اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

غش و ضعف سبز و سیاه برای کیک انتخابات،مصطفا تاج​زاده، هاشمی شاهرودی و “مدل ترکیه:شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران، اولدوز درخشان/پژمان رحیمی!”

دریافتی:

غش و ضعف سبز و سیاه برای کیک انتخابات

مصطفا تاجزاده، هاشمی شاهرودی و “مدل ترکیه”

اولدوز درخشان/پژمان رحیمی

تشکیل “جبهه​ی پایداری”(با ایفای نقش حداد عادل و مصباح یزدی)در جناح اصول​گرایان جمهوری اسلامی واکنش​هایی را در پی داشته است. مصطفا تاج​زاده از قهرمانان”سبز” طی انتشار مقاله​ای در سایت کلمه تحلیل خود را در این باره منتشر کرده است(1). تاج​زاده ابتدا به کنایه خصلت حزب​ستیز و مخالفت با فعالیت متشکل از نوع حزبی و سازمانیِ مشخص را در اندیشه​های مصباح یزدی یادآوری می​کند و در صدد آن است که اهداف آنان را آشکار کند. هاشمی شاهرودی هم که به اصول​گرایان سنتی نزدیک است در سخنانی که برای فراکسیون بیداری اسلامی در مجلس ارائه کرده آشکار است که ضمن تاکید بر مخالف با تن دادن به نظام حزبی در حکومت اسلامی خواهان تشکیل جمعیت​ها و نهادهایی شد که در خدمت نظام و رهبری باشند و به این ترتیب غیرمستقیم تشکیل جبهه​ی پایداری را مورد حمله قرار می​دهد که البته اصول​گرایان سنتی هم نسبت به تشکیل جبهه​ی پایداری واکنش​های بعضا تندی هم نشان دادند(2). نوک پیکان هاشمی شاهرودی و تاج​زاده جبهه​ی پایداری است و جالب این​جاست که هر دو برای تزئین جهت​گیری خود به “ترکیه” اشاره می​کنند. مصطفا تاج​زاده هدف جبهه​ی پایداری را تشکیل “آتاتورکیسم اسلامی” می​داند که سپاه بر همه​ی امور سلطه​ی خود را به تقلید از حاکمیت ارتش در ترکیه می​خواهد که گسترش دهد و تثبیت کند. هاشمی شاهرودی هم گفتمان “صدور انقلاب اسلامی” را که از مولفه​های اصلی سیاست خارجی جمهوری اسلامی محسوب می​شود را تکرار می​کند و از نقش آفرینی ترکیه در تحولات ملل اسلامی ابراز نگرانی می​کند و ایده​ئولوژی دولت ترکیه را “اسلام لیبرالی و آمریکایی” معرفی می​کند که به تعبیر او باید با اسلام راستین جمهوری اسلامی تعویض شود. این هم​صداییِ هاشمی شاهرودی و تاج​زاده با توجه به داغ شدن مباحث انتخاباتی و چانه​زنی​های درونی حاکمیت برای کسب قدرت در مجلس اتفاق افتاده و هر یک با اهدافی مختص به خود به تشکیل جبهه​ی پایداری واکنش نشان می​دهند. تاج​زاده قائل به تفکیک سه بخش در میان اصول​گرایان است: اصول​گرایان سنتی، احمدی​نژاد و یارانش، جبهه​ی پایداری. اما او از توضیح تفاوت میان احمدی​نژاد و جبهه​ی پایداری ناتوان است و ترجیح داده که اظهارنظرهای برخی اصول​گرایان را مبنی بر هم​پوشانی قابل توجه نیروهای وابسته به احمدی​نژاد و جبهه​ی پایداری را نادیده بگیرد. او با تحریف ماهیت کارکرد انتخابات در نظام جمهوری اسلامی قصد دارد توجیهی برای حضور اصلاح​طلبان در انتخابات بتراشد. تاج​زاده با تشبیه دولت احمدی​نژاد به “آتاتورکیسم اسلامی”، دولت وی را با ترکیب​هایی هم​چون”حکومت اسلامی”(منظورش زایل شدن جمهوریت نظام است!!)، “حکومت ولایی” ، “جمهوری نظامی” یا “جمهوری سپاهی” توضیح می​دهد. او می​نویسد که در این دیدگاه و روش حکومتی، “سپاه” بر همه​ی امور مسلط می​شود و “رای” مردم برای جلوگیری از انحراف نظام نادیده گرفته می​شود و در مقابل، اعتقاد مردمیِ “امام” را قرار می​دهد که به رای مردم و نظارت مردم اعتقاد داشته و نظام در حیات “امام” به رای مردمی گردن گذاشته است!! تاج​زاده هم​چون موسوی هنوز برای رقابت با نیروهای رقیب خود از دوران طلایی امام خرج می​کند. او دوره​بندی کاذبِ (الف):”نظارت ملت بر انتخابات” در دوره​ی امام، (ب) “نظارت مقامات بر ملت”(نظارت استصوابی) و (ج):”نظارت استصوابی-نظامی” را فرموله می​کند تا هویت کاذب “اصلاح​طلبی” را مشروعیت ببخشد. در هیچ دوره​ای از تاریخ جمهوری اسلامی رای مردم ملاک نبوده و اساسا دوران حیات “امام راحل”ِ جناب تاج​زاده به بهترین شکل همان “حکومت ولایی” بوده که در حمله به احمدی​نژاد تلاش می​کند با “جمهوری سپاهی” در یک ردیف قرارش دهد و دل​خوش کند که دارد دولت احمدی نژاد را “تحلیل” می​کند. در نقش سپاه در دولت کنونی تردیدی نیست ولی دست​گاه تحلیلیِ علیلِ تاج​زاده سمت و سوی دیگری را نشانه گرفته که به طور کلی جمع​بندی​اش را فاقد ارزش می​کند. تاج​زاده شکاف ایجاد شده در بین اصول​گرایان را “فرصت طلایی” تشخیص داده که به نظر او اصلاح​طلبان باید از آن استفاده کنند. مانوری که در آخر مقاله​اش بر روی آزاد بودن انتخابات می​دهد در واقع تحریک اصول​گرایانِ سنتی برای برای شراکت با اصلاح​طلبان برای مقابله با باند احمدی نژاد است. او برای پنهان کردن میل اصلاح​طلبان برای این “اتحاد مقدس” و امید واهی دادن به هواداران “سبز”اَش با خط و نشان کشیدن برای “شخص” احمدی​نژاد و ترساندن او از مجازاتی که در آینده برای تخلفات​اَش متوجه او و یاران​اَش خواهد شد هم​چنان تلاش می​کند خودش را بر سر موضع “سبز” نشان دهد. تاج​زاده وعده​ی شکست جبهه​ی پایداری را می​دهد تا اصول​گرایانِ سنتی را بر سر مشارکت با اصلاح​طلبان تحریک کند و در تقابل با باند احمدی نژاد دوباره جایگاه سیاسی البته تضعیف شده​ی اصلاح طلبان را – با مرور حقانیت “تذکرات” خام و منفعت​طلبانه​ی اصلاح​طلبان- از طریق شرکت در انتخابات احیا کند.

اما نکته​ی مهم دیگری که منظور ماست اشاره​ی هماهنگ هاشمی شاهرودی و تاج​زاده به “ترکیه” است. تاج​زاده و لیبرال​ها و نئولیبرال​های وطنی هم​واره “مدل ترکیه” را کعبه​ی آمال خود قرار می​دادند و هم​زیستی اسلام و دموکراسی در چهارچوب روابط سرمایه​داری را مورد توجه قرار می​دهند. در واقع “مدل ترکیه” الگوی سرمایه​داریِ جهانی در عصر جهانی​سازیِ امپریالیستی برای استفاده از مذهب برای تسریع و تضمین مانور “سرمایه” در کشورهای اسلامی به منظور تخفیف چهره​ی خشن اسلام(برای پاسخ​گویی به ملزومات اجتماعی و فرهنگی حیاتِ سرمایه​داری) و هم​چنین در همان حال اطمینان از عدم شکل​گیری آلترناتیوهای رادیکال و پیشرو اجتماعی و سیاسی در این کشورها توصیه می​شود که بیشتر خصلت کنترلی و البته هم​گون​ساز دارد. این مدل کَژکاردکردهای “بنیادگرایی مذهبی” را ندارد و هم​چنین قابلیت فریب نیروهای غیرمذهبی را که گرفتار رفورمیسم هستند را نیز دارد و احتمال تحرک و ریزش آنان به سمت اقدام موثر سیاسی را کاهش می​دهد و از طریق ایجاد “دموکراسی ناقص” در واقع کنترل کم هزینه​تری به لحاظ سیاسی و تبلیغاتی علیه نیروهای رادیکال اعمال می​کند که نمونه​ی آشکارش ترکیه​ی کنونی است. اما مصطفا تاج​زاده همان خصلتی که برای دولت احمدی​نژاد می​بیند را ترجیح می​دهد تنها با وام​گیری “آتاتورکیسم” از تاریخ سیاسی ترکیه مطرح کند و تبلور مشت آهنین اسلامی-نظامی دولت کنونی ترکیه را که در چهارچوب منافع آمریکا و اروپا شکل گرفته است را اشاره​ای نمی​کند یعنی همان نقشی که امثال تاج​زاده برای جمهوری اسلامی به عنوان “راهبرد جدید” و “پیش​نهادی” مطرح کرده​اند ولی تحت لوای “اسلام رحمانی” آدرس غلط می​دهند در صورتی که احمدی​نژاد هم همین مسیر را در جدال با اصول​گرایان سنتی طی می​کند و به همین دلیل خشم آنان را برانگیخته و متهم به آمریکایی بودن می​شود. اکنون برای افشای دروغ​پردازی​های متنوع اصلاح​طلبان و برای دقیق​تر کردن این مبحث اشاره​ی کوتاهی به “مدل ترکیه” خواهیم داشت تا هم دلیل عصبانیت هاشمی شاهرودی از میدان​داریِ ترکیه در تحولات کنونیِ منطقه مشخص شود و هم تزویر سیاسی امثال تاج​زاده و دیگر نئولیبرال​های وطنی آشکار شود که در نقش یک ویزیتور توریستی از نوع سیاسی​اش تاریخ سیاسی ترکیه را هم گزینشی مورد بهره​برداری قرار می​دهند.

پشت پردهی “مدل ترکیه”

با به دست گرفتن قدرت توسط آتاتورک و اعلام جمهوریت، نظامیان به شکل وسیعی اقتدار سیاسی را به دست گرفتند. نظم نوین بعد از جنگ جهانی اول، ترکیه را در نقطه­ی حساسی از روابط بین​الملل قرار می​داد. گره­گاهی که شوروی و جهان غرب بر سر به دست آوردن هژمونی بالاتر در آن هم​واره در جدال بوده­اند. مصطفا​کمال رهبر “مدل جدید” برای حفظ قدرت از شکاف­های این دو اردوگاه متنفع گردید و توانست با اقتدار تمام ترکیه جدید را انشا نماید. از قتل مصطفا​صبحی و رفقایش که اولین کمونیست​های ترکیه بودند که از شوروی وارد خاک این کشور می​شدند تا گرفتن کمک​های مالی از اردوگاه­ چپ برای مقاومت کردن در برابر قدرت​های غربی، خط اصلی سیاست­های آتاتورک را در تشکیل ترکیه​ی جدید نشان می​دهد. برنامه​ی سیاسی مصطفی​کمال نظم دادن به وضعیت آشفته​ی دولت عثمانی و جنگ​ها و قیام​های داخلی و متحد​الشکل کردن مردم سراسر ترکیه بود. سیاست​هایی که رقیب بی​سوادش رضاخان نیز در ایران آن را پیاده می​نمود. قدرت دادن به ارتش برای کنترل اوضاع داخلی، پی​گیری برنامه​ی سکولاریزم و مبارزه با نمادهای دینی چون حجاب، تشکیل مدارس مدرن و ممنوع اعلام نمودن مدارس قدیم مذهبی، ترویج ملی​گرایی ترک، جدایی دین از سیاست، دادن حق رای به زنان و … از این­دست​اَند. اما در تمامی این برنامه​ها آتاتورک به زیرکی توانست بازی دوگانه​ای را پیش برد. با اعلام کردن این مسئله که ترکیه از آنِ ترک­هاست، هویت کردها را که جمعیت قابل توجهی داشتند و تا آن روز از اقوام برادرِ ترکیه​ی دولت عثمانی محسوب می​شدند را رد نمود، پیروزی​های نظامی اقبال گسترده و عمومی را به هم​راه داشت و در سایه​ی این حمایت​ها بود که آتاتورک توانست بر بقایای دولت مذهبی عثمانی جمهوری جدید را انشا نماید. به طور عمده می​توان دو وجهه برای آتاتورک بازشناخت: اول؛ توجه و همت او بر مدرن نمودن ساخت​های زیربنایی ترکیه به شکلی چکشی و دوم؛ توجه و حمایت از ارتش به عنوان نقطه​ی حساسِ حفظ اقتدار ترکیه​ی جدید. کمال​پاشا با بازی دوگانه​ای که با مذهب انجام داد، نیروهای سنتی مذهبی را خلع سلاح می​نمود و سیاست​های خود را به پیش برد. کشف حجاب، بسته شدن مدارس مذهبی، خلع مذهبیون از قدرت سیاسی، دادن حق رای به زنان عصبیت مذهبیون را برمی­انگیخت در مقابل پدر ترکیه​ی جدید با قتل​عام کردهای دَرسیم با دست​آویز علوی بودنشان و به عبارت بهتر سُنی نبودنشان دل روحانیون را به دست می​آورد. به این شکل انتقال قدرت از مذهب به ارتش به شکل موفقیت​آمیزی در دوره​ی آتاتورک انجام پذیرفت و بعد از آن نیز به شکل روی​کردی در سیاست در حزب به یادگار مانده از وی CHP تداوم یافت. ارتش در ترکیه هم​واره کلیدی­ترین جایگاه را داشته و در لحظات حساس نقش مهم و تاثیرگذاری ایفا نموده است. آقای تاج​زاده استعداد عجیبی در تاریخ​سازی دارد و اینک با پُررنگ نمودن و کژدیسه کردن تاریخ ترکیه می​خواهد با زیرکی تمام بر چیزی سرپوش گذارد که خود و دوستان دور و نزدیک ایده​ئولوژیک­شان در ایران قصد پیاده کردن آن را دارند. ما برای افشای این تاریخ​سازیِ مضحک می​بایست به ترکیه​ی بعد از آتاتورک و راهی که ارتش و حزب آتاتورک بعد از آن تداوم دادند بپردازیم.

بعد از جنگ جهانی دوم ترکیه در موقیعت گذار از فئودالیزم به سرمایه​داری قرار گرفت. برنامه​های اقتصادی پیاده شده در سال​های دهه​ی 50 باعث بروز اعتراضات مردمی و آشفته​گی​هایی درون سیاست​مداران کم​تجربه​ی تُرک شد. به تمامی این​ها با کودتایی در سال 1961 پایان داده شد. طی این کودتا عدنان​مندرس نخست وزیر وقت و حامی بورژوازی ملی و سرمایه​گذاری​های خارجی بازداشت و اعدام شد و ارتش و نظامیان دوباره و باز به شکلی شکننده و موقت اقتدار سیاسی را در دست گرفتند. رشد اقتصادی به هم​راه توسعه ناموزون هم​واره نیازمند دست آهنینی بوده و هست تا بتواند بر آشوب​های اجتماعی و آشفته​گی​های سیاسی فائق آید و دست مبارزین و انقلابیون کمونیست را که در این دوره​های بحرانی به سرعت رشد و نمو می​نمایند قطع کند. سیاستی که رگ اصلی قدرت​گیری نظامیان در ترکیه و دیگر کشورهای جهان سوم بوده است. سال​های دهه​ی 60 و 70 ترکیه دورانی پرآشوب و پر بحرانی را سپری می​کند. سیاست​های اقتصادی و برنامه­ها­ی “کمربند سفت” با موفقیت به اجرا گذاشته می​شوند. کوچ از روستا به شهرها و بیکاری و قحطی دیگربار لبه​ی اعتراضات را تیز می​کند. در تمامی این سال​ها اقتدار سیاسی بین ناسیونالیست​ها، اسلام​گرایان و سکولارها دست به دست می​شود و گاه با اتحاد هر سه پیش می​رود. کودتای سال 1980 اما کلید طلایی رهایی از تمامی این آشفته​گی​ها را به میان می​گذارد. قتل​عام بی​سابقه​ی مبارزین و انقلابیون به شکلی عریان، اعلام حالت فوق­الاده در کشور و استفاده از حس دوگانه​ی انتظار و خسته​گی مردم از تمامی این اغتشاشات بی​نتیجه(سیاستی که رضاخان نیز به دنبال آن به راحتی قدرت را در دست گرفته بود) کودتا مُهر خود را بر آینده​ی سیاسی ترکیه می​زند. این بار برنامه​ی کودتا در قالب قانون اساسی جدیدی برای ترکیه تصویب می​شود. قانون اساسی​ای که طی آن آزادی​های سیاسی محدود، دانش​گاه​ها محاصره و ارتش به عنوان دژی مستحکم در برابر هر نوع مخالفت بزرگ تثبیت می​شود. پایه​های زیرین حفاظت از رشد سرمایه​ی داخلی و حفظ امنیت برای سرمایه​ی خارجی نیز با دقت تمام ریخته می­شود. ارتشیان با این که سکولار شناخته می​شوند وارد همان بازی می​گردند که پدر معنویشان زمانی نه چندان دور آموزش داده بود. بازی با احساسات دینی توده​های به تنگ آمده از قحطی و بیکاری با هدف مقابله با اعتراضات و شکل​گیری حرکت​های کمونیستی. کنان اورن رئیس شورای امنیت ملی ترکیه با قرآنی در دست طی سخنانی با آغاز کردن جملاتش با آیاتی از قرآن، دلیل کودتا و دخالت گسترده​ی نظامیان در سیاست را مقابله با بی​دینانِ کمونیست و اغتشاش​گرانِ بی​ایمان و ضدملت قلم​داد می​کند. جالب این​جاست که درست در این فضای سیاه، تئوریسین حزب برادر ایده​ئولوژیک آقای تاج​زاده -که به زیرکی سعی در مخفی نمودن او در این سیاست​ها می​نماید- در حال رشد و قدرت گیری​ست. “فتح​الله گولن” در جو آشفته​ی قبل از کودتا با گریه​های فریب​کارانه در سخن​رانی​ها و فریادهای وا اسلامای­اَش توانسته بود توجه جماعت نوری​ها را به خود جلب کند. این فرد فردای کودتا دستِ نظامیان را به گرمی فشرد چرا که ترکیه را از شر کمونیزم که بلایی بزرگ بوده رهانیده بودند. از سال 1988 یعنی با پایان جنگ ایران و عراق، وضعیت فوق​العاده در ترکیه نیز به پایان می​رسد و نظامیان به شکل صوری از قدرت کنار می​روند و انتخابات برگزار می​گردد. “اسب تروای آمریکا” (3) اما به آهسته​گی و با برنامه​ای مدون و دقیق در حال نفوذ در لایه​های پایین و قشر متوسط و میانی ترکیه است. این بار اما کار به شانس و احساسات توده​ها واگذاشته نمی​شود. مدارس مذهبی که در دوره​ی سکولارها تعطیل شده بود و یا شمار آن بسیار کم بود دوباره بازگشایی می​شود و از دولت کمک​های مالی بالایی دریافت می​کنند. برنامه​ی مهم و استراتژیک دیگر این جماعت، نفوذ در پلیس و امنیت ترکیه است. با مطالعه​ی دقیقِ منطقه و انقلاب ایران این بار سرمایه​داری با دقت بیشتری به نوزادی که با کودتای سال80 در رِحم خاورمیانه کاشته است می​پردازد. نوزادی که آرام آرام طی تمامی این سال​ها و با برنامه​ای جدی تربیت شده تا قدمی از خواست سرمایه فراتر نگذارد و هرگز به ویروس کمونیزم دچار نگردد. نوزادی که اگر ضروری تشخیص دا​ده شود می​باید خود را فدای امنیت سرمایه​ی جهانی نه تنها در ترکیه که در خاورمیانه بنماید. نوزادی که باید با یک دست وظایف ارتش ترکیه را در داخل ترکیه به عهده بگیرد(به شکلی دموکراتیک و با سرپوش​های قانونی) و با دست دیگر خاورمیانه را سبز(4) نگه دارد. آقای تاج​زاده و دوستانشان هرگز نمی​توانند اشتیاقشان به این نوزاد را که اکنون به جوان برومند و رشیدی در ترکیه تبدیل شده و بزرگان او را حزب “عدالت و توسعه” نام نهاده​اند، پنهان دارد. AKP حزب “رجب​طیب​اردوغان” هم​کلاسی و هم​راه روزهای آمریکای ابراهیم یزدی و شرکا، سه دوره​ی متوالی با اکثریت آرا در ترکیه قدرت را به دست گرفت. اقتدار اردوغان نه تنها به بازیِ سیاست​مدارانه​ی او با احساسات مذهبی که به ضعف و پوسیده​گی درونی حزب CHP و پایان یافتن توانایی ایفای نقش قدیمی​اش و سرکوب​های وحشیانه​ی احزاب و نیروهای کمونیست برمی​گردد. کمک​های مالی چشم​گیر غرب به رشد اقتصادی ترکیه و شکل​گیری جزیره​ای امن برای سرمایه​ی جهانی و کنترل کننده​ی نظم خاورمیانه در سال​های اخیر باعث شد تا ترکیه تغییرات اجتماعی و اقتصادی بزرگی را تجربه نماید. رشد 9 درصدی ترکیه درست زمانی که جهان با بحران اقتصادی عظیمی روبرو بود خود نشان از این حساسیت منطقه​ای ترکیه برای سرمایه​ی جهانی دارد. اما مدل دموکراسی نوین و اسلامِ وِلَرمِ اردوغان در عین پیاده کردن سیاست​های اقتصادی-امنیتیِ غرب با فیگور ضدامپریالیستی و ملی و اسلامی​اش توانسته درون شکاف­های موجود در داخل کشور و در سطح منطقه​ای خوب نقش ایفا کند و خود را به عنوان اقتدار سیاسی نظامی مطرح نماید. اقتداری که از سومالی تا افغانستان از ایران تا سوریه با تسلط و تحکم استادانه درحال مانور است. دموکراسی​یی که از سویی مردم کردستان ترکیه را زیر بمباران خود می​گیرد از سوی دیگر با مردم سوریه اظهار هم​دردی می​نماید. از طرفی مردم​اَش از سخن گفتن به زبان مادری در داخل کشورشان محروم­اند و از سوی دیگر برای دیگر کشورهای منطقه نطق دموکراسی و آزادی و اسلام رحمانی سر می​دهد، چیزی که طرف دیگر دعوا یعنی هاشمی شاهرودی را نیز برآشفته است. جایگاه کنونی ترکیه باید از آنِ منادیان اسلام چون شاهرودی می​بود و این قدرت مانور باید در اختیار آنان قرار می​گرفت، شاهرودی به درستی از، از دست رفتن این موقعیت احساس خطر می​کند. تاج​زاده اما به خوبی به لزوم ایفای نقش اردوغان در منطقه واقف است و دانسته او را از روایت تاریخی خود از ترکیه حذف می​کند. “اسلام ولرم” و “دموکراسی نوین” اردوغان باید صادر شود اما نباید کس دیگری تا اطلاع ثانوی سودای ژاندارمی در سر بپروراند. صداقت تاج​زاده به راستی ستودنی­ست!

(1)در این منبع: http://www.kaleme.com/1390/06/02/klm-70526

(2) در این منبع: http://news.gooya.com/politics/archives/2011/08/126811.php

(3) اسب تروا عنوان مقاله ای به همین نام در تشریح برنامه های فتح الله گولن بعد از کودتای 1980 و نقش آمریکا در این کودتا

(4)اشاره به تز کمربند سبز مقابل نفوذ شوروی که شعار جماعت فتح الله گولن هم بود: پیش به سوی تربیت نسل سبز در برابر نسل سرخ!

http://shorayejavanan.com/2011/08/26/%d8%ba%d8%b4-%d9%88-%d8%b6%d8%b9%d9%81-%d8%b3%d8%a8%d8%b2-%d9%88-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%da%a9%db%8c%da%a9-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d8%aa/

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

اطلاعات

این ویودی در 31 اوت 2011 بدست در eshtrak، مقالات سیاسی/دیدگاهها - political articles/views فرستاده شده و با برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: