اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

به شيوه استعمارگران : کمينفرم٬تارنگاشت عدالت!

«فرانسه امروز متهم است که اشباح استعماری را بيدار کرده. اگر در نظر گيريم که چه منابع زيرزمينی عظيمی مثل اورانيوم و گاز طبيعی که اشتهای قدرت‌های بزرگ اروپايی را تحريک می‌کند، در منطقه نهفته، اين گمان دور از واقعيت به نظر نمی‌رسد، به ويژه اگر         نفوذ روزافزون چين در آفريقا را در نظر بگيريم.»

            «لاهواری آدی» الجزيره‌ای که اقتصاددان و جامعه‌شناس و استاد علوم سياسی در دانشگاه ليون

رييس‌جمهور فرانسه، فرانسوا اولاند مدعی است که دمکراسی را به زور ارتش به مالی صادرخواهد کرد. ولی اين ظاهر قضيه است و در حقيقت مسأله بر سر معامله و تجارت کلان است.

 حمله فرانسه به مالی تنها پی‌آمد منطقی آن راهی است که نيکلا سارکوزی، بدون در نظر گرفتن نيات «شخصی»اش در ليبی آغاز کرده بود، يعنی اين‌که: فرانسه بايد در شمال غرب آفريقا با تمام منابع غنی طبيعی‌اش مثل دوران استعماری گذشته جا خوش کند. نقشه اين است که مناطقی که به بهانه «کمک» و «تثبيت دمکراسی» تسخير شده‌ را تحت کنترل  و وابستگی نگاه داشت.

به شيوه استعمارگران

france president,army

چاپ پست الكترونيكي

۰۹ اسفند ۱۳۹۱

روزی که فرستنده‌های تلويزيونی فرانسه فرانسوا اولاند و ارتش او را در کوير آفريقا به عنوان ضامن حقوق زنان مالی  مورد تقدير قرار می‌دادند، پارلمان فرانسه در پاريس به طور محرمانه، قانونی را که ۲۰۰ سال قدمت داشت، ملغا کرد: اين قانون تا آن لحظه ممنوع می‌کرد که زنان در انظار عمومی شلوار به پا کنند و اگر مجبور باشند که شلوار بپوشند، حداقل از شهرداری جواز ويژه درخواست نمايند.

تارنگاشت عدالت

منبع: کمينفرم

رييس‌جمهور فرانسه، فرانسوا اولاند مدعی است که دمکراسی را به زور ارتش به مالی صادرخواهد کرد. ولی اين ظاهر قضيه است و در حقيقت مسأله بر سر معامله و تجارت کلان است.

اين‌که مردم آمريکا قبل از جنگ عراق و اغلب آن‌ها حتا پس از جنگ عراق هنوز سؤال می‌کردند اصلاً عراق کجاست، نه راز سر به مهری است و نه يک شوخی. ولی وقتی که در ژانويه ٢٠١٣ قدرت اتمی فرانسه به دستور رييس‌جمهور سوسيال دمکراتش فرانسوا اولاند، برای جنگ به شمال غرب آفريقا لشگرکشی کرد نه تنها بسياری از مردم فرانسه، بلکه مردم اروپا نيز سؤال مشابهی را مطرح  کردند: اصلاً اين کشور مالی کجاست؟

 چندی پيش تاريخ‌شناس پاريسی و پرفسور دانشگاه سوربون، «پير بويلی» در مقاله‌ای برای روزنامه ليبراسيون يادآور شد که در روزهای اول ورود نيروهای ويژه فرانسه به اين کشور بسيار فقير، همه چيز درهم و برهم بود: حملات فرانسویان و مالوی‌ها، گروگان‌گيری، شورشيان، تروريست‌ها، اسلام‌گرايان، قوم طوارق، کودتا، همه اين‌ها در يک ديگ ريخته شده بود و اين آش شله قلمکار، که به چاشنی القاب ماجراجويانه مزين گرديده بود، بدون هيچ آشنايی با تاريخ اخير منطقه شمال آفريقا برای قهرمانان مسيحی در سرزمين «مردم عقب‌افتاده» مسلمان سرو شد.

روزنامه‌نگاران کشور يک صدا عزم راسخ رييسي جمهور را ستودند: اولاند- که تا چند هفته پيش در انظار عمومی يک فرد از نظر سياسی متردد و ناتوان تصوير شده بود- به ناگاه بدون لحظه‌ای ترديد در مقابل «تروريست‌های مسلمان» قد برافراشت و مستعمرات گذشته را با نوعی حمله رعدآسا آزاد کرد، مردم مسلمان آن را به طور کل از شريعت رهايی بخشيد، به ويژه زنان را از حمل برقه رهانيد و دنيای آزاد کاتوليک را در مقابل ننگ نوين فرهنگی حفظ نمود. طی يک اقدام هماهنگ مجله سياسی راست ليبرال، اکسپرس نيز در صفحه اول خود با تيتر بزرگ «دشمنان مسلمان ما» را معرفی کرد، در حينی که توليدکنندگان خبر تلويزيون در همه کانال‌ها شادی و پايکوبی مردم مالی را به نمايش می‌گذاشتند. رييس‌جمهور خپله و کوتوله در بين مردم، در حال دست دادن و يا نوازش صورت اطفال، در احاطه افسران بلند قد و عبوس، افراد هراس‌انگيز با عينک‌های مدل پينوشه. طوارق و اسلام‌گرايان.

چه اتفاقی افتاده بود؟

واقعه‌نگاری:
•    در ژانويه ۲۰۱۲ طوارق در شمال مالی دست به شورش زدند. آن‌ها اسلام‌گرا نيستند و خواهان اعمال شريعت نيز نمی‌باشند، بلکه طالب خودمختاری در درون مرزهای کشور مالی هستند.
•    روز ۲۲ مارس ۲۰۱۲ ارتش مالی رييس‌جمهور اين کشور «آمادو تومانی توره» را به دليل «بی‌کفايتی» و رفتار نامصمم در قبال شورشيان و يا تروريست‌ها در شمال کشور از حکومت ساقط کرد. رييس‌جمهور موقت در ابتدا رييس مجلس ملی اين کشور ديونکوندا ترائوره شد.
•    روز ۶ آوريل طوارقِ شورشیِ وابسته به «جنبش ملی برای آزادی ازواد»، که در سطح بين‌المللی به رسميت شناخته شده اند، شمال کشور را که «ازواد» می‌نامند مستقل اعلام کردند و شهرهای گوآ و تيمبوکتو به دست آن‌ها افتاد.
•    روز ۲۰ دسامبر سازمان ملل متحد، بدون آن‌که مدت زمان مشخصی را تعيين کند، طی قطع‌نامه‌ای مجوز حمله «نيروهای امدادی» خارجی به مالی را صادر کرد.
•    «باندهای مسلح اسلامی» (لحن کلام دولت و رسانه‌های فرانسه) روز ۱۰ ژانويه ۲۰۱۳ به شهر «کنا» که در جنوب اين کشور قرار دارد حمله کرده و آن را اشغال می‌کنند. دولت فرانسه يگان‌های ويژه ارتش را به مالی اعزام می‌دارد. الجزيره حريم هوايی خود را به روی جنگنده‌های فرانسوی می‌گشايد.
•    ۳۲ «تروريست» وابسته به القاعده شعبه مغرب اسلامی روز ۱۶ ژانويه به تأسيسات پالايشگاهی الجزيره «تيژن‌تورين» حمله کردند و ۱۰۰ کارگر و کارمند پالايشگاه را به گروگان گرفتند.
•    روز ۱۸ ژانويه واحدهای ارتش فرانسه و مالی شهر کنا را تسخير نمودند.
•    روز ۲۶ و ۲۸ ژانويه نيروهای فرانسه و مالی شهرهای گوآ و تيمبوکتو را مجدداً به اشغال درآوردند. نيروهای القاعده به بلندی‌های مرزی الجزيره/مالی در شمال شهر «کيدال» عقب‌نشينی کردند.

تا حمله ارتش فرانسه چهار گروه موتوريزه و مجهز به سلاح‌های سنگين شمال مالی را در اشغال خود داشتند و يا آن را کنترل می‌کردند:

•    قبل از همه و در مقام اول، گروه القاعده شعبه مغرب اسلامی AQMI است که بيش از ده سال در مالی فعاليت می‌کند، بدون آن‌که از طرف ارتش مالی و يا حتا جامعه بين‌المللی مزاحمتی برای آن‌ها به وجود آمده باشد. «برعکس» به گفته تاريخ‌شناس فرانسوی، آقای بويلی «ميليون‌ها يورو صرف شد تا گروگان‌ها رهايی يابند. کشورهای همسايه- به استثنای موريتانی- که در يک ستاد مشترک جمع شده بودند، هيچ گامی برنداشتند. بنابراين آيا القاعده شعبه مغرب اسلامی قبل از حمله خطرناک نبود؟ آيا مالی با وجود القاعده در شمال اتوريته و تماميت ارضی خود را از دست نداده بود؟»
•    مقام دوم  متعلق به MUJAO (جامعه توحيد و جهاد در غرب آفريقا) که از AQMI انشعاب کرده و با تجارت کوکائين دستگاه‌های دولتی اغلب کشورهای غرب آفريقا، به ويژه خبرگان سياسی مالی را به فساد و ارتشاء کشانده است می‌باشد.
•    هدف انصار‌الدين (گروه سوم) اعمال شريعت در مالی است. اين «مدافعين دين»، هيچ‌گاه نه کسی را ربوده و نه بمبی منفجر کرده اند. آن‌ها استفاده از اين نوع اعمال خشونت را مردود می‌شمارند. بويلی می‌گويد: «تروريست‌های واقعی، يعنی کسانی که گروگان می‌گيرند و سوءقصد می‌کنند را بايد در AQMI و MUJAO جست‌وجو کرد. وجه مشترک آن‌ها با انصارالدين کم و بيش اعمال خشونت‌آميز شريعت و استقرار اسلام عقب‌افتاده است.»
•    جنبش آزادی‌بخش طوارق MNLA (گروه چهارم) در سال ۲۰۱۰ تأسيس شد. اين گروه که از طرف دولت (در  باماکو پايتخت کشور در جنوب) به کلی ناديده گرفته شده بود، توانست در آوريل سال گذشته شهر تيمبوکتو را به اشغال خود درآورد. اين گروه خود را لائيک می‌داند و هيچ‌نوع هدف مذهبی را دنبال نمی‌کند. اين سازمان استقلال شمال مالی (شهرهای گوآ و تيمبوکتو)، يعنی حداقل خودمختاری آن را در چارچوب کشور مالی اعلام کرد. به نظر آقای تاريخ‌شناس: «اين‌ها تروريست نيستند، شورشی اند در حالی که مذهبيون برعکس تروريستند و نه شورشی.»

حال اين‌که ارتش اولاند در مالی از چه چيز «دفاع» خواهد کرد، در روزهای اول تجاوز اصلاً مشخص نبود. رييس‌جمهور نيات خود را روز ۱۵ ژانويه در مقابل رسانه‌های بين‌المللی به شکل يک سؤال مطرح کرد: «با تروريست‌ها جه خواهيم کرد؟»  تا بعد مثل همکار سخاوتمند سابق خود نيکلا سارکوزی و يا جناب ويلاند جورج دبليو بوش يک پاسخ ستيزه‌جويانه ارايه کند: «ما آن‌ها را نابود خواهيم کرد.» توضيحی که نه فقط باعث سردرد ديپلمات‌های کشورهای عربی و آفريقايی می‌شود. روز بعد رهبران حزب جديد ضدسرمايه‌داری (NPD) در فرانسه  کريستن پوپين، اولويه بزانسه‌نو و فيليپ پوتو سؤال کردند: «با اين کار می‌خواهيد چه چيز را ثابت کنيد؟ که شما هم رييس ارتشيد و حتا يک جنگ‌سالار؟»

در حقيقت اولاند در روزهای مالی تنها لقب حاکم «فرانس آفريک» Françafrique (آفريقای فرانسوی) را با خود حمل نمی‌کرد (مستعمرات آفريقايی رژيم در گذشته فرانس آفريک ناميده می‌شدند)، بلکه به شکل و شيوه مدرن آن، يعنی رييس‌جمهور «فرانس ـ آ ـ فريک» France à fric (رييس‌جمهور پول). حداقل «لاهواری آدی» الجزيره‌ای که اقتصاددان و جامعه‌شناس و استاد علوم سياسی در دانشگاه ليون است براين عقيده بود: «فرانسه امروز متهم است که اشباح استعماری را بيدار کرده. اگر در نظر گيريم که چه منابع زيرزمينی عظيمی مثل اورانيوم و گاز طبيعی که اشتهای قدرت‌های بزرگ اروپايی را تحريک می‌کند، در منطقه نهفته، اين گمان دور از واقعيت به نظر نمی‌رسد، به ويژه اگر نفوذ روزافزون چين در آفريقا را در نظر بگيريم.»

دلايل پيش پا افتاده هم می‌تواند شهوت اولاند برای جنگ را توجيه ‌کند.  هميشه وقتی که مسايل داخلی به اشکال برمی‌خورد، رؤسای دولت فرانسه (فرقی نمی‌کند دولت‌های غربی ديگر هم همين‌طور) سعی می‌کنند در مورد مسايل خارجی بدرخشند. و يا خيلی بدوی‌تر قدمی برای بهبود وضعيت مالی حزب و يا اقتصادی داخلی کشور بردارند. مثلاً نيکلا سارکوزی لشگرکشی خود عليه سرهنگ معمرالقذافی را تازه پس از اين‌که از او با جلال و جبروت در پاريس استقبال کرد و او که هنرپيشه قهاری بود، چادر باديه‌نشينی خود را در کاخ اليزه برپا نمود، آغاز کرد. همان‌طور که «زياد تکی‌الدين»، دلال قديمی معاملات بزرگ محرمانه اسلحه در سطح بين‌المللی در اين ميان در مقابل بازرسان فرانسوی اعتراف کرده، گويا سرهنگ به عنوان تشکر، پيشاپيش ۵۰ ميليون يورو در اختيار رييس‌جمهور آينده برای مبارزات انتخاباتی خود نهاده بوده است. …

رييس جمهور بعدی اولاند در حالی که در مالی گويا به خاطر حقوق زنان و ميراث فرهنگی منطقه فرمان حمله می‌داد، به امارات متحده عربی هم سر زد. در امارات متحده عربی کفار، زنان زناکار و هم‌جنس‌بازان سنگسار می‌شوند. از اين کشور صندوق‌های بانکی مخفی جهاديون در سطح جهان پر می‌شود. همه اين‌ها برای آقای اولاند مشکلی محسوب نمی‌شود، البته به شرطی که جيب هم‌سفران او که به نمايندگی ۴۰ شرکت پرقدرت فرانسوی در اين سفر شرکت داشتند، با قراردادهای سنگين پر شود: مثلاً ۶۰ جنگنده شکاری رافائل. در کنسرن تسليحاتی عظيم «دسو» همه می‌دانند که جنگيدن هم فقط يک شغل است. شغلی که ظاهراً  آينده دارد.

«شکوفه صنايع هسته‌ای»
برعکس، اين‌که آينده مالی چگونه خواهد بود، برای کسی معلوم نيست. کارشناس مسايل شمال آفريقا آقای «پير بويلی» هم کاملاً بی‌اطلاع است. «اگر فرانسه و نيروهای آفريقايی بخواهند تماميت ارضی مالی را مجدداً احياء کنند، احتمالاً تنها به کمک زور خواهند توانست آن را عملی کنند. البته آن‌هم فقط به صورت گذرا. ولی تا بازيگران بحران کنونی يعنی افرادی که از شمال می‌آيند، (مالينکه، طوارق، بامبارا، سونگای، مورها، فولبه و يا بوزو) سر يک ميز ننشينند که راه‌حلی پيدا کنند، در منطقه نه امنيت به وجود نخواهد آمد و نه ثبات.

مشکل بزرگ‌تر از تماميت ارضی برای آقای اولاند استقرار «ثبات دمکراتيک و اداری» مالی است که ايشان قبلاً با جار و جنجال اعلام نموده بود. «بويلی» می‌گويد «توره» رييس‌جمهور سرنگون شده سابق «جوهر دمکراسی را در کشور از بين برده بود.» «او گامی عليه القاعده بخش مغرب اسلامی برنداشت. او شمال را در اختيار تجار مواد مخدر گذارد. مسؤوليت او بسيار بزرگ است.» يعنی که کار ايشان تمام شده است، يعنی قبل از اين که به زور مخلوع شود، کارش تمام شده بود. ارتش از طرف فرد عبوس‌چهره‌ای به نام «سرگرد آمادو سانوگو» نماينگی می‌شود که با کودتای خود در ماه مارس سال گذشته نه تنها «توره»، بلکه «دمکراسی» را نيز بايگانی کرد و به زور اسلحه که در اختيار اوست بخش بزرگی از قدرت کشور را به خود اختصاص داد. خبرگان سياسی مالی روی‌هم‌رفته قابل اطمينان‌تر نيستند. «لوچيانو کانفورا» استاد دانشگاه باری در ايتاليا و يکی از منتقدين دخالت نظامی، با نگاه به مردم عادی طی مقاله‌ای در سال ۲۰۰۷ در مورد «آزادی» افغانستان از يوغ طالبان نوشت: «آزادی را نمی‌توان صادر کرد. تا به حال هيچ‌گاه ارتش‌های خارجی نتوانسته اند به روح دمکراسی کمک کنند تا روی پای خود بايستاد.»

ولی آن‌چه که بويلی تاريخ‌شناس و لاهواری آدی جامعه‌شناس را مضافاً نگران می‌کند، يک جنگ غيرمنظم جديد غرب عليه جهاديون متحرک و تيزپا در کوهسار شمال شرق مالی است که اين بار فرانسویان نقش «آزادکننده» را به عهده گرفته اند. در ماه ژانويه اولاند، آن‌هم در دوبی، يکی از مهم‌ترين ميعادگاه‌های تجار بين‌المللی اسلحه، سه هدف سياست خارجی خود را برای مالی اعلام کرد: متوقف ساختن  و «نابود کردن» تروريست‌ها، تثبيت دمکراسی و احيای تماميت ارضی.

ولی آن‌چه که اولاند مسکوت گذاشت ارزش ارايه يک توضيح کوتاه و يک توضيح بلند را دارد: اولاً مسأله، مسأله معامله تجارتی است و ثانياً، و اينجا از نيروی اپوزيسيون چپ (پوپين، بزان‌سه‌نوت و پوتو) نقل قول می‌کنيم: «منطقه ساحل همان‌طور که ياد گرفته ايم تنها از کوير تشکيل نشده است، بلکه قبل از هر چيز مرکز مبادلات ژئواستراتژيکی قانونی و غيرقانونی است. ساحل کليدی است که دروازه‌های برخی از مناطق ويژه را که فرانسه به آن‌ها نياز دارد و آن‌ها را تضمين شده می‌خواهد، می‌گشايد. اين مناطق در وهله نخست معادن اورانيوم در نيجر است که توسط شرکت «آروا» اين «شکوفه صنايع هسته‌ای فرانسه» استخراج می‌گردد. رييس جمهور در اين جنگ، قهرمان از خودگذشته و متواضعی نيست. وقايع کنونی امروز در مالی در رابطه مستقيم با جنگ در ليبی قرار دارد. فرانسه در آنجا به عنوان قدرت خارجی دخالت کرد تا به رهبران جديد وابستگی و عدم استقلال آن‌ها را يادآور شود و اعلام کند که: «فرانسه (به ويژه آن‌چه که به نفت مربوط می‌شود) در آينده تفاهم و همکاری بيش‌تری را از آنها متوقع است.» و اين توقع هر چند که در مالی فعلاً ابراز نشده، ولی يادآور اين کشور می‌باشد.

خلاء پسااستعماری


اين‌که دولتمردان فرانسوی به عنوان ناجی مورد تشويق قرار گرفتند ناشی از اين بود که شهروندان مالی به نسبت، بزرگ‌ترين سهم مهاجرين آفريقايی در شهرهای بزرگ فرانسه را دارا هستند. کشور ۱۶ ميليونی مالی در يک دهه گذشته بيش از ۴ ميليون از شهروندان خود را از دست داد. آن‌ها برای کار برده‌‌وار به کشورهای غنی عربی منطقه  رفتند و يا به اروپا مهاجرت کردند که به گفته مقامات دولتی در باماکو بالغ بر بيش از ۵۰۰ هزار نفر هستند. تنها در پاريس، مارسی و يا ليون در حال حاضر تخميناً ۸۰ تا ۱۲۰ هزار نفر از اين افراد روز خود را به شام می‌رسانند که به خاطر امنيت در مقابل تهديدات خشونت‌بار افراد متعصب القاعده و يا حتا بدتر از آن از دست فقر و گرسنگی به سرزمين قدرت استعماری سابق گريخته اند. به‌زان سه نوت می‌گويد: «در فرانسه تاکنون اگر علاقه‌ای به سرنوشت شهروندان مالی نسب وجود داشت صرفاً برای اين بود که آن‌ها را از کشور اخراج کنند. و اکنون همين فرانسه به ناگاه به ياد احساسات عميق انسانی افتاده؟» در کتب درسی مدارس فرانسوی آمده که مالی از سال ۱۸۶۳ مستعمره به اصلاح«گران ناسيون» (ملت بزرگ) بود و در سال ۱۹۶۰، يعنی به اصطلاح سال آفريقا «استقلال به اين کشور اعطاء شد.» خلاء قدرتی که فرانسه در اين بخش از قاره به جای گذارد، مثل اغلب مستعمر‌های گذشته در آفريقا توسط کسانی پر شد که از اربابان استعمارگر خود به خوبی فرا گرفته بودند که چگونه می‌توان يک کشور فقير و جامعه آن را به طور مؤثر سرکوب کرد و به کارآمدترين شيوه تاراج نمود. و در وهله اول اين ارتش بود. ارتش ابزار لازم را در اختيار داشت و دارد.

«آدی» اين که چرا اکنون خبرگان سياسی مالی نه همسايه آفريقايی خود الجزيره، بلکه اتفاقاً فرانسه را «به کمک» طلبيدند، را دليلی بر بی‌کفايتی ارتش بزرگ‌ترين همسايه مالی که از تجهيزات بسيار خوبی برخوردار است، می‌داند. «الجزيره آمادگی نداشت و اين امر در آينده، پی‌آمدهای مهلکی برای روابط بين دو کشور خواهد داشت. چرا الجزيره آمادگی نداشت؟ برای پاسخ به اين سؤال بايد از ترکيب کيفی رژيم در الجزيره ياد کرد که بخش غيرنظامی آن تنها نقش سمبليک و يا حتا کاریکاتور ايفا می‌کند. از يک طرف قدرت سياسی نه در دست رييس‌جمهور و نه در دست وزير امور خارجه اين کشور است و از طرف ديگر اين به آن مفهوم نيست که سلسله مراتب نظامی يک دست و همگون است، برعکس، ارتش رشته رشته شده است و هر افسر بلندپايه ساز خود را می‌زند. جُنگی از ژنرال‌ها وجود دارد که هرگز در ملاء عام ظاهر نشده اند و در سال‌های گذشته کسی را به عنوان سخنگوی خود معرفی ننموده‌اند.»

از مبارزات درونی بر سر قدرت در ارتش الجزيره از زمان سرهنگ حواری بومدين تاکنون هيچ افسر مفردی پيروز بيرون نيامده است. تنها برنده اين مبارزه، نهادی در درون ارتش، يعنی Département du Renseignement et de la Sécurité« (DRS) سازمان جاسوسی است. «آدی»: «از زمان مبارزه خونين ضدتروريسم دهه ۹۰ اين نهاد با بازوان اختاپوس مانند خود در ساختارهای دستگاه ديپلماسی، سربازخانه‌ها و رسانه‌ها رسوخ کرده، بدون آن‌که از طرف هيچ نهاد بالاتری کنترل شود. سازمان جاسوسی در مورد مالی تصميم گرفت که دخالت در کشور همسايه می‌تواند به محبوبيت دولت و ارتش الجزيره بيافزايد و در نتيجه به منافع اين نهاد لطمه وارد کند.»

ولی به نظر نه تنها نيروهای چپ اپوزيسيون در فرانسه، حمله فرانسه به مالی تنها پی‌آمد منطقی آن راهی است که نيکلا سارکوزی، بدون در نظر گرفتن نيات «شخصی»اش در ليبی آغاز کرده بود، يعنی اين‌که: فرانسه بايد در شمال غرب آفريقا با تمام منابع غنی طبيعی‌اش مثل دوران استعماری گذشته جا خوش کند. نقشه اين است که مناطقی که به بهانه «کمک» و «تثبيت دمکراسی» تسخير شده‌ را تحت کنترل  و وابستگی نگاه داشت.

راه‌حلی به چشم نمی‌خورد


چه بايد کرد؟ يکی از پاسخ‌ها از طرف چپ‌ها در پاريس مطرح می‌شود: مالی نبايد از امکان يک راه‌حل سياسی محروم گردد. شخصيت‌های ديگری مثل يکی از نمايندگان مجلس مالی، «عمر ماريکو» وابسته به سازمان همبستگی آفريقايی برای دمکراسی و استقلال Solidarité africaine pour la démocratie et l’indépendance SADI  و يا وزير سابق اين کشور خانم «آمينانتا ترائوره» که در ضمن طی اعلاميه‌ای «عليه اين جنگ که به نام احيای حقوق زنان انجام می‌شود» اعتراض کرده، از اين نظر پشتيبانی می‌کنند.

البته شواهدی در اين مورد که پاريس در جست‌وجوی راه‌حل ديپلماتيک باشد، يعنی در جست‌وجوی امکان مذاکره متساوی‌الحقوق بين گروه‌های درگير از مناطق بحران زده شمال کشور و همين‌طور کشورهای همسايه، به چشم نمی‌خورد. ارتش فرانسه فعلاً ۴۰۰۰ سرباز در مالی، به ويژه در شمال اين کشور مستقر کرده است. اين سربازان بنابر گزارش‌های ارتش در شهرهای گائو، تيمبوکتو، کيدال و تساليت مستقر شده اند. واحدهای ويژه در مناطق کوهستانی و صعب‌العبور «Adrar  et Ifoghas» در شمال شرق کشور به جست‌وجوی اسلام‌گرايان و انبارهای مهمات آن‌ها و همين‌طور محل اختفای گروگان‌های القاعده مشغول است. فرمانده نيروهای نظامی فرانسه سرهنگ «تيری بورکار» در هفته گذشته ۲۰۰ بار دستور حمله جنگنده‌های شکاری خود را صادر کرد که در بلندی‌های آدرار، پايگاه‌های احتمالی شورشيان را به طور اتفاقی بمباران کنند. اهداف حمله بنابر اظهارات ارتش: انهدام انبارهای مفروض مواد منفجره و محترقه و اردوگاه‌های تعليمی.

اکنون حتا رسانه‌های تبليغاتی نيز رفته‌رفته دريافته اند، که کالای مرغوب شرکت «دسو»، يعنی جنگنده شکاری «رافائل» هر روز در مقابل چشم خريداران بالقوه آزمايش پس می‌دهد. و در ضمن اين واقعيت که جنگ مخارج سنگينی در بردارد نيز اکنون ساده‌تر درک می‌شود تا روزهای اول ماجراجويی در مالی که با خبرهای مکرر در مورد پيروزی اشباع بود. روز ۶ فوريه وزير دفاع «ژان ـ ايو له دريان» يک برآيند موقت ارايه داد: «عمليات سروال (گربه وحشی آفريقايی)» که از روز ۱۱ فوريه آغاز شد، تاکنون ۷۰ ميليون يورو خرج برداشته است. مشکل بتوان گفت که آيا اين ارقام با حقيقت وفق می‌کند يا نه. کارشناسان اين رقم را نادرست می‌دانند و هزينه جنگ را تاکنون بيش از ۱۰۰ ميليون يورو گمانه می‌زنند. آن‌چه که محرز است، از اين برآيند موقت اکنون دوهفته گذشته و مخارج جنگی مطمئناً کاهش پيدا نکرده است.

با اين وجود به غير از اشارات نيروهای چپ در فرانسه، خبری از منتقدان معتقد و يا متقاعدکننده اين جنگ به طور ويژه و يا جنگ به طور کل به مثابه «ابزار اعمال سياست»، مطلقاً موجود نيست. و آن‌چه که خبرگزاران اعزامی جنگی در منطقه ساحل را ظاهراً اين روزها نگران می‌کند، نه مخارج سنگين و فزاينده اين جنگ و نه فلاکت و بی‌نوايی انسانی ناشی از اين جنگ است. برای آن‌ها ادامه اين جنگ نيز، که ظاهراً پايان و حاصل آن‌هم نامعلوم است، موجب نگرانی آن‌ها نمی‌شود. آن‌چه که اين روزنامه‌نگاران را نگران می‌کند اين است که چرا ارتش از بالا دستور داده که در مورد عمليات گذشته و عمليات پيش رو سکوت مطلق رعايت شود. روزنامه ليبراسيون با ناراحتی اعلام داشت: «مالی، مناقشه‌ای که نمی‌توان در موردش بحث کرد.» «رابطه پرتنش» سنتی بين روزنامه‌نگاران و ارتشيان مدت‌هاست که به «جنگ خسته‌کننده» بين «رسانه‌ها و سربازان» تبديل شده. «تصاوير» لازم برای شهروندان وفادار در کشور، که جلوی تلويزيون‌ها منتظرند، موجود نيست، حتا ساده‌ترين اطلاعات برای تهيه يک مقاله جدی در روزنامه‌های ميهن وجود ندارد.

ارتشيان از منظر خويش تنها پاسخ صحيح را ارايه داده اند: آن‌ها موصوع و تصوير را خود توليد می‌کنند. يکی از سخن‌گويان رسمی ارتش توضيح داد: «مثلاً برای برخی از اين بچه روزنامه‌چی‌های غوغا‌سالار تسخير شهر گائو چيزی شبيه «ورود تور د فرانس به قله پوئیدوم» محسوب می‌شد.» و همکار وی اضافه کرد:«آن‌ها چه می‌خواهند؟ ما فيلم در اختيار آن‌ها نهاديم، البته فيلم‌هايی که ما (ارتش) تهيه کرده بوديم. اين امر که ادعا می‌کنند عکس موجود نبود، با واقعيت مطابقت نمی‌کند.»

ولی واقعيت اين‌ است که: در اين اثناء روزنامه‌نگاران در اثر وجود تعداد زياد درخت، از ديدن جنگل ناتوانند. آن‌ها در شن‌های منطقه ساحل در جست‌وجوی منابعند، به جای آن‌که خيلی ساده‌تر در وطن به جست‌وجوی آن  بپردازند.

دو نمونه: روزی که فرستنده‌های تلويزيونی فرانسه فرانسوا اولاند و ارتش او را در کوير آفريقا به عنوان ضامن حقوق زنان مالی مورد تقدير قرار می‌دادند، پارلمان فرانسه در پاريس به طور محرمانه قانونی را که ۲۰۰ سال قدمت داشت، ملغا کرد: اين قانون تا آن لحظه ممنوع می‌کرد که زنان در انظار عمومی شلوار به پا کنند و اگر مجبور باشند که شلوار بپوشند، حداقل از شهرداری جواز ويژه درخواست نمايند.

و پير بويلی، تاريخ‌شناس در همين روز گفت: «البته شايد با پذيرا شدن خطر يک جنگ طولانی و غيرمنظم با آينده‌ای نامعلوم اولاند بتواند سلفی‌ها را از شمال مالی بيرون افکند. ولی اين گام کافی نخواهد بود. برای تضمين قانون اساسی و وفاداری ارتش به آن در جنوب، بايد مردم مالی به صحنه آيند.»

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

اطلاعات

این ویودی در 28 فوریه 2013 بدست در اشتراک - eshtrak فرستاده شده و با , برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: