اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

تشدید سرکوب در زندانها: کمیته حمایت از شاهرخ زمانی٬ خبری از گوهر دشت٬ دشمنی و عداوت جمهوری اسلامی با خانواده 50 میلیونی کارگران تمامی ندارد!: فریده جعفری٬ جان رضا شهابی بطور جدی در خطر است و مبارزه فوری را می طلبد!٬ و اعتصاب کارگران معدن سنگ آهن بافق با پیروزی به اتمام رسید!: نهادهای همبستگی

دریافتی:

به قول ولتر بر نیزه می توان تکیه کرد و لی روی آن نمی توان نشست،و اکنون آرام آرام سران حکومت اسلامی دارند روی سر نیزه جلوس می کنند، دور نیست روزیکه پابرهنگان و گرسنگان حاصل از دزدیها و بهره کشی های هزار میلیاردی، طومار ظلم و استبداد حکومت اسلامی را درهم خواهند پیچید و انتقام خود را از ستمگران سرمایه داری اسلامی خواهند گرفت. هم اکنون باید کارگران و مردم آزادیخواه باید با هشیاری هر چه بیشتر از زندانیان سیاسی حمایت کنند و در حمایت از آنها دست به اعتراضات گسترده و متحدانه عملی بزنند.

 

 

 

 

kargari,free them now

تشدید سرکوب در زندانها

تعرض جدید رژیم در افزایش فرستادن زندانیان سیاسی مانند مهدی فراحی شاندیز به بندهای عادی میان جانیان خطرناک ، تلاش برای از بین بردن بند 350 اوین و انتقال دهها نفر به رجایی شهر و تراکم شدید زندانیان در این قتلگاه ، تشدید شدید اعدامها ، تحریک افراد معتاد علیه زندانیان سیاسی با مدیریت اداره اطلاعات در پی شکست و بن بست سیاستهای ضدمردمی و غارتگرانه مافیای ثروت و قدرت ، انزوای شدید جهانی و درگیری شدید جناح های قدرت برای تصاحب ثروت و قدرت ، و مهمتر از همه اکنون که نظام جمهوری اسلامی مجبور به قبول شرایط کشور های غربی در رابطه با فعالیت های هسته خود شده و دارند برای این شکست جمهوری اسلامی متن تعهد نامه ای تنظیم می کنند، جانیان حاکم عین تمامی دوران سیاه حکمرانی خود فرمان ماشین کشتار را به طرف زندانیان بی دفاع چرخانده اند ، بطوری که روزی نیست که در کشتارگاه انسانها کسانی به دار آویخته نشوند تا دزدان ثروت های عمومی از ترس انقلاب بر وحشت و هراس خود چیره شوند.

تشدید اعدامهای سیاسی، که هر روز در اخبار می شنویم مثلا»( 2  نفر در اهواز ، خسروی در اوین به همراه 4 نفر در رجایی شهر، 6 نفر در قزل حصار، در رشت ، مشهد  و دهها نفر در زاهدان) و دیگر شهر ها که زیر تیغ می باشند ، هم چنان هر روز در زندانهای مختلف بی وقفه ادامه دارد، یورش وحشیانه به بند 350 اوین ، رجایی شهر ، ارومیه ،بندر عباس فرستادن زندانیان به انفرادی و تبعید به زندانهای عادی ،و تشدید شکنجه های روحی – جسمی گوشه ای از این جنایات جمهوری اسلامی است.

قتلگاه جهنمی رجایی شهر با 4800 تا 5800 زندانی ، با 2300 قصاصی محکوم به اعدام در حال اجرای حکم هفتگی ، کشتارگاه و تبعیدگاه واقعی 250 نفر زندانی سیاسی – عقیدتی با 40 اعدامی مانند زانیار و لقمان مرادی ، شهرام احمدی و 4 نفر از هموطنان سنی که برای اعدام به قزل حصار منتقل شده اند میباشد ، حدود 20 نفر حبس ابد مانند سعید ماسوری با 15 سال ، خالد حردانی 15 سال ، محمد نظری 21 سال و بقیه با حبس های سنگین 5 تا 35 سال می باشند .

تمامی این زندانیان بدون حکم قضایی توسط سازمان جنایتکار اطلاعات دستگیر ، شکنجه و سپس به سفارش بازجوهای این ادراه و با ممانعت آن از تمامی حقوق قانونی خود محرومند و با پرونده سازی های دیگر مانند خالد حردانی ، ارژنگ داوودی ، شاهرخ زمانی ، هوشنگ رضایی ، نامق محمودی و… به حبس های آنها افزوده می شود .

شرایط و فضای نگهداری این اسیران تبعیدی از دورترین جاهای ایران مانند اهواز، زاهدان، کردستان ، آذربایجان و شیراز بسیار هولناک و بد می باشد ، فضای تنگ زندگی 2_ 3 نفر حبس سنگین در سلولهای انفرادی 70/4  متری با پنجره های سی سانتی با 4 لایه تور و ورق آهنی که جلو جریان هوا را سد کرده است در گرمای کشنده تابستان که عموما » حالت خفگی به زندانیان دست می دهد و امراض قلبی و ریوی را تشدید می کند ، در کنار این وضع جهنمی هواخوری 5/2 تا 3 ساعته به جای صبح تا غروب مرسوم در دیگر زندانها ، ابعاد کینه و آدمکشی نوکران ولایت مطلقه میلیادرها را نشان می دهد .

تغذیه با سویای حیوانی ، نبود بهداشت که موشها و سوسکها رژه رفته و هر هفته 7 تا 8 موش گرفته می شود که حتما» از فاضلابهای 40_ 50 ساله کهنه بیرون آمده و با جویدن و خوردن مایحتاج عمومی زندانیان حتی به سفره نان هم رحم نمی کنند، که جمهوری اسلامی برای آزار و اذیت زندانیان حتی با سوسک ها و موشها نیز دستی همکاری و اخوت داده است.

نبود کوچکترین امکانات درمانی و اجازه ندادن به بیماران در حال مرگ برای معالجه به خرج خودشان در بیمارستانها مانند حسن طفاح پیرمرد 85 ساله چپ عرب مبتلا به سرطان خون ، دکتر مقدم ، سبحانی پیرمرد 70 ساله هموطن بهایی ، ماشالله حائری از میان 25 بیمار اورژانسی مانند رضا شهابی که حتی بهداری زندان ضرورت حیاتی اعزام آنها را تایید کرده است، همه این حرکت های غیر قانونی توسط و با عناد و ممانعت سربازان گمنام  امام زمان علیه زندانیان  بیمار که  در حال مرگ تدریجی هستند ، تحمیل می شوند.

در این اوضاع با استرس شدید روانی، منع کامل امکانات آموزشی و تفریحی و ورزشی و تخریب کتابخانه زندان برای این زندانیان و قطع و منع ارتباطات عاطفی_ قانونی مانند تلفن ، مکاتبه ، ملاقات حضوری و خصوصی ، مرخصی عادی به جهنم، قطع و منع مرخصی ضروری استعلاجی ، فوت بستگان و عروسی فرزندان و قطع عفو ها و آزادیهای مشروط درجه بی عاطفگی و جنایت پیشگی را ماموران اداره اطلاعات به اوج رسانده اند و دست فاشیستهای گشتاپو را از پشت بسته اند. در کنار این جنایت، «کار شریف» سربازان گمنام امام زمان یکی از پست ترین کارهای ممکن است که با برنامه ریزی آگاهانه و عامدانه این اداره برای رواج مواد مخدر ، قرصهای روانگردان در بین زندانیان مخصوصا» جوانانی که شهروندان عادی بوده و در معرض فشارهای روحی وروانی قرار دارند می باشد.

در این شیوه ابتدا زندانیان ضعیف و ناامید توسط این سازمان جهنمی معتاد شده و سپس علاوه بر دادن سهمیه آنها توسط این افراد بدبخت و معتاد هم مواد پخش شده گزارش لحظه به لحظه زندان نیز مخصوصا» از مبارزین و نقشه های آنها برای مبارزه از آنها گرفته می شود.

خوشبختانه در این زندان تا کنون کلیه عوامل شناخته شده بوده و با توجه به اوضاع وخیم حکومت این افراد در حال دور شدن از رژیم می باشند ، البته با توجه به اعتیاد این افراد رژیم توان فشار اجرایی زیادی دارد.

در جدیدترین اقدام در 5 تیر جمشید صادق که به جرم فروش اطلاعات و جاسوسی به حبس ابد محکوم  بوده و یکباره حکمش به ده سال تقلیل پیدا کرد و معتاد به شیشه است، و در حین قطع کامل مرخصی ها برای زندانیان، جمشید صادق هر دو ماه یکبار به مرخصی می رود جمشید صادق با  تحریک عوامل رژیم به شاهرخ زمانی حمله کرده و وی را مورد ضرب وشتم قرار داد، که با عکس العمل شدید همه زندانیان ، مخصوصا » جوانان روبرو شد که با وساطت خود زمانی از ادامه کتک خوردن جمشید صادق جلوگیری شد، تا رژیم نتواند با سیاست تفرقه بیانداز و حکومت کن سیاست هایش را پیش ببرد. عوامل اداره اطلاعات هر روزه به دنبال فرصت هستند تا زندانیان فعال بخصوص شاهرخ زمانی را مورد اذیت و ازار قرار بدهد مخصوصا» پس از بازگشت موفقیت آمیز و پیروزمندانه شاهرخ زمانی از تبعید قزل حصار که نتیجه 47 روز اعتصاب غذا وی و حمایت های ملی و جهانی از خواست ها و مقاومت او بوده است، این موفقیت باعث  کینه و نفرت دشمنان مردم نسبت به او شده است.

تحت چنین شرایطی تا حال دهها نفر مانند ساران ، رادپور، دکمه چی ، مهدی شریعت رضوی ، کرمی خیرآبادی و آخر سر افشین اسانلو کارگر جوان با نقشه و به دست عوامل اداره اطلاعات کشته شده اند.

در تشدید این سرکوبها اصلاح طلبان حکومتی زندانی پس از انحلال شورای انقلابی قبلی و تبعید شاهرخ زمانی و سمکو خلقتی نقش ستون پنجم رژیم را در شورای جدید بازی می کنند بطوریکه در تراکم جدید گفته ها و خواسته های مسئولین زندان را بدون به رای گذاشتن و بدون صحبت و مشورت در مورد آنها با بقیه زندانیان آن خواسته ها را در شورا تصویب کردند که «تمام اتاقهای 70/4 متری سه نفره شوند و با امضای سیزده نفره نامه ی به مردانی رئیس زندان نوشته و خواستار تبعید شاهرخ زمانی شده اند، و در واقعه ی 5 تیر بعنوان وردست اطلاعات بودند و در حالیکه زمانی برای جلوگیری از درگیری داخلی نهایت خویشتن داری را نمود، بهمن اموئی که می خواست برای ولایت مطلقه فقها در غزه بجنگد، فرد تحریک شده از عوامل اطلاعات جمشید صادق را طبق نقشه اداره اطلاعات علیه زمانی تحریک می کرد که با مخالفت شدید همه مخصوصا» دوستان نظامی مواجه شد که نزدیک بود کتک شدیدی بخورد که باز هم با وساطت خود زمانی، بهمن اموئی فعلا» از تنبیهی که لازم دارد یک بار دیگر نجات یافت و غائله ختم به خیر شد.

در کنار  این کارها سربازان گمنام با استفاده از وردستی زندانیان اصلاح طلب حکومتی مانند بهمن اموئی در کمک به حسن کلید رژیم ، برخلاف آیین نامه تفکیک جرائم، تبعید زندانیان مقاوم و مبارز مانند هموطن بهایی شهرام چینیان ، مهدی شاندیز ، مهدی خزعلی در رجایی شهر ، لطیف حسنی(که فعلا» 48 ساعت است از سر نوشت او خبری در دست نیست در زندان اوین می گویند به گوهر دشت فرستاده اند ولی در گوهر دشت می گویند اینجا نیاوردند خانواده او را بین راه اوین و گوهر دشت آواره کردند) و بهنام ابراهیم زاده و دوستان دراویش و دیگران در اوین و تبعید دیگر زندانیها به بند های زندانیان جانی و خطرناک و عادی تشدید کرده است، و البته از آزار و اذیت و تهدید خانواده زندانیان نیز کوتاهی نمی کنند از جمله مامور مخفی وزارت اطلاعات به نام بهرنگ نجاتی در قالب پوششی کارمند ادارات مختلف که اکنون بعنوان کارمند  اداری دانشگاه تبریز است، برای اطلاعات بیشتر به لینک زیر مراجعه کنید:

 (http://chzamani.blogspot.ca/2013/02/blog-post_9288.html)،بطور مدام خانواده شاهرخ زمانی را تحت فشار و تهدید قرار داده است و هر روز تبلیغات مسموم کننده ای علیه شاهرخ زمانی و خانواده اش را سازماندهی می کند که لازم است جوانان و مردم ازادیخواه تبریز ضمن هشیاری نسبت به حرکت های بهرنگ نجاتی راههای برای جلوگیری از کارهای این سرباز گمنام امام زمان پیدا کنند.

در مقابل این همه آزار واذیت و شکنجه روحی و جسمی بر مقاومت زندانیان سیاسی _ عقیدتی و خانواده های آنها افزوده شده است، بطوریکه با مقاومت همه جانبه خانواده های 4 اعدامی هموطن سنی و حمایت همه جانبه مردم در جلو زندان قزل حصار، رژیم مجبور به عقب نشینی شد و همچنین وحدت و مقاوت زندانیان سیاسی _ عقیدتی به اوج رسیده و بر فشارهای ملی و جهانی علیه سیاستهای ضد بشری حکومت افزوده شده است ، هر چند سربازان گمنام حکومت ولایت مطلقه  70_80 میلیادر روحانی _ نظامی بر مبارزین آزادی و عدالت اجتماعی با پایمال کردن و نفی تمامی حقوقهای قانونی فشارها را تشدید کرده اند و مسئولین زندان و قوه قضائی را عین عروسک خیمه شب بازی به کار گرفته اند، اما به قول ولتر بر نیزه می توان تکیه کرد و لی روی آن نمی توان نشست،و اکنون آرام آرام سران حکومت اسلامی دارند روی سر نیزه جلوس می کنند، دور نیست روزیکه پابرهنگان و گرسنگان حاصل از دزدیها و بهره کشی های هزار میلیاردی، طومار ظلم و استبداد حکومت اسلامی را درهم خواهند پیچید و انتقام خود را از ستمگران سرمایه داری اسلامی خواهند گرفت. هم اکنون باید کارگران و مردم آزادیخواه باید با هشیاری هر چه بیشتر از زندانیان سیاسی حمایت کنند و در حمایت از آنها دست به اعتراضات گسترده و متحدانه عملی بزنند.

کارگر زندانی ، زندانی سیاسی ازاد باید گردد

 

کمیته حمایت از شاهرخ زمانی

7/4/1393

********************************************************

معیار روشن و شفاف این است » هر کسی در سخرانی یا نوشته اش زندانیان سیاسی را به دو بخش سیاسی و بخش دیگر را به نام زندانی امنیتی نام ببرد او در صف جمهوری اسلامی علیه مردم قرار دارد » این معیار را هرگز فراموش نکنید.

خبری از گوهر دشت: دشمنی و عداوت جمهوری اسلامی با خانواده 50 میلیونی کارگران تمامی ندارد!!!

 فریده جعفری

شاهرخ زمانی فعال کارگری، توسط یک معتاد که با نقشه قبلی عوامل اطلاعات تحریک شده بود مورد حمله قرار گرفت !!! معتاد حمله کننده به شاهرخ متهم به جاسوسی و فروش اطلاعات طبقه بندی شده نظامی ایران به کشورهای غربی است که به وسیله اداره اطلاعات، معتاد به شیشه شده است و اطلاعات با این اهرم فشار از او برای مقاصد جاسوسی و تحریکات لازم در زندان استفاده می کند.

حکومت سرمایه داری در زندان نیز دست از آزار و اذیت کارگران برنمی دارد ، بدنبال مقاومت و مبارزه شاهرخ زمانی بعنوان دبیر شورای سالن سیاسی در مقابله با تخریب کتابخانه و دستگاه های پارازیت انداز و دیگر خواسته های قانونی در برابر زورگویی ها و قانون شکنی ها نیروهای اداره اطلاعات و قوه قضائیه، ابتدا مدتی به همراه رسول بداقی به انفرادی و  سپس به زندان قزل حصار تبعید شد، در این مدت شورایی انقلابی انتخابی زندانیان سیاسی سالن 12 که زندانیان توانسته بودند خارج از اختیار اداره اطلاعات بطور ازادانه نمایندگان خود را انتخاب کنند، منحل و شورایی مورد پسند اطلاعات و گوش به فرمان امرا و روسا با همیاری ستون پنجمی های اصلاح طلبان تشکیل شد. که در همکاری با مسئولین حکومت تمامی دست آورد های قبلی مانند نزدن پا بند و دست بند و نپوشیدن لباس زندان و برگرداندن بیماران بدون در مان از بیمارستان ، و غیره را که از دست آورد های شورای نمایندگان قبلی زندانیان بود به حراج گذاشته و از دست داد، شورای جدید چنان در دستان ماموران نرم و دست آموز هستند که ماموران به راحتی زندانیان را همه گونه مورد آزار قرار می دهند و شورای جدید هیچ گونه اعتراضی نمی کند و تنها به پادو اداره اطلاعات در دادن گزارش و پیاده کردن نقشه های ماموران علیه زندانیان تبدیل شده است، از جمله در مقابل ضرب و شتم چندین باره  پیر مرد 85 ساله حسن طفاح و محمد ابیات جوان دانشجو و تشدید پارازیت ها همچنین کمتر کردن جیره ی غذایی و اضافه کردن هر روزه تعداد زندانیان در حالی که نهایت ظرفیت این سالن 80 نفر است هم اکنون بیش از 250 نفر نگهداری می شود با توجه به خصلت ذاتی جناح های مختلف جمهوری اسلامی از اصولگرا گرفته تا میانه رو و اصلاح طلبش که همگی با هرگونه انتخابات آزاد و فعالیت مردمی و متشکل دشمنی می کنند معلوم می شود که چرا ماموران با همکاری برخی از زندانیان اصلاح طلب تلاش می کردند به هر قیمتی شده شورای نمایندگان قبلی را به انحلال بکشاند،ناتوانی شورای جدید به جای رسیده است که شورای قبلی در اذهان زندانیان به اسطوره و سمبل مقاومت تبدیل شده است چرا که شورای قبلی با برنامه ریزی و استفاده از قدرت جمعی همه ای زندانیان توانسته بود دست آوردهای ملموس و عینی که زندانیان یک به یک از آنها منتفع شده بودند، کسب کند، در برخی موراد ماموران و مسئولین زندان را مجبور به رعایت قوانین بکننددر نتیجه اندکی از ظلم و ستم کاسته شده و زندان جهنمی گوهر دشت اندکی قابل تحمل شده بود، هر چند همه از پروژه مشترک اداره اطلاعات ، دیگر مسئولین زندان و مهره های مهم زندانیان اصلاح طلب اطلاع دارید، اما برای روشنتر شدن به صورت مختصری از آن را که نمونه بسیار کوچک شده نقشه ها و طرح های است که جمهوری اسلامی طی 36 سال عمر خود مانند آن را در سطح کل کشور علیه مردم بار ها به اجراء گذاشته است، بیان میکنم :

( حدود 10 ماه قبل رشته کنترل و منهدسی انتخابات نماینده زندانیان از دست اداره اطلاعات زندان و مسئولین خارج شد و زندانیان توانستند نمایندگان مورد نظر خود را انتخاب کنند، در نتیجه سه نفر از زندانیان سیاسی آزادیخواه با نام های سمکو خلقتی ، خالد حردانی و شاهرخ زمانی  انتخاب شدند آنها توانستند طی 5 ماه فعالیت مسئولین و ماموران عالی رتبه را مجبور به  رعایت برخی از قوانین و آیین نامه ها کنند از جمله زدن پا بند ، دست بند و پوشیدن لباس زندان را از اجباری بودن خارج کردند و همچنین موفقیت های در مورد زمان هواخوری ، ملاقات ها ، شکایت از ماموران خاطی، ارسال نامه ها به موقع و تعقیب نتایج آنها ، پیگیری برای بهداشت و درمان در بهداری و اعزام سریعتر بیماران به بیمارستان و … را کسب کنند اما برای همه ی مردم طی 36 سال عمر ننگین جمهوری اسلامی و در بررسی و کسب اخبار در رابطه با دسته ها و گروههای اسلامی موجود مانند القائده ، حکومت طالبان در افغانستان،  داعش ، حکومت اسلامی کنونی افغانستان که وقتی نتوانستند انتخابات را مهندسی کنند چه اتفاقاتی افتاده است  ، حکومت اسلامی عراق ، بوکوحرام ، اخوان المسلمین ، حزب الله لبنان ، حماس ، نوع جدید حکومت اسلامی در ترکیه که طی دوسال گذشته با مردم چه رفتاری می کنند ، حکومت های اسلامی عربستان، قطر، لیبی ، یا تروریست های چچنی و داغستانی و … ثابت شده است هر حکومتی و گروه و هر دسته ای که دارای چنین فلسفه و دیدگاه اسلامی باشد بدون هیچ شکی راسیست و ذاتا» دشمن انسانیت و دشمن هر گونه فعالیت  انسانی به سود مردم است و فعالیت های آزادیخواهانه و مردمی با ذات و هویت جمهوری اسلامی و ماموران اش که در مکتب اسلامی تربیت شده اند قابل تحمل نیست این حکومت ها ، دستجات و گروهها دقیقا» کپی برابر اصلی از حکومت های سرمایه داری مانند راسیست های کوکلاس کلان ها و اعضای تی پارتی در آمریکا، نازی ها در آلمان ، پیراهن سیاه ها در اسپانیا ، فاشیست ها در ایتالیا ،…، نئو نازیها در اکراین کنونی که با اتش زندن اتحادیه کارگری 36 کارگر را زنده زنده سوزاندند درست مانند اسلافشان که در آلمان رایشتاگ را به آتش کشیدند و در کوره های آدم سوزی انسانها را می سوزاندند  بر مبنای چنین تربیتی است که ماموران اداره اطلاعات و مسئولین زندان گوهر دشت دست در دست زندانیان اصلاح طلب که هنوز بخشی از جمهوری اسلامی هستند نقشه ای علیه زندانیان و شورای نمایندگی آنها به اجرا گذاشتند نقشه فوق با نوشتن و امضا کردن یک طومار از طرف زندانیان اصلاح طلب با این مضمون که «مسئولین محترم سازمان زندانها لطفا» ما را از زندانیان ضد انقلاب و امنیتی جدا کنید» این اصلاح طلبان که بدلیل دعوای جناحی دررونی نظام جمهوری اسلامی به زندان افتاده اند خود را زندانی سیاسی می دانند بقیه زندانیان را امنیتی قلمداد می کنند و اعتقاد دارند که خودشان حقشان نیست زندانی شوند ولی بقیه باید زندانی شوند حتی روزنامه نگاران و نویسندگان و تمامی مسئولین اصلاح طلبان در گفته ها و نوشته هایشان زندانیان غیر از اصلاح طلبان را زندانیان امنیتی گفته یا می نویسند، از این بابت می توان نتیجه گرفت که اگر اصلاح طلبان حتی قدرت مطلقه در حکومت ایران شوند باز هم زندانیان سیاسی آزاد نخواهند شد چون در مورد زندانیان سیاسی میان اندیشه و افکار این ها با جناح اصول گرا صد در صد توافق وجود دارد، به این دلیل است که در مبارزه میان زندانیان با ماموران همیشه اصلاح طلبان زندانی در صف زندانبانان قرار گرفته و به شکل های تحریک کننده ، گزارش دهنده ، جاسوس و حتی سرکوب کننده به ماموران کمک کردند در مورد بند 350 اوین نیز انها به صورت نا محسوس در صف سرکوب کنندگان قرار داشتند و در ماست مالی کردن موضوع بعد از اتمام سرکوب نیز از ماموران به شکل های مختلف حمایت می کردند، خوانندگان این متن می توانند از این پس برای شناختن روزنامه نگاران و نویسندگان و سخنرانان را با این معیار شناسایی کنند و بدانند او در کدام صف قراردارد آیا در صف مردم و ازادیخواهان قرار دارد یا با تمامی تبلیغات و سخنان فریب کارانه اش در صف جمهوری اسلامی بوده به یکی از جناح های جمهوری اسلامی تعلق دارد آن معیار روشن و شفاف این است » هر کسی در سخرانی یا نوشته اش زندانیان سیاسی را به دو بخش سیاسی و بخش دیگر را به نام زندانی امنیتی نام ببرد او در صف جمهوری اسلامی علیه مردم قرار دارد « این معیار را هرگز فراموش نکنید.

طوماری که زندانیان سیاسی اصلاح طلب علیه زندانیان سیاسی غیر اصلاح طلب تهیه کرده بودند به اداره اطلاعات داده شد و آنها بخش دوم نقشه خود را با انتقال سمکو خلقتی به زندان اوین و شاهرخ زمانی به زندان قزل حصار و تنها گذاشتن خالد حردانی اجرا کردند و در خبر ها حتما» خواندید که در یورش به بند 350 اوین با سمکو خلقتی چگونه رفتار کردند و از اخبار انتقال شاهرخ زمانی به قزل حصار، اعتصاب غذای  او و اینکه با حمایت های جهانی و اعتراضات میلیونی کارگران و انقلابیون داخلی و جهانی در مقابل شاهرخ زمانی شکست را موقتا» پذیرفتند و او را دوباره به سالن 12 گوهر دشت بر گرداندند ولی همچنان در پی ازار و اذیت او هستند ، مردم ایران طی 36 سال عمر ننگین جمهوری اسلامی هزاران بار نقشه های این چنینی را که علیه مردم توسط نیروهای حکومت اسلامی به اجرا گذاشته شده اند تجربه کرده و تجربه می کنند نقشه های پلید و ضد انسانی علیه مردم و کارگران بخشی از فلسفه وجودی و ممذوج شده با ذات جمهوری اسلامی است که فقط با نابودی این نظام ضد کارگری و ضد انسانی می توان از شر آن نقشه ها خلاص شد. )

شاهرخ زمانی وقتی به زندان قزل حصار تبعید شد با 47 روز اعتصاب غذا و اعتراضات میلیونی کارگران جهان به حمایت از وی و تجمع کارگران سندیکای در مقابل زندان قزل حصار و تجمع های کارگران و فعالین کارگری در سنندج و دیگر شهر ها و همچنین حمایت های احزاب و سازمانهای انقلابی ایران و جهان و نهادهای مردمی جهان باعث عقب نشینی مسئولین زندان شده و انها مجبور به بر گرداندن وی به سالن 12 سیاسی زندان گوهر دشت شدند . اما کینه و نفرت نوکران میلیادرهای دزد ، هزاران میلیاردی بقدری از کارگران و بخصوص شاهرخ زمانی است که در یک اقدام جدید عوامل اطلاعات برای جبران شکست های خود در مقابل حمایت های قدرت مند کارگران از شاهرخ از یک زندانی متهم به فروش اطلاعات به غرب که معتاد نیز است و به تازگی مورد لطف سربازان گمنام امام زمان قرار گرفته و حکم حبس عبدش را به ده سال و در هر ماه 15 تا 20 روز را به مرخصی می رود مورد استفاده قرار می دهند و با تحریک این عامل که 4 روز پیش به شاهرخ هجوم برده و او را مورد ضرب و شتم قرار می دهد. فرد ضارب مورد خشم بقیه زندانیان  سیاسی قرار گرفت که با وساطت خود شاهرخ زمانی از شدت اختلافات و درگیری جلو گیری به عمل آمد، تا اطلاعات به خواست و هدف خود از نقشه رذیلانه اش دست نیابد همان کاری را که اطلاعات در تبریز از طریق ارازل و اوباش نادان یک بار موفق به پرونده سازی بر پایه شهادت دروغ در زندان تبریز علیه شاهرخ شده بود که می خواست یک بار دیگر  نقشه فوق را ابن بار در زندان گوهر دشت تکرار کند که فعلا» با هشیاری شاهرخ و دیگر زندانیان سیاسی موفق نشده است، از طرف دیگر ماموران اطلاعات این دزدان گمنام امام زمانی می خواهند با ایجاد چنین درگیری ها از طریق عوامل خود ضمن ساختن پرونده های جدید علیه زندانیان مبارز بهانه ی برای ایجاد در گیری در زندان که بهانه ی برای هجوم سازمانیافته ماموران به زندانیان از نوع یورشی که در بند 350 زندان اوین مرتکب شدن زمینه سازی کنند، افشای چنین نقشه ها و توطئه های ماموران نظام و سربازان گمنام امام زمان که تمامی ثروت کشور امام زمانی را دزدیده و تصرف کردند وظیفه انقلابی یک به یک مردم و فعالین است، هر چند که ماموران برای جلوگیری از افشا شدن عوامل حکومت امام زمانی که همگی بدون شک غارت گر و دزد هستند و مانند خامنه ای و دیگر سران حکومت امام زمانی پول های مردم را در بانک های خارجی به نام خود و خانواده هایشان گذاشته اند هر روز توطئه های جدیدی به اجرا می گذارند، باید دقت کرد که افشای این توطئه ها وظیفه ضروری و اولیه تمامی نیروهای انقلابی ، کارگران ، فعالین کارگری و جوانان و مردم مبارز و ازادیخواه کل ایران است .)

دشمنان طبقه 50 میلیونی کارگران ایران بقدری ذلیل و زبون شده اند که در دفاع از غارت گران ثروت های ملی و مقابله با انزجار 77 میلیونی مردم چاره ای جز استفاده از این زندانیانی که تبدیل به طفیلی و متعاد و بدبخت شده اند، ندارند .

کارگران باید در دفاع از نان ، مسکن ، کار و امنیت شغلی و همچنین در دفاع از آزادی فعالیت قانونی و حق اعتصاب و حق ایجاد تشکل های مستقل کارگری به عنوان تنها وسیله تامین ممکن شدن مطالبات فوق و همچنین جلو گیری از دستگیری ، محاکمه ، زندانی کردن،  شکنجه روحی و جسمی و اذیت و ازار نمایندگان خود با اتحاد و مبارزه یک پارچه دفاع کنند، همانگونه که طی 4 ماه گذشته از شاهرخ زمانی دفاع کردند و البته این بار بیشتر ، متحدانه تر و گسترده تر از قبل وارد میدان دفاع شوند چرا که چاره 99 در صد ستمدیدگان علیه غارتگری یک در صدی:

فقط و فقط وحدت و تشکیلات است .

 

فریده جعفری

8/4/1393 

************************************

ما نهاد های همبستگی با جنبش کارگری در ایران – خارج کشور، نگران سلامتی رضا شهابی هستیم. ما وظیفه خود می دانیم که از رضا شهابی کارگر مبارز و خستگی ناپذیر جنبش کارگری تقاضا نمائیم، از آنجائیکه بطور جدی سلامتیش در خطر است به اعتصاب غذای خود پایان دهد. نهادهای همبستگی بر این واقف هستند رضا جنبشی را نمایندگی می کند که حتی زندان ، شکنجه و سرکوب بیرحمانه، نمی تواند اختلالی در اراده طبقاتیشان نسبت به آرمانهای والای بشری بوجود بیاورد. اما قطعا این اعتصاب غذاهای طولانی جان و سلامتیش را بخطر خواهد انداخت و دشمن در انتظار همچنین لحظه و روزی است. رضا باید بداند که جنبش کارگری بیشتر از هر زمان دیگر به وجود او نیاز دارد و این فرصت نباید به دشمن طبقاتی داده شود، که به آروزی دیرینه اش برسد.

nahadhay-e-hambastegikharej1

جان رضا شهابی بطور جدی در خطر است و مبارزه فوری را می طلبد!

 

رضا شهابی، مسئول مالی  و عضو هیأت مدیره­ی سندیکای شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه، با تنی رنجور اما با عزمی سترگ، برای چندمین بار ، دست به اعتصاب غذا زده  و از پذیرفتن دارو نیز سرباز زده است.

او در اعتراض به فشارها، انتقال او از زندان اوین به زندان گوهردشت و شرایط غیر انسانی زندان و اعلام چهار خواسته دایر بر بازگشت به بند 350 زندان اوین، برخورداری از مرخصی استعلاجی جهت درمان و عمل جراحی دیسک کمر، اجرای ماده 134 قانون جدید مجازات اسلامی و برخورداری از قانون آزادی مشروط، دست به اعتصاب غذا زده و وارد بیست و هفتمین روز اعتصاب غذای خود شده است.
طبق آخرین خبر ها او با وضعیت بسیار نامناسب و مخاطره آمیز جسمانی روبرو است ومسئولین زندان تا کنون هیچ ترتیب اثری به این اعتراض بر حق او نداده اند.

این چندمین بار است که رضا شهابی در اعتراض به اعمال جنایتکارانه و ضد کارگری و بشری بازجویان و مقامات زندان و شرایط بسیار سخت و طاقت فرسایی را که به وی و دیگر زندانیان تحمیل می کنند دست به اعتصاب غذا می زند و زندگی و سلامتی خود را در اعتراض به حقوق خود و هم طبقه ایهایش به خطر می اندازد. طبق خبرهای رسیده، در طول این مدت اعتصاب غذا رضا شهابی 8 کیلو از وزنش را از دست داده و سلامتی وی به طور جدی در معرض خطر قرار گرفته است.رضا شهابی به علت ناراحتیهای عدیده ای که از نظر جسمی دارد و در دوران محکومیتش هیچگاه بطور جدی مورد مُدوای پزشکی قرار نگرفته است.

 «مردانی»، رئیس این زندان در حالی که در برخورد با رضا شهابی دچار عجز و استیصال شده است و این عجز را با عبارتی چون » رضا! تو از جان ما چه می خواهی ؟» بر زبان می آورد، در عین حال، که در مقابل مقاومت و جسارتی که این کارگر پیشرو از خود نشان داده است، درمانده از شکستن مقاومت و ایستادگیش، در ظاهر او را تهدید به حبس در زندان انفرادی می نمایند. رژیم با عدم پاسخ به خواستهای رضا شهابی نوعی از شکنجه های فرسایشی را به او تحمیل می نماید، و با ادامه اعتصاب غذا  شرایط بسیار نگران کننده و دشواری را  پیش روی  رضا شهابی گذاشته که جان او را بطور جدی در معرض خطر قرار داده است. مزدوران رژیم جمهوری اسلامی از مقاومت و مبارزات خستگی ناپذیر رضا شهابی مستاصل شده و به این نتیجه رسیده اند، که اعمال هر نوع تنبیه و شکنجه بدنی و روحی در رابطه با این کارگر مبارز کارساز نمی باشد. بنابراین، با ترتیب اثر ندادن به اعتصاب غذا و متحقق نمودن خواسته هایش بر این تصمیم اند که با تحمیل نمودن شرایط فرسایشی و زیانبار بطور واقعی سلامتی او را تا پای مرگ بخطر بیاندازند! سرانجام با تحمیل قتل عمد مانند افشین اسانلو مرگ او را خیلی راحت و بدون هیچ مسئولیتی طبیعی جلوه دهند. این وضعیت بشدت نگران کننده رضا شهابی این توجه را به تمام نهادها و تشکلهای کارگری در سطح داخل و جهانی را می دهد  تا متحدا از رضا شهابی بخواهند که به اعتصاب غذای خود خاتمه بدهد.

ما نهاد های همبستگی با جنبش کارگری در ایران – خارج کشور، نگران سلامتی رضا شهابی هستیم. ما وظیفه خود می دانیم که از رضا شهابی کارگر مبارز و خستگی ناپذیر جنبش کارگری تقاضا نمائیم، از آنجائیکه بطور جدی سلامتیش در خطر است به اعتصاب غذای خود پایان دهد. نهادهای همبستگی بر این واقف هستند رضا جنبشی را نمایندگی می کند که حتی زندان ، شکنجه و سرکوب بیرحمانه، نمی تواند اختلالی در اراده طبقاتیشان نسبت به آرمانهای والای بشری بوجود بیاورد. اما قطعا این اعتصاب غذاهای طولانی جان و سلامتیش را بخطر خواهد انداخت و دشمن در انتظار همچنین لحظه و روزی است. رضا باید بداند که جنبش کارگری بیشتر از هر زمان دیگر به وجود او نیاز دارد و این فرصت نباید به دشمن طبقاتی داده شود، که به آروزی دیرینه اش برسد.

خطری که امروز رضا شهابی را تهدید می کند، این مسئولیت را بر عهده همه ما می گذارد که به هر طریق ممکن از وی حمایت کنیم و صدای حق طلبی این کارگر مبارز را که به خاطر دفاع از حقوق کارگران و بهبود سطح معیشت و زندگی آنان، سال هایی از عمر خود را در زندان بسر برده است  به گوش سازمانها و نهادهای کارگری آگاه جهان برسانیم.

تیرماه ۱۳۹۳

کارگرزندانی، زندانی سیاسی آزاد باید گردند!

مرگ بر رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی ایران!

نهادهای همبستگی با جنبش کارگری در ایران – خارج کشور

nhkommittehamahangi@gmail.com

http://nahadha.blogspot.com/

boltanxaberi@gmail.com

******************************

نهادهای همبستگی با جنبش کارگری در ایران، پیروزی اعتصاب و مبارزه کارگران را به این عزیزان و تمامی جنبش کارگری تبریک میگوید.

اعتصاب کارگران معدن سنگ آهن بافق با پیروزی به اتمام رسید!

5000 کارگر معدن بافق در اعتراض به خصوصی سازی معدن روز یکشنبه 28 اردیبهشت  دست به اعتصاب زدند. رژیم جمهووری اسلامی سرمایه همانند دیگر همپالگان خود در دیگر کشورهای سرمایه داری با طرح خصوصی سازی به دنبال؛ کسب سود بیشتر، کاهش دستمزد و مزایای کارگران، افزایش استثمار و فشار بیشترکار، افزایش بیکاری، قراردادهای موقت و سفید و بی امنیتی شغلی است. کارگران معدن بافق متشکل علیه طرح ارتجاعی سرمایه داران به پاخواسته و با اعتصاب خود در مقابل وحشیگری هر چه بیشتر سرمایه داران ایستاده و مصمم و یک پارچه رژیم سرمایه داران را به زانو در آوردند.

کارگران در مقابل این طرح سرکوب گرانه سرمایه داران، خواست خریدن سهام معدن و نیزخود مستقیما میتوانند اداره معدن را بدست بگیرند را طرح نمودند. کارگران معدن بافق پرچم یک مبارزه مهم علیه یکی از مهمترین طرحهای نظام سرمایه داری که نتیجه ای جز فقر وگرسنگی را بهمراه ندارد را بلند کردند. طرح خصوصی سازی سرمایه داری گریبان تمامی مراکزصنعتی را خواهد گرفت تا سود سرمایه نه تنها تضمین شده، بلکه صد چندان افزایش یابد.

مبارزه و اعتصاب به حق کارگران معدن بافق در مقابل طرح خصوصی سازی، پیروز شد و نیز راه را به کارگران در دیگرمراکز صنعتی نشان داد. پیروزی کارگران معدن بافق متعلق به تمامی کارگران است.

نهادهای همبستگی با جنبش کارگری در ایران، پیروزی اعتصاب و مبارزه کارگران را به این عزیزان و تمامی جنبش کارگری تبریک میگوید.

 زنده باد کارگران اعتصابی سنگ آهن بافق!

زنده باد همبستگی کارگران!

جون 2014 – تیر 1393

nhkommittehamahangi@gmail.com

http://nahadha.blogspot.com/

boltanxaberi@gmail.com

http://www.youtube.com/user/NahadhayHambastegy

 

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s

این وب‌گاه برای کاهشِ هرزنامه‌ها از Akismet استفاده می‌کند. در موردِ نحوهٔ پردازشِ داده‌هایِ دیدگاهتان بیشتر بدانید.

اطلاعات

این ویودی در 29 ژوئن 2014 بدست در اشتراک - eshtrak فرستاده شده و با , , برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: