اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

بهروز سورن: نقد امروز, شکوفائی فرداست!گفتگوی سایت گزارشگران با امیرجواهری لنگرودی،یک تن ازفعالین «کمیته اجرایی شهری» در چهارمین گردهمآیی سراسری درباره زندانیان سیاسی – گوتنبرگ(سوئد)!

دریافتی:

بهروز سورن: نقد امروز, شکوفائی فرداست

 

گردهمائی چهارم زندانیان سیاسی – معضل تبلیغات و فورمالیسم

فراموش کنید نامهای بنام!! فدائیان و مبارزان قدیمی و سایرین را که زمانی نام و شور و شعف انقلابی آنها تا فرسنگها مرزها را میشکافت و لرزه بر اندام بی شرفان حاکم می انداخت. و امروز تنها نامشان حمل صاحبانشان می شود

 

 

سوزنی در یکدست و جوالدوزی در دست دیگر میگیرم. یکی برای خودم و دیگری برای دست اندرکاران زحمتکش گردهمائی چهارم زندانیان سیاسی. تردید لحظه ای از ذهنم بیرون نمیرود. کدام برای کی؟ برای خودم سوزن که دردش را حس کنم زمانی که جوالدوز را بر گردانندگان روا میدارم یا که وارونه!؟ از نوشتن این سطور بلحاظی شرمنده ام. مگر میشود زحمات آنان را نادیده گرفت و قلم را در نقدشان حرکت داد؟ مگر میتوان حاصل ماهها تدارک و برنامه ریزی و عرق ریختن برای این سه روز را فراموش کرد, قوت ها را ندید و ضعف ها را شمرد؟ از خود آغاز میکنم.

سوزنی به خودم:

آنچه من کردم که ننگم باد! شرمم باد! آرزو دارم سنگ شوم و دیگر صدائی از من در نیاید این بود که هشداری دادم که مبادا در فکر برگزاری گردهمائی پنجم در شهر وین باشید.

ماجرا چه بود؟

منابعی تماس گرفتند و در اینمورد اشاره کردند. تلاش کردم با سه تن از برنامه ریزان تماس بگیرم و جویای حال شوم. پاسخ ها روشن و شفاف نبودند و در یکمورد دوستانه نبود. به هر دلیلی که از حوصله خارج است. آن هشدار را علنی دادم که در این لینک میبینید

http://www.dialogt.org/index.php?id=72&tx_ttnews[tt_news]=381&cHash=931e7aaad27e008fd62d6b052c5fb603

 

بنابر این:

هشداری زود رس دادم که مبادا بفکر بیفتید در شهر وین گردهمائی پنجم را برگزار کنید!

مبادا به ذهنتان خطور کرده باشد که وین هم شهری است و این شهر زیبا و تاریخی اما نفرین شده میهمان دهها و صدها رها شده و ( تاریخ زنده ) از مسلخ جانیان اسلامی باشد و سر آخر هم صدائی ناشناخته و مبهم از آن در دادخواهی آن عزیزان درآید.

مبادا به دام انحصارطلبان و اصلاح طلبان فرصت جوی این دیار و این گوشه غربت بیفتید که هر آنچه تا کنون حاصل کرده اید, پرورده اید و ساخته اید, بر باد خواهد رفت.

از دست نداده اید چیزی اگر به این شهر برای دادخواهی آن عزیزان نیائید. ذره ای از شما کم نخواهد شد یا اضافه اگر گام به بانهوف وین نگذارید.

فراموش کنید نامهای بنام!! فدائیان و مبارزان قدیمی و سایرین را که زمانی نام و شور و شعف انقلابی آنها تا فرسنگها مرزها را میشکافت و لرزه بر اندام بی شرفان حاکم می انداخت. و امروز تنها نامشان حمل صاحبانشان می شود.

از آن دیار و سنگرهای مبارزه تنی چند بیشتر باقی نمانده اند. تنی چند که اگر به چهره هایشان دقیق شوی, همانند من و ما, خستگی و افسردگی و گذشت زمان را از خم موی سپیدشان اگر باقی مانده باشد و از لای لای چروک های پیشانیشان که سو سو میزند, خواهید دید.

اما همچنان استوار ایستاده اند و گاه و بی گاه, مقاله ای مینویسند, تحلیلی میکنند یا خاطره ای را بازگوئی میکنند و فریادی میزنند که آی جانیان, آی حاکمان ما هنوز زنده ایم و تا ما زنده ایم خواب را بر شما حرام میکنیم.

 

باقی نیز ایستاده اند اما سر به سر و دوش به دوش در صفوف دریافتی های ناچیز و بی شناسنامه دولتی برای سازمانهای شان, برای جبهه سبزو مسالمت جویشان, یا تهیه شال و دستبند سیدی و تمثال موسوی و کروبی و ارسال عکس و فیلم برای رسانه های اصلاح طلبان. جرس, کلمه, و یا اینکه در هیاهوی جنبش خونین عرب به راهپیمائی سکوت می گذرانند.

رادیکال ها را پس میزنند و برایشان پلیس میاورند. سوت هایشان را نه برای اعتراض به جمهوری اسلامی که برای خفه کردن شعار سرنگونی استبداد حاکم به صدا در می آورند تا شنیده نشود و به تظاهرات مسالمتجویانه شان لطمه ای وارد نیاید و چه بی محابا و گستاخانه!!

شعار سرنگونی ندهید!

ما سیاسی نیستیم و مدنی هستیم!

آقا, خانم اعلامیه پخش نکن!

آهای پاسبان! این فرد که شعار سرنگونی میدهد از ما نیست!

آهای پلیس! این گروه که از دور می آیند و شعار سرنگونی دارند از ما نیستند!

آن پرچم مال ما نیست!

شما که رای نداده اید اینجا چه میکنید!

و…..

و اینگونه برای ما قدیمی تر ها گذشته های دور تداعی و تکرار میشود و چه غم انگیز و اندوهناک است.

آری اینجا شهر وین است. از زیباترین و سبزترین شهرهای عالم هستی است.

اشتباه نکنید اینها همه فدائی و مبارز قدیمی بوده اند که به این روز افتاده اند. نامهای براق و آشنائی هم دارند و شما بعضا از راه دور دگردیسی های آنان را ندیده اید, شاهد نبوده اید و نمیشناسید.

اما هنوز هم خود را فدائی میدانند. آنجا که از حمید اشرف ها و جزنی ها سخن میرود و یا سالگرد سیاهکل می شود و سخنی بمیان میاید:

بادی به غبغب میاندازند, کمی عقب می نشینند, سینه ای ستبر می کنند, به گوشه سبیلشان ور میروند, چشم ها را به دورترین نقاط محوطه, اتاق, سالن, کارگاه میدوزند, چند دهه به عقب برمیگردند و از اینکه با بیژن و یا سعید چای قند پهلو خورده اند یا در سلولی پرخاطره و مخاطره بسر برده اند حماسه سرائی می کنند.

در گوشه ای دیگر اما شعار سرنگونی و حذف استبداد و آدمخواران حاکم را مزمت می کنند و فعالیت مدنی را مشروع و جایز و راه رهائی انسان ها می شمارند!! رادیکال ها را از هر نوعش تحریم می کنند. میرحسین یا حسین شان را بلندتر از دیگران میگویند. صبر و بردباری در مقابل جلادان را تبلیغ می کنند.

سبزی محیط آنها را گرفته است. حتما شنیده اید که اتریش از سبزترین سرزمین های دنیاست. قطعا خوانده اید که شهر وین در زمره زیباترین شهرهای دنیاست و شهر موسیقی و اپراست. شهری است بسیار دیدنی و تماشائی و دانوب سحر انگیز آن سبز, سبز, سبز است.

حتما این شهر را ببینید اما نه برای دادخواهی هزاران عزیز جانباخته

شهرهای دنیا هم برای ما ایرانیان تبعیدی یا مهاجر مختصات خود را دارد. هرگز قابل مقایسه نیست شهری همانند هانور, استکهلم, پاریس با وین یا دورتموند و یا لوس آنجلس. بلحاظ سیاسی و تجمع ایرانیان تعاریف خود را دارند.

 

دنیای هنر اما دنیائی دیگر است.

در این دنیا میتوان اثر را نشان داد بی آنکه اجبارا موضعی سیاسی داشته باشی. میتوانی اثری خلق کنی که دامنه اش در ابعاد حقوق بشری همه آحاد را در بر بگیرد. میتوانی ایده ای را مادیت ببخشی که تنها خاصیتش زیبائی باشد, خلاقیتی در خود نهفته باشد, مجذوب کند, ترحمی برانگیزد, بازدید کننده را مالامال ازعشق کند, سرشار از هوس کند, گرسنه اش کند و….

میتوانی هم در قالب یک اثر, مبارزه, سازش ناپذیری, ناهنجاری طبقاتی و راه رهائی و … را بروز دهی و جایگاه مخاطب را خود تعیین کنی.

این لینک را ببینید

http://www.gozareshgar.com/10.html?&tx_ttnews[tt_news]=12777&tx_ttnews[backPid]=19&cHash=bbd512f297513bbcc0576ac7626eafbd

 

غبطه میخورم به افرادی که میتوانند هنرپردازی کنند و اثری بجای بگذارند. میتوانند با یک طرح, نقاشی, کاریکاتور, شعر, خط, عکس, مجسمه, قطعه ادبی, صدا و موسیقی و دهها شیوه دیگر حالات روحی خواننده, بیننده و شنونده را تغییر دهند. شاد کنند, غمگین کنند, شوری ایجاد کنند, امید زا باشند, به هیجان بیاورند, آرامش ببخشند و….

از شنیدن و خواندن اینکه گردهمائی چهارم بخش هنری دارد و کلیپ هائی در راه است شاد شدم. از چپ زمخت و آهنینی که می شناختیم و سرودهایش با شلوار سربازی یا لی و کفشهای محکم کوهنوردی ( چریکی ) مزه بیشتری میداد, زمزمه کار هنری و بخش هنری آمده است و آنهم در گردهمائی سراسری زندانیان سیاسی که حتی نامش تداعی کننده خاطرات درد آور و مرگ و نابودی زندانیان سیاسی توسط جلادان حاکم است و خلاصه غم و اندوه جانکاه.

پیش از این و در گردهمائی های گذشته بخش هنری سرآمدش حضور شاعران و ترانه سراها و خوانندگانی بود که جز در مسیر مبارزه ننوشتند و نخواندند. نامشان و کلامشان سمبل مبارزه ای آشتی ناپذیر در تبعید است. گردهمائی ظرفی بود برای حضور این هنرمندان مبارز و نقد هم شد که چرا تنها اینان و دیگران نیستند. اما و اگر ها وسیله ای شد که اینبار دیگران بودند و اینها نبودند. طیف بندی شد. توضیحی هم در کار نبود. امید که گزارشی مبسوط و شفاف در آینده ای نزدیک باشد. واضح بود که سیل نقد و تائید از همان روز اختتام سرازیر خواهد شد و انعکاس رسانه ای خواهد یافت. رسانه کارش این است. گزارش برگزاری اما هنوز و تا این لحظه منتشر نشده است.

برای کسانی مثل من که نتوانستند از نزدیک و در محل گردهمائی شاهد قضایا باشند گزارش بخش هنری بسیار مهم بود. تا اینکه دیروز منتشر شد و شمائی کلی بدست آمد. گزارش آنطور که از ظاهرش پیداست مضاف بر اشتباهات لغوی و لپی آن معلوم است که بسرعت هر چه تمام تر نوشته شده است. خواننده در این گزارش با نام تنها پنج نفر برخورد دارد. آثاری ازسه نفر آنها که کمیته هنری هستند نامشان را در زیر می بینید.

سودابه اردوان – منوچهر شهابی – سیاوش فانی

اثری از خانم پرستو فروهر است

چیدمان من تسلیم میشوم نام دارد که در نمایشگاه های متعددی پیش از این بنمایش گذاشته شده بود.

دو اثر از بهروز حشمت است که پیش از این بارها بنمایش گذاشته شده است و بسیار شناخته شده و گویاست.

ویدئو هائی که در زمینه های مختلف تهیه و تنظیم شده بود

متاسفانه این گزارش جامع نیست. گزارشی تحلیلی که از سوی آقای س – یوسفی که متاسفانه با ایشان آشنا نشده ام, نوشته شده است, کاملتر است که در این آدرس میبینید

http://www.dialogt.org/index.php?id=72&tx_ttnews[tt_news]=387&cHash=a8151563807a1624df685ea2acf50d97

 

از حضور آثار دیگر سخنی نمیرود. علت و معیار پذیرفته نشدن آثار دیگرهنوز توضیح داده نشده است. بطور کلی فقیر و محدود است. کلیپ های ساخته شده و تبلیغی که گویا تبلیغات گردهمائی عمدتا برعهده گروه هنری بوده است تنها 2400 بازدید کننده داشته است. برای کسانیکه با مناسبات اینترنتی درگیر هستند پر واضح است که این رقم درخور تبلیغات چند ماهه یک گردهمائی سراسری نیست.

برخی از کلیپ ها خسته کننده اند. مخاطب آنها جامعه هنری و روشنفکری است. آهستگی و خمودی مشخصه آنهاست. فهم آن نیازمند تعمق طولانی است. شورانگیز و تهییجی نیستند. حتی تم موسیقی همراه نیز مناسب نیست و ملال آور است. بخش هنری مخاطب را نشناخته است. جامعه روشنفکری تبعیدی که با این کشتارها آشناست. وظیفه گردهمائی افشای چهره خونخوار رژیم در برابر دیدگان جهانیان, نسل جوان و آنانی است که کمتر با تاریخچه خونین گذشته زندانیان سیاسی آشنا هستند. کلیپها و بویژه اولین آن دیوار تناسبی با اهداف تبلیغی و تهییجی گردهمائی نشان نداد. از اهداف اصلی این گردهمائی ها افشاگری است. افشاگری در برابر دیدگان همگان. طیف بسیار وسیعی را در بر میگیرد. از مرزهای محافل روشنفکری عبور میکند.

پر واضح است که امر تبلیغات نمیتواند بی توجه به تهییج و فرازهای تبلیغی باشد. اساسا و متناسب با مخاطب خود و بویژه در اینمورد خاص میتواند تکاندهنده و شور آفرین باشد. متناسب با موضوعیت گردهمائی باشد. تدارک قبلی برای انعکاس وسیع آنها دیده نشده است. بنظر میرسد که از ارتباطات رسانه ای حتی مستقیم مجموعه بهره برداری نشده است. هم از اینرو استقبال متناسب با انتظارات نبوده است.

تبلیغات همانند امواجی است که به محیط فرستاده میشود و پس از دریافت از سوی محیط بازپس فرستاده میشود. کدام واکنش ها بر انگیخته شد؟ 2400 بازدید کننده از کلیپ ها قطعا پاسخ صحیح و مناسبی نیست.

امید که در آینده به این امر بسیار مهم و حیاتی بیشتر توجه شود. برای این قلم روشن است که تحریم و تکفیر!! برخی از سازمانها و نهادها در نتایج امر تبلیغ تاثیرگذار بوده است. روشن است که کوشش های اولیه است اما همین کوشش ها میتوانست با دیالوگ صمیمانه و مستقیم با ارتباطات بسیار موثرتر خود نماید.

کناره جوئی برخی از هنرمندان و محدود بودن بخش هنری به هر حال راهیاب نبوده است. ضمن اینکه زحمات این دوستان قابل چشم پوشی نیست اما میتوان از این تجربه در آینده بهره برد. آموخت و شکوفا شد.

فکری برای بخش هنری باید کرد هر چند اگر بارها من بنویسم که تشعشعات خم آن طرح یا هیبت آن مجسمه سالن را مزین کرده بود و یا تعدادی انگشت بدهان مانده بودند و نفس ها در سینه حبس شده بود از حقیقت موضوع نمیکاهد.

کثرت گرائی و دعوت از هنرمندان اصیل و مبارز, دلجوئی از برخی از آنان و شفافیت بخشیدن به سوء تفاهم ها میتواند زمینه های همکاری جمعی را در آینده ایجاد نماید.

برنامه های صوتی و تصویری همانند گذشته وزن بالائی نداشتند. برنامه های رادیوئی, تلویزیونی, پخش مستقیم پالتاکی و گزارش لحظه به لحظه پیشنهادی گزارشگران به مرحله عمل نرسیدند و سازماندهی در کار نبود.

اینها نکاتی است آموزنده و درخور تامل که میتواند گردهمائی پنجم را در زمینه هائی در جهات مثبت متاثر کند. ارتباطات را فعال کند و از مدار بسته کنونی خارج سازد.

 

نکته دیگر غلطیدن به فرمالیسم است.

برگزار کنندگان طرحی نو در انداختند. تعیین سخنگویان در کشورهای دیگر را در برنامه قرار دادند. انتخاب کردند و پیشنهاد کردند. برنامه ای اما نداشتند. تدارکی در کار نبود. سخنگویان چکاره بودند؟ چرا انتخاب شدند؟ معیارها کدام بودند؟

سخنگویان معرفی شدند. در پالتاک و سپس مکتوب بر صفحات اینترنتی.

به همین جا ختم شد. در فرم باقی ماند. طبیعی بود که همه می پذیرفتند. با جان و دل و بدون اما و اگر. اما برای چه؟ چه کمکی میتوانستند بکنند؟ از کجا آغاز کنند؟ از کدام توانائی های امکاناتی و تدارکاتی بهره ببرند؟

روشن بود که در محل گردهمائی طیف بسیار وسیعی نمیتوانند جمع شوند و بطور حضوری در کنار هم مراسم را برگزار کنند. پس چه باید کرد تا انعکاسی وسیع و بین المللی یابد. قطعا تعیین سخنگویان کشوری ایده خوبی است در کنار تبلیغات و پس تبلیغات اما هر ایده ای برای مادیت یافتن نیازمند تدارک و برنامه ریزی است. نیازمند سازماندهی است. چنانچه این مواد اولیه را در اختیار نداریم بهتر است آغاز نکنیم طرح نو بواسطه نو بودنش همه گیر نخواهد شد. نیازمند برنامه ریزی و سازماندهی است تا سخنگویان هم سخن بگویند و ایده ای را فراگیر کنند.

 

بهروز سورن

29.09.2011

www.gozareshgar.com

 http://p111272.typo3server.info/10.html?&tx_ttnews[tt_news]=15132&tx_ttnews[backPid]=23&cHash=5cb269d443852b8baaea363314324dff

 

گفتگوی سایت گزارشگران با امیرجواهری لنگرودی،یک تن ازفعالین «کمیته اجرایی شهری» در چهارمین

گردهمآیی سراسری درباره زندانیان سیاسی – گوتنبرگ(سوئد)

 نتیجه آنکه ؛ علیرغم اینکه نوعیت کارازگردهمآیی اول تا به اینجا با فردیت شرکت کننده گان تعریف می شدو دعوت نامه ای درکارنبود، درگوتنبرگ ما برای ضد حمله این جنابان ، همه آنان را هم ازطریق روابط عمومی ما و هم از طریق چهاررادیوی محلی به دفعات مخاطب قرارداده و دعوت به هرسطح ازهمکاری کردیم . ازمنظراین آقایان که با اتخاذ تاکتیک » سیاست بایکوت اعلام نشده»،برما تاختند همواره مرغ همسایه غازاست وحتما هم یک پا دارد. متاسفم که می گویم ؛ حتی رهبری بخشی ازجریانات سرنگونی طلب شهری هم نتوانستند ، شناخته شده های تشکیلات شهری خود را برای شرکت دراین گردهمآیی بسیج کنند و این همه بیش ازهرچیزی با پیشداوری آنانی معنی می یابدکه براین باورند ؛ یاهمه راما دراین شهربه خط می کنیم، یا با انگ وبرچسپ وهرناچسپی به تخریب غیرمی نشینیم . آنهم تنها دردل بی عملی و بی مضمونی کار خود….. می توان دراین باب خیلی بیشترهم گفت ول یه همین حد بسنده می کنم.

 

…………….

 

پرسش سایت گزارشگران :
کمیته برگزارکننده تا جائی که مطلع هستیم از گفتگوهای زندان و کمیته شهری تشکیل شده بود. کمیته شهری چه نهاد و با چه ترکیبی بود؟

 

 

امیر جواهری لنگرودی :

با درود برشما و سپاس ا زاینکه امکان سایت و خوانندگانت رادراختیارم گذاشتید. بیش ازهرچیزی لازم می دانم یادآورگردم ، آنچه درپاسخ شما منظورمی دارم، بیان نظرات خودم است که تا حد امکان با کارکرد جمعی » کمیته اجرایی شهر- گوتنبرگ » همخوانی خواهد داشت. یعنی همه تلاشم براینستکه چنین باشد.

 

باید یادآورگردم؛ بعد ازشرکت مان دراجلاس بین المللی دانمارک درماه آپریل ۲۰۱۱ وقطعیت پذیرفته شدن شهرگوتنبرگ بعنوان برگزارکننده چهارمین گرد همآیی،همه توش وتوان نیروی مابراین قرارگرفت که تدارک یک کمیته فراگروهی وفراسازمانی رابرای این کارمهیا سازیم.تا بتوان بشکلی توامان این وظیفه سنگین را به پیش برد.

حرکت ازاین منطق،کمیته فراگروهی وفراسازمانی،ازابتداء ترکیب نیروی کمیته شهری ما،فرازوفرود های آنرا دربسترشکل گیری «کمیته شهری» ازشروع تا انتهای کارآن توافق عمومی شرکت کننده گان را با خود داشت. فعالان منفردی که سال ها است که پی کارسازمانی وحزبی را به جان شستند ورهایش ساختند، اینگونه موارد، نزدیکی ودوری خود به سازمان ها واحزاب راملاک همکاری می شناسند ودیگردرلباس فردیت ظاهرنمی گردندبلکه یک سرجانبدارند.

ازطرفی آندسته ازنماینده گان احزاب وسازمان ها وبویژه آنانی که هنوزمضمون کارفراگروهی را برنمی تابند،آنگاه که با پیشنهاد ما روبرومی شدند، اولین پرسش آنان این بود، با چه گروه ها وچه دسته ای همراه هستید؟ آنگاه که می شنیدند با نیروهای سرنگونی طلب وزندانیان سیاسی وغیرسازمانی ،یا این وآن فرد، بلا فاصله روترش می کردند و می گفتند:»اجازه بدهید تا فکرکنیم » زیرا که هم اینان ملاک همکاری خود درهرکارجمعی را با دوری و نزدیکی حزب و سازمان خود با این وآن سازمان، داورهرسطح ازهمکاری هامی شناسند.چرا که اگرچنین نکنند، پرچم خونین حزبیت آنان برزمین می افتد ونشان دارمی گردند. چاره کار را در این می بینند تا سکوت اختیار کنند ، درحاشیه میدان نظاره گرباشند وازهمه مهم ترتا قیامت همچنان منزه باقی بمانند.

با اینهمه حاصل تلاش وهمفکری جمعی ما بیش ازهرچیز،عرصه نزدیکی نیروی فعال فرهنگی- اجتماعی وسیاسی شهرگوتنبرگ اعم اززندانی سیاسی سابق(زن و مرد) و فعالان سیاسی شناخته شده را که منطق کارفراگروهی و فراسازمانی را درمی یابند،پوشش دادوبه گرد هم کشاند . من خود به عنوان یک آدم سازمانی، دراین میان هیچ مخالفتی باتشکیلات وسازمانی بودن این وآن نداشته وندارم ولی بافرقه گرایی وانحصارطلبی هرگرایش سازمانی وحزبی سخت مرزداشته ودارم.

یکی از جلسات کمیته اجرایی شهری در پاتوق کتاب اندیشه- گوتنبرگ

 

دراین میان، رابطه ما فعالان «کمیته اجرایی شهری» با کمیته «برگزارکننده چهارمین گردهمآیی سراسری….» ، بقول شما فعالان «گفتگو های زندان «ازطریق رفیق فرخ قهرمانی بشکل یک تسمه ارتباطی چند مضمونه معنی پیدا می کرد .کمیته شهری با فراهم آوردن ایمیل کروپ جمعی شهری با یکدیگرارتباط زنجیره ای داشتند وبرسرهرموضوعی با یکدیگرمشارکت می ورزیدند.

جدا ازاین، نشست های هفتگی شهری بعد ازپست سرگذاشتن تعطیلات تابستانی سوئد،یعنی ماههای ژوئن وجولای، برپایه تقسیم کارصورت گرفته بین داوطلبین هرگروه ، با دستورکارازپیش تعیین شده طی جلسات هفتگی درلوکال «مرکزفرهنگی اندیشه» که دراختیار» کمیته اجرایی شهری » گذاشته شده بود، حاضرمی شدند تا به نوعیت پیشرفت کارجمعی یاری رسانند . همه این جلسات توسط خود من پروتکل می شد تا هیچ چیزازقلم نیافتد. این پروتکل ها صد البته ازطریق همان ایمیل کروپ بدست رفقای غائب هم میرسید تا ازپیشرفت کارها بی اطلاع نمانند. این کمیته ازتعداد ۸ نفرشروع شد وسرانجام به ۲۲نفرقطعی و تعدادی از یاری رسانان جنبی مبدل گردید. هرحد که به تاریخ گردهمآیی نزدیک می شدیم ، شوروشوق یکایک اعضاء » کمیته اجرایی شهری » فزونی می یافت .

نکته پایانی اینکه درماه اگوست چند تن ازاعضاء کمیته برگزاری که تجربه سه گردهمآیی پیشین را (دوباردرکلن ویکباردرهانوفر ) رادرحوزه های فنی وهنری و پاسخگویی به پاره ای ازپرسش های احتمالی جمع ما،داوطلبانه با جای گرفتن درایمیل کروپ شهری یاری رسان ما شدند. ازجمله: رفقا همایون ایوانی – سیاوش محمودی و منوچهرشهابی ، به ترکیب آدرس ایمیل های شهری ما با توافق جمعی ما دریکی ازنشست های شهری به امیل گروپ ما افزوده شدند که حضوراین رفقا به پیشرفت کارها خاصه انتقال تجربه رفیق سیاوش درراستای تدارک امکانات فنی، فوق العاده تعیین کنند بود . درهمین جا ازیکایک این رفقا باید تشکرکنم.

جمع ببندم، یکایک افراد کمیته شهری ، با میانگین سنی گوناگون اعم ازفعال سازمانی وگروهی ،فعالین فرهنگی واجتماعی، مدافعین حقوق کارگران،مسئولین رسانه های شهری درکنارزندانیان سیاسی ،- بدون هیچ منع ورودی برای فعالان سیاسی سرنگونی طلب شهرازهرگرایش وفکری غیرازسلطنت طلب ها- تماما اعم اززن و مرد، به صفت شخصی در» کمیته اجرایی شهری» گرد هم آمدند و این کارعظیم و سترگ را با علاقمندی و وظیفه مندی بدون کمترین کنش و واکنش منفی درکنارعزیزان کمیته برگزاری » درروزهای ۹ تا ۱۱سپتامبردریکی ازبزرگترین سالن های شهرو تمامی طبقات آن ساختمان پیش بردند.

 

پرسش سایت گزارشگران :

گفته میشود که برخی ازعناصر و نهادهای چپ در این شهر برای همکاری دعوت نشده بودند. آیا شرط یا شروطی برای حضور آنها از جانب طرفین طرح شده بود؟

 

امیر جواهری لنگرودی :

گزارشگران عزیز، این قول » گفته می شود» از آن جنس اقوال کشداری ایست، که حاصل جمعی نگاه آن کس وکسانی را معنی می بخشد که دراساس به کار جمعی و فراگروهی بی باورند. منتظر دعوت نامه رسمی اند تا سفرای خود را بفرستند وهمه نیزبردعوت آنان گردن نهند و نیروی خود را درطبق اخلاص شان گذارند.

تا حدی که من می دانم و با منطق گردهمآیی ها آشنایی دارم، فراخوان اولیه گرد همآیی ، چرایی وچگونگی هرگردهمآیی را با تاریخ ومحل و مختصات عمومی اش تعریف می کند، یعنی هنوزکاردرقدم اول است.- واین، آن نکته ظریفی است که خودت درحال گفتگو با من،ببیش ازهرکسی بدان آشنایی داری- واین تازه اطاق های پالتاکی هستند که توش و توان همه زندانیان سیاسی و فعالین درون و برون کشورو خانواده های جانباختگان و بخشا نمایندگان سازمان ها و احزاب سیاسی را بهم پیوند می دهد وبه گرد هم می کشانند تا برسرچگونگی محورکارهرگردهمآیی با هم توافق کنند .

برای چهارمین گردهمآیی که من خود بدون یک جلسه غیبت دربحث های پالتاکی مشاهده گربحث ها بودم همه و همه آنی بود که درحریم برنامه پیشنهادی و تصویبی جای گرفت . نه » گفتگوی های زندان » به صفت خطی و رسمی نه » کمیته برگزاری » که خیلی وسیع تراز » گفتگو های زندان » هم عمل می کند و نه » کمیته اجرایی شهری » در تعیین نهایی برنامه ریزی نقش ویژه ای برای خود قائل نیستند. الا تدارک موسیقی و سینما و آنهم با دخالتگری خود بصیر نصیبی بعنوان یکی ازچهره های همیشه حاضر پالتاک های گردهمآیی ها. که در نشست درونی پالتاکی برای چهارمین گردهمآیی عناصر سینمایی هم منظورشد. این کاربا ابتکاری نو، پدید آمد که درجای خود می توان دررابطه با آن صحبت داشت.

بااینهمه ما درشهرگوتنبرگ بدلیل سال ها زندگی سیاسی احاطه برجوفرهنگی و اجتماعی آن و اشراف مان به دوری و نزدیکی فعالان سیاسی و زندانیان سابق ازیکدیگر، با گزینش یک ستاد خبری که روابط عمومی وکمیته ارتباطات داخلی و بین المللی ما را پوشش می داد، دست بکارشدیم. – همه مسئولین این بخش حاضرند و پای این نوشته راتائید خواهند کرد . چراکه پروتکل همه سیاست گزاری های صورت گرفته درنزدم موجود است – نهایت اینکه مسئولین ارتباط برای خبرکردن همه نمایندگان سازمان ها دست بکارشدند. دو تن ازرفقای «کمیته شهری» درپی بیش ازدهها ارتباط و دیداربا یکایک و جمعی این فعالان، نظرآنان ازبدوامربه همکاری جمعی با کمیته گرد آمده فرا خواندند.

اینکه می پرسید: . آیا شرط یا شروطی برای حضور آنها از جانب طرفین طرح شده بود؟

 

شرط و شروط تعیین شده ما،موازین تا حال اعلام شده گردهمآیی ها ، یعنی باوربه سرنگونی نظام سیاهی وتباهی جمهوری اسلامی ،نفی اعدام ،زندان و شکنجه ، آزادی بی قید شرط زندانیان سیاسی ومدا فع آزادی و دمکراسی بودن، طرح این پیش شرط ها بروشنی معنی روابط ما با یکدیگرو نیروی راست ، رفرمیست،سبز و سیاه و پرچم سفید را تعریف می کرد.به همین سادگی …..

امااغلب دوستانی که به هردلیلی نیامدند، باید بگویم؛ پیشرطهای ویژه خود را داشتند وآن اینکه؛خواستاراین بودند که طی درخواست دعوت کتبی ، سازمان وگروه متبوع آنان مخاطب قرارگیرند وخود نیز ازسازمانده گان این حرکت معرفی گردند. حتی عالیجنابانی به روابط عمومی ما گفتند : » آنان را کناربزنید ، ما به اتفاق شما این کاررا صورت داده و به سامان می بریم!! » نقل به مضمون

نتیجه آنکه ؛ علیرغم اینکه نوعیت کارازگردهمآیی اول تا به اینجا با فردیت شرکت کننده گان تعریف می شدو دعوت نامه ای درکارنبود، درگوتنبرگ ما برای ضد حمله این جنابان ، همه آنان را هم ازطریق روابط عمومی ما و هم از طریق چهاررادیوی محلی به دفعات مخاطب قرارداده و دعوت به هرسطح ازهمکاری کردیم . ازمنظراین آقایان که با اتخاذ تاکتیک » سیاست بایکوت اعلام نشده»،برما تاختند همواره مرغ همسایه غازاست وحتما هم یک پا دارد. متاسفم که می گویم ؛ حتی رهبری بخشی ازجریانات سرنگونی طلب شهری هم نتوانستند ، شناخته شده های تشکیلات شهری خود را برای شرکت دراین گردهمآیی بسیج کنند و این همه بیش ازهرچیزی با پیشداوری آنانی معنی می یابدکه براین باورند ؛ یاهمه راما دراین شهربه خط می کنیم، یا با انگ وبرچسپ وهرناچسپی به تخریب غیرمی نشینیم . آنهم تنها دردل بی عملی و بی مضمونی کار خود….. می توان دراین باب خیلی بیشترهم گفت ول یه همین حد بسنده می کنم.

 

پرسش سایت گزارشگران :

ازسایرشهرهای سوئد چگونه حمایتی موجود بود؟

 

امیر جواهری لنگرودی :

 

می توانم بگویم ؛ ازاستکهلم ، مالمو و لوند و کمون های اطراف گوتنبرگ، فعالانی را طی هرسه روزگرد همآیی و بعضی را طی دو روزودیگرانی بخشا دریک روزدیده ام. اینها عمدتا کسانی بوده اند که برپایه تبلیغات ما وبدون پیشداوری، وبرپایه اشنایی شان با گردهمآیی پیشین، خود را به چهارمین گردهمآیی گوتنبرگ هم رسانده اند ولی حضورنیروی ماند شهری وارتباطات آنان با نیروی سیاسی خود دردیگرشهرها درجوموجود و بخشا عدم حضور آنان بی تاثیرنیوده است .

 

پرسش سایت گزارشگران :

آیا با توجه به همه مشکلات و زحمات میتوانید تصور کنید که گردهمائی پنجم باز هم در این شهر برگزار شود؟

 

امیر جواهری لنگرودی :

 

ما درروز یکشنبه ۱۱سپتامبریعنی درآخرین روزگرد هم آیی دربرابرشهرها و کشورهایی که خود را کاندید اعلام داشتند، من به سهم خودم به رفیق فرخ پیشنهاد دادم که گوتنبرگ راجزو رزرو معرفی کنیم. چرا که امروز با تجربه برپایی گردهمآیی چهارم و همه نقاط قوت و ضعف آن ،خود را آنچنان تیم تا حدودی یکدست وپرکاروهمه سرتوانا یافته ایم که بی هیچ مانع ورداعی ، می توانیم با همه دوری و نزدیکی مان با هم کارکنیم ،ازپس حل مشکل ترین اموربرآییم. ظرفیت بالای یکایک رفقای گرد آمده در » کمیته اجرایی شهری» در برپایی کیفی چهارمین گرد هم آیی نشان داد که خرد جمعی، اتکاء به خود، تعمیم سریع خلاقیت های یکا یک رفقا، وبیش ازهرچیزاعتماد به یکدیگر،آنچنان نیرو و ظرفیت معنایی عظیمی را با خود یدک می کشد که می تواند پشتوانه گرد هم آیی پنجم باشد. چه این جا و چه آنجا و چه هرکجا …. رفقای کمیته اجرایی شهری ما نشان دادند که با اعتقاد به عنصرپرجهت ساختن حافظه تاریخی ، با مرکزی ترین شعار گردهم آیی : «نه فراموش می کنیم و نه می بخشیم » همین جا با وسواسی بی نظیر،گنجای آنچنان ظرفیت پرمضمونی را هریک با خود یدک می کشند،که هیچ سطح ازکارشکنی » مدعیانی » درلباس شعاروتعیین تکلیف های پرطمطراق شان ، نمی تواند آنان را ازاراده استوارشان برای همراهی،همنفسی وهم جهتی با گرد همآیی پنجم دردوسال اینده بازدارد. شعاریکایک ماست، با همه توان، برای شناندن پرونده دادخواهی ملتی که بیش ازسه دهه ، زیردست وپای حکومت ایدئولوژیک اسلامی ، حکومت زندان – شکنجه- اعدام دست وپا می زند، به پیش!

 

پرسش سایت گزارشگران :

آیا حجم برنامه ها با کمیت شرکت کنندگان تناسب داشت؟ با توجه به محدودیت زمانی و همزمانی برنامه ها در سالن های مختلف؟

 

امیر جواهری لنگرودی :

ماجرای کمیت ازسری بحث های داغ گردهمآیی بود . چه آن روزو چه امروزو چه فردا.نکته گفتنی اینکه » کمیته اجرایی شهری » درعنصر برنامه ریزی هیچ سهمی نداشت.نکته درست پرسش شما در رابطه حجم برنامه ها ، همزمانی برنامه ها و بویژه درروزدوم وحتی درروزسوم،با محدودیت زمانی ،ارائه نتیجه ورکشاپ ها و خود جمعبندی به درستی و درسطح وسیعی سالن های بزرگ ما به پیش نرفت. چرا که ازیک سو می بایست هرسه سالن بزرگ مان را به یک انجمن رقص سوئدی ساعت ۳ تحویل می دادیم . ازسویی دیگرمی بایست بحث ها را دنبال می کردیم. هیچ کس حاضر نبود بحث جمعبندی را بکناری نهد. خود من با همه علاقه ام به بحث جمعبندی با رفقایی چند درگیرجمع کردن بیش از ۳۰۰صندلی،اشغال جمع کردن وجارو زدن و جابجایی ها بودیم. همه این تنگناها،آنهم درعمل، مسیربرنامه راجابجا می کرد. نیروی موجود درهرسالن را خود به خود تقسیم می کرد.

من هیچ کمیت بشمارش درآمده وواقعی درپاسخ سئوال شما ندارم که بنویسم . ازروی شنیده ها،همه آنهایی که درگردهمآیی سوم بودند، تعداد حاضرین درتمامی سالن های سه طبقه ساختمان «فولکت هوس موندال» شهرکوتنبرگ را بیش ازجمعیت گرد آمده درتنها سالن گردهمآیی سوم درشهرهانوفرمی دانسنتد. می توانم با مسئولیت اعلام دارم ؛سالن سخنرانی و پانل ها عمدتا به دلیل تداخل برنامه درسالن نمایش وآمد وشد ها به نمایشگاه وخود سخنرانی ها با چند وچونی ، چند گانه روبرو بود. مثلا جلسه مشترک دو شادی (امین و صدر) وخانم دکترنورایمان قهاری ، جمعیت انبوهی را با خود به همراه داشت و یا سخنرانی مستقل خود خانم دکترقهاری درروزشنبه با عنوان :» نه می بخشیم، نه فراموش می کنیم: عبارتی کلیدی در تضمین پیشروی بسوی بهبودی فرد و جامعۀ آسیب دیده«با استقبالی گسترده روبروبود که دردیگرسخنرانی ها تا به این حد نبود

جدا ازاین می توان حدس زد، آنگاه که داریوش شیروانی وکارهنرمندانه او ( ماهی سیاه کوچولوی صمد بهرنگی )وپس آنگاه که موسیقی شمیم و گروه اش ترنم یافت، سالن در مجموع پُربود وآن ظرفیت جمعی رامعنی می داد.خوبه که انصاف داشته باشیم و واقعه بینانه تر، درمقام خبررسانی وانعکاس بیان واقعی آنچه اتفاق افتاد،همچون سانسورچیان مطبوعات رسمی عمل نکنیم.

اینهمه را که گفتم؛ بد نیست طنز تلخی را درهمین رابطه کمیت سالن نیزبگویم؛ همه آنانی که بافلاش های خود به شکارآدم ها بودند تا بعد تر،برای فیس بوک های خود خوراک بتراشند. ازهمین تقسیم شرکت کننده گان درهراطاقی،دوربین های دیژیتالی خود راپروپیمان می ساختند.

درهمین رابطه یکی ازاین شکارچیان عکاس، نوشته است که گردهمآیی چهارم را نیروی اندک پنجاه و شصت نفری، پوشش می داد. آقا استقبال نشد، فعالان سیاسی نیامدند. تیتری به بزرگی درشترین حروف فیس بوکش، درپیشانی سنگ نوشته اش با عنوان :» چرخش به راست در کمیته برگزارکننده چهارمین گردهمآیی کشتار زندانیان سیاسی د رگوتنبرگ: علت اصلی عدم استقال ازآن » برقلم راندند و بعد نیزعکسی از میانه میدان اش که آرزوی اش بود برای «مستدل » ساختن نوشته اش درفیس بوکش گنجاند. همین حد باید بگویم؛ میزان مهمانان ما با توجه به لیست هتل بالای هفتاد نفربودند ، کمیته اجرایی شهری هرشب بیست تا سی نفررا دربین رفقای خود جا بجا می کرد، تعداد زیادی ازشهرهای دورونزدیک، مهمان دوستان خود بودند که همه آنان، همواره و بویژه درمیزصبحانه، بچشم می آمدند ،خود کمیته شهری با ابوابجمعی خود بیش ازسی تا چهل نفررا شامل می شد. تلخ تراینکه در کناراین همه،آن چند ده نفری که بدون بلیط خریدن ، همواره دربیرون و دردرون سالن و پای میزچای و قهوه، مشغول رایزنی ها، گمان اندیشی ها و محافل خود ساخته شان بودند را هم اگربه این جمع بیافزاییم، بازی شمارش شده این جناب و ابوابجمعی فیس بوکی اش که پای حرف های یامفت می نشینند و لینک می کنند، درهم میریزد. این موارد راعمدتا ازاین جهت بازمی گویم؛ تا آن قلم بدستانی که همه چیزرا ارزان می فروشند تاعافیت طلبی رندانه خود را درطبق اخلاص منزه نگری ذهن خویش ومهرتابانشان رصد کنند وبه غیرمعرفی گردانند، به اشتباه خود را چپ و انقلابی جا می زنند تا همه چیزرا به هیچ گیرندو خود را محق بنمایانند.این قلم زنان رااگر مغرض ننامیم،همان سنگ اندازانی هستند که آنگاه که سنگ خود را به درون چاه رها ساختند، دهها عاقل باید تلاش کنند تا سنگ را بیرون کشند تا چشمه چاه بسته نماند.

 

پرسش سایت گزارشگران :

بدلائل مختلف در گردهمائی شرکت نداشتم. چند روزی از اتمام این همایش سه روزه گذشته است و در هیچ مطلب یا گزارشی که منتشر شده باشد از تعداد شرکت کنندگان حتی تخمینی سخنی نیست. چه تعداد از فعالین و علاقمندان شرکت کرده بودند؟

 

امیر جواهری لنگرودی :

پیش ازهرچیزباید بگویم ؛ جایتان خالی ،اگرمی بودید، اینهمه زحمت گفتن روی دوش من و ما نبود. به این پرسش دردل پرسش بالا تا حدی پاسخ گفتم . ولی اگردنبال رقم می گردید ، می توان جمعیت را از ۱۵۰ تا ۲۰۰ و ۲۵۰ نفر به تناسب برنامه ها درهرروزاعلام دارم.این جمعیت همه گونه آدم ها را پوشش می داد.ازجوانان نسل دومی دختروپسرتا جوانان سوئدی و جوانان افغانی ، زنان ومادران خانه دار، بازنشستگان،معلم ، شاعرونویسنده، نقاش،پناهجو، فعال فرهنگی – اجتماعی ، زندانی سیاسی سابق، دانشگاهی و…. حضوز داشتند.

بازهم یاد آورمی گردم؛ نه برای ارضای خود و جمع ما ، بلکه برای فهم آنچه که نیک بدان باوردارم و آن اینکه ؛هیچ بزرگ نمایی و کوچک نمایی نباید درمیان باشد.بمقتضای آنچه ما با همه توان به پیشش بردیم.خیلی ها تلاش دارند،هم ازنظرکیفی وهم کمی،کوچکش بیانگارند.باخویشتن خویش می گویند؛حالا که ما درگیرش نبودیم، سنگ انداختن و موش دواندن هم کاردشواری نیست.پس برفرق سرشان میزنیم تا حالا حالا ها بلند نشوند.این منطق ناهنجارهمه آدم کوتولوها است. ازهمین روست که هم اینان با عکس انداختن ازیک زاویه سالن سخنرانی و ورک شاپ محدود به حضورسی نفریا کمتروبیتشر، سوژه می سازند تا خود را راضی نگهدارند.

براینان حرجی نیست، تنها زحمت ما می دارند.

 

پرسش سایت گزارشگران :

پیشنهاد شما برای ارتقا و رفع نقاط ضعف گردهمائی در پنجمین دوره آن کدام است؟

 

امیر جواهری لنگرودی :

الف: برجسته ترین اشکال گردهمآیی چهارم که درجمع بندی پایانی کمیته اجرایی شهری ما نمود داشت؛ ازمنظربعضی رفقا،به حساب نیامدن توانایی وظرفیت نیروی شهری دربرنامه ریزی ها بود . بعبارتی بدون اینکه بی حرمتی به کاربایسته رفقای » کمیته برگزاری گردهمآیی » کرده باشم ، کمیته شهری،تا حدی برای اجرائیات سازماندهی شده وکمتردربرنامه ریزی گرد همآیی سهیم بود. که همه ظرفیتش،جدا از کار طاقت فرسای چند ماهه، درآن سه روز درکنار رفقایی چند ، بیشتر درامرسرویس رسانی رخ نمود.

ازاینرو کمیته برگزاری پنجمین گردهمآیی ، باید وضروری می نماید که کمیته ها ی شهری با قدرت واختیارات وتفویض مسئولیت ها همراه گرداند و نوع خود گردانی محلی را شامل گردند.

 

ب : باید شعاع عمل دو کمیته با تفویض مسئولیت به کمیته های کاری محلی، همه ظرفیت های موجود درمحل رابخدمت گیرد ودست رفقای محل را درتعیین پاره ای سیاست های تعیین کننده بازبگذارد.

 

ج: درهمین رابطه تجربه گوتنبرگ وچهارمین گردهمآیی نشان داد ، درشرایطی که اغلب برنامه های فرهنگی وسیاسی درسوئد وشهرگوتنبرگ مجانی است ، جا دادن ورودی ۳۰۰ کرون (سی یورو) کمیت گنجای سالن را ازجانب مردم عادی و حتی سیاسیون به زیرنصف می کشد .البته قابل فهم است که دربرابربرآورد هزینه های پیش بینی نشده،تعیین ورودی ۳۰ یورویی ،عین تجربه دوره های پیشین دو گرد همآیی کلن وگردهمآیی سوم هانوفربود. ولی درسوئد این مسئله پاسخ نمی گوید. کنسرت خانم گوگوش که نیست که طرف خود را ازچین وماچین،باورکنید ازدانمارک ونروژوحتی ایران به استکهلم می رساند. درشرایطی که عنصرزندانی سیاسی ،دادخواهی وحتی خاوران اش درنزد همشهریهای عادی ما وشما،همواره مغموم ومحجوراست،تعدادی هم ازپیش و با نقشه، کمربه ناکامی توبسته ودرکمین نشسته اند،حالا ۳۰۰ کرون هم روش ، چه میشه؟!! این موضوع را باید درگردهم ایی پنجم مد نظرداشت.

 

د: همانگونه که پیشترهم یادآورشدم ؛عدم هماهنگی درارتباط با امراجرایی برنامه طی سه روز، یکی از نکات مورد بحث ما بعد ازپایان کاربوده که درکمیته شهری مورد انتقاد قرارگرفت.خوب است که دردوره اینده به این مهم هم توجه شود که ازنیروی محلی هم حتما وحتما،بهره گرفته شد تا مضمون همکاری ها شکل عینی و واقعی تری بخود گیرد.

 

پرسش سایت گزارشگران :

از اهداف دوره ای این گردهمائی درخواست حضور نماینده ویژه سازمان ملل در میان شاهدان و شرکت کنندگان بود که متاسفانه صورت نگرفت. علت را چه میدانید؟

 

 

امیر جواهری لنگرودی :

قبل ازبازپرداختن به چرایی عدم حضورنماینده ویژه حقوق بشری سازمان ملل آقای احمد شهید یا(شاهد)، خوب است درباره این ابتکارعمل کمیته برگزاری چهارمین گردهمآیی وتدوین نامه سرگشاده یاد کنم. نامه سرگشاده برپایه یک سند حقوقی مستند و مستدل ،نقطه داوری مضمونی خود رابه پای آدرس چهارمین گردهمآیی گوتنبرگ کشاند. یعنی نقطه قابل اتکای درفرایندتجمع واقعی بخش معینی ازهمه جان بدربردگان آن جنایات خونین. ازنظرمن وازاین نقطه عظیمت، به خال زدو صد البته پاسخ گرفت. این نامه سرگشاده درنگاه اول ازمنظرمضمون حقوقی لحاط شده درآن توانست، سه سطح پشتیبانی وحمایت ازامضاء کننده گان رابا خود همراه گرداند. خود زندانیان سیاسی سابق ازتعدد گرایشات موجود درزندان، که هریک ازآنان خود را بعنوان شاهد عینی جنایات درپای این نامه بازشناساندند. هم آنانی که درشرایط حضورنماینده های پیشین سازمان ملل همچون » گالیندوپل» درزندان وپشت دیوارهای حاشای رژیم سیاه وتبهکاررژیم اسلامی ایران و درزندان های پُرشمارش پنهان نگهداشته شده بودند. هم آنانی که امروزازآن کشتارهای خونین جان بدربرده اند ودرجای جای جهان پراکنده اند.هرچند عنصرپیشداوری دراین امضاء گرفتن ها هم عمل کرد و گرایشات خاصی آنراهر یک با دلایل خود ویژه شان امضاء نکردند واین نگاه تنگ نظرانه که همواره درجمع آوری لیست ها دیده می شود. درنامه سرگشاده نیزمشهود بود. جدا ازاین، امضاء چندی ازبازمانده گان و خانواده های اعدامی وامضاء گذاشتن هریک آنان به پای نامه سرگشاده و شنیده شدن صدای خانواده های اعدامی وطرح موضوع «عدم فراموشی و نه بخشیدن» وهمینطوردادخواهی خانواده ها را که ازعناصر اصلی نامه بود،به سرعت – به غیرازسایت ها ووبلاگ ها و شبکه ها ی مجازی فیس بوک وتویتر، دراشل بزرگ رسانه ای کرد. امضاء تا حدی وسیع فعالان گروهبدی های مختلف اپوزیسیون ایران ، دربازتاباندن نامه سرگشاده بی تاثیرنبوده است. اینها همه از وجوه مثبت نامه سرگشاده بود و نکته دیگراینکه، همانگونه که درسایت گزارشگران هم آمده، است دفتر احمد شهید، دریافت متن نامه و ترجمه انگلیسی آنرا اطلاع داده ووصول به پیگری را از الزامات کارایشان اعلام داشت. براین منظور ما حتی ضمایم تامین پوشش امنیتی حضور نماینده ایشان درمحل سیمناررا فراهم آوردیم . ولی حضورهیچ کس ازجانب دفتر ایشان به ما اعلام نشد. من دلیل عدم حضورنماینده ای ازجانب دفتر ایشان راهنوزنمی دانم ولی صد البته ازجانب رفقای «کمیته برگزاری گرد هم آیی ….» دنبال می گردد.

 

پرسش سایت گزارشگران :

آیا ناگفته ای باقی است؟

 

امیر جواهری لنگرودی :

 

ناگفته های چندی باقی مانده است ازجمله : پیشداوری های به خطا درباره کمیته شهری ، شعارها و پلاکادرها نصب شده درسالن ،موضوع دعوت و استفاده ازنماینده ایرانی سوسیال دمکرات ها و مسئله بیدراگ های (کمک های مالی) ومصادیقی ازاین نوع ….

باید به اطلاع برسانم؛ همه آنانی که ما را طی سال های تبعید آواره گی درهمین شهروخارج ازکشورمی شناسند، نیک میدانند ما نه یک شبه متولد شدیم ونه این اولین برنامه ما بوده است. پایه اصلی رفقای شرکت کننده در کمیته شهری ، آندسته ازاشخاصی هستند که پیوسته درتمامی مطاهر رودررویی با نکبت این نظام درصف آشکار مقابله با موجودیت تمامیت این نظام اند. پرونده همه ما سرراست وپیشانی سفید است. این را درمرحله اول خود نظام وعوامل آن می شناسند. و دیگر اینکه همه فعالین جدی سیاسی شهرکه درکنار مردم، همه آنان برهمه هستی ما آشنایند، میدانند ما چه می گوییم و کجا ایستاده ایم؟ اینرا صرفا از این منظرمی گویم که مشخص شود که کارباری به هرجهت، صورت نداده ایم که لشکری را کنارهم آوریم وتیمی بسازیم تا تنها بکاراجرایی درآیند. بیش ازهمه باید بگویم ؛ که همه افراد ما برسرباورخویش، جدا ازدوری و نزدیکی شان به این وآن، به انجام اینکارسترگ رضایت دادند. همین افراد حول مجموعه شعارهای فراهم آمده درسالن یعنی این شعارها ی زیر؛


زندانی سیاسی آزاد باید گردد/ زندان ، شکنجه ، اعدام ملغی باید گردد/ مرگ بر جمهوری اسلامی ایران/سرنگون باد رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی/برقرارباد سوسیالیسم/ زنده باد ازادی ، زنده باد سوسیالیسم/ نه می بخشیم ، نه فراموش می کنیم/ نه فراموش می کنیم ، نه می بخشیم/ در کنار بزرگترین پلاکادرسالن یعنی خوش امد به مهمانان به شکل زیر؛

حضور یاران مهمان در چهارمین گرد همآیی سراسری در باره کشتار زندانیان سیاسی در ایران (گوتنبرگ ، سوئد،نهم تا یازدهم ) را گرامی می داریم، توافق داشتیم.

 

گزارشگران عزیز؛ بیان همین حد ازشعارها و به این وسعت که فرش زیرپای رفقایمان کرده وبردیوارها چسپانده بودیم،ظرفیت به غلط نمایندگی آن بخش ازادعا ها ودروغ نویسی کسانی که ما را به فرارازسردادن شعار» سرنگونی رژیم تباهی و سیاهی جمهوری اسلامی» وزیرگرفتن موجودیت گردهمآیی متهم می کنند،بیش ازهرچیز، نشانه اخلاق غیرسیاسی و سقوط ارزش ها درنزد این جماعت ارزان است که هم اینان وقتی به خلوت می روند، آن کاردیگرمی کنند.

اما موضوع دعوت ازنیروهای خارجی،شقی ازفعالیت گنجانده شده ما دربرنامه گردهم آیی بود. بیش ازچهارماه دوندگی توسط رفقای بخش بین المللی کمیته شهری به اینجا منتهی شد که این نیروها به ما پاسخ مثبت دادند. حزب چپ سوئد. حزب کمونیست سوئد- حزب سوسیال دموکرات ها – درکنارسازمان امنیستی(عفو بین الملل)، چندین شخصیت دانشگاهی – مطبوعات وچندرسانه همه وهمه عرصه فعالیت بین المللی ما برای گردهمآیی چهارم بود.

ازسوسیال دموکرات ها شروع می کنم ، چرا که دوستان «چپ» و «انقلابی» ما هیچ اشکالی به حضوردونماینده چپ سوئدی نداشتند ونقصانی هم درآن نمی بینند ، لااقل تا آنجایی که من شاهد بودم دربرابرصحبت های سخنگویان این دونیرو،مرتب تشویق وکف می زدند. باری همانطوری که گفتم؛ما ازسوسیال دمکرات ها ودیگرجریانات دعوت کردیم . یک سازمان وحزب سوئدی خارج ازاختیارما برگزارکننده گان، به مانند حزب سوسیال دمکرات سوئد یکی ازکادرهای خود را برای رساندن پیامش به گردهم آیی ما فرستاد. – اینکه چرا دعوتش کردیم یک بحث دیگریست- می پرسم؛ مگرهمین نماینده درگرد هم آیی سوم هانوفر – که من وما هم حضورداشتیم – ازهمین سوئد وحزب متبوعش حاضرنشدند وپیام نفرستادند. حضورنماینده مزبورکجای گردهم آیی سوم را مخدوش کرد؟ یا مگررفیق نماینده ایرانی وازسخنگویان بخش بین المللی حزب چپ سوئد،درگرد هم آیی کلن حضورنداشتند وحرف نزدند. چرا همان وقت این اندیشمندان مخالف دو آتشه سوسیال دمکراسی،لب ازلب وا نکردند بلکه تنها برصندلی هاشون تکیه دادند وقلم ها خود را به اختیارشکستند ولی برای گردهم آیی چهارم موضع تهاجمی می گیرند تا خودشان را اثبات کنند ؟

بیگمان اینگونه نگاه نسبت به فضای گرد هم آیی چهارم و منزه طلبی پیشه کردن، نه تحقق یک شبه سوسیالیسم دوستان را متحقق می گرداند و نه سوسیال دمکراسی را خانه نشین! بلکه فرصت برابرنقد همدیگررا ضایع وعدم انطباق پذیری اندیشه غیررا ناممکن می سازد. باوربه هرسطح ازپلورالیسم فکری، باید وسیله گردد تا ما حتی به مخالفین نظری و فکری خود،تریبون واگذاریم و دقیقا ازمنظرشنیدن نظرگاهها وحرف های آنان به گشایش نگاه ومنطق خود برآییم . نکته مهم آنکه همه سخنگویان نمایندگان نهادهای خود بودند وصدالبته مسئول حرف های خود، این جریانات می توانستند به جای نمایندگان ایرانی خود اقا یا خانم » گوستاوسون» ویا «آنالین » را به سالن ما گسیل دارند تاپیام جریانات متبوع خود را بیان دارند. برجسته کردن پیشینه سیاسی افرادی که بیش ازدو دهه با سازمان متبوع خود ارتباطی نداشته وندارند، ریختن نیرو به حساب جریانی است که روبه موت است واین دسته ازدوستان دارند به حیات رو بزوال آنان، خون تزریق می کنند . تو گویی که آدم ها باید ازفیلتراینان و ازامتحان کنکورشان ، برای پیام فرستادن و گفتگو کردن، نمره قبولی بگیرند و گرنه ازپیش یا مردودند ویا باید به پای میزمحاکمه کشانده شوند. این آن مصیبت وانفسایی است که ما درآن گیر کرده ایم و من درنوشته دیگری درحال وارسی اش هستم و دراینجا به همین حد بسنده می کنم.

موضوع بیدراگ یا(کمک مالی) از آن جنس ناچسب گردهمآیی چهارم است. بیش ازهرچیزی باید بگویم ؛ موضوع پول همواره درجامعه ایرانی ، یک اثرش تخریب روابط و بی معنی ساختن جنبه ارزشی کاربجامانده ازخرد و توانایی جمعی است . کافی است که کسی ازموضع » انقلابی » گری ، مخالف فکری اش را» بیدراگ » بگیرمعرفی کند . باید سال ها دنبال چنین اتهامی دوید تا اثبات کرد یاری های مالی درسوئد بذل و بخشش غنایم نیست . تو، من و ما مجازیم اگرکاری برای عرضه به غیرداده ایم، اگرتشکلی را به سامان برده ایم که دراین کشوربه ثبت رسیده و کارکزد اجرایی داشته و داریم . برای واخواست فعالیت های فرهنگی و اجتماعی خود ازکمک های دولتی بهره می گیریم وگرنه ازاین خبرها نیست! این را همین آقایان مدعی بهترازهر کسی می دانند.

خود این کمک های دولتی محصول وجودی راست ها درجامعه نیست، محصول مبارزه طبقاتی آن طبقه رنج و کاردرروند تاریخی مبارزه این طبقه درسوئد است / همان طبقه ای که آقایان سنگ آنرا به سینه میزنند- همان ها بودند که سنگ بنای واگذاری کمک های مالی به انجمن های فرهنگی واجتماعی را درسوئد پایه نهادند.سوسیال دموکراسی برای استمرارجامعه رفاه، درادامه به آن پای کوبید وهرچه زمان می گذرد – همه ما شاهدیم- که راست ها برحیات کشورمسلط می گردند واوضاع اقتصادی کشوررو به وخامت و محدودیت و صرفه جویی وپای سیاست «ریاضت اقتصادی دولت» و ائتلاف راست،این کمک رسانی ها محدودترورو به تعطیلی می رود. بی مناسب نیست که کشورسوئد را کشورانجمن ها و کلوب های پرشماری می شناسند که با همین بیدراگ ها روی پای خود هستند.تشکل هایی که دهها کاربزرگ و کوچک را به سامان برده و منشاء اثرند. صد البته سوء استفاده های مالی هم صورت گرفته و می گیرد. اما ما دربرابرگرد هم آیی چهارم تنها نهاد ( آ ب. اف ) بعنوان یگانه اسپانسوربین ما ومسئولین سالن (فولکت هوس) بعنوان واسطه مالی عمل کردند. پولی به دست ما اعضاء «کمیته اجرایی شهری» و یا » کمیته برگزارکننده چهارمین گرد هم آیی» داده نشد تا اعلام داریم این حد گرفتیم و این حد هزینه کردیم . فاکتورسالن ها ازطرف مسئولین «فولکت هوس موندال » عینا به سازمان» آ. ب. اف» مرکزی گوتنبرگ داده شد و محاسبه گردید . شارلاتانیزم موجود درشهر،بدلیل بی اعتباری و کوس رسوایی وبی عملی خود،ما را «بیدراگ بگیر» و خود را منزه معرفی می کنند . هم اینان وهم پالگی های شان درهمین شهراگرهردوسال یکباروهرازگاهی دست به کاری درحد گشایش یک یا چند سالن سینمایی و چند مهمان اجابت کنند،اسپانسورهای مالی شان همان یک قلم ( آ. ب . اف ) درحد ده ها هزارکرون بلیط هایشان را پیش خرید می کنند . انگاری پول گرفتن این حضرات ازموضع» انقلابی» گری و»تبعید» ی به ناگزیر،به ثبت می رسد. این کمک گرفتن ها برای آقایان، مجازوسوسیالیستی ومنشاء خیربرای «آگاهی توده هاو» انقلاب توده» ها است ولی آن دیگران چنانچه یاری مالی شفاف بگیرند ودرعوض کارهم ارائه دهند،ناسالم وغیرمجازتلقی می گردد .

من برآنم؛ تنها عمل اجتماعی ما وقضاوت واقع بینانه مردم مان دراین شهر، مشت رسوایی اینان وهمه آنانی را که با نوعی سفسطه واغواگری، آوازلاهوتی سرمی دهند، برای کارهای ناکرده خود، دنبال امتیازطلبی اند، هیچ حرجی نیست.

 

نتیجه آنکه ازمنظرمن، امیرجواهری لنگرودی که با شما هم کلام هستم: گرد هم آیی چهارم درسطح برنامه های ارائه شده،بویژه ازمنظرکیفی بغایت متفاوت ازگردهمآیی های پیشین بود.بحث ها ازکیفیتی چند گانه در حوزه دادخواهی، دفاع ازوضعیت ناهنجاری های روحی وروانی زندانی سیاسی برآمده ازشکنجه ودشواری های زندان، پروژه های به کارگرفته شده برسرتجاوزبه زندانیان زن درجای جای کشور،- علیرغم حرف و حدیث های پیرامون این بحث- ،موضوع به فراموشی نسپردن وپاسداری حافظه تاریخی دررویارویی با نظام جمهوری اسلامی، بحث پرمضمون نه می بخشیم ، نه فراموش می کنیم ، عبارتی کلیدی درتضمین پیشروی به سوی بهبودی فرد و جامعه آسیب دیده، بحث دادخواهی وعدالتخواهی درمضمون برپایی دادخواست مردمان ایران برپایه بیش ازسی سال حاکیمت سیاه و تبهکارانه جمهوری اسلامی، نگاه دوستان مهمان خارچی گردهمآیی ودرخواست آنان از دولت سوئد،مبنی برناامن اعلان داشتن ایران وخواست اینکه :» ازدولت سوئد می خواهیم تا زمانیکه قانون اعدام در ایران جاری است ، هیچ پناهنده ای به ایران دیپورت نگردد» پیام روشن نماینده حزب چپ سوئد به چهارمین گرد همآیی بود.

گرد همآیی چهارم درگوتنبرگ،آنگاه که با اشک وآه مادران وپدران وهمسران و فرزندان اعدامی و لحظه های اعدام روبرومی شد، چنان هنگامه ا ی ، نابهنگام از خود بجا می گذاشت که دوستان جوان آلمانی و سوئدی ، خود را با ناکجای ذهنمان همراه می کردند و با گریه ما همآوا می شدند و تصاویراین هم ظلم و ستم را درپرده ها ی سینما می یافتند.نباید ازیاد برد که نمایش جنبی فیلم ها / زحمت پر تلاش دست اندرکاران آن / چه خدمت بزرگی به بازشناسی زندان برای بینندگان آن بویژه جوانان نسل دومی ازخود بجا می گذاشت. من درحاشیه گردهمآیی ودرگفتگوی با جوانان خاوران (گلی و شکوفه )، جوانان نسل انقلاب رفقا فریبا وامین و… بغایت آموختم و ازاین آموختنم خرسندم. این همه مضمون کیفی گردهمآیی چهارم درگوتنبرگ ودرمصاف با رژیم تاریک اندیش اسلامی، فریاد دادخواهی مظلومانه مردمانی به شمارمی آید که سکوت همه جانبه مزبوحانه نظام را دربرابرموجودیت برپایی چهارمین گردهمآیی سراسری درباره زندانیان سیاسی ایران، درشهرگوتنبرگ سوئد، برانگیخته است .

من به سهم خودم با همه گرفتاری جنبی روزهای گرد همآیی، آن حد که دیدم،شنیدم ، بسیارفراگرفتم وازهمین منظربه همه دست اندرکاران این حرکت بزرگ خسته نباشید می گویم . ازسایت شما گزارشگران و مسئولیت شناسی مدیرآن رفیق بهروزسورن که صدالبته با حساسیت ووسواس، همه زوایای گردهمآیی را دنبال می کند، نیزبخاطرفراهم آوردن این فضای گفتگو، تشکر و امتنانم را اعلام می دارم.

 

 

با سپاس از امیر جواهری گرامی و روشنگری هایش در اینباره و خسته نباشید به کمیته برگزاری شهری

گزارشگران

www.gozareshgar.com

 http://p111272.typo3server.info/10.html?&tx_ttnews[tt_news]=15131&tx_ttnews[backPid]=23&cHash=85f63f8bf1b9f13a7ece3b18b50af0c0

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s

این وب‌گاه برای کاهشِ هرزنامه‌ها از Akismet استفاده می‌کند. در موردِ نحوهٔ پردازشِ داده‌هایِ دیدگاهتان بیشتر بدانید.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: