اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

شعری زیبا از محمدرضا شفیعی کدکنی!

آن عاشقان شرزه که با شب نزیستند/ رفتند و شهر خفته
ندانست کیستند

/ فریادشان تموج شط حیات بود/ چون آذرخش در سخن خویش زیستند

/ مرغان پرگشوده طوفان که روز مرگ/ دریا و موج و صخره براشان گریستند

/ می گفتی٬ ای عزیز :«سترون شده ست خاک»

/ اینک ببین برابر چشم تو چیستند:

/ هر صبح و شب به غارت طوفان روند و باز/

باز آخرین شقایق این باغ نیستند.

محمدرضا شفیعی کدکنی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s

این وب‌گاه برای کاهشِ هرزنامه‌ها از Akismet استفاده می‌کند. در موردِ نحوهٔ پردازشِ داده‌هایِ دیدگاهتان بیشتر بدانید.

اطلاعات

این ورودی در 31 دسامبر 2010 بدست در اشتراک - eshtrak فرستاده شد.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: