اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

دو چهره و دو نوع حقوق بشر! و ژن خشونت:دو مقاله از مسعود نقره کار!

 » …. بدا به حال حکومتی که ملت اش با اختناق و سانسور از انحراف و فساد محفوظ بماند. چنین ملتی در واقع گرفتار ضعف درونی و بیماری مهلکی است که کار سازترین راه رفع آن ارتقای آگاهی و اعتلای فرهنگی جامعه است که بدون آزادی کامل بیان ممکن نمی گردد. ملتی که آگاه ، آزاد، شاد و مرفه باشد، خوب را از بد تشخیص می دهد، از امنیت، منافع و حیثیت ملی خود جانانه دفاع می کند و برای حفظ دستاورد های خویش از هیچ تلاشی خودداری نمی ورزد»

 دو چهره و دو نوع حقوق بشر

• یکی چهره و نماد آزاداندیشی و آزادیخواهی که حکومت اسلامی در پروژه ی قتل های زنجیره ای به گناه دفاع از حقوق بشر و آزادی اندیشه و بیان خفه اش کرد و دیگری مظهر و نماد «حقوق بشر اسلامی»، جنایتکار تحصیکرده ای که با داغ دروغ و عوامفریبی و جنایت بر جبین تابلوی حقوق بشر اسلامی ست.

 

دو چهره و دو نوع حقوق بشر

مسعود نقره کار
دوشنبه ۷ آذر ۱٣۹۰ – ۲٨ نوامبر ۲۰۱۱

انگشت شمارند کسان و تشکل هایی که به گونه ای پیگیر در میهنمان به حقوق بشر اندیشیده اند و در راه تحقق مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر، که بیش از 6 دهه از عمرش می گذرد، تلاش کرده اند. دکتر احمد متین دفتری، محمود رفیع ، عبدالکریم لاهیجی ، شیرین عبادی ، محمد جعفر پوینده و…… کانون نویسندگان ایران، جامعه حقوق بشر در ایران، جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران و ….در زمره ی پیشکسوتان این کسان و تشکل ها هستند.
در این میانه محمد جعفر پوینده، از قربانیان پروژه ی قتل های زنجیره ای؛ جوان ترین شان بود، متفکری شجاع ، فروتن و مهربان که حکومت اسلامی خفه اش کرد.

دو چهره و دو نماد

بیش از چهل سال پس از تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر برخی از رهبران کشور های مسلمان تازه دریافتند چیزی به نام» حقوق بشر» حیات دارد، و به سال 1990 اعضای سازمان کنفرانس اسلامی اعلامیه ای با عنوان » اعلامیه حقوق بشر اسلامی» منتشر کردند، اعلامیه ای که نتوانسته است از برتری طلبی و تبعیض دینی فاصله بگیرد، اعلامیه ای که در آن تلاش شده است اسلام وامت مسلمان را به عنوان» برگزیده ترین» دین ومخلوقات به بشریت معرفی کند.
پس از انتشار این اعلامیه موجوداتی در حکومت اسلامی تحت عنوان » حقوق بشری های اسلامی» راه افتادند و چون همیشه وقیحانه و عوامفریبانه خود را مبدع و شارع همین «حقوق بشر اسلامی» جا زدند تا حجابی برای افکار و کردار این حکومت دست و پا کنند. یکی از مهره ها ی درشت جمع محمد جواد لاریجانی بوده و هست ، جنایتکار تحصیکرده ای که با داغ مهر ریا و دروغ و عوامفریبی بر پیشانی سالیانی ست به بشر ستیزی مشغول است ، و در باب پدیده ی» حقوق بشر اسلامی» سخن می گوید و آن را تبلیغ و ترویج می کند. موجودی که همه ی ویژگی های این نوع از «حقوق بشر» را در چهره ، کلام و جبین دارد. کافی ست به این تازه ترین سخنان او گوش کنید تا با معانی تازه ای از حقوق بشر اسلامی آشنا شوید.(1) در باره محمد جواد لاریجانی، که سخیفانه از مجازات اعدام و سنگسار و شکنجه دفاع می کند، پیش تر نوشته ام (2) و بیش از این یادداشتم را به نام و رفتارش آلوده نمی کنم .
البته از این دست موجودات در حکومت اسلامی کم نیستند .این ها بیانات نماد دیگری از» حقوق بشر اسلامی در ایران» و بلاهتی ست که جامعه ای را به فلاکت اقتصادی و سیاسی و فرهنگی و اخلاقی کشانده است:
» ….طبعا» حقوق بشر مبتنی بر معارف اسلامی از حیث زمانی مقدم بر اسناد تدوین شده 60 ساله اخیر، قرن ها قبل مطرح شده اند، قواعدی که برای حفاظت از کرامت ذاتی انسان ها و رعایت حقوق مردم در منطومه فکری موسوم حقوق بشر اسلامی مطرح شده اند مبتنی بر وحی الهی نیز هستند………..»(3)
سخن گفتن از حقوق و بشر و کرامت انسانی از سوی این موجودات، چیزی جز اهانت به بشر نیست ، موجوداتی که سنگسار و اعدام و گردن زدن و قطع دست و پا و در آوردن چشم را از برکات اسلام می دانند، و فقط طی 32 سال حکومت شان ده ها هزار دگراندیش و مخالف سیاسی و عقیدتی خود را به قتل رسانده اند، موجوداتی که کشتار انسان تبلیغ می کنند و نوجوانان زیر 18 سال در ملا عام به دار می آویزند و نسبت به جمعیت کشور در صدر کشورهایی که شهروندان خود اعدام می کنند، قرار دارد.
اما سوی دیگر، چهره و نماد «حقوق بشر» در ایران محمد جعفر پوینده است ، مترجم و کوشنده ی فرهنگی و سیاسی ِ آزاداندیش و آزادیخواهی که توسط » سربازان امام خمینی» به قتل رسانده شد.

محمد جعفر پوینده ، چهره و نماد حقوق بشر در ایران

محمد جعفر پویند ه ، نویسنده ، مترجم و فعال فرهنگی و سیاسی و حقوق بشر، در سن 44 سالگی در آستانه پنجاهمین سالگشت انتشار اعلامیه جهانی حقوق بشر در هجدهم آذر ماه سال 1377 توسط ماموران وزارت اطلاعات حکومت اسلامی به قتل رسید تا بار دیگرحکومت اسلامی کینه اش را نسبت به حقوق بشر و پیام آوران اش نشان داده باشد. کارمندان عالیرتبه ی وزارت اطلاعات حکومت اسلامی پوینده را ربودند، او را وحشیانه به قتل رساندند و» جسدش رادر کنار پل بادامک شهریار رها کردند ….به گزارش پزشک قانونی پوینده را به وسیله ی سیمی مسی خفه کرده بودند…» (4)
قاتلتن پوینده یکشنبه بیست و نهم آذر ماه 1377 با عنوان » فداییان اسلام ناب محمدی مصطفی نواب» مسولیت قتل محمد جعفر پوینده و محمد مختاری و داریوش فروهر و پروانه فروهر را » که خیال فاسد گسترش فسق و فجور را در سر می پروراندند» به عهده گرفتند.(5) و پانزدهم دی ماه 1377 وزارت اطلاعات حکومت اسلامی اعلام کرد: » با کمال تاسف معدودی از همکاران…دست به این اعمال جنایتکارانه زده اند.» (6)، ودر بیست و یکم دی ماه 1377 در برنامه رادیو تلویزیونی «چراغ» ، حجت الاسلام روح الله حسینیان، ریاست مرکز اسناد انقلاب اسلامی و از مدافعان قتل های زنجیره ای که به اعتراف خودش » زمانی قاتل بوده است » در مورد قتل محمد مختاری و محمد جعفر پوینده شمه ای دیگر از حقوق بشر اسلامی بیان کرد :»مقتولان از مخالفان نظام بودند به طوری که بعضی از ان ها حتا مرتد بودند و عده ای دیگر ناصبی بوده و نسبت به ائمه اطهار(ع) جسارت می کردند»:(7)

«جرم» های محمد جعفر پوینده

1- محمد جعفر پوینده مبلغ و مروج و پیام آور حقوق بشر در ایران بود. چند ماه قبل ازربودن و خفه کردن اش کتابی تحت عنوان » اعلامیه حقوق بشر و تاریحچه آن » اثر گلمن جانسون را از فرانسه به فارسی بر گرداند و نشر نی آن را منتشر کرد. پیش از انتشار این اثر پوینده » پرسش و پاسخ در باره حقوق بشر» اثر لیا لوین را نیز ترجمه کرد ه بود که نشر قطره آن را به سال1377 انتشار داد.
2- او از مدافعان آزادی اندیشه و بیان در میهنمان بود و نظر و خواست اش را جسورانه بیان می کرد:
.» ….هر گونه محدودیتی که در قانون برای آزادی بیان تعیین شود، به وسیله ای برای سرکوب اندیشه ها و آثار مخالف بدل می گردد و به همین سبب است که آزادی قلم باید از دسترس حکومت ها بیرون باشد. اگر در قانون به دولت اجازه داده شود که محدودیتی برای آزادی بیان قایل شود، در واقع دولت می تواند هر وقت که لازم دید به بهانه ی همین محدودیت ها هر گونه مانعی را بر بیان اندیشه ها و آثاری که به گمان خودش نا مطلوب و زیان بار هستند ، به صورت قانونی تحمیل کند. بنابراین آزادی اندیشه و بیان و نشر نباید به هیچ وجه محدود، مقید و مشروط شود…..»(8)
3- پوینده از اعضای موثر و متفکر کانون نویسندگان ایران بود که شجاعانه در راه فعال کردن کانون نویسندگان ایران تلاش می کرد. پوینده نقشی پر اهمیت در آغاز دوره سوم فعالیت کانون نویسندگان ایران داشت.» او در تدوین، انتشارو دفاع از متنی که «متن134 نویسنده» نام گرفت و به لحاظ نظری نقطه ی عطف دمکراتیک و مدرنی در فعالیت کانون نویسندگان محسوب می شود، نقش چشمگیری داشت..» (9)
4- پوینده یکی از پرکارترین مترجمان سرزمین مان بود که به گفته ی خودش » روزی 20 ساعت » کار می کرد. پوینده » در فاصله ی 10 سال 27 کتاب نسبتا» سنگین و دشوار را از فرانسه به فارسی ترجمه کرد که در نوع خود کم نظیر است «(10) ، ترجمه ی آثاری در عرصه فلسفه و جامعه شناسی ،آزادی بیان ، آموزش و پرورش کودکان ، انقلاب های اجتماعی ، تبعیض های جنسی و… .
برخی از ترجمه های پوینده ، این ها هستند : آثاری از اونوره دو بالزاک ( پیر دختر و کوبسک ربا خوار)، ماکارنکو ( راه زندگی ، راهنمای آموزش پدران و مادران، و آموزش و تربیت کودکان )، لوسین گلدمن( جامعه شناسی ادبیات – دفاع از جامعه شناسی رمان- و جامعه ، فرهنگ و ادبیات )، جورج لوکاچ( جامعه شناسی رمان- بالزاک زولا، استاندال-، و تاریخ و آگاهی طبقاتی ) ماکس هورکهایمر( سپیده دمان فلسفه تاریخ بورژوایی)، ژاک دونت ( درآمدی بر هگل)، آندره میشل ( پیکار با تبعیض جنسی) ، النا جانینی بلوتی( اگر فرزند دختر دارید…جامعه شناسی و روانشناسی شکل گیری شخصیت در دختر ها)، بنوات گرو ( زنان از دید مردان)، میخاییل باختین ( سودای مکالمه، خنده ، آزادی ) و آثاری از آلوارو گارثون، آنتونیو گرامشی، گی – پلاتینی بونژور، ویویان فورستر،ژان لویی کالوه، میشل لوی و……
5- پوینده با برخی از نشریات همچون جامعه سالم ، آدینه، فرهنگ توسعه ، جهان کتاب ، پیام یونسکو، جامعه مدنی و جوانان و… همکاری می کرد و ترجمه ها و تالیف هایی در اختیار آنان قرار می داد.مصاحبه های او در رابطه با کانون نویسندگان ایران، آزادی بیان، جامعه ی مدنی و حقوق بشر مجموعه ای ارزشمند و ماندگاراند . » او بی هیچ چشم داشتی مقاله های خود را در اختیار نشریات می گذاشت ، و این در حالی بود که معاش روزمره اش به سختی تامین می شد» (11)
5- و بالاخره اینکه پوینده نقد و نفی جباریت می کرد:
» …. بدا به حال حکومتی که ملت اش با اختناق و سانسور از انحراف و فساد محفوظ بماند. چنین ملتی در واقع گرفتار ضعف درونی و بیماری مهلکی است که کار سازترین راه رفع آن ارتقای آگاهی و اعتلای فرهنگی جامعه است که بدون آزادی کامل بیان ممکن نمی گردد. ملتی که آگاه ، آزاد، شاد و مرفه باشد، خوب را از بد تشخیص می دهد، از امنیت، منافع و حیثیت ملی خود جانانه دفاع می کند و برای حفظ دستاورد های خویش از هیچ تلاشی خودداری نمی ورزد»(12)

زیر نویس:
207.182.141.104
2- جنایتکاران تحصیلکرده ( بخش سوم) /
asre-nou.net
3- روز جهانی حقوق بشر اسلامی و کرامت انسانی، مصاحبه روزنامه همشهری با محمد حسن ضیایی فر، دبیر کمیسیون حقوق بشر اسلامی ایران در تاریخ 11/ 5/ 1389
www.mtedalat.com
4 و 5 و 6 و7- صدای آواز، یادنامه محمد محتاری و محمد جعفر پوینده ، کانون نویسندگان ایران، پاییز 1378، انتشارات فصل سبز/ تهران
8- فرهنگ توسعه ، شماره های 35-36 ، مردادماه 1377
9 و 10 و 11- محسن حکیمی ، جان باخته ی راه آزادی، مروری بر زندگی و آثار محمد جعفر پوینده ، صدای آواز( منبع 4 و…)
12- فرهنگ توسعه ، شماره های 35-36 ، مردادماه 1377

 ***********************************************************************************************

ژن خشونت/ مسعود نقره کار

آیا شناخت » ژن خشونت» خوش بینی انسان نسبت به امکان
کنترل پرخاشگری و خشونت را به واقعیت نزدیک خواهد کرد؟
با کشف این ژن بحث وجدل پیرامون علل بروز پرخاشگری و
خشونت که در درازنای تاریخ ادامه یافته است به کجا کشیده خواهد شد؟
 
 
خبر کشف و شناخت ژن هایی که در بروز پرخاشگری و خشونت نقش دارند بیش از هرچیز و هر کس می باید اسباب شادی روح فیلسوفان و دانشمندان و سیاستمدارانی شده باشد که پرخاشگری و خشونت را ذاتی انسان و طبیعت اش پنداشته اند. کسانی که، مرده و زنده، سالیانی به خاطر نظرها و تلاش های شان مورد تحمیق و تحقیر وحتی توهین آنانی که علل پرخاشگری و خشونت را صرفا» عوامل کسبی( محیطی و اجتماعی ) دانسته اند، قرار گرفته اند، و دیدگاه ها ی شان راست روانه و محافظه کارانه و تجارب شان»غیرعلمی» وبه سود برده دارها و فئودال ها و سرمایه دارها تعبیر و تفسیر شده اند.
داده های تاریخی با پشتوانه ی شواهد و مدارک مکتوب و باستان شناختی نشان از هم سن و سال بودن انسان و خشونت دارند، حتی آنجا که پای آسمان به زمین کشیده می شود قابیل برادر کشی می کند، و در اسطوره ها نیز امثال اودیپ پدرکش کم نداریم .در طول همین تاریخ علل بروز خشونت، به عنوان یک پدیده چند وجهی روانی و اجتماعی، با توجه به شرایط تاریخی و اجتماعی در سطح ها و کیفیت های گونه گون و متنوع مورد بحث و جدل بوده است. عده ای با اتکا به انسان شناسی، روان شناسی و روان پزشکی پرخاشگری و خشونت را بخشی از سرشت و طبیعت انسان و آن را غریزی( یا زیستی و فطری) دانسته اند و در ساختار ذهنی ( روانی) انسان خاستگاهی برای اش قائل شده اند. در میان همین مجموعه زیست شناسان و فیزیولوژیست ها نیز تلاش کرده اند رد پای خشونت را در نظام عصبی انسان، به ویژه مغز ( و ترشح برخی غدد مترشحه بدن) بیابند. تلاش دانش ژنتیک درراه روشن کردن رابطه ی میان ژن و خلق و خوی و رفتار پرخاشگرانه و خشن آدمی عمری طولانی ندارد و به سه دهه نمی رسد.
تا کنون حداقل سه نوع ژن، به عنوان ژن های موثر در بروز پرخاشگری و خشونت شناخته شده است، ژني به نام مونو آمينو اكسيداز A (MAOA)، كه روي كروموزم جنسي X قرار دارد و شناخته شده ترین و تاثیر گذار ترین ژن در بروز پرخاشگری و خشونت است . برخی این ژن رامعمار ساختمان پرخاشگری و خشونت معرفی کرده اند و نام های متعدد و محتلفی به آن داده اند. سایر ژن ها نیز کما بیش همانند همین ژن عمل می کنند و احتمال رابطه میان آن ها داده شده است .( MAOB و COMT و 1DAT و 2DRD)
ژن «منو آمینو اکسیداز» همانگونه که از نام اش پیداست در رابطه با تولید آنزیم یا پروتئين » منو آمینو اکسیداز» قرار دارد. کار این آنزیم کنترل و از بین بردن برخی از پيام‌رسان ها و میانجی های مغز، که رابط شیمیایی بخش هایی از مغز انسان هستند، می باشد. از نمونه‌هاي اين پيام‌‌رسان‌ها و میانجی ها مي‌توان به» سروتونين،‌نورآدرنالين و دوپامين» اشاره كرد. در کمبود و فقدان این آنزیم،‌ شاهد افزایش وتجمع پيام‌رسان ها و میانجی های عصبي خواهیم بود ، و این امرسبب بروز شرایط روانی ای می شود که تغییر در رفتار آدمی پیامدش خواهد بود. ( دو نوع منو آمینو اکسیداز شناخته شده، نوع كم فعال يا MAOA-L و نوعی كه فعاليت بيشتري دارد MAOA-H ، که هرکدام رفتار های متفاوتی را سبب می شوند.).
 
نقش محرک های محیطی بر ژن ها
 
عوامل و محرک های محیطی بر نحوه پیدایی و کارکرد ِ اين ژن‌ها و در نتیجه میزان آنزیم هایی که تولید میکنند، تاثیر گذارند. برای نمونه، افرادی که در کودکی مورد سؤ استفاده و آزار جنسی و جسمی و روانی قرار گرفته اند نقص این ژن ها و کمبود این آنزیم ها در آن ها مشاهده شده اند، نقصانی که سبب شده است تا رفتار پرخاشگرانه و خشونت آمیز در میان این افراد بیشتر دیده شوند. آزمایش ها ی تجربی نیز نشان داده اند که محرک هایی مثل ترس،اضطراب، عصبانیت، تهدید، الکل، مواد مخدر، سیگار و حتی رژیم غذایی در رابطه با بروز اختلال در کارکرد این ژن ها نقش ایفا می کنند و زمینه ساز واکنش های هیجانی، پرخاشگرانه و خشن می شوند.
بنا براین اینکه این ژن ها به تنهایی عامل خشونت شناخته شوند هنوزنا روشن است، اما آنچه تردید بردار نیست اینکه افراد حامل اين ژن ها در برخی شرايط پرخاشگری و خشونت بيشتری از خود نشان مي‌دهند.
 
دستاوردها ی کشف «ژن خشونت»
 
گفتن ندارد که نقش عوامل کسبی( محیطی و اجتماعی) در بروز و تدوام حیات پرخاشگری وخشونت انکار ناشدنی ست. سخن و تئوری در باب علل اجتماعی، سیاسی ، دینی، ایدیولوژیک، اقتصادی، نژادی و….. بروز پرخاشگری و خشونت به وفور گفته شده، و نیز راه حل های پرشمارتوصیه شده است. آنچه اسباب تردید بوده و هست نقش عوامل فطری، زیستی، روانی وژنتیک است. در جایگاه و اهمیت عوامل محیطی همین بس که ژن ها نیز تحت تاثیر عوامل محیطی سبب تغییر دررفتار می شوند و در چرخه ایرفتار ما نیز براین ژن ها تاثیر می گذارد. در واقع محيط زندگی بستر و کیفیتی فراهم مي‌كند تا ژن‌ها سبب پرخاشگرانه و خشونت شوند.
کشف ژن های خشونت و اثبات تاثیر پذیری آن ها از محرک های محیطی گام مؤثری در راه پیشگیری از بروز پرخاشگری و خشونت است . شناخت افرادی که دارای چنین ژن هایی هستند و درمان دارویی و غیر دارویی ، و قرار دادن آن ها در محیط های مناسب ، و پیشگیری از سؤ استفاده ها و آزار ها و آسيب‌هاي جنسی و جسمی و روانی به ویژه جلوگیری از تنبیه فیزیکی در دوران كودكي و ایجاد محیطی امن برای کودک گامی بلند درجلو گیری از بروز پرخاشگری و خشونت خواهد بود ، و این تازه یکی از دستاوردهای کشف و شناخت این ژن ها ست.
دستاورد دیگر این که برخورد یک جانبه با پدیده هایی که پای انسان در آن پدیده ها در میان است، نادرست و نا دقیق خواهد بود. تجربه تاریخ و زندگی نشان داده اند که پیچیدگی های جسمانی بدن انسان ( چه به عنوان یک تمامیت و چه دربررسی ای ارگانی) ، و نیز ویژگی های روانی و رفتاری انسان به گونه ای ست که پرهیز از یک جانبه نگری را واجب می کند.
 
احتمال سوء استفاده از نقش ژن در بروز خشونت
 
برخی با نگاهی نژاد پرستانه و یا شوونیستی تلاش کرده اند نشان دهند نقص » ژن خشونت » و کمبود آنزیم «منو امینو اکسیداز» دربرخی نژاد ها وملیت های بیشتر است، تا به این وسیله جدا از برخورد ی نژاد پرستانه دلایل محیطی بروز خشونت در میان پاره ای از نژادها و ملیت ها را بی بها جلوه دهند. اینان عرصه ی این دست تلاش های علمی که می توانند سبب کاهش آلام و رنج های انسان شوند را با سؤ استفاده های نژادی ، قومی و عقیدتی می آلایند. نگرانی دیگر دستکاری این ژن ها از سوی برخی محافل نظامی و حکومتی ست تا بر رفتار کسانی که به جنگ و یا ماموریت های مشابه فرستاده می شوند تاثیری هدفمند بگذارند. بحث سؤ استفاد از»ژن خشونت » در عرصه ی جرم شناسی و قضایی نیز مطرح شده است .

علی رغم سؤ استفاده ها، دستاوردهای ارزشمند علمی، اجتماعی، فلسفی و سیاسی ِکشف این ژن ها را نمی توان و نمی باید نا دیده گرفت.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

اطلاعات

این ویودی در 30 نوامبر 2011 بدست در eshtrak، مقالات سیاسی/دیدگاهها - political articles/views فرستاده شده و با برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: