اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

جمهوری اسلامی به آخر خط رسیده است! :ک.ابراهیم ،از نشریه‌ رنجبر،شماره‌ 73

درشرایطی که بالائیها قادر به ادامه ی حکومت کردن به طور متحدی نیستند و پائینی ها ازاین حاکمان متنفرند ونمی خواهند، فقدان رهبری انقلابی پرولتاریای آگاه و پیشرو و وجود تفرقه سازمانی درمیان نیروهای چپ به عیان نشان می دهد که بازهم ابتکارعمل درصحنه ی سیاسی دردست جناحهای مختلف بورژوازی و امپریالیستها باقی مانده و به جا به جائی هائی درقدرت منجرشده و یک فرصت تاریخی برای به زیرکشیدن نظام سرمایه داری و کسب قدرت حاکمه توسط پرولتاریا جهت استقرارسوسیالیسم ازدست خواهدرفت. مسئوولیت چنین وضعی، به غیر از دیکتاتوری افسارگسیخته ی حاکمان ـ متوجه نیروهای چپ است که منافع گروهی خود را برمنافع جمعی و طبقاتی ترجیح می دهند و درکنارگود نشسته و تماشاگر اوضاع باقی می مانند و درسمت وحدت دادن به طبقه کارگر و زحمت کشان، از ضرورت فوری وحدت دهی خویش احتراز می جویند.

بیش از 60 سال است که بورژوازی متوسط ایران درکسوت ملی ـ لائیک، ملی ـ اسلامی و اسلامی تلاش کرده است تا قدرت دولتی را به دست آورده و یا حفظ نماید. دراین میان آن بخش از بورژوازی که با توسل به مذهب، جمهوری اسلامی ایران را ایجادکرد، موفقیت بیشتری نسبت به بورژوازی ملی ـ لائیک و ملی ـ اسلامی داشته و اکنون بیش از 32 سال است که نظام فاشیستی ـ مذهبی اش را بر کارگران و زحمت کشان به طورعام و زنان و جوانان، روشن فکران اعم از معلمان، استادان دانش گاه، نویسنده گان، روزنامه نگاران وهم چنین ملیتهای ساکن ایران و اقلیتهای ملی ـ مذهبی به طورخاص اعمال نموده و چنان ضربات و جراحاتی برپیکر جامعه واردساخته است که درمان آنها به دهها سال تلاش نیروهای انقلابی و اکثریت عظیم مردم ایران یعنی کارگران و زحمت کشان نیازخواهدداشت. درکلیه ی این تاریخ بیش از نیم قرن و به ویژه در30 سال اخیر، بورژوازی ناپی گیری و ناتوانی خود را دردفاع از آزادی شهروندان و تامین رفاه کارگران و زحمت کشان که تولیدکننده گان اصلی نعمات مادی و معنوی جامعه بوده اند، نشان داده و بدین ترتیب ثابت کرده است که به عنوان استثمارگر و ستم گر چنین رسالتی نمی تواند داشته باشد و زالوئی است که لحظه ای از مکیدن خون بدن بی رمق اکثریت عظیم جامعه غافل نمانده و ابائی ندارد.
طی این 60 و اندی سال، کارگران و زحمت کشان و نیروهای مخالف استثماروستم بارها و بارها به پا خاسته و با نثار خون سرخ شان آزادی و رهائی جامعه را فریاد زده اند. 30 تیر 1331، سالهای خونین بعداز کودتای 28 مرداد 1332، مبارزات دهه های 1340 و 1350 که نهایتا به اعتصابات کارگری سراسری ومشخصا اعتصاب نفتگران و انقلاب بهمن 1357 انجامید و به دنبال آن صدها هزارانسان مبارز شکنجه و زندانی و اعدام شدند و بالاخره مبارزات کارگران و دانش جویان زنان و جوانان و غیره که به جنبش ضد جمهوری اسلامی از 22 خرداد 1388 به بعد انجامید، ازجمله حرکتهای برجسته ای بوده اند که نشان داده اند که مردم رنج دیده و ستم کشیده ی ایران حاکمیت زر و زور را قبول نداشته و برای پایان دادن به این وضعیت غیرانسانی مبارزه را تا کسب پیروزی نهائی ادامه خواهند داد. رژیم جمهوری اسلامی نیز دربرابر این مبارزات به تشدید فشار و ایجاد محدودیتهای اجتماعی غیرانسانی ادامه داده است.(1)

این خیزشها و مشخصا مبارزات سه دهه ی اخیر کارگران و زحمت کشان چنان پایه های رژیم اسلامی حاکم را به لرزه درآورده که جناحهای مختلف حاکم برای نجات جمهوری خفقانی خود و حفظ موقعیت ممتاز خویش، درپی یافتن راه حلهای مختلف درتکاپو بوده اند. اما باید تاکید کنیم که کشمکش کنونی بین خامنه ای و احمدی نژاد، مسئله ای صرفا مربوط به حق و حقوق فردی دردستگاه رهبری کارهای مملکتی و هژمونی طلبی آنان نیست، بلکه اساسا ریشه در منافع طبقاتی گروههای درگیر نیز دارد. توجه به عنصرمادی دریافتن ریشه اختلافات اهمیت زیادی دارد. به بررسی این نکته از نزدیک می پردازیم:

از بدو تشکیل جمهوری اسلامی ایران دارو دسته های مختلفی تحت نام “کمیته…”، “جمعیت…”، “حزب…”، “امام جماعات…”، “حوزه علمیه…”، بنیادها…”، “مجلسهای خبره گان، تشخیص مصلحت نظام، شورای نگهبان” و غیره تشکیل شدند که از منافع بخشهائی از این بورژوازی به قدرت رسیده نماینده گی می کردند. بیت رهبری از وضعیتی استثنائی برخورداربوده (2)و درعین حال درچندماه گذشته خامنه ای تلاش فراوانی را درجهت نزدیک کردن آیت الله های قم به کار گرفت تا روحانیت شیعه را باخودمتحدنماید. دراین میان نیروهای فعال خرده بورژوائی که به ویژه دردستگاه نظامی ـ امنیتی رژیم نقش فعالی ازابتدای تشکیل جمهوری اسلامی داشته ولی در برخورداری از امکانات مادی نصیب قابل ملاحظه ای نبرده بودند، پس از مرگ خمینی و ریاست جمهوری رفسنجانی و سپس خاتمی که هر دو از اعتبارقابل ملاحظه ای دربین بخشهائی از بورژوازی ایران برخورداربودند، خامنه ای به عنوان ولی فقیه که خود نیز درراس باندهای مافیائی دیگری بود و رقابت برسرقدرت گیری و کنارزدن باند خامنه ای توسط دو رئیس جمهورسابق الذکر در دورنما دیده می شد، با تکیه به نیروهای خرده بورژوازی ایران که دردستگاه نظامی ـ امنیتی و مشخصا سپاه پاسداران و بسیج و حزب الله نفوذ داشتند، کوشید تا جبهه ی خویش را تقویت کند. این نیروی تازه به میدان رسیده با سرعت بی نظیری دست به قبضه کردن بسیاری از امکانات اقتصادی و تدریجا سیاسی کشور بعداز پایان جنگ ارتجاعی ایران ـ عراق زد که با روی کارآمدن احمدی نژاد این روند بازهم سرعت بیشتری گرفت. سیاستها و روشهای احمدی نژاد طی 6 سال درراس جمهوری بودن و بی اعتنائی به قوانین متعارفی پذیرفته شده درجامعه ای سرمایه داری نظیر تعهد دربرابر مجلس، پرداخت وام های کوچک عملا بدون برگشت، ندادن به موقع طرح بودجه سالانه به مجلس، مشخص نکردن میزان ذخایر ارزی و برداشت دل خواهانه ازآن بدون داشتن رای مجلس، تعویض نابه هنگام وزراء بدون اطلاع دان به آنها، وغیره ، همه و همه ناشی از دیدگاه و برخوردی آنارشیستی و خرده بورژوائی نسبت به مسائل مربوط به نحوه ی اداره ی جامعه بوده اند که توسط وی و شرکاء به اجرا درآمده اند.

هم اکنون از یک سو رشد مناسبات سرمایه داری درایران با استبداد مذهبی کاملا هماهنگ نیست و تغییراتی روبنائی را درحدی طلب می کند، به خصوص که روحانیت شیعه اعتبارخود را درمیان مردم بیش از پیش ازدست داده است.این امر به جناح احمدی نژاد(سپاه پاسداران) که قصد قبضه کردن هرچه بیشتر ارکان دولتی را دارد و تاحدی دراین سمت تلاش می کند، فرصت داده تا با توسل به “ملی گرائی” مفلوک و توسل به کوروش و بهبود مناسبات با غرب، موقعیت خود را در هدایت کشور تقویت نماید.(3)

ازسوی دیگر بخشی از روحانیت شیعه که به “ولایت فقیه” دلبسته است احساس خطر نموده و متوجه شده است که باید هرچه زودتر کاری بکند تا اهرمهای قدرت را ازدست ندهد و اتفاقا نزدیک شدن انتخابات مجلس و سپس ریاست جمهوری وقت مناسبی است تا دست به کار شود. فراموش نکنیم که در تظاهرات25 بهمن پارسال شعار “مرگ بر خامنه ای” و “مرگ برولایت فقیه” راه پیمایان و حتا “مرگ برجمهوری اسلامی” آنان، زنگ خطر آغاز پایان کار نظام جمهوری اسلام را به صدا درآوره بود.

درچنین شرایطی، خامنه ای وقت مناسبی را به دلیل انتخابات آینده مجلس و ریاست جمهوری برگزیده تا به تعیین تکلیف با جناح احمدی نژاد بپردازد. دراین مورد درتفسیر بی بی سی 8/5/2011 می خوانیم : “باقی مانده قوه مجریه دردست یک طیف سیاسی برای مدتی بیش از8 سال می تواند برای آن طیف هویتی مستحکم و کاملا مستقل از رهبری فراهم کند که آیت الله خامنه ای تمایلی به آن ندارد… روش او و نزدیکانش درمهارقدرت سیاسی روسای جمهوری همواره فشار واردآوردن به اطرافیان آنها، به ویژه درسالهای آخر دوره دوم ریاست جمهوری بوده است. این روش هم در دوره ریاست جمهوری اکبرهاشمی رفسنجانی و هم در دوره ریاست جمهوری محمدخاتمی به کاررفت و باعث شکست برنامه “تعدیل اقتصادی” دولت رفسنجانی و پروژه “اصلاحات سیاسی” دولت آقای خاتمی شد”.

درهمین ارتباط است که مدافعان دوجناح و به خصوص جناح خامنه ای دست به حمله ی شدید به جناح احمدی نژاد زده و هشدار خامنه ای به احمدی نژاد دایر بر “ابقای حیدرمصلحی درسمت وزیراطلاعات و یا کنار گیری از ریاست جمهوری” و یا مانند علم الهدی و احمد خاتمی “گروه احمدی نژاد را طاغوت پرست” نامیدن و حجت الاسلام کاظم صدیقی تا بدان جا پیش می رود که می گوید “رهبری می تواند زن احمدی نژاد را بر او حرام کند” که عمق بی احترامی رجاله های لومپن حاکم را نسبت به حقوق زنان نیز نشان می دهند، نمونه هائی از این حملات می باشند. به علاوه زمزمه استیضاح احمدی نژاد درمجلس نیزتوسط باهنردر 5/2/ 1390 مطرح شده است.

بدین ترتیب درسطح رهبری جمهوری اسلامی شکا ف بزرگی پدیدآمده که به ساده گی قابل ترمیم نبوده و تضادموجود درآن “جنگی زرگری” و یا صرفا هژمونی طلبانه نیست و منافع مادی گروهی دراین میان نقش بازی می کند. این که این شکاف باعث حذف یک جناح توسط جناح دیگرگردد، ممکن است به حذف یا به سازش کشیده شود، اما تضادها و رقابتها را ازبین نخواهدبرد.

ولی درشرایطی که بالائیها قادر به ادامه ی حکومت کردن به طور متحدی نیستند و پائینی ها ازاین حاکمان متنفرند ونمی خواهند، فقدان رهبری انقلابی پرولتاریای آگاه و پیشرو و وجود تفرقه سازمانی درمیان نیروهای چپ به عیان نشان می دهد که بازهم ابتکارعمل درصحنه ی سیاسی دردست جناحهای مختلف بورژوازی و امپریالیستها باقی مانده و به جا به جائی هائی درقدرت منجرشده و یک فرصت تاریخی برای به زیرکشیدن نظام سرمایه داری و کسب قدرت حاکمه توسط پرولتاریا جهت استقرارسوسیالیسم ازدست خواهدرفت. مسئوولیت چنین وضعی، به غیر از دیکتاتوری افسارگسیخته ی حاکمان ـ متوجه نیروهای چپ است که منافع گروهی خود را برمنافع جمعی و طبقاتی ترجیح می دهند و درکنارگود نشسته و تماشاگر اوضاع باقی می مانند و درسمت وحدت دادن به طبقه کارگر و زحمت کشان، از ضرورت فوری وحدت دهی خویش احتراز می جویند.

ک.ابراهیم 19 اردیبهشت 1390

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ

(1)ـ چند نمونه زیر نشان بارزی است از وضعیت به غایت ضدانسانی که توسط رژیم جمهوری اسلامی به مردم تحمیل شده است:

ده‌ها تن از کارگران شرکت پارس متال، امروز، 12 ارديبهشت، در محل وزارت کار و امور اجتماعی تجمع کرده‌اند.
اين کارگران خواستار دريافت 9 ماه حقوق به تعويق افتاده خود هستند.
يکی از کارگران حاضر در محل تجمع، در اين باره به “فرارو” گفت: «با وجود آنکه خط توليد کارخانه فعال است ولی مديريت تاکنون حاضر نشده معوقه حقوق 9 ماهه اخير را پرداخت کند».
اين کارگر همچنين افزود: «علاوه بر اين مديريت کارخانه، عيدی امسال و بخشی از عيدی پارسال و همچنين بن سال 88 را نپرداخته است».

ـ مهر: مديرکل سلامت محيط کار وزارت بهداشت گفت: حدود 10 ميليون نفر از نيروی انسانی شاغل کشور در معرض تهديد عوارض ناشی از کار قرار دارند.
در قزوين هفتمين همايش سراسری بهداشت و ايمنی کار روز سه شنبه در دانشگاه بين المللی…خمينی قزوين برگزار شد.
کاظم ندافی در اين همايش گفت: حدود 20 ميليون نيروی کار در کشور وجود دارد که 50 درصد آنها در محيط کار به نحوی درمعرض يکی از عوامل زيان آور قرار دارند.
مديرکل سلامت محيط کار وزارت بهداشت تصريح کرد: درحال حاضر 75 هزار ماده شيميايی در صنعت بکار گرفته می شود که آثار زيانبار بسياری از آنها هنوز شناخته نشده است.
وی حذف آزبست، جيوه وسيليس از بخش صنعت و اجرای طرحهای بهداشتی برای سلامت کشاورزان، قالی بافان، معدنکاران و کارگران ساختمانی را از برنامه های آينده وزارت بهداشت در زمينه تامين سلامت کارگران و شاغلان اين بخشها دانست.
ـ مردمک:مريم صبا:کم‌تر کسي‌ست که نداند بيماران فقير آسيب‌پذيرترند؛ به دليل ناتوانی در پرداخت هزينه‌های درمان، يک بيماری ساده آنها پس از مدتی به يک بحران تبديل مي‌شود. بحرانی که نمونه‌ای از آن در روزهای اخير ابعاد اجتماعی و سياسی نيز به خود گرفته است.
هفته پيش خبرگزاري‌های داخل ايران گزارش دادند که ماموران بيمارستان دولتی امام خمينی در تهران، سه بيمار بستری را که دچار اختلال حواس بودند «به دليل عدم توانايی در پرداخت هزينه‌های بيمارستاني، با آمبولانس در بزرگراه خليج فارس تهران‌‌ رها کردند».
با آن که پس از انتشار اين اخبار، مسئولان بيمارستان امام خمينی اعلام کردند که عوامل اين اقدام را از کار اخراج کردند و آن‌ها دستگير و به مقامات قضايی تحويل داده شدند، اما اگر بخواهيم به ريشه اين اتفاق و دلايل آن بپردازيم، بايد سيستم درمانی و بيمه‌ای ايران را مورد کنکاش قرار دهيم.
دکتر نورالدين پيرموذن، مخبر کميسيون بهداشت و درمان مجلس ششم و هفتم درباره مشکلات سيستم درمانی ايران به مردمک مي‌گويد: ‌«اقتصاد درمان در ايران بيمار است. تعرفه‌های درمانی واقعی نيست، بيمه همگانی موثر و کارآمد وجود ندارد و شکاف بزرگی در اين زمينه بين بخش خصوصی و دولتی وجود دارد».
به گفته او، بودجه سلامت يک درصد کل بودجه ايران است و آرزوی تصميم‌گيرندگان بهداشت در ايران اين است که سهم سلامت از درآمد ناخالص ملي، دست کم به 2. 7 درصد و سهم مردم از هزينه‌های درمانی به ۳۰ درصد برسد.
سازمان بهداشت جهانی بر مبنای دو شاخص، سهم سلامت از درآمد ناخالص ملی و سهم مردم از هزينه‌های درماني، کشور‌ها را ارزيابی مي‌کند و رتبه ايران در اين شاخص بين ۹7 تا ۱۱۳ شناور است.
سهم سلامت از درآمد ناخالص ملی در کشورهای توسعه يافته بين ۱۵ تا ۲۰ است، در ايالت متحده از ۲۰ بالا‌تر و در کشورهای در حال توسعه، اين رقم بالا‌تر از ۱۰ است.
سهم مردم از هزينه‌های درمانی در ايران تا سال ۲۰۰۱، بين ۵۰ تا ۶۰ درصد بود. براساس برنامه چهارم توسعه قرار بود اين رقم تا سال ۲۰۱۰، به ۳۰ درصد برسد، اما همچنان در آغاز برنامه پنجم توسعه، مردم ۵۰ درصد از هزينه‌های درمانی را، خود پرداخت مي‌کنند.
«بهداشت و درمان اولويت دولت نيست».
حسين‌علی شهرياري، رئيس کميسيون بهداشت و درمان مجلس هشتم، مي‌گويد:«بودجه امسال (سال ۱۳۹۰) نشان مي‌دهد که بهداشت و درمان در اولويت‌های اول تا ۱۵ دولت نيست. اين درحالی است که قانون پنجم توسعه به طور شفاف اعلام کرده که بايد عدالت در سلامت رعايت شود.»
دکتر پيرموذن، مخبر کميسيون بهداشت و درمان در مجلس اصلاح‌طلبان نيز همين نکته را تاييد مي‌کند که «در شرايط فعلي، اقتصاد سلامت و سرمايه‌گذاری برای آن، همچنان جزءِ اولويت‌های برنامه‌ريزی دولت نيست».
آقای پيرموذن درباره اجرايی نشدن اين قانون به مردمک مي‌گويد: «در ايران، سيکل معيوبی وجود دارد که به آن سيکل بيماری- فقر و فقر- بيماری گفته مي‌شود. به اين معنا که فقر، بيماري‌زا است و بيماری هم در جامعه فقر توليد مي‌کند. اين درحالی است که هرگونه سرمايه‌گذاری برای سلامت مردم، بهترين شيوه برای رفع فقر و تامين امنيت سلامت جامعه است.»
سرانه درمان جواب‌گوی نياز بيماران نيست

ـ مدیرکل بهداشت و درمان سازمان زندان‌ها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور با بیان این که ۱۲ درصد از زندانیان زن مبتلا به ایدز هستند، گفت:« ۵۷ درصد از جمعیت ورودی به زندان‌ها سوءمصرف موادمخدر دارند و بر همین اساس، در زندان‌ها خدمات درمانی اعتیاد به صورت سم‌زدایی، روان‌درمانی و درمان نگهدارنده با متادون ارائه می‌شود».
به گزارش ایسنا، مرضیه فرنیا در افتتاحیه دوره دوم کارگاه آموزشی «ارتقای برنامه‌های پیشگیری و مراقبت از اچ‌آی‌وی (ایدز) برای زنان مصرف‌کننده تزریقی مواد»، گفت: حدود ۷۵۰۰ نفر از زندانیان کل کشور زنان هستند که این رقم ۴ درصد از زندانیان کل کشور را تشکیل می‌دهد و بیشترین تراکم این جمعیت نیز بین ۱۹ تا ۴۰ سالگی است.
مدیرکل بهداشت و درمان سازمان زندان‌ها با اعلام این‌که ۷۶ درصد از زنان زندانی متاهل هستند، افزود: از نظر سطح تحصیلات نیز ۳۱ درصد این زنان بی‌سواد هستند و این بی‌سوادی یکی از عواملی است که فرد را مورد سوءاستفاده قرار می‌دهد و وی را به سمت جرم و بزهکاری می‌کشاند.

ـ «تابناک» ـ به‌رغم آن که در پنج سال گذشته، قیمت گوشت چهار برابر شده، بیشتر دامپروری‌ها تعطیل است. این به دلیل سیاستگذاری های اشتباه و به عبارتی، متغیر و غیرقابل اعتماد بخش کشاورزی و دیگر بخش های مرتبط است که نمی‌توانند پشتیبانی لازم را از تولید داشته باشند.
تا سال گذشته، 70 درصد دامپروری‌های استان یزد غیرفعال بوده و 30 درصد فعال نیز به شدت ضرر دیده‌اند و اعلام کرده‌اند که دیگر تولید نخواهند کرد، چرا که نمی‌دانند آینده چه خواهد شد؛ به دلیل بی‌برنامگی در واردات گوشت، بخش تولید در حال از بین رفتن است.
علی اکبر اولیا در گفت وگو با «تابناک» اظهار داشت: این مشکلات را با بخش کشاورزی مطرح کرده ایم و آنها نیز این موضوع را می پذیرند، ولی اعلام می کنند که از عهده آنها بیرون است. ما دولت را مسئول این قضیه می دانیم و انتظار می رود که سیاستی منطقی و متناسب با شرایط کشور انجام شود که تولید کننده رغبت کار در این بخش سخت را داشته باشد.
وی خاطرنشان کرد: در بحث قاچاق نیز وضع به همین گونه است. نیروی انتظامی اعلام کرده است که اگر دولت بخواهد، ظرف 48 ساعت، موضوع قاچاق را حل می کند. بازارهای کشور آکنده از اجناس قاچاق بوده و این نتیجه بی‌برنامگی است و نتیجه ای جز تعطیلی بخش های تولیدی ندارد؛ حتی برای بازرگانان نیز به صرفه نیست که از راه قانونی فعالیت کنند و با این روند کشور فلج خواهد شد.

(2) ـ “طبق تحقیقات بیشتراز 50 باند اصلی مافیائی تحت حمایت علی خامنه ای هستند. از بدو استقرار جمهوری اسلامی این باندهای مافیائی سالانه میلیاردها دلار از طریق بند و بستهای حکومتی به جیب زده اند که تماما ازطریق کسب جوازهای “بازرگانی” به آنها هدیه شده است… که صدها میلیارددلار به اقتصادایران لطمه زده اند. یک از این باندهای مخوف “حزب موتلفه اسلامی” به رهبری حبیب الله عسکراولادی می باشد که درحال حاضر چندین نهاد حکومتی را به عهده دارد ازقبیل “دبیرکل جبهه پیروان خط رهبری، عضو شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی، نماینده ولی فقیه در کمیته امداد امام خمینی و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام”… یک راه ثروتمندشدن خرید دلار ارزی به قیمت 175تومان و فروش بلافاصله آن به قیمت 800 تومان می باشد.(به نقل از میل الکترونیکی ایران آزاد 8/5/2011)

(3) ـ ” بخش عمده ای از فرماندهان میانی سپاه پاسداران و بخش قابل توجهی از نیرو بسیج هنوز از احمدی نژاد حمایت می کنند و تعدادی از روحانیون ارشد نیز ازحامیان وی هستند. هنوز ین اتحاد یا ائتلاف منسجم درمیان حکومتیان علیه وی شکل نگرفته است… درمجموع کشمکش و اختلاف آنها (منظور خامنه ای احمدی نژاد درجناح محافظه کاران) چه درعرصه ی اقتصادی و چه درعرصه سیاست یک جنگ درونی است.”( هفته نامه اکونومیست ـ 6 مه 2011)

از نشریه‌ رنجبر،شماره‌ 73

http://www.ayenehrooz.com/?p=11196

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

اطلاعات

این ویودی در 31 مه 2011 بدست در eshtrak، مقالات سیاسی/دیدگاهها - political articles/views فرستاده شده و با برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: