اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

نظر کمیته مرکزی سازمان فدائیان خلق ایران(اکثریت)در باره بازنشستگی سیاسی آقای فرخ نگهدار و محاکمه او !

با این وجود، آقای نگهدار زمانی استعفای خود را اعلام کرد که طشت رسوایی اش از بام افتاده بود و تقریبا از دو نیم دهه پیش از سوی بدنه سازمان در داخل و خارج کشور و بسیاری همراهان دیروزی او کنار گذاشته شده بود…

نظر کمیته مرکزی سازمان فدائیان خلق ایران(اکثریت)
در باره بازنشستگی سیاسی آقای فرخ نگهدار و محاکمه او

پنچم نوامبر۲۰۱۱ آقای فرخ نگهدار ۶۵ ساله شد. عمرش دراز باد!
وی در مراسمی که به همین مناسبت در یکی از رستورانهای لندن برگزار کرده بود، کناره گیری خود از سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) و اتحاد (حزب) جمهوری خواهان را اعلام کرد.

کمیته مرکزی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) با نگاه مثبت به استعفای بسیار بسیار دیر هنگام آقای نگهدار، لازم به ذکر می داند که حضور آقای نگهدار در جنبش فدائی از همان ابتدا یکی از موضوعات جنجالی و بحث برانگیز بوده و همواره شک و تردیدها و گمانه زنی هایی را همراه داشته است.

آنچه که تا کنون مسلم است، این است که فرخ نگهدار نه به سازمان چریکهای فدایی خلق ایران تعلق داشت و نه به آرمان و آماج آن معتقد بود. او خاستگاه بورژوایی داشت و هیچوقت به طبقه خود پشت نکرد. فرخ نگهدار پیرو افکار و عقاید بورژوایی بود که با تقلب و نوعی کودتای سازمانیافته بدرون جنبش فدایی راه یافت و با تقلب به رهبری آن رسید. او همراه با تیم مطالعاتی گروه زنده یاد بیژن جزنی دستگیر و در سال ۴۹ با نوشتن توبه نامه در زندان، مورد عفو ملوکانه قرار می گیرد و آزاد می گردد. فرخ نگهدار بعدها این دوران را به حساب مبارزه چریکی تبلیغ میکند! بعد از عفو ملوکانه و آزادی از زندان، به افغانستان متواری می شود. در آن زمان، رژیم خونخوار پهلوی ۹ تن از فرزندان خلق را با یک برنامه از پیش تعیین شده ناجوانمردانه در بلندیهای زندان اوین به رگبار می بندد. بعد از این جنایت رژیم، فرخ نگهدار در افغانستان دستگیر و به ایران بازگردانده می شود و تا سال ۵۷ در زندان بسر می برد. امروز مشخص نیست که در مسئله آزادی او و لو رفتن مباحث گروه زنده یاد بیژن جزنی در زندان و آگاهی وزارت اطلاعات از این مباحث که به تیرباران این گروه منجر شد، چه عوامل وعناصری دخیل بوده است!

فرخ نگهدار بعد از آزادی از زندان شیراز در سال ۵۷ و در جریان انقلاب، به تشکیل یک رهبری موازی اقدام می کند و در اولین انتخابات کمیته مرکزی، در اثر تقلب در آرا توسط مهدی فتاپور، تقلبی که موجب حذف رفیق زنده یاد هادی لنگرودی، از رهبران مورد احترام چریکهای فدائی خلق گردید و در انشعاب اقلیت از سازمان نیز بی تأثیر نبود، به کمیته مرکزی راه می یابد و بدین ترتیب، سرنوشت بزرگترین سازمان چپ ایران با تکمیل اعضای این باند رقمی دیگر می خورد.

فدائیان بسیار خوب می دانند که اگر چه دستگاههای امنیتی و مزدوران هر دو رژیم پهلوی و جمهوری اسلامی با ترور، اعدام و کشتار فدائیان در شکنجه گاهها و میادین اعدام ، در جنگلها و خانه های تیمی، در کوچه و خیابانها نتوانستند عزم و اراده فدائیان را در هم شکسته و جنبش فدائی را نابود سازند، ولی گروهی باندباز و متقلب برهبری آقای فرخ نگهدار، با بدست گرفتن رهبری سازمان…(اکثریت)، موفق شد آن را تا سرحد اضمحلال و نابودی بکشاند.

آقای نگهدار در مراسم ۶۵ سالگی خود بعد از شرح «داستان زندگی» اش، جهان بینی بورژوایی خود را چنین فرمولبندی کرد: «آن زمان من فکر می کردم که این مسئله عدالت مهمترین مسئله زندگی ماست. ولی این کشاکشها و این فراز و نشیبها و اینایی که داشتیم، منو به این نتیجه رسوند که نه! اگر ما آزادی را قربانی عدالت بکنیم، اون وقت آن عدالت میشه عدالتی که میگه من از تو بهتر می فهمم، بشین سر جات. من روزگار تو را بهتر می کنم و این بنظر من خیلی خیلی عجیب می آمد. بعد از مدتها و این وقایعی که توی اطراف دیدیم، بنظرم آمد که آزادی مقدم بر عدالته و اگر این نباشه هیچ چیز دیگری به درد نمی خوره…».

آقای نگهدار، قریب بیست و پنج سال پیش از این هم، زمانیکه در اتحاد شوروی اقامت داشت، افکار و نقطه نظرات بورژوایی خود را در یک کنفرانسی که برای اعضای سازمان تحت رهبری خود در تاشکند تشکیل داده بود، در قالب مخالفت با کار برای همه بیان کرده، گفت: «در جامعه شوروی همه را مجبور کرده اند کار بکند و هیچ راه دیگری غیر از کار کردن برای امرار معاش در پیش پای انسانها باقی نگذاشته اند. زندگی در این جامعه هیچ چشم اندازی ندارد…».

بدین ترتیب، اگر چه حامل این دیدگاه منظور خود را از اینکه انسان از چه راهی «غیر از کار کردن» می تواند زندگی خود را تأمین نماید، توضیح نمی دهد و آزادی را مقدم بر عدالت و حتی این دو مفهوم را در مقابل هم قرار می دهد، در واقع، یا نمی فهمد که از آقای نگهدار بعید است و یا درست این است که عمدا نمی خواهد به پیوند ارگانیک، دیالکتیکی و علت و معلولی این دو مقوله اعتراف نموده و آنها را لازم و ملزم همدیگر بداند، معلوم است که با به نمایش گذاشتن سفسطه بازی و تبهکاری گستاخانه خود، بهره کشی و غارتگری، رانت خواری، دزدی و سرقت، بورس بازی و بانکداری را مهمترین راه تامین زندگی تعریف می کند و این، دقیقا ترجمان همان نظریه بی پایه مدبران بی تدبیر بورژوازیست که در مواجه با واقعیات انکارناپذیر سوسیالیسم، از دهها سال پیش به چنین سفسطه بازی بیشرمانه ای متوسل شدند.

باند بورژا- متقلب فرخ نگهدار در رهبری سازمان، در طول دوره مهاجرت در خاج از کشور نیز توانست با طرد و حذف تقریبا تمامی کمونیستها از صفوف آن، تسلط خود بر تشکیلات را توسعه و تحکیم بخشیده و پرونده سراسر خطا و خیانت خود را برای مدتی به محاق ببرد.

با این وجود، آقای نگهدار زمانی استعفای خود را اعلام کرد که طشت رسوایی اش از بام افتاده بود و تقریبا از دو نیم دهه پیش از سوی بدنه سازمان در داخل و خارج کشور و بسیاری همراهان دیروزی او کنار گذاشته شده بود و این موضوع در قطعنامه های ۱۶ و ٣۱ پیشنهادی رفقای «در دفاع از سوسیالیسم» به کنگره های یازده و دوازده سازمان و همچنین، در بیانیه ها و اعلامیه های متعدد فراکسیون کمونیستی سازمان نیز منعکس شده است. این رفقا ضمن برشماری موارد اتهام آقای فرخ نگهدار، اخراج وی از صفوف سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) را گام مهمی در جهت کمک به بازیابی هویت فدائی سازمان، بازگشت و فعال شدن جمع کثیری از فدائیان به تشکیلات، ممانعت از هزینه کردن حیثیت فدایی و کمک به همگرایی نیروهای چپ با سازمان ارزیابی کرده بودند.

آقای نگهدار به عبث می پندارد که با استعفای دیر هنگام از پاسخگوئی به اتهامات خود شانه خالی خواهد کرد. دادگاه جنبش انقلابی ایران دیر و زود او و یاران متقلب و کلاهبردارش را خواه مستعفی باشند و خواه همچنان به تخریب حیثیت فدایی ادامه بدهند، بخاطر سیاستهای ضدکمونیستی- ضدفدایی شان که به پراکندن کمونیستها از سازمان…(اکثریت)، «شکوفایی رژیم جمهوری اسلامی» و قتل و کشتار انقلابیون بسیاری، از جمله سعید سلطانپور توسط رژیم خون آشام حاکم بر ایران منجر گردید، بازخواست خواهد کرد. کما اینکه در حدود بیست سال پیش در کنگره اول اول سازمان، گام مهمی در این جهت برداشته شد و کنگره، کمیسیونی را برای تحقیق و رسیدگی به عملکرد رهبری تشکیل داد. ولی، این کمیسیون بخاطر عدم همکاری رهبری وقت در ارائه اسناد و مدارک لازم که در واقع توسط همین آقای نگهدار به سرقت رفته بود، نتوانست کاری از پیش ببرد.

با این همه، کمیته مرکزی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) معتقد است که آقای فرخ نگهدار و همدستان او باید در یک دادگاه صالح و بیطرف به اتهامات زیر، پاسخ دهند:

ــ تحمیل سیاست فاجعه بار «شکوفایی جمهوری اسلامی» به سازمان که به سود رژیم و بر ضد منافع مردم ایران بود؛
ــ اجرای سیاست فاجعه بار ادغام سازمان در حزب توده ایران بجای وحدت اصولی با آن که به دستگیری و شهادت شمار زیادی از رفقای شاغل در ارگانهای نظامی کشور منجر شد. امری که در تسری تبعات حمله رژیم به حزب توده ایران به تشکیلات سازمان و دستگیری و شهادت تعدادی از رهبران و کادرهای کارآمد سازمان (از جمله شناسایی و دستگیری رفقا انوشیروان لطفی، رحیم اسداللهی و … ) تأثیر مستقیم داشت؛
ــ سازماندهی نادرست تشکیلات و نقش اصلی آنها در ایجاد دسته بندی های غیردمکراتیک در درون کمیته مرکزی و ارگانهای سازمانی پس از ضربات سال ۶۲ که ضربات فاجعه بار ۶۵ را منجر شد و باعث به شهادت رسیدن ده ها تن از اعضا و کادرهای سازمان گردید؛
ــ عدم همکاری با کمیسیون برگزیده گنگره اول برای تحقیق در خصوص ضربات سال ۶۵؛
ــ سرقت اسناد سازمانی از گاوصندوق سازمان در تاشکند و عدم ارائه آن به کمیسیون تحقیق بر اساس اظهارات اعضای منتخب کمیسیون تحقیق در گنگره اول سازمان؛
ــ ضبط و غصب دارایی های سازمان در تاشکند با همدستی آقایان علی توسلی و کریم حمیدی فر، موسوم به کریم کفاش؛
ــ برنامه ریزی روند استحاله سازمان برای انحلال، با سوق دادن اعضای سازمان به عضویت مکرر در اتحاد (حزب) جمهوری خواهان؛
ــ عضویت همزمان در دو تشکیلات: سازمان فدائیان…(اکثریت) و اتحاد (حزب) جمهوری خواهان؛
ــ دفاع ایدئولوزیک از نظام سرمایه داری در نوشته ها و مصاحبه ها و ترویج مستمر دیدگاه های مغایر با اهداف برنامه ای سازمان بمناسبتهای مختلف، از جمله، در جشن بزرگداشت ۱۹ بهمن در سال ٨۶؛
ــ تلاش برای جاانداختن نوع دیگری از سیاست فاجعه بار «شکوفایی جمهوری اسلامی» با ارائه تحلیل ها و نوشتن نامه های مشورتی به رهبر دیکتاتور و خونریز جمهوری اسلامی و دفاع از اجرای برنامه نئولیبرالی «هدفمند کردن یارانه ها» توسط دولت احمدی نژاد.

کمیته مرکزی سازمان فدائیان خلق ایران(اکثریت)
۲ دی ۱۳۹۰

3 دیدگاه برای “نظر کمیته مرکزی سازمان فدائیان خلق ایران(اکثریت)در باره بازنشستگی سیاسی آقای فرخ نگهدار و محاکمه او !

  1. فریبرز
    28 دسامبر 2011

    در سازمان فدائیان خلق ایران اکثریت تا آنجا که من در سایت کار آن لاین و اسناد کنگره های انتشار یافته این سازمان می بینم ما با ارگانی بنام کمیته مرکزی مواجه نیستیم. این ارگان جعلی است و معلوم نیست که توسط چه عناصری تشکیل شده است؟ جالب است که افراد این کمیته مرکزی مخفی هستند و معلوم هم نیست که توسط کی و کجا و در کدام کنگره چنین نامی انتخاب شده است.معمولا افرادی که آگاهانه بدون سهیم کردن اعضای یک سازمان برای انتخاب آنها می آیند و سرخود و بروش استالینی و مشکوک خود را کمیته مرکزی آن سازمان معرفی می کنند، نمی توانند آدم های صادق و سالمی باشند.
    البته من اصلاً به نوع تفکر افراد چند نفره کمیته مرکزی جعلی علاقه ای ندارم و این نوع نگرش به خودشان مربوط است و با این نوع تفکراتشان خوش باشند اما وقتی می آیند پایه فعالیت خود را از اول بر مبنای دروغ، تزویر و جلع اسم قرار می دهند دیگر حتی به سالم بودن آنها هم نمی شود اعتماد کرد. یکی از مضخصه های اصلی فدائیان سالم و صادق بودن با مردم است و این چند نفر متاسفانه با چنین جلعیاتی نمی توانند از اعضای سازمان یا شورای مرکزی فدائیان خلق ایران اکثریت باشند!

  2. ا. م. شیری
    29 دسامبر 2011

    1- آنچه در باره نوشته جناب فریبز می توان گفت این است که اگر مسئله نظری مطرح می کرد و جایگاه خودشان را در جبهه جهانی مشخص می کرد؛ مثلا اگر می گفت در کنار کوبا، جمهوری دمکراتیک خلق کره، ونزوئلا، بلاروس و بسیاری دیگر جای می گیرد یا در جبهه ناتو، می شد جواب روشنی داد. اما وارد شدن وی به مسائل تشکیلاتی دیگران، در بهترین حالت، خارج از ادب سیاسی و در بدتر حالت، تلاش برای تجسس حساب می شود.
    2- اگر ایشان از طرف اشخاصی مانند نگهدار، فتاپور، طاهری پور، فریدون احمدی و یا آن هالوی سیاسی، آقای خلیق نمایندگی دارند، اگر از طرف همفکران ناتو در سازمان اکثریت سخن می گویند، چرا خودشان را معرفی نمی کنند؟
    3- آقا فریبرز از چه طریقی و چگونه توانستند مشخص کنند که «این ارگان جعلی است» و «افراد این کمیته مرکزی مخفی هستند و معلوم هم نیست که توسط کی و کجا و در کدام کنگره چنین نامی انتخاب شده است» و سپس، حکم صادر می کنند که کمیته مرکزی «بدون سهیم کردن اعضای یک سازمان» تشکیل شده است؟ بدین ترتیب، روشن است که ایشان بکار تجسسی مشغولند تا «عناصر» تشکیل دهند کمیته مرکزی را شناسایی کرده و تعداد افراد آن را مشخص کنند.
    4- آیا آقا فریبرز، در تاریخ جنبش کمونیستی جهانی بعد از انقلاب اکتبر یک نفر، حتی یک نفر «کمونیست» سراغ دارند که با وارد شدن به جبهه استالین ستیزی، به جبهه ارتجاع و امپریالیسم نپیوسته باشد؟ اگر آره، جایزه شان با من!
    5- نهایت اینکه، آقا فریبرز باید روشن بگویند که چرا و بدستور چه کسی برای شناسایی اعضای کمیته تلاش می کنند؟
    امیدوارم آقا فریبرز مرا ببخشند و خرده نگیرند. چون این چند مسئله هم از نظر من بعنوان یک فعال سیاسی، بسیار جالب است و باید پاسخ داده شود.

  3. مهران
    1 ژوئیه 2017

    متاسفانه بلایی که خمینی بر سر ایران ورد با همدستی کسانی نظیر کیانوری و فرخ نگهدار و کشتگر بود و اگر این فرومایگی نمی بود خمینی به این اسانی نمی توانست انقلابیون را قلع و قمع کند

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

اطلاعات

این ویودی در 23 دسامبر 2011 بدست در eshtrak، فراخوان - اطلاعیه - اعلامیه فرستاده شده و با برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: