اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

اردوغان، داعش، آمریکا… آیا همه دیوانه‌اند؟٬ کردهای سوریه: ترکیه از داعش حمایت می‌کند٬ و ائتلاف سرّی ایران و آمریکا

 اردوغان، داعش، آمریکا… آیا همه دیوانه‌اند؟

این روزها دلیلی وجود ندارد که گفته شود بازیگران مشخصی از کنترل خارج شده‌اند یا غیرقابل مدیریت‌اند. ما دایماً درباره گروه‌های اسلام‌گرا، القاعده، طالبان، النصره، و اکنون داعش حرف می‌زنیم و سعی می‌کنیم مشخص کنیم این گروه‌ها چه موقع دوست ایالات متحده و چه موقع دشمن آن بودند. اجازه بدهید به یک مورد متفاوت، مثلاً صدام، نگاه کنیم. مگر صدام حسین که با اشغال عراق توسط ایالات متحده سرنگون شد توسط ایالات متحده برای جنگ با ایران هدایت نشد؟ مگر نه این‌که واشنگتن بعداً به او برای اشغال کویت «چراغ سبز» نشان داد؟ و مگر نه این‌که او بلافاصه پس از آن به فهرست دشمنان ایالات متحده اضافه شد؟ آیا صدام از کنترل خارج شده بود یا این‌که امپریالیسم ایالات متحده «استراتژی» متحرکی را دنبال می‌کرد که سریع‌تر از آن‌که کسی در این منطقه پیچیده بتواند آن‌را دنبال کند شکل گرفته بود؟

تارنگاشت عدالت

منبع: شبکه همبستگی
نویسنده: کمال اوکویان*

هرج‌و‌مرج کنترل شده: حزب توسعه ‌و‌ عدالت، داعش، ایالات متحده… آیا آن‌ها همه دیوانه‌اند؟

به ما گفته می‌شود که روند از کنترل خارج شده، که عملیات بازیگران اصلی از منطق فاصله گرفته است، که ممکن است ائتلافات و درگیری‌های غیرقابل پیش‌بینی در راه باشد. و داعش است که در صف مقدم قرار دارد. اعلام ‌شد که این سازمان خونزیر حاصل فقدان چشم‌انداز، فقدان برنامه‌ریزی، کوته‌بینی امپریالیسم و قشری‌گری است. گفته می‌شود که بازیگر (داعش) که برای نقش متفاوتی روی صحنه گذاشته شده بود بداهه‌گویی را آغاز کرده است و این‌که کارگردان، داستان‌نویس طراحان صحنه و لباس مات و مبهوت‌اند.

در بحث از موضوع سیاست‌های ایالات متحده در منطقه، ما اغلب با مفهوم «هرج‌و‌مرج کنترل شده» برخورد می‌کنیم. واضح است که شخص نباید این مفهوم را بمثابه طراحی و آفرینش وضعیت هرج‌ومرج با همه جزییات آن تفسیر کند. در منطقه‌ای که انرژی ویرانگر می‌تواند از طريق دادن خوراکی که انرژی را آزاد می‌کند به بازتولید خود ادامه دهد، ایالات متحده سعی دارد همه‌جانبه بسمت وضعیت و میدان گسترده‌ای فشار وارد کند که در آن عناصر گوناگون در جهت‌های گوناگون حرکت می‌کنند و در آن با یکدیگر درگیر می‌شوند. با برقراری روابط آشکار و پنهان با همه عناصر و با بازکردن دایمی کانال‌های جدید مداخله برای خود…

بطور خلاصه، این روزها دلیلی وجود ندارد که گفته شود بازیگران مشخصی از کنترل خارج شده‌اند یا غیرقابل مدیریت‌اند. ما دایماً درباره گروه‌های اسلام‌گرا، القاعده، طالبان، النصره، و اکنون داعش حرف می‌زنیم و سعی می‌کنیم مشخص کنیم این گروه‌ها چه موقع دوست ایالات متحده و چه موقع دشمن آن بودند.

اجازه بدهید به یک مورد متفاوت، مثلاً صدام، نگاه کنیم. مگر صدام حسین که با اشغال عراق توسط ایالات متحده سرنگون شد توسط ایالات متحده برای جنگ با ایران هدایت نشد؟ مگر نه این‌که واشنگتن بعداً به او برای اشغال کویت «چراغ سبز» نشان داد؟ و مگر نه این‌که او بلافاصه پس از آن به فهرست دشمنان ایالات متحده اضافه شد؟

آیا صدام از کنترل خارج شده بود یا این‌که امپریالیسم ایالات متحده «استراتژی» متحرکی را دنبال می‌کرد که سریع‌تر از آن‌که کسی در این منطقه پیچیده بتواند آن‌را دنبال کند شکل گرفته بود؟ این استراتژی که دایماً به دیوار برمی‌خورد را می‌توان شبیه یک ماشین اسباب‌بازی دانست که هر بار که به دست‌انداز یا مانع برمی‌خورد تغییر جهت می‌دهد. بدین طريق، ایالات متحده کنترل میدان را تا زمانی به دست می‌گیرد که کس دیگری پا روی ماشین اسباب‌بازی بگذارد یا ماشین تواناتری را در این منطقه، که شبیه میدان مین است، رها کند.

داعش از کنترل خارج شده، دیوانه‌ها بر ترکیه حکومت می‌کنند، ایالات متحده مات و مبهوت است…

آیا واقعاً می‌توان همه این‌ها را این‌گونه توضیح داد؟

اگر شخص توجه کند، می‌توان دید که داعش به شیوه‌ای قابل پیش‌بینی و منطقی عمل می‌کند. آیا آن‌ها می‌خواهند ما باور کنیم که رهبران داعش جنایتکاران روانی هستند؟ بله، این یک روی داعش است. اما آن‌ها بیش‌تر از کسانی که در واشنگتن یا آنکارا حکومت می‌کنند جنایتکار روانی نیستند! در این‌مورد، چه چیزی رفتار داعش را تعیین می‌کند؟

قشری‌گری مذهبی… بیش‌تر در پایین، کم‌تر در رهبری.

پول… به مقدار زیاد.

تمایل به حکمرانی، حکومت کردن… به شیوه‌ای که هر روز افزایش می‌یابد.

نفوذ خارجی… بدون تردید، مطلقاً!

پرسشی که در اینجا باید مطرح کرد این است که آیا ایالات متحده آمریکا در مقابل اقدامات اخیر داعش غافلگیر شد.

اجازه بدهید به آن پاسخ بدهم. واکنش دولت ایالات متحده به تصرف موصل توسط داعش شبیه واکنش داوواغلو به حمله ریحانلی است (در ریحانلی، یک شهر مرزی ترکیه با سوریه، سال گذشته بیش از ۵٠ نفر در یک بمب‌گذاری کشته شدند. داوواغلو به یک پرسش درباره کشتار، با لبخند ملیحی که بر لب داشت پاسخ داد). دولت ایالات متحده از برنامه داعش بسیار خشنود است. به مرور زمان ممکن است با پیامدهای ناخواسته، نتایج پیش‌بینی نشده مواجه شود، اما آن چیزی است که آن‌موقع به آن فکر خواهد کرد.

آیا همیشه این‌طور نبوده است؟

یک پرسش دیگر در ارتباط با این موضوع مطرح می‌شود. ترکیه چه می‌کند؟ آیا آن‌ها نقش جدیدی را بازی می‌کنند که بمثابه بخشی از بازتوزیع نقش‌ها توسط ایالات متحده به بازیگران محول شده است یا تیم اردوغات- داووداغلو مسیر دیوانگی را دنبال می‌کنند که آن‌ها را در سمت تضاد با ایالات متحده قرار خواهد داد؟

هیچ‌کدام. دقت کنیم، خود پرسش درست نیست.

ترکیه صرفاً با برنامه‌ای که ایالات متحده داده است در منطقه حرکت نمی‌کند. بمثابه یک نیروی مهم، ترکیه در روندهای تصمیم‌گیری خود به اولویت‌های ایدئولوژیک و سیاسی خویش نیز فضا می‌دهد. این تصمیمات لازم نیست همیشه با استراتژی‌های متحرک ایالات متحده همسو باشند، این غیرممکن است.

اجازه بدهید موضوع داعش را کمی بیش‌تر بشکافیم. آیا در میان کشورهایی که به ائتلاف آمریکا علیه داعش پیوسته‌اند همان کشورهایی وجود ندارند که هنوز پول داعش را تأمین می‌کنند؟ بله، وجود دارند. اگر عربستان سعودی، قطر و اردن می‌خواستند جریان پول و اسلحه به داعش را متوقف کنند، در عرض کم‌تر از یک هفته کل ماجرا تمام شده بود. اما، به استثنای چند اقدام نمادین، چیز اساسی در آن جبهه صورت نگرفته است. به‌عبارت دیگر، ائتلاف ارتجاعی به تغذیه سازمانی که آن‌را بمثابه «دشمن» اعلام کرده است، ادامه می‌دهد. بعد از این چه کسی شما را باور خواهد کرد؟ اما آن‌ها می‌خواهند ما باورشان کنیم. داعش از کنترل خارح شده (!) اجازه بدهید درست بگوییم: خواست این بود که داعش از کنترل خارج شود!

و درست در این نقطه، دولت حزب توسعه و عدالت علناً تعهد خود را به داعش اعلام می‌کند، در پیوستن به ائتلاف ابراز تردید می‌کند، نمی‌تواند داعش را «تروریست» اعلام کند، و  گاه‌به‌گاه با دولت ایالات متحده درگیر می‌شود. وجود پیوندهای نظامی، اقتصادی، سیاسی و ایدئولوژیک ترکیه و داعش اطلاع عمومی است. وجود این پیوندها مورد بحث نیست، گستره و ژرفای این پیوندها است که مورد بحث است.

اردوغان این همه آزادی حرکت را چگونه بدست ‌می‌آورد؟

زیرا، اگر ایالات متحده در صدد است تحت نظارت خود از این هرج‌ومرج یک «نظم» بیرون بیاورد، به یک عامل تعیین‌کننده بیرونی که به همان زبان حکومت‌های قبیله‌‌ای اسلامگرا حرف بزند نیاز دارد. حزب توسعه و عدالت می‌داند که این عامل تعیین‌کننده بغیر از آن‌ها نمی‌تواند باشد. هیچ نیروی مناسب دیگری برای این نقش وجود ندارد. یک دولت سکولار متمایل به همدستی با ایالات متحده نیز در ترکیه می‌تواند نقش‌های گوناگونی بازی کند اما آن‌ها نمی‌توانند به زبان ایدئولوژیک ارتجاعی حزب توسعه و عدالت حرف بزنند. حزب توسعه و عدالت برای این‌که در قدرت بماند، باید مراقب داعش و دیگران باشد. ایالات متحده این را می‌داند. و برای ادامه بهانه‌های مداخله آمریکا در منطقه، حداقل برای مدتی، داعش لازم است حمایت شود، لازم است نیرومند شود. ایالات متحده می‌داند و چشم خود را بر وضعیت می‌بندد.

و در حالی‌که همه این‌ها در جریان است، حزب توسعه و عدالت همزمان با آن، گور خود را می‌کند. با تمایل به نیروی مرکزی بودن در یک «اتحاد خاورمیانه» (اتحاد واقعی حکومت‌های قبیله‌ای) بمثابه نوعثمانی، به ماجراجویی‌هایی فراتر از ظرفیت خود دست می‌زند. بدون در نظر گرفتن این احتمال که یک روز ارباب «استراتژی متحرک» می‌تواند بگوید «اکنون تو دشمن ما هستی».

* عضو کمیتۀ مرکزی حزب کمونیست ترکیه
٢۴ سپتامبر ٢٠١۴، پایگاه خبری soL

http://www.solidnet.org/turkey-communist-party-of-turkey/cp-of-turkey-akp-isis-us-are-they-all-crazy-en

 *******************************************

turkey-and-syria

کردهای سوریه: ترکیه از داعش حمایت می‌کند

طی چند روز گذشته داعش تهاجم علیه کردستان سوریه را، که تنها  نیروهای حزب اتحاد دموکراتیک از آن دفاع می‌کنند، آغاز کرده است. تهاجم در امتداد سه محور شرقی، غربی، و شمالی منطقه کوبانی (به عربی عین‌العرب با ١۴٠ هزار جمعیت) صورت می‌گیرد. مداخله ترکیه، دومین نیروی نظامی ناتو، در کنار جهادیون سوری و خارجی خبری کهنه است و باعث تعجب نمی‌شود. بخشی از قلمرو ترکیه در امتداد مرز سوریه طی دو سال گذشته به قرارگاه پشتیابانی برای نه فقط داعش بلکه برای پیکارجویان جبهه النصره (شاخه سوری القاعده) و احرار شام مبدل شده است: عجیب این‌که این دو سازمان هدف کارزار حملات باراک اوباما که قرار است شروع شود، قرار ندارند.

تارنگاشت عدالت

منبع: اومانیته
١۷ سپتامیر ٢٠١۴

کردها ارتش ترکیه را به حمایت از داعش متهم می‌کنند

گفته می‌شود تهاجم جهادیون داعش علیه کردهای سوریه از جانب ارتش ترکیه حمایت می‌شود. شهر کوبانی و چندین روستای کرد توسط جهادیونی که گفته می‌شود با حمایت تانک‌های آنکارا از ترکیه آمده‌اند محاصره شده است.

واشنگتن و متحدین آن چنان علیه رژیم بشار اسد مشغولند که نهایتاً تصمیم گرفته‌اند چشم‌های خود را بر روی زدوبندهای متحد ترک خود ببندند. به گفته منابع حزب اتحاد دموکراتیک (کردهای سوریه) آنکارا بخاطر حمایت از اسلام‌گرایان داعش که می‌خواهند کردستان عراق را تصرف کنند مورد سوءظن قرار دارد.

طی چند روز گذشته (نگاه کنید به اومانیته شانزدهم سپتامبر)، داعش (مخفف دولت اسلامی عراق و شام) تهاجم علیه کردستان سوریه را، که تنها  نیروهای حزب اتحاد دموکراتیک از آن دفاع می‌کنند، آغاز کرده است. تهاجم در امتداد سه محور شرقی، غربی، و شمالی منطقه کوبانی (به عربی عین‌العرب با ١۴٠ هزار جمعیت) صورت می‌گیرد.

تا دوشنبه گذشته، نیروهای حزب اتحاد دموکراتیک حضور ستون‌های جهادیون مسلح به سلاح‌های سنگین را در امتداد مرز ترکیه در نزدیکی تل‌عباید گزارش دادند. این شهر قبلاً تحت کنترل جبهه اسلامی قرار داشت اما ژانویه گذشته به دست داعش افتاد. این منبع کرد می‌گوید: «جهادیون با حمایت ترکیه از روز چهارشنبه بسمت کوبانی در حرکت‌ بوده‌اند. به‌نظر می‌رسد کوبانی هدف حمله آن‌ها باشد.» این شهر یک «ایستگاه» استراتژیک محسوب می‌شود زیرا دسترسی به مناطق شمال-غرب کردستان سوریه را کنترل می‌کند. سقوط آن داعش را قادر می‌سازد تداوم ارضی بر بخش بزرگی از مرز بین سوریه و ترکیه را، که بخش بزرگی از قلمرو آن بمثابه قرارگاه پشتیبانی داعش خدمت می‌کند، ایجاد نماید.

ترکیه دومین نیروی ناتو
خود نیروهای ترکیه در چندین نقطه در کردستان عراق دیده شده‌اند. نخست، در صلیب‌کاران، حدود ۷ کیلومتری تل‌عباید که در آن‌جا جهادیون تحت حمایت ترکیه با مقاومت شدید پیشمرگه‌ها مواجه شدند. چهارشنبه شب گذشته، ستونی از تانک‌های ترکیه از مرز سوریه-ترکیه عبور کرد تا به گروه‌های اسلام‌گرایی کمک کند که روستای جمال‌الملک (حدود ٢٠ کیلومتری تل‌عباید) را که هنوز تحت کنترل واحدهای رزمندگان حزب اتحاد دموکراتیک قرار دارد، محاصره کرده‌اند. همین واحدهای نظامی ترکیه بر حملات داعش علیه روستای خان الاجراده نظارت کردند. و در پنج‌شنبه گذشته، جهادیون سه موشک گراد به مرکز شهر کوبانی شلیک کردند که تلفاتی همراه نداشت و به گفته منبع ما هدف آن ایجاد رعب در میان اهالی و تحریک آن‌ها‌ به ترک شهر بود. رامی عبدالرحمان سرپرست دیده‌بان حقوق بشر سوریه این تهاجم جهادیون را تأیید می‌کند. خبرگزاری فرانسه به‌نقل از او گزارش داد که «داعش از سلاح‌های سنگین، از توپخانه و تانک‌های خود» علیه شهر کوبانی استفاده می‌کند و این‌که داعش احتمالاً کنترل ١۸ روستای کرد را به‌دست گرفته است. خود حزب اتحاد دموکراتیک ادعا می‌کند که تلفات سنگینی به جهادیون وارد کرده است. رابط ما می‌گوید: «حدود ١۸ اسلام‌گرا کشته و به بیمارستان صحرایی در قلمرو ترکیه منتقل شدند.»

مداخله ترکیه، دومین نیروی نظامی ناتو، در کنار جهادیون سوری و خارجی خبری کهنه است و باعث تعجب نمی‌شود. بخشی از قلمرو ترکیه در امتداد مرز سوریه طی دو سال گذشته به قرارگاه پشتیابانی برای نه فقط داعش بلکه برای پیکارجویان جبهه النصره (شاخه سوری القاعده) و احرار شام مبدل شده است: عجیب این‌که این دو سازمان هدف کارزار حملات باراک اوباما که قرار است شروع شود، قرار ندارند.

در شمال، در فاصله چند قدمی از مرز ترکیه و در مناطقی که تحت نظارت نزدیک ارتش ترکیه قرار دارد، گزارش‌گران و داوطلبان سازمان‌های غیردولتی ربوده شدند؛ برخی در قبال پرداخت باج هنگفت آزاد شده‌اند، برخی دیگر ددمنشانه به قتل رسیدند. بقیه هنوز در دست گروه‌های مسلح گوناگون گرفتارند. فراموش نباید کرد که جهادیون از اروپا، مغرب و قفقاز (عمدتاً چچن‌ها و گرجی‌ها)، آسیای مرکزی، پاکستان و هند از طريق ترکیه، و تحت حمایت مهربانانه پلیس و مرزبانان ترکیه، وارد سوریه شدند.

باید توجه داشت که نه واشنگتن و نه پاریس از مقامات ترکیه نخواسته‌اند کمک به جهایون را متوقف سازد و  علیه انتقال جهادیون که از قلمرو آن عبور می‌کنند گام‌های مؤثری بردارد. اجزاه بدهید در اینجا سخن را با این اطلاع خاتمه دهیم که ترکیه تصمیم گرفته است به اخوان‌المسلمین سوریه و مصر که علیه رژیم السیسی دعوت به جهاد کرده بودند و تحت فشار ایالات متحده از دوحه اخراح شده‌اند، پناهندگی بدهد.

http://www.humanite.fr/les-kurdes-accusent-les-militaires-turcs-de-soutenir-daech-552216

****************************************

بر رفیق سلام‌علی و کاک بارزانی حلال بر دیگران حرام!

کسانی که طی دهه گذشته به بهانه همبستگی با کمونیست‌ها و نیروهای کرد در عراق، به انحاء گوناگون همدستی و تسامح با اشغالگران آمریکایی را توجیه و تبلیغ کرده‌اند، اکنون از در دیگر درآمده‌اند و در کنار ادامه همان تبلیغات از «ائتلاف سرّی ایران و آمریکا» علیه داعش می‌گویند. فرض کنیم «ائتلاف سرّی ایران و آمریکا» علیه داعش شکل گرفته است. پرسش اصلی این است که این «ائتلاف سّری» چه سود و چه زیانی برای «ائتلاف علنی» رفیق سلام‌علی و کاک بارزانی با آمریکا علیه داعش دارد؟ ابن‌الوقتی و دو رویی تا کی؟

صدای مردم


نوشتهٔ جمشید احمدی، معاون دبیرکل کمیتهٔ دفاع از حقوق مردم ایران (کودیر)

ائتلاف سرّی ایران و آمریکا

جمشید احمدی: بخشی از هدفِ این بازچینی، وارد کردن «اسلام سیاسی» در طرح خاورمیانهٔ جدید توسط آمریکاست، که رژیم دین‌سالار ولایی ایران به عنوان یکی از مهره‌های کلیدی این بازچینی در نظر گرفته شده است.

واشنگتن و تهران هر دو رسماً می‌گویند که در مبارزه با داعش در سوریه و عراق هیچ‌گونه همکاری‌ای با هم ندارند. آنها ممکن است این همکاری را انکار کنند، امّا در پشت صحنه، «غرب» و ایران در جنگ با داعش با هم همکاری دارند.

جان کِری، وزیر امور خارجهٔ آمریکا، در نشستی که سران چند دولت هفتهٔ پیش در پاریس بر سر همکاری در مبارزه با داعش برگزار کردند، گفت که مشارکت ایران در آن«درست نیست»، اگرچه او چند روز بعد این موضع‌اش را تغییر داد.

مقام‌های ایران نیز در گفته‌های رسمی‌شان بیشتر از این صراحت به خرج نداده‌اند. آیت‌الله خامنه‌ای، ولی فقیه ایران، در بیانیه‌ای که در سایت رسمی‌اش منتشر کرد، گفت: «از همان آغاز، آمریکا از طریق سفیرش در عراق درخواست که ما با هم همکاری کنیم… من مخالفت کردم، چون آنها [آمریکایی‌ها] دست آلوده‌ای دارند.» امّا ولی فقیه ایران، که تصمیم‌گیرندهٔ اصلی در امور مربوط به سیاست خارجی و از جمله مذاکره با آمریکاست، از تلاش‌های رئیس‌جمهوری حسن روحانی برای حل‌وفصل مخاصمه‌های میان ایران و آمریکا بر سر برنامهٔ هسته‌یی ایران و پایان دادن به تحریم‌های آمریکا صددرصد حمایت کرده است. رسانه‌های هر دو کشور ایران و آمریکا نیز مشتاق‌اند که همان موضع رسمی هر دو طرف را ارائه دهند. رسانه‌های ایران مصرانه این تصویر را ارائه می‌دهند که در نظر اکثریت وسیعی از مردم ایران، آمریکا همچنان «شیطان بزرگ» است. رسانه‌های آمریکا هم این تصویر را به مردم آمریکا ارائه می‌دهند که ایران همچنان جزو «محور شرارت» است که جورج بوش در سال ۲۰۰۱ اعلام کرد.

امّا واقعیت این است که عوامل پیچیده‌تری در این امر دخالت دارند. برای نمونه، موضع عموماً پذیرفته‌شده در ارتباط با داعش (یا به‌اصطلاح «دولت اسلامی») در عراق این است که ایران هیچ علاقه‌ای به حضور یک دولت جهادی سُنّی ستیزه‌جو در مجاورت مرزهایش ندارد. اگرچه در این موضع حقیقتی نهفته است، ولی این امر برای مقام‌های ایران موضوع اصلی نیست. لغو تحریم‌های «غرب» و بازسازی و تثبیت روابط با آمریکا، دست‌کم از سال ۲۰۱۰ جزو هدف‌های اصلی نهانی در سیاست خارجی ایران بوده است. بر اساس شواهدی که اکنون موجود است، بین سال ۲۰۱۰ و سال ۲۰۱۳ که انتخابات ریاست‌جمهوری ایران برگزار شد، سه دیدار سرّی میان مقام‌های بلندپایهٔ ایران و آمریکا به وساطت دولت عمان صورت گرفت. در نتیجهٔ این تماس‌ها و دیدارها و گفتگوها در ۱۶ ماه گذشته است که اکنون ایران و آمریکا می‌توانند بر سر معضل داعش با یکدیگر مراوده کنند.

در وضعیت کنونی، همکاری ایران با «غرب» تا آنجا پیش رفته است که برای کنار گذاشتن نوری المالکی، نخست‌وزیر شیعهٔ عراق، با یکدیگر همدست شدند. ایران سال‌ها حامی اصلی دولت المالکی و ائتلاف حاکم شیعه در عراق بود. امّآ ناگهان در میانهٔ سال ۲۰۱۴، زمانی که عراق در آستانهٔ از هم پاشیدن قرار داشت، المالکی از چشم ایران و آمریکا افتاد. دولت المالکی را بیش از حد فرقه‌گرا می‌دانستند. کنار گذاشتن سنّی‌ها و دیگران از دولت را بخشی از علّت پیشرَوی‌های داعش در شمال عراق می‌دیدند. خبرنگار شبکهٔ آمریکایی سی ‌اِن‌ اِن در مصاحبه‌ای که اخیراً با فواد معصوم، رئیس‌جمهور جدید عراق، داشت از او پرسید که آیا ترکیبی از حمله‌های هوایی آمریکا و نیروهای عراقی و پاسداران ایران بود که شهر آمرلی را از اشغال داعش آزاد کرد؟ و او این امر را تأیید کرد. فیلم‌های حضور قاسم سلیمانی، فرماندهٔ سپاه پاسداران ایران، در خط جبههٔ جنگ با داعش در کنار نیروهای آموزش دیده توسط آمریکا، اکنون منتشر شده است. همچنین، گزارش‌هایی حاکی از شرکت نیروی هوایی ایران در بمباران هماهنگ‌شدهٔ مواضع داعش همراه با جنگنده‌های آمریکایی در نخستین روز عملیات هوایی در عراق منتشر شده است. روشن است که هم واقعیت همکاری دو طرف، و هم انکار متقابل از هر دو طرف، خواست هر دو دولت ایران و آمریکاست. به این ترتیب، آمریکا می‌تواند یقهٔ خود را از لزوم این توجیه دشوار در برابر لابی‌های قدرتمند در واشنگتن برهاند که دارد با کشوری همکاری می‌کند که محکومش می‌کند و همچنان تحریمش می‌کند. به‌علاوه، «غرب» با این کار از خشمگین کردن دوستان سنّی‌اش در سلطان‌نشین‌های خلیج فارس پرهیز می‌کند. از سوی دیگر، رژیم ایران هم ضمن اینکه با قرار نگرفتن در اردوی «غرب» در مقابل افکار عمومی داخلی ظاهر خود را حفظ می‌کند، ولی در باطن همچنان برای لغو تحریم‌ها ناامیدانه تلاش می‌کند. رژیم ایران این طور حساب می‌کند که همکاری با آمریکا در عراق راه را باز می‌کند که ایران بتواند خود را به عنوان نیرویی باثبات در منطقه و دولتی نشان دهد که غرب می‌تواند با آن وارد معامله شود.

واقعیت این است که اقتصاد ایران گروگان تحریم‌های آمریکا شده است و رژیم ایران حاضر است وارد هر معامله‌ای با آمریکا بشود تا این تحریم‌ها برداشته شود. سؤال این است که آمریکا تا کجا حاضر است بر ایران فشار بیاورد تا میزان وفاداری‌اش را ثابت کند. نقشهٔ آمریکا برای آیندهٔ سوریه، آزمون مهمی در این روند است. در کوتاه مدت، با توجه به اینکه تهران از دولت پرزیدنت اسد حمایت می‌کند و آمریکا همچنان به حمایت از شورشیان اپوزیسیون سوریه ادامه می دهد و از آن ها پشتیبانی می‌کند، وقتی که پای مسئلهٔ سوریه در میان است، رابطهٔ میان آمریکا و ایران پیچیده می‌شود. از یک سو، هر دو خواهان شکست دادن داعش هستند، اگرچه به دلایلی متفاوت. اگرچه همکاری عملی در سوریه در حال حاضر ممکن است گزینهٔ مورد نظر نباشد، ولی هدف اصلی در ارتباط با داعش همچنان هدف مشترک هر دو طرف خواهد بود. باید صبر کرد و دید که آیا این همکاری به یک رویکرد مشترک در مورد سوریه نیز گسترش خواهد یافت یا نه.

صرف‌نظر از موضوع سوریه، باید گفت که زمینهٔ همکاری ایران و آمریکا از پیش از انتخاب روحانی به ریاست جمهوری ایران در خرداد ۲۰۱۳ تدارک دیده شد. آشتی میان ایران و آمریکا با هدف بازتعریف روابط میان دو کشور و حفاظت از منافع هر دو در خاورمیانه، به سود هر دو کشور بوده است. بیشتر از یک دهه است که آمریکا سرگرم تجاوزهای نظامی در مقیاس گسترده، همراه با اعزام مقادیر عظیمی تجهیزات و شمار زیادی پرسنل به خلیج فارس بوده است. با وجود این، آمریکا در ایجاد ثبات در اوضاع و کنترل بازارها و منابع طبیعی منطقه به سود خود موفقیت محدودی داشته است. هزینهٔ مالی و پیامدهای سیاسی منفی ناشی از عملیات نظامی گستردهٔ آمریکا تا حد زیادی مزایای آنها را خنثی کرده است و خرج‌های نجومی برای آمریکا داشته است. افکار عمومی آمریکا و مردم جهان علیه مداخله‌های نظامی مستقیم و پرهزینه آمریکا در کشورهای دوردست است. این مخالفت تا حدی نتیجهٔ فعالیت جنبش‌های جهانی ضدجنگ و هوادار صلح در اروپا و آمریکای شمالی است. کنش‌های نظامی گستردهٔ آمریکا نتیجهٔ دلخواه در تأمین منافع سرمایه‌داری آمریکا را نداشته است. اگر پیروزی‌ای هم بوده، برای ایران بوده که در فاجعهٔ عراق پیروزی استراتژیک به دست آورده و متحد اصلی رژیم شیعهٔ جدید عراق شده است.

رخدادهای سیاسی در منطقه حاکی از آن است که یک بازچینی در سیاست آمریکا در خاورمیانه در شرف وقوع است. برای نمونه، تمایل به گرد آوردن ائتلافی از سلطان‌نشین‌های عرب خلیج فارس درست پیش از حمله‌های هوایی آمریکا به خاک سوریه، نشانه‌ای از این تغییر بود. بخشی از هدفِ این بازچینی، وارد کردن «اسلام سیاسی» در طرح خاورمیانهٔ جدید توسط آمریکاست، که رژیم دین‌سالار ولایی ایران به عنوان یکی از مهره‌های کلیدی این بازچینی در نظر گرفته شده است. اگر این بازچینی در خاورمیانه با موفقیت انجام شود، به آمریکا این امکان را می‌دهد که برای تحکیم و تثبیت سرکردگی جهانی اقتصادی، سیاسی و نظامی خود بتواند تحولات عمدهٔ منطقه را به سود خود هدایت کند.

همچنین، نشانه‌هایی دیده می‌شود حاکی از آنکه آمریکا و اتحادیهٔ اروپا بر سر دادنِ نقش کلیدی به ایران در تأمین ثبات در افغانستان و پاکستان در جهت مصالح ایالات متخده و اتحادیه اروپا پس از خروج نیروهای آمریکا و بریتانیا و ناتو از افغانستان در پایان سال ۲۰۱۴، به توافق‌هایی رسیده‌اند. عاملی که بی‌تردید در حصول این توافق مؤثر است، نفوذ سیاسی‌ای است که رژیم ایران در عراق، سوریه، لبنان و افغانستان دارد. در چنین زمینه‌ای، همکاری نیروهای آمریکا و ایران برای شکست دادن شورشیان داعش، آن طور که در ابتدا به نظر ممی‌آمد، زیاد هم دور از دسترس نیست.

( codir_info@btinternet.com, www.codir.net)

نقل از روزنامهٔ انگلیسی مورنینگ استار، ۲۵ سپتامبر ۲۰۱۴

*** 

نامه مردم
شماره ۹۵٠، ۹ تیرماه ١٣۹٣

فراخوان حزب کمونیست عراق برای برگزاری فوری یک همایش ملّی به منظور مقابله با تروریسم

مردم عراق در هفته های اخیر با شرایط سختی روبرو بوده اند. تهاجم نیروهای وابسته به تروریست های ”داعش“، که مورد حمایت دولت های ارتجاعی منطقه است، در هماهنگی با طرفداران اعاده دیکتاتوری بعثی در عراق، به مناطق مرکزی کشور ادامه دارد. یکپارچگی عراق به طور جدی در معرض تهدید های جدی می باشد. دولت اسلامی بی کفایت ”نوری المالکی“ با سیاست های سکتاریستی خود در ۸ سال گذشته عراق را به لبه پرتگاه تجزیه کشانده است.

گزارش های متعددی از تصمیم رژیم ولایی به مداخله نظامی در عراق و هماهنگی های پردامنه دولت روحانی با ایالات متحده برای تثبیت شرایط به نفع دولت مرکزی عراق در دست است. حزب توده ایران تحول های عراق را از نزدیک و در تبادل نظر با حزب کمونیست عراق دنبال می کند.  در ادامه مطلب تحلیلی منتشر شده در شماره قبلی نامه مردم، در زیر ترجمه بیانیه اخیر حزب برادر در ضرورت اقدام متحد برای نجات عراق در شرایط کنونی، برای اطلاع خوانندگان انتشار می یابد.

حزب کمونیست عراق خواستار برگزاری هرچه زودتر یک همایش ملّی سراسری در عراق و تشکیل یک نهاد مشورتی موقتی شده است تا با جلب حمایت مؤثر توده‌ها بتوان تروریسم را شکست داد.

در سرمقالة روز ۱۹ ژوئن (۲۹ خرداد) روزنامة ”طریق‌الشعب“ (راه مردم)، تشریة حزب کمونیست عراق، آمده است که دولت کنونی عراق اکنون یک متصدی موقت دولت است، چون دورة مجلس قبلی به پایان رسیده است، ولی مجلس جدید (پس از انتخابات ۱۰ اردیبهشت) هنوز تشکیل نشده و کار خود را آغاز نکرده است. به نوشتة سرمقالة طریق‌الشعب، ”برای اینکه بتوان با همة دشواری‌های موجود به طور جمعی و مؤثر مقابله کرد و اتحاد نیروهای میهن‌دوست را تأمین کرد، و برای اینکه موضع این نیروها با یکدیگر هماهنگ شود و همه در یک جوّ همکاری و همبستگی در کنار یکدیگر کار کنند، لازم است که هرچه زودتر در راه تشکیل و برگزاری یک همایش ملّی با دستورکار و جدول زمانی کاملاً روشن گام برداشته شود. باید همة نیروها و حزب‌های سیاسی فعال را که خواهان برقراری صلح، امنیت و ثبات، تحکیم و تقویت دموکراسی و استقرار نهادهای دموکراتیک، و تأمین و تضمین آزادی‌های فردی و جمعی هستند، برای شرکت در این همایش دعوت کرد. شرایط کنونی کشور ما ایجاب می‌کند که این همایش ملّی هرچه زودتر برگزار شود، و یک نهاد مشورتی موقتی تشکیل دهد تا برای بررسی اوضاع و انجام اقدام لازم دربارة آن با دولت همکاری کند، و در ضمن حمایت مؤثر مردم و پشتیبانی آنها از این تلاش ملّی برای مقابله با تروریسم و شکست دادن تروریست‌ها را به دست آورد.“

سرمقالة ۲۹ خرداد طریق‌الشعب به طور مفصّل به توضیح و تحلیل رخدادهای اخیر عراق پرداخته است. آنچه در زیر می‌خوانید، گزیدة مهم‌ترین بخش‌های این مقاله است.

”در نتیجة تهاجم خائنانة جنایتکاران داعش به موصل و ریزش ناگهانی و سریع نیروهای نظامی در پی این تهاجم، تأثیر نظامی-امنیتی، سیاسی و روحی-روانی این تهاجم و تجاوز بر شهروندان عراق و بر کل جامعة عراق، و تأثیر منفی آن بر چشم‌انداز حل‌وفصل بحران عمیقی که کشور با آن روبروست، اکنون کشور ما شاهد رخدادهای خطرناکی است و در وضعیت وخیمی قرار دارد. همة نیروها، حزب‌ها و شهروندانی که احساس مسئولیت می‌کنند هم‌عقیده‌اند که آنچه کشور ما را به این وضعیت فاجعه‌بار کشانده است، رشته‌ای از عامل‌ها و علّت‌های گوناگونی است که بر هم تأثیر متقابل دارند و در ضمن ارتباط تنگاتنگی با شرایط سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و روانی غالب بر جامعه و بحران عمیقی دارند که کشور با آن دست به گریبان است. این وضعیت خراب را می‌توان در بن‌بست موجود و تنش‌های شدید و عدم اعتماد و اطمینان در میان گروه‌های سیاسی، در روابط سرد و تیره میان منطقة کردستان و دولت مرکزی، و نیز میان دولت مرکزی و شماری از استان‌های کشور مشاهده کرد. از جمله عوامل دیگری که این وضع را وخیم‌تر کرده است عبارتند از: وخیم‌تر شدن پیامدهای ویرانگر سیاست تقسیم قدرت فرقه‌یی-قومی، نمود فزایندة یک حاکمیت خودکامه، انحصار قدرت، محرومیت نیروهای سیاسی، نادیده گرفتن‌ها و اتهام‌زنی‌ها، جنگ بر سر مقام‌های دولتی، پارتی‌بازی و اعمال نفوذ، فساد لگام‌گسیخته، سوءمدیریت، خدمات دولتی ناکافی و نامناسب، میزان زیاد بیکاری، و فقر. به‌علاوه، باید از مداخلة خارجی و برخورد و تضاد منافع دولت‌های دیگر در کشور ما، و برضد منافع میهن و ملّت ما، یاد کرد.

”همة اینها، و نیز عوامل متعدد دیگر، بر تشکیلات نظامی و انتظامی و امنیتی کشور که بر اساس تقسیم قدرت فرقه‌یی ساخته شده است تا در خدمت هدف‌های سیاسی خاص و تسلیم سیاستِ حاکمان باشد، تأثیر منفی گذاشته است. از جمله اینکه از این تشکیلات در حیطه‌ای بیرون از وظایف آن که در قانون اساسی معیّن شده است، و برای حل‌وفصل مسائل داخلی استفاده شده است. در نتیجه، این تشکیلات فاقد یک کارپایه و خط‌مشی روشن و مشخص ملّی است، و انسجام داخلی آن خدشه‌دار شده است، که در نتیجه، آن را در برابر دگرگونی‌های سیاسی و در برابر تقابل‌ها و فضای جنگ داخلی به‌شدت آسیب‌پذیر کرده است. این وضع بر قابلیت، کارآیی، و نظم تشکیلات نظامی و امنیتی کشور تأثیر گذاشته است، و در رخدادهای اخیر بر توانایی نیروهای مسلّح برای ایستادگی در برابر فشارهای غیرمنتظره و بزرگ، تأثیری منفی گذاشت. علاوه بر اینها، باید به آموزش ناکافی و نامناسب، فعالیت اطلاعاتی ناکارآمد، و فساد و رشوه‌خواری در این تشکیلات اشاره کرد.

”از سوی دیگر، آنچه در موصل رخ داد، تأکیدی است بر اهمیت وجود رابطة مثبت میان تشکیلات نظامی-امنیتی با فضایی که این تشکیلات در آن کار می‌کند- از جمله از لحاظ چگونگی برخورد مقام‌های محلی و شهروندان- و این رابطه‌ای است که وجود نداشت، و به جای آن، یک رابطة تیره و تار، مملو از بی‌اعتمادی و اتهام‌زنی متقابل، حاکم بود.

”ما در عین حال که علت‌ها و پیامدهای آنچه را که رخ داد بیان می‌کنیم، لازم است که به نبود هماهنگی و همکاری میان نیروهای دولت فدرال و نیروهای منطقة کردستان نیز اشاره کنیم و به آن توجه داشته باشیم. وجود ترس و نگرانی، و بدگمانی و سوءظن غیرقابل‌توجیه میان این دو نیرو مانع ایجاد یک رابطة متقابل نزدیک و دوستانه، و همکاری و حمایت متقابل شد. رخدادهای ناگوار اخیر ضرورت وجود چنان رابطه‌ای را نشان داد، به‌ویژه با توجه به آنکه نیروهای منطقة کردستان توانایی خود را در مقابلة مؤثر با تروریسم نشان دادند.

”از سوی دیگر، به رخدادهای جاری در سوریه و تأثیر منفی آنها بر وضعیت کشور ما توجه کافی نشد. مرزها باز بود و داعش از این وضع برای جمع کردن هوادارانش بهره گرفت، و در عین حال، ارتش نتوانست به نیروهایی که در موصل بودند به‌موقع کمک برساند و از سقوط آن شهر جلوگیری کند. عامل دیگری که به سقوط موصل کمک کرد، وجود ”ستون پنجم“ بود که کارش تضعیف روحیة مردم و آکندن فضا از روحیة ناکامی و شکست بود.

”به‌علاوه، یک لحظه هم نباید حمایت محلی و منطقه‌یی از داعش و دیگر سازمان‌های تروریستی را فراموش کرد که از آن جمله‌اند حمایت رسانه‌یی و مادّی و تدارکاتی و لجستیکی، که آنها هنوز هم از این حمایت‌ها برخوردارند.

”البته مردم ما می‌فهمند که رخدادهای اخیر چه چیزی را آشکار کرد: اینکه اگرچه این تهاجم به طور عمده به نام داعش تمام شده است، ولی آنچه در واقع رخ داد، اقدام سازمان یافتة یک ائتلاف گسترده بود که سرگرم فعالیت هماهنگ برای در هم کوبیدن روند سیاسی دموکراتیک، بر هم زدن وضعیت کنونی و بازگرداندن عراق به دورة سرکوب، استبداد و دیکتاتوری بوده است، که مردم هنوز دارند هزینة آن را می‌پردازند. قبلاً هم اشاره‌هایی به نشانه‌های حاکی از این نقشه شده بود و هشدارهایی هم داده شده بود، امّا چاره‌جویی و اقدام‌هایی که صورت گرفت متأسفانه در حد و اندازة این چالش بزرگ نبود.

”امّا همة اینها این واقعیت را عوض نمی‌کند که در موصل بودند کسانی، چه در میان نظامیان و چه در میان مردم غیرنظامی، که با مهاجمان جنگیدند و جان باختند، و عده‌شان هم کم نبود. فداکاری‌های این عده ستودنی است؛ باید آن را گرامی داشت، و باید به خانواده‌های آنها یاری رساند.

”امروز، در این لحظه‌های حسّاسی که کشور ما از سر می‌گذراند، باید بر این امر تأکید کرد که حفظ و تضمین وحدت میهن و مقابله با تروریسم و نیروهای آن مستلزم گردآوری و آماده‌سازی نیروهای مردمی و نیروهای مسلّح، و گرفتن موضعی است که پاسخگو و برآورندة منافع عالی میهن و ملّت باشد؛ منافع همة عراقی‌ها. هدف باید روشن باشد: شکست دادن تروریسم و رها کردن کشورمان از شر آن، و گشودن چشم‌اندازی روشن به سوی آیندة بهتری که مردم عراق آرزوی آن را دارند، و بی‌تردید کاملاً شایستة آنند.

”توده‌های وسیع مردم عراق موضع قاطع خود را اعلام کرده‌اند که می‌توان آن را در مخالفت سراسری با داعش و جنایت‌های آن، خواست فزایندة مقابله با داعش در عرصه‌های ایدئولوژی و سیاسی، موج گستردة داوطلبی برای پیوستن به نیروهای مسلّح، و نیز بیانیه‌ها و مواضع سیاسی، و فراخوان برای اتحاد نیروها و غلبه بر اختلاف‌ها و دشواری‌های موجود دید.

”این اشتیاق و جوشش برای مقابله با داعش و دیگر نیروهای تروریستی مشابه آن را باید به‌روشنی و با واقع‌بینی و بی‌غرضی دید و شناخت، و باید از آن برای تنظیم راهبُردی استفاده کرد که از اشتباه‌ها و کمبودها و همة آنچه منجر به وضعیت کنونی شد، عاری باشد. این امر مستلزم دنبال کردن سیاستی است که در آن اثری از تقسیم قدرت فرقه‌یی-قومی نباشد، و مستلزم تشکیل دولتی است که فارغ از چنین تقسیم قدرتی باشد. علاوه بر این، طرح همه‌جانبه‌ای باید تنظیم شود که شامل جنبه‌هایی عملی باشد که فعالیت انتظامی و امنیتی را- که لازم است از تعلل و سستی و واپسگرایی و فساد پاک شود- به فعالیت‌های سیاسی انعطاف‌پذیری پیوند بزند و بتواند نیروها را به یکدیگر نزدیک کند، ریشه‌ها و علّت‌های تنش در رابطه میان این نیروها را از میان ببرد، مسائل اقتصادی و اجتماعی را حل کند و خدمات همگانی را بهبود بخشد. این طرح باید زدودن همة نمودهای تبعیض و نقض آزادی‌ها و حقوق انسانی را تضمین کند. معیارهای اصلی برای برگماری افراد به مقام‌های دولتی، نظامی و امنیتی و انتظامی، باید تخصص حرفه‌یی، مهارت و کاردانی، درستکاری و وفاداری به میهن باشد.

”اکنون که دولت کنونی فقط یک متصدی موقت دولت است، و دورة مجلس قبلی مطابق با قانون به پایان رسیده است و مجلس جدید هنوز تشکیل نشده و کارش را آغاز نکرده است، برای اینکه بتوان با همة دشواری‌های موجود به طور جمعی و مؤثر مقابله کرد و اتحاد نیروهای میهن‌دوست را تأمین کرد، و برای اینکه موضع این نیروها با یکدیگر هماهنگ شود و همه در یک جوّ همکاری و همبستگی در کنار یکدیگر کار کنند، لازم است که هرچه زودتر در راه تشکیل و برگزاری یک همایش ملّی با دستورکار و جدول زمانی کاملاً روشن گام برداشته شود. باید همة نیروها و حزب‌های سیاسی فعال را که خواهان برقراری صلح، امنیت و ثبات، تحکیم و تقویت دموکراسی و استقرار نهادهای دموکراتیک، و تأمین و تضمین آزادی‌های فردی و جمعی هستند، برای شرکت در این همایش دعوت کرد. شرایط کنونی کشور ما ایجاب می‌کند که این همایش ملّی هرچه زودتر برگزار شود، و یک نهاد مشورتی موقتی تشکیل دهد تا برای بررسی اوضاع و انجام اقدام لازم دربارة آن با دولت همکاری کند، و در ضمن حمایت مؤثر مردم و پشتیبانی آنها از این تلاش ملّی برای مقابله با تروریسم و شکست دادن تروریست‌ها را به دست آورد.“

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

اطلاعات

این ویودی در 30 سپتامبر 2014 بدست در اشتراک - eshtrak فرستاده شده و با , , برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: