اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

سرمای زندانها … بطریهای آبجوش… مگر از یاد میروند؟؟؟؟: اشرف علیخانی ستاره.تهران

سرمای زندانها … بطریهای آبجوش… مگر از یاد میروند؟؟؟؟

setareh

اشرف علیخانی ستاره.تهران

 

امروز 6 آبان است. هوا سرد شده و مردم پنجره های خانه هایشان را می بندند. البته گرم کردن خانه هایی که این سالها اغلب بصورت آپارتمانیست و مجهز به شوفاژ و بخاری گازی ، زیاد کار سختی نیست. اما زندانهای ایران داستانش داستان دیگریست! زندگی در پاییز و زمستان در زندان مشکلات خاص خودش را دارد و اغلب بسیار دردناکتر از بهار و تابستان است.

زندان اوین که در شمال تهران و در منطقهء سردسیر تهران است اینروزها در چه وضعیتیست؟ کاش میدانستم که آیا شوفاژها را روشن کرده اند؟ آیا شوفاژها را روشن میگذارند یا باز مثل پاییز و زمستان سال 90 فقط در زمانبندی های خاصی شوفازها روشن است؟؟ آیا هنوز بهانه های نداشتن گازوئیل باعث خاموشی شوفاژها میشود یا نه !؟ آیا تعدادی بخاری برقی به داخل بند داده اند یا نه؟

دوشنبه 2 آبان 90 – زندان اوین

هیچ باور نمیکردم که از حالا هوا انقدر سرد شود ! عجیبست ! در خانه تازه اینموقعها کم کم به فکر روشن کردن شوفاژها می افتادیم ! اما امسال چقدر زود سرد شده.

سه شنبه 3 آبان 90 – زندان اوین

امروز یک متخصص زنان به بهداری زندان آمده و به ما گفتند که هرکسی مشکل و بیماری دارد میتواند به بهداری برود. چندتا از خانمها به بهداری رفتند. من پرسیدم که متخصص زنان ، زن بود یا مرد ؟ گفتند زن بوده است. بهرحال چقدر از شنیدن این خبر خوشحال شدم. گویا نامه ام به دادستان تاثیر خودش را گذاشته ، اما باید بیشتر تلاش کرد چون بهداری که امکانات لازم درمانی ندارد ! همین دیروز سیمین خانم ( مطهره بهرامی) که از فشار درد ماههاست جانش به لبش رسیده پس از مدتها نامه نگاری و درخواست و دوندگی برای سوزاندن نمیدانم چه چیزی در رحم اش ، به بیمارستان بیرون از زندان اعزام شد. هفتهء پیش هم مهوش شهریاری برای درمان لثه هایش توانست به دکتر دندانپزشک متخصص بیرون از زندان برود. این بهداری زندان که هیچ امکاناتی ندارد ! آدم سالم اینجا مریض میشود. شنبهء گذشته هم معصومه یاوری به مرخصی رفت. شب حدود نه و نیم رفت و تا امروز یازده روزست در مرخصی است. حتما» اینروزها گرانبهاترین روزهای زندگی معصومه و دوتا بچه هایش و همسرش است. پسر کوچولویش این شبها در بغل مامان میخوابد. چقدر خوب. امیدوارم معصومه را به زندان برنگردانند.

چهارشنبه 4 آبان 90 – زندان اوین

معصومه از مرخصی برگشت ! حیف امروز خانم سلیم زاده ( دادیار ناظر در زندان) هم آمد. تنها بود. المیرا ( فرح واضحان ) حالش خیلی بد است. قرار بود امروز به مرخصی برود اما جور نشد چون سیصد میلیون تومان کسر وثیقه داشت که امروز آنهم جور شد اما مرخصی رفتن المیرا نه ! خانم سلیم زاده قول داده که جهت درمان او را به مرخصی خواهندفرستاد. حالا فردا و پس فردا هم که پنجشنبه و جمعه است ، پس میماند برای شنبه. کاش زودتر این دختر را بفرستند برود به درمان قلب و انواع و اقسام بیماریهایش برسد! طفلک المیرا

شنبه 7 آبان 90 – زندان اوین

از چهارشنبه تا حالا همچنان باران می آید و هوا خیلی سرد شده. وحشتناک! باز هم امروز المیرا را به مرخصی نفرستادند. درضمن امروز 4 تا بخاری برقی آوردند گذاشتند چهار گوشهء سالن بند! حالا دیگر بطریهای آبجوش را از رده خارج کردیم !

یکشنبه 8 آبان 90 – زندان اوین

امروز بابا آمد ملاقاتم با … و … ( دوتا از خواهرانم ) . جالب اینکه عالیه اقدامدوست ( همبندی ) به من سفارش کرده بود که خیلی خوش اخلاق باشم ! منهم خوش اخلاقی کردم ! موهایم را هم رنگ کرده بودم تا پیری زودرس و سفید شدن غیر مترقبه شان را مخفی کنم. مانتوی مشکی پوشیدم و روسری سفید و صورتی و بنفش که سارا ( ساره علیپور) به من یادگاری و هدیه داده را سر کردم. آنها فوری متوجه موهایم شدند! فکر نمیکردم از پشت این شیشه های کثیف و دوجداره ، سفید شدن موهایم و حالا رنگ تازه را به این سرعت و وضوع دریابند ! بهشان گفتم هر دو ماه یکبار به ملاقاتم بیایید و نه هر هفته ! اما در مجموع نونوار و مهربان و خوش اخلاق بودم. روزهای ملاقات را دوست ندارم . روزهای ملاقات صبحهایش قشنگست اما بعدازظهرها آدم دلش بیشتر میگیرد و غمگینتر از قبل میشود . آدم هوای بیرون از زندان را میکند و این رنج دهنده است.

اشرف علیخانی ستاره.تهران

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

این سایت برای کاهش هرزنامه‌ها از ضدهرزنامه استفاده می‌کند. در مورد نحوه پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

اطلاعات

این ویودی در 30 اکتبر 2013 بدست در افشاگری، خاطرات فرستاده شده و با برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: