اشتراک eshtrak

خبری سیاسی فرهنگی! مسئولیت هر مقاله بعهده نویسنده آنست!

وضعیت پناه​جویان و پناهنده​گان ساکن در ترکیه (و مروری گذرا بر وضعیت پناه​جویان در مالزی و هندوستان):توماج

دریافتی

وضعیت پناه​جویان و پناهنده​گان ساکن در ترکیه

(و مروری گذرا بر وضعیت پناه​جویان در مالزی و هندوستان)

گر زخم‌هایمان متفاوت

طعم اشک‌هایمان یکی‌ست

من ، تو ، او ، همه در یک قصه

هر کجا باشیم

آغاز و انجام یکی‌ست

جای جایِ دنیا سنگرم

آغاز نمودم ، پویان بسوی انجامم

(توماج)

تهیه شده توسط توماج

دیرگاهی​ست که سازمان ملل متحد در سال 1951 قوانینی در کنوانسیون ژنو به تصویب رسانده است که همانند دیگر قوانین نظام سرمایه‌داری که فقط امضاء می‌شوند، تنها امضاء شده و در هیچ کشوری به​صورت کامل به آن عمل نمی‌شود.

همه​گان می‌دانند که در کشورهایی مانند پاکستان، افغانستان، ایران و عراق چه شرایط اجتماعی، اقتصادی و سیاسی حاکم است و این موضوع نیاز به توضیح و تحقیقات خاصی ندارد؛ این‌را نیز همه​گان می‌دانند که کارمندان و یا بهتر است بگوئیم بازجویان سازمان ملل متحد که خود را وکیل پناه​جویان معرفی می‌کنند، خود بهتر از هرکس به این موضوع واقف هستند. در مقر سازمان ملل در کشورهایی مانند هندوستان، پاکستان، ایران، ترکیه، مالزی، یونان و … تنها چیزی که به‌چشم نمی‌خورد «حقوق بشر» است. به عبارتی «بشر» بسیار دیده می‌شود اما اثری از «حقوق» آن نیست.

رفتار سرد و خشن پلیس، بی‌مسئولیتی کارمندان و مسئولین سازمان ملل، مشکلات مالی، مشکلات معیشتی، نبود امکانات بهداشتی و درمانی، عدم وجود اجازه‌ی کار برای پناه​جویان و پناهنده​گان، نداشتن هیچ‌گونه حق برای ارتباطات سیاسی و حتا اجتماعی، بی بندو‌باری و سرکوب پلیس، باندهای مافیایی در تشکیلات امنیتی و حتا سازمان ملل، وعده و وعیدهای توخالی که تنها در قوانین آمده و در بروشورهای نصب شده بر روی دیوارهای دفاتر سازمان ملل دیده می‌شود و صدها درد و مشکلی که پناه​جویان و پناهنده​گان روزانه با آن دست و پنجه نرم می‌کنند را هیچ‌کس پاسخ​گو نیست.

اعتراضاتِ برحقِ انسان​ها نیز همانند تمام حکومت‌های سرمایه‌داری با سرکوب، زندان و شکنجه و گاه با دیپورت پناه‌جویان پاسخ داده می‌شود.

در ادامه به گوشه‌ای از مشکلات پناهنده​گان و پناه​جویان در کشور ترکیه می‌پردازیم و اشاره‌ای کوتاه به دیگر کشورها خواهیم داشت.

پروسه‌ی پناهنده​گی

پروسه‌ی پناهنده​گی برای یک انسان از جایی آغاز می‌شود که کشور مبدا «وطن​اَش» را به‌قصد پناهنده شدن در کشور دیگری ترک می‌کند. ما در این نوشته از پناه‌جویان و پناهنده​گان ایرانی ساکن در ترکیه صحبت خواهیم کرد و البته به دیگر کشورها نیز اشاره‌ای بسیار کوتاه خواهیم داشت.

وقتی یک نفر ایران که کشور مبدا است را به‌قصد پناهنده شدن ترک می‌کند معمولا یا مستقیما به کشور مورد نظرش در اروپا، امریکا یا استرالیا می‌رود و یا به یکی از کشورهای یونان، ترکیه یا مالزی رفته و در آنجا به دفتر سازمان ملل مراجعه کرده و تقاضای پناهنده​گی‌اَش را با ارائه‌ی دلائل​اَش ارائه می‌کند.

زمانی‌که یک انسان از مرز ایران خارج و وارد کشور ترکیه شد، پروسه‌ی پناهنده​گی‌اَش شروع می‌شود. ورود به ترکیه دو حالت دارد، افراد یا باید به صورت قانونی به ترکیه بیایند یا به صورت قاچاق از مرزهای کوهستانی مناطق کُرد‌نشین.

اگر از راه قانونی وارد شوند باید در اولین فرصت خود را به کمپ پناهنده​گان سازمان ملل متحد واقع در آنکارا معرفی کنند. اگر به صورت قاچاق وارد شوند باید خود را به اداره​ی پلیسِ امنیت اولین شهری که پس از ایران به آن وارد شده‌اند معرفی کنند. تا چند سال قبل وضعیت کسانی ‌که قاچاقی وارد خاک ترکیه می‌شدند کمی متفاوت بود اما از سال 2010 این روند کمی تغییر کرد و قوانینی مانند این​که «کسانی‌ که به صورت قاچاق وارد شده‌اند را به شهری می‌فرستند که بعد از مرز ایران وارد آنجا شده‌اند» و یا «کسانی‌که قاچاق وارد شده‌اند در اولویت قرار دارند و موضوع قاچاق وارد شدنشان می‌تواند برای اثبات حرف‌هایشان دلیلی باشد» حذف شده و تقریبا کسانی‌که قاچاق وارد خاک ترکیه می‌شوند و کسانی‌که قانونی از راه​های هوائی یا زمینی می‌آیند از یک حقوق برخوردارند.

وقتی انسان​ها به ترکیه وارد می‌شوند، ترکیه فقط برای آن​ها خاکی است که باید مدتی را در آنجا بلا تکلیف بمانند تا سازمان ملل به آن​ها پاسخ بدهد و کشوری برایشان مشخص شود و به کشور سوم منتقل شوند(البته درصورتی‌که بتوانند از سازمان ملل قبولی بگیرند).

ادامه‌ی پروسه‌ی پناهنده​گی در کشور ترکیه بدین صورت است که پس از این​که برای اولین بار به دفتر سازمان ملل در آنکارا مراجعه کردید، مدت زمان چند ساعتی را باید پشت درب منتظر باشید، حال می‌خواهد در گرمای تابستان باشد یا در برف و کولاک زمستان یا سوز و سرمای پائیز. هیچ فرقی به حال مامورین سازمان ملل ندارد و زن و کودک، پیر و جوان ساعت​ها در شرایط آب و هوائی مختلف پشت درب‌های بسته‌ی سازمان ملل تنها برای گرفتن یک وقت برای مصاحبه منتظر می‌مانند.

از همان اولین روز شما شاهد چگونه​گی لِه شدن حق انسان‌ها توسط کسانی که ادعای حمایت از حقوق بشر را دارند خواهید بود. پس از چند ساعت که مدارکتان را گرفتند دوباره به صف خواهید شد و یک برگه به شما داده می‌شود که در آن تاریخ و ساعت پیش‌مصاحبه را نوشته‌اند. معمولا تاریخ پیش‌مصاحبه یک هفته الی بیست روز است. در این مدت یا باید کسی را در ترکیه داشته باشید که چند روزی در منزل وی بمانید و یا این​که با گرانیِ وحشتناک ترکیه طوری کنار بیایید و در هتل​ها و مسافرخانه‌های درجه پایین زنده​گی کرده و هزینه‌ی سه یا چهار ماه زنده​گی در ترکیه را در عرض این بیست روز خرج کنید. چراکه در این مقطع از پروسه‌ی پناهنده​گی هنوز سازمان ملل برای پناه​جویان «شهر» مشخص نکرده و مشخص نیست در کدام شهر ساکن خواهند شد. چه بسیار پناه‌جویانی که بدون هماهنگی با سازمان ملل با همسر و فرزندانشان به شهرهای دیگر می‌روند، در آنجا منزل اجاره می‌کنند و وسایل زنده​گی فراهم می‌نمایند ولی بعد از گذشت چند روز وقتی برای پیش​مصاحبه به سازمان ملل می‌روند آن​ها را به شهری دیگر می​فرستند و حتا اگر پناه​جو گریه هم بکند و حتا التماس کند و به دست و پایشان بیفتد هم فایده‌ای نخواهد داشت.

پس از این​که مدت زمانی‌که برای پیش‌مصاحبه تعیین شده تمام شد، پناه‌جویان باید به سازمان ملل مراجعه کنند برای ثبت نام و پیش‌مصاحبه. معمولا ساعت پیش‌مصاحبه در برگه‌ای که در هنگام اولین مراجعه به پناه‌جویان داده می‌شود ساعت هشت صبح ذکر شده. پناه‌جویان از ساعت هفت‌و‌نیم و گاه زودتر جلوی درب سازمان ملل حضور میابند؛ باز هم مانند بار گذشته باید تا حدود ساعت ده صبح منتظر بمانند. زن و بچه و پیر و جوان و سالم و بیمار را در هرگونه شرایط مختلف آب و هوایی باز هم به صف می‌کنند. جلوی درب سازمان ملل یک سایه‌بان هست و دو نیمکت برای نشستن. کسانی‌که خارج از آن محدوده بمانند یا باید زیر آفتاب باشند یا زیر برف و باران خیس شوند.

بعد از این​که درب باز شد، به نوبت پناه‌جویان وارد می‌شوند، یکی‌یکی از درب کوچکی وارد محل بازرسی بدنی می‌شوند و از جیب‌ها تا کیف‌ها بازرسی می‌گردد. سیگار، کیف و تمام وسائل از قبیل موبایل و … را از آن​ها می‌گیرند و در یک کمد قرار می‌دهند و در واقع به پناه‌جویان فقط چند برگ کاغذ داده می‌شود که مرتبط با پرونده‌شان باشد. از این لحظه به بعد درب سازمان ملل بسته می‌شود، با پناه‌جویان معامله‌ی زندان، زندانی و زندان‌بان می‌شود و تا زمانی‌که مامورین سازمان ملل اجازه ندهند کسی حق خروج ندارد و معمولا کسانی‌که ساعت یازده کارشان تمام شده و کسانی‌که ساعت پنج بعدازظهر کارشان به اتمام رسیده باشد در یک زمان و حدود ساعت شش بعد از ظهر وقتی درب باز می‌شود می‌توانند بروند و تمام این مدت را باید داخل یک اتاق بمانند. در ابتدای روز پیش‌مصاحبه به پناه‌جویان یک برگ کاغذ می‌دهند که باید دلیل خروج از کشور مبدا را مختصرا در چند خط توضیح دهند و بنویسند که اگر به کشورشان بازگردند چه خطری ممکن است تهدیدشان کند. سپس این کاغذها را جمع‌آوری می‌کنند و باید پناه‌جو منتظر باشد تا از طبقه‌ی بالا صدایش بزنند.

پناه‌جویان وقتی به طبقه​ی بالا می‌روند با رفتاری خوب از آن​ها مشخصات‌شان پرسیده می‌شود و سپس دلیل آمدن و علت تقاضای پناهنده​گی‌شان را می‌پرسند و فردی که سئوال می‌کند این مشخصات و گفته‌ها را تایپ کرده و فقط دو سه سئوال مبنی بر «علت آمدن‌تان به ترکیه»، «اگر بازگردید چه خطری تهدیدتان می‌کند» را پرسیده و سئوال اضافی از پناه​جو پرسیده نمی‌شود و طوری وانمود می‌کنند که آن​ها فقط به مشکلات شما گوش می‌دهند و قصد کمک و هم​دردی با انسان‌ها را دارند! سپس پناه‌جو به طبقه‌ی پایین می‌رود و منتظر می‌شود تا برگه‌ای به وی داده شود که در آن تاریخی برای مصاحبه‌ی اصلی وی ذکر گردیده و برگه‌ای دیگر که شهر سکونت​اَش را در آن ذکر کرده‌اند. تاریخ بین پیش‌مصاحبه تا مصاحبه‌ی اصلی از یک‌ماه تا یک‌سال متغیر است. این موضوع قانون خاصی ندارد و مشخص نیست که طبق چه اصل یا اصولی این تاریخ مشخص می‌گردد. البته در دفترچه‌ای که به‌شما داده می‌شود نوشته شده پروسه‌ی پناهنده​گی ممکن است از سه ماه تا سه سال به‌طول بیانجامد اما چه بسیار کسانی‌که تا پانزده سال در ترکیه بلاتکلیف مانده‌اند!

پس از اتمام پیش‌مصاحبه پناه‌جویان برای اسکان و تهیه‌ی منزل و آغاز یک زنده​گی موقت و سرشار از مشکلات متعدد باید به شهرهایی بروند که سازمان ملل با هماهنگی پلیسِ امنیت ترکیه آنان را می‌فرستد. در این هنگام پناه‌جو نامه‌ای پس ‌از ‌پیش​مصاحبه دریافت کرده که روی آن شماره پرونده و عکس وی نیز موجود است و با آن نامه باید خود را به پلیس ترکیه معرفی کند. پناه‌جویان پس از انجام مراحل قانونی که شامل ثبت‌نام در پلیس اتباع خارجه، انگشت‌نگاری، پرداخت هزینه‌ی اقامت(پول خاک) و هزینه‌ی ویزا است و … که توسط پلیس برای آنان شرح داده می‌شود باید زنده​گی‌شان را در آن شهر آغاز کرده و منتظر رسیدن روز مصاحبه اصلی باشند. در روز مصاحبه‌ی اصلی نیز پناه​جویان باید در محلی که قبلا توضیح داده شد بایستند و منتظر بمانند تا بعد از به صف ایستادن و بازرسی بدنی وارد سازمان ملل شوند.

سپس باید منتظر بمانند طبق شماره سری که به انها داده شده به طبقه‌ی بالا رفته و با حضور یک نفر که خود را وکیل‌شان معرفی می‌کند و با یک اسم مستعار خود را معرفی می‌کند مصاحبه‌شان آغاز گردد. اولین نکته‌ای که باید در این‌جا به آن اشاره کنم این‌است که آن فردی که خود را وکیل پناه‌جو معرفی می‌کند در همان ابتدا اولین دروغ​اَش را تحویل پناه‌جو می‌دهد، چرا که اولا وی وکیل پناه‌جو نیست بل​که وکیل سازمان ملل است، مسئول پرونده‌ی پناه‌جوست و نقش پلیس سیاسی را برای پناه‌جو ایفا کرده و بعد از بازجویی از پناه‌جو، گزارش و نظرش را به سازمان ملل ارائه می‌کند تا پرونده به کمیته‌ی تصمیم‌گیری رفته و درمورد پرونده‌ی پناه‌جو تصمیمات لازم اتخاذ گردد.

در ابتدا مصاحبه یا همان بازجوئی با برخوردی خوب از سوی مصاحبه کننده آغاز می‌گردد و این قول نیز به‌شما داده می‌شود که تمام حرف‌هایی که شما در اینجا بیان می‌کنید به‌طور محرمانه نزد ما باقی خواهد ماند. سپس اسم و مشخصات شما را چک کرده و از شما می‌پرسند چرا ایران را ترک کردید و تقاضای پناهنده​گی دادید که بازجوئیِ اصلی از این مرحله شروع می‌گردد. سپس وقتی مصاحبه کننده با شما مصاحبه می‌کند تمام حرکات صورت و دست‌هایتان را زیر نظر دارد و گه‌گاه سئوالاتی می‌پرسد که باعث شوکه شدن شما شود. بعضی اوقات از شما سئوالاتی پرسیده می‌شود یا چیزهایی به‌شما می‌گوید که شما را عصبانی کند و به طور کلی در شرایط مختلف روحی شما را قرار می‌دهد تا عکس‌العمل شما را در مقابل شرایط مختلف ببیند. مصاحبه‌ی اصلی پناه​جویان ممکن است از یک ساعت تا هشت ساعت به​طول بیانجامد و این بسته​گی به نوع پرونده و کیس ارائه شده دارد و در برخی موارد حتا مصاحبه‌ی اصلی به جلسات بعدی نیز کشیده می‌شود.

پناه‌جو باید مصاحبه‌کننده را یک بازجوی وزارت اطلاعات «بدون شکنجه‌ی جسمی» درنظر بگیرد و بهتر است خیلی مواظب گفته‌هایش در هنگام مصاحبه باشد. چرا که وکیل از هر جمله‌ی شما ممکن است چندین سئوال بیرون بکشد. در کل مصاحبه کننده از ابتدای مصاحبه به پناه​جو به‌ چشمِ یک دروغگو نگاه می‌کند تا زمانی‌که پناه​جو اثبات کند که گفته‌هایش صحت کامل دارد. بهتر این ا‌ست که خیلی کوتاه و فقط به سئوالاتی پاسخ داده شود که پرسیده می‌شود و هرگونه توضیح اضافی و انحرافی می‌تواند باعث طرح سئوالاتی سخت‌تر و انحرافی‌تر توسط وکیل شود و به مشکل برخورد کنید. پس از اتمام مصاحبه‌ی اصلی پناه‌جویان باز تا تعطیلی سازمان ملل و اتمام وقت اداری در پشت درهای بسته باید منتظر بمانند.

باز پناه‌جو باید به شهر محل سکونتش بازگردد و این‌بار منتظر اعلام نتیجه از سوی سازمان ملل متحد باشد ولی این‌بار دیگر تاریخی مشخص وجود ندارد و این مرحله خیلی به‌مراتب سخت‌تر از انتظار برای رسیدن روز مصاحبه‌ی اصلی می‌باشد.

وقتی نتیجه از سوی سازمان ملل به پناه‌جو اعلام شد، باید پناه‌جو دوباره به آنکارا برود تا اول این​که جواب رد شدن یا قبولی‌اش را به​طور کتبی دریافت کند و درصورتی‌که قبول شده باشد می‌تواند در مصاحبه​ی کشوری هم حضور یابد تا کشورهایی پیشنهادی‌اش را به سازمان ملل اعلام نماید. هرچند که این چندان تاثیری در تعیین کشور سوم ندارد و سازمان ملل است که تصمیم می‌گیرد پناه‌جو باید به کدام کشور منتقل گردد.

پس از مدتی که باز هم مشخص نیست چقدر به‌طول بیانجامد در سایت سازمان ملل و در بخشی که نتیجه‌ی پرونده اعلام می‌گردد نام سفارت کشوری که پرونده‌ی شما به آن‌جا فرستاده شده درج می‌گردد و پس از مدتی نیز طی یک تلفن به‌شما اعلام می‌گردد که در یک تاریخ مشخص جهت مصاحبه با سفارت کشور مربوطه به آنجا بروید. پس از مصاحبه​ی کشوری طبق گفته‌ی سازمان ملل دو الی هشت ماه طول می‌کشد تا پناه‌جو به کشور سوم منتقل شود ولی هستند کسانی‌که بعد از مصاحبه​ی کشوری تا سه سال هم در ترکیه بلاتکلیف مانده‌اند تا به کشور سوم منتقل شوند. حال اگر پناه‌جویی رد شد و جواب استیناف گرفت یا باید به کشورش بازگردد و یا این​که به نتیجه اعتراض نماید که می‌تواند با مراجعه به سازمان ملل و ارائه‌ی درخواست اعتراض به «نتیجه‌ی اعلام شده» به سازمان ملل اقدامات لازم را انجام دهد که در این‌صورت نیز عموما حداقل شش ماه طول می‌کشد تا پرونده دوباره به جریان بیافتد.

درست است که اصولا باید مراحل پناهنده​گی در کشورهای مختلف یکی باشد اما شواهد چیز دیگری را بیان می‌کند.

مروری به وضعیت پناهنده​گی در هندوستان و مالزی

در کشور هندوستان که سازمان ملل و پلیس به طور کامل در دست مافیایی قدرت​مند می‌باشد برای پناهنده​گان شرایطی بس اسف​بارتر از ترکیه وجود دارد. در این کشور چیزی بنام پروسه‌ی پناهنده​گی به طور مشخص و معین وجود ندارد. شرایطی بسیار سخت از نظر مادی و معنوی گریبان‌گیر پناه‌جویان می‌باشد. بیکاری و نبودِ کار، باندهای مافیایی، زورگیری، رشوه، گرسنه​گی و فقر بیداد می‌کند. به طور کلی طبق آمار در سال گذشته بیش از پانصد ایرانی به دفتر سازمان ملل در هندوستان مراجعه کرده و تقاضای پناهنده​گی نموده‌اند، کشور هندوستان از جمله کشورهایی است که کنوانسیون حقوقیِ پناه‌جویان را امضاء نکرده و برنامه‌ی خاص و مشخصی برای پناه‌جویان ندارد. البته پناه‌جویانِ بنگلادشی بیش​ترین آمار را در میان پناه‌جویان ساکن در هندوستان دارند و مشکل دولت هندوستان اکثرا با آن​هاست. اما همان‌طور که گفته شد دولت هندوستان هیچ تعهدی در قبال پناه‌جویان ندارد و هر لحظه ممکن است آنان را به کشورهایشان بازگرداند. اصولا در کشور هندوستان پروسه‌ی پناهنده​گی حداقل یک سال و نیم به‌طول می‌انجامد.

اما اشاره‌ای داشته باشیم به مالزی. کشور مالزی نیز شرایطی مشابه هندوستان دارد. این کشور نیز کنوانسیون حقوق پناهنده​گان را امضاء نکرده است و هیچ‌گونه تعهد و برنامه‌ی خاصی برای پناه‌جویان ندارد. پناه‌جویان در شرایط سختی که در مالزی حاکم است باید صبر کنند تا سازمان ملل آنان را به عنوان پناهنده بپذیرد و به کشور سوم منتقل کند. در این کشور نیز قانون خاصی برای پروسه‌ی پناهنده​گی وجود ندارد و تاریخ پیش مصاحبه به‌تازه​گی برای هفت ماه بعد از مراجعه اولیه صادر می‌شود. پلیس با پناه‌جویان ایرانی رفتار بسیار بد و وحشیانه‌ای دارد. آنان را بدون علت دست​گیر، شکنجه، زندانی و یا دیپورت می‌کنند. سازمان ملل نیز در این بین هیچ کاری انجام نمی‌دهد. حتا رفتار ماموران سازمان ملل نیز با پناه‌جویان خوب نیست. به ایرانیان به‌چشم افرادی خائن نگاه می‌کنند که از یک کشور بسیار خوب به آن​جا پناه آورده‌اند و از زیر سایه‌ی حکومتی الهی فرار کرده‌اند. چه بسیار دیده شده که پناه‌جویان ایرانی را در خیابان به بهانه‌های متعدد دست​گیر می‌کنند و بعد از شکنجه آنان را به باندهای مافیایی مواد مخدر وصل می‌کنند.

وضعیت پناه‌جویان مالزی را با گفته‌ی معاون وزیر امور خارجه‌ی این کشور به‌پایان می‌برم چراکه با خواندن سخنان ایشان نیازی به توضیح بیشتر در این‌باره نخواهد ماند. چندی پیش «کهیلان پیلای» وزیر امور خارجه‌ی مالزی در مجلس مالزی گفت: «مالزی قانون خاصی برای پناهنده​گان و پناه‌جویان ندارد. مسائل مرتبط با پناهنده​گان تحت قانون مهاجرت بررسی می‌شود که در آن پناهنده​گان به عنوان مهاجران غیر‌قانونی محسوب می‌شوند !!!»

باز هم ترکیه

در زیر اشاره‌ای به مشکلات زندگی ، امنیت ، رفتار پلیس ، ثبت‌نام در اداره‌ی پلیس و موارد دیگر خواهیم داشت.

عمده‌ترین مشکل پناه‌جویان ساکن در ترکیه مسئله‌ی مادی است. پناه‌جویان در کشور ترکیه اجازه‌ی کار ندارند. برخی کار سیاه می‌کنند ولی اگر توسط پلیس دست​گیر شوند با جرائم سنگینی روبرو خواهند شد. البته کار سیاه هم درآمد چندانی ندارد. اصولا کار سیاه برای پناه‌جویان و پناهنده​گان با ترجیح کارفرما به‌منظور استثمار بیشتر و دست​مُزد کمتر صورت می‌گیرد. به عنوان مثال در شهر بازی کسی که مسئول یکی از وسایل بازی مانند چرخ و فلک است باید حدود 16 ساعت کار کند تا بیست لیر(معادل 10 یورو)مزد بگیرد. یعنی انسان طوری استثمار می‌شود که نه برای خود، بل​که تنها برای افزودن به سرمایه‌ی سرمایه‌داران -که در چهره‌ی کارفرما یا پیمان‌کار است -زنده​گی می‌کند چراکه یا در حال کار است یا خواب برای بازتولید نیروی کار از دست رفته.

هنگام مراجعه به پلیس برای ثبت‌نام، پلیس از پناه‌جویان چیزی حدود پانصد دلار بابت هزینه‌ی شش ماه اقامت، پول دفترچه‌ی اقامت و هزینه‌ی ویزا می‌گیرد و سپس به پناه‌جویان دفترچه‌ی اقامت می‌دهد. پس از آن نیز پناه‌جویان هر شش ماه یک‌بار حدود 220 دلار باید برای هر نفر هزینه‌ی اقامت بپردازند. هزینه‌های درمانی، اجاره‌ی مسکن، هزینه‌ی گاز و برق در ترکیه برای یک پناه‌جو که حق کار کردن و در نتیجه درآمدی ندارد بسیار بالاست. برای ارزان‌ترین خانه‌های قابل سکونت حدود سیصد لیر اجاره باید پرداخت. سیصد لیر هم پولِ پیش می‌گیرند و سیصد لیر هم بنگاه می‌گیرد. یک ورق قُرص مُسکن حدود ده هزار تومان است و هزینه‌ی درمان یک سرماخورده​گی حدود صد دلار. در زمستان دست کم باید حدود صد‌و‌چهل‌هزار‌تومان و گه‌گاه تا دویست‌هزار‌تومان هزینه‌ی گاز پرداخت شود و …. این​ها نمونه‌ای بود از مشکلات مادی در ترکیه برای پناه‌جویان.

در این میان به‌غیر از فرمانداری هیچ نهادی به پناه‌جویان کمک مادی نمی‌کند. البته فرمانداری هم پولی نمی‌دهد که بتوان با آن حتا قبض‌های آب و برق و گاز را پرداخت کرد. فرمانداری در هر شهر پس از این​که پناه‌جو پول خاک را پرداخت کرد به وی بعد از این​که مامورانش به منزلِ پناه‌جو آمده و مطمئن شدند که پناه​جو به کمک مالی نیاز دارد هر دوماه یک‌بار دویست لیر (صد یورو) کمک می‌کند که در ماه‌های اخیر این مدت به سه ماه افزایش یافته است. هر سه ماه یک​بار دویست لیر به ‌معنای ماهیانه هفتاد لیر است که تقریبا فقط با آن می‌توان هزینه‌ی قبض برق را پرداخت نمود. البته این مبلغ برای خانواده و افراد مجرد فرقی ندارد. یعنی به یک خانواده​ی پنج نفره نیز همین مبلغ تعلق می‌گیرد و به یک فرد مجرد که تنها زنده​گی می‌کند نیز همین مبلغ! دیگر هیچ نهادی به پناه​جویان هیچ‌گونه کمکی نمی‌کند و عمدتا بزرگ‌ترین مشکلی که پناه‌جویان با آن مواجه هستند مسائل مادی و معیشتی است.

می‌دانیم که ترکیه کشوری است که از توریسم درآمد خوبی دارد. این​طور که مشخص است حکومت ترکیه از پناه‌جویان به‌عنوان توریست بهره می‌برد. به‌عبارتی پناه‌جویان به ترکیه می​آیند، به‌صورت پیش‌پرداخت هر شش ماه یک‌بار هزینه‌ی اقامت(پول خاک)پرداخت می‌کنند، مجبورند از خارج از ترکیه پول به ترکیه سرازیر کنند و در این کشور با توجه به این‌که اجازه‌ی کار نیز ندارند گذران زنده​گی کنند.

اصولا سازمان ملل باید به پناه‌جویانی که قبولی گرفته‌اند و به عنوان پناهنده شناخته می‌شوند کمک مالی کند. اما متاسفانه این موضوع نیز در ترکیه به صورت فرمالیته است. بدین‌صورت که بعد از گرفتن برگه​ی قبولی از سازمان ملل پناهنده​گانی که درخواست کمک مالی می‌کنند، برای مصاحبه‌ای تحت عنوان مصاحبه​ی مالی وقت می‌گیرند. وقتی برای این موضوع به سازمان ملل مراجعه کردند سئوالاتی مشخص از آن​ها پرسیده می‌شود که نیازی به پرسیدن ندارد چرا که کارمندان سازمان ملل از هرکس بهتر می‌دانند در ترکیه چه می‌گذرد و برای گذران زنده​گی ساده‌ی یک پناهنده چقدر هزینه لازم است. سپس یک فرم پُر می‌شود و اصولا طبق آمار از بین هر یک​صد نفر تنها به یک نفر کمک مالی از سوی سازمان ملل صورت می‌گیرد و آن کمک نیز جواب‌گوی تنها گوشه‌ای از احتیاجات وی می‌شود.

اما مسئله‌ی پلیس! همه​گان می‌دانند که اکثر افرادی که در اداره‌ی پلیس در سراسر جهان استخدام می‌شوند اولا از فیلترهای حکومتی عبور می‌کنند، دوم این​که افرادی هستند که به‌علت نبودِ کار و یا فقر و اجبار در اداره‌ی پلیس درخواستِ استخدام می‌کنند. موضوع اصلی اما این است که «پلیس در سراسر دنیا برای سرکوب مردم تربیت می‌شود» و آموزش‌های گوناگونی در این زمینه می‌بیند. حال پلیس ترکیه که سال‌هاست زیر نظر سیستمی آموزش می‌بینند که در دنیا جزء ارتجاعی‌ترین سیستم‌های حکومتی است. متاسفانه پلیس ترکیه یکی از سرکوب​گرترین پلیس‌های دنیاست. بارها اخباری مبنی بر ضرب و شتم، دست​گیری، شکنجه، درخواست رشوه و حتا اخیرا کشتار و دفن دسته جمعی حدود چهل پناه‌جو را شنیده‌ایم. این خود مدرکی است علیه حقوق بشر و دمکراسی​یی که حکومت ترکیه از آن دم می‌زند.

در شهرهای مرزی مانند «وان» رفتار پلیس به مراتب خشن‌تر از شهرهای دیگر است. البته پلیس استانبول هم از این موضوع مبرا نیست و رفتار وحشیانه‌ای با پناه‌جویان دارد. البته این‌را نیز باید اضافه کرد که در اکثر موارد کسانی مورد سرکوب و بدرفتاری پلیس ترکیه قرار می‌گیرند که بعد از خروج از کشورشان نیز هم​واره در مقابل حق و حقوق انسانی‌شان مبارزه می‌کنند و از له شدن ابتدایی‌ترین حقوق انسانی‌شان به ساده​گی نگذشته و آن​را طلب می‌کنند. در کشور ترکیه رفتار پلیس با نیروهای مترقی و مخصوصا فعالین سیاسی چپ بسیار مغرضانه است. این افراد همواره تحت تعقیب و کنترل نیروهای پلیس سیاسی و اطلاعاتی ترکیه هستند و همیشه خطر آن​ها را تهدید می‌کند. پلیس ترکیه با توجه به فعالیت‌های احزاب چپ ترکیه به نیروهای چپ و مترقی و انقلابی ایران نیز حساسیت خاصی دارد. به‌عبارتی دیگر اگر یک فعال سیاسی چپ در ایران فقط از طرف جمهوری اسلامی خطر جانی تهدیدش کند، در ترکیه هم از طرف جمهوری اسلامی ممکن است جانش تهدید شود و هم از طرف اطلاعات و یا پلیس ترکیه.

ترکیه کشوری است که پلیس نمی‌تواند برای شهروندان خودش امنیت ایجاد کند و مشکل امنیت امروزه یکی از معضلات مردم ترکیه است. پناه‌جویان را نیز در این کشور خطرات فراوانی تهدید می‌کند. کشور ترکیه با جمهوری اسلامی قرارداد امنیتی امضاء کرده و اگر بخواهد می‌تواند پناه‌جویان سیاسی را به ایران دیپورت کند. البته حکومت ترکیه و پلیس همواره از این موضوع برای منت گذاشتن بر پناه‌جویان ایرانی استفاده می‌کند و به آن​ها می‌گوید «ما به شما لطف می‌کنیم» یا «ما حقوق بشر و دمکراسی را رعایت می‌کنیم که شمارا دیپورت نمی‌کنیم» اما موضوع چیز دیگری است. حکومت ترکیه با یک سیاست هم از توبره می‌خورد و هم از آخور! علت این موضوع این‌است که اگر چنان‌چه ترکیه پناهنده​گان را دیپورت کند از آن طرف برای پیوستن​اَش به اتحادیه‌ی اروپا به مشکل برخورد می‌کند و مورد انتقاد غرب قرار می‌گیرد. البته این بماند که حکومت‌های غرب نیز رفتار چندان خوبی با پناه‌جویان و مهاجران ندارند و این را همه​گان می‌دانند که در اروپا و امریکا بر پناه‌جویان و مهاجرین چه می‌گذرد.

در طول تاریخ کشور ترکیه همواره این کشور برای پناه‌جویان کشوری نا‌امن بوده است. نیروهای اطلاعاتی رژیم همیشه در ترکیه حضور داشته‌اند و در این اواخر نیز با‌ توجه به متزلزل شدن وضعیت سیاسی و امنیتی رژیم جمهوری اسلامی حضورشان بیشتر شده. تهدیدهای تلفنی، ایمیلی و حتا حضوری غیر مستقیم و مستقیم، ضرب و جرح پناه‌جویان سیاسی، مرگ​های مشکوک و … از جمله مشکلات امنیتی است که در ترکیه وجود داشته و دارد. به عنوان مثال می‌توانیم به مرگ مشکوک «قاسم​علی​رادپور» در شهر «آفیون» در آذرماه 1388 ، مورد ضرب و شتم قرار گرفتن مریم صابری در شهر قیصریه(کایسری) و مورد اصابت ضربات متعدد چاقو قرار گرفتن «امید گلباز» در تاریخ 23 آبان 1389 اشاره کرد. البته این تنها گوشه‌ای از ده‌ها مواردی بود که در ترکیه صورت گرفته و می‌گیرد. در این بین نه سازمان ملل و نه پلیس ترکیه هیچ‌گونه اقدامی انجام نمی‌دهد . حتا اگر پناه‌جویی با در دست داشتن مدارکی که اثبات کند جانش در خطر است به پلیس ترکیه و یا سازمان ملل مراجعه کند هیچ اقدامی صورت نمی‌گیرد برای حفظ جان وی.

حال این‌که چه می‌توان کرد یا بهتر است بگوئیم «چه باید کرد» ؟

تنها کاری که پناه‌جویان ساکن در ترکیه می‌توانند بکنند ایستادن در مقابل ظلم و ستمی است که بر آن​ها روا می‌شود از راه​های قانونی. همواره نیروهای مبارز و مترقی باید از قوانین حکومت‌های سرمایه‌داری به نفع خود و مبارزه‌شان بر ضد این حکومت‌ها استفاده کنند و تا سرحد ممکن با سلاح سرمایه‌داران ضرباتی به آن​ها بزنند. مشکلات پناه‌جویان را باید منعکس کرده و تا جایی که می‌توانیم افشاگری کنیم.

و اما مهم‌ترین مسئولیت بر عهده‌ی هم​وطنان ساکن در کشورهای امن اروپایی و آمریکا و کاناداست. این هم​وطنان باید با استفاده از اطلاعاتی که پناه‌جویان ساکن در ترکیه به آن​ها می‌رسانند و افشاگری‌هایی که صورت می‌گیرد توسط نامه‌های اعتراضی، تجمعات معترضانه و برگزاری میتینگ‌ها و جلسات دست به دست یک​دیگر داده و نهادهای حقوق بشر را در سراسر دنیا مجبور به رسیده​گی به وضعیت پناه‌جویی در کشور ترکیه بکنند.

به‌امید روزی‌که که دیگر کسی مجبور نباشد کشورش را برای نجاتِ جان ترک کند، به‌امید روزی‌که دنیا وطنمان باشد.

توماج

شنبه ، بیست و نهم آبان 1389

وبلاگ پروسه
http://www.process2010.blogspot.com

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s

این وب‌گاه برای کاهشِ هرزنامه‌ها از Akismet استفاده می‌کند. در موردِ نحوهٔ پردازشِ داده‌هایِ دیدگاهتان بیشتر بدانید.

اطلاعات

این ورودی در 30 نوامبر 2010 بدست در اشتراک - eshtrak فرستاده شد.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: