اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

تونس: تقابل با اسلام سیاسی تشدید میشود! و زنان در ایران چه میخواهند؟ دو جنبش، دو توقع، دو روش: سیاوش دانشور

دریافتی:

ترور سیاسی البراهمی جرقه ای بود تا تونس راه مصر را برود. سرنگونی حکومت اسلامی النهضه فشرده این خواست است. با ترور در تونس، ترور در لیبی، ترور در مصر، ترور در کشورهای خاورمیانه، بیش از پیش روشن میشود که جنبش اسلامی به موضع دفاعی افتاده و به رکن اساسی اش یعنی تروریسم رو آورده است. ترور در تونس از نظر سیاسی قرار بود جلوی تکرار مصر را بگیرد اما ظاهرا نتیجه عکس داده است. ترور دو شخصیت سکولار چپ در فاصله شش ماه در جامعه تونس همچنین به مسئله تقابل سکولاریسم و برابری طلبی با ارتجاع اسلامی النهضه دامن میزند و آنرا تشدید میکند.

تونس:

tunesia

تقابل با اسلام سیاسی تشدید میشود!

 

سیاوش دانشور

ترور محمد البراهمی از چهره های غیر مذهبی و لائیک، جامعه تونس را بیش از پیش قطبی کرد. تقابل کارگران و مردم آزادیخواه تونس، زنان، انقلابیون و سکولارها با جریان اسلامی حاکم تشدید شد. این کشمکش قبلتر برسر خواستهای پایه ای مردم و بعدتر برسر قوانین اسلامی جدید وجود داشت. جامعه تونس از رویدادهای مصر و سرنگونی اخوان المسلمین فورا تاثیر پذیرفت و اعتراضات علیه النهضه دوقلوی سیاسی اخوان المسلمین آغاز شد. اما با ترور محمد البراهمی این اعتراضات به اوج رسید. پس از شکری بالعید، محمد البراهمی دومین شخصیت سکولار جامعه تونس است که مورد هدف گلوله تروریستهای اسلامی قرار میگیرد. خیابانهای تونس صحنه تظاهراتهای وسیع توده ای است و دیروز شنبه تشیع جنازه البراهمی با یک تظاهرات گسترده ضد حکومتی همراه شد. همه جا و از هر سو انگشت اتهام بسوی حزب اسلامی حاکم النهضه نشانه میرود و خواست سرنگونی حکومت اسلامی با صدای بلند در خیابانها اعلام شده است.

این ترور سیاسی در جامعه تونس و در سطح حکومتی عواقب پیچیده ای ببار آورده است. النهضه از خود سلب مسئولیت میکند و در عین حال از وحشت سرنگونی هوادارانش را برای تقابل با مخالفین، درست مانند اخوان المسلمین در مصر، به خیابانها آورده است. این قتل آرایش تاکنونی درون حکومتی را بهم ریخت و به تقابل نیروهای درون حکومتی دامن زد. تنها در یک مورد در اعتراض به قتل و ترور محمد البراهمی، که خود از اعضای مجلس ملی تدوین قانون اساسی تونس بود، ۵۲ نفر از نمایندگان مجلس ملی تدوین قانون اساسی تونس از سمت خود استعفا دادند و خواستار انحلال این نهاد شدند. ارتش تلاش میکند نقش عنصر «حفظ آرامش و امنیت» را برعهده بگیرد و مانع درگیریهای خیابانی شود. در جامعه و میان مردمی که حکومت اسلامی نمیخواهند، بویژه بعد تحولات در مصر، بدنبال عقب راندن اسلامیها به کنج حجره ها و مساجد هستند.

ترور سیاسی البراهمی جرقه ای بود تا تونس راه مصر را برود. سرنگونی حکومت اسلامی النهضه فشرده این خواست است. با ترور در تونس، ترور در لیبی، ترور در مصر، ترور در کشورهای خاورمیانه، بیش از پیش روشن میشود که جنبش اسلامی به موضع دفاعی افتاده و به رکن اساسی اش یعنی تروریسم رو آورده است. ترور در تونس از نظر سیاسی قرار بود جلوی تکرار مصر را بگیرد اما ظاهرا نتیجه عکس داده است. ترور دو شخصیت سکولار چپ در فاصله شش ماه در جامعه تونس همچنین به مسئله تقابل سکولاریسم و برابری طلبی با ارتجاع اسلامی النهضه دامن میزند و آنرا تشدید میکند. اتحادیه های کارګری تونس روز جمعه وارد اعتصاب عمومی در اعتراض به ترور محمد البراهمی شدند.

وقت آنست جنبش سوسیالیستی و کارگری در تونس، جنبش آزادی زن و اردوی آزادیخواهان و برابری طلبان برای پایان دادن به حکومت اسلامی تونس بمیدان بیایند و کار را تمام کنند. دوران سرنگونی حکومتهای اسلامی آغاز شده است. *

tunes,.,..'2013-07-28

*****************************

زنان در ایران چه میخواهند؟

 

دو جنبش، دو توقع، دو روش

 

سیاوش دانشور

اینروزها خانمهای حکومتی و حاشیه حکومت که بنوعی با طایفه های اسلامی از «دگر اندیش» و «اصلاح طلب» و «اعتدالگرا» و «علمای عظام» نشست و برخاست دارند، با صدور بیانیه ها و تومارهائی از جانب «زنان در ایران» سخن میگویند! گفتن این نکته بدیهی که این خانمهای حکومتی و هوادارانشان در حاشیه حکومت، تنها نماینده خودشان هستند و هیچ ربطی به اکثریت عظیم زنان آزادیخواه و برابری طلب در جامعه ایران ندارند، شاید اضافی و تکراری باشد.

اما به هر حال، باز یک آخوند مرتجع ظهور کرده که او را «شیخ امید» نامیدند و امیدهای معطل مانده خانمهای دیروز خواهر زینب و امروز اشراف حکومتی و همینطور خانمهای ملی اسلامی شرق زده و آخوند زده حاشیه حکومت را بارور کرده است. نکته اما اینست که اگرچه این جماعت بسیار محدود اند اما به لطف رسانه ها در داخل و خارج صدایشان بیشتر به گوش مردم تحمیل میشود. سیاست رسانه ها اتفاقا با سیاست همین خانمها مشترک است: یک جبهه واحد تلاش دارد تقابل زنان با حکومت اسلامی را به عرض حال نوشتن و مشاوره دادن و خودشیرینی برای سران جمهوری اسلامی، تحت عنوان «جنبش مطالباتی زنان ایران» محدود و در بوق کند. هدف اساسی اینست که جنبش واقعی برای آزادی زن را در سایه و حاشیه ببرند. هدف اینست که تقابل زنان با جمهوری اسلامی را در چهارچوبهای اسلامی و حکومتی قالب بزنند و مهار کنند.

سیاست «جنبش مطالباتی» و عریضه نویسی برای آخوندهای حکومتی و ادبیات و روشهای مهوع و متملق اسلامی، با اهداف جنبش ملی اسلامی تطابق دارد. اهداف ارتجاعی به روشهای ارتجاعی و ادبیات ارتجاعی و خواستهای ارتجاعی متکی است. سیاستهای این جنبش و مشخصا اینجا زنان اسلامی را، در بستر فضائی که بدنبال از صندوق درآوردن روحانی ایجاد شده باید دید. در این چهارچوب، هر گروهی، چه زنان و چه هنرمند و چه کارگر و روزنامه نگار، اگرچه از دریچه «مطالبات معوق مانده» خود وارد میشود، اما هدف عمومی اینست که بگویند همه اقشار «قانونگرا» شدند، به طرف حکومت اسلامی سجده میکنند، و مطالبات شان را در چهارچوب قانون و حکومت اسلامی پیگیری میکنند. برخی هم برای این نمایش تملق اسلامی تئوری سرهم میکنند و به سهم خودشان با موج همراه میشوند.

جنبش نخواستن، جنبش آزادی زن

جنبش آزادی زن دقیقا با اهداف و سیاستها و روشهای این جنبش ارتجاعی و اسلام زده مخالف است. این کارناوال تملق اسلامی، نه فقط منعکس کننده توقعات اکثریت عظیم زنان در ایران نیست بلکه با واقعیت جاری و قابل دیدن جامعه ایران تماما متفاوت است. آنچه در خانه ها و خیابانها و هر گوشه و برزن در ایران جاری است، تماما در تقابل با این نمایشنامه اسلامی – فمینیستی است. واقعیت زندگی مردم در ایران اتفاقا نشان میدهد که این تحرکات اسلامی دقیقا از کجا ریشه میگیرد. هر روز در خیابانهای ایران کشمکش و درگیری شدید برسر حجاب و سر و وضع و آرایش و تقابل با دخالت بیجای نیروهای اسلامی بیوقفه در جریان است. بطور مرتب و در آرایشها و تاکتیک های مختلف، پلیس و نیروی انتظامی و گروههای نهی از منکر و خلاصه همه دار و دسته های ارتش ضد زن بسیج میشوند. تهاجم خیابانی و مزاحمت و دستگیری و توهین را شروع میکنند. به هر روشی دست میزنند تا بلکه ظاهر شهر کمی اسلامی شود و به دل ریش شده دایناسور آیت الله ها کمی مرهم بزنند. اما نتیجه ای ندارد.

ظاهرا تشدید سرکوب زنان کارساز نبوده است. چون با وجود گسترش عملیاتهای ضد زن، پاسخ زنان و مردم منزجر از اسلام و آخوند هر روز جدی تر و قاطع تر میشود. دیگر صحنه تقابل زنان و اوباش اسلامی در خیابانها مثلا با بحث و جدل جمعی و فراری دادن زن دستگیر شده تمام نمیشود. روزی نیست که این خانمهای مامور نهی از منکر توسط زنان آزادیخواه گوشمالی داده نشوند و «فراری» داده نشوند! طرف با لحنی حق بجانب و از موضع قدرت میگوید: حجابت را درست کن! پاسخ میشنود: خفه شو، به تو ربطی ندارد، گورتو گم کن! اگر سماجت بخرج دهد، حجاب طرف را هم از سرش میکشد و یا گوشمالی اش میدهد! مردم هم حمایت میکنند، چنین واکنشی را طبیعی میدانند و کمک هم میکنند! و این اخبار دهن به دهن میچرخد و تند تند صحنه های بیشتری تکرار میشود. فرمانده ناجا زیر این فشارها و تقابل شدید زنان با زن ستیزی حکومت اسلامی، پس مینشیند و مرحله سوم عملیات ضد زن را متوقف میکند. دیدند «هوا پس است»، موقتا عقب نشستند و به فاز مظلوم نمائی خزیدند. در روزنامه ها گزینشی گزارش و مقاله و خبر منتشر میکنند که خبر از آغاز یک جنگ تمام عیار میدهد. دیگر ترس از این نیست که دستگیر شوی و جریمه بدی و غیره. مستقیما میگویند: «هر طور که دلم میخواهد لباس میپوشم، به تو ربطی ندارد، اینطور میپوشم تا چشم آقاتون درآد»!

و اینها مشتی از خروارند. اینها گوشه ای از چهره یک جامعه غیر اسلامی است که در هر گوشه زندگی خصوصی مردم جاری است. غیر اسلامی بودن جامعه ایران و قبول نکردن قوانین اسلامی و آپارتاید جنسی توسط جامعه ایران، پدیده جدیدی نیست. ما همواره بر این واقعیت، در مقابل کسانی که یک تصویر اسلامی و سنتی و عقب مانده از جامعه ایران و زنان میدهند، تاکید کرده ایم. آنچه جدید است اینست که دیگر مردم حوصله جر و بحث با اوباش ضد زن را ندارند و در ذهن و عملشان دارند آنها را کنار میگذارند. چهره دو شخصیتی یا دبل کاراکتر معروف مردم در زندگی خصوصی و در بیرون و در جامعه، دارد یواش یواش به هم منطبق و به یک شخصیت واحد تبدیل میشود. این اخبار و درگیریهای زنان در خیابانها در دو سه هفته گذشته، اگر چیزی را نشان میدهد اینست که مردم دیگر جانشان به لب شان رسیده و بویژه در این گرمای تابستان حوصله شنیدن ترهات خواهر زینب ها را ندارند. وضعیتی انفجاری که رژیمیها باید «با احتیاط» با آن برخورد کنند و در آستانه تحلیف آخوند روحانی سود و زیان عملیات های ضد زن را در نظر بگیرند. لذا فرمانده نیروی انتظامی عقب می نشیند، مرحله سوم عملیات ضد زن متوقف میشود، و تبلیغات ضد زن و جنگ نرم جلو می آید تا برای دور بعدی خودشان را آماده کنند.

در ایران یک جنبش واقعی و توده ای قدرتمند وجود دارد که وضعیت کنونی و جمهوری اسلامی و سلطه سیاه زن ستیزی و آپارتاید جنسی نمیخواهد. این جنبش آزادی زن است که همواره و هر روزه سرکوب شده و تصویر و قامت واقعی اش زیر چادر سیاه اختناق اسلامی بوضوح دیده نمیشود. در کنار این نخواستن عظیم که به زنان هم محدود نمیشود، یک جریان اسلامی حکومتی و موئتلفین سیاسی غیر حکومتی شان وجود دارد که هر روز این لولوی خیابانی را نشان رژیم میدهند تا نرخ شان را در بازار بورس اسلامی بالا ببرند. این جنبشی هم جنس و هم سوی حکومت علیه زنان است که دل برای اسلام و حاکمیت آخوند و قانون اساسی حکومت اسلامی میسوزاند و منافعش با منافع رژیم اسلامی منطبق است. این دو جنبش روشها و سیاستها و افق و آرمان اجتماعی تماما متفاوت و متضادی دارند. قابل جمع نیستند و پیروزی یکی در گرو از میدان بدر کردن دیگری است.

تحرکات ضد زن اسلامیهای طرفدار حکومت به حکم تناقضات جمهوری اسلامی و اینجا ضدیت اسلام با موجودیت و حقوق پایه ای زنان، دوام زیادی ندارد و بسرعت به حاشیه میرود. اما این شکست سیاسی حکومتیها باید در قلمرو جامعه و در مقابل چشم جهانیان صورت گیرد.این شکست باید مستقیما به پیروزی جنبش آزادی زن ترجمه شود.  جنبش آزادی زن فی الحال تعرض علیه اسلامیون ضد زن را با انرژی بالائی آغاز کرده است. اولین نتیجه گسترش این اعتراضات، جمع شدن بساط تملق اسلامی طیف خانمهای اسلام زده و آخوند زده خواهد بود. *

2013-07-28

1 دیدگاه برای “تونس: تقابل با اسلام سیاسی تشدید میشود! و زنان در ایران چه میخواهند؟ دو جنبش، دو توقع، دو روش: سیاوش دانشور

  1. Johnny Edwards
    31 ژوئیه 2013

    به این ترتیب اکنون، پس از سی و يک سال که از عمر حکومت اسلامی ايران می گذرد، در مورد وجود يا نبود مشروعيت تنها می توانيم به قانون مصوب مردم توجه کنيم تا ببنيم که آيا جمهوری اسلامی با توجه به قانون اساسی خودش اعمال و رفتاری داشته است که مشروعيتش را از دست بدهد و يا تنها در خرداد 1388 که رای مردمان را دزديده، و معترضين را به دست شکنجه و تجاوز و اعدام سپرده مشروعيت خود را از دست داده است. یعنی بيائيد فکر کنيم که در دادگاهی عادل نشسته ايم و می خواهيم حکومت جمهوری اسلامی را به محاکمه کشيده و تصميم بگيريم که آيا این حکومت مشروعيت دارد يا ندارد و اگر ندارد از چه زمانی مشروعيت خود را از دست داده است. در اين دادگاه حتما حقوقدان هايي هم حضور دارند و می توانند در مورد ادعای دو طرف قضاوت کنند.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s

این وب‌گاه برای کاهشِ هرزنامه‌ها از Akismet استفاده می‌کند. در موردِ نحوهٔ پردازشِ داده‌هایِ دیدگاهتان بیشتر بدانید.

اطلاعات

این ویودی در 29 ژوئیه 2013 بدست در اشتراک - eshtrak فرستاده شده و با , برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: