اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

کارتل اندوخته فدرال: ۸ خانواده(1)،کارتل فدرال ریزرو: فراماسیونها و خاندان روتسچیلد(2)،کارتل فدرال ریزرو: محفل اشرافی های مدعی روشن بینی(3)،کارتل فدرال ریزرو: یک انگل مالی(4)،انباشت سرمایه از طریق جنگ(5):دین هندرسون،برگرفته از رنجبر،ارگان حزب رنجبران ایران!

 

 

کارتل اندوخته فدرال: ۸ خانواده قسمت اول از چهارسری مقالات دین هندرسون ـ

گلوبال ریسرچ

 

 

کارتل اندوخته فدرال: ۸ خانواده

قسمت اول از چهارسری مقالات دین هندرسون ـ گلوبال ریسرچ ـ ۱ ژوئن ۲۰۱۱

چهار بانک از عظیم ترین بانکها (بانک آمریکا، جی پی مورگان چیس، سیتی گروپ و ولزفارگو) صاحب چهارتا از عظیم ترین شرکتهای نفت (اَکسان موبیل، رویال داچ شل، بی پی و شورون تگزاکو) به ترتیب هستند، هم راه با دویچه بانک، سی ان پی، بارکلیز و سایر بانکهای قدیمی عظیم الجثه اروپائی، که انحصار آنها بر اقتصاد جهانی تنها به نفت محدود نمی گردد.

طبق گزارش از ده هزار موضوع بایگانی شده در ثانیه توسط اس ای سی (سکیوریتی اَند اکس چنج کامیشن ) این چهار بانک عظیم الجثه در زمره ده تا از بزگترین سهام داران واقعی در هر یک از شرکتهای فورچون، فایو و هاندرد می باشند. (۱)

چه کسانی صاحبان سهام در این بانکهای مرکزی مالی می باشند؟

این اطلاعات به مراتب بیشتر از انظار مردم دور نگهداشته می شود. تحقیق و بررسی من از نمایندگان منظم کننده حساب بانکها در مورد صاحبان سهام توسط ۲۵ تا از بزگترین بانکها، به خاطر حفظ ” امنیت ملی ” ممکن نشد. این برخورد مسخره به نظر می رسد. زیرا تعداد زیادی از سهام داران بانکی در اروپا اقامت دارند.

یک انبار مهم ثروت اولیگارشی جهانی که صاحب این بانکها می باشد، شرکت نگهدارنده سپرده ها در آمریکا است- که در سال ۱۸۵۳ پایه گذاری شد و اکنون بانک آمریکا صاحب آن می باشد. رئیس شرکت نگهدارنده سپرده ها ومتولی افتخاری، والتر روتسچیلد درگذشته نزدیک بود. روسای دیگر شامل دَانیال داِیویسون از جی پی مورگان چیس، ریچارد تاکِر ازاَکسون موبیل، دانیال رابرتس از سیتی گروپ ومارشال شوارتز از مورگان استانلی می باشند. (۲ )

یک کارمند صنایع نفت (که رابطه نزدیکی با خاندان مقتدر سعودیها دارند) بنام جی دابلیو ماکالستر در مؤسسه تبلیغاتی گریم ریپر نوشت که، اطلاعاتی که او از بانکداران سعودی بدست آورده، حاکی است که فقط هشت خانواده (که چهار خانواده از آنها در آمریکا می باشند )، ۸۰ در صد بانک فدرال ریزرو نیویورک- قدرتمندترین شاخه فدرال- را صاحب اند. آنها گولدمن ساکس، راکفلر، لیمنز و کوهن لوئب نیویورک، روتسچیلد از پاریس ولندن، واربورگ از هامبورگ و لازار از پاریس و اسرائیل موسی سیف از رُم می باشد.

سی پی ای توماس دی شاوف ادعای ماکالستر را تأیید می کند و می گوید ده بانک، تمام دوازده شعبات بانک فدرال ریزرو را کنترل می کنند. او اِن ام روتسچیلد از لندن، روتسچیلد بانک از برلین (که موُسسه ایست کاملأ خصوصی-مترجم)، واربورگ بانک از هامبورگ، واربورگ بانک از آمستردام، لیمن برادرز از نیویورک، برادران لازار از پاریس، بانک کوهن لوئب از نیویورک، بانک اسرائیل موسی سیف از ایتالیا، گولد من ساکس از نیویورک و وبانک جی پی مورگان چیس ازنیویورک. شاوف لیست افرادی را که سهام عظیمی از فدرال ریزرو را صاحب اند متذکر می شود که مثل ویلیام راکفلر، پال واربورگ، جاکوب شیف وجینجراستیل من. (۳) نامهای شیف از خودیهای کوهن لوئب می باشند. نامهای استیل مِن از خودیهای سیتی گروپ اند که از طریق ازدواج، به خاندان راکفلر در شروع قرن پیوستند.

یوستایس مولنز در کتابش به همان استنتاج رسید یعنی رازهای پنهانی فدرال ریزرو (که بانکی است کاملاً خصوصی) به صورتی که او با نموداری ارتباط فدرال ریزرو و بانکهای عضو آنها را با خاندان سرمایه گذار آلمانی، واربورگ، راکفلر ودیگران آشکار می سازد. (۴ )

کنترلی که این خاندان بانکی بر اقتصاد جهانی اعمال می کنند، نمی تواند اغراق آمیز باشد و به طور کلی عمداً در پوششی نهانی صورت می گیرد. اَهرم رسانه های انحصاری آنها هر نوع اطلاعاتی که این مرکز کارتل بانکی خصوصی را بر ملا کند سریعآ تحت عنوان ” تئوری توطئه ” بی اعتبار می کند. ولی با این حال حقایق باقی می مانند.

خانواده موگان

بانک فدرال ریزرو در سال ۱۹۱۳ پا به عرصه وجود گذاشت، همان سال، نوباوه بانکی آمریکا، جی پیِرپونت مورگان درگذشت و بنیاد راکفلر شکل گرفت. خانواده مورگان، ریاست امور مالی آمریکا را از گوشه ی وال استریت و براُد به عهده گرفت که به مثابه شبه بانک مرکزی آمریکا از ۱۸۳۸ درزمانی که جورج پی بادی در لندن شکل گرفت، فعالیت می کرد.

پی بادی شریک حرفه ای روتسچیلدها بود. در سال ۱۹۵۲ پژوهشگر دولتی بنام یوستایس مولنز احتمال این را می داد که مورگان ها کسانی غیر از ماُموران روتسچیلد نبودند. مولنز می نویسد که روتسچیلدها “…ترجیح می دادند که در آمریکا با نام مستعار پشت سر نمای خارجی جی پی مورگان و کمپانی فعالیت کنند.” (۵ )

موُلفی بنام گابریل کولک نوشت “فعالیتهای مورگان ها از ۱۸۹۶- ۱۸۹۵ در فروش اوراق قرضه طلا آمریکا دراروپا بر اساس پیوستگی با خانواده روتسچیلد صورت می گرفت “.(۶ )

اختاپوس مالی مورگان بازویش را به سرعت به دور کره زمین پیچید. مورگان گرن فِل در لندن فعالیت می کرد. مورگان وشرکاء در پاریس فرمانروائی می کرد. “لامبرت” پسرعموهای روتسچیلد، درکسل وشرکاء را در فیلادلفیا ایجاد کردند.

خانواده مورگان به اَستورز، دوپانت ، گاگن هایمز ، واَندربیلتس و راکفلر آذوقه می رساند. این خانواده ، شروع شکل گیری ای تی اند تی ، جنرال موتورز ، جنرال الکتریک و دوپانت را به اجرا در آورد. همانند بانک روتسچیلد و بارینگز مستقر در لندن، مورگان جزء ساختار دولتی در کشورهای زیادی شدند.

سال ۱۸۹۰ مورگان هاووس به بانک مرکزی مصر وام می داد، در خط آهن روسیه سرمایه گذاری کرد. اوراق ضمانت شده دولت برزیل را شناور می کرد و پروژه های دولتی آرژانتین را سرمایه گذاری می نمود. بحران اقتصادی سال ۱۸۹۳، قدرت مورگان ها را افزایش داد. آن سال مورگان دولت آمریکا را از اضطراب و وحشت ناگهانی بانکها نجات داد بدین ترتیب که سندیکائی را ایجاد کرد که ذخیره های دولت را با ۶۲ میلیون دلار طلای روتسچیلد حمایت نمود.(۷ )

مورگان نیروی محرکه ای در پس بسط و توسعه غرب آمریکا بود، که خط آهن قسمت غرب را از طریق راُی اعتماد سرمایه گذاری و کنترل می کرد. درسال ۱۸۷۹ ،کورنلیوس وآندربیلتس از مورگان خط آهن مرکزی نیویورک را سرمایه گذاری کرد و نرخهای امتیازی حمل و نقل را به انحصار شرکت نفتی استاندارد (تازه شکل گرفته ) داد که متعلق به جان دی راکفلر بود. این اقدام رابطه مورگان و راکفلر را هر چه بیشتر محکم ساخت.

آن وقت مورگان هاوس تحت کنترل خانواده های روتسچیلد و راکفلر قرار گرفت. سرمقاله روزنامه نیویورک هرالد تحت عنوان “شهریاران، تراست غول پیکر” نوشت جی پی مورگان کسی که زمانی اظهارداشت، “رقابت گناه است”، اکنون با خوشحالی اظهار می دارد، “به این بیاندیش. کلیه ترافیک خط آهن های رقیب در غرب سنت لوئیس حدوداً تحت کنترل ۳۰ نفر قرار دارد.” (۸ )

مورگان و کوهن لوئب صاحب بانک ادوارد هاریمن انحصار خط آهن را دردست داشتند، درحالی که سلسله بانکی لی من، گولدمن ساکس و لازار برای کنترل صنایع پایه ای آمریکا به راکفلرها ملحق شدند. (۹ )

درسال ۱۹۰۳ اتحاد بانکی توسط هشت خانواده تشکیل شد. بنیامین استرانگ دراین اتحاد بانکی اولین فرماندار بانک فدرال ریزرو نیویورک بود. شکل گیری فدرال ریزرو درسال ۱۹۱۳ نفوذ هشت خانواده را در نیروی نظامی و دیپلوماتیک دولت آمریکا فراهم ساخت. اکنون اگر پرداخت بدهی وام ها نمی توانست از کشورهای مربوطه صورت گیرد، اولیگارشی می توانست نیروی دریائی آمریکا را برای وصول بدهی به آن کشور گسیل کند. بانک مورگان چیس و سیتی یک سندیکای بین المللی وام دهی را ایجاد کردند.

خانواده مورگان با خانواده های ویندسور انگلیسی و خانواده ساوّی از ایتالیا مناسبات راحتی داشت. کوهن لوئب، واربورگ، لی من، اسرائیل موسی سیف و گولدمن ساکس نیز با خاندان سلطنتی اروپا رابطه نزدیک داشتند. از سال ۱۸۹۵ به بعد کنترل جریان خروج و ورود طلا از آمریکا دردست مورگان بود. اولین موج امتزاج آمریکائی مرحله ابتدائی تکاملش را طی می کرد و توسط بانک داران رواج داده می شد. درسال ۱۸۹۷، تعداد ۶۹ ادغام صنعتی صورت گرفت. ولی تا سال ۱۸۹۹ تعداد ۱۲۰۰ ادغام صورت گرفته بود. درسال ۱۹۰۴ جان مودی، مؤسس خدمات سرمایه گذاری مودی- گفت، غیر ممکن است که منافع راکفلر و مورگان از هم جدا باشند. (۱۰ )

به خاطر عدم اعتماد مردم به این افراد،بسیاری اینها را خائن می دانستند و معتقد بودند که آنها برای اسکناس قدیمی اروپائی کار می کنند. استَاندارد اویل راکفلر ، یو اِس استیل اَندرو کارنیگی و خط آهن ادوارد هَاریمَن، تمامأ توسط جاکوب شیرف بانکدار در کوهن لوئب، اداره می شد، کسی که به علت ارتباط نزدیکش با روتسچیلد اروپائی زیاد کار می کرد.

تعدادی از ایالات غربی فعالیت این بانکداران را ممنوع اعلان کردند. واعظ سر شناس، ویلیام جنینگ برایان، کاندید رئیس جمهوری از جانب دمکراتها بین ۱۸۹۶ – ۱۹۰۸ در تبلیغات ضد امپریالیستی اش مطرح می کرد که آمریکا در شُرُف افتادن در تلهً ” بردگی مالی سرمایه انگلیسی ” قرار گرفته است. تدی روزولت در سال ۱۹۰۸ برایان را شکست داد ولی به هر صورت به خاطر تبلیغات آتشین و مردم پسند او، قانون شرمن اَنتی تراست (قانون ضد اتحاد شرکتها) گذرانده شد. او سپس به تعقیب استاندارد اویل تراست رفت.

در سال ۱۹۱۲ رسیدگی به محاکمه پوژو شروع شد که تمرکز قدرت وال استریت را عنوان می کرد. در همان سال خانم ادوارد هاریمن سهام قابل توجه خود را که در بانک گارنتی تراست نیویورک بود به جی پی مورگان گارنتی فروخت و در نتیجه مورگان گارنتی تراست ( اتحاد شرکتهای تضمینی مورگان ) را ایجاد کرد. لوئیس براندیس که قاضی بود، پرزیدنت وُدرو ویلسن را قانع کرد که از بهم پیوستگی روسای انحصارات جلوگیری کند. و در سال ۱۹۱۴ قانون کلایتن اَنتی تراست (قانون ضد اتحاد شرکتها ) گذرانده شد.

جک مورگان پسر جی پی ار و جانشینش با واکنش نشان دادن از خود، موکلین مورگان یعنی رمینگتن و ونچستر را فرا خواند تا تولید تسلیحات را افزایش دهند. او استدلال می کرد که ایالات متحده باید وارد جنگ جهانی اول گردد. با تحریک بنیاد کارنیگی و الیگارشی های طرفدار آن، بالاخره ویلسن ( رئیس جمهور وقت ) با آنها هم ساز شد. هم چنان که چارلز تانسیل نوشت که آمریکا وارد جنگ می شود، ” حتی قبل از تصادم شدید تسلیحاتی، شرکت فرانسوی روتسچیلد فرِرِس به مورگان و کمپانی در نیویورک تلگرام زد و پیشنهاد سهیم شدن با وامی به مبلغ صد میلیون دلار را داد. بخش قابل ملاحظه ای از آن در آمریکا به منظور استفاده خریداران فرانسوی از کالاهای آمریکائی بود.”

بانک مورگان هاوس ۵۰ در صد کل مخارج جنگ آمریکا را تأ مین کرد، درآن هنگام، برای ردیف کردن کنتراتچی هائی مثل جنرال الکتریک، دوپانت، فولاد آمریکا کنِکات و اِی اس آرکو کمیسیون می گرفت. تمامی آنها مشتریهای مورگان بودند. مورگان هم چنین مخارج جنگ برتیش بوُر درجنوب آفریقا وجنگ فرانسه ـ پروس را تأ مین می کرد. کنفرانس صلح پاریس در سال ۱۹۱۹ با سر پرستی و ریاست مورگان انجام گرفت که به کوشش برای باز سازی آلمان و نیروهای متحده منجر شد.(۱۱ )

در دهه ی ۱۹۳۰ بعد از اینکه گولد مَن ساکس، بانک لیمن و دیگران از سقوط سال ۱۹۲۹ سود بردند، پوپولیسم درآمریکا رو آمد. (۱۲ ) رئیس کمیته بانکی مجلس نمایندگان، لوئیس مک فَد ن (نماینده دمکرات از نیویورک) در مورد رکود بزرگ گفت، “این تصادفی نبود. این اتفاق طرح ریزی شده دقیق بود….بانک داران بین المللی در پی این بودند که آن چنان شرایط نومیدی و یأس را فراهم کنند تا شاید بتوانند به حاکمین همگی ما مبدل گردند.”

سناتور جرالد نی (دمکرات) درسال ۱۹۳۶ ریاست تحقیقات درمورد مهمات را به عهده داشت. نی به این نتیجه رسید که بانک مورگان، آمریکا را در جنگ جهانی اول فرو برد تا از وام ها پشتیبانی کند و از این طریق توسعه عظیم صنایع تسلیحانی را ایجاد کند. بعداً نی مدارکی را تحت عنوان جنگ بعدی بدست داد که مظنونانه به “الهه ی قدیم دمکراسی حیله گر” اشاره داشت، که از آن طریق ژاپن به عنوان دلیلی خواهدبود برای فریب آمریکا جهت وارد شدن به جنگ جهانی دوم.

درسال ۱۹۳۷ ، وزیر کشور هارولد آیک به نفوذ “شصت خانواده آمریکائی” هشدارداد. فردیناند لانربرگ، مورخ، بعداً کتابی با همین تیتر نوشت. ویلیام او داگلاس قاضی دادگاه عالی “نفوذ مورگان….در مهلک ترین صنایع و سرمایه گاری در امور مالی امروز” را تقبیح کرد.

جک مورگان با واکنش نشان دادن از خود ، آمریکا را به سمت جنگ جهانی دوم سوق داد. مورگان رابطه بسیار نزدیکی با ایواساکی و خانواده های داَن – دو تا از ثروتمند ترین خاندان ژاپنی – داشت که به ترتیب صاحبان میتسوبیشی و میتسوئی که درقرن ۱۷ (که دولتهای نظامی حاکم بودند) این شرکت ها شکل گرفته بودند. زمانی که ژاپن به منچوریا تجاوز کرد، مورگان قتل عام دهقانان چینی را نادیده گرفت. مورگان هم چنین رابطه بسیار نزدیکی با فاشیست ایتالیائی، بنیتو موسیلینی داشت. درآن هنگام، نازی آلمانی به نام دکتر هیملر شاخت رابط بانک مورگان در دوره جنگ جهانی دوم بود. بعد از جنگ، نمایندگان مورگان با شاَ خت در بانک بین المللی مسکن (بی آی اس) در بازل واقع در سوئیس ملاقات کردند. (۱۳ )

خاندان راکفلر

بی آی اس از قدرتمند ترین بانکهای جهان است یعنی یک بانک مرکزی جهانی که متعلق به این هشت خاندان است، کنترل بانکهای مرکزی خصوصی تقریباً تمام کشورهای غربی و درحال توسعه را دارد. اولین پرزیدنت بی آی اس بانکداری بنام راکفلر گیتس مک گرآ- یک مقام عالی رتبه ی چیس منهتن و فدرال ریزرو بود. مک گرآ پدر بزرگ رئیس سابق سازمان جاسوسی آمریکا، “سیا” ریچارد هلمز بود. راکفلرها مثل مورگان ها رابطه بسیار نزدیکی با لندن داشتند. دیوید آیک در “بچه های وطن” می نویسد که راکفلر ها و مورگان ها درست مثل نوکرانی هستند برای روتسچیلد های اروپائی. (۱۴ )

صاحب بی آی اس فدرال ریزرو(که کاملاً خصوصی است)، بانک انگلستان، بانک ایتالیا، بانک کانادا، بانک ملی سوئیس، بانک هلند، بوندس بانک آلمان و بانک فرانسه ( تماماًخصوصی) می باشد.

مورخی بنام کارول کوآیگلی در کتاب حماسه خود، مصیبت و امید نوشت که “بی آی اس بخشی از نقشه ای بود که کنترل سیستم مالی جهان را به طور خصوصی دردست بگیرد که از این طریق سیستم سیاسی هرکشوری واقتصاد تمام جهان را به زیر تسلط خود درآورد…..با یک اسلوب فئودالی توسط بانکهای مرکزی جهان در هماهنگی و با توافقات محرمانه.”

از نظر تاریخی دولت آمریکا اعتمادی به بی آی اس نداشت، بدون موفقیت در از میان بردن آن، در کنفرانس برِتن ودز بعد از جنگ جهانی دوم در سال در ۱۹۴۴ علیه آن تبلیغ می کردند. درعوض با ایجاد صندق بین المللی پول و بانک جهانی توسط برِتن وودز توان این هشت خاندان تشدید پیداکرد. فدرال ریزرو آمریکا در سپتامبر ۱۹۹۴ فقط مقداری سهام در بی آی اس دراختیار داشت. (۱۵ )

بی آی اس صاحب حد اقل ۱۰ درصد ذخیره پولی برای حد اقل ۸۰ درصد بانکهای مرکزی جهان، صندق بین المللی پول ودیگر مؤسسات مختلط می باشد. بی آی اس به عنوان مأمور مالی برای توافقات بین المللی اطلاعات درمورد اقتصاد جهان جمع آوری می کند و درمواقع سقوط مالی در جهان به عنوان وام دهنده ظاهرمی شود.

بی آی اس برنامه سرمایه داری انحصاری فاشیستی را ترویج می دهد. در سال ۱۹۹۰ وامی مشروط به کشور مجارستان داد با تضمین این که اقتصاد این کشور خصوصی گردد. بی آی اس به عنوان مجرائی بود برای هشت خاندانی که وجوه برای ادولف هیتلر فراهم می کردند که توسط واربرگز/هنری شرودر وبانک مندلسن در آمستردام کنترل می شد. بسیاری از محققین معتقدند که بی آی اس در پس مواد مخدر و پول شوئی درجهان است. (۱۶ )

این اتفاقی نیست که چرا بی آی اس مرکزیتش در سوئیس قرار گرفته، جائی که مناسب برای پنهان نگهداشتن ثروت حکومتهای اشرافی جهان و مرکزی است برای لوژ پی-۲ فراماسیونر آلپینا (ایتالیآئی) و نازی بین المللی. مؤسسات دیگری که این هشت خاندان کنترل می کنند عبارتند از فوروم اقتصادی جهان، کنفرانس مالی بین المللی و سازمان تجارتی جهان.

برِتن وودز در میان این هشت خاندان پا به عرصه وجود گذاشت. صندق بین المللی پول و بانک جهانی مرکزیت این “نظم نوین جهان” را حائزند. درسال ۱۹۴۴ اولین قرضه بانک جهانی توسط مورگان استانلی و بانک فرست باستون شناور شد. خانواده لازار فرانسوی بیشتر درگیر منافع خاندان مورگان شدند. لازار فرورس – بزرگترین بانک سرمایه گذاری فرانسه – توسط لازار و خاندان دیوید- ویل کنترل می شود – بانکداری اولد جنواس سایان از طرف میشل دایویو نمایندگی می شود. اخیراً رئیس و سی ای اُ سیتی گروپ، سنفورد ویل بود.

درسال ۱۹۶۸ مورگان گارنتی یوروکلیر بانکی در بروکسل تحت عنوان سیستم نقل و انتقال بانکی برای تضمین یورودلار شروع کرد. این اولین تلاش برای خودکارکردن امور بانکی بود. بعضی ها چنین برداشت می کردند که یورو- کلیر “جانور” است. بروکسل به عنوان مرکز عملیات برای بانک مرکزی اروپا و ناتو خدمت می کرد. درسال ۱۹۷۳ مقامات مورگان محرمانه ملاقات کردند تا به طور غیر قانونی خاندان قدیم مورگان را بیست سال قبل از قانون گلاس استیگل احیا کنند. مورگان و راکفلر ها پشتیبانی مالی را برای مِرِل لینچ فراهم کردند به طوریکه به پنج تا از بزرگترین بانک سرمایه گذاری آمریکا تبدیل شد. اکنون مِرِل لینچ بخشی از بانک آمریکا می باشد.

با استفاده از ثروت نفتی خود جان دی راکفلر اتحاد شرکتهای عادل را به چنگ آورد که درواقع تا سالهای ۱۹۲۰ تعدادی از بانکها و شرکتهای بزرگ را حریصانه بلعید. رکود بزرگ سبب شد که تا قدرت بلا منازع راکفلرها هر چه بیشتر تحکیم گردد. چیس بانک با بانک منهتن که متعلق به کون لوئب بود ادغام گردید تا بانک چیس منهتن به وجود آید که از این طریق رابطه نزدیک و دراز مدت خانوادگی شکل گرفت. خاندان کوهن لوئب – همراه با روتسچیلد ها- برای راکفلرها، کسانی که درپی آن بودند که به سلطان نفت تبدیل شوند سرمایه گذاری کرد. بانک نشنال سیتی واقع در کلیولند پول مورد نیاز جان دی راکفلر را که می رفت تا صنایع نفتی آمریکا را به انحصار خود در آورد فراهم کرد. این بانک درکنگره آمریکا به عنوان یکی از سه بانک متعلق به روتسچیلد درآمریکا درسالهای ۱۹۷۰ تشخیص داده شده بود، یعنی زمانی که راکفلر تحت عنوان استاندارد اویل آو اوهایو به ثبت رسید. (۱۷ )

یکی از شرکای شرکت نفتی (استاندارد اویل) راکفلر، ادوارد هارکنس بود کسی که خاندانش کنترل کمیکال بانک را بدست گرفت. شریک دیگر او جیمز استیل من بود. کسی که خاندانش کنترل تولیدات شرکتهای هانووِر را به دست گرفت. هردوی این بانکها باهم ادغام شدند و زیر چتر جی بی مورگان چیس درآمدند. دوتا از دختر های جیمز استیل من با دو پسر ویلیام راکفلر ازدواج کردند. این دو خانواده مقدار قابل توجهی از سیتی گروپ را نیز کنترل می کنند. (۱۸ )

درتجارت بیمه راکفلرها شرکتهای متروپالیتن لایف، اکویتابل لایف، پرودنشیال و نیویورک لایف را کنترل می کنند. بانکهای راکفلر ۲۵ درصد دارائی ۵۰ تا از بزرگترین بانکهای تجارتی و ۳۰ درصد دارائی ۵۰ تا از بزرگترین کمپانیهای بیمه را تحت کنترل دارند. (۱۹ ) کمپانیهای بیمه، برای اولین بار درآمریکا توسط فراماسیونرها از طریق وودمن های آمریکا شکل گرفت که نقش کلیدی دراین سو و آن سو حرکت دادن پول مواد مخدر را بازی می کنند.

کمپانیهای تحت کنترل راکفلر شامل اَکسان موبیل، شورون تگزاکو، بی پی اَموُکو، مَراَتان اویل، فریپورت مک مورَن، کوئکر اُتس، آسارکو، یونایتد، دلتا، نورس وست، آی تی تی، اینترنایشنال هاروستر، زیراکس، بوئینگ، وستینگهاوس، هیولت پاکِرد، هانی ول، اینترنشنال پِیپِر، فایزر، موتورولا، مانسنتو، یونیون کارباید، وجنرال فوُدز می باشند.

بنیاد راکفلر ارتباط مالی بسیار نزدیکی با بنیادهای فورد و کارنگی دارد. تلاشهای بشردوستانه سایر خانواده ها شامل برادران راکفلر، مؤسسه راکفلر برای تحقیقات پزشکی، هیئت مدیره آموزش عمومی، دانشگاه راکفلرو دانشگاه شیکاگو- که به طور آهسته و مداوم اقتصاد دانهای بی اندازه دست راستی را به عنوان مدافع و توجیه گر سرمایه جهانی به انضمام میلتون فریدمن ، تربیت می کند.

این خانواده صاحب ۳۰ مرکز تجارتی است جاهائی که درخت کریسمس همه ساله روشن می گردد، به انضمام مرکز راکفلر. دیوید راکفلر در ساختمان برج مرکز تجارتی جهان تعیین کننده بود. منزل اصلی خانواده راکفلر، ساختمان مختلط و پیچیده ایست در شمال ایالت نیویورک با نام پوکینتیکوهیلز. آنها هم چنین در منهتن صاحب منزل دوپلکس ۳۲ اطاقه واقع درخیابان پنجم، یک قصر درواشنگتون دی سی، مزرعه مونته ساکرو درونزوئلا، ایالت مِین، استراحتگاه درجزایر دریای کارائیب، هاوائی و پورتوریکو می باشند. (۲۰ )

خانواده دالس (دوبرادری که یکی وزیر امور خارجه آمریکا و دیگری رئیس سازمان “سیا” که عامل کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ بود- مترجم) و راکفلر پسرعموهای یکدیگرند. اَلن دالِس، سازمان “سیا” را به وجود آورد، به نازی ها کمک کرد، درکمیسیون معروف به وارن- ضربت وارده به کندی را سرپوش گذاشت و با زدو بند های گوناگون انجمن برادری واخوت مسلمانی، افکار قاتلین را کنترل کرد. (۲۱ )

برادراو، جان فاستر دالِس سرپرستی اتحاد قلابی شرکتهای گولدمن ساکس را قبل از سقوط سهام درسال ۱۹۲۹ به عهده گرفت و در سرنگونی دولتهای ملی دکتر مصدق درایران و گواتمالا به برادرش کمک کرد. هر دو از اعضای اسگال اَند بونزبودند(اجتماع مخفی دانشجویان سال آخر دانشگاه ییل که پرزیدنت جورج دبلیو بوش درسال ۱۹۷۴ یکی از اعضای آن بود- مترجم)، از خودیهای شورای روابط خارجی (سی اف آر) و سی و سومین درجه ماسونی (بغیر از آبراهام لینکلن و جان کندی، تمام پرزیدنتها عضو فراماسیون بودند- مترجم). (۲۲ )

درایجاد کلوبی در رُم که متمایل به ازبین بردن جمعیت می باشد در یکی از املاکشان در بلاجیوُ، ایتالیآ، راکفلرها تعیین کننده بودند. ملک آنها در پوکَنتیکو هیلز محلی بود که کمیسیون سه جانبه شکل گرفت. این خانواده پشتوانه مالی جنبش علم اصلاح نژاد انسان را تأمین کرد، جنبشی که نسل هیتلر را تولید مثل غیر جنسی انسان (کلونینگ) و وسواس دی ان ای متداول درآمریکا درمیان دانشمندان را رواج داد.

جان، یکی از پسرهای راکفلر، تا زمان مرگش در رأس کمیسیون جمعیت قرار داشت. (۲۳ ) پسر همنامش، سناتور ویرجینیآی غربی است. برادر راکفلر بنام ونیتراب نایب فرماندار آرکانزاس بود و از قدرتمند ترین افراد این ایالت به شمار می رفت. در یک مصاحبه ای با مجله پلی بوی در سال ۱۹۷۵ ، نلسون راکفلر به عنوان رئیس جمهور- کسی که فرماندار نیویورک نیز بود- ماهرانه در صحبتش جهان بینی خانواده اش را تشویق کرد و گفت، “من عمیقاً به برنامه ریزی اعتقاد دارم – برنامه ریزی اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، نظامی و بالاخره برنامه ریزی برای کل جهان”.

ولی از تمام برادران راکفلر، مؤسس شورای سه شاخه (تی سی) و رئیس چیس منهتن، دیوید بود. کسی که، طرح و برنامه ایده ئولوژیک فاشیستی خاندان را درمقیاس جهانی رهبری می کرد. او از پادشاه ایران، از نفاق و جدائی میان سیاه پوستان و سفید پوستان آفریقای جنوبی (رژیم آپارتاید) و پینوشه دیکتاتور دفاع می کرد. او از بزرگترین پشتیبانان مالی سی اف آر، تی سی و (دردوران جنگ ویتنام) کمیته برای صلح مؤثر و با دوام در آسیا بود– ثروت بادآورده ای توسط این کنتراتها برای آنهائی که از این کشمکش امرار معاش می کردند، فراهم می شد.

نیکسون از او تقاضا کرد که وزارت خزانه داری آمریکا را به عهده بگیرد. ولی، راکفلر دست رد به این مسئولیت شغلیر زد چون که می دانست قدرت او در نظارت بر چیس به مراتب بیشتر بود. نویسنده ای بنام گری اَلَن در مورد راکفلر می نویسد که در سال ۱۹۷۳ دیوید راکفلر با تعداد ۲۷ تا از رهبران کشورهای مختلف ملاقات کرد، به انضمام رهبران روسیه و چین کمونیست.

متعاقب سال ۱۹۷۵ با فروریختن بانک استرالیائی نوگن هَند و کودتای سازمان “سیا” علیه گاف وتمن، نخست وزیر استرالیا و جانشین او، مَلکوم فریژر که توسط پادشاه انگلستان برگزیده شده بود عازم آمریکا شد و با پرزیدنت فورد ملاقات کرد، البته بعد از مشورت با دیوید راکفلر. (۲۴ )

Notes 

[1] 10K Filings of Fortune 500 Corporations to SEC. 3-91

[2] 10K Filing of US Trust Corporation to SEC. 6-28-95

[3] “The Federal Reserve ‘Fed Up’. Thomas Schauf. http://www.davidicke.com 1-02

[4] The Secrets of the Federal Reserve. Eustace Mullins. Bankers Research Institute. Staunton, VA. 1983. p.179

[5] Ibid. p.53

[6] The Triumph of Conservatism. Gabriel Kolko. MacMillan and Company New York. 1963. p.142

[7] Rule by Secrecy: The Hidden History that Connects the Trilateral Commission, the Freemasons and the Great Pyramids. Jim Marrs. HarperCollins Publishers. New York. 2000. p.57

[8] The House of Morgan. Ron Chernow. Atlantic Monthly Press NewYork 1990

[9] Marrs. p.57

[10] Democracy for the Few. Michael Parenti. St. Martin’s Press. New York. 1977. p.178

[11] Chernow

[12] The Great Crash of 1929. John Kenneth Galbraith. Houghton, Mifflin Company. Boston. 1979. p.148

[13] Chernow

[14] Children of the Matrix. David Icke. Bridge of Love. Scottsdale, AZ. 2000

[15] The Confidence Game: How Un-Elected Central Bankers are Governing the Changed World Economy. Steven Solomon. Simon & Schuster. New York. 1995. p.112

[16] Marrs. p.180

[17] Ibid. p.45

[18] The Money Lenders: The People and Politics of the World Banking Crisis. Anthony Sampson. Penguin Books. New York. 1981

[19] The Rockefeller File. Gary Allen. ’۷۶ Press. Seal Beach, CA. 1977

[20] Ibid

[21] Dope Inc.: The Book That Drove Kissinger Crazy. Editors of Executive Intelligence Review. Washington, DC. 1992

[22] Marrs.

[23] The Rockefeller Syndrome. Ferdinand Lundberg. Lyle Stuart Inc. Secaucus, NJ. 1975. p.296

[24] Marrs. p.53

Dean Henderson is the author of Big Oil & Their Bankers in the Persian Gulf: Four Horsemen, Eight Families & Their Global Intelligence, Narcotics & Terror Network and The Grateful Unrich: Revolution in 50 Countries. His Left Hook blog is at www.deanhenderson.wordpress.com

Dean Henderson is a frequent contributor to Global Research. Global Research Articles by Dean Henderson

**************************************************************************************************

کارتل فدرال ریزرو: فراماسیونها و خاندان روتسچیلد

قسمت دوم دین هندرسون ـ بخش دوم
درسال 1879 ، الکساندر هامیلتون (َ(Alexander Hamilton به سمت اولین وزیر خزانه داری آمریکا منصوب شد.هامیلتون یکی از پدران بنیانگذاربسیاری از فراماسیونها Freemasons)) بود. او رابطه بسیار نزدیکی با خاندان روتسچیلد (Rothschilds) که صاحب بانک انگلستان و رهبری جنبش فراماسیونری اروپا را به عهده داشتند، بود. جورج واشنگتن، بنیامین فرانکلین (Benjamin Franklin)، جان جِی (John Jay)، اِتن اَلن (Ethan Allen)، ساموئل اَدَم (Samuel Adams)، پَتریک هنری (Patrick Henry)، جان براون (John Brown) و راجر شرمن (Roger Sherman)، همگی از اعضای فراماسیونری بودند.
راجر لیوینگستن ((Roger Livingston به شرمن (Sherman) و فرانکلین (Franklin) کمک کرد تا اعلامیه استقلال آمریکا را بنویسند. درحالی که او یکی ازاستادان بزرگ (Grand Master) شعبه فراماسیونها (Lodge) درنیویورک بود، به جورج واشنگتن برای خدمت به دولت قسم یاد داد. شخص جورج واشنگتون از استادان بزرگ (Grand Master) شعبه فراماسیونها بود. 33 نفر از جنرال های ارتش انقلابی از اعضای فراماسیون بودند. این بسیار نمادین بود زیرا، درجه تعلقات این 33 نفر به فراماسیونری روشن شده بود.(1 )
پدران بنیانگذار محبوب مردم به رهبری جان اَد مز((John Adams، تامس جفرسون (Thomas Jefferson )، جیمز مَدیسون، (James Madison)، تامس پِین ((Thomas Paine هیچ کدام از آنها متعلق به فراماسیون نبودند- می خواستند به طور کامل روابط بسیار نزدیک با تاج و تخت بریتانیا برقرار کنند ولی مورد قبول جناح فراماسیونری جورج واشنگتون، هامیلتون و استاد بزرگ سنت اَندروز ((St. Andrews در بوستُن ((Boston یعنی جنرال جوزف وارِن (Joseph Warren) واقع نشد. آنها کسانی بودند که می خواستند “از پارلمان سرپیچی کنند، ولی به تاج و تخت وفادار بمانند”. سنت اندروز به عنوان شعبه فراماسیونها به مرکز فعالیت دنیای جدید فراماسیونری تبدیل شد و شروع به صدور مدارک تحصیلی برای شوالیه اعضای جمعیت فراماسیون درسال 1769 کرد.(2 )
تمام شعبات فراماسیونری تا به امروز توسط سلطنت بریتانیا تضمین می شدند، یعنی کسانیکه بعنوان جاسوس بین المللی و شبکه های براندازی ضد انقلابی خدمت می کردند. جدید ترین ابتکار آنها برنامه صدور شناسنامه برای کودکان فراماسیون بود (CHIP). با توجه به مدارک ویکیپدیا ((Wikipedia، برنامه های سی اچ آی پی ((CHIP با ایجاد چنین وسیله ای به والدین فرصت می داد که فرزندان خودرا به طور رایگان شناسائی کنند. این مجموعه شامل یک کارت اثر انگشت، یک تشریح فیزیکی، میز کامپیوترو یا دی وی دی (DVD) از کودک، مشخصات دندانها و نمونه دی ان ای ((DNA می باشد.
اولین کنگره قاره ای در فیلادلفیا در سال 1774 تحت ریاست جمهوری پیتون راَندولف (Peyton Randolph) که جانشین جورج واشنگتن شد، به عنوان استاد بزرگ شعبه فراماسیونری ویرجینیا (Virginia Lodge) تشکیل شد. دومین کنگره قاره ای درسال 1775 تحت ریاست جمهوری فراماسیون جان هنکاکJohn Hancock) ) تشکیل شد. ویلیام، برادر پِیتون به عنوان استاد بزرگ شعبه فراماسیونری ویرجینیا جانشین اش شد. او برای اولین باربه عنوان یکی از طرفداران عمده تمرکز و فدرالیسم درمجمع قانون اساسی گردید.
فدرالیسم در قلب قانون اساسی ایالات متحده آمریکا یکسان است با فدرالیسمی که در قانون اساسی فراماسیون اَندرسن از سال 1723 طرح ریزی شده بود. ویلیام راَندولف (William Randolph) برای اولین بار دادستان کل کشور و وزیر امور خارجه درزمامداری جورج واشنگتون شد. خانواده او به انگلستان بازگشتند چون که به سلطنت وفادار بودند. جان مارشال (John Marshal) نیز به عنوان اولین قاضی دادگاه عدالت کشور، عضو فراماسیون بود. (3)
هنگامی که به خاطر دریافت کمک مالی برای انقلابیون آمریکائی بنیامین فرانکلین(Benjamin Franklin) به فرانسه سفر کرد، ملاقات او در بانک روتسچیلد صورت گرفت. او به عنوان رابط فروش اسلحه از طریق فراماسیون آلمانی به نام بارون فون استُوبن(Baron Von Steuben) معرفی شد. کمیته های مراسلات او از طریق کانالهای عضو جمعیت فراماسیون و به موازات شبکه های جاسوسی انگلستان عمل می کردند. درسال 1776 فرانکلین عملاً سفیر آمریکا درفرانسه شد. درسال 1779 او استاد بزرگ فرانسوی شعبه فراماسیون Neuf Soeurs (نه خواهران) شد که جان پال جونز (John Paul Jones) و وُلتر (Voltaire) از اعضای آن بودند. فرانکلین نیز بیشترعضو پنهانی شعبه فراماسیون سلطنتی فرماندهان تمپل وست کارکاسون(Temple West of Carcasonne) بود. اعضای آن شامل ولیعهد فردریک از ویلز(Whales) بود. درحالی که فرانکلین اعتدال را در آمریکا موعظه می کرد، او به طور افراطی با برادران فراماسیونی خود دراروپا به رقص می پرداخت. فرانکلین به عنوان رئیس پست از دهه 1750 تا 1775 خدمت می کرد، نقشی که سنتاً مربوط به جاسوسان انگلیسی بود. (4)
تأمین مالی دو بانکی را که الکساندر هامیلتون (Alexander Hamilton) تأسیس کرد از جمله بانک نیویورک توسط روتسچیلد صورت گرفت. (5 ) او در یک کشمکش با اسلحه توسط ارون بور (Aaron Burr) که مؤسس بانک مَن هَتن (Manhattan) ( با تأمین مالی از جانب کوهن لوئبKuhn Loeb),) بود، کشته شد. هامیلتون نمونه تحقیر و اهانتی است که این هشت خاندان نسبت به مردم عادی روا می داشتند. یک بار او گفت: «تمام جوامع خود را به تعدادکم و بی شماری تقسیم می کنند. برجسته ترین آنها ثروتمندان هستند و به درستی به دنیا می آیند، بقیه توده مردم اند….مردم یاغی، آشفته و درحال تغییر هستند، آنها به ندرت می توانند قضاوت کنند و حق و حقوق خودرا تعیین نمایند. بنا براین برای اولین طبقه ی ممتاز باید تمایز قائل شد و سهم دائمی درحکومت به آنها متعلق می باشد. آنها باعدم تعادل مردم عادی مقابله و رسیدگی خواهند کرد.» (6 )
هامیلتون(Hamilton) اولین نفر از سری هشت خاندان به عنوان هم قطار صمیمی بود که موقعیت کلیدی وزارت خزانه داری را به عهده گرفته بود. در سالهای اخیر داگلاس دیلون(Douglas Dillon) وزیر خزانه داری کندی بود که از بانک دیلون رِید(Dillon Read) (هم اکنون بخشی از یو اس بی واربورگ می باشد) آمده بود. وزرای خزانه داری نیکسون، دیوید کندی و ویلیام سایمون به ترتیب از بانک کانتیننتال ایلنوی (هم اکنون بخشی از بانک آمریکا است) و از سالومون برادرز(Salomon Brothers) (اکنون بخشی از سیتی گروپ) آمدند. وزیر خزانه داری کارتر، مایکل بلومنتال از گولدمن ساکس(Goldman Sachs) ، وزیر خزانه داری ریگان از مرل لینچ (Merrill Lynch)(درحال حاضر بخشی از بانک مرکزی آمریکا)، وزیر خزانه داری بوش نیکلاس براَدی (Nicholas Brady) از دیِلون رِید (Dillon Read) (یو اس بی واربرگUSB Warburg, ) و هردو وزرای خزانه داری کلینتون رابرت روبین (Robert Rubin) و در دوره بوش پسر هنری پالسون (Henry Paulson)از گولدمن ساکس(Goldman Sachs) آمده بودند. وزیر خزانه داری اوباما تیم گایثنر(Tim Geithner) برای کیسینجر اسوشییت (Kissinger Associates) و بانک فدرال ریزرو نیویورک کار می کرد.
تامس جفرسون(Thomas Jefferson) استدلال می کرد که ایالات متحده آمریکا نیاز به تبلیغ بانکی مرکزی دارد که متعلق به مردم باشد به طوری که پادشاهان و اشرافیت اروپا نتوانند از اسکناس چاپ شده برای کنترل امور این کشور نوپا استفاده کنند. جفرسون می گفت که « کشوری که انتظار دارد نادان و آزاد باقی بماند…. هرگز نبوده و نخواهد بود. در میان صد پادشاه به ندرت یکی اگر می توانست مثل فرعون می شد…اول تمام پول مردم را تصاحب کن، سپس تمام املاک آنها را و سپس خود آنها و کودکانشان را برای ابد به خدمت گزاری وادارنما….استقرار بانکی خطرناک تر از ارتش ایستاده و آماده است. هم اکنون آنها اریستوکراسی پولی را علم کرده اند». جفرسون ناظرآشکار شدن توطئه ی بانکی یورو برای کنترل ایالات متحده آمریکا بود، توزین می کرد که « تنها اقدامات استبدادی ممکن است به نظر غیر مترقبه عامه نسبت داده شود ولی، سری ستم گریها ی پشت سرهم در یک دوره متمایزی آغاز شد که تغییر ناپذ یر حتی با تغییربود، هر کدام از وزرا به سادگی یک طرح عمدی سیستماتیکی را برای کاهش ما به بردگی ثابت می کنند». (7 )
اما روتسچیلد از بحث و جدل هامیلتون برای یک بانک مرکزی آمریکائی (خصوصی) که به طور روزمره فعالیت بکند ، حمایت کرد. در سال 1791 ، بانک مرکزی ایالات متحده آمریکا (BUS) با روتسچیلد ها (Rothschilds) به عنوان صاحب اصلی تأسیس شد. پروانه فعالیت این بانک در سال 1811 باطل شد. افکار عمومی به نفع لغو این پروانه و جایگزینی آن با بانکی مرکزی از نوع جفرسونی بودند- به علت این که کشوردر جنگ 1812 که توسط بانکداران اروپائی دامن زده شده بود، فرو رفته بود، در نتیجه تصمیم نهائی در این مورد به تعویق افتاد. در گیرو دار این شرایط ترسناک و مشگلات اقتصادی، پروانه فعالیت بانک هامیلتون در سال 1816 تجدید شد.
Old Hickory, Honest Abe and Camelot(اولد هاکوری و آنست ایب، اسامی مستعار اندرو جکسون و پرزیدنت آبراهام لینکلن که معروف به صداقت در تمام کارهایش بود و کاملات، قصر افسانه ایست متعلق به کینگ آرتور افسانه ای در قرن دوازدهم- مترجم)
در سال 1828 اندرو جکسون (Andrew Jackson) در انتخابات رئیس جمهوری شرکت کرد. وی در طول مبارزات انتخاباتی خود علیه بانکداران بین المللی که BUS را کنترل می کردند مبارزه کرد و گفت، «شما کمین گاه خائنین هستید. اگر مردم درجه بی عدالتی را درمورد سیستم بانکی و پولی ما می دانستند، تا قبل از سحر دراین کشور انقلاب می شد.»
جکسون درانتخابات پیروز شد و پروانه فعالیت بانکی آنان را لغو کرد و گفت، «این قانون به نظر می رسد برروی ایده اشتباهی پیش بینی شده که سهام داران کنونی حق تجویزی نه تنها به نفع آن دارند، بلکه با سخاوت دولت نیز همراه است….به خاطر منافع آنها این قانون تمام رقابت مردم آمریکا را از خرید این انحصار محروم می سازد. در حال حاضر سهام داران و کسانی که خود را به عنوان جانشین ها به ارث می برند، دستور ممتازی برای خودشان قائل می شوند، آنها مجهز به قدرت عظیم سیاسی و بهره گیری از مزیت های بسیار زیاد مالی به خاطر رابطه ای که با دولت دارند می باشند. اینان باید نفوذ خودرا تحت عمل کرد قانونی از این دست در دستهای گردانندگان انتصابی خود که منافعشان با سهام داران خارجی شناسائی شده متمرکز کنند، آیا این امرعلتی برای متزلزل شدن استقلال ما در جنگ نخواهد بود….کنترل ارزی ما، دریافت پولهای مردم ما و تصرف استقلال هزاران نفر از شهروندادن ما، می تواند نیرومند تر و خطرناکتر از قدرت نظامی و نیروی دریائی دشمن ما باشد. لازم به ابراز تأسف است که ثروتمند و قدرتمند به خاطر مقاصد شوم و خود خواهانه خود قوانین دولت را خم می کنند…..تا غنی را غنی تر و قوی تر سازند. بسیاری از ثروتمندان ما به تساوی در برابر قانون و مزایای برابر قانع و راضی نیستند، اما ما را گیج و مبهوت ساخته اند که از طریق قوانین مورد پسند خود در کنگره خود را غنی تر بکنند. من وظیفه ام را به این کشور انجام داده ام.» (8 )
پوپولیسم غالب گردید و جکسون برای بار دوم انتخاب شد. در سال 1835 وی ترور شد. سوء قصد کننده ریچارد لارسون بود و اعتراف کرد که او «در تماس با قدرتهای اروپائی بوده است». (9 )
با این حال، در سال 1836 جکسون از تجدید پروانه فعالیت بانک مرکزی ایالات متحده (BUS) خود داری کرد. بر اساس نظارت دقیق وی، بدهی ملی آمریکا برای اولین و آخرین بار در تاریخ کشور آمریکا به صفر رسید. این کار موجب خشم بانکداران بین المللی شد، چون که درآمد اصلی آنها ازپرداخت بهره ها ناشی می شد. پرزیدنت بانک مرکزی آمریکا (BUS )، نیکلاس بیدل (Nicholas Biddle)، در سال 1842 بودجه مورد نیاز دولت آمریکا برای سرمایه گذاری را قطع کرد و در نتیجه ایالات متحده در یک رکود اقتصادی فرو رفت. بیدل، عامل مستقیم جکوب روتسچیلد (Jacob Rothschild) مستقر در پاریس بود.(10 )
جنگ با مکزیک به طور هم زمان در مقابل جکسون قرار داشت. چند سال بعد جنگ داخلی به راه افتاد، بانکداران انگلیسی از اتحادیه (Union) پشتیبانی می کردند و بانکداران فرانسوی از نیروهای جنوب پشتیبانی می نمودند. خانواده لیمن (Lehman) ثروت هنگفتی را از طریق قاچاق اسلحه به جنوب و پنبه به شمال به جیب زدند. در سال 1861 دولت آمریکا 100 میلیون دلار بدهی داشت. رئیس جمهور جدید، آبراهام لینکلن (Abraham Lincoln) بانکداران اروپائی را از نو سرزنش کرد و اسکناسهای لینکلن را برای پرداخت صورت حساب ارتش انتشار داد.
روزنامه تحت کنترل روتسچیلد لندن ((The Rothschild Controlled Times of London نوشت، «در صورتی که آن سیاست بد جنسی که منشأ آن در جمهوری آمریکای شمالی است، سفت و محکم سرعت بگیرد ، آن وقت دولت پول خودرا بدون هزینه تأمین خواهد کرد. دولت بدهی خودرا پرداخت کرده و دیگر بدهی نخواهد داشت. ودر نتیجه پول لازم برای انجام تجارت خواهد داشت. این دولت تبدیل به دولتی مرفه فرا تر از هر دوره ای در تاریخ دولتهای متمدن جهان خواهد شد. تمام مغزها و ثروتهای همه کشورها به آمریکای شمالی انتقال پیدا خواهند کرد.» (11 )
بخشنامه مخاطره نوشته بانکداران اروپائی (The Euro-banker-written Hazard Circular) افشاشد و توسط افراد مخالف وعصبانی در سراسر کشور در معرض اطلاعات همگان قرارگرفت. در عوض، «بدهی های بزرگی که سرمایه داران مشاهده می کنند، از جنگ به بار آمده است و برای کنترل جریان پول باید استفاده شود. برای تحقق این امر اوراق قرضه دولتی را باید به عنوان پایه بانکداری استفاده کرد. ما در حال حاضر در انتظار وزیر خزانه داری سلمان چیس (Salmon Chase) هستیم تا آنرا توصیه کند. او اجازه نخواهد داد که این اسکناسها (Greenbacks) به صورت پول به چرخش درآید هم چنان از کنترل ما خارج شود. ما اوراق قرضه بانکی را کنترل می کنیم و از طریق آنها مشکلات بانکی را».
در سال 1863 قانون ملی بانکداری دوباره یک بانک مرکزی (خصوصی) آمریکا را ابقاء کرد و اوراق قرضه بانک چیس در دوران جنگ صادر شد. سال بعد لینکلن از نو انتخاب شد و تعهد داد که بعد از سوگند ریاست جمهوری در ژانویه 1865 این قانون را لغو کند. قبل از این که او بتواند این کار را بکند، او در تئاتر فورد (Ford Theatre) توسط جان ویکس بوس (John Wilkes Booth) به قتل رسید. بوس روابط نزدیکی با بانکداران بین المللی داشت.
نوه او نوشت، این عمل یک دیوانه است و جزئیات تماس بوس (Booth) با “اروپائی مرموز” را درست قبل از ترور لینکلن روشن ساخت.
پس از ضربه کاری به لینکلن، بوس (Booth) توسط اعضای یک جامعه مخفی بنام شوالیه های دایره طلائی (Knights of the Golden Circle) (KGC) به سرعت ناپدید گردید. KGC بسیاری از تنشهائی را که سبب جنگ داخلی شد، برانگیخت و پرزیدنت لینکلن مخصوصاً این گروه را مورد هدف قرار داده بود. Booth یکی از اعضای KGC بود واز طریق کنفدراسیون وزیر امور خارجه یهودا بنجامین (Judah Benjamin) به خانواده روتسچیلد (House of Rothschild) متصل بود. پس از جنگ داخلی بنجامین به انگلستان گریخت. (12 )
نزدیک به یک قرن پس از این که به خاطر صدور اسکناسها (Greenbacks) لینکلن به قتل رسید، جان اف کندی (John F. Kennedy)، رئیس جمهور آمریکا خودش را در جمع هشت خاندان یافت. کندی اعلام کرد بنگاه های مالیاتی ساحلی را سرکوب خواهد کرد و پیشنهاد افزایش نرخ مالیات برای شرکتهای بزرگ نفتی و معدنی را داد.او از ازمیان برداشتن راه گریز مالیاتی حمایت کرد که در واقع به نفع ثروتمندان بزرگ بود. سیاستهای اقتصادی او از نظر سیاسی توسط مجله فورچون (Fortune Magazine) و وال استریت (Wall Street) و هردو دیوید و نلسون راکفلر (David and Nelson Rockefeller) مورد حمله قرار گرفت. حتی وزیر خزانه داری کندی، داگلاس دیلون (Douglas Dillon) کسیکه ازUSB واربرگ بانک سرمایه گذاری دیلون (USB Warburg-controlled Dillon Read investment bank) آمده بود، با پیشنهادات John F. Kennedy ابراز مخالفت کرد. (13 )
سرنوشت کندی در ماه ژوئن سال 1963 مهرو موم شده بود، زمانی که وی با پیش دستی صدور بیش از 4 میلیارد دلار اوراق بها دار(Notes) ایالات متحده را توسط وزیر خزانه داری برای چرخش نرخ بهره به نفع کشور که همیشه توسط جمعیت بانکداران بین المللی (خصوصی) رباخوار متمرکز در فدرال ریزرو (Federal Reserve) مجاز بود، اعلام کرد. همسر لی هاروی آسوالد (Lee Harvey Oswald) کسی که به راحتی توسط جک روبی (Jack Ruby) به ضرب گلوله ای از پای درآمد، قبل از این که روبی خود به ضرب گلوله از پای درآید در سال 1994 به نویسنده ای بنام ای جی وبرمن (A. J. Weberman) گفت، «پاسخ به این که چه کسی قاتل کندی است باید نزد بانک فدرال ریزرو ((Federal Reserve باشد. این را دست کم نگیرید. این اشتباه است که تقصیر را به گردن انگلتون (Angleton) و سازمان “سیا” (CIA) بیاندازیم. این فقط یک انگشت بروی همان دست است. افرادی که پول تهیه می کنند بالا تر از سازمان “سیا” هستند.» (14 )
پرزیدنت جدید، لیندون جانسون، بلافاصله تجدید نیرو جنگ ویتنام را تشدید کرد و در نتیجه ایالات متحده در بدهی بیشتری غرق شد. شهروندان آمریکائی با سکوت وحشتناکی مواجه شدند. اگر آنها می توانند که پرزیدنت خود را نابود کنند، خواهند توانست هر کس دیگری را نابود کنند.
خاندان روتسچیلد (The House of Rothschild)
خانواده اورنج هلند (The Dutch House of Orange) در سال 1609 بانک هلند را به عنوان اولین بانک مرکزی جهان تأسیس کردند. پرنس ویلیام از اورنج در خاندان انگلیسی ویندسور (English House of Windsor) زن گرفت و ماری (Mary)، دختر جیمز پادشاه دوم، را به عنوان عروس خود اختیار کرد. انجمن برادری و اخوت اورنج ((The Orange Order Brotherhood که اخیراً خشونت پروتستانهای ایرلند شمالی را برانگیخت ویلیام سوم را به تاج و تخت انگلیس که حاکمیت هردو هلند و انگلیس را داشت رساند. در سال 1694 ویلیام سوم با اشرافیت انگلستان به خاطر راه اندازی بانک خصوصی انگلستان متحد شد.
خیابان نخ سوزن خانم پیر (The Old Lady Threadneedle Street)- به عنوان بانک مرکزی انگلستان معروف است- توسط دیوار 39 فیتی (144/9 متر) احاطه شده است. درسه طبقه ی زیر آن، سومین مقدار موجودی از شمش طلا در جهان ذخیره شده است. (15 )
روتسچیلد و همکاران طبیعی هشت خاندان بزرگ به تدریج کنترل بانک مرکزی را دراختیار گرفتند. طلای “تثبیت شده” به طور روزانه درلندن تا سال 2004 دربانک ان ام روتسچیلد (N. M. Rothschild) ذخیره شده است. جورج بلاندن (George Blunden به عنوان معاون رئیس بانک مرکزی انگلستان،) این طور می گوید: « ترس چیزیست که باعث می شود قدرت بانک هم چنان قابل قبول شود. تا زمانی که مردم به ما وابسته هستند و ترس دارند که امتیازات خود را از دست بدهند و یا زمانی که آنها در وحشت بسر می برند، بانک قادر به اعمال نفوذ خود است.» (16 )
مایر روتسچیلد (Mayer Rothschild) به دولت انگلستان، مزدوران آلمانی را فروخت تا با انقلابیون آمریکائی بجنگند، تا از این طریق عایدات فروش را به برادرش ناتان ((Nathan در لندن سرازیر کند، جائی که ان ام (ناتن و مایر) یعنی Rothschild and Sons تأسیس شد. مایر یک دانشجوی جدی حدیث و روایت شفاهی زبانی بود و ثروت خودرا از طریق اختلاس پولی از ویلیام دهم- مدیر منطقه رویال هس کاَسل (Hesse-Kassel) و برجسته گان فراماسیونری به چنگ آورده بود.
روتسچیلد سرمایه بانکی بَرینگز (Barings) را که از تریاک چین و معاملات برده آفریقائی بدست آمده بود کنترل می کرد. این دارودسته بانکی خرید ایالت لوئیزیانا (Louisiana) را تأمین می کردند. هنگامی که چندین ایالات در پرداخت وام خود قصور کردند، بَرینگز به داَنیاَل وبستر (Daniel Webster) رشوه داد که او سخنرانیهائی را با تأکید بر روی فضائل باز پرداخت وام انجام دهد. ایالات بر سر موضع خود ایستادند. بنابراین خاندان روتسچیلد (The House of Rothschild) در سال 1842 شیرآب پول را قطع کردند. اغلب گفته می شود که ثروت روتسچیلد با ورشکستگی ملتها (یا کشورها) رابطه مستقیم داشته است. در این رابطه یک بار مایر امشل روتسچیلد ((Mayer Amschel Rothschild گفت: « تا زمانی که کنترل ارزی کشور در اختیار من است، من از این که چه کسی کنترل امور سیاسی کشور را به عهده دارد، پروائی نخواهم داشت.»
جنگ صدمه ای به ثروت این خاندان نزد. بانک روتسچیلد (The House of Rothschild) مخارج جنگ پروس (Prusse) را تأمین کرد، جنگ کریمه (( Crime و تلاش انگلیس برای بدست آوردن کانال سوئز از دست فرانسه را نیز تأمین کرد. ناتان روتسچیلد (Nathan Rothschild) شرط مالی عظیمی را درمورد نبرد ناپلئون در واترلو ((Waterlo بست، درحالی که هم چنین بودجه لشگرکشی دوک ((Duke به شبه جزیره ولینگتون ((Wellingtton’ Peninsular را علیه ناپلئون نیز تأمین کرد. استفاده هر دو جنگ با مکزیک و جنگ داخلی آمریکا برای این خاندان معدن طلا بودند.
یکی از بیوگرافیهای خاندان روتسچیلد صحبت از نشست لندن می کند که درآن، «سندیکای بانکی بین المللی» تصمیم گرفت که شمال آمریکا را علیه جنوب آمریکا به عنوان بخشی از استراتژی “تفرقه و سلطه” بشوراند.
صدرعظم آلمان، آتوفون بیسمارک ((Otto Von Bismark اظهار داشت: «تصمیم تقسیم ایالات متحده به فدراسیونهائی از نیروی برابر از مدتها قبل از جنگ داخلی آمریکا گرفته شده بود. این بانکداران می ترسیدند که ایالات متحده….سلطه مالی آنها را درسراسر جهان برهم زند. نظر روتسچیلد غالب شد.» درِک ویلدون (Derek Wildon) در شرح حال روتسچیلد می نویسد، این خاندان بانکدار رسمی اروپائی در دولت آمریکا، حامی نیرومند بانک مرکزی ایالات متحده آمریکا بودند. (17 )
بیوگرافی این خاندان، نیال فرگوسون (Niall Ferguson) صحبت از یک “شکاف قابل توجه و غیر قابل توضیح” در مکاتبات خصوصی روتسچیلد بین سالهای 1860 -1854 می کند. او می گوید: تمام نسخه ها از نامه های خروجی که توسط روتسچیلد های لندن در طول دوره جنگ داخلی نوشته شده بود “به دستور شرکاء پی در پی نابود شدند.” (18 )
نیروهای فرانسه و بریتانیا در اوج جنگ داخلی، آمریکا را مورد محاصره نظامی کامل قرار داده بودند. انگلیسی ها 11 هزار سرباز به کانادا که تحت کنترل پادشاهی بودند، فرستادند که درواقع پناهگاه امنیتی را به عا ملین کنفدراسیون داد. ناپلئون سوم فرانسه، یکی از اعضای خانواده هابسبرگ ((Hapsburg اتریشی بنام آرکدوک ماکسیمیلیان (Archduke Maximilian) را به عنوان امپراتور دست نشانده خود در مکزیک به کار گمارد، جائی که انبوه نیروهای فرانسوی درمرز ایالت تگزاس مستقر شده بودند. تنها استقرار دو ناوگان جنگی روسیه تزاری (تزارالکساندرای دوم) که متحد آمریکا بود در سال 1863 ایالات متحده را از استعمار نجات داد. (19)
درهمان سال شیکاگو تریبیون لعنت فرستاد و گفت، « آگوست بلمانت( August Belmont) عامل روتسچیلد در آمریکا بود و یک نژاد اسب سه تاجی ( Triple Crown horse race) به افتخار نام خود نام گزاری کرده بود) و روتسچیلد ها….کسانی بودند که اوراق قرضه جنگ متفقین را خریداری کرده بودند.»
سلمان روتسچیلد (Salmon Rothschild) درمورد مرگ پرزیدنت لینکلن گفت: «او هرگونه سازش را رد می کند. اوظاهری دهقانی دارد و تنها می تواند داستانهای پیاله فروشی بگوید.» بارون جکوب روتسچیلد (Baron Jacob Rothschild) به همان اندازه نسبت به شهروندان آمریکائی چاپلوس بود. او یک بار به وزیر آمریکا در بلژیک بنام هنری سانفورد ((Henry Sanford درمورد کشته شدن نیم میلیون آمریکائی در جنگ داخلی اظهار نظر کرد، «هنگامی که بیمار شما به شدت مریض است شما برای معالجه دست به هرکاری می زنید، حتی به حجامت او» سلمان و جکوب صرفاً سنت خانوادگی را دنبال می کردند، چند نسل قبل از آن، مایر آمشل روتسچیلد (Mayer Amschel Rothschild) درمورد استراتژی سرمایه گذاری خود لاف می زد، «وقتیکه در خیابانهای پاریس خون راه می افتد، من سهام خریداری می کنم.» (20 )
پسران مایر روتسچیلد تحت نام فرانکفورت پنج شناسائی می شدند. امشل ((Amschel با پدرش بانک فرانکفورت را اداره می کردند درحالی که ناتان (Nathan) شعبات لندن را اداره می کرد. جوان ترین پسر او، جکوب (یعقوب، Jacob) در پاریس کسب می کرد در حالی که سلمان شعبه وین را اداره می کرد و کارل در ناپل اقامت داشت. نویسنده ای بنام فردریک مورتون (Fredrick Morton) تخمین می زند که تا سال 1850 ثروت روتسچیلد ها به 10 میلیارد دلار رسیده بود.(21 ) امروز بعضی از محققین بر این باور اند که ثروت این خاندان به بیش از 100 هزار میلیارد (تریلیون) دلار رسیده است.
واربرگ ها ((Warburgs کوهن لوئب ها (Kuhn Lobe)، گولدمن ساکس (Goldman Sachs) و روتسچیلد ها در یک خانواده عظیم بانکی وصلت کرده اند. خانواده واربرگ که بانک آلمان (Deutsche Bank) بانک بی ان پی (BNP) را کنترل می کنند- در سال 1814 در هامبورگ با روتسچیلد ها گره خورده بودند، در حالی که کوهن لوئب نیز در سال 1785 با روتسچیلد ها شریک می شود. شیف (Schiff) در سال 1865 به آمریکا مهاجرت می کند. او به نیروی آبراهام کوهن (Abraham Kuhn) پیوست و با دختر سلمان کوهن وصلت کرد. لوئب و کوهن هردو با خواهر یکدیگر وصلت کردند و سلسله ی کوهن لوئب را به کمال رساندند. فلیکس واربرگ (Felex Warburg) با دختر یعقوب شیف (Jacob Schiff) وصلت کرد و گولدمن ساکس به وجود آمد. در سال 1806 ناتان روتسچیلد (Nathan Rothschild) با دختر ارشد لوی بارنت کوهن ((Levi Barnet Kuhn که سرمایه دار عمده در لندن بود وصلت کرد.(22 ) بنابراین، مرل لینچ (Merrill Lynch )، سوپر گاو نر، اَبی جوزف کوهن (Abby Joseph Kuhn) و وزیر دفاع پرزیدنت کلینتون، ویلیام کوهن (William Kuhn) به احتمال زیاد از تبار روتسچیلد ها می باشد.
امروز کنترل روتسچیلد به دور یک امپراتوری مالی قرار دارد که شامل اکثریت سهام دراکثر بانکهای مرکزی کشورهای جهان می باشد. خاندان ادموند دو روتسچیلد (Edmond De Rothschild) صاحب بانک خصوصی اس ای (Banque Privee SA)در لوگانو سوئیس (Lugano Switzerland) و هم چنین بانک روتسچیلد ای زی (Rothschild Bank A Z) در زوریخ می باشند. خانواده لورد یعقوب روتسچیلد (Jacob Lord Rothschild) صاحب قدرتمند روتسچیلد ایتالیا در میلان می باشد. آنها از اعضای مؤسس کلاب (جزایرکوچک-Isles) اختصاصی 10 تریلیون دلاری می باشند- که کنترل شرکتهای غول پیکری مانند رویال داچ شل (Royal Dutch Shell)، صنایع شیمیائی امپریال، لویدز (Lloyds) لندن، یونیلور (Unilever)، بارکلیز (Barclays)، لونرهو (Lonrho)، ریو تینتو زینک (Rio Tinto Zink)، بی اچ بی بلیتون (BHP Billiton) و آنگلو آمریکن دی بیرز (Anglo American De Beers). آنها کنترل نفت، طلا، الماس ها و تعداد بی شماری از مواد خام را در سراسر جهان دراختیار دارند. (23 )
کلاب آیلز (Isles) برای صندوق کوانتومی ان وای (Quantum Fund NW) جورج سوروس (George Soros) سرمایه فراهم می کند- که درآمد مالی قابل توجهی در سالهای 1999 -1998 متعاقب سقوط ارزهای تایلند، اندونزی و روسیه داشت. سوروس سهام دار عمده در شرکت انرژی هاکن (Harken Energy) است که متعلق به جورج دبلیو بوش می باشد.
کلاب آیلز توسط روتسچیلد ها اداره می گردد و شامل ملکه الیزابت دوم و دیگر ثروتمندان و اشراف دیگر اروپائی می باشد. (24 )
شاید یکی از بزرگترین مخازن ثروت روتسچیلها امروز، شرکت کنترل کننده بانکی Rothschild Continuation Holdings AG باشد- بانک محرمانه ای در سوئیس است که مبتنی بر bank holding company می باشد. در اواخر سال 1995 امپراتوری روتسچیلد جهانی بارونز گای و الی دی روتسچیلد (Barons Guy and Elie De Rothschild) در فرانسه و لورد جکوب و سِر اولین روسچیلد (Lord Jacob and Sir Evelyn Rothschild ) در برلین بود. (25 )
اولین صدر اکونومیست (Chairman of the Economist) و مدیر دِ بیرز (De Beers) و IBM در انگلستان می باشد.
جکوب (یعقوب- Jacob) در انتخابات فرمانداری کالیفرنیا از آرنولد شوارتسه نگِر(Arnold Schwarzenegger) حمایت کرد. او کنترل سهام نفتی خودورکووسکی یوکوس (Khodorkovsky’s YUKOS) را قبل از دستگیری اش توسط دولت روسیه در اختیار داشت. در سال 2010 یعقوب (Jacob) به استخراج نفت شیَل (shale oil extraction) واقع در اسرائیل پیوست که از طریق جنی انرژی (Genie Energy)- شرکت وابسته به IDT ، به روپرت مورداک (Rupert Murdoch) پیوست.
درظرف چند ماه، سارا پیلین (Sarah Palin)، فرماندار آلاسکا مدیر سابق IDT، مایکل گلاسنر (Michael Glassner) را به عنوان رئیس ستاد (Chief of staff) خود استخدام کرد. (27 ) آیا پیلین (Palin) انتخاب روتسچیلدها در سال 2012 است؟ (منظور به مقام رئیس جمهوری آمریکا می باشد- مترجم).
Notes
[1] The Temple & the Lodge. Michael Bagent & Richard Leigh. Arcade Publishing. New York. 1989. p.259
[2] Ibid. p.219
[3] Ibid. p.253
[4] Ibid. p.233
[5] The Robot’s Rebellion: The Story of the Spiritual Renaissance. David Icke. Gateway Books. Bath, UK. 1994. p.156
[6] Democracy for the Few. Michael Parenti. St. Martin’s Press. New York. 1977. p.51
[7] Fourth Reich of the Rich. Des Griffin. Emissary Publications. Pasadena, CA. 1978. p.171
[8] Ibid. p.173
[9] Rule by Secrecy: The Hidden History that Connects the Trilateral Commission, the Freemasons and the Great Pyramids. Jim Marrs. HarperCollins Publishers. New York. 2000. p.68
[10] The Secrets of the Federal Reserve. Eustace Mullins. Bankers Research Institute. Staunton, VA. 1983. p.179
[11] Human Race Get Off Your Knees: The Lion Sleeps No More. David Icke. David Icke Books Ltd. Isle of Wight. UK. 2010. p.92
[12] Marrs. p.212
[13] Idid. p.139
[14] Ibid p.141
[15] Icke. The Robot’s Rebellion. p.114
[16] Ibid. p.181
[17] Rothschild: The Wealth and Power of a Dynasty. Derek Wilson. Charles Schribner’s Sons. New York. 1988. p.178
[18] The House of Rothschild. Niall Ferguson. Viking Press New York 1998 p.28
[19] Marrs. p.215
[20] Ibid
[21] “What You Didn’t Know about Taxes and the Crown”. Mark Owen. Paranoia. #41. Spring 2006. p.66
[22] Marrs. p.63
[23] “The Coming Fall of the House of Windsor”. The New Federalist. 1994
[24] “The Secret Financial Network Behind ‘Wizard’ George Soros”. William Engdahl. Executive Intelligence Review. 11-1-96
[25] Marrs. p.86
[26] “Murdoch, Rothschild Invest in Israeli Oil Shale”. Jerusalem Post. November 22, 2010
[27] “Sarah Palin hires chief of staff for PAC”, Huffington Post. February 2011

****************************************************************************************

کارتل فدرال ریزرو: محفل اشرافی های مدعی روشن بینی (قسمت سوم)

 

طبق اطلاعات بدست آمده از کتاب مأمور سابق سازمان جاسوسی انگلیس، جان کولمن (John Coleman)، کمیته ۳۰۰ نفره، روتسچیلد ((Rothschilds کنترل سیاسی خود را از طریق داد و ستد مخفی که آنها با کمک لورد آلفرد میلنر(Lord Alfred Milner) و سرمایه دار آفریقای جنوبی، سیسیل روُدز (Cecil Rhodes) در سال ۱۹۰۹ ایجاد کرده بودند، اعما ل می کردند.
در سال ۱۹۱۷ وزیر امور خارجه انگلیس، آرتور بالفور (Arthur Balfour) نامه ای به لورد دوم صهیونیست، والتر روتسچیلد نوشت که او از ایجاد سرزمینی برای یهودی ها در خاک فلسطین واقع در خاورمیانه ابراز پشتیبانی می کند. (۱ )
اعلامیه بالفور (Balfour) تصرف بی رحمانه خاک فلسطین را به خاطر برپائی و استقرار اسرائیل بعد از جنگ جهانی دوم توجیه کرد. دولت اسرائیل قرار نیست به عنوان “سرزمین یهودی” متعلق به انسانهای متفکر سطح بالا بوجود آید، بلکه برعکس به عنوان ضامن کنترل خاندان بزرگ روتسچیلد بر تولید نفت جهان باشد. بارون ادموند دو روتسچیلد (Baron Edmond de Rothschild) اولین خط لوله نفت را توسط بریتیش پترولیوم (BP) از دریای سرخ تا دریای مدیترانه را ساخت تا نفت ایران را به اسرائیل برساند. او مؤسس بانک مرکزی اسرائیل و شرکت نفت پاَز ((Paz بود. به نظر خیلی ها از او به عنوان پدر اسرائیل مدرن نام برده می شود.(۲ )
میزگرد محفلی ((Roundtable مؤسسین داخلی از آغاز کار شامل لورد میلنر(Lord Milner)، سیسیل رُودز، آرتور بالفور، آلبرت گراِی ((Albert Grey و لورد ناتن (Lord Nathan) روتسچیلد می شد، از شوالیه افسانه ای شاه آرتور که داستان جام مقدس برتری به مفهوم اشرافی های سانگریل (Sangreal) یا خون مقدس است، را گرفته است.
جان کولمن می نویسد: در کمیته ی ۳۰۰ ، این دایره های محفلی دارای ثروتهای عظیمی هستند که از انحصارات طلا، الماس و مواد مخدر که درسراسر جهان به آن دامن زده شده، بدست آمده اند. از این طریق آنها کنترل سیاستهای پولی ، مالی و رهبری سیاسی را درسراسر نقاطی که در جهان فعالیت می کردند، داشتند.
درحالیکه سیسیل روُدز و اُپنهایمر (Oppenheimer) به آفریقای جنوبی رفتند، کوهن لوئبز رهسپار آمریکا شد تا مجدداً آنجا را مستعمره خود سازند. رودیارد کپلینگ (Rudyard Kipling) به هندوستان فرستاده شد. شف ها و واربرگرگ با روسیه بد رفتاری کردند. روتسچیلد، لازاردز((Lazards و موسی اسرائیل سیف (Israel Moses Seifs) خاورمیانه را تحت فشار قرار دادند. در پرینستون نیوجرزی محفل میز گرد مؤسسه مطالعات پیشرفته (IAS) را به عنوان شریک All Souls College درآکسفورد بنیان نهاد. IAS ، توسط هیئت آموزشی عمومی راکفلر تأسیس شد. رابرت اُپنهایمر، نییل بور(Neil Bohr) و آلبرت آینشتاین بمب اتمی را ساختند. (۳ )
درسال ۱۹۱۹ کسب و کار محفل میز گرد روتسچیلد پایه های ایجاد مؤسسه های سلطنتی امور بین المللی (Royal Institute of International Affairs) را در لندن ریخت. RIIA، بزودی بانی سازمانهای خواهردر سراسر جهان شد، از جمله ایالات متحده آمریکا در شورای روابط خارجی (CRF)، مؤسسه روابط آسیائی اقیانوس آرام، مؤسسه کانادائی امور بین المللی، مؤسسه روابط بین المللی در بروکسل، انجمن سیاست خارجی دانمارک، شورای امور جهانی هنر و مؤسسه ی امور بین المللی استرالیا. وابستگان دیگر در فرانسه، ترکیه، ایتالیا، یوگسلاوی و یونان سربرآوردند (۴ )
RIIA به عنوان مؤسسه خیریه متعلق به ملکه ثبت شده است و با توجه به گزارشهای سالانه خود، بودجه ی آن تا حد زیادی توسط چهارتا از عظیمترین بانکها که صاحب چهارتا از عظیمترین شرکتهای نفتی دنیا هستند (Four Horseman) تأمین می گردد. وزیر امور خارجه سابق انگلیس و هم کاران بنیانگذار هنری کسینجر، لورد کارینگتون، رئیس هردو مؤسسه RIIA و بیلدر بورگز(Bilderburgs) بود. دایره داخلی در RIIA توسط شوالیه های سنت جان اورشلیم (St. John Jerusalem)، شوالیه های مالتا (Malta)، شوالیه های زائر بیت المقدس (Knights Tempolar) و فراماسیونری اسکاتلند ملقب به ۳۳ درجه (۳۳rd Degree Scottish Rite Free Masons) کنترل می شوند. شوالیه های سنت جان در سال ۱۰۷۰ تأسیس شدند و به طورمستقیم به مجلس بریتانیا، ویندزور (Windsor) پاسخگو هستند. اصل و نسب وام دهی در سلسله ی ویلیه (Villiers) است که با خانواده هنگ کنگ ماتسون (Matheson) با هم وصلت کردند. خانواده لیتُن (Lytton) نیز با باند ویلیه وصلت کردند. (۵ )
سرهنگ ادوارد لیتون- بالُور (Colonel Edward Lytton- Bulwer) در رأس جامعه ی مخفی روسیکروسیان (Rosicrucian) انگلیسی قرار داشت که شکسپییر به آن به طور ابهام آمیزی مثل روزنکرانتز ((Rosencrantz اشاره می کند، درحالیکه فراماسیونها نقش گیلد نسترن (Guildenstern) رااختیار کردند. لیتون پدر معنوی هردو RIIA و فاشیسم نازی بود. در سال ۱۸۷۱ او داستانی تحت عنوان وریل (Vril) “قدرت نژاد آینده” نوشت. هفتاد سال بعد از جامعه وریل اشاره کافی در نبرد آدولف هیتلرواقع درنبرد من (Mein Kampf) دریافت کرد. پسر لیتون در سال ۱۸۷۶ درست قبل از افزایش تولید تریاک در هندوستان نایب السلطنه آن کشور شد. دوست مورد اعتماد لیتون، رودیارد کیپلینگ برای بیوربروک (Beaverbrook) به عنوان وزیر تبلیغاتی در کنار سر چارلز هامبرو(Sir Charles Hambro) از سلسله بانکداری هامبروز (Hambros ) کار می کرد. (۶ )
جیمز بروس، جد فراماسیونری آداب اسکاتلندی، بنیانگذار سر رابرت بروس، هشتمین کُنت انگلیس، الجین (Elgin) بود. او تجارت برده کارائیپ را به عنوان استاندار جامائیکائی از ۱۸۴۲ تا ۱۸۴۶ انجام می داد. در طول دومین جنگ تریاک او سفیر بریتانیا در چین بود. برادر او فردریک وزیر مستعمراتی ، سرپرستی هنگ کنگ را درطول هردو جنگ تریاک به عهده داشت. هردو برادر از فراماسیونهای سر شناس شدند. لورد پالمرستون (Lord Palmerstone) انگلیسی، کسی که جنگهای تریاک را کنترل و ادامه می داد، یکی از بستگان نسبی رژیم سلطنتی بروس بود، هم چنانکه وزیر امور خارجه ی او جان راسل، پدربزرگ برتران راسل بود.( ۷ )
کودکان نخبگان محفل میز گرد از اعضای فرقه ی دیونیسیان (Dionysian ) اند که تحت نام کودکان خورشید شناخته شده اند. مبتکرین عبارتند از آلتوس هاکسلی (Aldous Huxley)، تی.اس. الیوت T. S. Eliot، دی.اچ. لاورنس D. H. Lawrence و اچ.جی.ولز H. G. Wells. ولز سازمان اطلاعاتی، جاسوسی انگلیس را در طول جنگ جهانی اول رهبری می کرد. چهره او صحبت از “یک دنیا مغز” و یک “پلیس ذهن” می کند. ویلیام باتلر ییتس (William Butler Yeats)، یکی دیگر از اعضای کودکان خورشید همدست آلیستر کراولی (Aleister Crowley) بود. این دو نفر فرقه ی الهه ی حاصلخیزی (Isis) را براساس دست نوشته خانم بلاواتسکی (Blavatsky) که اشرافیت انگلیس را برای سازماندهی روحانیت آریائی در الهه ی حاصلخیزی فراخوانده بود، ایجاد کردند. برجسته ترین نویسندگان ادبیات انگلیسی از صفوف محفل میز گرد (محفل اشرافیت انگلیس) آمدند. همه ی آنها گسترش امپراطوری را ترویج می کردند. به هرطریق به نوع وحشیانه ای جامعه ی وابسته به عرفان بلاواتسکی و بالور- لیتون (Bulwer-Lytton) که متعلق به روسیکراسیان (Rosicrucian، فرقه ای از مسیحیان قرن ۱۷ و اوایل قرن ۱۸که دارای عقاید فلسفی و مرموز تصوف آمیزبودند) بود نیروهای خودرا باهم متحد کردند و انجمن تول (Thule، در قدیم، آخرین نقطه ی مسکونی شمال دنیا، که به عقیده بعضی نروژ می باشد) را ایجاد کردند که نازی ها از درون آن پدید آمدند. (۸ )
آلیستر کراولی به موازات انجمن تول، نوع انگلیسی آنرا که مذهب باستانی سحرآمیز یونانی با نظم سپیده دم طلائی می باشد را تشکیل داد. او به عنوان معلم مذهبی، آلدوس هاکسلی را خصوصی درس می داد، که درسال ۱۹۵۲ وارد آمریکا شد. همان سالی که سازمان “سیا” برنامه کنترل ذهن (MK – ULTRA) را با کمک آزمایشگاه سوئیس ساندز (Swiss Sandez) که متعلق به واربرگ و پسر عموی راکفلر، آلن دالس، رئیس “سیا” در شهر برن سوئیس بود، راه اندازی شد. دالس اطلاعات خودرا از اهل بیت اخوان المسلمین عربستان سعودی در مورد ایجاد کنترل ذهن آدم کش ها بدست می آورد. دستیار دالس جیمز واربرگ بود. (۹ )
اتحاد اتلانتیک (AU) که وابسته به RIIAبود توسط سیسیل رودز تأسیس شد. او کسی بود که رویای بازگشت ایالات متحده را به تاج و تخت انگلیس در سر می پروراند. در سال ۱۹۳۹، AU اولین درفاتر خودرا در آمریکا در مکانی که توسط نلسون راکفلر در ۱۰ East 40th St.، شهر نیویورک اهدا شده بود راه انداخت. همه ساله از ۱۹۴۹ تا ۱۹۷۶ قطعنامه ی اتحاد آتلانتیک (AU) درکنگره آمریکا خواستار لغو اعلامیه استقلال و “نظم نوین جهان” می شد. یکی دیگر از وابستگان به RIIA، فدرالیست متحده ی جهانی (United World Federalist ,UWF) بود که توسط پسر عموی نورمن و دستیار دالس، جیمز پی واربرگ تأسیس شده بود. شعار ((UWF “یک جهان یا هیچ” بود. اولین پرزیدنت آن، کورد مایر (Cord Meyer) استعفا داد تا موقعیت کلیدی را در سازمان جاسوسی (“سیا”) آلن دالس اختیار کند. مایر بند بند اهداف UWF را روشن ساخت. “هنگامی که به دولت فدرال جهانی پیوست، هیچ ملتی نمی توانست از عضویت آن جدا شده یا شورش کند …. باداشتن بمب اتمی در اختیارش دولت فدرال آن ملت را از سطح کره زمین نابود می سازد”. (۱۰ )
درسال ۱۹۵۰ جیمز واربرگ کسی که بزرگانش مَکس و پال که در هیئت مدیره دادو ستد نازی نشسته بودند، IG Farben، در برابر کمیته ی روابط خارجی سنا شهادت دادند که “ما باید دولت جهانی را دارا باشیم چه شما آنرا دوست داشته باشید چه نه – از طریق تسخیر یارضایت.” AU و UAF به CRF و کمیته ی سه جانبه ی ((Trilateral Commission,TC نزدیک هستند- توسط دیوید راکفلر و زبیگنیوبرژینسکی درسال ۱۹۷۴ تأسیس شدند. (۱۱ )
TC مقالات مثلثی ای را انتشار دادکه “روابط خاص بین ایالات متحده و اروپای غربی” را که شامل ژاپن هم می شد تمدید کرد. به خاطر این که ژاپن سریعاً به یک کشور طلبکار جهان تبدیل می شد. پال وُلکر(Paul Volcker) رئیس سابق فدرال ریزرو، استاد دانشگاه هاروارد و از خودیهای داخل CT/CFR که اخیراً برای “برخورد تمدنها” میان غرب و جهان اسلام استدلال کرد، در نشریه TC، بحران دمکراسی نوشت….”دولتی که فاقد اقتدار چندانی است توانائی اش کمتر از تحولات عظیم بحرانی خواهد بود که بتواند آن نوع فداکاری را که ممکن است لازم باشد به مردم خود اعمال کند.” (۱۲ )
روشن بینان (Illuminati) آریستوکرات
روشن بینان به عنوان حاکم تمام جوامع پنهانی عمل می کنند. ریشه های آن برمی گردد به دوران پرستش نور در اتلانتس (Guardians of Light in Atlantis)، مار اخوان المسلمین سومر (The Brotherhood of the Snake in Sumeria)، روشنائی افغان (Afghan Roshaniya)، مکتب رمز و راز مصری و خانواده جنوائی (Genoses families) کسیکه امپراطوری روم را حمایت مالی می کرد. نحست وزیر بریتانیا، بنیامین دیسرائیلی (Benjamin Disraeli) کسیکه با مؤسس مافیا و فراماسیون معروف به ۳۳ درجه، جوزیپه مازینی ((Giuseppe Mazzini بود، به روشن بینان دریک سخنرانی در مقابل مجلس عوام در سال ۱۹۵۶ هشار داد، “در ایتالیا قدرتی وجود دارد که ما به ندرت از آن یاد می کنیم. منظورم جوامع پنهانی هستند. اروپا…از شبکه های جوامع پنهانی پوشش داده شده، درست مثل این که کره خاکی از خط آهن پوشش داده شده باشد.” (۱۳ )
تشابه روشن بینان با جوامع پنهانی مثل تشابه بانک پرداختیهای بین المللی (Bank of International Settlement) با هشت خاندان بانکدار مرکزی (Eight Families Central Bankers) می باشد. و حوزه های آنها دقیقاً مثل یکدیگرند.
پیشگامان فراماسیونها – شوالیه های زائر بیت المقدس – مفهوم بانکداری را پایه گذاری کردند و بازار اوراق قرضه (bond market) وسیله ای برای کنترل اشرافیت اروپائی از طریق بدهی های جنگ شد. از قرن سیزدهم اعضای فراماسیون طلای غارت شده از جنگهای صلیبی را برای خرید ۹ هزار قلعه استفاده کردند و امپراطوری آنها از کوپنهاگ تا دمشق گسترش یافته بود. آنها تکنیکهای مدرن بانکداری را پایه ریزی کردند و از طریق دریافت سود به رباخواری مشروعیت بخشیدند. شعبات بانکهای فراماسیونها با پشتیبانی طلای به دست آمده از طریق نامشروع در همه جا سربرآوردند. آنها تا %۶۰ بهره از وام ها دریافت می کردند، مفهوم حساب اعتباری ((trust account را معرفی کردند و هم چنین معرفی سیستم کارت اعتباری برای زائران سرزمین مقدس برای اولین بار معرفی شد. آنها از مردم مالیات می گرفتند، هرچند خود را از دادن مالیات به مقامات رومی معاف می دانستند. کلیساهای بزرگ اروپا را ساختند، هم چنین دستورالعملهائی را در مورد تکنیکهای ساختمانی با داشتن مخفی گاهها به موازات طلاهای کش رفته که در زیر معبد سلیمان قرار گرفته بود را بدست آوردند. بکاربرد شیشه کاری منقوش در کلیساها با استفاده از تکنیک سری گوتیک که کمتر کسی از آن مطلع بود. یکی از آنها ئی که این هنر را کامل فرا گرفته بود، عمر خیام، دوست نزدیک حسن صباح (تربیت کننده جان باز به منظور قتل سران کشورهای ضد ایرانی و مورد نظر او- مترجم) بود. (۱۴ )
اعضای فراماسیونها ناوگانهای عظیمی از کشتی ها را کنترل می کردند و ناوگان دریائی آنها در بندر راشل فرانسه مستقر بود. آنها به ویژه با اشرافیت سلطنت انگلیس بسیار نزدیک بودند. آنها جزیره قبرس را از فردی بنام ریچارد ملقب به شیردل خریداری کردند. اما بعداً مورد تاخت و تاز ترکها قرار گرفتند. درتاریخ سیزدهم اکتبر ۱۳۰۷ (جمعه)، نیروهای فیلیپ چهارم، پادشاه فرانسه با کمک نیروهای پاپ کلمنت پنجم شروع به دستگیری اعضای فراماسیونها کردند، البته به اتهام غیب گوئی و جادوگری. جمعه سیزدهم از آن روز به بعد حامل معانی منفی ای شده است. “تصمیم با خود شما است” (صهیون، Sion) که تصور می شود یک جمله به صرف نویسی صهیون باشد، یک فرد پیش رفته ی باستانی عبری است که اورشلیم نامیده می شود. الویت صهیون در ژوئیه سال ۱۹۵۶ به مردم معرفی شد.در سال ۱۹۸۱ در مطبوعات فرانسوی در یک آگهی نام ۱۲۱ نفر از بزرگان را به عنوان اعضای برجسته ذکر کردند، که تماماً بانکدارانی از اعضای خاندان سلطنتی و اعضای برجسته سیاسی بودند. از پییر پلانتار (Pierre Plantard) به عنوان سرکرده فراماسیونی (Grand Master) نام برده شده بود. او از نواده گان مستقیم پادشاه داگوبرت دوم ((Dagobert II و پادشاهان مرووینگان (Merovingan King) می باشد. پلانتار که صاحب ملک در منطقه ی رِنِس- لوشاتو ( (Rennes-Ie-Chateau واقع در جنوب فرانسه جائی که الویت صهیون قرار گرفته، ذکر کرده است که گنج موجود زیر معبد سلیمان را در اختیار دارد و در زمان موعودی باید به اسرائیل باز گردانده شود. وی همچنین اظهار داشت که سیستم پادشاهی دوباره به فرانسه و سایر کشورهاباز خواهد گشت. اعضای فراماسیونها مدعی اند که آنها دارای اطلاعات سرّی ای از عیسی مسیح هستند که او با مری ماگدلین (Mary Magdalene) ازدواج کرد و با کودکانش نَسب خونی (bloodline) مَرووینگان (Marovingan) را شروع کرد. او پسر ژوزف آریماتیا (Arimathea) بود (۱۵ )
ژوزف، فرزند شاه سلیمان بود. معبد سلیمان مدلی است برای معابد فراماسیونی که در تمام شهر ها و قصبه ها، بدون وقفه و با اندازه های گوناگون در آمریکا بوجود می آمد. این یک مکان معروف و با شهرت بدی بود که درآن فاحشه بازی، مستی و قربانی شدن انسان معمول بود. طبق نظر محقق انگلیسی، دیوید آیک (David Icke)، مکان آن در کوه ماریا (Mariah) واقع در بیت المقدس، ممکن است مرکز کنترل پرواز انوناکی (Anunnaki) بوده باشد. انوناکی خزنده ی بیگانه ای است که درقدیمی ترین نوشته ها بر لوح سفالی سومری ها آشکار شده است. شوالیه های جنگهای صلیبی متعلق به فراماسیونری مقادیر زیادی از طلاهای ذخیره شده و تعداد بی شماری از مصنوعات مقدس را از زیر معبد غارت کردند. ملک سلیمان پسر ملک دیوید کسی بود که در سال ۱۰۱۵ قبل از میلاد درزمان سلطنتش هزاران نفر را قتل عام کرد.
دیوید آیک، ملک دیوید را “یک قصاب” می نامد وتأکید می کند که او بخش قابل ملاحظه ای از کتاب مقدس (تورات) را نوشته است. پسر او سلیمان برای اینکه به پادشاهی برسد برادر خودش را می کشد. او به فرعون مصر شیسکاَک اول (Shiskak I) توصیه می کند که خواهان وصلت با دختر اوست. سلیمان در مکاتب رمز و راز مصری واقع در اخناتون (Akhenaton ) مطالعه می کرد که درآنجا کنترل ذهن شایع بود. شعبه بزرگ فراماسیونری (The Grand Master) واقع در قاهره بذر شعبه ای از جوامع سرّی به انضمام تروریستها، توطئه گران، فراماسیونها و روشنیای افغانی (Afghan Roshaniya) را ریخت. کسانی که از این طریق به بالاترین سطح آن می رسند، تبدیل به متفکرین (Illuminati ) آن می شوند.
آیک مدعی است که اخوان کنعانی تحت کنترل شاه/خدا مِلچزِدک (Melchizedek)قرار داشت. کسی که ممکن است یک انوناکی بوده باشد. تمرکز این پادشاه براین بود که از درک عبری در مورد اسرار باستانی سردرآورد. با دستور ملچزِدک جامعه ی سرّی ای که مرتبط بود با علم ارواح، بوجود آمد. ملک سلیمان حکمت خودرا با مطالعه ی لوح سومری درمورد سرنوشت بدست آورد که ابراهیم نیز از این حکمت برخوردار بود. منشاء ابراهیم ممکن است از انوناکی باشد.
هم او وهم ملچِزدک از اخوان سومری (Sumerian Brotherhood the Snake) آموزش دیده بودند که نام وی ممکن است با داستان آفرینش، تورات مرتبط باشد، جائی که آدم و حواّ از باغ بسیار قشنگ عدن (بهشت) (محل شکار و جمع آوری موجودات) به وسوسه افتاده و بعد توسط ماری به دنیای “گناه وبردگی” افتادند. وقتی کتاب مقدس می گوید که اولین زوج میوه ی ممنوع را خوردند، آیا بدان معنی بود که حواّ توسط آن مار آبستن شده باشد – یک مار انوناکی (Nephilim از کتاب پیدایش) – بنابراین تمام فرزندان آدمَ(Adamus ) برای یک زندگی پرمشقت تحت کنترل پادشاهان مارصفت، لعنت شدند.
اساس لوحه های سرنوشت ساز سومری که ابراهیم نیز از آن برخوردار بود تحت عنوان ها کابالا (Ha Qabala) شناخته شده بود( به عبری برای “نور و دانش”). آنهائی که این اسرار مرموز را شنیده بودند، معتقد بودند که سرتاسر کتب عهد عتیق (The Old Testament) کُد گذاری شده است که به نحو متفاوتی رام (Ram) به آن گفته می شود. این عبارت در محافل روحانیت سلتیک (Celtic)، بودائی و هندو نیز استفاده می شود. شوالیه های فراماسیونری دانش حدیثی را با روایت شفاهی و زبانی زمانی که آنها از ماجراجوئیهای خاورمیانه توأم با جنگهای صلیبی بازگشتند به اروپا به ارمغان آوردند. (۱۶ )
در قرن یازدهم شوالیه ها Prieured de Dion (اسم واقعی و غیر واقعی که به گروه های مختلف داده می شد) را در کوه صهیون در نزدیکی بیت المقدس بوجود آوردند تا از چنین اثر مقدسی به عنوان کفن تورین (Turin)، صندوقچه ی عهد عتیق (The Ark of the Covenant) و نیزه ی تقدیر خانواده هاپسبرگ (Hapsburg) محافظت کند – که درواقع برای کشتن عیسی مسیح بکاررفت. هدف ترجیحی(Priory) این بود که از طلای معبد فراماسیونری محافظت کند و هم چنین نَسَب خونی (نژادی) عیسی مسیح را حفط کند – نام مقدس سلطنتی (Sangreal) – که آنها معتقدند توسط خانواده فرانسوی بوربون مرووینگان (Bourbon Merovingan) و وابسته به سلطنت هابزبورگ اسپانیا و اتریش مطرح شده است. (۱۷ ) سلسله ی لورن (Lorain) فرانسوی که از تبار مرووینگان ها می باشد ازخانواده هاپسبورگ (The House of Hapsburg) وصلت کرد تا از این طریق بتواند تاج و تخت اتریش را به چنگ آورد.
خانواده هابزبورگ امپراطوری مقدس روم را تا زمان انقراضش یعنی سال ۱۸۰۶ از طریق چارلز(شاه) پنجم و دیگران اداره می کرد. رّد پای این خانواده برمی گرد به ریشه ی املاکی در سوئیس بنام هابزبورگ که درسال ۱۰۲۰ ساخته شده بود. هاپسبورگ بخش جداناپزیری از Priory of Sion (اسم واقعی و تخیلی که به گروه های مختلف داده می شد و یا به عبارت دیگرPrieure de Sion) می باشد. بسیاری از محققین (منظور مذهبی است – مترجم) بر این باورند که پادشاه هاپسبورگ اسپانیا، فیلیپ، پادشاه دنیا در بیت المقدس خواهد شد. هابزبورگها از طریق پسر دوم (آرچیبالد دوم-Archibald II) امپراطوری مقدس روم، فردریک بارباروسا (Frederick Barbarossa) به روتسچیلدها وابسته اند.
خانواده روتسچیلد – پیشوایان علم ارواح، فراماسیونری و شوالیه های وابسته به معبد – در رأس هردو روشن بینان اشرافیت و هشت خانواده کارتل بانکی نشستند. این خانواده انباشت ثروت کلان خودرا برای قرنها از انتشار اوراق قرضه ی جنگ به سپاهان اشراف، از جمله به خانواده های ویندسور انگلیسی، بوُبوُنز فرانسوی، وان تورن آلما نی و تاَکسیز (Taxis)، ساووائی (Savoys) ایتالیائی و ها پسبورگ اتریشی و اسپانیائی به دست آوردند. این هشت خانواده هم چنین با اعضای خاندان سلطنتی نیز وصلت می کردند.
دیوید آیک معتقد است که روتسچیلدها در رأس پادشاهان ابلیس انوناکی قراردارند، «آنها پادشاهان اروپائی را بدهکار خود کرده بودند و این شامل سلسله ی اشرافیون سیاه پوست، خانواده هاپسبورگ که امپراطوری مقدس روم را برای ۶۰۰ سال فرمانروائی می کردند، می شدند. خاندان روتسچیلد هم چنین کنترل بانک انگلیس را دراختیار دارند. اگر جنگی درمیان باشد، خاندان روتسچیلد در پشت آن قرار می گیرند، کشمکش ایجاد می کنند و بعد هردو طرف را پشتیبانی مالی می کنند.» (۱۸ )
خاندان روتسچیلد و واربرگ ازسهامداران اصلی بانک قرضه (Bundesbank) آلمان می باشند. خاندان روتسچیلد بزرگترین بانک ژاپن یعنی بانک تضمینی نومورا (Nomura Securitie) را از طریق مناسبات ما بین ادموند روتسچیلد و سوناٌ اوکومورا (Tsunao Ocumura) صاحبند. خاندان روتسچیلد از ثروتمندترین و قدرتمند ترین خانواده ها در جهان بشمار می روند. طبق گفته ی تعدادی زندگی نامه نویس، بیش از نیمی از آخرین نسل از فرزندان روتسچیلد از طریق وصلت میان خود خانواده صورت گرفته، واین احتمالاً به خاطر حفظ نام قرن پانزدهم خود یعنی سن گریل (Sangreal) می باشد. (۱۹ )
مُهر بزرگ ۱۷۸۲ ایالات متحده آمریکا با نماد روشن بینان حک شده است. و هم چنین پشت سکه یک دلاری اندوخته ی فدرال (Federal Reserve) که توسط فراماسیونرها طراحی شده است. هرم سمت چپ نشان دهنده ی مصر می باشد – احتمالاً فضای برج دیدبانی/منبع انرژی به سوی انوناکی – که فراعنه درساختمان اهرام نظارت می کردند.
هریک از آنها نماد مهمی برای روشم بینان بانکدار می باشد. آنها مجموعه ی سه تائی را بکار می برند، سه جانبه و سه وجهی (معتقد به وجود سه کالبد در خدای واحد یا سه گانه) (Trinity) که برای ایجاد جامعه ای که توسط نخبگانی چند ریاست شود – هم چنانکه بانک هرم نمایان می شود. جامعه ی مرموز برادری با مار (Brotherhood of Snake) ترینیتی ی الهه ی حاصلخیزی (Isis)، Osirus و Horus- را پرستش می کنند، کسی که ممکن است از فرزندان انوناکی بوده باشد. این جامعه مرموز مفهوم وجود سه اقنوم درخدای واحد (Trinity) را در میان مسیحیان (پدر، پسر و روح القدس)، هندو( Hendus) (برهما، شیوا و کریشما) و ادیان بودائی (بودا، داروما و سانقا) رایج کرد. (۲۰ )
چشم حیوانی خزنده نمایان دربالای هرم، تصویر شده برروی اسکناس یک دُلاری تماماً- چشم روشنا ئی افغان می باشد که به طور متناوب به نظم و ترتیب خاص شناخته شده است- نام ها اقتباس شده از جانب اِسکال اَند بونز(Skull & Bones، جامعه ی مرموزیست که سران و بلند پا یگان آمریکائی مثل پرزیدنت بوش در آن مخفیانه عضوند- مترجم)، Germanorder و جامعه جیِسون می باشد. (۲۱ ). ذره بینی رابردارید و نگاهی به مردمک چشم بیاندازید. تصویر یک بیگانه را در داخل مردمک چشم خواهید دید. من در اینجا شوخی نمی کنم.
Novus Ordo Seclorum (در لاتین به معنای “New Order if the Ages” می باشد) در زیر هرم به نظر می رسد، انوت کوُائپتیس (Annuit Coeptis). چارلز تامسون در سال ۱۷۸۲ طرح چشم داخل مثلثی را در بالای هرم قرار دارد را ریخت در بالای چشمی که همه چیز را مّد نطر دارد دیده می شود. انوت کوُئِپتیس یعنی “شاید یا ای کاش او برکوشش های ما لبخند بزند (عملکرد بزرگ عصر)”. بالای سر عقاب در سمت راست یاد داشت نوشته شده، کلمات لاتینی E Pluribus Unum به معنی “Out of Many One” به چشم می خورد. در چنگال عقاب ۱۳ نیزه و ۱۳ شاخه ی زیتون دیده می شود، در حالیکه ۱۳ ستاره در بالای سر عقاب به چشم می خورد. آمریکا با ۱۳ مستعمره تأسیس شد. جکس مولاِی (Jaques de Molay)، عضو جمعیت فراماسیونری در روز جمعه سیزدهم اعدام شد.
شماره های ۳، ۹، ۱۳، و ۳۳ برای جوامع مرموز قابل توجه اند. گفته شده است که فراماسیون ۳۳ درجه به روشن بین اشرافی تبدیل خواهد شد. طبق نظر ویلیام کوُپر، محققی که درگذشته است، گروه بیلدربرگر(Bilderberger)، سیاست قدرتمندی در کمیته ی ۱۳ نفره دارد. این یکی از سه کمیته ی ۱۳ نفره است که به پرنس برن هارت (اخیراً تا زمان مرگش) پاسخگو بود – کسی که عضو خانواده هاپسبرگ و رهبر اشرافیت سیاه بود. کمیته ی مصلحت اندیشی بیلدربرگ به محفل میز گرد ۹ نفره روتسچیلد پاسخگوست. (۲۲ )
Nots:
[1] “The Secret Financial Network Behind ‘Wizard’ George Soros”. William Engdahl. Executive Intelligence Review. ۱۱- ۹۶
[۲] Rule by Secrecy: The Hidden History that Connects the Trilateral Commission, the Freemasons and the Great Pyramids. Jim Marrs. HarperCollins Publishers. New York. 2000. p.83
[3] Ibid. p.89
[4] Fourth Reich of the Rich. Des Griffin. Emissary Publications. Pasadena, CA. 1978. p.77
[5] The Robot’s Rebellion: The Story of the Spiritual Renaissance. David Icke. Gateway Books. Bath, UK. 1994. p.195
[6] Ibid
[7] Dope Inc.: The Book that Drove Kissinger Crazy. The Editors of Executive Intelligence Review. Washington, DC. 1992. p.264
[8] Ibid. p.538
[9] Dope Inc.
[10] Ibid
[11] Ibid
[12] Marrs
[13] Icke. p.148
[14] Bloodline of the Holy Grail. Laurence Gardner. Element Books, Inc. Rockport, MA. 1996
[15] Holy Blood, Holy Grail. Michael Bagent, Richard Leigh and Henry Lincoln. Dell Publishing Company New York. 1983
[16] Icke.
[17] Behold a Pale Horse. William Cooper. Light Technology Press. Sedona, AZ. 1991. p.79
[18] Children of the Matrix. David Icke. Bridge of Love Publishing. Scottsdale, AZ. 2000.
[19] Marrs. p.71
[20] Icke. 1994. p.42
[21] Ibid. p.71
[22] Cooper

************************************************************************************

کارتل فدرال ریزرو: یک انگل مالی دین هندرسون ـ بخش چهارم

 پدر مؤسس اتحاد فدرالیست جهانی، پال واربرگز(Paul Warburgs)، پسر او جیمز واربرگز، با کمک برادران برا ُن (Brown) و شریکی بنام هَریمن پرسکات بوش ((Harriman Prescott Bush به هیتلر کمک مالی می کردند.(۱ ) سرهنگ اِلی گاریسون (Ely Garrison)، دوست نزدیک هردو رئیس جمهور، تدی روزولت و وودرو ویلسون ((Woodrow Wilson بود. گاریسون به روزولت ، ویلسون و فدرال ریزرو نوشت: “پال واربرگز، کسی بود که قانون فدرال ریزرو را بعد از طرح آلدریچ (Aldrich Plan) بوجود آورد که در نتیجه محرک خشم و مخالفت در سراسر کشور شد. متفکر و ابداع کننده ی این طرح بارون آلفرد روتسچیلد از لندن بود.” طرح آلدریچ در سال ۱۹۱۰ ، در جلسه ی ملاقاتی ومحرمانه ای در پناهگاه خصوصی جی پی مورگان (J. P. Morgan)، واقع در جزیره ی جکیل (Jekyll Island) مابین نایب راکفلر، نلسون آلدریچ (Nelson Aldrich) و پال واربرگ از سلسله بانکداری واربرگ آلمان صورت گرفت. آلدریچ از نیویورک و عضو کنگره آمریکا بعداً با خانواده ی راکفلر وصلت کرد. پسر او، وینتروپ آلدریچ ((Winthrop Aldrich به پست ریاست بانک چیس منهتن ((Chase Manhattan نائل شد. در حالیکه بانکداران ملاقات می کردند، سرهنگ ادوارد هاوُس (Edward House)، یکی دیگر از دست نشاندگان راکفلر و رازدار نزدیک وودرو ویلسون، پرزیدنت، مشغول متقاعد کردن پرزیدنت از اهمیت ایجاد یک بانک مرکزی خصوصی و ابداع مالیات بردرآمد ملی بود. یک عضو کاخ بریتانیا، پرمیندکس شانزدهم (Mil Permindex)، مورداعتمادژنرال جولیوس کلاین (Julius Klein) بود.(۲ ) لازم نبود که ویلسون اینقدر قانع شود، زیرا او مد یون معدن مس کلیولند داج (Cleveland Dodge) بود. شرکتی که با نام فلپس داج (Phelps Dodge) به یکی از بزرگترین شرکتهای استخراج معدن در دنیا تبدیل شده بود. داج از نظر مالی فعالیتهای سیاسی ویلسون را حمایت می کرد. ویلسون حتی مراسم تحلیف خودرا برروی کشتی بادبانی داج انجام داد. (۳ ) ویلسون با هر دو داج و سایروس مک کورمیک (Syrus Mc Cormick) در دانشگاه پرینستون همکلاسی بود. هر دو نفر آنها مُدیر بانک ملی راکفلر (Rockefeller’s National City Bank) بودند که اکنون سیتی گروپ نامیده می شوند. تمرکز اصلی ویلسون غلبه بر بی اعتمادی عمومی مردم نسبت به بانکداران بود که شهردار نیویورک جان هایلن (John Hylan) در سال ۱۹۲۲ ، پژواک می داد و استدلال می کرد درمورد اینکه : “تهدید واقعی به جمهوری ما دولت نامرئی ایست که مانند اختاپوس غول پیکر با هرزگی بازوهای خودرا بدور شهر، دولت و ملت ما پیچیده است. در رأس آن، یک گروه کوچک از خاندان بانکی قرار دارد که به طور کلی به عنوان خاندان بین المللی بانکداران منتسب ما خطاب می شوند.” (۴ ) اما این هشت خاندان غالب شدند. در سال ۱۹۱۳ بانک فدرال ریزرو پا به عرصه ی وجود گذاشت که پال واربرگ اولین والی و فرمانفرمای آن بود. چهار سال بعد ایالات متحده وارد جنگ جهانی اول شد، بعد از اینکه جامعه ی نامرئی ومحرمانه ای بنام دست سیاه (Black Hand)، آرشیدوک فردیناند (Archduke Ferdinand) و همسرش، هابزبورگ (Habsburg) را به قتل رساند. دوست آرشیدوک (Archduke)، کونت سزرین ((Count Czerin بعدها گفت: “یک سال قبل از وقوع جنگ او به من اطلاع داد که فراماسونها پس از مرگ او مسئله را حل و فصل کردند.” (۵ ) درسال ۱۹۲۰، بارون ادموند روتسچیلد، کمیسیون اقتصاد فلسطین را تأسیس کرد. درحالی که، دفاتر کوهن لوئب واقع در منهتن به روتسچیلد برای تشکیل شبکه ی قاچاق سلاح که برای جوخه های مرگ صیهونیستی فراهم می شد، به منظور تصرف اراضی فلسطین کمک کرد. جنرال جولیوس کلاین این فعالیت را نظارت می کرد و در رأس ضد اطلاعات ارتش آمریکا که بعدها هنری کیسینجررا تولید کرد، قرار داشت. کلاین طرح مارشال به اروپا را در فلسطین به سلولهای ترور صیهونیستی پس از جنگ جهانی دوم معطوف کرد، وجوه را از طریق مؤسسه ی سانه بورن ((Sonneborn که توسط نجیب زاده ای از شرکت کمیکال مگنت رودالف (Chemical Magnet Rudolph)، واقع دربالتیمور (نیویورک) کنترل می شد، کانالیزه کرد. همسر او دُروتی شف (Dorothy Schiff) ازبستگان واربرگ می باشد. (۶ ) خاندان کوهن لوئب با خاندان واربرگ به منهتن آمدند. در همان زمان خاندان برانفمنز (Bronfmans) به عنوان بخشی از کمیته ی مستعمره سازی یهودی متعلق به موسی مانتفیور (Moses Montefiore) وارد کانادا شدند. از قرن سیزدهم به این طرف، خاندان مانتفیور کارهای نامشروع و غیرقانونی اریستوکراسی جنواِ (Genoese، شهرک بندری کوچکی در شمال غربی ایتالیا) را انجام می دادند. خاندان اسپودافوراس (de Spodaforas) این وظیفه را برای خاندان ایتالیائی ساوی (Savoy) انجام دادند، که پشتوانه ای شد توسط موسی اسرائیل سیف (Israel Moses Seif) که از این طریق اسرائیل نام گذاری شد. لورد هارولد سباگ مانتفیور (Lord Harold Sebag Montefiore) در حال حاضر ریاست بنیاد اورشلیم را به عهده دارد، که شاخه ی صیهونیستی شوالیه های سینت جان اورشلیم (St. John Jeruslem) می باشد. برانفمن (Bronfman، در زبان یهودی، به معنی “الکل فروش” یا “liquor man” می باشد) با ارنولد روتشتاین (Arnold Rothstein)، که محصول امپراطوری مخوف روتسچیلد می باشد، درارتباط تنگاتنگی جرائم سازمان یافته در نیویورک را بوجود آورد. روتشتاین (Rothstein) موفقیت خود را توسط – لاکی لوچیانو (Lucky Lu Ciano)، مِری لنسکی (Mary Lansky)، رابرت وسکو (Robert Vesco) و سانتوس ترافیکانته (Santos Trafficante) بدست آورد. خاندان برانفمن با خاندان روتسچیلد، کوهن لوئب و لامبرتس (Lamberts) وصلت کردند. (۷ ) در سال ۱۹۱۷ نیز شاهد اضافه شدن متمم ۱۶ به قانون اساسی ایالات متحده ی آمریکا بودیم، که تحمیل مالیات بردرآمد آنجام گرفت. هر چند این قانون فقط توسط دوایالت از ۳۶ ایالت مورد نیاز به تصویب رسید. آی آر اس (Internal Revenue Service, IRS، آمریکائیها این قدر از این سازمان مخوف وحشت دارند که معتقدند “ایستادن به طریق لخت مادر زاد مقابل شیر درنده وحشتش کمتر از این است که IRS به سراغ شما بیآید”، مترجم) اداره مالیات، یک شرکت خصوصی ثبت شده در ایالت دلاوار (Delaware) می باشد. (۸ ) چهار سال پیش از آن بنیاد راکفلر، خود را به سپر ثروت خانواده خود از مفاد درآمد مالیاتی جدید مبدل ساخت. در حالیکه، افکار عمومی را از طریق مهندسی اجتماعی هدایت کرد. یکی از شاخکهای حساس آن هیئت آموزش و پرورش عمومی بود که ایجاد کرده بود. در نامه ی گاه به گاه شماره یک این هیئت خاطرنشان می شود: “در رویاهایمان ما دارای منابع بی حد و حصر هستیم و مردم با آرامی کامل خود را به دستهای توانای ما واگذار می کنند. میثاق های حاضر آموزش و پرورش از ذهن آنها محو می گردد و بدون قید از سنت، با حسن نیت خوبمان بر روی قوم سپاسگزار و پاسخگو کار می کنیم. این افراد را و یا هر یک از فرزندان آنها را نباید به فیلسوف یا تحصیل کرده و یا دانشمند علوم درآوریم…..که ما خود منبع فراوانی از آن داریم.” (۹ ) اگر چه اکثر آمریکائیها فدرال ریزرو را یک نهاد دولتی می پندارند، این یک نهاد کاملاً خصوصی است که توسط هشت خاندان عظیم و معروف تصاحب شده است. سرویس مخفی نه توسط قوه ی مجریه ، بلکه توسط فدرال ریزرو بکار گمارده شده است. (۱۰ ) تبادل بین سناتور ادوارد کندی (دمکرات – ماساچوست) و پال والکر ((Paul Volcker، رئیس بانک فدرال، در جلسه ی استماع سنا در سال ۱۹۸۲ بسیار آموزنده است. کندی می بایست مثل برادر بزرگترش جان فکر کرده باشد که به والکر گفت که اگر او به عنوان عضو کمیته وزارت خزانه داری آمریکا قرار می گرفت، همه چیز متفاوت می بود. والکر که سیگار برگش را دود می کرد با تحکم گفت: “که احتمالاً درست است. اما من اعتماد دارم که آنرا به عمد طراحی کرده اند.” (۱۱ ) لی همیلتون، نماینده ی دمکرات (ایالت ایندیانا) به طریق زیر به والکر گفت که “مردم درک می کنند که آنچه که هیئت شما انجام می دهد تأثیر بسیار عمیقی بر کیف پول آنها دارد، و در عین حال اینکه همین هیئت گروهی از مردم هستند که اساساً غیر قابل دسترسی بوده ودیگر اینکه عاری از احساس مسئولیت نسبت به مردم می باشند.” پرزیدنت ویلسون گفت: “یک قدرتی چنین سازمان یافته، به طوری کامل و بسیار فراگیر، بهتر است زمانی که از محکومیت آنها صحبت به میان می آید حد را نگهدارند.” چارلز لیندبرگ (Charles Lindberg)، نماینده ی دمکرات (نیویورک) بی پرده تر بود، او با سرزنش علیه قانون فدرال ریزرو که توسط ویلسون گذرانده شده بود و به طرز زیرکانه ای “لایحه قانونی مردم” را تفویض کرده بود، صحبت کرد. لیندبرگ اعلام کرد که این قانون “…..غول پیکر ترین اتحادیه شرکتها را بر روی کره زمین مستقر می سازد….هنگامی که پرزیدنت این قانون را امضاء کند، دولت نامرئی توسط قدرت پولی مشروع جلوه دار می گردد. هروقت که این اتحاد شرکتها خواهان تورم باشند، قانون تورم را بوجود خواهد آورد. از این به بعد، افسردگی ها به طور علمی بوجود خواهد آمد. دولت نامرئی توسط قدرت پولی تثبیت شده است و توسط توان مالی اتحاد این شرکتها مشروعیت قانونی پیدا خواهد کرد. مفهوم کل بانک مرکزی توسط همان گروهی طراحی شده بود که قرار بود از قدرت ساقط گردند.” (۱۲ ) بانک فدرال قبل از هر بانک آمریکائی ساخته شده است. اما، بانک فدرال ریزرو نیویورک، به موجب منابع عظیم سرمایه اش، بانک فدرال (Fed) را کنترل می کند. مرکز واقعی قدرت درداخل بانک فدرال، بازار باز فدرال (POMC, Federal Open Market Committee) است که درآن تنها، رئیس بانک فدرال نیویورک است که دارای یک کرسی رأی گیری دائم است. POMC در مورد سیاستهای پولی که از طبقه ی هشتم بانک فدرال نیویورک دستور صادر می کند، مثل دژی است به قیاس از بانک مرکزی انگلستان. (۱۳ ) درطبقه ی پنجم زیر زمینی ساختمان ۱۴ طبقه ی سنگی، مقدار ۱۰۳۰۰ تن طلای خالص (که بیشتر آن متعلق به آمریکا است) نهفته است. این مقدار برابراست با یک سوم کل طلای ذ خیره ی جهان و به مراتب بیشتر از طلای ذ خیره در هر نقطه ای ازجهان. (۱۴ ) دنیای پول به طور فزاینده ای کامپیوتری می گردد. با ابداع ابزار پیچیده ی مالی مانند نرخ مبادله (Derivatives)، حق خرید و فروش با پرداخت حق الزحمه (Options)، سپرده های بدون پشتوانه (Puts and Futures،)، توسط این هشت خاندان ، حجم معاملات مابین بانکی جهشی کوانتومی کرد. برای رسیدگی به این شرایط، بانک فدرال شاهراهی برای پاکسازی سیستم پرداختی مابین بانکی را که به نام CHIPS (Cleaning Interbank Payment System) ساخت که در نیویورک قرار دارد و مدلی است مانند Morgan’s Euro Clear (واقع در بلژیک) – هم چنین معروف به جانوروحشی( (Beastsمی باشد. هنگامی که بانک فدرال ریزرو بوجود آمد، پنج بانک نیویورکی به نامهای سیتی بَانک، چیس، بانک کمیکال، مانوفاکتور هانوور (Manufacturers Hanover) و اتحاد شرکتهای بانکی (Bankers Trust) را ایجاد کرد – %۴۳ سهام بانک نیویورک فدرال را در اختیار داشت. تا سال ۱۹۸۳ همین پنج بانک، %۵۳ سهام بانک نیویورک فدرال را در اختیار داشتند. تا سال ۲۰۰۰ سه بانک به نامهای سیتی گروپ، جی پی مورگان و دویچه بَانک در هم ادغام شدند و در نتیجه مقدار عظیم تری از سرمایه را تصاحب کردند، درست مثل جناح اروپائی آنها یعنی هشت خاندان عظیم بانکی. در مجموع آنها صاحب سهام اکثریت شرکت های فورچون ۵۰۰ (Fortune 500) شدند و بخش عمده ای از معاملات سهام و اوراق قرضه را انجام می دهند. تا سال ۱۹۸۵ آنها %۸۵ کلیه معاملات سهام (stock) را در اختیار خود داشتند. (۱۵ ) در واقع هنوز قدرتمند تر از همه بانکهای سرمایه گذاری (Investment Banks) هستند که نام بسیاری از این هشت خاندان عظیم بانکی را با خود حمل می کنند. پس از جنگ فالکلند (Falkland) در سال ۱۹۸۲ ، در حالی که روسای بانک مورگان سرپرستی مذاکرات میان انگلیس و آرژانتین را انجام می دادند، پرزیدنت ریگان قانون SEC415 را اعمال کرد. این قانون، به تحکیم تعهد اوراق بهادار که در دست شش بانک عظیم سرمایه گذاری( متعلق به هشت خاندان غظیم بانکی) قرار داشت انجامید: برادران سالومون (Salomon Brothers)، مرل لینچ (Merril Lynch)، مورگان استانلی (Morgan Stanley)، گولدمن ساکس (Goldman Sachs)، فرست بوستون (First Boston) و لیمن برادرز (Lehman Brothers). این بانکها در سالهای دهه ی ۸۰ و ۹۰ بطرز دیوانه واری به سمت ادغام و تحکیم هرچه بیشتر قدرت خود شدند. آمریکن اکسپرس (American Express) هر دو بانک لیمن برادرز – کوهن لوئب – که در سال ۱۹۷۷ باهم ادغام شده بودند – و شیرسن لیمن رودز (Shearson Lehman-Rhoades) را بلعید. بانک اسرائیلی موسی سیف درسوئیس ایتالیا( The Israel Moses Seif’s Banca de la Svizzerra Italiana)، %۷ سهام لیمن برادرز را خرید (۱۶). برادران سالومون بانک فیلبرو (Philbro) را از خاندان اوپن هایمر (Oppenheimer) آفریقای جنوبی قاپید و سپس، بانک اسمیت بارنی (Smith Barney) را خرید. بعداً هر سه بانک به بخشی از تراولرز گروپ ( (Travelers Group تبدیل شدند که ریاست آنرا ساَندی ولز (Sandy Wells) از خانواده دیوید ویلز به عهده داشت. دیوید ویلز همچنین کنترل لازارد فررِس (Lazard Freres) را از طریق شریک ارشد ش، مایکل دیوید ویلز در اختیار داشت. سپس سیتی باَنک، بانک تراولرز را خریداری کرد تا سیتی گروپ اس جی واربرگ (City Group S. G. Warburg) را بوجود آورد که از آن Oppenheimer’s Chartered Consolidated صاحب %۹ سهام می باشد. و بعد این ادغام بانکی عظیم به Old Money Banque Paribas پیوست – که در سال ۱۹۸۴ با مرل لینچ ادغام شده بود. یونیون بانک سوئیس (Union Bank)، بانک پین وبر (Paine Webber) را به چنگ آورد در حالی که، مورگن استانلی، دین ویتر (Dean Witter) را قورت داد و کارت اعتبار ی دیسکاور (Discover Credit Card) را از سیرز (Sears) خریداری کرد. کوهن لوئب – کنترل فرست بوستون (First Boston) را داشت که با کردیت سوئیس (Credit Suisse) ادغام شد که خود هم اکنون وایت ولد (White Weld) را به چنگ آورده بود – بازی کن اصلی بازار باند یورو لندن (London Eurobond Market) می باشد. مرل لینچ – در سال ۲۰۰۸ با بانک آمریکا (Bank of America) ادغام شد – بازی کن اصلی ایالات متحده در این تجارت است. شرکت بانکداری سوئیس (Swiss Banking Corporation) با بزرگترین بانک سرمایه گذاری لندن، اس جی واربرگ (S. G. Warburg) ادغام شد تا اس بی سی واربرگ را ایجاد کند در حالی که، واربرگ با مرل لینچ از طریق به چنگ آوردن سپرده های محصور مرکوری (Mercury Assets Tie up) درهم تنیده بودند. واربرگ ها مبادرت به سرمایه گذاری دیگری را با یونیون بانک سوئیس انجام دادند که از آن بانک قدرتمندی بنام یو اس بی واربرگ (USB Warburg) بوجود آمد. بانک دویچه، اتحاد شرکتهای بانکی (Banker’s Trust) را خرید و الکس براُن (Alex Brown) به اختصار به بزرگترین بانک جهان با دارائی ۸۸۲ میلیارد دلار تبدیل شد. با لغو قانون گلاس استیگال (Glass – Steagal)، خط مابین سرمایه گذاری، بانکداری تجاری و خصوصی ناپدید شد { قانون گلاس استیگال در ۱۶ ژوئن سال ۱۹۳۳ توسط دو سناتور آمریکائی به نامهای Garter Glass (دمکرات- ویرجینیا) و Henry B. Steagal به تصویب رسید. این قانون (FDIC, Federal Deposit Insurance Corporation) را در آمریکا برقرار کردند که درواقع رفرمی به نفع مصرف کننده بود، مترجم }. این تعداد از بانکهای سرمایه گذاری، کنترل بسیار زیادی را بر اقتصاد جهانی اعمال می کنند. فعالیت آنها شامل موارد زیر مثل مشورت در مذاکرات بدهی های کشور های پیرامونی (جهان سوم)، انجام ادغام، تفکیک یا انحلال، ایجاد شرکتهائی برای پرکردن خلاء اقتصادی از طریق اقدام به عرضه ی اولیه سهام عمومی (IPOS)، تعهد تمام سهام، تعهد صدور اوراق قرضه (Bond) تمام شرکتها و دولتها، و کشیدن ارابه به طرف سرازیری جاده ی خصوصی سازی و جهانی شدن اقتصاد جهان. رئیس اخیر بانک جهانی جیمز ولفنزان (James Wolfensohn) از بانک سالومون اسمیت بارنی (Salomon Smith Barney) آمده بود. مرل لینچ در سال ۱۹۹۴ ، ۴۳۵ میلیارد دلار دارائی داشت. این دارائی ها قبل از ادغام شدنهایش بود. بزرگترین بانک تجارتی، سیتی بانک در آن زمان فقط می توانست ادعای داشتن ۲۴۹ میلیارد دلار دارائی را داشته باشد. در سال ۱۹۹۱ ، مرل لینچ ۲۶٫۸% تمام ادغام های بانکی جهان را انجام داد. مورگان استانلی ۱۶٫۸% ، گولدمن ساکس ۱۶٫۳% ، لیمن برادرز ۱۶٫۱% و کردیت سوئیس فُرست بوستون ۱۴٫۵% را انجام داد. تا سال ۱۹۸۹ ، مورگان استانلی مبلغ ۶۰ میلیارد دلار در ادغام شدن شرکتها دست داشت. تا سال ۲۰۰۷ انعکاس لغو قانون گلاس استیگال، ده تا از بهترین مشاوران مدل جدید (New Model Advisers) را به قرار زیر ارائه داد: گولدمن ساکس، مورگان استانلی، سیتی گروپ، جی پی مورگان چیس، لیمن برادرز، مرل لینچ، یو بی اس واربرگ، کردیت سوئیس، دویچه بانک و لازارد. در زمینه ی Initial Public Offering (IPO), stock underwriting {روندیست که بانکداران سرمایه گذاری، سرمایه را برای سرمایه گذاری به نمایندگی از جانب شرکتها و دولتهائیکه اوراق بهادار را صادر می کنند (هر دو سهام و بدهی) را افزایش می دهند}، برای سال ۱۹۹۱ ، چهارتا از بزرگترین آنها: گولدمن ساکس، مرل لینچ، مورگان استانلی و سی اس بوستون بودند. در عرصه ی خصوصی سازی جهان برای سالهای ۱۹۸۵ تا ۱۹۹۵ ، گولدمن ساکس با انجام ۱۳٫۳ میلیارد دلار ارزش، از همه پیشی گرفت. یو بی اس واربرگ مبلغ ۸٫۲ میلیارد دلار را در معاملات خصوصی سازی به جیب زد. (۱۷ ) در سال ۲۰۰۶ ، بانک بی ان پی پَری باس بانک بدنامی بنام بانک ملی کارBanca Nacionale de Lavoro (BNL) را خرید که این بانک به اتهام مسلح کردن صدام حسین بد نام شده بود. طبق گزارش سازمان مالی جهانی، (Global Finance)، در حال حاضر بی ان ال از بزرگترین بانکهای جهانی است که نزدیک به ۳ تریلیون دلار دارائی آن می باشد. بزرگترین بانکهای طلبکار از دولت آمریکا همان نام های آشنا می باشند. مرل لینچ ۷۴٫۲ میلیارد دلار از بدهی های دولت آمریکا را در بازار بدهی هایش تقبل کرد که در واقع ۱۵٫۳% از کل بدهی های این کشور می باشد. لیمن برادرز عهده دار ۵۲٫۵ میلیارد دلار از بدهی ها شد. مورگان استانلی ۴۷٫۴ میلیارد دلارو سالمون اسمیت بارنی ۴۵٫۶ میلیارد دلار. سی اس بوستون، چیس منهتن و گولدمن ساکس در مجموع در میان هفت تا از بزرگترین آنها بودند. همان سال، گولدمن ساکس، مرل لینچ و یو اس بی پین وبر (USB Pain Weber) سه تا از بزرگترین شهرداریها را مقروض خود کردند. در بازار یورو در سال ۱۹۹۵ ، چهار بانک بزرگ که عهده دار بدهی ها شدند، به ترتیب، یو اس بی واربرگ، مرل لینچ، دویچه بانک و گولدمن ساکس بودند. (۱۸ ) شعبه ی دویچه بانک، گرنفل (Grenfell) تصاحب شرکتهای بزرگ اروپا را طرح ریزی کرد. بازی کن غالب در آینده ی بازار بورس نفت نیویورک و بازار بورس نفت لندن، مورگان استانلی دین ویتر (Morgan Stanley Dean Witter)، گولدمن ساکس (از طریق شرکت فرعی خود، جی آرون و کمپانی، J. Aron & Company)، سیتی گروپ (از طریق واحد خود، فیلبرو، Philbro) و دویچه بانک ( از طریق احتساب اتحاد شرکتهای بانکی خود) خواهند بود. در سال ۲۰۰۲ ، شرکت انرون (Enron on line، که یکی از هفت شرکتهای عظیم انرژی جهان بود) توسط دادگاه ورشکستگی به مبلغ صفر دلار به حراج گذاشته شده بود که یو اس بی واربرگ آنرا تصاحب کرد. یو اس بی قرار شد سود انحصار انرون آن لاین را با لیمن برادرز بعد از دوسال اول قرارداد تقسیم کند. (۱۹ ) با ورشکست شدن لیمن برادرز در سال ۲۰۰۸ ، صاحب جدیدش، بارکلیز (Barclays)، سهمیه خود را دریافت خواهد کرد. پس از شکست مفتضحانه ی لیمن برادرز و متعاقب آن، بحران مالی سال ۲۰۰۸ ، چهار تا از عظیم ترین بانکها، حتی بزرگتر هم شدند. جی پی مورگان چیس برای هر یک دلار یک سنت پرداخت تا بیر اِشترنز (Bear Stearns) و واشنگتن میوچوال (Washington Mutual) را تصاحب کند. بانک آمریکا، مرل لینچ و کانتری واید (Countrywide) را مصادره کرد. و ولزفارگو (Wells Fargo)، کنترل بر وضعیت وخیم پنجمین بانک آمریکا، واکوویا (Wachovia) را اختیار کرد. بارکلیز در یک معامله ی بسیار جذ اب، باقیمانده ی لیمن برادرز را به چنگ آورد. رئیس سابق کمیه ی بانکداری رایت پاَتمن (Wright Patman، دمکرات از ایالت تگزاس) به هشت خاندان عظیم که از صاحبان فدرال ریزرو هستند، اعلام کرد، “امروز ایالات متحده ی آمریکا در واقع دو دولت دارد. ما به موقع دولت را تشکیل دادیم. سپس ما یک دولت مستقل، غیر قابل کنترل و نا هماهنگ در سیستم فدرال ریزرو داریم، به طوری که قدرت پولی ای را اعمال می کند که توسط قانون اساسی، ذخیره ایست برای کنگره آمریکا.” (۲۰ ) از زمانیکه فدرال ریزرو ایجاد شد، بدهی ایالات متحده آمریکا (که اکثراً به هشت خاندان عظیم بانکی است) به طرز سرسام آوری از یک میلیارد، امروز به بیش از ۱۴۰۰۰ میلیارد دلار رسیده است. (که این مبلغ فقط بدهی دولت می باشد و نه بخش خصوصی – مترجم). این مقدار بدهی به مراتب بیشتر از کل بدهی های کشورهای جهان سوم است، آن نوع بدهی ای که به همان هشت خاندان عظیم بانکی دارد که اکثراً صاحب بانکهای مرکزی جهانند. همان طور که سناتور بری گولدواتر (Barry Goldwater، دمکرات از ایالت اریزونا) اشاره کرد، ” بانکداران بین المللی با گسترش اعتبار به دولت پول می سازند. هر چقدر که بدهی دولت سیاسی بیشتر باشد، بازده بهره به وام ها بیشتر خواهد بود. بانکهای ملی اروپا نیز تحت مالکیت و کنترل منافع خصوصی است. ما به طریق مبهم و مه آلودی تصدیق می کنیم که روتسچبلد و واربرگ اروپا و بانک جی پی مورگان، کوهن لوئب و کمپانی، شف، لیمن و راکفلر صاحب و کنترل کننده ی ثروت عظیمی هستند. چگونه به این قدرت عظیم مالی دست پیدا کردند و آن را بکار می گمارند، رمز و رازیست برای همه ی ما.” (۲۱ ) [۱] Behold a Pale Horse. William Cooper. Light Technology Press. Sedona, AZ. 1991. p.81 [2] Dope Inc.: The Book that Drove Kissinger Crazy. The Editors of Executive Intelligence Review. Washington, DC. 1992. [3] Democracy for the Few. Michael Parenti. St. Martin’s Press. New York. 1977. p.67 [4] Descent into Slavery. Des Griffin. Emissary Publications. Pasadena 1991 [5] The Robot’s Rebellion: The Story of the Spiritual Renaissance. David Icke. Gateway Books. Bath, UK. 1994. p.158 [6] The Editors of Executive Intelligence Review. p.504 [7] Ibid [8] Ibid [9] Ibid. p.77 [10] “Secrets of the Federal Reserve”. Discovery Channel. January 2002 [11] The Confidence Game: How Un-Elected Central Bankers are Governing the Changed World Economy. Steven Solomon. Simon & Schuster. New York. 1995. p.26 [12] Icke. p.178 [13] Solomon. p.63 [14] Ibid. p.27 [15] The Corporate Reapers: The Book of Agribusiness. A.V. Krebs. Essential Books. Washington, DC. 1992. p.166 [16] The Editors of Executive Intelligence Review. p.79 [17] “Playing the Middle”. Anita Raghavan and Bridget O’Brian. Wall Street Journal. 10-2-95 [18] Securities Data Corporation. 1995 [19] CNN Headline News. 1-11-02 [20] The Rockefeller File. Gary Allen. ’۷۶ Press. Seal Beach, CA. 1977. p.156 [21] Rule by Secrecy: The Hidden History that Connects the Trilateral Commission, the Freemasons and the Great Pyramids. Jim Marrs. HarperCollins Publishers. New York. 2000. p.77 www.deanhenderson.wordpress.com

************************************************************************************************

انباشت سرمایه از طریق جنگ

سلسله مقالات (پنجمین) از دین هندرسون، دوم نوامبر 2011

(اسنادی از انحصارات نفتی و بانکداران عظیم آنها در خلیج فارس: چهارتا از عظیم ترین آنها، هشت خاندان عظیم و سازمان اطلاعاتی جهانی آنها، مواد مخدر و شبکه ی ترور وابسته به آنها).

از نشریە رنجبر، شمارە ٨٠: در روز 19 مارس 2003 ، در ساعت 9:30 دقیقه بعد از ظهر به وقت شرق آمریکا در سومین هفته ی ماه سوم، از سال سوم، هزاره ی جدید، مافیای نفتی محفل اشرافیت مدعی روشن گری (Illuminati)، تحت عنوان عملیات آزادی عراق (Operation Iraqi Freedom) به عراق حمله ور شد.

تجاوز توسط نیروهای آمریکا و انگلیس صورت گرفت. اسرائیلی ها اطلاعات دقیق را هر لحظه در تمام طول جنگ در یافت می کردند. وقتی که پرزیدنت بوش در تلویزیونها ظاهر شد که این تجاوز را اعلام کند، در پشت او پرچم سیاه و سفیدی با عقابی که 13 نیزه در چنگالش بود قرار داشت- که نمایان گر نیزه ی تقدیر هابزبرگ (Habsburg Spear of Destiny) بود. اسپانیا- که پادشاهش شاهزاده فلیپ از خاندان هابزبرگ است- به “ائتلاف راغب” (Coalition of the Willing) برای تجاوز پیوست.

اولین هدف نیروهای مهاجم محاصره میدانهای نفتی رومیلا (Rumaila) در جنوب این کشور بود. بزودی میدانهای نفتی کرکوک نیز واقع در شمال کشور تحت کنترل قرار گرفت. تمام صحبتهائی که قبل از جنگ در مورد وجود سلاح های کشتار جمعی در عراق جریان داشت هیچ کدام به حقیقت نپیوست. در ماه می سال 2003 ، گروهی از مقامات اطلاعاتی سابق، دولت بوش را متهم به اخبار اطلاعاتی دروغ در مورد سلاح های کشتار جمعی (WMD) کردند. 9 نفر از اعضای طرح های ویژه پنتاگون به تحریف اطلاعات، بنام دسیسه و توطئه (Cabal) متهم شدند.

ناشی از تفکر صیهونیستی تحت معاونت وزیر دفاع، پال ولفوویتز (Paul Wolfowitz)، دسیسه و توطئه ، سازمان “سیا” را جبرا وادار به ارائه ی اطلاعات ویرایش شده به بوش و کاخ سفید کرد. 9 نفر از اعضایش از شاگردان لئو اشتراوس ((Leo Strauss، استاد دانشگاه شیکاگو، قسمت علوم سیاسی بودند، کسی که مشاور رساله ی (تز) پال ولفوویتز بود و زمانی نوشت: “که آثار فیلسوفان باستانی عمدتاً حاوی معانی محرمانه پنهانی است که معنایشان تنها توسط مشتی چند می تواند درک شود….که هشدار می دهد که احتمال این که زندگی سیاسی ارتباط نزدیکی با نیرنگ یا اغفال داشته باشد امکان پذیر است….”

تجاوز به عراق هیچ ربطی به صدام یا سلاح های کشتار جمعی (WMD) نداشت. به نظر یکی از مقامات عالی رتبه دولت بوش، “بعد از جنگ جهانی دوم از نظر استراتژیک ما فکر می کردیم که مناطق صنعتی کلیدی اروپاست که می بایست تحت کنترل غرب باشد…اگر شما به همان طریق شروع به فکر کردن در مورد خاورمیانه بکنید، عراق در صف مقدم قرار می گیرد، به دلیل این که محل پیوندهای ناگسستنی نفت، آموزش و پرورش و جغرافیاست.” (1 )

مدیر ارشد آژانس امنیت ملی (National Security Agency) در دولت بوش و مسئول خاورمیانه و شمال آفریقا، الیوت ابرامز (Eliliot Abrams)- کسی که قبلاً در زمان پرزیدنت ریگان در افتضاح ایران/کانترا شرکت داشت- پیشنهادی را در دسامبر سال 2002 به تصویب رساند که خواستار کنترل نفت عراق توسط ایالات متحده آمریکا پس از سقوط رژیم صدام بود. کیم هولمز ((Kim Holms، دستیار وزیر امور خارجه، پیشنهادی برای خصوصی سازی اقتصاد عراق، از جمله شرکت ملی نفت عراق را داد. تحقیقات نویسندگانی مثل آریل کوهن (Ariel Cohen) و جرالد اُدریسکول ((Gerald O’Driscoll به این نتیجه رسیدند،…”روند خصوصی سازی باید گسترده، منظم و شفاف از شرکتهای دولتی، به خصوص جهت تجدید ساختار و خصوصی سازی در بخش نفت باشد.”

هم چنانکه پال مایکل ویبی (Paul Michael Whibey)- که قبلاً با مؤسسه با نفوذ مخزن فکری اسرائیل برای تحقیقات پیشرفته بود- معتقد است، “پس از صدام ما باید مقدار بسیار قابل توجهی از حجم اضافی تولید نفت را در عراق مشاهده کنیم. ذخائر نفت عراق احتمالاً برابر یا فراتر از عربستان سعودیست”. اعلامیه های پر آب و تابی در مورد این که این نفت موجود به مردم عراق منفعت می رساند تا اواسط آوریل به دست فراموشی سپرده شد و برعکس اعلام شد که بانک جهانی اداره نفت عراق را در طول مرحله ی بازسازی به عهده خواهد گرفت. بانکداران مطابق میل خودشان پول پرداخت خواهند کرد و شرکتها قرارداد بسیار چرب و نرمی را از درآمد حاصل از نفت عراق به چنگ خواهند آورد. برنامه ی حذف صدام حسین در مقاله ای در سال 1996 توسط عضو انجمن دفاعی بوش، ریچارد پرُل (Richard Perle) که از وابستگان نخست وزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو در آن زمان بود، طرح ریزی شد. این مقاله تحت عنوان دفاع از قلمرو نوشته شده بود. حتی زمان “تغییر رژیم” به جای تجاوز در مقاله ی پرُل برای توجیه استفاده شده بود.

پرُل (Perle) یک صهیونیست سرسختی بود که مجبور به استعفا شد چون به علت تضاد منافع مربوط به نقش خود به عنوان عضو هیئت مدیره مؤسسه ی ورشکسته ی گلوبال کراسینگ (Global Crossing) که قرار بود قراردادهای تازه در زمینه ارتباطات عراق را به چنگ آورد. او ریاست شرکت کانراَد بلاکس هالینجر (Conrad Black’s Hollinger) را عهده دار بود وبه عنوان مشاور بانک بین المللی گولدمن ساکس در مورد این که چگونه می توان از جنگ سود برد آنهارا راهنمائی می کرد. (2 )

پرُل (Perle)، یکی از 13 نفر از اعضای هیئت سیاست دفاعی (Defense Policy Board) بود. 9 نفر از این اعضاء وابسته به پیمانکاران نظامی بودند که مبلغ 76 هزار میلیون دلار برای استفاده نامشروع جمعی پنتاگون در طول سالهای 2001 -2002 دریافت کردند.

در تاریخ 10 مارس، 2010 – قبل از پرتاب اولین گلوله- آژانس توسعه بین المللی ایالات متحده آمریکا (US Agency for International Development) بی سرو صدا برنامه های کاربردی را برای بازسازی عراق پس از جنگ گذراند. تنها پنج شرکت درخواست نامه دریافت کردند: بکتل (Bechtel)، فلوئور (Fluor)، هالیبرتن (Halliburton، که متعلق به دیک چینی است- مترجم)،شرکت تابع کلوک براُن روت (Kelogg Brown & Root)، گروه پارسونز و لوئیس بُرگر (Parsons & Louis Burger Group).

در اواسط ماه آوریل نیویورک تایمز گزارش داد که شرکت پیمانکاری بکتل (Bechtel، بزرگترین شرکت ساختمانی دنیا-مترجم) به عنوان پیمانکار عمده برای بازسازی این منبع عایدی مهم، انتخاب شده است. رئیس شرکت بکتل، رایلی بکتل (Riley Bechtel) عضو شورای سیاست صادرات در دولت بوش بود. مدیر اجرائی بکتل، جک شینان (Jack Sheenan) عضو سیاست دفاعی بوش بود.

قرارداد اولیه ای که بکتل دریافت کرد 860 میلیون دلار ارزش داشت. در طول این دوره از بازسازیهای عراق، بکتل بیش از 100 میلیارد دلار برای قراردادهای مختلف دریافت کرد. اولین پروژه ی آنها ترفیع یا بهبود بخشیدن به تنها بندر خلیج فارس بنام اُم قصر (Umm Qasar) بود،جائی که آنها چهار دلار در روز به کارگران عراقی مزد می دادند.

هالی برتون (Halliburton) – گاو 9 من شیر ده آن، معاون رئیس جمهور، دیک چینی (Dick Cheyney) – قرارداد چربی را به چنگ آورد تا چاه های نفتی عراق را با سرعت هرچه تمام تر به مرحله ی بهره برداری برساند. در ماه می 2003 ، هنری واَکسمن (Henry Waxman)، عضو کنگره ی آمریکا کشف کرد که شرکت فرعی و تابع هالی برتون ک بی آر (KBR)، حتی یک سال و نیم قبل از شروع جنگ، قراردادی به مبلغ 425 میلیون دلار برای بازسازی عراق دریافت کرد. مجموع کل قراردادهائی که هالبرتون برای بازسازی عراق حتی مدتها قبل از شروع کار دریافت کرده بود بالغ بر 7 میلیارد دلار می شد.

درماه اکتبر 2003 ، سناتور جان دنجل (John Dengel، دموکرات از ایالت میشیگان)، کاشف به عمل آورد که هالیبرتون بنزین وارداتی از کوویت به عراق را گالونی 2 دلار و 65 سنت به ارتش آمریکا می فروشد. در حالی که، عراقی ها همان بنزین را از کویت به مبلغ یک دلارو دوازده سنت وارد می کنند.

در24 ژانویه 2006 ، هالیبرتون قراردادی به مبلغ 385 میلیون دلار از سازمان امنیت داخلی (The Homeland Security) برای ارائه “بازداشتگاه موقت و امکانات عملی” (Temporary Detention Center and Processing Facilities) در آمریکا دریافت کرد. این قرارداد بر پایه ی عملیات نورثکام (Northcom) در سپتامبر 2005 واشنگتن دی سی صورت گرفت که راه را برای کنترل های داخلی توسط عملیات نظامی هموار می ساخت.(3 )

در سپتامبر 2006 گزارش داده شده که مدیران هالیبرتون مقدار مفصلی غذا برای جشن شکرگذاری ( Thanksgiving feast) در بغدادتهیه کردند و مخارج آن را از مالیات دهندگان آمریکائی دریافت کردند. طبق گزارشی در 30 اکتبر 2003 توسط مرکز اعتماد عمومی (Center for Public Integrity, CPI) اکثر 70 شرکت و افرادی که بیش از 80 میلیارد دلار قرار داد برای بازسازی عراق و افغانستان دریافت کردند، به انتخابات ریاست جمهوری بوش در سال 2002 پول اهدا کردند. 63 درصد از این شرکتها عضو هیئت مدیره در دولتهای قبلی داشتند. همان طوری که عضو هیئت مدیره CPI، اعلام کرد، “بوی تعفن حمایت سیاسی و رفیق بازی در اطراف قراردادهای عراق و افغانستان حس می شود.”

مقاله ای در www.commondreams.org ادعا کرده است که دو پایگاه مستقر آمریکا در عراق با نام های کمپ اَکسان (Exxon) و کمپ (Shell) نام گذازی شدند. بعد از اینکه اعلام شد که رویال داچ شل (Royal Dutch/Shell) و بی پی اموکو (BP Amoco) به فلوئور (Fluor) برای نظارت “تنظیم مجدد” صنعت نفت عراق به هم ملحق می گردند، اَکسان موبیل (Exxon Mobil) می بایست عبوس و دلخور شده باشد.

مدیر عامل شرکت کارگیل (Cargill)، داَن اَنستولز (Dan Anstulz) برای سرپرستی در خصوصی سازی بخش کشاورزی عراق دعوت شد. نظارت تمام این منابع به چنگ پال برمِر (Paul Bremer) افتاد، کسی که تا سال 1989 برای کسینجر و شرکایش کار می کرد. در روز 6 ژوئن 2003 ، فاینانشال تایمز (Financial Times) گزارش داد که نفت عراق به بازار بین المللی باز خواهد گشت و یک بار دیگر با دلار آمریکائی به فروش خواهد رسید و این عمل به تصمیم عراق برای فروش نفت به یورو در سال 2000 پایان خواهد بخشید.

در 16 آوریل 2003 ، در تلویزیون اَلمنار در لبنان گزارش داده شد که در حالی که باندهای مختلف منابع دولتی، ساختمانهای دولتی را غارت می کردند، نیروهای آمریکائی در عوض سریعا وزارت نفت عراق را درست در دقایقی پس از اشغال بغداد، 24 ساعته ، تحت کنترل خود قرار دادند.

شایعات مداوم در این شهر است که ایالات متحده آمریکا غارت را در این کشور سازماندهی کرد که جدی ترین این رخداد، موزه ی ملی، بعضی از قدیمی ترین اثار مکشوفه مربوط به موجودیت انسان بر روی کره زمین، از جمله گهواره ی ابراهیم، لوحه های سومری و دیگر عتیقه های باستانی به طور حجیم صحبت از ریشه های خدایان و پادشاهان انوناکی سانگریل (Annunaki Sangreal god/kings) می کند و اینها در حال حاضر آماده اند که دوباره انحصار نفت جهان را به دست آورند.

در ژانویه 2006 با افزایش قیمت بنزین در آمریکا به 3 دلار در هر گالن، وال استریت ژورنال گزارش داد، اَکسان موبیل رکورد سود سالیانه را در سال 2005 شکست. در سال 2006 ، چهارتا از عظیم ترین شرکتهای نفتی به طور مشابه نتایج ظالمانه ای را نیز گزارش دادند.

از طریق حمله به عراق، این هشت خاندان عظیم کنترل خود را هر چه بیشتر بر بانکهای مرکزی جهان تثبیت کردند.

در روز 11 اکتبر 2011 ، بوش در صحبتی در رادیوئی ملی، با اعلام جاه طلبی های پر آب و تابش، اظهار داشت، “دینار جدید عراق جای گزین دینار قبلی کشور خواهد شد….و در این منطقه ی باستانی، بانکداری مدرنی را تأسیس کرده است.”

در ماه نوامبر 2003 ، جیمز بیکر (James Baker) از کارلایل گروپ پارتنر (Carlyle Group Partner)، توسط پرزیدنت بوش انتخاب شد تا بدهی های عراق را ببخشد. چه راحت و بی دغدغه، از آنجا که هم اکنون این بدهی ها در حال حاضر در کتابهائی ثبت شده که تحت کنترل هشت خاندان جدیدند که از صاحبان بانک مرکزی و خصوصی عراق می باشند.

از سال 2006 به این طرف، مافیای نفتی روشنگری (Illuminati Oil Mofia) هدفشان به سمت ایران نشانه رفته است، یعنی پل استراتژیکی دائم بین المللی خلیج فارس و دریای خزر. رئیس جمهور آتشی مزاج ایران، محمود احمدی نژاد، از هوگو چاوز استفاده کرد و پرزیدنت بوش را به چالش برای منازعه کشید. او بار ها و بارها اسرائیل را مورد انتقاد قرار داد و ادعا کرد که ایران حق توسعه انرژی هسته ای را دارد. بد تر از آن برای آلیگارشی جهانی، او اعلام کرد که قصد دارد بورس نفت را در تهران براه بیاندازد که نفت را به یورو بفروش برساند.

در ماه ژانویه 2006 ، اسرائیل به لبنان حمله ور شد و آنجا را بمب باران کرد، و سوریه و ایران را متهم نمود که به حزب الله لبنان کمک کردند. ایران شروع به مانور نظامی کرد، هم چنین روسیه، چین و سایر کشورهای عضو شورای همکار ی شانگهای (Shankhai Cooperation Council) دست به مانور نظامی زدند. ایالات متحده ی آمریکا ایران را به شورای امنیت سازمان ملل متحد ارجاع داد و تا 31 اگوست به ایران مهلت دادند تا غنی سازی اورنیوم را متوقف سازد. در سپتامبر 2006 ، هر دو احمدی نژاد و شاوز به امپریالیسم آمریکا در سازمان ملل لعنت فرستادند. چاوز به بوش عنوان “شیطان” را داد. روز بعد او پیشنهاد 100 میلیون گالن نفت گرمایشی را به فقرای منطقه ی هارلم آمریکا در نیویورک داد. (4 )

در یک سخنرانی سال 2010 در سازمان ملل، احمدی نژاد گفت که واقعه 11 سپتامبر کار خودشان است. در ماه گذشته او صریح تر بود، یعنی استفاده از مواد منفجره بود که علت فروریزی برجهای دوقلو شد.

برخلاف سخاوت چاوز، اَکسان موبیل در سال 2006 مبلغ 39 میلیارد دلار سود خالص را گزارش داد – رکوردی عظیم برای هر شرکتی در تاریخ جهان – شورون و شل هم نتایج مشابهی را گزارش دادند. ولی هیچ کدام نفت گرمایشی به هارلم ندادند.

در ماه ژانویه 2007 ، پرزیدنت بوش 624 میلیارد دلار بودجه ی دفاعی را به کنگره آمریکا تسلیم کرد.

در سال 2005 بانک HSBCبا بانک سعودی/بریتانیائی شریک شد. (5 ) در فوریه 2007 ، گولدمن ساکس با بانک تجارتی ملی سلیمان اولیان (Solaiman Olayans National Commercial Bank) شریک شد – بزرگترین بانک در عربستان سعودی. فقط یک ماه قبل از آن، مورگان استانلی سرمایه گذاری مشترکی را با کاپیتال گروپ (Capital Group) اعلام کرد – یک بانک سرمایه گذاری عمده ی عربستان سعودی. دوبی می رفت که به یک مرکز مالی بین المللی تبدیل شود.

در حالی که هر دو طبقه ی متوسط ایالات متحده آمریکا و مردم عراق که فقط به یک نخ آویزانند، این هشت خاندان عظیم بانکی به تحکیم قدرت هر چه بیشتر خود بر منطقه خلیج فارس و جهان ادامه دادند.

[1] “Over a Barrel: Who Will Control Iraq?” John Judis. The New Republic. 1-20-03

[2] “Breaking the Silence: Bilderberg Exposed”. Daniel Estulin. Nexus. September-October 2005. p.13

[3] Nexus. May-June, 2006. p.6

[4] “Venezuelan President Gives Harlem Heating Oil”. Maggie Farley. LosAngeles Times. 9-21-06

[5] “Goldman Gains Saudi Foothold with NCB Deal”. Peter Thal Larsen. Financial Times. London. 2-5-07

 

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

اطلاعات

این ویودی در 27 دسامبر 2011 بدست در eshtrak، مقالات سیاسی/دیدگاهها - political articles/views فرستاده شده و با برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: