اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

در راستای بيانيه خانه کارگرمبنی بر شرکت کارگران در انتخابات : محمد ايرانی!

در راستای بيانيه خانه کارگرمبنی بر شرکت کارگران در انتخابات
محمد ايرانی

 

کارگران ايرانی که اگر کارکنان مزد بگير نيز به آنها اضافه گردند با خانواده هايشان بيش از نيمی از جمعيت کشور را تشکيل ميدهند ، اما همواره نه بعنوان بخش زحمتکش جامعه ، بلکه همچون نيروی سياهی لشگر مورد سوء استفاده جناحی قرار ميگيرند . اگر منابع طبيعی يک کشور بهمه افراد کشور و بطور مساوی تعلق دارد ، چرا حتی حقوق کارکرد کارگران طوری تعيين نميگردد که کفاف زندگيشان را بدهد ، چنانچه اينروزها بدليل تبليغات انتخاباتی از دهان بعضی از مسولان رژيم نيز درميآيد که ۷۰ درصد کارگران زير خط فقر گذران ميکنند . قانون کاری که در زمان سلطنت سابق حق داشتن سنديکای مستقل و اعتصاب را از کارگران دريغ ميکرد ، توسط مسولان نظام اسلامی مدام در حال تغيير به زيان کارگران است ، درحاليکه مسولان دولتی چه شاه سابق و چه ۲ ولايت نا فقيه در ۳۳ سال گذشته ، قوانين کارگری بين المللی و اصول حقوق بشر را امضا کرده اند . اگر بحث برسر انتخابات و يا جنگ است ، کارگران همچون نيروهای چند ميليونی بايد که برای حفظ نظام در آنها شرکت کنند ، در حاليکه برای تنظيم و يا اصلاح قانون کار نيازی به شرکت نمايندگان کارگری نيست ! کارگران نه از سهيم شدن در سهام و سود کارخانه ها در سلطنت قبلی بهره ای بردند و نه از عدالت اسلامی اين رژيم که قرار دادهای موقت و سفيد امضا و ساير قوانين ضد کارگری را به کارگران تحميل و به قانون کار افزودند .
کارگران اتوبوسرانی شرکت واحد تهران و حومه که پس از سالها تحمل انجمنهای زرد کارفرمايی و دولتی ، سختی کار را را تحمل کرده و طی روزهای بياد ماندنی نمايندگان مستقل و زحمتکش خود را انتخاب کردند ، توانستند در مدت کوتاهی ثمره تفاوت اين نمايندگان را با منتخبين وابسته دولتی درک کرده و به يکسری از خواسته های خود برسند . مسولان امنيتی و سپاهی که از دامنه کار در جنبش کارگری واهمه داشتند ، دست بکار شده و نتيجه اخراج ، تعليق ، بيکاری ، زندان ، شکنجه و دربدری در بيدادگاههای اسلامی را برای اين نمايندگان رقم زدند ، در حاليکه خانواده های آنها علاوه بر از دست دادن نان آورشان ، ميبايست اسير پرونده های عزيزانشان و هزينه سرسام آورش گردند . کارگران نيشکر هفت تپه نيز که برای تحقق درخواستهای صنفی خود ، سنديکای مستقلی را ايجاد کردند ، با وجوديکه به بخشی از آن خواسته ها رسيدند ولی تاوان سنگينی همچون از دست دادن آن نمايندگان دادند که به سرنوشت کارگران اتوبوسرانی گرفتار شدند . سالها پس از غير قانونی شدن اين دو سنديکا از نظر دولت و با وجود جو خفقان و سرکوب ، بخشی از بازماندگان نمايندگان و ساير فعالين تلاش دارند که اين سنديکاها را زنده نگاه دارند تا کارگران آنها و ساير بخشهای کشور دريابند که سنديکای مستقل مهمترين حربه در مقابل کارفرمايان و دولت برای گرفتن خواسته های صنفی آنهاست .
اخيرا بيانيه مضحکی درآمده مبنی براينکه بمنظور دفاع ( ؟ ) از حقوق کارگران ؛ خانه کارگر در انتخابات مجلس نهم شرکت ميکند ، تا احتمالا محجوب و کمالی و يا ساير مسولان خانه کارگری و ساير نهادهای وابسته به جناحهای حکومت در مجلس متعلق به خود نشسته و از رانتهای موجود استفاده کنند . اين وابستگان حکومت فراموش کرده اند که در ۳۳ سال گذشته تمام تلاششان اين بود که قوانين کار را که از ابتدا نيز ضد کارگری بود ، بسود کارفرمايان و دولت و سپاه که امروزه کارفرماهای اصلی هستند ، اصلاح! کنند . دولتی که با نمايندگان مجمع عالی و ساير نهادها و مسولان اصلاح قانون کاری را که قراردادهای موقت را رسمی نموده ، بيمه بيکاری را محدود کرده ، حق اخراج را بعهده کارفرمايان ميگذارد و مواردی ديگر تصويب کرده تا موجب گردد قانون کار کشور بعنوان يکی از ضد کارگری ترين قانون کار در جهان گردد ، در مرحله انتخابات هوادار کارگران گشته است . منتخبين خانه کارگر که اخيرا در مقابله با ساير جناحهای حکومتی و تبليغات انتخاباتی ، سنگ کارگران را بر سينه زده و بمنظور انتخاب مجدد خود از بعضی از مفاد اصلاح قانون کار انتقاد ميکنند ، کارگران را به شرکت در انتخابات فرا ميخوانند ، تا پس از اينکه انتخابات پايان پذيرفت ، همين قانون کار را در اين مجلس و يا مجلس آينده تصويب کنند . کارگران آگاه بايد ترفندهای وابستگان حکومتی را به کارگران نشان دهند که چگونه وعده های اصلاحات و تغيير زندگی کارگران فريبی بيش نبوده و اين حکومت در پی چنين امری نيست و لذا بايستی به تحريم گسترده انتخابات کوشيده و پيگير مشکلات خود باشند .
شعار خانه کارگر در بيانيه پيوست چنين است ؛ خانه کارگر حامی تمام کارگرانی است که دارای شرايط و صلاحيت لازم برای کسب کرسی نمايندگی در مجلس شورای اسلامی هستند تا انشاء الله با حضور آنان زمينه بسط و توسعه عدالت اجتماعی و توزيع عادلانه ثروت در جامعه فراهم گردد . در ۳۳ سال گذشته که اين منتخبين وابسته در مجلس حضور داشتند ، نتيجه برای کارگران بيکاری ، قرارداهای سفيد امضا و موقت ، عدم دريافت حقوق ، عدم امنيت جانی و ايمنی کار ، مشکلات بيمه بيکاری و بازنشستگی ، حداقل حقوقی که ۱/۳ خط فقر است و موارد ديگر شده است . در حاليکه همين منتخبينی که نگرانند در مجلس آينده حضور نداشته باشند بهمراه ساير مسولان دولتی و سپاهی و روحانی و سياسی وابسته به جناحهای نظام که صاحب کارخانه ها ، منابع طبيعی و اقتصادی کشور گشته اند و جنگ تبليغات انتخاباتی آنها همه بر سر تصاحب آينده منابع کشور و کنترل بر اجتماع و امنيت و حفظ نظام است . آيا اين دوستان به ظاهر نماينده کارگر يادشان هست که چگونه به ضرب و شتم نمايندگان اتوبوسرانی پرداخته و تلاش نمودند سنديکاهای مستقل پا نگيرند ؟ آيا تابحال ديده شده که اين مسولان خانه کارگر بيانيه ای داده باشند که چرا هنوز آقای مددی و نجاتی بايد در زندان باشند و چرا آقای شهابی با وجود مشکلات بدنی مورد تاييد دکترها بايد در زندان بسر برده و يا به تخت بيمارستان زنجير شود ، آيا برای آزادی آقای شهابی که خود مسبب دستگيريش شده دلی سوزانده اند و آياهای ديگری که همه از آنها آگاهی دارند ؟ آقای مددی چه آرمانی از کارگران را نمايندگی ميکند که در مراسم فوت برادرش نيز نبايد حضور داشته باشد و چرا آقای شهابی برای تعيين تکليف پرونده اش بايد سلامتی نداشته اش را بخطر بياندازد ؟ پس اين دفاع از حقوق کارگران و بسط توسعه عدالت اسلامی که در بيانيه ذکر شده ، چيست که آنان ميخواهند برای محقق شدنش ، زحمت کشيده و به مجلس بروند !
کسانی همچون محجوب و کمالی که مسوليت دبير کلی خانه کارگر و عضو کميسيون اجتماعی مجلس و رياست حزب کار اسلامی را مديون اصلاح طلبان هستند ، حتی از آنها بيشتر کاسه گدايی برای انتخاب شدن در مجلس نهم را در دست گرفتند که روز آخر پس از نااميد شدن از بخشش توسط اصولگرايان تندرو ، اعلام کردند که در انتخابات شرکت نميکنند ! مرزهای شرعی و قانونی و خطوط قرمزی که در بيانيه ذکر شده چيست که اين وابستگان حکومتی از آن عبور نميکنند ، آيا بخشی از اين مرزها حق تشکيل سنديکای مستقل و اعتصاب نيست که تثبيت نظام را بخطر مياندازد ؟ آيا رعايت اين مرزها جز به مفهوم تصويب همين قوانين ضد کارگری ، همين بيکاری ، همين اقتصاد از هم گسيخته ، همين واردات قاچاقی و تعطيلی واحدهای توليدی ، همين يارانه ای که بزودی کم و کمتر شده و حذف خواهد شد ، همين عدم پرداخت حقوق ، همين کشتار کارگران در معادن و کوره ها ( ۱۸ کشته اخير در يزد ) و ساير کارگاهها براثر نبودن ايمنی کار ، همين اصلاحاتی که در بيمه بيکاری قبلی و حذف صندوق بيکاری در دست است و يا تصويب استاد شاگردی و کارت اعتباری که کاملا مشکوک بوده و حتما به زيان کارگران تمام خواهد شد و همين های ديگری که کتابها لازم دارد ، نيست که از کارگران شريف! دعوت به شرکت در انتخابات ميکنند ! ميلياردها اختلاس از بانکها ، ميلياردها اختلاس از سازمانهای تامين اجتماعی که از سهم پرداخت بيمه کارگران و کارکنان به شرکتهای بزرگ تبديل شده و حتی سهم بيمه کارگران را بدرستی نميپردازد ، کارخانه هايی که پس از فروش مواد اوليه و دارايی شرکت توسط وابستگان نظام ، برای ساخت مسکن و سود بيشتر تعطيل ميگردند و مواردی که اينروزها بدليل جنگ تبليغات انتخابات افشا ميگردند ، چرا بايد کارگران با حفظ وحدت و يکپارچگی و انتخاب امثال شما در انتخابات شرکت کنند و چرا اين نصرت الهی هميشه شامل حال شما و جناحهای حکومت ميگردد که در بيانيه تاکيد شده اند ؟
کارگران مبارز با همه تلفاتی که داده اند آگاهند که برای گرفتن حقوق صنفی خود ميبايست سنديکاهای مستقل خود را ايجاد کنند و حکومت با جناحهای مختلفش از ليبرال ، جنگ طلب ، سازندگی ، اصلاح طلب و اصولگرا در ۳۳ سال گذشته نيز نشان داده اند که جلوی ايجاد تشکلات کارگری را گرفته اند . کارگران بايد آگاه گردند تا زمانيکه جنبش کارگری خود را سازماندهی و گسترش ندهند ، همواره بعنوان سياهی لشگر جناحهای حاکم و يا گروههای سياسی برای انتخابات ، جنگ و غيره قرار ميگيرند . کارگران آگاه بايد درک کنند که شرکت در انتخابات حکومتی ، تنها دادن تيغ به دست زنگی مست خواهد بود و لذا بايد هم خود را در ايجاد سنديکاهای مستقل و ساير نهادهای کارگری بنمايند و تا زمانيکه اينکار صورت نگيرد همواره با مسائل و مشکلاتی که شمرده شد ، درگير خواهند بود . کارگران اتوبسرانی شرکت واحد و هفت تپه خوب بياد دارند که سنديکاهای مستقل آنها چگونه قادر بود کارفرماها را مجبور به دادن خواسته هايشان بنمايند و نمايندگان منتخب آنها برای تحقق آن خواسته ها چه دلاورانه ايستادگی کردند . اکنون کارگران قراردادی پيمانکاريهای پتروشيمی ها درک نموده اند که خواسته های آنها عملی نخواهد گرديد و دولت به وعده های خود عمل نخواهد نمود ، مگر اينکه سنديکای مستقلشان را برای تداوم و پيگيری خواسته ها ايجاد کنند . کارگران خودرو سازيها ميدانند تنها زمانی قادر خواهند بود ، قراردادهای خود را تغيير داده و از حوادث کار جلوگيری نمايند ، در صورتی که تلاش آگاهان آنها به تاسيس سنديکای مستقل منجر گردد . کارگران کارخانه هايی که ماهها حقوق نگرفته اند ، يا کارخانه هايشان تعطيل شده است ، يا فاقد قراردادهای رسمی بوده و بيمه ندارند و ديگر موارد را زمانی ميتوانند جبران کنند تا پس از ايجاد سنديکای مستقل هر واحد و صنف به تاسيس نهادهای سراسری پرداخته تا قادر باشند دولت را مجبور به اصلاح قانون کار و حداقل حقوق مکفی و ساير موارد مورد نياز کارگران بنمايند .
تا زمانيکه وضع کارگران بر چنين منوالی است ، جناحهای حاکمه و گروههای سياسی قادر خواهند بود از آنها بعنوان سياهی لشگر در انتخابات و جنگ و درگيری جناحی و سياسی استفاده نمايند . البته جناح بندی حکومت حتما تلاش خواهد کرد تا برای پيشبرد انتخابات ، ترفندهايی بصورت پرداخت پول و غيره کارگران و سايرين را به رای دادن وادارند تا انتخابات خود را پرشور و مورد تاييد داخلی منظور نمايند . متاسفانه کارگران نه تنها از حمايت سازمانهای حقوق بشری محرومند ، بلکه از پشتيبانی درست و مداوم اتحاديه های بين المللی کارگری نيز برخوردار نيستند ، کما اينکه با تبليغات وسيعی خود را در آزادی آقای مددی موثر دانسته ولی پس از برگشت به زندان ايشان تنها اظهار شوک و تعجب نمودند . از طرف ديگر همين مجمع عالی کار وابسته به دولت نيز جای خود را در اتحاديه های بين المللی کارگری باز کرده و با وجوديکه وابسته بودنش به دولت و حکومت مسجل است ، از طرف آنها برسميت شناخته شده است . طبيعی است که حمايت از کارگران از طريق فشار سازمانهای بين المللی بر دولت و حکومت ميتواند فضای مناسبتری برای حرکت کارگران ايجاد نمايد و کسی منکر تاثير پشتيبانی سازمانهای بين المللی از کارگران نيست ولی اين حمايت در مورد کارگران زندانی و حق تشکيل سنديکای مستقل تنها با ارسال نامه هايی که بسنده ميگردند ، تحقق نميپذيرند . کارگران نياز دارند که باوجود سرکوب و مواظبت مسولان امنيتی به ايجاد نهادهای مستقل خود بکوشند و در اينراه ميبايست افراد و گروههای سياسی چه آنها که برنامه خود را رهبری کارگران گذاشته و چه سايرينی که پيگير حکومت سکولار دموکرات هستند ، بايد بدليل نيازی که به کارگران برای تحقق آرزويشان دارند ، پشتيبان کارگران باشند . اگرچه سازماندهی و گسترش جنبش کارگری در ابتدای راه خويش است ، اما بهمين نسبت گسترش جنبشهای دموکراتيک و يا ايجاد وحدت در گروههای سياسی در خارج کشور نيز چندان جلو نيست و به اندازه آنها و شايد بيشتر شانس گسترش دارد . آنچه اهميت دارد اينکه اصل حرکت خود کارگران و درک آنها از وجود نهادهای مستقل است که تا پا نگيرند ، کارگران نخواهند توانست ابتدا به حقوق صنفی و سپس به حقوق اجتماعی و سياسی خود دست يابند .

محمد ايرانی ۵ دی ماه ۱۳۹۰ ، ۲۶ دسامبر ۲۰۱۱

پيوست بيانيه خانه کارگر


http://www.ilna.ir/service.aspx?srv=5

6 دی 1390 21:55

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

اطلاعات

این ویودی در 30 دسامبر 2011 بدست در eshtrak، مقالات کارگری - working class articles/ views فرستاده شده و با برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: