اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

چرا عربستان سعودی یمن را بمبادان می کند؟: تله سور، یمن، عربستان سعودی و بحران امپریالیسم در خاورمیانه: جان ریس، بیانیه حزب کمونیست فلسطین درباره یمن: تارنگاشت عدالت

از نظر ایدئولوژیک، عربستان سعودی از هر رژیم دیگر منطقه افراطی‌تر است. عربستان سعودی مانند «دولت اسلامی در عراق و شام» («داعش») از تعببر وهابی از اسلام پیروری می‌کند. با این وجود ایدئولوژی محرک سعودی‌ها نیست و هرگز نبوده است، بلکه آن‌ها در پی سرکوب هر نوع مخالفت با رهبری خود در کشوری هستند که خاندان سلطنتی طی یک قرن گذشته بر آن حکومت کرده است…عربستان سعودی مخالف انتخابات دمکراتیکی بود که اخوان‌المسلمین را در مصر به قدرت رساند. اخوان‌المسلمین که سنی اما کم‌تر افراطی هستند در عربستان سعودی غیرقانونی بوده و برای خاندان حاکم یک تهدید به شمار ‌می‌آیند، زیرا آن‌ها غرب را دشمن می‌دانند و برخلاف عربستان سعودی با آن مبارزه می‌کند. سعود‌ی‌ها از کودتای نظامی در مصر حمایت کردند و میلیاردها دلار به خونتای سکولار کمک دادند…به علاوه، عربستان سعودی بخشی از ائتلاف آمریکایی علیه «دولت اسلامی» است. مشارکت آن‌ها انگیزه ایدئولوژیک ندارد، زیرا عربستان سعودی و «دولت اسلامی» در بسیاری از تعبیرها از قوانین و مقررات اسلامی یکسان فکر می‌کنند. با این وجود، عربستان سعودی «دولت اسلامی» را یک تهدید برای ثبات منطقه می‌داند، زیرا آن‌ها  ایران و حزب‌الله شیعه را به نبرد در سوریه و عراق کشانده اند.

palestinian kid pulling saudi showing him to fight israeli

 چرا عربستان سعودی یمن را بمبادان می کند؟

تارنگاشت عدالت
 
منبع: تله‌سور
٢۸ مارس ٢۰١۵

«الله اکبر، مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل، لعنت بر یهودیان، پیروزی از اسلام»، این‌ها شعار شورشیان حوثی است که در حال حاضر یمن را کنترل می‌کنند. یمن یک کشور فقیر در خاورمیانه است که به ندرت در صدر اخبار قرار می‌گیرد. با این وجود، پس از آن‌که چند روز پیش یک ائتلاف بین‌المللی به سرکردگی عربستان سعودی بمباران یمن را آغاز کرد، به نظر می‌رسد که درگیری فرقه‌ای خاورمیانه اکنون در میدان دیگری جریان دارد.

حوثی‌ها در سپتامبر ٢۰١۴ کنترل صنعا پایتخت یمن را به دست گرفتند. هادی ريیس‌جمهور یمن که در حبس خانگی قرار گفته بود یک روز بعد از آن‌که سفیر آن‌ها در ایالات متحده «عملیات اقدام قاطعانه» را «برای حمایت از مردم یمن و دولت قانونی‌ آن‌ها در برابرحوثی‌ها» اعلام کرد، به پایتخت عربستان سعودی فرار کرد. حملات هوایی توسط  یک ائتلاف به سرکردگی عربستان سعودی و با شرکت امارات متحده عربی، بحرین، قطر، کویت، اردن، مصر، مراکش، پاکستان و سودان صورت می‌گیرد.

پرسش این است که چرا عربستان سعودی بر مداخله در یمن اصرار دارد، به ویژه اکنون که به نظر می‌رسد کارزار هماهنگ آن‌ها به اعزام نیروهای زمینی منجر خواهد شد. سربازان سعودی در امتداد مرز ١٫۸۰۰ کیلومتری عربستان با یمن تجمع کرده اند، و ريیس‌جمهور مصر نیز اعلام کرد که آماده اعزام نیرو به یمن است.

اما حوثی‌ها کیستند؟
حوثی‌ها گروه شورشی هستند که نام خود را از رهبر خویش حسین الحوثی-که در سال ٢۰۰۴ شورش کرد و سال بعد به دست نیروهای یمنی کشته شد، گرفته اند. آن‌ها خود را «انصار الله» نیز می‌نامند، حوثی‌ها از نحله تشیع زیدی که شبیه تشیع ایران، لبنان و عراق است پیروی می‌کنند، اما زیدی‌ها فقط در یمن هستند.

ریشه‌های حوثی‌ها مشخصاً در واکنش به مداخله خارجی قرار داشت. آدام بارون، عضو «شورای اروپایی پیرامون روابط خارجی» که از ٢۰١١ تا ٢۰١۴ در یمن زندگی کرد می‌نویسد: «یک جنبه کلیدی ایدئولوژی حوثی استفاده از زیدیسم علیه خطر ایدئولوژی‌های تحت نفوذ سعودی و رد کلی اتحاد دولت یمن با ایالات متحده بود.»

عربستان سعودی ایران را با بی‌ثبات کردن منطقه از طريق حمایت از فرقه‌های گوناگون شیعه متهم می‌کند. سلمان علوده یک روحانی سعودی که به طور منظم در تلویزیون دولتی عریستان ظاهر می‌شود در باره رویدادهای اخیر در صفحه توئیتر خود نوشت: «یک موضع شجاعانه که بسیار منتظر آن بودیم. من به درگاه الله دعا می‌کنم که نتایج مبارک باشد و یمن را از شر مردم پلید و توطئه‌های کفار نجات دهد.»

با این وصف، وضعیت بسیار پیچیده‌تر از آن است که سعودی‌ها می‌گویند. حوثی‌ها طی دهه گذشته شش بار علیه دولت یمن قیام کرده اند، و به علت مخالفت با فساد، با افزایش قیمت خوراک و بیکاری بالا، و هم‌چنین اتحاد دولت با ایالات متحده، از حمایت گسترده‌ای برخوردارند.

در جریان «بهار عربی» هزاران نفر برای سرنگون کردن ريیس‌جمهور صالح که به مدت ۳۳ سال با مشت آهنین حکومت کرده بود، به خیابان‌ها آمدند. او با سرکوب شدید پاسخ داد، و یک مصالحه به میانجی‌گری عربستان سعودی به او امکان داد از قدرت کناره‌گیری نماید و راه را برای جانشین خود همواره سازد. هادی جانشین او که در فوریه ٢۰١٢ در انتخاباتی که تنها نامزد آن بود پیروز شد، یک مقام قدیمی دولت صالح و یک مشاور نزدیک او بود.

طی ریاست جمهوری هادی تقریباً هیچ‌چیر تغییر نکرده است. یمن هنوز یکی از فقیرترین کشورهای جهان است. در عین‌حال، ريیس‌جمهور هادی از عملیات نظامی ایالات متحده، از جمله حملات پهپادی که صدها غیرنظامی یمن را کشته است، کاملاً حمایت می‌کند. در واقع، در سپتامبر گذشته ريیس‌جمهور اوباما یمن را به مثابه یک نمونه موفق در جنگ با ترور ستایش کرد. این ادعاها از حقیقت بسیار دورند، زیرا «القاعده در شبه‌جریزه عربستان» جای پای مستحکمی در یمن به دست آورده است.

خاورمیانۀ عربستان سعودی
هرج‌و‌مرج یمن عمدتاً ناشی از سیاست‌های داخلی است. با این وجود، عربستان سعودی به قدرت رسیدن حوثی‌ها را به مثابه یک حمله بی‌رحمانه شیعیان به یک منطقه سنی ترسیم می‌کند، آن‌را به یک درگیری فرقه‌ای بین سنی‌ها و شیعیان مبدل می‌سازد. عربستان سعودی و متحدین عرب آن در سال‌های اخیر نشان داده اند که منافع آن‌ها در تحکیم قدرت و داشتن کلیدهای خاورمیانه در جیب خود، و اطمینان دادن به متحدین غربی خود نسبت به ثبات در این منطقه نفت‌خیز جهان است.

از نظر ایدئولوژیک، عربستان سعودی از هر رژیم دیگر منطقه افراطی‌تر است. عربستان سعودی مانند «دولت اسلامی در عراق و شام» («داعش») از تعببر وهابی از اسلام پیروری می‌کند. با این وجود ایدئولوژی محرک سعودی‌ها نیست و هرگز نبوده است، بلکه آن‌ها در پی سرکوب هر نوع مخالفت با رهبری خود در کشوری هستند که خاندان سلطنتی طی یک قرن گذشته بر آن حکومت کرده است.

عربستان سعودی مخالف انتخابات دمکراتیکی بود که اخوان‌المسلمین را در مصر به قدرت رساند. اخوان‌المسلمین که سنی اما کم‌تر افراطی هستند در عربستان سعودی غیرقانونی بوده و برای خاندان حاکم یک تهدید به شمار ‌می‌آیند، زیرا آن‌ها غرب را دشمن می‌دانند و برخلاف عربستان سعودی با آن مبارزه می‌کند. سعود‌ی‌ها از کودتای نظامی در مصر حمایت کردند و میلیاردها دلار به خونتای سکولار کمک دادند.

به علاوه، عربستان سعودی بخشی از ائتلاف آمریکایی علیه «دولت اسلامی» است. مشارکت آن‌ها انگیزه ایدئولوژیک ندارد، زیرا عربستان سعودی و «دولت اسلامی» در بسیاری از تعبیرها از قوانین و مقررات اسلامی یکسان فکر می‌کنند. با این وجود، عربستان سعودی «دولت اسلامی» را یک تهدید برای ثبات منطقه می‌داند، زیرا آن‌ها  ایران و حزب‌الله شیعه را به نبرد در سوریه و عراق کشانده اند.

ایالات متحده  با تردید خاورمیانه را «نجات می‌دهد»
موضوع قابل تأمل موضع ایالات متحده است. آن‌ها از منافع ایران در عراق با حملات هوایی علیه «دولت اسلامی» حمایت می‌کنند، و در عین‌حال از حملات هوایی عربستان سعودی در یمن پشتیانی می‌کنند، آن‌ها در عین‌حال در مذاکرات اتمی با ایران درگیرند، مذاکراتی که عربستان سعودی آن‌را یک تهدید نسبت به امنیت خود می‌داند. در حالی‌که دولت اوباما حداقل فعلاً تصمیم گرفته از مشارکت مستقیم در حملات هوایی علیه حوثی‌ها اجتناب کند، آن‌ها حمایت لجستیک و اطلاعاتی به آن می‌دهند.

یمن دیر زمانی است که یک میدان مهم در به اصطلاح جنگ با ترور ایالات متحده بوده است. دولت‌های یمن به ایالات متحده اجازه داده اند حملات پهیادی و عملیات علیه «القاعده در شبه‌جزیزه عربستان» را که در حال حاضر قدرتمندترین شاخه القاعده به شمار می‌آید، از خاک یمن هدایت کند.

ایالات متحده ماه گذشه سفارت خود را در یمن تعطیل کرد و چند روز پیش در حالی‌که رزمندگان «القاعده در شبه‌جزیره عریستان» از یک‌سو و رزمندگان حوثی از سوی دیگر نزدیک می‌شدند، پرسنل نظامی خود را از پایگاه هوایی الاناد خارج کرد.

این برای حضور آن‌ها در منطقه که منفعت اصلی آن‌ها در آن، کنترل بر نفت است، یک عقب‌نشینی بزرگ به شمار می‌آید. ایالات متحده و عربستان سعودی، به مثابه متحد، می‌خواهند تنگه باب‌المندب بین یمن و شبه‌جزیره عربستان را  یاز نگه دارند، روزانه میلیون‌ها بشکه نفت برای عبور از کانال سوئز و رفتن به بازارهای اروپایی و آمریکا از این تنگه می‌گذرد.

گرچه عربستان سعودی و ایالات متحده می‌خواهند این مداخله را بمثابه جلوگیری از گسترش نفوذ ایران ترسیم کنند، اما واقعیت نشان می‌دهد که شورش حوثی‌ها و گرفتن یمن توسط آن‌ها عمیقاً ریشه در موضوعات محلی دارد، و این‌که مداخله خارجی به مردم یمن کمک نمی‌کند.

«عملیات حمایت از مشروعیت»، نامی که سلطنت مطلقه عربستان سعودی بر حمله خود به یمن نهاده است، بالاجبار یک دولت دیگر خاورمیانه را به نقطه نابودی می‌کشاند. توفان در خاورمیانه در نقطه تقاطع دو مؤلفه رخ می‌دهد: پی‌آمدهای شکست جنگ با ترور و عواقب شکست انقلاب‌های عربی. کار جنبش ضدجنگ این است که با این سیاست مخالفت کند، و قدرت‌های غربی و متحدین منطقه‌ای کلیدی آن‌ها را وادار سازد دست از سر یمنی‌ها بردارند و بگذارند آن‌ها آینده خود را تعیین کنند.

تارنگاشت عدالت

منبع: ائتلاف جنگ را متوقف کنید
نویسنده: جان ریس
٢۹ مارس ٢۰١۵

یمن، عربستان سعودی و بحران امپریالیسم آمریکا در خاورمیانه
جنگ جدید در یمن به سرکردگی ارتجاعی‌ترین دولت در خاورمیانه فقط به فاجعه می‌انجامد

يمن، قتل يک کودک توسط سعودی‌ها

«عملیات حمایت از مشروعیت»، نامی که سلطنت مطلقه عربستان سعودی بر حمله خود به یمن نهاده است، بالاجبار یک دولت دیگر خاورمیانه را به نقطه نابودی می‌کشاند.

برای درک موضوع ما باید به عقب برگردیم و ریشه‌های حريق خانمان‌‌سوز کنونی را، که یک گونه به ویژه دراماتیک از بحرانی است که پیش از این انفجار درونی عراق، سوریه و لیبی را دیده است، بررسی کنیم.

توفان در خاورمیانه در نقطه تقاطع دو مؤلفه رخ می‌دهد: پی‌آمدهای شکست جنگ با ترور و عواقب شکست انقلاب‌های عربی.

شکست جنگ با ترور برخی پی‌آمدهای ناخواسته تولید کرده است که اکنون بر یمن تأثیر می‌گذارند. آن پی‌آمدها عبارتند از:

١- ناتوانی قدرت‌های امپریالیستی بزرگ از نقطه نظر استقرار همه‌جانبه ظرفیت نظامی در خاورمیانه. قدرت‌های بزرگ، در محاصره هرج‌ومرجی که در منطقه به وجود آورده اند و احساسات ضدجنگ هنوز نیرومند در خانه، در این لحظه هنوز قادر به گرد آوردن اراده سیاسی برای مداخلات همه‌جانبه از نوع جنگ ١۹۹١ خلیج و تجاوز ٢۰۰۳ به عراق، نیستند.

٢- این ناتوانی به قدرت‌های منطقه‌ای، چه متحد ایالات متحده باشند یا نباشند، امکان داده است نقش جسورانه‌تری بازی کنند. این نه تنها در مورد عربستان سعودی و ایران، بلکه در مورد ترکیه، مصر و اسرائیل نیز صدق می‌کند.

۳- این خلاء سیاسی هم‌چنین توسط بازیگران غیردولتی، از جمله القاعده، دولت اسلامی، حزب الله، کردها و اکنون در یمن توسط حوثی‌ها پُر شده است‌.

این بحران در نظم امپریالیستی در خاورمیانه می‌توانست به شیوه‌ای مترقی حل شود، اگر انقلاب‌های عربی سال ٢۰١١ پیروز شده بودند. اما فقط در تونس پتانسیل این انقلاب‌ها بخشاً در یک جمهوری سرمایه‌داری دمکراتیک تحقق یافته است.

در مصر، در کانون توفان انقلاب‌های عربی، ارتش با یک کودتا به قدرت بازگشته و خود را با عربستان سعودی متحد کرده است. در سوریه و لیبی توجهات قدرت‌های امپریالیستی و دست نشاندگان منطقه‌ای آن‌ها پتانسیل مترقی انقلاب‌ها را در مرحله آغازین به انحراف کشاند و خلأيی ایجاد کرد که دولت اسلامی و دیگر فرماسیون‌های تروریستی ارتجاعی ذینفع اصلی آن بوده اند.

شیوه‌ای که به باز شدن اين روند در يمن کمک کرد، به ويژه آموزنده است. در سال ٢۰١١ یک جنبش انقلابی توده‌ای در یمن، که حوثی‌ها در ‌آن نقش داشتند، صالح ريیس‌جمهور دیکتاتور  را از قدرت برکنار کرد. او توسط عربستان سعودی از کشور خارج شد. اما در این نقطه، انقلاب توسط مداخله عربستان سعودی و رژیم‌های سلطنتی متحد آن در «شورای همکاری خلیج» متوقف شد.

«شورای همکاری خلیج» در آن لحظه به مثابه مرکز کلیدی سازماندهی ضدانقلاب در منطقه ظهور کرد، در لیبی مداخله نمود، در سوریه از «ارتش آزاد سویه» و سپس از «دولت اسلامی» حمایت کرد، انقلاب بحرین را با استفاده از ابزار مداخله مسلحانه درهم شکست.

در یمن معامله «شورای همکاری خلیج» این بود که یک «انتخابات» برگزار کند که منصور هادی دستیار ريیس‌جمهور صالح و معاون او تنها کاندیدای آن بود. این انتخابات ساختگی دلیل اصلی فقدان چیزی در هادی است که جنگ به سرکردکی سعودی در صدد استقرار مجدد آن است: مشروعیت.

تحمیل هادی نیروهای قیام را در یک جامعه فقیر و ضعیف به هم ریخت. القاعده به فعالیت در بخش‌هایی از یمن ادامه داد، کاری که سال‌ها کرده است و حملات پهپادی ایالات متحده را موجب شد. این حملات، نوعاً باعث خشم یمنی‌های بسیاری شد.

حوثی‌ها با صالح در حالی‌که او سعی می‌کرد به سیاست‌های یمن بازگردد، متحد شدند. ایران که قدرت منطقه‌ای آن به طور ساده با سود بردن از شکست طرح ایالات متحده و متحدین آن در سراسر منطقه تقویت شده بود، برخی کمک‌های محدود در اختیار حوثی‌ها قرار داد.

این باعث نارضایتی شدید همسایگان یمن در عربستان سعودی شد. سعودی‌ها پیش از این با حوثی‌ها در منطقه تحت کنترل آن‌ها در شمال جنگیده بودند. اکنون آن‌ها از ظهور نیروهای شیعۀ دوست ایران در عراق و یمن می‌ترسند.

این موجب یک تغییر اساسی در سیاست خارجی سعودی شده است. آن‌ها اکنون در مقیاس بی‌سابقه‌ای به مداخله نظامی متوسل می‌شوند. و آن‌ها  به دنبال خود یک اتئلاف وسیع‌تر از ملت‌هایی را می‌کشند که هسته آن‌را رژیم‌های پادشاهی ارتجاعی «شورای همکاری خلیج» تشکیل می‌دهد.

حداقل چیزی که می‌تواند  از این بیرون بياید یک جنگ داخلی خونین شبیه جنگ داخلی سوریه است. اما این می‌تواند بدتر از آن بشود. اگر حمله زمینی رخ بدهد یک جنگ منطقه‌ای محتمل خواهد بود. القاعده و «دولت اسلامی» نیز با حوثی‌های می‌جنگند و در صورت موفقیت عملیات سعودی آن‌ها نیرومندتر خواهند شد. اما این نتیجه‌ای نیست که ما الزاماً باید انتظار داشته باشیم.

درست است که عربستان سعودی نیروهای مسلح بزرگ ١۵۰ هزار نفری تجهیز شده توسط بریتانیا، ایالات متحده و دیگر شرکت‌های اسلحه‌سازی غربی را دارد. درست است که آن‌ها از حمایت نامحدود غرب برخوردارند. اما یمن یک جمعیت بسیار مسلح دارد- به طور متوسط دو اسلحه برای هر یمنی. هر نبرد شبیه شورشی خواهد بود که با تجاوز ایالات متحده به عراق مقابله کرد و نهایتاً آن‌را فرسوده ساخت.

به طور خلاصه، هیچ‌چیز خوبی از حمله مسلحانه به سرکردگی ارتجاعی‌ترین دولت در خاورمیانه بیرون نخواهد آمد. دولت ما، مانند همیشه، به طور کامل از سعودی‌ها حمایت می‌کند.

کار جنبش ضدجنگ این است که با این سیاست مخالفت کند، و قدرت‌های غربی و متحدین منطقه‌ای کلیدی آن‌ها را وادار سازد دست از سر یمنی‌ها بردارند و بگذارند آن‌ها آینده خود را تعیین کنند.

http://www.stopwar.org.uk/news/yemen-saudi-arabia-and-the-crisis-of-us-imperialism-in-the-middle-east

***************************

بیانیه حزب کمونیست فلسطین درباره یمن

تارنگاشت عدالت 
منبع: شبکه همبستگی
حزب کمونیست فلسطین به قاطعانه‌ترین شکل تجاوز ددمنشانه به خلق برادر یمن را به دست رژیم‌های ارتجاعی عرب، به ویژه کشورهای «شورای همکاری خلیج»، محکوم می‌کند.

هدف این حمله، که با هماهنگی قبلی با امپریالیسم ایالات متحده صورت می‌گیرد، ضربه زدن به مخالفان و دشمنان طرح آمریکا و اسرائیل در منطقه است، و در آن نقش رژیم‌های ارتجاعی سعودی و اردوغان در خرابکاری و ایجاد فتنه علیه دولت‌های عربی که در مدار ایالات متحده قرار ندارند- مانند سوریه، عراق و یمن- برجسته است.

همه این‌ها با دست‌آویز دفاع از به اصطلاح مشروعیت یمن صورت می‌گیرد، اما خلق‌های عرب نمی‌بینند که این ارتش‌ها حتا یک انگشت در حمایت از مردم غزه بلند کنند. آن‌ها نه تنها قتل‌عام صهیونیستی اخیر مردم نوار غزۀ محاصره شده را متوقف نکردند، بلکه بالعکس با جریانات تسلیم‌طلب علیه مقاومت در فلسطین و لبنان توطئه می‌کنند و آشکارا با رژیم صهیونیستی در تجاوز علیه مردم و سرزمین سوریه متحدند.

ما در حزب کمونیست فلسطین به توانایی مردم یمن برای غلبه بر این رنج و کسب پیروزی مانند همه نبردهای گذشته آن‌ها اطمینان کامل داریم.

افتخار ابدی بر شهدا
شفای عاجل برای مجروحین

حزب کمونیست فلسطین
٢۷ مارس ٢۰١۵

***
بيان صادر عن الحزب الشيوعي الفلسطيني

يدين الحزب الشيوعي الفلسطيني بأشد العبارات، العدوان الغاشم الذي يتعرض له الشعب اليمني الشقيق على أيدي الأنظمة العربية الرجعية وعلى رأسها ما يسمى بدول مجلس التعاون الخليجي، وذلك بعد تنسيق مسبق مع الإمبريالية الأمريكية في ضرب القوى الممانعة والمعادية لمشروع امريكا واسرائيل في المنطقة ، وهنا يبرز دور النظام السعودي والأردوغاني الرجعي في تخريب وتفتيت الدول العربية التي لا تدور بالفلك الامريكي كسوريا والعراق واليمن، كل ذلك يجري بحجة الدفاع عن ما يسمى الشرعية اليمنية، ولكن شعوبنا العربية لم ترى تلك الجيوش تحرك ساكنا لنصرة الأقصى، أو حتى لوقف المجزرة الصهيونية الاخيرة على قطاع غزة المحاصر، بل على العكس من ذلك تآمرت تلك الانظمة المتخاذلة على المقاومة الفلسطينية واللبنانية وتحالفت بشكل واضح مع الكيان الصهوني في العدوان على سوريا شعبا وأرضا، إننا في الحزب الشيوعي الفلسطيني على ثقة كبيرة بقدرة الشعب اليمني على تجاوز هذه المحنة والخروج منها منتصرا كما خرج منتصرا في كل معاركة السابقة.

المجد والخلود للشهداء

الشفاء العاجل للجرحى

الحزب الشيوعي الفلسطيني
‌27/3/2015

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s

این وب‌گاه برای کاهشِ هرزنامه‌ها از Akismet استفاده می‌کند. در موردِ نحوهٔ پردازشِ داده‌هایِ دیدگاهتان بیشتر بدانید.

اطلاعات

این ورودی در 31 مارس 2015 بدست در اشتراک - eshtrak فرستاده شد.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: