اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

سروش بدون رتوش ! : فرامرز شیراوند!

دریافتی:

این متن را بدقت بخوانید،حاوی نکات جالبی است:

آقای سروش می گوید «کسانی که دانشگاه ها را بسته بودند، می خواستند دانشگاه ها تا ۲۰ سال بسته بماند تا تمام اصلاحات لازم صورت بگیرد و آنگاه بازگشایی شود. ما نزد آیت الله خمینی رفتیم و از ایشان خواهش کردیم که اجازه دهند دانشگاه ها را هرچه زودتر باز کنیم و پس از یک سال تا یک سال و نیم، ما دانشگاه ها را باز کردیم….. هدف این بود که دانشگاه ها را اسلامی بکنیم. به این معنا که اگر چیزی هست که ضد اسلام است از آنجا بزداییم. البته حقیقتش چیز ضد اسلامی چندان وجود نداشت.»

سروش بدون رتوش!
 
فرامرز شیراوند
 
نوامبر 2010
 
در نشریه شهروند شمارۀ 1297، به تاریخ پنجشنبه 2 سپتامبر 2010، گزارشی به قلم آقای آرش عزیزی به مناسبت سخنرانی عبدالکریم سروش با تیتر« با سخنرانی عبدالکریم سروش سری سخنرانی‌های «کانون ایرانیان دانشگاه تورنتو» افتتاح شد» به چاپ رسیده است.
آقای آرش عزیزی در بخش پایانی گزارشش، «آغازی پر شور برای سری سخنرانی»، در توضیح نحوۀ برگزاری جلسه اینگونه مینویسد: «جلسه به قول انگلیسی‌ها حسابی “impressive” (چشمگیر) بود، چرا که در فاصله‌ای کوتاه سالن را رزرو کردند، جلسه را اینقدر خوب تبلیغ کردند که سالن پر شود، …….. تا به خوبی و خوشی تمام شود. (نویسنده [آقای عزیزی] البته خود عضو هیئت اجرایی این کانون است و شاید صحیح نباشد اینقدر از آن تعریف کند، ….).» وی در ادامه بیان میدارد که: «این آغازی پر شور و هیجان انگیز برای «سری سخنرانی» کانون ایرانیان دانشگاه تورنتو بود که نشان داد آماده است تا جلسات گفت و شنود داغ و جذابی برگزار کند و تعامل و تبادل نظر بیشتری در میان دیاسپورای ایرانی رقم بزند.»
 
البته این گزارش نباید خوانندگان را دچار این گمانه زنی کند که گستردن فرش قرمز (این روزها سبز) برای سروش و سروش ها، حتی در » جشنواره بین المللی فیلم دیاسپورا «، از سوی «کانون» به اصطلاح «ایرانیان [؟] دانشگاه تورنتو»، به جهت «پاکسازی و اسلامیزه کردن» دانشگاه تورنتو انجام گرفته است- چرا که با وجود چنین «کانون»ی و البته انجمن اسلامی دانشجویان بورسیه ای و دوچرخه سواران «حقوق بشر» مسلح به پرچم جمهوری اسلامی، نیازی به «اسلامیزه» کردن دانشگاه تورنتو نیست. بنظر میرسد که آقای عزیزی و همکارانش در «کانون ایرانیان دانشگاه تورنتو»، از ایرانیان «دیاسپورا» [*] یکبار دیگرانتظار دارند که با «شور وهیجان»، همچون زمان ورود خمینی به ایران، به استقبال پایه گزاران و سخنگویان جمهوری اسلامی بشتابند. ناگفته نماند که این اولین باری نیست که این کانون برای اسلامیون و شبهه اسلامیون، اعم از بنیانگزاران و هوادران جمهوری اسلامی (جناح اصلاحات:2 خردادی – 22 خردادی)، جلسات سخنرانی برگزار میکند.
 
[*] واژه دیاسپورا به معنای آوارگی و غربت‌زدگی است. این واژه از سال 1992 (1371) به بعد و در دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی، که پدیده‌ سفر برخی پناهندگان و فعالان سیاسی («رفقای سابق»، «هنرمندان» و «نویسندگان») که برای رجعت به «ولایتِ وطن» پرچم تسلیم و خودکشی سیاسی را بر بام خانه به اهتزاز در‌آورده بودند، کاشف افتاد. ناگفته نماند در آن سالها فرم های تقاضای پاسپورت ایرانی، که سفارتخانه‌های جمهوری اسلامی در اختیار متقاضیان قرار می‌دادند،‌‌ بندهای خیره‌کننده‌ای داشت از جمله بندی که نام و مشخصات پنج تن از فعالین‌ سیاسی خارج از کشور را از متقاضی خواستار میشد.
 
از آنزمان تاکنون این نیروهای «ضد‌امپریالیست وطنی»‌ همواره در ساده‌ترین و سطحی‌ترین تحلیل سیاسی «تبعیدی» بودن خویش را فراموش کرده‌ و در توجیه آن «شعرخوانی»ها و «داستان‌سرایی»ها کرده اند و برای جایگزینی واژه دیاسپورا در جایگاه واژه «تبعید»، “بحث‌های نظری” براه ‌انداخته‌اند. اینان از «جنبش ضد جنگ» آغاز، از مسیر «جنبش سبز» عبور کرده و سرانجام به «جنبش اسلام – صلح» رسیده و دوباره به سالهای سرگشتگی انقلاب 57 رجعت نموده‌اند. و هم اکنون میروند تا شعار «پاسداران را به سلاح اتمی مجهز کنید!» را از نو آغاز کنند.
 
«انقلاب فرهنگی»
«انقلاب فرهنگی» یا اسلامی‌سازی دانشگاه‌ها، به مجموعه‌ای از جنایات و فجایع مرتبط با نظام آموزش عالی جمهوری اسلامی گفته می‌شود که با هدف پاک‌سازی استادان و دانشجویانی (به ویژه از خرداد 1359 تا 1362) که از دید سران جمهوری اسلامی ایران، «غرب‌زده»، بویژه مارکسیستها به‌شمار می‌رفتند، صورت پذیرفت. پیش از شروع انقلاب فرهنگی ایران، دانشگاه‌های ایران، از مهمترين کانون‌های اصلی حضور مخالفان علیه نظام جمهوری اسلامی بودند و وضعيت آنها از دست حکومت خارج شده ‌بود. در اواخر فروردین ماه سال 1359، شورای انقلاب، با تأیید روح‌الله خمینی، به گروه‌های سیاسی فعال در دانشگاه‌ها، برای تخلیه دفترهای خود در دانشگاه‌ها، مهلتی سه روزه داد که طی این روزها، سرکوب از نوع 18 تیر و تابستان 1388، در دانشگاه‌های مختلف ایران شدت گرفت و چندین نفر کشته و تعداد زیادی نیز مجروح شدند. این سرکوبها، سرآغاز «انقلاب فرهنگی» محسوب می‌شود که تعطیلی دانشگاه‌ها به مدت بیشتر از دو سال و اخراج صدها تن از استادان و هزاران تن از دانشجویان دگراندیش، چپ‌گرا و لیبرال را در پی داشت. [1]
اقدامات انجام شده در دوران «انقلاب فرهنگی ایران» بخشی از برنامه‌ی «مبارزه با فرهنگ غرب»، بخوانید مارکسیستها، در ایران محسوب می‌شد و یکی از اهداف «انقلاب فرهنگی»، «وحدت حوزه علمیه قم و دانشگاه» بود. در طی این دوران محتوای بسیاری از کتاب‌های درسی و علمی طبق دیدگاه موجود ستاد (پس از آن شورای) انقلاب فرهنگی، مورد بازبینی قرارگرفت. به شیوه‌های مختلف، دیدگاه‌های موسوم به چپ و لیبرال از دانشگاه حذف شد و همچنین تغییراتی با هدف اسلامی کردن دانشگاه و اجرای شریعت اسلامی در دانشگاه‌ها اعمال گردید. این سلسله برنامه‌ها، تاثیرات زیادی بر ساختار فرهنگی و علمی ایران به ‌همراه داشت. چنانکه تعداد بسیاری از دانشگاهیان، ایران را ترک کردند. لازم به تذکر است که از زمان انقلاب فرهنگی ایران، سیستمی با دو گزینش جداگانه: 1- گزینش علمی و 2- گزینش عقیدتی و سیاسی، برای گزینش استادان [و دانشجویان] ‌بوجود آمد.[2]
 
1- Keddie, Nikki R. , Yann Richard. Modern Iran: Roots and Results of Revolution. illustrated, annotated. Yale University Press، 2006, ISBN ۰0300121059, 9780300121056، 290.
 
2- Fallahi, Mitra. Foundations of education in Iran and education after the Cultural Revolution of 1980. Ph.D. Thesis. Marquette University, 1993، p. 83.
 
 
براستی سروش کیست؟
 
حسين حاج فرج دباغ معروف به عبدالکریم سروش در 25 آذر 1324 شمسی (16 دسامبر 1945 میلادی) در شهر تهران، میدان خراسان به دنیا آمد. پدرش کاسب بود. تحصیلات متوسطهٔ خود را در دبیرستان علوی گذراند و در این دبیرستان به واسطه دکتر روزبه با فلسفه و شخصیت‌هایی همچون مرتضی مطهری، علامه طباطبایی، مهدی بازرگان، علی شریعتی آشنا شد. سروش به دلیل حضور در دبیرستان علوی، به نحله فکری مدرسه حجتیه راه یافت و به صورت تخصصی‌تر به تحقیق در قرآن و فلسفه اسلامی روی آورد. او سپس در دانشگاه تهران به تحصیل در رشتهٔ داروسازی پرداخت. وی در اوایل دهه ۵۰ جهت ادامه تحصیل در رشته شیمی تجزیه عازم لندن شد و به نمایندگی ازطرف آیت‌الله بهشتی به فعالیت در مراکز اسلامی شیعیان در لندن، از جمله مرکز «امام باره» (بعد از انقلاب توسط جمهوری اسلامی خریداری شده و به «کانون توحید» تغییر نام داد)، پرداخت.[1]
در دهه 1360، نوشته‌های سروش و غلام‌علی حدادعادل جهت پاکسازی ذهنی در قالب کتابِ درسی «بینش دینی» در سال چهارم دبیرستان به نوجوانان (از جمله نگارنده) تحمیل می‌شد و نیز رادیو و تلویزیون رسمی جمهوری اسلامی ایران سخنرانی‌های وی را به طور مرتب در جهت پروپاگادا بر علیه مارکسیستها پخش می‌کرد.[2]
 
عضویت در ستاد انقلاب فرهنگی
 
ستاد انقلاب فرهنگی به دستور روح‌الله خمینی، مرکب از سروش و شش نفر دیگر با نام‌های حسن حبیبی، شمس آل‌احمد، جلال‌الدین فارسی، باهنر، ربانی‌املشی و علی شریعتمداری تشکیل شد. او تا سال 1362 که این ستاد منحل شد و به شورای عالی انقلاب فرهنگی تغییر نام یافت، عضو آن ماند.[ 3] تاسیس نشر اسلامی دانشگاهی از جمله کارهای وی در ستاد انقلاب فرهنگی است.[4]
سروش در مورد ستاد انقلاب فرهنگی گفته است این ستاد هنگامی تشکیل شد که دانشگاه‌ها بسته شده بود. وظیفه ستاد انقلاب فرهنگی بازگشایی دانشگاه‌ها [«با عطر و بوی اندیشۀ اسلامی»] بوده است. به در خواست سروش و با سخنرانی روح‌الله خمینی در مورد ضرورت بازگشایی دانشگاه‌ها اسلامی، مسیر آن پس از یک سال‌ونیم، هموار شد.[5].
 
سروش به زبان ساده:
به فرمان خمینی «ستاد [شورای] انقلاب فرهنگی»
دانشگاه ها را اسلامیزه کرد!
 
میز گردی با رهبران «ستاد انقلاب فرهنگی»: دکتر شریعتمداری، دکتر حبیبی، جلال الدین فارسی، عبدالکریم سروش
«در بارۀ ضرورت انقلاب فرهنگی در دانشگاه ها»
 
پاسخ عبدالکریم سروش به مسئله «اسلامی کردن دانشگاه ها»:
«بسم الله الرحمن الرحیم. از ابتدایی که فریاد انقلاب فرهنگی در این مرز و بوم برخاست و دانشجویان متعهد و دور اندیش ما خواستار آن شدند که دانشگاه ها همگام با انقلاب اسلامی ایران حرکت کنند،. از همان ابتدا آنچه که در ذهن و ضمیر و بر زبان دانشجویان بود و خواست همه ملت انقلابی ما بود، این بود که دانشگاه ها می باید سراپا عطر و بوی اندیشۀ اسلامی را به خودشان بگیرند و این گلستان گلستان معطری باشه که هرگاه کسی و جوینده ای وارد او میشه از همان ابتدا مشامش به این بوی دلنواز عطر آگین بشه.
بنابراین از همان ابتدا که امام امت هم فرمان رو صادر کردند برای تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی، آنچه را هم که ایشون به ما توصیه کردند و امر کردند، همین بود که در هر چه اسلامی تر کردن فضای دانشگاه ها و پی افکندن یک چنان بنیان الهی ما بکوشیم.
در حقیقت به یک معنا تمام اقداماتی که ستاد انقلاب فرهنگی کرده و میکنه، همش را میتوان در داخل همین چارچوب قرار داد و محکوم همین حکم اصلی وعمومی دانست – که چه در آنجاییکه ما دانشجو میگزینیم و چه آنجا که استاد انتخاب میکنیم، چه آنجا که کتاب ترجمه میکنیم یا کتاب تعریف میکنیم، یا رشته ای را تعطیل میکنیم یا رشته ای را باز میکنیم، یا تغییراتی را در برنامه های درسی میدهیم.
ما در زمینۀ اسلامی کردن دانشگاه ضمنا تلاش کرده‌ایم که نیروی متعهد مدرَس برای این دانشگاه‌هاهم تربیت کنیم، که اینرو در صورت لزوم من در یک قسمت دیگری در باره اش انشا الله سخن خواهم گفت.»
• برای دیدن فیلم به لینک زیر مراجعه کنید: http://www.youtube.com/watch?v=tXVLDxigioI&feature=related
 
سروش پس از 30 سال
 
19 آذر ماه 1363 «شورای عالی انقلاب فرهنگی» برای سامان دادن به آنچه که «گسترش نفوذ فرهنگ اسلامی در شئون جامعه و تقویت انقلاب فرهنگی» خوانده می شد، ایجاد شد. تصمیم‌ها، اقدامات، برنامه‌ها و مصوبات این شورا در دهه 60 و در جریان بسته شدن و بازگشایی دانشگاه یکی از جنایات تاریخ معاصر ایران محسوب میشود که همواره میان بازماندگان جانباختگان، دانشجویان و اساتید اخراجی، و حتی اعضای سابق ستاد/شورا بحث برانگیز بوده است.
آقای سروش اکنون پس از سی سال نگاهی دیگر به «اسلامی کردن دانشگاه‌ها» دارد و در مصاحبه‌اش با بی بی سی می گوید: «البته دانشگاه های ما امروز عطر و بوی گلستان اسلامی را ندارند. منتهی این نکته احتیاج به توضیح دارد. وقتی که من آن سخنان را نزدیک به ۳۰ پیش گفتم، متوجه شدم که برداشت ما از اسلام و اصلا درک معنای کلمه اسلام نزد ما و نزد کسان که متولیان امور بودند، فقیهانی که صاحب مناصب بودند، فرق بسیار دارد.»
به گفته آقای سروش «تعطیلی دانشگاه اقدامی از سوی «ستاد» انقلاب فرهنگی و بازگشایی آن ماموریت «شورای انقلاب فرهنگی» بود. «کار ستاد اساسا ربطی به تصویه و این جور چیزها نداشت! …. من گفتم بزرگترین خدمت را به دانشگاه‌ها کردم…. من انکار نمیکنم در دوران بسته بودن دانشگاه‌ها، کارهای خلاف زیاد انجام گرفت.»
آقای سروش می گوید «کسانی که دانشگاه ها را بسته بودند، می خواستند دانشگاه ها تا ۲۰ سال بسته بماند تا تمام اصلاحات لازم صورت بگیرد و آنگاه بازگشایی شود. ما نزد آیت الله خمینی رفتیم و از ایشان خواهش کردیم که اجازه دهند دانشگاه ها را هرچه زودتر باز کنیم و پس از یک سال تا یک سال و نیم، ما دانشگاه ها را باز کردیم….. هدف این بود که دانشگاه ها را اسلامی بکنیم. به این معنا که اگر چیزی هست که ضد اسلام است از آنجا بزداییم. البته حقیقتش چیز ضد اسلامی چندان وجود نداشت.»
به گفته آقای سروش «نتیجه انقلاب فرهنگی این بود که تعدادی از استادان دانشگاه‌ها پیشاپیش رفته بودند؛ یعنی متوجه شده بودند که جایشان نیست. یک تعداد دیگری هم بودند که کمیته پاکسازی آنها را پاکسازی کرد. این کمیته‌های پاکسازی، قبل از تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی وجود داشت و بعدش هم وجود داشت و کارشان هم مستقل بود و هیچ گزارشی هم به ما نمی دادند.»
اما به گفته آگاهان و دانشگاهیان، اعضای شورا از این «اخراج‌ها و پاکسازی‌ها» با خبر بودند. صادق زیباکلام استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران و از شمار دانشجویان طرفدار انقلاب فرهنگی در آن دوران بود، وی می گوید «آقای سروش و اغلب دیگر اعضای شورای انقلاب فرهنگی نقشی در اخراج ها نداشتند اما آنها از آنچه که در حال وقوع بود خبر داشتند و گلایه امثال ما این است که چرا آن زمان ساکت بودند.» البته ایشان فراموش میکنند که بسیاری در زمان وقوع این جنایات زخمی و کشته شدند.
 
سروش و «حکومت دموکراتیک دینی»
مقالات عبدالکریم سروش با رشته مقالاتی با عنوان «قبض و بسط تئوریک شریعت» در نشریه «کیهان فرهنگی» از اردیبهشت 1367 تا خرداد 1369 منتشر می‌شد. در این مقالات، وی طرح نظریه‌ای را در معرفت‌شناسی دین ریخت. سروش معتقد بود که دین امری الهی و کامل است، اما معرفت دینی بشری است و با دیگر معرفت‌های آدمی در دادوستد است. وی بر اساس این نظریه شناخت سنتی از دین را منسوخ اعلام ‌ کرده و ولایت دینی و فقهی را ناراست با سرشت جهان جدید می‌دانست. لازم به تذکر است که عبدالکریم سروش بر خلاف منسوخ دانستن ولایت دینی و فقهی همواره یکی از پشتیبانان مهدی کروبی، روحانی و مجتهد شیعه، از مبلغین تفکرات خمینی پس از دستگیری و تبعید خمینی در سال 1342، سرپرست امور حجاج ایرانی از سال 1364 و عضو شورای بازنگری قانون اساسی با فرمان روح‌الله خمینی، از بنیانگزاران مجمع روحانیون مبارز، دبیرکل حزب اعتماد ملی، رئیس دو دوره مجلس شورای اسلامی (کشتار زندانیان سیاسی در سال 1367)، از کاندیداهای جریان اصلاحات و از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال 1384 و 1388. [7]
نکته: مجمع روحانیون مبارز در انتخابات مجلس سوم پیروز و مهدی کروبی نایب رئیس اول مجلس شد. در همین دوران در ماجرای اعتراض آیت الله حسینعلی منتظری، «قائم‌مقام رهبری»، به اعدام دسته‌جمعی هزاران زندانی سیاسی، مهدی کروبی در اعلام وفاداری به خمینی، به همرایی سید حمید روحانی و امام جمارانی در نامهٔ سرگشاده‌ای انتقادات تندی و اعتراضات شدیدی از استاد سابقش آیت الله منتظری، منتشر کرد. (The Sheikh of Reform: Mehdi Karroubi پی‌بی‌اسPBS ، 19 اکتبر 2009)
 
1- روزنامه ایران- در باره عبدالکریم سروش (قصه ارباب معرفت) http://www.iran-newspaper.com/1383/831117/html/horizon.htm
2- «شصت سالگی عبدالکریم سروش: فیلسوف الهی دوران گذار» مهدی خلجی – پژوهشگر مطالعات اسلامی. وب‌گاه بی‌بی‌سی فارسی.
3- «شصت سالگی عبدالکریم سروش: فیلسوف الهی دوران گذار» مهدی خلجی – پژوهشگر مطالعات اسلامی. وب‌گاه بی‌بی‌سی فارسی.
4- «یک‌بار انقلاب فرهنگی کافی بود» -وب‌گاه عبدالکریم سروش.
5- «شصت سالگی عبدالکریم سروش: فیلسوف الهی دوران گذار» مهدی خلجی – پژوهشگر مطالعات اسلامی. وب‌گاه بی‌بی‌سی فارسی.
7- روزنامه ایران- در باره عبدالکریم سروش (قصه ارباب معرفت)
 
 
 
Soroush=نقش عبد الکریم سروش در انقلاب فرهنگی و بستن دانشگاها
 
Advertisements

1 دیدگاه برای “سروش بدون رتوش ! : فرامرز شیراوند!

  1. wmzbev
    7 آوریل 2012

    JKXCRd tximzydkckpn, [url=http://dveihdisacuq.com/]dveihdisacuq[/url], [link=http://qiemytfzotfq.com/]qiemytfzotfq[/link], http://ijceoymftyvp.com/

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

اطلاعات

این ویودی در 27 مارس 2012 بدست در eshtrak، مقالات سیاسی/دیدگاهها - political articles/views، افشاگری فرستاده شده و با برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: