستان سعودی و ایران بسیار محتمل است، وضعیت باز هم وخیم‌تر خواهد شد. هر دو قدرت از گروه‌هايی پشتیبانی می‌کنند، که متصورند، بتوانند از آن‌ها برای رسیدن به آماج‌های خود استفاده کنند و این‌که این رقابت ویرانگر به کجا خواهد کشید را می‌توان هم‌اکنون در سوریه و عراق شاهد بود.»

پیمان حوثی‌ها و ایران: عمل‌گرايی و یا تقاضای کمک با انگیزه مذهبی؟
حوثی‌ها به هیچ‌وجه به خاطر منافع ایران نمی‌رزمند. جنبش حوثی از نظر سیاسی مستقل است و دلیل پیدایش آن، سرکوب مردم یمن بود. هر کس که می‌گوید حوثی‌ها در جنگ نیابتی برای ایران درگیرند، تاریخ کشور یمن و سیاست‌هايی را که تاکنون در این کشور اعمال شده، فراموش می‌کند. حتا فارین پالیسی اذعان دارد: «هنگامی که امروز مرزهای مذهبی پدید می‌آید، به این دلیل نیست که این مرزها همیشه در یمن وجود داشته، بلکه چون جنگ‌افروزان خارجی این مرزها را به وجود آورده‌اند.»

رهبران حوثی به کرّات اتهام مجری بودن دستورات تهران را رد کرده اند. با این حال رسانه‌های رسمی عربستان و امارات ابايی از دستکاری موضع‌گیری رسمی ایران ندارند و حوثی‌ها را با بسیج مستضعفین مقایسه کرده و آن‌ها را «جاسوس تهران» قلمداد می‌کنند.

نه حوثی‌ها جاسوسان ایرانند و نه رابطه‌ای بین شعیان ایران و یمن وجود دارد. کسانی که با این نوع اتهامات استدلال می‌کنند، قصد دارند انگیزه سرکوب حوثی‌ها و علل مناقشات سیاسی در یمن را مخدوش و پنهان کنند. تا سال ١٩٧٠ دربار عربستان، ستون اصلی حمایت از گروهک‌های سلطنت‌طلب در یمن بود که اکثراً از شعیان تشکیل می‌شدند.

علاوه برآن، مسلمانان شیعه در یمن مثل مسلمانان ایرانی، آذربایجانی، لبنانی، عراقی، افغانستانی، پاکستانی و برخی از مناطق خلیج فارس از شعیان اثنی‌عشری نیستند. به جز برخی گروه‌های اسماعیلیه در بخش‌های صعده، هجه، عمران، المحویت، صنعا، اِب و الجوف، اغلب مردم یمن به الزیدیه تعلق دارند. هواداران اسماعیلیه در یمن عمدتاً به دو فرقه «مستعلی» که از  «نزاری» منشعب شد، تعلق دارند.

آن‌ها تنها چون از طرف  دربار عربستان سعودی و ایالات متحده آمریکا مورد حمله قرار گرفتند، از ایران تقاضای کمک کردند. روز ۶ مارس وال‌استریت جورنال گزارش داد: «حوثی‌های افراطی، که پایتخت یمن، صنعا را کنترل می‌کنند، کوشش می‌کنند رابطه با ایران، روسیه و چین برقرار کنند تا کمک‌های غرب و سعودی‌ها به ريیس‌جمهور مستعفی این کشور  را خنثا نمایند. دولت موقت حوثی‌ها بنا بر اظهارات مقامات بلندپایه، هیأت‌هايی به ایران اعزام کرده تا مذاکراتی در مورد تحویل مواد سوختی و با روسیه سرمایه‌گذاری در پروژه‌های انرژی انجام دهند. یک هیأت دیگر قرار است هفته آینده به چین سفر کند.»

کوشش‌های صنعا باعث شد که از ٢ مارس سال جاری هر روز پروازهای امدادی بین تهران و صنعا آغاز شود.

آیا در یمن مسأله واقعاً بر سر اختلافات مذهبی است و یا این اختلافات تنها بهانه است؟
مسؤول بی‌ثباتی یمن ایران و حوثی‌ها نیستند. این بی‌ثباتی به دنبال دخالت ایالات متحده و عرستان سعودی به وجود آمد و با حمله عربستان در سال ٢٠٠٩ آغاز شد و به دنبال ضربات پهپادی ایالات متحده و پشتیبانی از عربستان سعودی و رژیم استبدادی هادی تاکنون ادامه یافته است.

یمن کشوری نبود که در اثر جنگ‌‌های فرقه‌ای تجزیه شده باشد. قبل از پیدایش القاعدۀ آشوبگر که توسط عربستان سعودی و ایالات متحده پشتیبانی می‌شد، هیچ‌نوع درگیری بین هواداران سنتی و شیعه در یمن وجود نداشت. برای این‌که مساعی مردم یمن در جهت کسب استقلال را خنثا کنند، عربستان سعودی و ایالات متحده آمریکا سنی‌ها را علیه شیعیان شوراندند.

گزارشاتی که مدعی است ایران تنها از شیعیان پشتیبانی می‌کند، صحت ندارد. هم‌پیمانان فلسطینی ایران عمدتاً سنی هستند و در عراق و سوریه، ایران در کنار کمک به دولت این کشورها گروه‌های مذهبی و نژادی مختلفی را-همین‌طور مسیحیان و افرادی که عرب نیستند- پشتیبانی می‌کند، از جمله کردهای عراقی و سوری که عمدتاً سنی هستند و یا جناح سوتورو از حزب اتحاد سریانی. ایران در لبنان علاوه بر حزبﷲ، مسلمین سنی، دروزها و احزاب مسیحی از جمله جنبش آزاد میهنی میشل عون را که برزگ‌ترین حزب مسیحی لبنان است، نیز یاری می‌رساند.

اگر کسی به درگیری بین شیعیان و سنی‌ها دامن می‌زند، ایالات متحده و هم‌پیمانان آن، شیخ‌نشین‌های نفت‌خیز حومه خلیج است. در گذشته آمریکا و عربستان حوثی‌ها را به مقابله با اخوان‌المسلمين در یمن تحریک کردند. در دوران جنگ سرد واشنگتن و دربار عربستان سعودی از شیعیان یمنی برای مقابله با جمهوری‌خواهان در شمال و جمهوری دمکراتیک خلق یمن در جنوب استفاده کردند.  بعد از این‌که حوثی‌ها از پیروی ریاض و واشنگتن سر باز زدند، به دشمن مبدل شدند.

مقدمات حمله به یمن آماده می‌گردد
روز ۲۰ مارس سال جاری در هنگام نماز ظهر تروریست‌های انتحاری در مسجد البدر و الحشوش بمب‌های خود را منفجر ساختند. عبدالملک الحوثی، آمریکا، اسرائیل و عربستان سعودی را برای کلیه حملات تروریستی داعش و یا القاعده در یمن مسؤول اعلام کرد.

مراکش، اردن و کشورهای نفت‌خیز خلیج در مورد این حملات تروریستی سکوت پیشه کردند، تنها مرضیه افخم سخنگوی وزارت امورخارجه ایران این حملات را محکوم کرد. همین‌طور سوریه، عراق، روسیه و چین مخالفت خود را با هر نوع سوءقصد تروریستی اعلام نمودند. تهران دو هواپیمای باری با محمولات امدادی انسان‌دوستانه به یمن فرستاد و سازمان هلال احمر ایران بیش از ۵۰ نفر از مصدومین سوءقصد را جهت درمان و مداوا به بیمارستان‌های ایران منتقل کرد.

دخالت دربار سعودی در یمن با شکست روبه‌رو شد
اکنون جنبش حوثی پدید آمده، زیرا عربستان سعودی رژیم مستبد یمن را همیشه مورد پشتیبانی قرار داده بود. در نتیجه حوثی‌ها تنها در مقابل خشونت سعودی و رژیم یمن واکنش نشان دادند. جنبش آن‌ها از بطن قیامی پدید آمد که حسین بدرالدین الحوثی در سال ۲۰۰۴ علیه رژیم یمن آغاز کرده بود.

رژیم‌‌ها در یمن  و عربستان سعودی عمداً حوثی‌ها را متهم به تأسیس خلافت زیدی کردند تا جنبش آنان را بدنام کنند. با این حال آن‌ها نتوانستند مانع از این شوند که جنبش قدرتمندتر شود. نظامیان یمنی در سال ۲۰۰۹ نتوانستند آن‌ها را به زانو درآورند، لذا در ۱۱ اوت  ۲۰۰۹ عربستان سعودی طی عملیات زمین سوخته Scorched Earth   به کمک آن‌ها شتافت.

ولی نظامیان سعودی که به یمن فراخوانده شده بودند نیز نتوانستند حوثی‌ها را در سال ۲۰۰۹ و ۲۰۱۰ به زانو درآورند. آن‌ها از حوثی‌ها و دولت موقت آن‌ها خواستند از عربستان سعودی تبعیت کنند و با این کشور به تعامل بنشینند. حوثی‌ها این پیشنهاد را رد کردند، زیرا نگران بودند که تحت فشار قرار گرفته و مظلوم واقع شوند و در این مورد حتا از طرف کنگره کل خلق، حزب ريیس‌جمهور مستعفی،هادی و حزب بعث یمنی مورد پشتیبانی قرار گرفتند.

آیا منظور تقسیم یمن است؟
در قیام‌های یمن، آمریکا و عربستان سعودی همیشه دخالت کردند. آن‌ها حتا توانستند در جنوب یمن یک جنبش تجزیه‌طلبانه به وجود آورند. نظامیان یمنی متلاشی شدند و بین قبایل مختلف تنش‌هايی پدید آمد. در اینجا حتا از یک کشور عربی شکست‌خورده صحبت شد.

در سال ۲۰۱۳ نیویورک تایمز پیشنهاد تقسیم و تکه تکه کردن لیبی، سوریه، عراق و یمن را انتشار داد. یمن می‌بایست پس از یک رفراندوم مجدداٌ به شمال و جنوب تقسیم گردد. در همان حال نیویورک تایمز پیشنهاد کرد که «بخشی و یا تمام یمن جنوبی به عربستان سعودی بپیوندد.» از آنجا که تمامی تجارت عربستان سعودی از طریق دریا صورت می‌گیرد، عربستان با اشغال یمن جنوبی دسترسی مستقیم به دریای عرب خواهد داشت و کم‌تر به خلیج فارس که ایران  می‌تواند توسط بلوکه کردن تنگه هرمز  آن را مسدود کند، وابسته خواهد بود.

عربستان سعودی و (ريیس‌جمهور مستعفی یمن) هادی اکنون به دنبال تجزیه‌طلبان یمن جنوبی هستند، که تنها مورد تأيید یک‌دهم جمعیت کشورند. آن‌ها امیدوارند با تجزیه یمن جنوبی پیروزی کامل حوثی‌ها را مانع شوند. و از این طریق تضمین کنند که عربستان سعودی و شورای همکاری خلیج دسترسی مستقیم به دریای عرب و اقیانوس هند را ممکن ساخته و ایالات متحده آمریکا قادر خواهد بود کماکان خلیج عدن را زیر کنترل خود نگاه دارد.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

اطلاعات

این ویودی در 30 آوریل 2015 بدست در اشتراک - eshtrak فرستاده شده و با , , برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: