اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

چه کسی برای دریاچه هامون خواهد گریست؟: عبدالستار دوشوکی و مرگ غم‌انگیز سومین دریاچه ایران: خبرگزاری مهر

ضعف و بی تدبیری جمهوری اسلامی در طی بیش از سه دهه گذشته عملا چوب حراج به منافع ایران از هر چهار طرف زده است. در شمال و در دریای خزر توسط آذربایجان، در میادین مشترک نفتی در غرب کشور توسط عراق، در حوزه های مشترک نفت و گاز در جنوب کشور توسط قطر، و قطع آب هیرمند توسط افغانستان در شرق کشور.  اما در آن سه سو بر عکس سیستان حیات و دوام دهها هزار نفر بطور مستقیم تحت تاثیر مستقیم اینگونه اجحاف ها قرار نگرفته و مردمان بیشماری از هستی ساقط و آواره نشدند. دریغا که اگر این فاجعه انسانی و محیط زیستی در استان دیگری بجز سیستان و بلوچستان اتفاق می افتد، حداقل رسانه ها و فعالان مدنی و محیط زیستی اینگونه خاموش و بی تفاوت از کنار آن نمی گذشتند.

iran, hamoon lake

چه کسی برای دریاچه هامون خواهد گریست؟

عبدالستار دوشوکی

در حالی که در طی سالهای گذشته لنز رسانه ها بر روی دریاچه ارومیه در شمال غرب کشور متمرکز شده بود، در آنسوی مملکت یعنی در جنوب شرق کشور بزرگترین دریاچه آب شیرین فلات ایران به مرگی تدریجی محکوم شد و مـُرد و هیچکس بر شنزارهای تناسه زده هامون اشکی نریخت. هامون نـمـُرد، بلکه پنجه های بی عاطفه و سرد دولت افغانستان بر گلوگاه هیرمند و بی تفاوتی دولتمردان بی کفایت مرکز نشین در تهران هامون را به مرگی تدریجی محکوم کردند و بهمراه آن هزاران خانوار سیستانی را آواره و خانه به دوش نمودند. زمانی نه چندان دور سیستان به برکت هامون یعنی  سومین دریاچه بزرگ ایران پس از دریاچه خزر و دریاچه ارومیه، انبار غله ایران محسوب می شد.

بر اساس پایگاه اطلاع رسانی کویرها و بیابانهای ایران دریاچه هامون به عنوان هفتمین تالاب بین المللی جهان و بزرگ ترین دریاچه آب شیرین کشور تقریباً برای همیشه از روی نقشه جغرافیایی پاک شد . دریاچه ای که تا کمتر از دو دهه قبل هر ساله پذیرای بیش از یک میلیون پرنده مهاجر بود . با نابودی هامون بیش از ۱۵ هزار صیاد بیکار شدند و زنانی که با بهره گیری از نی های دریاچه به تولید صنایع دستی اشتغال داشتند منبع درآمد خود را از دست دادند . علاوه بر کشاورزان بیشمار، دامداران سیستانی با ۱۲۰ هزار رأس گاوی که تا دیروز در ۷۰ هزار هکتار از اراضی دریاچه چرا می کردند مهاجرت کردند و ۸۰۰ روستا تحت تاثیر هجوم شن های روان دریاچه قرار گرفته است. دریاچه ای که سالانه ۱۲ هزار تن ماهی از آن صید می شد امروز یک بستر خشک و تفتیده است. شاید اگر مطالعه دقیقی صورت می گرفت مشخص می شد که نابودی هامون بزرگ ترین پدیده پناهندگی و آوارگان زیست محیطی در کشور را رقم زده است. هامون اینک به پهنه وسیع و لم یزرعی تبدیل شده است که در میان طوفان شن و غبار بادهای موسمی نظاره گر گیسوان آشفته دخترکان سیستانی و لبان تناسه بسته  پسربچگان بیشماری است  که همانند پرندگان مهاجر هامون به سرزمین های دوردست کوچ می کنند ـ پرندگانی که هرگز به ریگزار هامون باز نخوهند گشت.

اما قصه مرگ تدریجی هامون که در کتب اوستایی و شاهنامه از آن یاد شده است داستان محرومیت سرزمینی است تب دار که در هـُرم و گرمای خورشید سیستان شناور است و بر امواج وهم انگیز تالاب های خشک شده اش تمامی ارواح شریر و بی مهری های  ممتد خودی های بی احساس وهمسایه نامهربان به کمین معاش مستمندان نشسته اند. افغانستان بر خلاف حس همجواری و ادعای دوستی و بر خلاف معاهده سال ۱۹۷۳ در مورد حقابه این دریاچه از رودخانه هیرمند، با ایجاد سد و کانال های انحرافی متعدد آب رودخانه را از جانب سیستان بسوی مزارع کشت خشخاش در داخل افغانستان سرازیر نموده است تا فرآورده نهایی آن را بجای آب حیات بخش به استان سیستان و بلوچستان و بقیه نقاط ایران صادر کند. در این راستا حتی بلوچهای ساکن ولایت نیمروز در آنسوی مرز نیز از آب هیرمند محروم شده اند. این ظلم با سقاوت تمام در زمان حکومت طالبان آغاز شد و همچنان ادامه دارد. متاسفانه دولتمردان رژیم گذشته و حال منافع مردم سیستان را قربانی اهداف سیاسی و جاه طلبی های خود کرده اند. بعنوان مثال در خرداد ۱۳۵۶ اسدالله علم سعی کرد جلوی مبادله قرارداد جدید تقسیم آب رودخانه هیرمند را میان ایران و افغانستان بگیرد و در این باره مستقیم از شاه تقاضا کرد اما تلاشهای وزیر دربار به جایی نرسید و قرارداد بدتری مبادله شد. اسدالله علم این قرارداد را خیانت به ایران قلمداد نموده . به صورتی که در کتاب یادداشتهای خود نوشته ‌است: “مثل این است که یک قطعه از گوشت تن مرا بریده‌اند و پیش چشم من جلوی سگ انداخته‌اند”. آنگونه که در کتاب خاطرات علم آمده است این “خیانت بزرگ به مردم سیستان” باعث کدورت بسیار شدید علم شد به گونه‌ای که به فکر استعفا از وزارت دربار افتاد. متاسفانه رویه جمهوری اسلامی در مورد مسئله هیرمند و منافع مردم سیستان نسخه مشابهی از “خیانت بزرگ” رژیم گذشته است. بعنوان مثال جمهوری اسلامی، علاوه بر اجازه عبور ترانزیتی سوخت وبنزین از طریق خاک ایران، امتیازات بسیار وسیعی از جمله اهدای تسهیلات ترانزیتی، گمرگی و بندرگاهی و اراضی صنعتی رایگان در بندر آزاد چابهار برای تطمیع افغانستان بدون کسب هیچگونه امتیاز یا چانه زنی بر سر عملیات رهاسازی سهم آب ایران از رودخانه هیرمند و حقابه دریاچه هامون، فراهم نموده است. حال بعد از کوچ هزاران خانوار بی پناه سیستانی و بلوچ  و معضلات بل القوه امنیتی و بعد از مرگ هامون مجلس ایران با “تشکیل فراکسیون احیا دریاچه هامون” موافقت نموده تا این “نوشدارو” تسلی خاطری باشد برای نوادگان رستم و سهراب در سیستان.

ضعف و بی تدبیری جمهوری اسلامی در طی بیش از سه دهه گذشته عملا چوب حراج به منافع ایران از هر چهار طرف زده است. در شمال و در دریای خزر توسط آذربایجان، در میادین مشترک نفتی در غرب کشور توسط عراق، در حوزه های مشترک نفت و گاز در جنوب کشور توسط قطر، و قطع آب هیرمند توسط افغانستان در شرق کشور.  اما در آن سه سو بر عکس سیستان حیات و دوام دهها هزار نفر بطور مستقیم تحت تاثیر مستقیم اینگونه اجحاف ها قرار نگرفته و مردمان بیشماری از هستی ساقط و آواره نشدند. دریغا که اگر این فاجعه انسانی و محیط زیستی در استان دیگری بجز سیستان و بلوچستان اتفاق می افتد، حداقل رسانه ها و فعالان مدنی و محیط زیستی اینگونه خاموش و بی تفاوت از کنار آن نمی گذشتند.

به گفته بهمن آقایی دیباکارشناس حقوق بین الملل در امور دریاها، در سال‌های ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۳، دیپلمات‌های ایرانی مشغول مذاکرات فشرده با مقامات افغان درمورد مسأله آب رود هیرمند بودند. ایران دست بالا را داشت و به لحاظ حقوقی می‌توانست برای گرفتن سهم منصفانه‌ای از آب این رودخانه فشار بیاورد. اما شاه ایران بی‌ توجه به مذاکرات جاری و به دلیل وضعیت سیاسی حساس افغانستان تصمیم گرفت، بر خلاف مواد قرارداد سال ١٣١٧ و اعلامیه متمم آن امتیاز بزرگی به افغان‌ها بدهد. بلافاصله پس از این تصمیم سیاسی، ایران و افغانستان معاهده سال ۱۹۷۳ بر سر رود هیرمند را امضا کردند، که به سهم نابرابر ایران از این آب‌ها وجهه قانونی داد. اکنون دولت افغانستان حاضر نیست در عمل حتی همین سهم ناچیز و نابرابر ایران را برسمیت بشناسد. در معاهده ۱۹۷۳ ایران و افغانستان درمورد رود هیرمند تصریح شده است که سالانه ۸۵۰ میلیون متر مکعب از آب هیرمند به ایران تعلق دارد. وانگهی بر اساس قرارداد سال ١٣١٧ و اعلامیه متمم آن دولت افغانستان متعهد شده بود ” که به منظور انکه هیچ گونه تضییق وضرری متوجه ابیاری و زراعت اراضی سیستان نشود از اقدامی که موجب تقلیل سهمیه اب ایران دربند کمال خان (توافقی که درماده اول قرارداده شده است) بشود، خودداری خواهد ورزید” و آب بطور نصف نصف (بالمناصفه) بین ایران و افغانستان تقسیم شود (ماده یک قرارداد).

دولت تدبیر و امید آقای روحانی اکثریت آراء را در استان سیستان و بلوچستان به دست آورد. مردم آن خطه با مصائب و مشکلات فراوانی دست به گریبان هستند. مشکلاتی نظیر زلزله، وبا، اعدام، اعتیاد، بیکاری، بیماری، مدارس کپری، فقر، تبعیض، و رها سازی به امان خدا و بلاهای زمینی و آسمانی. در مورد حقوق مردم سیستان جمهوری اسلامی سیاست انفعالی و بقول اسدالله علم وزیر دربار شاه، سیاست “خیانت آمیز” رژیم گذشته را دنبال کرده است و  کوچکترین تمایلی برای استفاده از فرصت های فراوان جهت احقاق حقوق مردم سیستان از خود نشان نداده است. چگونه است رژیمی که ادعا می کند قادر است حق مستضعفین جهان را از حلقوم استکبار جهانی بیرون بکشد، از رساندن آب رودخانه هیرمند به لبان تناسه زده فرزندان تشنه رستم و سهراب درمانده است؟ فرزندان سیستان فریاد می زنند: “آب هیرمند حق مسلم ماست”. امیدوارم که تاریخ در مورد دولت تدبیر و امید آقای روحانی قضاوت دگرگونه ای داشته باشد. مردم سیستان منتظر اقدام عاجل دولت در این زمینه حیاتی هستند. متاسفانه در شرایطی که افغانستان محاط در خشکی و بدون دسترسی به دریا در طی ده سال گذشته با پاکستان تنش و مشکلات عدیده ای داشته است، دیپلماسی سردرگم و غرب ستیز جمهوری اسلامی با فرصت سوزی تمام و کمال حتی کمترین اهمیتی برای معاش و  منافع مردم سیستان بخصوص در رابطه با عملکرد ناجوانمردانه افغانستان در مورد قطع آب رودخانه هیرمند، قائل نشده است. شوربختانه نمایندگان ولایتمدار و انتصابی استان در مجلس شورای اسلامی نیز در طی دو دهه گذشته با فرصت طلبی و خودخواهی سکوت را در مقابل مرگ تدریجی هامون پیشه نمودند، و کشاورزان، دامداران و صیادان درمانده سیستانی شاهد جان دادن تدریجی هامون در مقابل چشمان اشکبار خود بودند. چشمانی که اینک همانند هامون از اشک تهی شده اند و در طوفان بی امان شن و نامیدی برای گریز از این سرنوشت محتوم در جستجوی روزنه فرار بسوی سرزمین های امیدآور دیگری هستند. هامون مـُرد! و هیچ تحلیلگر و فعال محیط زیست در سوگ آن نگریست و نه طوماری برای نجات آن جمع شد و نه مرثیه ای تسلیت گونه در سوگ هامون سروده شد. هامون در تنهایی خویش مـُرد! اما امیدوارم دولت آقای روحانی هر چه زودتر به داد بینوایان رها شده در طوفان شن سیستان برسد!

عبدالستار دوشوکی

مرکز مطالعات بلوچستان

شنبه ۶ مهر ١٣٩٢

doshoki@gmail.com

Related Pos

*********************************

مرگ غم‌انگیز سومین دریاچه ایران

هامون پس از مرگ

 مرگ تدریجی دریاچه ها و تالاب‌ها هم اکنون به یک موضوع جدی کشور تبدیل شده و محو شدن دریاچه های هامون، کافتر، بختگان، مهارلو، طشک و برخی دیگر از تالابها از نقشه ایران و همچنین قرار گرفتن دریاچه ارومیه در آستانه نابودی کامل، پای مجلس را نیز به بحران خشکی دریاچه ها باز کرد. مسئولان می گویند آثار مخرب زیست محیطی و وقوع طوفان‌های نمکی و گرد و غبار و از بین رفتن کشاورزی از مهم ترین آثار زیان‌بار خشک شدن دریاچه های کشور است.

به گزارش خبرنگار مهر، دریاچه هامون سومین دریاچه بزرگ ایران پس از دریاچه خزر و دریاچه ارومیه است. این دریاچه از 3 دریاچه کوچک تشکیل شده که در زمان وفور آب به هم متصل می‌شوند و دریاچه هامون را به عنوان بزرگترین پهنه آب های شیرین سیستان را تشکیل می‌دهند.

وجود این دریاچه نقش اساسی در زندگی مردم منطقه سیستان و بلوچستان داشته و علاوه بر اثرات مثبت طبیعی، اقتصادی و اجتماعی آن، در دین زرتشت نیز تقدس خاصی دارد. در دشت سیستان یک سری فرورفتگی ها و چاله‌های طبیعی وجود دارد که در ماه‌ های مختلف به دریاچه، باتلاق و نیزار تبدیل می‌شود و به 3 قسمت سابوری، پوزک و هامون تقسیم می‌شود.

وسعت کل هامون‌ها در زمان پرآبی 5660 کیلومتر مربع است که از این مقدار 3820 کیلومتر مربع متعلق به ایران است. با این اوصاف، دریاچه هامون وابسته به رودخانه هیرمند است و این وابستگی باعث شده تا هرگونه نوسانات در میزان آب آن مشکلاتی را برای کل سیستم به وجود آورد.

رودخانه هیرمند شریان اصلی ورود به هامون و همچنین رودخانه‌های خاشرود، فراه، هاروت رود، شوررود، حسین آباد و نهبندان به هامون می‌ریزند. با توجه به خشکسالی های 15 ساله و بسته شدن آب ورودی از سمت کشور افغانستان و پرداخت نکردن حقابه دریاچه از طرف افغانستان، دریاچه هامون هم اکنون کاملا خشک شده و هیچ آثاری از حیات در آن یافت نمی شود.

اهمیت این دریاچه به نحوی است که هامون به عنوان هفتمين تالاب بين المللي جهان و بزرگترين درياچه آب شيرين كشور است که تقريبا براي هميشه از روي نقشه جغرافيايي کشور پاک شده است؛ درياچه اي كه تا كمتر از دو دهه قبل هر ساله پذيراي بيش از 1 ميليون پرنده مهاجر بود.

با نابودي هامون 15 هزار صياد بيكار شدند و زناني كه با بهره گيري از ني هاي درياچه به توليد صنايع دستي اشتغال داشتند منبع درآمد خود را از دست داده اند. دامداران سيستاني با 120 هزار رأس گاوي كه تا ديروز در 70 هزار هكتار از اراضي درياچه چرا مي كردند مهاجرت كردند و 800 روستا تحت تاثير هجوم شن هاي روان درياچه قرار گرفته است.

آیا افغان ها مقصر خشکی هامون هستند؟

درياچه اي كه سالانه 12 هزارتن ماهي از آن صيد مي شد امروز يک بستر خشک و تفتيده است. شايد خشكسالي هاي سال هاي اخير و عدم پايبندي افغان ها به راي كميسيون دلتا (كميسيون دلتا متشكل از كارشناسان 3 كشور كانادا، آمريكا و شيلي كه روي رودخانه هيرمند كار كارشناسي انجام دادند) و قرارداد 1351 دولت ايران و افغانستان مبني بر آزادسازي 26 متر مكعب آب در هر ثانيه در رودخانه هيرمند باعث شد تا امروز هامون چشم انتظار قطره اي از آب هيرمند باشد.

هم اکنون استان های سیستان و بلوچستان، آذربایجان غربی، فارس و اصفهان مسائل جدی تری را با مسائل آبی و خشک شدن تالاب ها و دریاچه ها دارند. متاسفانه در روزهای اخیر اعلام شده است سطح آب دریاچه ارومیه به کمتر از یک متر رسیده که نشان می دهد احتمالا بزودی از دریاچه ارومیه نیز جز نامی در گذشته باقی نخواهد ماند و این دریاچه بزرگ و منحصر بفرد غرب کشور هم از نقشه ایران محو خواهد شد.

پای مجلس هم به خشکی باز شد

بر پایه این گزارش، بروز مسائل بحرانی درباره دریاچه های کشور و خطر نابودی کامل همه آنها، پای مجلس را نیز به این موضوع باز کرده است و آنها تصمیم گرفته اند درباره نجات دریاچه ارومیه یک فراکسیون تشکیل دهند.

سیدباقر حسینی از تشکیل فراکسیون «احیا دریاچه هامون» در مجلس خبر داد و گفت: در راستای تلاش مجلس برای احیا این دریاچه فراکسیونی با عنوان احیا دریاچه هامون تشکیل شد. عضو مجمع نمایندگان استان سیستان و بلوچستان تصریح کرد: دریاچه هامون از جهات مختلف دارای اهمیت بوده و لذا تلاش برای احیای این دریاچه نتیجه مثبتی در تقویت توسعه استان خواهد داشت.

حسینی خاطرنشان کرد: مسئولان ذیربط اقدامات لازم برای احیا این دریاچه را با جدیت دنبال کنند. دریاچه هامون سومین دریاچه بزرگ ایران پس از دریای خزر و دریاچه ارومیه است. این دریاچه از 3 دریاچه کوچک تشکیل شده‌ که در زمان وفور آب به هم متصل می‌شوند. هامون به رودخانه هیرمند وابسته است که این وابستگی باعث شده تا هرگونه نوسانات در میزان آب آن، مشکلاتی را برای کل سیستم به وجود آورد.

خبرگزاری مهر

************

هامون از نقشه حذف شد؛ مرگ غم‌انگیز سومین دریاچه ایران

 

Print Friendly

خبرگزاری مهر-گروه اقتصادی: مرگ تدریجی دریاچه ها و تالاب‌ها هم اکنون به یک موضوع جدی کشور تبدیل شده و محو شدن دریاچه های هامون، کافتر، بختگان، مهارلو، طشک و برخی دیگر از تالابها از نقشه ایران و همچنین قرار گرفتن دریاچه ارومیه در آستانه نابودی کامل، پای مجلس را نیز به بحران خشکی دریاچه ها باز کرد. مسئولان می گویند آثار مخرب زیست محیطی و وقوع طوفان‌های نمکی و گرد و غبار و از بین رفتن کشاورزی از مهم ترین آثار زیان‌بار خشک شدن دریاچه های کشور است.

به گزارش خبرنگار مهر، دریاچه هامون سومین دریاچه بزرگ ایران پس از دریاچه خزر و دریاچه ارومیه است. این دریاچه از ۳ دریاچه کوچک تشکیل شده که در زمان وفور آب به هم متصل می‌شوند و دریاچه هامون را به عنوان بزرگترین پهنه آب های شیرین سیستان را تشکیل می‌دهند.

وجود این دریاچه نقش اساسی در زندگی مردم منطقه سیستان و بلوچستان داشته و علاوه بر اثرات مثبت طبیعی، اقتصادی و اجتماعی آن، در دین زرتشت نیز تقدس خاصی دارد. در دشت سیستان یک سری فرورفتگی ها و چاله‌های طبیعی وجود دارد که در ماه‌ های مختلف به دریاچه، باتلاق و نیزار تبدیل می‌شود و به ۳ قسمت سابوری، پوزک و هامون تقسیم می‌شود.

وسعت کل هامون‌ها در زمان پرآبی ۵۶۶۰ کیلومتر مربع است که از این مقدار ۳۸۲۰ کیلومتر مربع متعلق به ایران است. با این اوصاف، دریاچه هامون وابسته به رودخانه هیرمند است و این وابستگی باعث شده تا هرگونه نوسانات در میزان آب آن مشکلاتی را برای کل سیستم به وجود آورد.

مرگ بزرگترین دریاچه آب شیرین ایران

رودخانه هیرمند شریان اصلی ورود به هامون و همچنین رودخانه‌های خاشرود، فراه، هاروت رود، شوررود، حسین آباد و نهبندان به هامون می‌ریزند. با توجه به خشکسالی های ۱۵ ساله و بسته شدن آب ورودی از سمت کشور افغانستان و پرداخت نکردن حقابه دریاچه از طرف افغانستان، دریاچه هامون هم اکنون کاملا خشک شده و هیچ آثاری از حیات در آن یافت نمی شود.

اهمیت این دریاچه به نحوی است که هامون به عنوان هفتمین تالاب بین المللی جهان و بزرگترین دریاچه آب شیرین کشور است که تقریبا برای همیشه از روی نقشه جغرافیایی کشور پاک شده است؛ دریاچه ای که تا کمتر از دو دهه قبل هر ساله پذیرای بیش از ۱ میلیون پرنده مهاجر بود.

با نابودی هامون ۱۵ هزار صیاد بیکار شدند و زنانی که با بهره گیری از نی های دریاچه به تولید صنایع دستی اشتغال داشتند منبع درآمد خود را از دست داده اند. دامداران سیستانی با ۱۲۰ هزار رأس گاوی که تا دیروز در ۷۰ هزار هکتار از اراضی دریاچه چرا می کردند مهاجرت کردند و ۸۰۰ روستا تحت تاثیر هجوم شن های روان دریاچه قرار گرفته است.

آیا افغان ها مقصر خشکی هامون هستند؟

دریاچه ای که سالانه ۱۲ هزارتن ماهی از آن صید می شد امروز یک بستر خشک و تفتیده است. شاید خشکسالی های سال های اخیر و عدم پایبندی افغان ها به رای کمیسیون دلتا (کمیسیون دلتا متشکل از کارشناسان ۳ کشور کانادا، آمریکا و شیلی که روی رودخانه هیرمند کار کارشناسی انجام دادند) و قرارداد ۱۳۵۱ دولت ایران و افغانستان مبنی بر آزادسازی ۲۶ متر مکعب آب در هر ثانیه در رودخانه هیرمند باعث شد تا امروز هامون چشم انتظار قطره ای از آب هیرمند باشد.

هم اکنون استان های سیستان و بلوچستان، آذربایجان غربی، فارس و اصفهان مسائل جدی تری را با مسائل آبی و خشک شدن تالاب ها و دریاچه ها دارند. متاسفانه در روزهای اخیر اعلام شده است سطح آب دریاچه ارومیه به کمتر از یک متر رسیده که نشان می دهد احتمالا بزودی از دریاچه ارومیه نیز جز نامی در گذشته باقی نخواهد ماند و این دریاچه بزرگ و منحصر بفرد غرب کشور هم از نقشه ایران محو خواهد شد.

هامون پس از مرگ

نابودی بزرگترین دریاچه آب شور و شیرین کشور

هرچند دولت تدبیر و امید در اولین جلسه هیئت دولت تصمیم به تشکیل کارگروه ویژه ای درباره ارومیه بزرگترین دریاچه آب شور کشور گرفت و قرار است ۲۷ مهرماه سال جاری نیز نتایج بررسی ها و راهکارهای این کارگروه به دولت اعلام شود، اما روند نابودی و خشک شدن دریاچه ها و تالاب های کشور در سال های اخیر به یک نگرانی جدی تبدیل شده است.

حمید چیت چیان در گفتگو با مهر در این زمینه که علاوه بر دریاچه ارومیه برخی دیگر از تالاب های کشور نیز درگیر نابودی و خشکی کامل هستند که نامی از آنها برده نمی شود گفت: به دلیل بزرگی وسعت دریاچه ارومیه آثار مخرب زیست محیطی که در اثر خشک شدن این دریاچه به وجود می آید از آن نام برده می شود، اما مجموعه راهکارهای دولت برای تمامی تالاب ها خواهد بود.

وزیر نیرو با بیان اینکه دولت هر راهی که برای نجات دریاچه ارومیه برگزیند عینا در سایر تالاب ها نیز اجرا خواهد شد اظهار داشت: هیچ دریاچه و تالابی در کشور که امروز با خطر خشکی مواجه است فراموش نشده و دولت تلاش دارد تا درباره آنها برخی برنامه های نجات را اجرا کند.

پای مجلس هم به خشکی باز شد

بر پایه این گزارش، بروز مسائل بحرانی درباره دریاچه های کشور و خطر نابودی کامل همه آنها، پای مجلس را نیز به این موضوع باز کرده است و آنها تصمیم گرفته اند درباره نجات دریاچه ارومیه یک فراکسیون تشکیل دهند.

سیدباقر حسینی از تشکیل فراکسیون “احیا دریاچه هامون” در مجلس خبر داد و گفت: در راستای تلاش مجلس برای احیا این دریاچه فراکسیونی با عنوان احیا دریاچه هامون تشکیل شد. عضو مجمع نمایندگان استان سیستان و بلوچستان تصریح کرد: دریاچه هامون از جهات مختلف دارای اهمیت بوده و لذا تلاش برای احیای این دریاچه نتیجه مثبتی در تقویت توسعه استان خواهد داشت.

حسینی خاطرنشان کرد: مسئولان ذیربط اقدامات لازم برای احیا این دریاچه را با جدیت دنبال کنند. دریاچه هامون سومین دریاچه بزرگ ایران پس از دریای خزر و دریاچه ارومیه است. این دریاچه از ۳ دریاچه کوچک تشکیل شده‌ که در زمان وفور آب به هم متصل می‌شوند. هامون به رودخانه هیرمند وابسته است که این وابستگی باعث شده تا هرگونه نوسانات در میزان آب آن، مشکلاتی را برای کل سیستم به وجود آورد.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s

این وب‌گاه برای کاهشِ هرزنامه‌ها از Akismet استفاده می‌کند. در موردِ نحوهٔ پردازشِ داده‌هایِ دیدگاهتان بیشتر بدانید.

اطلاعات

این ویودی در 30 سپتامبر 2013 بدست در اشتراک - eshtrak فرستاده شده و با , برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: