اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

«ای دوست!» و «خطاب به رهبری» :دو شعر از فرزاد جاسمی!

 

«ای دوست!» و «خطاب به رهبری»
دو شعر از فرزاد جاسمی

 


«ای دوست!»

ترا غم نيست دلت هرگز نگيرد، ز شام تار اين ويرانه ای دوست
غم خود می نمی داری عجب نيست، دريغ است بی غم جانانه ای دوست
صفای زندگی غم نيست ليکن، ز مردم خود جدا کردن چه معنی
غم هم نوع خورد حيوان وحشي، نه حيوانی و نه ديوانه ای دوست
ز همياری شود دنيا گلستان، جهنم زايدی از خشم و کينه
در آن مُلکی که می بينی تفرق، شرنگست پُر به هر پيمانه ای دوست
مسلط می شود هر خانمانسوز، ز خلق بيگانه و خونخواره رهزن
بساط کشتن و سرکوب خود پهن، به يغما نان و آب و دانه ای دوست
ترا آوارگی بهتر ز خانه است، قرين با راحتی آسايش و شور
چه غم بربايدی سيل حوادث، و يا آتش در آن کاشانه ای دوست
اساس آفرينش ز اتحاد است، تضاد پويد ره رشد و تکامل
تو راه تفرقه پويی و هر روز، زنی از بهر هيچی چانه ای دوست
حقيقت را نمی دانی تو تنها، پياده شو دمی از مرکب جهل
بينديش و نگر اوضاع دنيا، چرا با خود چنين بيگانه ای دوست
به ارث فرزندگان خواهی چه دادن، که باشد لايق و در شأن انسان
نه ای فرزانه می دانم ولی تو، نمايی خويشتن فرزانه ای دوست
زمان بگذشت و ديگر فرصتی نيست، که پردازی ز خود صدها حکايت
جهان يک دهکده است در ده نه بتوان، زدن نقش دروغين خانه ای دوست
سر بی موی را تا کی زنی فر، بر ابروی دو چشم کور وسمه
خلايق آگهند جز خود که چشمان، نهاده بر هم و سر شانه ای دوست
زمان قصه ها طی شد و باور، نمی دارند حديث اين نو جوانان
عمل را طالبند و مشت کنند وا، ز چون ما و تويی رندانه ای دوست
ز شهنامه برفت رستم پشوتن، برفت از خاطره از سستی ما
ز آرش دم نه بتوانيم زدن چون، بخوانند من و تو ديوانه ای دوست
ز کاوه ما چه می داريم نشانه، که ضحاک زمان آسوده از ماست
ز ظلم بيحدش مردم به سختي، و ما با دردشان بيگانه ای دوست
به هر روزی کشند از ما جوانان، بدون آنکه مارانش شوند سير
نظاره می کنيم مرگ عزيزان، به تحسين عربده مستانه ای دوست
به زندانند دانشجو و استاد، زنان خانه دار و کارگر نيز
ز برزيگر کمر بشکسته از ظلم، جوانان در فرار از خانه ای دوست
برفت ناموس و مُلک يکسر به تاراج، جهان وامانده از کار من و تو
به پوچی دلخوشيم سرگرم بازي، نداريم غصه ی ويرانه ای دوست
ششم آبان ماه 1390
***

«خطاب به رهبری»

اين جامعه را تو رهبر هستي؟ وين حاصل عدلت و سخاوت
از عدل علی و قسط الله، منظور و هدف بُدی خلافت
اسلام عزيز کيش و دين است، يا آخور هر گدای مفتخور
خلق را هدفش نجات از ظلم، يا برده و غرقه در جهالت
پس کو چه شد آن همه رجزها، شد منصرف از عدالتش حق
انبان کرَم نصيب موش شد؟ چون نوبت ما رسيد شقاوت
بخشنده خدا نبود و يا تو، رأيش بزدی و رهنمودش
ما را بکند ز لطف محروم، عمری کرم و کنون عداوت
زان مهر خدا نماند باقي، يک دانه ی ارزنی به انبار
يا اينکه زدی مُخش و از بخل، کردی ببرش ز ما سعايت
روزی ز چه رو گرفته الله، زين مردم بينوا و مظلوم
تحريم ويست به خواست امريک، يا شاه عرب به وی علامت
ديوانه تويی و تشنه ی خون، يا آن بدوی رب کعبه
گر بنده نواز و مهربان اوست، از جانب تو بود دنائت
گفتی که رسول نان خود را، از راه کرم به کودکان داد
مولا به شبان تيره و سرد، از خصم مريض خود عيادت
بر بيوه زنان شهر کوفه، چون شوی رحيم و مهربان بود
با دشمن خود سخن به نرمش، گلبرگ گلی پر لطافت
از فضل پدر ترا چه حاصل، با اين همه نفت و ثروت و گاز
گر مال تو است نوش جانت، در کشتن خلق کمی لئامت
تاراج کنی کشی شکنجه، هر روزه به دار بيگناهی
نامش تو نهی دفاع از دين، وين ددمنشی لقب امامت
با دانش و علم از چه قهري؟ با اهل هنر عداوت و کين
فرزانه به بند کشی و زنجير، خلق را به يقين ره ضلالت
چهل درصد خلق بينوايند، ريشخند شوند ز جانب فقر
بر ريش تو بايدی که خنديد، تا دم نزنی هی از عدالت
يا وارثی و ز خوی آنان، يک ذره ترا به ارث رسيده
يا خود به دروغ کرده ای جا، ديوی و به دور از سخاوت
***
ششم آبان ماه 1390

6 آبان 1390 01:07

 

 

آخرين مطالب مرتبط در روشنگرى:
«ای دوست!» و «خطاب به رهبری»دو شعر از فرزاد جاسمی


2011‑10‑28
غم جانانه!فرزاد جاسمی


2011‑10‑21
عبرت روزگارفرزاد جاسمی


2011‑10‑16
ما و حکمت حقفرزاد جاسمی 2011‑10‑11
حاصل دشمنی با خودفرزاد جاسمی


2011‑10‑05


اخبار ومقالات مربوط به فرزاد جاسمی در روشنگرى(كليك كنيد)

 

 

http://www.roshangari.net/as/ds.cgi?art=20111028233757.html

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s

این وب‌گاه برای کاهشِ هرزنامه‌ها از Akismet استفاده می‌کند. در موردِ نحوهٔ پردازشِ داده‌هایِ دیدگاهتان بیشتر بدانید.

اطلاعات

این ویودی در 31 اکتبر 2011 بدست در eshtrak، اشعار-poems فرستاده شده و با برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: