اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

اعلامیه فراکسیون کمونیستی سازمان فدائیان خلق ایران(اکثریت)پیرامون نشست مشترک نه حزب و سازمان سیاسی و «اعلامیه جهانی حقوق بشر» بمثابه کارپایه مشترک آنها !

نظر ما در مورد «اعلامیه جهانی حقوق بشر» کاملآ مشخص بوده و چون اصول مندرج در همین اعلامیه را برای عبور از رژیمهای سرمایه داری و از جمله، رژیم جمهوری اسلامی و برقراری جمهوری دمکراتیک با سمت گیری سوسیالیستی ناکافی و ناکارآمد می دانیم، همیشه بر گسترش همکاریها و اتحاد احزاب و سازمان های چپ حول یک برنامه جامع تأکید کرده ایم.

اعلامیه فراکسیون کمونیستی سازمان فدائیان خلق ایران(اکثریت)
پیرامون نشست مشترک نه حزب و سازمان سیاسی و
«اعلامیه جهانی حقوق بشر» بمثابه کارپایه مشترک آنها

طبق اخبار منتشره، در تاریخ ١٢ آذر ماه نشستی با شرکت ٩ حزب و سازمان سیاسی«!» برگزار شد که در آن، بیانیه حقوق بشر را مبنای همکار های خود قرار داده و به بحث در این رابطه پرداختند. این همان نکته کلیدی این نشست بود که نمی توان بی تفاوت از کنار آن گذشت. زیرا، بر کسی پوشیده نیست که «اعلامیه جهانی حقوق بشر» پس از خاتمه جنگ جهانی دوم و در کوران جنگ سرد، بعنوان سلاح ایدئولوژیک بورژوازی برعلیه کمونیسم تدوین و تصویب گردید و اتفاقاًَ، همیشه راهنمای عمل و مبنای اقدامات ضد انسانی دولتها، احزاب و سازمان های وابسته به جناحهای مختلف سرمایه داری بوده است.

از آنجایی که ما معتقدیم تمامی عمکرکردها درمبارزه، چه بلحاظ سیاسی – تشکیلاتی و چه بلحاظ اتحادهای مابین نیروها و سازمان های مختلف می بایستی بر شفافیت و صداقت استوار باشد، به نکاتی چند در رابطه با این نشست می پردازیم:

نظر ما در مورد «اعلامیه جهانی حقوق بشر» کاملآ مشخص بوده و چون اصول مندرج در همین اعلامیه را برای عبور از رژیمهای سرمایه داری و از جمله، رژیم جمهوری اسلامی و برقراری جمهوری دمکراتیک با سمت گیری سوسیالیستی ناکافی و ناکارآمد می دانیم، همیشه بر گسترش همکاریها و اتحاد احزاب و سازمان های چپ حول یک برنامه جامع تأکید کرده ایم.

بنا بر این، از همان نگاه اول به این نشست، می توان به این نتیجه رسید که، شرکت کنندگان آن نیز اعلامیه حقوق بشر سرمایه داری را بعنوان یک سلاح ایدئولوژیک بدست گرفته و قصد اخلال در روند اتحادهای احتمالی دارند.

همانطور که گفتیم؛ اعلامیه حقوق بشر در ماهیت خود چیزی بیش از تلاش بورژوازی جهانی و در رآس آن آمریکا برای براه انداختن هیاهوی تبلیغاتی برعلیه جنبش های کارگری – کمونیستی در جهان نیست.

تاریخ جهان معاصر گواه است که رژیمهای سرمایه داری، بطورکلی و امپریالیسم آمریکا بویژه، با دستاویز قرار دادن اعلامیه حقوق بشر در دوران بعد از تصویب آن، چه جنایات بی سابقه ای را در حق این بشر خاکی مرتکب شدند.

از کودتاهای خونین در ایران، اندونزی، شیلی و کودتا های پی در پی در آمریکای لاتین، جنگ های خونین و خانمان سوز در شبه جزیره کره و ویتنام، بمب باران شهرها و روستاها با بمب های ناپالم، دفاع از رژیم های استبدادی و کشتار مردم هیروشیما و ناکازکی ژاپن در اثر بمباران اتمی آمریکا و بالاخره، اشغال نظامی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی دهها کشور جهان و برافروختن آتش جنگهای متعدد داخلی و منطقه ای، کشتار و سربه نیست کردن میلیونی شهروندان، کمونیستها و سرکوبی خشن جنبشهای سوسیالیستی و آزادیخواهانه در کشورهای اشغالی و کودتا زده، در کارنامه حکومتهای سرمایه داری ثبت شده است. هم امروز نیز، کشورهای افغانستان، عراق و پاکستان آشوب زده را با ویرانیهای عظیم و میلیونها انسان کشته، زخمی، معلول و آواره در داخل و خارج از کشور و آلوده به تششعات رادیو اکتیو تهدید کننده دهها نسل آتی را در برابر خود داریم که حاصل بلاواسطه کاربست اعلامیه حقوق بشر امپریالیستی هستند. بعبارت دیگر، دقیقاًَ همین ماده ١٧ «اعلامیه جهانی حقوق بشر» یکی از بهانه های اصلی تجاوز رژیمهای سرمایه داری به حقوق انسانها و پاسخ زشت آنها به هر گونه تعرض به «ساحت مقدس مالکیت خصوصی» بوده و هست.

بدین معنی، دول امپریالیستی که اعلامیه حقوق بشر را تصویب کردند و بعنوان یک سند تجاوز به حقوق انسانی در روی میز گذاشتند، خود اولین و خشن ترین ناقضان و پایمال کنندگان آن بوده و امروز نیز در هر زمان و مکان لازم، بمثابه یک سلاح تبلیغاتی برای ارتکاب هر جنایتی مورد بهره برداری قرار می دهند.

صرفنظر از کلیت اعلامیه جهانی حقوق بشر که در ماهیت خود، چیزی جز یک سری کلی گوئی و اندرزهای ملامآبانه بی توجه به علل و ریشه های مصایب و مشکلات اجتماعی نیست، فقط توجه به ماده ١٧ آن کافیست که اصل مالکیت خصوصی و نظام ناعادلانه سرمایه داری را مقدس می شمارد و هر گونه تلاش برای سرنگونی نظام سرمایه داری و استقرار نظام سوسیالیستی را بمثابه نقض اعلامیه حقوق بشر تلقی می کند.

در رابطه با حقوق و آزادیهای انسانی نمی توان این واقعیت مطلق را از نظر دور داشت که در حالی که بورژوازی خشن ترین جنایتها و تبه کاریهای خود برعلیه بشریت را در ورای توسل مزورانه به اعلامیه حقوق بشر مرتکب می شود، همه احزاب و سازمانهای کمونیستی و کارگری دفاع از آزادیهای فردی و اجتماعی، برابر حقوقی انسانها، رفع هر گونه تبعیض و ستم نژادی، ملی، جنسی، اعتقادی و اجرای عدالت اجتماعی را همیشه در صدر برنامه های دور و نزدیک خود ثبت کرده و برای تحقق آنها فداکرانه تلاش و فعالیت می کنند.

با توصیف و نوع برخورد دو نیروی عظیم جهانی – سرمایه داری و سوسیالیستی – به مسئله مهم حقوق بشر، ما امروز بار دیگر شاهد بهره برداری ریاکارانه نیروهای بورژوازی از اعلامیه حقوق بشر هستیم که سیمای واقعی خود را در پشت نقاب اپوزیسیون بظاهر «چپ» و در عمل بغایت راست رژیم جمهوری اسلامی نیز نهان کرده است.

امروز این اپوزیسیون چپ نما، از بیم رشد مبارزات مردم ما و جنبش کمونیستی ایران در راه آزادی و عدالت اجتماعی، در هراس از پیشروی جنبش عدالت خواهانه، جنبش معطوف به سرنگونی نظام سرمایه داری و حکومت اسلامی، به تکاپو افتاده و به سیاق دولتهای متجاوز سرمایه داری منشور حقوق بشر امپریالیستی را مبنای همکاری خود قرار داده و بقصد تکرار فاجعه افغانستان و عراق، در مقابل دولتهای امپریالیستی خوش رقصی می کنند.

گذشته از خود «اعلامیه جهانی حقوق بشر»، ترکیب و موقعیت ٩ حزب و سازمان(!) شرکت کننده در این نشست، بخصوص حضور جریاناتی مثل سازمان فدائیان خلق ایران(اکثریت)، حزب دمکراتیک مردم ایران و اتحاد جمهوری خواهان ایران در میان آنها، بیش از هر چیز دیگری جالب توجه و قابل تأمل است.

همانطور که می دانیم سازمان فدائیان خلق ایران(اکثریت)، بعنوان یکی از اعضای خانواده جنبش بزرگ فدائی در اثر سلطه افراد و عناصر پیرو ایدئولوژی وباورهای بورژوائی بر رهبری آن و سپس، با گنجانیدن راه رشد سرمایه داری در برنامه خود و تکیه بر اساسنامه غیردمکرات در روابط و مناسبات درون سازمانی، بطور کلی از مجموعه جنبش مترقی آزادیخواهانه و عدالت طلبانه چپ فاصله گرفته است. امروز دیگر کاملا آشکار شده است که رهبری راستگرای مسلط بر این سازمان، با اخراج و پراکنده سازی گام به گام اعضای معتقد به سوسیالیسم علمی، تشکیلات این سازمان را به جولانگاه نیروهای بورژوازی برای محو تمامی دستآوردهای سازمان فدائیان، سازمان مبارزه در راه حقوق و آزادیهای کارگران و زحمتکشان میهنمان تبدیل کرده است.

شرکت جریانی بنام «حزب دمکراتیک مردم ایران» در این نشست، آن را بیش از هر چیز دیگر مضحک می ساخت. زیرا، این حزب یکی از آن احزاب باصطلاح سیاسی است که، بر هیچ یک از اصول حزبیت متکی نبوده و از داشتن کمیته مرکزی، هیئت دبیران و یا هیئت سیاسی- اجرائی محروم است و همچنین با توجه باینکه تا کنون هیچگاه کنگره، پلنوم و یا انتخابات درون حزبی برگزار نکرده، می توان گفت که وجود خارجی چنین حزبی احتمالا در یک یا چند نفر خلاصه شده و فاقد هر گونه تشکیلات و پایگاه اجتماعی و توان دفاعی از حقوق و منافع مردم ایران می باشد.

«اتحاد جمهوری خواهان ایران» یکی دیگر از شرکت کنندگان این نشست بود که ماهیت وجودی آن بخودی خود، سؤال بر انگیز است. زیرا، هنوز هم که هنوز است معلوم نیست این «اتحاد»، اتحاد بین احزاب و سازمانهاست و یا اتحاد داوطلبانه افراد. اگر شق اول را در نظر بگیریم، باید تا کنون نام و مشخصات احزاب و سازمانهای متشکل در چنین «اتحادی» معلوم و اعلام می شد که نشده است. و یا اگر منظور از « اتحاد جمهوری خواهان ایران »، شق دوم باشد، در اینصورت، چنین «اتحادی» بمعنی اصل اولیه و ضروری برای تشکیل یک تشکیلات سیاسی محسوب می شود. بنا بر این، طبق موازین و سنن سیاسی، افراد متحد در چنین تشکلی، ابتدا ملزم به قطع روابط و پیوندهای تشکیلاتی سابق خود بوده و سپس حق عضویت در هر تشکیلات سیاسی دیگر را بر خود محفوظ خواهند داشت که چنین هم نیست. آنچه تا کنون روشن است، این است که «اتحاد جمهوری خواهان» هم مثل «حزب دمکراتیک مردم ایران» یک پدیده نادر و استثنایی در میان تشکلهای سیاسی ایرانی در خارج از کشور است، که با شرکت ٧٠٠- ٦٠٠ نفر اعلام موجودیت کرد و در مدت چند سال به کمتر از ۵٠ نفر، عمدتا شامل افراد دو عضویتی ناقض اصول بدیهی عضویت در هر تشکل سیاسی، از جمله عده ای از اعضای شورای مرکزی سازمان فدائیان خلق ایران(اکثریت) کاهش یافته است. گروه باقی مانده در واقع «شترمرغانی» هستند که نه قدرت پرواز دارند و نه توان باربری.

اوضاع میهن ما بشدت بحرانی است. از سویی بحران سیاسی در هرم قدرت و در میان جناحهای مختلف حاکمیت اسلامی آشکارترشده است و از سوی دیگر، ادامه خصوصی سازی دارائیهای عمومی، اجرای طرح حذف یارانه ها،رشد میزان بیکاری، رواج فقر، گرسنگی و فساد اجتماعی توأم با گرانی، تورم و رکود اقتصای که بطور روزافزون گلوی مزدبگیران و همه طبقات و اقشار پائین دست جامعه را می فشارد، کشور ما را در شرایط بسیار سختی قرار داده است.

ادامه وضع موجود، نارضایتی رو به تزاید توده ها، رژیم اسلامی را با بحران مشروعیت نظام گرفتار ساخته است. رژیم در صدد است همچون قبل، با توسل به نیروی قهر و سرکوب، با کشتار و زندان و شکنجه، با تشدید فضای دیکتاتوری و خفقان پلیسی، صدای اعتراضات مردم را خاموش سازد.

میهن ما نیازمند یک تحول بنیادی و آبستن حوادث تاریخی است. بر پایه همین درک از وضعیت اجتماعی کشور و روند قانونمند حرکت مردم و با توجه به درک ضرورت و اهمیت شرکت فعال و مؤثر در مبارزه توده ها، ما بار دیگر همه احزاب و سازمانهای سیاسی چپ، ملی و دموکرات میهن مان را به تشکیل جبهه متحد دمکراتیک در راه تحقق مطالبات، خواستها و نیازهای مردم فرامی خوانیم.

در عین حال، ما مبارزه برعلیه مداخلات و اقدامات امپریالیسم در امور کشورمان را یکی از مؤلفه های اصلی انقلاب ملی – دموکراتیک می دانیم و احزاب و سازمانهائی را که ماهیت امپریالیسم جهانی را سازنده تلقی کرده و راه همسوئی با سیاستهای آن را در پیش گرفته اند، به مطالعه و باز آموزی ماهیت امپریالیسم و اصول مبارزه طبقاتی فرامی خوانیم و با قاطعیت اعلام می داریم که؛ نیروهای نافی ماهیت ذاتی امپریالیسم و همچنین احزاب، تشکلها و شخصیت های طرفدار حفظ حاکمیت جمهوری اسلامی، نمی توانند جزء نیروهای پیشبرنده انقلاب ملی دموکراتیک بحساب آیند.

بنابراین، باید ادعاهای وحدت طلبانه را از حرف به عمل تبدیل کرد و به امر مهم اتحاد نائل شد. لذا اين جنبش به رهبران و مبارزينی نيازمند است که شجاعانه در جبهه ای واحد جهت دستيابی به وحدت نظری و عملی تلاش نموده و با برنامه ای مشترک برای سرنگونی رژيم اسلامی و کسب قدرت سياسی و برقراری آزادی و عدالت اجتماعی بپاخيزند.

بنابر همه آنچه تاکنون گفته شد، یگانه راه سعادت و بهروزی مردم ایران، سرنگونی رژیم اسلامی و برقراری دمكراسی، آزادی و عدالت اجتماعی بدست مردم ایران می باشد، اولین گام برای رسیدن به این مرحله تاریخی، پرداختن به امر وحدت بطور نظری و عملی توسط تشكلهای سیاسی و اجتماعی می باشد.

ما بعنوان عضوی از جنبش كمونیستی مردم ایران اعتقاد داریم که، امر وحدت می تواند به دو شكل صورت پذیرد و با اتحاد است که می توانیم بر حاکمیت استبدادی جمهوری اسلامی در كشور خویش نقطه پایان بگذاریم.

۱ – اتحاد سازمانهای كمونیستی، سوسیالیستی و همه نیروهای مدافع منافع كارگران و زحمتكشان تحت نام، جبهه متحد چپ ایران.
٢ – اتحاد جبهه متحد چپ با دیگر نیروهای ملی دمكرات، و سوسیال دمكرات تحت نام، جبهه متحد دمكراتیك ایران.

تشكلهای چپ كمونیست و سوسیالیست در صورتی كه بخواهند در تحولات آینده ایران نقشی اساسی و تعیین کننده ایفا نمایند، قبل از تشكیل جبهه متحد چپ می بایست پیرامون اصول اولیه خود به توافق رسند و با چنین رویكردی از اتحاد، نیروهای چپ می توانند بعنوان وزنه ای سنگین و تعیین كننده در درون جبهه متحد دمكراتیك و عرصه سیاسی جامعه ایران نقش آفرین گردند.

در فقدان جبهه متحد چپ، طبیعی است كه نیروهای لیبرال دمكرات با توجه به امکانات تبلیغی و ظرفیتهایی كه در دنیای سرمایه داری برای آنها فراهم است، بیشترین تاثیر را در تنظیم سیاستهای مخرب خواهند داشت. در نتیجه، نیروهای پراكنده چپ تحت تاثیر نمایندگان دیگر اقشار و طبقات اجتماعی قرار گرفته و به دنباله روی از آنها مجبور خواهند شد.

فراکسیون کمونیستی سازمان فدائیان خلق ایران(اکثریت) با چنین تعریفی از «اعلامیه جهانی حقوق بشر» و با درک نیات ضدایرانی امپریالیسم جهانی و بخشی از اپوزیسیون خارج نشین رژیم، همه احزاب و سازمانهای چپ و دیگر نیروهای ترقیخواه و میهن پرست ایران را به هشیاری فرامی خواند.

برقرار باد آزادی و عدالت!
زنده باد سوسیالیسم!
پیش به سوی اتحاد چپ!
__________
تارنگاشت ما:
http://www.yaranema.eu
آدرسهای ما:
admin@yaranema.eu
http://yaranema.eu/didgah_detail.php?aid=269

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s

این وب‌گاه برای کاهشِ هرزنامه‌ها از Akismet استفاده می‌کند. در موردِ نحوهٔ پردازشِ داده‌هایِ دیدگاهتان بیشتر بدانید.

اطلاعات

این ورودی در 31 دسامبر 2010 بدست در اشتراک - eshtrak فرستاده شد.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: